بازی پیشگو 9786222480639

کتاب بازی پیشگو نوشته بروس بوئنو د مسکیتا، به پیش‌گویی‌های سیاسی و بررسی نظریه بازی‌ها در تحلیل‌های سیاسی و مذاکرات بین‌

183 56 5MB

Persian Pages 473 [464] Year 1398

Report DMCA / Copyright

DOWNLOAD FILE

بازی پیشگو
 9786222480639

Citation preview

‫بازی پیشگو‬

‫نويسنده‪:‬‬ ‫بروس دی مسکویتا‬

‫مترجم‪:‬‬ ‫ابوالفضل محمدی‬

‫دانشگاه و پژوهشگاه عالي دفاع ملي و تحقيقات راهبردی‬ ‫تهران ـ ‪8931‬‬

‫سرشناسه‬

‫‪:‬‬

‫بوئنو د مسکیتا‪ ،‬بروس‪ - ۶۴۹۱ ،‬م‪Bueno de Mesquita, Bruce .‬‬

‫عنوان و نام پديدآور‬

‫‪:‬‬

‫بازی پیشگو‪/‬نويسنده بروس دی مسکويتا ؛ مترجم ابوالفضل محمدی ؛ ويراستار علمی داود کريمیپور‪.‬‬

‫مشخصات نشر‬

‫‪:‬‬

‫تهران‪ :‬دانشگاه و پژوهشگاه عالی دفاع ملی و تحقیقات راهبردی‪ ،‬مرکز انتشارات راهبردی‪.۶۹۴۱ ،‬‬

‫مشخصات ظاهری‬

‫‪:‬‬

‫‪ ۹۷۹‬ص‪.‬‬

‫شابک‬

‫‪:‬‬

‫‪۴۷۱-۱22-2۹۱-0۱۹-۴‬‬

‫وضعیت فهرست نويسی‬

‫‪:‬‬

‫فیپا‬

‫يادداشت‬

‫عنوان اصلی‪Predictioneer's game : using the logic of brazen self-interest to see and :‬‬ ‫‪:‬‬ ‫‪.shape the future,2009‬‬ ‫نظريه بازیها‬ ‫‪:‬‬ ‫‪Game theory‬‬ ‫‪:‬‬

‫موضوع‬ ‫موضوع‬

‫‪:‬‬

‫موضوع‬

‫‪:‬‬

‫انسان اقتصادی‬ ‫‪Economic man‬‬

‫موضوع‬ ‫شناسه افزوده‬

‫‪:‬‬

‫دانشگاه و پژوهشگاه عالی دفاع ملی و تحقیقات راهبردی‪ .‬مرکز انتشارات راهبردی‬

‫رده بندی کنگره‬

‫‪:‬‬

‫‪HB۶۹۹‬‬

‫رده بندی ديويی‬

‫‪:‬‬

‫‪۹0۹/۹۴0۶۵۶۴۹‬‬

‫شماره کتابشناسی ملی‬

‫‪:‬‬

‫‪۵۴۹۱۱0۹‬‬

‫بازی پیشگو‬

‫تأليف‪ :‬بروس دی مسکويتا‬ ‫ترجمه‪ :‬ابوالفضل محمدی‬ ‫ویراستار ادبي‪ :‬سمیه سلیمیان ريزی‪ ،‬مهدی يوسفی‬ ‫ویراستار علمي‪ :‬داود کريمیپور‬ ‫ناظر ویراستاری‪ :‬مرتضی چشمه نور‬ ‫صفحهآرا‪ :‬محمد يوسفی‬ ‫طراح جلد‪ :‬زهرا مهدوی‬ ‫نوبت چاپ‪ :‬اول‪8931 -‬‬ ‫ناشر‪ :‬انتشارات دانشگاه و پژوهشگاه عالی دفاع ملی و تحقیقات راهبردی‬ ‫شمارگان‪ 8111 :‬نسخه‬ ‫قيمت‪ 111111 :‬ريال‬

‫همه حقوق چاپ و نشر اين کتاب محفوظ است‪.‬‬ ‫انتشارات دانشگاه و پژوهشگاه عالي دفاع ملي و تحقيقات راهبردی‬

‫نشاني انتشارات‪ :‬تهران‪ .‬ضلع شمالی بزرگراه شهید بابايی‪ ،‬بعد از اتوبان هنــگام‪،‬‬ ‫دانشگاه و پژوهشگاه عالی دفاع ملی و تحقیقات راهبردی‪ ،‬انتشارات دانشگاه عالی دفـاع‬ ‫ملی‬ ‫تلفن ‪ 44301929‬نشاني اینترنتي‪www.sndu.ac.ir :‬‬

:‫اين کتاب ترجمهاي است از‬ The Predictioneer's Game Autothors: Bruce Bueno de Mesquita Publisher: The Random House Publishing Group Date: 2009

‫سخن ناشر‬ ‫دانشگاه و پژوهشگاه عالي دفاع ملي و تحقیقات راهبرردي هرهعنراا سرازوکاري‬ ‫علمي و سازماني در تاسعه ادهیات راهبردي و آمازش مديرا عالي کشار در حرازه‬ ‫مسائل راهبردي‪ ،‬دفاعي و امنیتي‪ ،‬ها ههرهگیري از هنیا ها و نظريههاي هامي‪ ،‬درصردد‬ ‫تدوين راهبردهاي تعاليهخش هه منظار تحقق اهداف منبعث از رسرالت و ممماريرت‬ ‫علمي خايش است‪.‬‬ ‫اين دانشگاه و پژوهشگاه از مراکز علمري کلیردي و حسرا‬

‫در عرصرم مسرائل‬

‫راهبردي است که از هدو تشكیل و راهاندازي آ پس از پیروزي انقربب كركاهمند‬ ‫اسبمي در صحنم آمازش مسائل دفاعي‪ -‬امنیتري هرهمنظرار کادرسرازي متناسرا هرا‬ ‫اهداف مقد‬

‫جمهاري اسبمي در سطاح مديرا عالي کشاري و لشكري پیشقدم‬

‫هاده و وظیفه خطیر خاد در جهت آمازش فرماندها و مديرا عاليرتبره کشرار را‬ ‫سرلاحه تمامي هرنامهها قرار داده است‪.‬‬ ‫اين امر هنگامي مهمتر مي نمايد که نگاهي پژوهشي و عمیق هره پیرامرا کشرار‪،‬‬ ‫منطقه و جها داكته هاكیم؛ چراکه ها ظهار تهديدات ناين در عرصه هینالملل‪ ،‬لزوم‬ ‫داكتن چنین کاناني هراي هه هنگام نگاه داكرتن مرديرا عرالي و فرمانردها نظرامي‬ ‫کامبً ملما‬

‫خااهد هاد‪ .‬از ساي ديگر ايدة ايجاد تمدني هزرگ ماجا ميكاد ترا‬

‫اين تبش و تعهد ماجا تاسعه همكاريها و ترغیا سازما هايي گرردد کره هرراي‬ ‫پیروي از اين هدف متعالي و ايجاد تحال در هرنامهها و فعالیرتهرا تالیرد و تازير‬ ‫ادهیات راهبردي را ياري نمايند‪.‬‬ ‫ها نگرش هه اين رويكرد و اهمیت ماضاع‪ ،‬لزوم تالید و تازي ادهیات راهبرردي‬ ‫در دانشگاه و پژوهشگاه که ماحصل تبش اساتید و فرهیختگا متخصر‬

‫در علرام‬

‫راهبردي و دانش آماختگاني است که ها نهايت تبش و کاكش مدت زما مفیدي از‬ ‫دورا زندگي خاد را جهت فراگیري مفاهیم و اصال علام راهبردي و تدوين رساله‬ ‫دکتري در دانشگاه و پژوهشگاه طي نمادهاند‪ ،‬نمايا ميگردد‪.‬‬ ‫در اين راستا انتشارات دانشگاه و پژوهشگاه عالي دفاع ملي و تحقیقات راهبردي‬ ‫در سه حازة مديريت راهبردي‪ ،‬دفاع ملي و امنیت ملي ها اهتمرام هره هرنامرههرا و در‬ ‫چارچاب اهداف و مفاهیم عالیه نظام مقد‬

‫جمهاري اسبمي ايرا و ترداهیر رهبرر‬

‫معظم انقبب اسبمي و فرماندهي کل قاا حضررت امرامخامنرهاي‬

‫‪ ،‬سرعي در‬

‫انتقال مفاهیم و آمازههاي خاد هه سطاح مختلف مديرا و ارکا جامعه داكته و در‬ ‫اين هستر دستهاي پرتااني که نیل هه اين اهداف را تسهیل مينمايند ههگرمري مري‪-‬‬ ‫فشارد‪.‬‬ ‫و ما توفيقُنا الّا باهلل عليه توکلنا و اليه نُنيب‬ ‫دانشگاه و پژوهشگاه عالي دفاع ملي و تحقيقات‬ ‫راهبردی‬

‫‪11‬‬

‫مقدمه‬ ‫لئاپالد دوم‪ ،1‬معروف هه پادكاه سازنده هلژيک‪ ،‬از سال ‪ 1681‬تا ‪ 1191‬در مسند‬ ‫سلطنت هاد‪ [1].‬ها اينكه سلطنت مشروطه او مانند سلطنت هسیاري از معاصرينش‪،‬‬ ‫پس از دورا سلطنت و قدرت مطلق نیز تداوم يافت‪ ،‬وي پادكاهي فاقالعاده هانفاذ‬ ‫و فعال هاد که هه آزادي‪ ،‬آهاداني و امنیت هلژيكيها کمک کرد‪.‬‬ ‫اقدامات خاب انجامكده در هلژيک در عصر پادكاهي لئاپالد تقريباً غیرقاهل‬ ‫كمارش است‪ .‬وي ها نظارت هر گسترش آزادي سیاسي از مجراي پذيرش حق رأي‬ ‫مردا هالغ در انتخاهات رقاهتي‪ ،‬کشارش را در جايگاهي مستحكم قرار داد تا هه يک‬ ‫دماکراسي مدر تبديلكاد‪ .‬در جبهه اقتصادي نیز از سیاستهاي تجارت آزاد‬ ‫حمايت کرد که اين امر هه ركد چشمگیر هلژيک ختم كد‪ .‬تالید زغالسنگ که‬ ‫ماتار صنعت اروپاي قر نازدهم محساب ميكاد هه قدري در هلژيک‪ ،‬اين کشار‬ ‫کاچک‪ ،‬افزايش يافت که تقريباً مساوي میزا تالید زغالسنگ در فرانسه هاد‪.‬‬ ‫سیاست اجتماعي نیز هسیار سري پیشرفت کرد‪ .‬تحصیبت اهتدايي اجباري كد و‬ ‫طبق قانا تحصیل سال ‪ ،21661‬دسترسي دخترا نیز هه تحصیبت متاسطه تضمین‬ ‫كد‪ [2].‬عبوههراين‪ ،‬سیاستهاي لئاپالد هیشتر از حد معمال نسبت هه اکثر مناطق‬ ‫اروپا‪ ،‬از زنا و کادکا حمايت ميکرد‪ .‬ههواسطه قاانین مصاب در سال ‪ ،1661‬هه‬ ‫کار گماكتن کادکا زير ‪ 12‬سال ممناع كد و پس از رسید هه ‪ 12‬سالگي نیز‬

‫‪1. Leopold II‬‬ ‫‪2. the 1881 School Law‬‬

‫‪12‬‬

‫روزهاي کاري آ ها هه ‪ 12‬ساعت محدود كد که اين اقدامات‪ ،‬حرکتي راديكال‬ ‫نسبت هه سیاستهاي رايج آ زما هاد‪.‬‬ ‫هنگامي که اقتصاد هلژيک هر اثر هحرا هزرگ اقتصادي سال ‪ 1681‬آسیا ديد‪،‬‬ ‫لئاپالد ها اصبحات حاميِ نیروي کار‪ ،‬نظیر اعطاي حق اعتصاب هه کارگرا که تا‬ ‫نیمقر هعد در آمريكا نسبت هه اعطاي آ مقاومت ميکردند‪ ،‬هه ههباد وضعیت افراد‬ ‫فقیر کمک کرد‪ .‬وي پروژههاي خدمات عام المنفعهاي واقعاً رويايي نظیرساختوساز‬ ‫گسترده جاده و راهآهن هه راه انداخت تا سبا کاهش هیكاري‪ ،‬گسترش كهرنشیني‬ ‫و افزايش فرصتهاي کساوکار كاد‪ .‬لئاپالد در كناخت چگانگي تقايت اكتغال‬ ‫و ككافايي اقتصادي از مجاري ايجاد زيرساخت هسیار جلاتر از فرانكلین روزولت‬

‫‪1‬‬

‫و هاراک اوهاما‪ 4‬هاد‪.‬‬ ‫لئاپالد اصبحگري هزرگ و هنیا گذار سالهاي طاالني صلح و رونق و وفار‬ ‫نعمت در هلژيک هاد‪.‬‬ ‫اما در آ زما کنگايي نیز وجاد داكت‪.‬‬ ‫ها اينكه لئاپالد هیچگاه قدم در آفريقا نگذاكت اما هر ايالت آزاد کنگا‪ 1‬حدود ره‬ ‫قر (‪ 1661‬تا ‪ )1196‬حكامت کرد‪ .‬وي ها استحصال عاجهاي هسیار گرا قیمت آ‬ ‫منطقه و سپس ههرههرداري از تجارت هسیار پرسادترِ کائاچا که در آنجا ايجاد كده‬ ‫هاد هراي خادش ثروت خلق کرد‪ .‬هرخبف هلژيک‪ ،‬در کنگا کسي هه عناا «رئیس‬ ‫‪1. Franklin Roosevelt‬‬ ‫‪4. Barack Obama‬‬ ‫‪1. Congo Free State‬‬

‫‪11‬‬ ‫کاهینه‪ »8‬يا مسامحتاً هما نخستوزير وجاد نداكت و از جمعیت حدود ‪ 19‬میلیاني‬ ‫مردم کنگا‪ ،‬هراي محدود کرد اختیارات وي رأيگیري نميكد‪ .‬از آنجا که کنگا‬ ‫ملک كخصي لئاپالد هاد‪ ،‬وي آزاد هاد تا حكمراني مطلقه خاد را که نميتاانست‬ ‫در هلژيک اعمال کند‪ ،‬در کنگا اعمال کند‪ .‬نیروي پلیس لئاپالد که «نیروي عمامي‪»8‬‬ ‫نام داكت هه کلید حكمراني کنگا تبديل كده هاد‪ .‬وظیفه اين نیرو استخراج ثروت‬ ‫هراي لئاپالد ( و هراي خادكا ) ها فراهم کرد صادرات گستردة کائاچا جهت‬ ‫تممین تقاضاي جهاني هاد‪ .‬اين گروهِ الكخارها تحت فرما كمار معدودي از‬ ‫اروپاييها هادند که هه دزديد و هرده گرفتن کنگاييها ميپرداختند تا آ ها نیز هه‬ ‫ناهم خاد و هه عناا سرهاز‪ ،‬از تممین مقادير کائاچاي (صادراتي) اطمینا حاصل‬ ‫کنند‪ .‬در نظر «نیروي عمامي»‪ ،‬نیروي کاري هردهها كیاه مرجح هراي تالید هه‬ ‫حساب مي آمد و لذا سرهازا اين نیرو اقدام هه هردهگیري از مردا ‪ ،‬زنا و کادکا‬ ‫کنگايي ميکردند‪.‬‬ ‫«نیروي پلیس» لئاپالد دستمزد کمي مي گرفت اما از طريق فراهم کرد مقادير‬ ‫کائاچا و يا تجاوز از مقادير مرهاطه حق کمیسیا زيادي کسا مي کرد‪ .‬رفتار اين‬ ‫سرهازا منادي هدهختي و فبکت‪ ،‬از پايینترين درجات آنها گرفته تا هاالترينشا ‪ ،‬هه‬ ‫هیچ قانا حكمراني هه جز قانا جنگل‪ ،‬هه معناي واقعي کلمه‪ ،‬مقید نباد و ها‬ ‫انگیزههاي مالي فراوا نظام اخذ کمیسیا ‪ ،‬از هرگانه اهزار ممكن هراي تممین مقادير‬ ‫الزم صادراتي استفاده ميکردند‪ .‬اين انگیزهها فقط كامل ثروتمند كد سرهازا‬ ‫مافق نباد هلكه كامل نیل سرهازا نامافق هه مجازات كديدي همچا ضرب و‬ ‫‪8. Chef de Cabinet‬‬ ‫‪8. Force Publique‬‬

‫‪14‬‬

‫كتم و حتي مرگ نیز مي كد ‪ .‬هراي اجتناب از اين مجازات كديد‪ ،‬پلیس هه ككنجه‪،‬‬ ‫نق‬

‫عضا و معماالً قتل افراد سطح پايینتر که تهديدي هراي تالید کائاچا هه‬

‫حساب مي آمند (يا ميكد ادعا کرد که تهديد هستند) اقدام مي کرد‪ .‬پاداشدهي‬ ‫سرهازا هه خاطر کشتن افرادي که ادعا ميكد در فعالیتهاي ضددولتي دست‬ ‫داكتهاند و همچنین لزوم كمارش گلالههاي مصرفكده سرهازا ‪ ،‬سبا ميكد تا‬ ‫آنها هه صارت درهم و آكفته سريعاً اقدام هه قط عضا افراد هيگناه کنند و از اين‬ ‫طريق كمار گلالههايشا و ههتب آ دستمزدكا را افزايش دهند؛ تا آنجا که دست‬ ‫راست زنا و کادکا را هه عناا مدرک و كاهد تبش در راستاي مناف لئاپالد‪،‬‬ ‫قط ميکردند‪ .‬كايد حدود ‪ 19‬میلیا نفر هه دستا نیروي عماميکنگا که در‬

‫جستجاي ثروت هراي لئاپالد و صدالبته هراي خادكا هادند هه قتل رسیدند‪[1 ].‬‬ ‫هرعكس سیاستهاي مترقیانم لئاپالد در هلژيک‪ ،‬عمبً کاري هراي ههباد كرايط‬ ‫کنگا انجام نشد‪ .‬جادهها فقط در جاهايي ساخته كده هادند که هه حمل کائاچا هه‬ ‫هازار کمک کنند‪ .‬سخني از قانا هاي حامي زنا و کادکا و حق اعتصاب کارگرا‬ ‫كنیده نميكد‪ .‬هه هما میزا که لئاپالد نگرا حفاظت از امنیت كهروندا هلژيكي‬ ‫هاد سعي در تضعیف امنیت كهروندا کنگايي ميکرد‪ .‬تقريباً تنها کاالي صادر كده‬ ‫هه کنگا سبحهاي «نیروي عمامي» هاد و اين در حالي هاد که مناه و ثروتهاي‬ ‫کنگا ههساي اروپا هاز ميگشت‪ .‬اين وضعیت در واق يک عدم تراز تجاري‬ ‫غیرعادي هاد و سرانجام آككار كد که لئاپالد در حال کسا ثروت از راه هردهداري‬ ‫و راههايي خیلي هدتر از هرده داري است‪ .‬در سال ‪ ،1196‬قساوتها هه حدي رسید‬ ‫که ديگر قاهلانكار نباد و لئاپالد ها هيمیلي تمام‪ ،‬سلطه و کنترل خاد هر کنگا را هه‬

‫‪11‬‬

‫دولت هلژيک سپرد‪ .‬قطعاً دولت هلژيک هه خاهي هر کنگا حكامت نكرد اما عملكرد‬ ‫آ ها در مقايسه ها لئاپالد‪ ،‬ههبادي قاهلتاجهي محساب ميكد‪.‬‬ ‫پادكاه لئاپالد دوم چگانه ميتاانست در دو مكا و در آ واحد هه كیاههاي‬ ‫کامبً متفاوتي حكامت کند؟‬ ‫هه راحتي ميتاا علت ككاف آككار كخصیتي لئاپالد– که در هلژيک يک‬ ‫كخصیت مترقي و در کنگا يک هیاال هاد‪ -‬را هه هعضي نقاي‬

‫كخصیتي و يا هه‬

‫ذهن هیمار وي نسبت دهیم‪ .‬همچنین خیلي راحت ميتاانیم حكمراني دهشتناک وي‬ ‫در کنگا را هه عناا يک رفتار نژادپرستانم عادي تاجیه و تفسیر کنیم‪ .‬اينها‬ ‫تاضیحات خاهي هه نظر ميرسند اما قط قريا هه يقین نميتاانند تصايري کلي‬ ‫ترسیم کنند‪ .‬ها اين همه‪ ،‬کافي است تنها درهارة ماهاتا سِسه سِكا‪ ،6‬لئاپارد روزگارا‬ ‫پسین کنگا‪ ،‬هیااليي در کبهي هه رنگ لئاپارد که هر زئیر‪ 1‬هیش از ‪ 19‬سال (‪1181‬‬ ‫تا ‪ )1118‬حكامت کرد‪ ،‬فكر کنید‪ .‬زماني که ماهاتا کشارش را ورككسته کرد‪،‬‬ ‫میلیاردها دالر هه سرقت هرد و صدها هزار نفر از کنگاييها را از دم تیغ گذراند‪.‬‬ ‫مطمئناً نميتاا حكمراني قاتبنم ماهاتا را هه حساب نژادپرستي او گذاكت‪ .‬آيا او‬ ‫دياانه هاد؟ كايد نه و در ضمن هه چه احتمالي هسیاري از افراد دياانه ميتاانند هه‬ ‫قدرت هرسند و عليرغم حكمراني هد و هالناکشا ‪ ،‬هراي چندين دهه در مسند‬ ‫قدرت هاقي همانند؟‬

‫‪6. Mobutu Sese Seko‬‬ ‫‪ .‬زئیر قسمتهاي عمدهاي از ايالت آزاد کنگا را تشكیل ميداد و امروزه جمهاري دماکراتیک کنگا ‪1‬‬ ‫است‪.‬‬

‫‪18‬‬

‫لئاپالد و ماهاتا انسا هايي غیرعادي نیستند‪ .‬حتي اين روزها نیز سازما ملل‬ ‫متحد گزارش ميدهد که افراد رهاده كده در جريا جنگ الما‬ ‫دستوپايشا قط كده است‪ .‬سیاستهاي مشاههي از نق‬

‫سیراللئا ‪،‬‬

‫عضا‪ ،‬ككنجه و کشتار‬

‫در زيمباوه گزارش كده و در روآندا نیز نسلکشي رخ داده است‪ .‬در عین حال نبايد‬ ‫هالاکاست و يا مارد اخیر «پال پات‪ »19‬کامباجي را فراماش کنیم که هه خاطر‬ ‫جرمهايي مانند گذاكتن عینک (هه اثبات اينكه آ ها تحصیل کرده هستند و لذا‬ ‫احتماالً تهديدي هراي رژيم هستند)‪ ،‬دستار هه قتل میلیا ها کامباجي داد‪ .‬اين‬ ‫حاکما هیاالصفت چیزي نیستند که متعلق هه گذكته هاكند‪ .‬در طال تاريخ‪ ،‬تكیهگاه‬ ‫رهبراني که مدتي طاالني در مسند قدرت هادهاند کشتار و هدهختي هاده است و اين‬ ‫گزاره هما طار که در صدها و يا هزارا سال پیش حقیقت داكته‪ ،‬امروزه نیز‬

‫حقیقت خاد را حفظ کرده است‪[4].‬‬ ‫خاب است هه رهبراني هینديشیم که حكامت صلح و رونق را هراي سالیاني دراز‬ ‫و كادما ممكن ساخته اند و تاسط مردمانشا دوست داكته كده و از انجام‬ ‫كبانهروزي کار خاب هراي مردمانشا خرسند هاده اند‪ .‬اما در حقیقت آ هايي که‬ ‫ميخااهند اداره يک کشار را هراي زماني طاالني هه دست گیرند‪ ،‬از روي ناهخردي‬ ‫هه سراغ ارتقاي صلح و آهاداني ميروند‪ .‬البته اينطار نیست که ههترکرد اوضاع مردم‬ ‫ذاتاً هراي رهبرا هد هاكد؛ نه اينچنین نیست‪ .‬اما حقیقت اين است که افزايش فساد و‬ ‫هدهختي هراي حكامت طاالني مدت ههتر است‪ .‬لئاپالد و ماهاتا در کنگا اين‬ ‫ماضاع را هه خاهي درک کرده هادند و امروزه نیز دولتها در مناطقي مانند کره‬

‫‪19. Pol Pot‬‬

‫‪18‬‬

‫كمالي‪ ،‬زيمباوه‪ ،‬ترکمنستا ‪ ،‬چاد‪ ،‬ساريه و ‪ ...‬اين ماضاع را ههوضاح درک کردهاند‬ ‫و متمسفانه فهرست نام اين کشارها ادامه دارد‪.‬‬ ‫هه نظر ميرسد رهبراني که در اعطاي زندگي‪ ،‬آزادي و كادماني هه مردم خاد‬ ‫واقعاً خاب هستند‪ ،‬غالباً هه صارت دماکراتیک انتخاب كده و لذا ها رقاهت سیاسي‬ ‫سازماندهي كدهاي مااجه ميكاند‪ .‬همچنین اين رهبرا در روالي عادي‪ ،‬پس از‬ ‫دوره کاتاهي در قدرت هاد ‪ ،‬کنار گذاكته ميكاند‪.‬‬ ‫درست است که لئاپالد چهل سال در هلژيک قدرت را هه دست داكت اما وي‬ ‫پادكاهي مشروطه هاد و اگر ميخااست در قدرت هماند ملزم هه فعالیت در محدودة‬ ‫نظام دماکراتیک حاکم هر هلژيک هاد‪ .‬هااينحال‪ ،‬ها نگاه هه دولتهاي دماکراتیک‬ ‫مدر ميهینیم که تعامل درست ها مردم هیچ تضمیني هراي طال عمر سیاسي‬ ‫محساب نميكاد‪ .‬در دورا نخستوزيري گُلدا ماير‪ ،11‬اسرائیل از نرخ ركد‬ ‫میانگین ساالنه ‪ 1‬درصدي ههرهمند هاد‪ .‬اما وي تنها چهار سال در منصا هاقي ماند‪.‬‬ ‫ايساکا ساتا‪12‬ي ژاپني که نرخ ركد ‪ 1.6‬درصدي را هراي ژاپن هه ارمغا آورد‪،‬‬ ‫کمتر از هشت سال در مسند نخستوزيري دوام آورد‪ .‬كايد مشهارترين اين دست‬ ‫افراد‪ ،‬وينستا چرچیل‪ 11‬سال ‪ 1141‬است که پس از پنج سال کار و در حالي که در‬ ‫کمتر از دو ماه از تسلیم آلما در جنگ جهاني دوم گذكته هاد و عليرغم اينكه‬

‫‪11 Golda Meir‬‬ ‫‪12 Eisaku Sato‬‬ ‫‪11 Winston Churchill‬‬

‫‪16‬‬

‫(كايد فقط ها کمي اغراق) هريتانیا را نجات داد‪ ،‬از نخستوزيري هريتانیا کنار‬ ‫گذاكت كد و جاي جاد را هه کلمنت آتلي‪ 14‬داد‪.‬‬ ‫هرعكس‪ ،‬چرا رهبراني که زندگي مردما خاد را هه هدهختي ميکشانند عماماً يا‬ ‫در هستر ميمیرند و يا تا آخر عمر هازنشستگي خاد‪ ،‬پس از اينكه هیست يا سي يا‬ ‫چهل سال و يا هیشتر در منصا قدرت هاده اند‪ ،‬در ساحلي لاکس هه استراحت و‬ ‫لمید مشغال ميكاند؟ ادعاي احتماال هحثهرانگیز من اين است که رهبرا دزد‬ ‫ساالر‪( 11‬کلپتاکراتیک) ذاتاً اهريمني و خبیث نیستند – حداقل الزامي هراي اهريمني‬ ‫هاد وجاد ندارد‪ -‬و آ رهبراني که هه امید انتخاب دوهاره‪ ،‬کارهاي هزرگي را هراي‬ ‫مردم خاد انجام ميدهند چندا هم مقد‬

‫نیستند‪ .‬اين رهبرا هراي اينكه تا نهايت‬

‫زما ممكن در قدرت همانند‪ ،‬همگي دارند کار درست را انجام ميدهند‪ .‬لئاپالد ها‬ ‫تمام آ نفرتانگیزيش‪ ،‬آنچه را هراي وي در فضاي سیاسي هي قید و هند کنگا‬ ‫ههترين هاد و همچنین آنچه را که در فضاي محدودکننده قانا اساسي در هلژيک‬ ‫ههترين هاد انجام داد‪.‬‬ ‫تفاوت میا انجام کار خاب و انجام کار هد ها تعداد مردمي تعیین ميكاد که يک‬ ‫رهبر هايد آ ها را خاكحال و راضي نگه دارد‪ .‬چرا هر رهبري هه دوستانش اجازه‬ ‫نميدهد تا مانند «نیروي عمامي» هلژيک در کنگا‪ ،‬دزدي و غارت انجام دهد؟‬ ‫رهبرا دماکراسيهاي هزرگ مقیا‬

‫نميتاانند چنین کاري کنند‪ -‬در اين صارت‬

‫رهبرا هايد هه افراد زيادي پاداش دهند تا دزدي و فساد هه نفعشا تمام كاد‪ .‬هه هیا‬

‫‪14 Clement Attlee‬‬ ‫‪11 kleptocratic‬‬

‫‪11‬‬

‫ديگر‪ ،‬سیستم دماکراتیک هه صارت مؤثر استراتژي غارت و دزدي را تحريک و‬ ‫ترويج نمي کند‪ .‬هااينحال‪ ،‬تقريباً تمام رهبرا طايل االمد (هخاانید خادکامه‪ )18‬هه‬ ‫حمايت تعداد محدودي از ژنرالها‪ ،‬کارمندا اركد دولتي و خاناادههاي خاد واقعاً‬ ‫واهسته هستند‪ .‬چا رهبرا خادکامه هراي هاقي ماند در قدرت هه اين افراد معدود‬ ‫واهسته هستند لذا قادر هستند ركاه هاي هنگفتي هه آ ها هدهند‪ .‬ها وجاد چنین‬ ‫ماقعیتهاي خاهي هراي ركاه گرفتن‪ ،‬دوستا و اطرافیا رهبرا خادکامه نسبت هه‬ ‫از دست داد امتیازاتشا ريسک نخااهند کرد‪ .‬آ ها هر کاري که الزم هاكد انجام‬ ‫خااهند داد تا رئیس در قدرت هاقي هماند‪ .‬آ ها همشهريا خاد را سرکاب خااهند‬ ‫کرد؛ رسانه آزاد را خفه و معترضا را مجازات مي کنند‪ .‬تا زماني که متصدي قدرت‬ ‫{يعني آ رهبر خادکامه}‪ ،‬تنقبت اين افراد را هه آ ها هرساند‪ ،‬آ ها نیز در حمايت‬ ‫از او اقدام هه ككنجه‪ ،‬نق‬

‫عضا و کشتار خااهند کرد‪.‬‬

‫مشكل و مسئله اينجاست که حتي اگر اين رهبرا واهسته‪ ،‬هخااهند کارهاي خاب‬ ‫انجام هدهند‪ ،‬جرئت ندارند پالي را که قرار هاده هه حامیا اصلي خاد پرداخت کنند‬ ‫صر ف انجام کارهاي خاب کنند‪ .‬هرداكتن پال از جیا دوستا ‪ ،‬قطعا هه هراندازي و‬ ‫سرنگاني آ رهبر منجر مي كاد‪.‬‬ ‫اگر مي خااهید از قدرت ساقط كايد‪ ،‬هراي کمک هه مردم پال زيادي خرج کنید‬ ‫تا ها اين کارتا ‪ ،‬دوستانتا كخ‬

‫جديدي را پیدا کنند تا قدرت را هه دست هگیرد؛‬

‫متصدي جديد قدرت کسي خااهد هاد که هه جاي «پاكید » پال هر روي عمام‬

‫مردم‪ ،‬هه اين دوستا هه كیاه اي معتبر و ماثق پال ميدهد‪[1].‬‬ ‫‪18 authoritarian‬‬

‫‪29‬‬

‫همانطار که حاکما مستبد نسبت هه دوستانشا پاسخگا هستند‪ ،‬مقامات منتخا‬

‫نیز از طرف مردمي که مايلند هدانند « اخیراً چه کاري هراي من انجام دادهاي؟»‬ ‫پاسخگا خااهند كد هه جز اينكه رهبرا منتخا هرخبف حاکما مستبد که صدها‬ ‫طرفدار دارند‪ ،‬میلیا ها حامي (و يا در صارت عدم کسا رضايت مردم‪ ،‬میلیا ها‬ ‫مخالف و هدگا) هالقاه دارند‪ .‬رهبرا دماکراتیک هايد طاري عمل کنند که گايا هه‬ ‫همه اهمیت ميدهند‪ .‬کمپین هاي انتخاهاتي آ ها در حازة ايده هاي سیاستي همیشه‬ ‫مانند رقاهت تسلیحاتي است‪ :‬کدام کانديدا ههترين ايده را درهارة نظام مراقبت از‬ ‫سبمت‪ ،‬مالیات‪ ،‬امنیت ملي‪ ،‬نظام آمازكي و غیره و غیره را دارد (يا ظاهراً دارد)‪.‬‬ ‫هیرو انداختن يک رهبر ظاهراً دماکراتیک از منصبش عماماً هه خاطر اين است که‬ ‫رقیا وي تنها کمي ههتر از او هه نظر ميرسد‪ -‬اين وضعیت رهبر ظاهرا دماکراتیک‪،‬‬ ‫هراي رقبا يک ماقعیت مثبت قاهلتاجه است‪ ،‬خصاصاً اگر رقبا مارد تاجه قرار‬ ‫گیرند‪.‬‬ ‫هناهراين تاضیحات مرهاط هه لئاپالد‪ ،‬كاه سازنده و لئاپالدِ هیاال روكن ميكاد‪.‬‬ ‫زماني که حاکما هه حمايت افراد زيادي نیازمند هاكند‪ -‬مانند وضعیت لئاپالد در‬ ‫هلژيک‪ -‬ههترين راه حكامت‪ ،‬تدوين سیاستهاي درست است‪ .‬اگر رهبرا هراي‬ ‫حفظ سلطه و کنترل خاد تنها هر تعداد اندکي از افراد تكیه داكته هاكند‪ -‬همانند‬ ‫وضعیت لئاپالد در کنگا‪ -‬ههترين وسیله دوام رهبرا ‪ ،‬ارضاء و فرهه ساختن آ‬ ‫تعداد اندک است حتي اگر اين ماضاع هه هدهخت کرد ديگرا منجر كاد‪ .‬اما‬ ‫هیايید کمي فراتر هرويم‪.‬‬

‫‪21‬‬

‫لئاپالد‪ ،‬ماهاتا و گلدا ماير همگي رهبرا قدرتمندي هادند اما (اگر هخااهیم‬ ‫واضحترين و البته مهمترين عبارت را هیا کنیم) آ ها همگي جزئي از مردم نیز‬ ‫هادند و ها هقیه تفاوتي نداكتند‪ .‬چه در دستگاه دولت هاكیم و چه در فضاي تجارت‪،‬‬ ‫همم خااها حفظ كغلما هستیم‪ ،‬همگي در جستجاي امتیاز هستیم تا ثروت و‬ ‫نفاذ خاد را افزايش دهیم و همگي غالباً نف كخصي خاد را مقدم هر ايدههاي‬ ‫وااليي چا مناف ملي و يا انديشه هاي مرهاط هه رفاه كرکتي‪ 18‬ارزياهي ميکنیم‪.‬‬ ‫ها اين فرض اگر هه گذكته هر ميگشتیم آيا نميتاانستیم چنین پیشهیني آگاهانهاي‬ ‫داكته هاكیم مبني هر اينكه دقیقاً هما كخ‬

‫‪ ،‬يعني لئاپالد‪ ،‬هه عناا رهبر‬

‫دولتهاي هلژيک و کنگا ممكن است رفتار متفاوتي داكته هاكد؟ آيا نميتاانستیم‬ ‫حد‬

‫هزنیم که ماهاتا هه هما كیاهاي که عمل کرد‪ ،‬حكمراني خااهد کرد؟ يا‬

‫اينكه پیشهیني کنیم ها تغییر تاجهات مردم هريتانیا ههساي هازسازي پس از جنگ و‬ ‫ماضاعات داخلي‪ ،‬چرچیل قدرت خاد را از دست خااهد داد؟ يک چارچاب‬ ‫کامبً متفاوت را در نظر هگیريد؛ آيا ميتاانستیم هبینیم که ساختار كراکت سهامي‬ ‫يک كرکت ممكن است هه ترغیا اعضا نسبت هه اغماض از فريا و کبهبرداري‬ ‫هپردازد؟ و آيا دانستن اين ماضاعات پیش از زما وقاع آ ‪ ،‬ارزش هالقاه ندارد؟‬ ‫من معتقدم که پاسخ تمامي سؤالهاي هاال هله است و من را هه سمت هدف مهم‬ ‫پژوهشم و ادعاي اصلي اين کتاب ميهرد‪ :‬ما مي تاانیم منتظر اقدامات هاكیم‪ ،‬آينده‬ ‫را پیشهیني کنیم و ها فرض راههاي تغییر انگیزهها‪ ،‬از مجراي دامنم مبحظاتي‬ ‫وسیعي که درهرگیرندة تصمیمگیري انسا است‪ ،‬هه مهندسي آينده هپردازيم‪ .‬اين ادعا‬ ‫‪18 corporate well-being‬‬

‫‪22‬‬

‫هراي اين نیست که هگايم اين کار سهل و ساده اي است و يا اينكه ها يک ماضاع‬ ‫داستاني و يا ذهني محض سروکار داريم– علام تجرهي مادي‪ ،16‬نظريه و مقداري هم‬ ‫علم حساب نیز وارد ماجرا ميكاند‪ -‬اما اين پیشهیني ممكن است و ها نظر هه آنچه‬ ‫از دياانهواري انسا ها هه هنگام هه قدرت رسید ديدهايم‪ ،‬چه اين انسا ها در‬ ‫عمارتهاي نجیا زادگا ‪ 11‬هاكند و چه در اتاق هاي هیئتمديره‪ ،‬ههتر است اجازه‬ ‫دهیم وقاي همانطار که میخااهند اتفاق هیفتند و يا اينكه ههتر است ايدههاي ههتر‪،‬‬ ‫افسا‬

‫و خشم خاد را تا زماني نگه داريم که معماالً هروز پیدا مي کنند ‪ -‬يعني‬

‫هراي مدت زماني طاالني‪.‬‬ ‫من چه کسي هاكم که هراي كما اهمیت داكته هاكد درهارة اين سؤاالت هزرگ چه‬ ‫فكري میكنم؟ و چرا كما هايد من را هه عناا يک پیشگا در اين دنیا جدي‬ ‫هگیريد؟‬ ‫من هه مدت سه دهه است وقاي آينده را پیشهیني کردهام و غالباً قبل از وقاع آ‬ ‫وقاي ‪ ،‬پیشهیني هايم را هه صارت مكتاب درآورده ام و هیشتر آ ها نیز درست از‬ ‫آب درآمده اند‪ .‬منظار من را اكتباه متاجه نشايد – من غیاگا نیستم و صبر و‬ ‫حاصلم گايهاي کريستالي پیشگايي‪ ،‬طال هینا و حتي هیشتر پندگاها‪ 29‬را ندارم‪.‬‬ ‫در دنیاي من اين علم است و نه طلسم و جادو که كیاه پیشهیني انتخابهاي مردم‬ ‫و پیامد آ انتخاب هر روي تغییر آينده را مشخ‬

‫ميکند‪ .‬من از نظريه هازي – هعداً‬

‫خااهم گفت که منظارم از نظريه هازي چیست‪ -‬استفاده ميکنم تا هراي دولت‬ ‫‪16 hard science‬‬ ‫‪11 châteaus‬‬ ‫‪29 pundit‬‬

‫‪21‬‬

‫آمريكا‪ ،‬كرکتهاي هزرگ و گاهي هراي مردم عادي پیشهیني کنم‪ .‬در واق صدها و‬ ‫حتي هزارا پیشهیني انجام دادهام که هسیاري از آ ها مكتاب هاده و آماده است تا‬ ‫مارد تدقیق و هررسي افراد هدهین و ككاک قرار هگیرد‪ .‬هیچ ماضاع اسرارآمیز و‬ ‫فاقالعادهاي درهارة قدرت پیشهیني من وجاد ندارد‪ .‬هر كخصي ميتااند ياد هگیرد‬ ‫که از استدالل علمي هراي آنچه من انجام ميدهم استفاده کند و من گاكهاي از اينكه‬ ‫چطار اين کار را درست انجام دهید هه كما نشا ميدهم‪ .‬اما اول اجازه دهید کمي‬ ‫درهارة چگانگي ورود من هه کار پیشهیني هه كما تاضیحاتي هدهم‪.‬‬ ‫من استاد علام سیاسي دانشگاه نیايارک‪ 21‬هستم و همچنین مرکز اقتصاد سیاسي‬ ‫الكساندر همیلتا‬

‫‪22‬‬

‫را نیز اداره ميکنم‪ .‬اين مرکز و تمامي واحدهاي درسي من‬

‫سعي مي کند چگانگي حل مسئله از طريق منطق و كهاد هه دانشجايا را تدريس‬ ‫کند‪ .‬قصد من اين است که دانشجايا را از نتیجهگیريهاي عاامانه مبتني هر‬ ‫احساسات دروني‪ ،‬نظرات كخصي‪ ،‬استدالل سادة خطي‪ ،‬ترجیحات حزهي و يا مبتني‬ ‫هر ايدئالاژي هاز دارم‪ .‬من و همكارانم در دانشگاه نیايارک عبقهمند هه ترهیت‬ ‫دانشجاياني هستیم که قبل از حضار در دنیاي واق ‪ ،‬ميدانند چگانه هه حل مسائل‬ ‫و مشكبت هپردازند‪ .‬ما نميخااهیم که دانشجايا ما هدو اينكه هدانند هه هدتر‬ ‫كد مسائل کمک ميکنند يا هه ههتر كد آ ها‪ ،‬مكرراً آ مسائل را دستکاري‬ ‫کنند‪.‬‬

‫‪21 New York University‬‬ ‫‪22 Alexander Hamilton for Political Economy‬‬

‫‪24‬‬

‫من در کنار اينكه استاد دانشگاه نیايارک هستم‪ ،‬دو کار ديگر نیز دارم‪ .‬من عضا‬ ‫اركد مؤسسم هاور‪ 21‬دانشگاه استنفارد‪ 24‬هستم‪ .‬كغل من در آنجا تفكر درهارة پیدا‬ ‫کرد راهحل مسائل سیاستي است‪ .‬اين جنبه از پژوهش من عبارت است از اينكه از‬ ‫طريق يادداكت هايم در روزنامهها‪ ،‬مقاالت و ناكتن کتاب که هعضي از آنها هسیار‬ ‫فني هستند و هرخي ديگر‪ ،‬مانند اين کتاب‪ ،‬صرفا هراي انتشار و اكاعه حرفهايم‬ ‫طراحي و منظار كدهاند‪ ،‬از ايدههايي که در دانشگاه نیايارک تدريس کردهام‬ ‫استفاده کنم‪ .‬كغل سام من نیز كراکت در يک كرکت مشاورهاي کاچک و‬ ‫مسئالیت محدود هه نام مسكیتا و راندل است که آ را ‪ M&R‬صدا ميکنیم‪ .‬اين‬ ‫كرکت نیز از هعضي از مدل هاي نظريه هازي استفاده ميکند که هراي تاصیه هه افراد‬ ‫جامعم امنیت ملي و همچنین هخش خصاصي طراحي کردهام‪.‬‬ ‫من نميخااست م اين سه كغل را داكته هاكم‪ .‬اين فرصت اولین هار در سال ‪1181‬‬ ‫هه من دست داد که مسئالي در وزارت امار خارجه من را احضار کند تا نظرم را‬ ‫درهارة هحرا دولت هند هیا کنم‪ .‬او ميخااست هداند که احتماالً چه کسي‬ ‫نخستوزير هعدي هند خااهد كد‪ .‬در آ زما من استاد علام سیاسي دانشگاه‬ ‫راچستر‪ 21‬هادم – جايي که خاستگاه هه کارگیري نظريه هازي در مسائل سیاسي هاد‪-‬‬ ‫و رسالم دکتري ام را در دانشگاه میشیگا‬

‫‪28‬‬

‫درهارة استراتژي هاي هرد و هاختِ‬

‫احزاب مخالف هند ناكته هادم‪ .‬لذا مسئال وزارت امار خارجه از من ميخااست‬

‫‪21 Hoover Institution‬‬ ‫‪24 Stanford University‬‬ ‫‪21 University of Rochester‬‬ ‫‪28 University of Michigan‬‬

‫‪21‬‬

‫تا پندگا هاكم و از دانش «تخصصي»ام هراي گمانه زني درهارة دولت هعدي هند‬ ‫استفاده کنم‪.‬‬ ‫از قضا در آ زما عضا هنیاد گاگنهايم‪ 28‬نیز هادم و هر روي کتاهي درهارة جنگ‬ ‫کار ميکردم‪ .‬هه تازگي يک مدل رياضي هراي آ پروژه طراحي کرده و کمي هرنامه‬ ‫نايسي کامپیاتري انجام داده هادم که محاسبات مهم حل مدل را انجام ميداد‪ .‬آ‬ ‫هرنامه کامپیاتري هراي كبیه سازي تصمیمگیري در كرايط پرتنش مانند كرايطي که‬ ‫هه جنگ ختم ميكاد راهي ارائه داد‪ .‬هرنامه هه انتخابهايي که مردم ميتاانستند‬ ‫انجام دهند مي پرداخت و ها وز دهي هه احتماالت و ها تخمین میزا ارزكي که‬ ‫تصمیم گیرا هه نتايج حاصل از هرد‪ ،‬هاخت و يا چیزي هیناهین هرد و هاخت نسبت‬ ‫مي دهند‪ ،‬احتمال اينكه آيا مردم ها انتخاب يک سلسله اقدام ( مثب مذاکرات) يا‬ ‫اقدامي ديگر (مانند جنگ) هه مطلاب خاد مي رسند را محاسبه ميکرد‪ .‬البته هرنامه‬ ‫من هه اين نكته هم تاجه داكت که افراد هايد چگانگي واکنش ديگرا‬

‫هه‬

‫انتخابهايشا را نیز محاسبه کنند‪.‬‬ ‫اين مدل مانند هر مدل ديگري هه داده نیاز داكت‪ .‬درست زماني که داكتم سعي‬ ‫ميکردم تا داده هايي را هراي تغذيه مدل جنگ و صلح هه دست آورم‪ ،‬تماسي از‬ ‫وزارت امار خارجه ها ماضاع کشار هند گرفته كد‪ .‬اين تما‬

‫تلفني من را هه اين‬

‫فكر واداكت که كايد تصمیمات جنگ و صلح ها مااجهات سیاسي روزمره تفاوت‬ ‫زيادي نداكته هاكد‪ .‬مطمئناً مخاطره هاي جنگ و صلح هیشتر است – مردم در جنگ‬ ‫کشته ميكاند‪ -‬اما هر سیاستمداري که در جستجاي مصنا هااليي است و يا در‬ ‫‪28 Guggenheim Foundation‬‬

‫‪28‬‬

‫آستانم از دست داد منصا هاالي خاد است‪ ،‬مخاطره هاي سیاسي كخصي خاد را‬ ‫هم کامبً قاي ميداند‪ .‬كايد همه ما درهارة پیشبرد رفاه خاد در كرايط پیچیده اي‬ ‫که درهرگیرندة ريسک ها و پاداش هاي هالقاة هزرگ است محاسبات مشاههي انجام‬ ‫مي دهیم‪ ،‬فرقي نمي کند اين ماضاع هدف سیاست‪ ،‬تجارت و يا زندگي روزمره‬ ‫هاكد‪.‬‬ ‫وزارت امار خارجه من را هراي ارائه پاسخ تحت فشار قرار داده هاد و من نیز‬ ‫ميخااستم آ ها را کمک کنم‪ .‬از طرفي هم ميخااستم هدانم مدل جديد من چطار‬ ‫کار کرده است‪ .‬تصمیم گرفتم هفهمم آيا اين مدل ميتااند وسیله مفیدي هراي طبقه‬ ‫هندي کشمكش هاي دروني هند هاكد يا نه‪ .‬مرتبط کرد آ مدل ها سیاست هند يک‬ ‫لحظه «آها !» هراي من هاد که میتاانست هقیه عمر من را تغییر دهد‪.‬‬ ‫کاغذ زردي هرداكتم و فكرم را هه کار انداختم و اطبعاتي که مدلم نیاز داكت‬ ‫جم آوري کردم‪ .‬فهرستي از افرادي که فكر ميکردم در انتخاب دولت هعدي هند‬ ‫اثرگذار هاكند تهیه کردم‪ .‬همچنین هراي هر کدام از آ افراد ( رهبرا احزاب‬ ‫سیاسي‪ ،‬اعضاي پارلما هند و هعضي اعضاي دولتهاي ايالتي مهم) تخمین خادم‬ ‫را از میزا نفاذ آ ها و اينكه ترجیحات آ ها در میا کانديداهاي مختلف مناسا‬ ‫هراي نخستوزيري کدام است و اينكه چه مقدار هه تبكشا هراي هرآورد و ككل‬ ‫دهي انتخاهشا اهمیت ميدهد يادداكت کردم‪ .‬تنها ها يكي از صفحات زرد که ها‬ ‫اعداد پر کرده هادم تمامي اطبعات الزم هراي هرنامه کامپیاتري را هه دست آوردم‬ ‫تا ماوق را پیشهیني کند‪ .‬داده ها را وارد هرنامه کاچک خادم کردم و كا را ها‬ ‫سروکله زد ها اعداد سپري کردم‪ .‬فردا صبح که محاسبات انجام كد‪ -‬کامپیاترها در‬

‫‪28‬‬

‫آ روزها کُند هادند‪ -‬صد و يا افزو هر صد صفحه اي که حاوي ارقام محاسبه‬ ‫كده هاد را هه دقت مطالعه کردم تا هبینم پیشهیني هاي مدل چگانه است‪.‬‬ ‫فكر ميکردم نظرات كخصي ام را درهارة اتفاقات هند دخالت داده ام‪ .‬دانش‬ ‫«پندگايم» من را هه اين نتیجه رساند که مردي هه نام «جاگجیاا رام‪ »26‬نخستوزير‬ ‫هعدي هند خااهد هاد‪ .‬وي سیاستمدار معروف و خاكنامي هاد که از ديگر رقباي‬ ‫اصلي اش هراي منصا نخستوزيري محباب تر هاد‪ .‬مطمئن هادم او نه فقط از نظر‬ ‫طبقه اجتماعي اش هلكه در در فضاي سیاسي نیز دست نیافتني – و حقیقتاً ككست‬ ‫ناپذير‪ -‬است‪ .‬او تمامي هزينه هاي سیاسي خاد را پرداخت کرده هاد و هه نظر‬ ‫ميرسید حاال ناهت اوست که روي کار هیايد‪ .‬هسیاري ديگر از صاحا نظرا هندي‬ ‫نیز همین گانه فكر ميکردند‪ .‬تعجا و كگفتي من را تصار کنید وقتي که هرنامم‬ ‫کامپیاتري که خادم ناكته هادم و فقط ها داده هاي خادم آ را تغذيه کرده هادم‬ ‫نتیجه اي کامبً متفاوت پیشهیني کرد‪ .‬هرنامه من پیشهیني کرده هاد که چارا‬ ‫سینگ‪ 21‬نخستوزير خااهد كد و او كخصي هه نام واي‪.‬هي‪.‬چاوا‬

‫‪19‬‬

‫را در کاهینه‬

‫اش خااهد داكت و حمايت اينديرا گاندي‪ –11‬ولا مختصرا‪ -‬و سپس حمايت‬ ‫نخستوزير اخیراً هرکناركده را هه دست خااهد آورد‪ .‬مدل من پیشهیني کرد که‬ ‫دولت جديد هند در ادارة هند ناتاا خااهد هاد و در نتیجه هه زودي سرنگا‬ ‫خااهد كد‪.‬‬

‫‪26 Jagjivan Ram‬‬ ‫‪21 Charan Singh‬‬ ‫‪19 Y.B. Chavan‬‬ ‫‪11 Indira Gandhi‬‬

‫‪26‬‬

‫هین دوراهي انتخاب نظر كخصي يا تعهد هه منطق و مدرک هه عناا اسا‬

‫نتیجه‬

‫گیري در سیاست‪ ،‬گیر کردم‪ .‬هه منطق مدلسازي ام و نیز هه درستي داده هايي که‬ ‫ناكته هادم ايما داكتم‪ .‬پس از خیره كد هر روي نتايج مدل و سردرآورد از‬ ‫چگانگي تفاوت زياد نظر كخصي من ها نتیجه گیري هرنامه کامپیاتري‪ ،‬من علم و‬ ‫دانش را هر پندگايي ترجیح دادم‪ .‬در واق قبل از گزارش نتیجه هه وزارت امار‬ ‫خارجه‪ ،‬پیشهیني مدل را هه اطبع همكارانم در دانشگاه راچستر رساندم‪ .‬زماني که‬ ‫ها مسئال وزارت خارجه صحبت ميکردم کامبً كگفت زده كده هاد‪ .‬او گفت هیچ‬ ‫کسي چنین نتیجه اي ارائه نكرده است و در ههترين حالت نتايج مدل من عجیا و‬ ‫غريا هه نظر ميرسد‪ .‬او از من درهارة چگانگي رسید هه اين نتیجه سؤال پرسید‪.‬‬ ‫وقتي هه او گفتم از مدلي کامپیاتري مبتني هر يک مدل تصمیمگیري که خادم‬ ‫طراحي کردهام استفاده کرده ام ‪ ،‬فقط خنديد و هه من اصرار کرد اين ماضاع را هراي‬ ‫هیچ کس هازگا نكنم‪.‬‬ ‫چندهفته هعد كارا‬

‫سینگ ها حمايت اينديرا گاندي‪ ،‬نخستوزير كد و‬

‫واي‪.‬هي‪.‬كاوا نیز هه عناا دستیارش انتخاب كد‪ .‬چند ماه هعد پس از اين‪ ،‬دولت‬ ‫كارا سینگ از هم پاكید‪ ،‬اينديرا گاندي حمايتش را هاز پس گرفت و فراخاا‬ ‫انتخاهات جديدي اعبم كد‪ ،‬درست هما طار که پیشهیني مدل کامپیاتري گفته‬ ‫هاد‪ .‬اين ماضاع من را کامبً هیجا زده کرد‪ .‬اينجا جايي هاد که نظر كخصي من‬ ‫اكتباه هاد و هااينحال تنها منب اطبعاتي مدل کامپیاتري ام‪ ،‬دانش من هاد‪ .‬مدل‬ ‫جااب هاي درستي ارائه کرده هاد ولي من نه‪ .‬كفاف ميگايم حداقل دو احتمال‬ ‫وجاد داكت‪ :‬يا اينكه من خاش كانس هادم و يا اينكه کشف جديدي کردم‪.‬‬

‫‪21‬‬

‫كانس چیز خاهي است ولي من هه مطلق كانس هه عناا تاضیح دهندة نتايج‪،‬‬ ‫اعتقاد خاصي ندارم‪ .‬قطعا اتفاقات نادر ‪-‬هه ندرت‪ -‬رخ مي دهند‪ .‬كروع کردم هه‬ ‫آزمايش مدلم هراي ماارد هیشتر و امید داكتم هفهمم آيا مدل من واقعاً کار ميکند يا‬ ‫خیر‪ .‬مدل را درهارة تغییرات محتمل رهبري كاروي ساهق هه کار هستم؛ درهارة‬ ‫سؤاالت مرهاط هه اصبحات اقتصادي مكزيک و هرزيل و همچنین درهارة تصمیمات‬ ‫هادجه اي ايتالیا نیز مدل را هه کار هستم‪ -‬يعني هه سؤاالت هسیار گسترده اي از دنیاي‬ ‫سیاست و اقتصاد پرداختم‪ .‬مدلم در ماارد مذکار هسیار خاب عمل کرد‪ -‬آنقدر‬ ‫خاب که عمبً تاجهات آ مقامات دولتي که هرخي تحلیل هاي من در کنفرانس‬ ‫هاي آکادمیک را كنیده هادند‪ ،‬هه خاد جلا کرد‪ .‬اين ماجرا درنهايت هه دريافت‬ ‫کمک هزينه اي از ساي «آژانس پروژههاي تحقیقاتي پیشرفتم دفاعي‪ »12‬ختم كدکه‬ ‫هازوي تحقیقاتي وزارت دفاع آمريكا هاد‪( .‬اين سازما اسپانسار تحقیقاتي هاد که‬ ‫تحاالت اينترنت را مدت ها پیش از اينكه آل گار‪ 11‬آ را اختراع کند پیشهیني کرده‬ ‫هاد)‪ .‬آژانس هه من هفده مسئله داد تا هررسي کنم و از قضا‪ ،‬مدل من – که در آ‬ ‫زما کمي پیچیده تر كده هاد‪ -‬همم آ هفده مسئله را درست حل کرد‪ .‬تحلیلگرا‬ ‫دولتي نیز که داده هاي مارد نیاز مدل را فراهم کرده هادند صمیمانه رفتار نكردند–‬ ‫دراينهاره هعداً هیشتر حرف مي زنیم‪ .-‬ها اطمینا هه اينكه در آستانم کشف چیز‬ ‫مفیدي هستم كرکت مشاورهاي کاچكي ها چندتا از همكارانم تمسیس کردم که‬ ‫هرکدام ايدة خادكا را درهارة چگانگي پیشهیني رخدادهاي هزرگ سیاسي داكتند‪.‬‬ ‫اال ‪ ،‬پس از گذكت سالها‪ ،‬من در هنگاه مشاورهاي کاچكي ها كريک و مشتري‬

‫)‪12 Defense Advanced Research Projects Agency (DARPA‬‬ ‫‪11 Al Gore‬‬

‫‪19‬‬ ‫ساهقم يعني «هري راندل‪ »14‬کار ميکنم‪ .‬من و هري‪ ،‬مدير اجرايي ساهق هانک‬ ‫جي‪.‬پي‪.‬مارگا ‪ ،11‬نسخم هسیار پیچیدهتري نسبت هه نسخم سال ‪ 1181‬هراي مسائل‬ ‫جذاب دولتي و تجاري هه کار گرفتیم‪ .‬در صفحات هعدي نمانه هاي هسیاري از اين‬ ‫ماارد را خااهیم ديد‪.‬‬ ‫وقتي که پیشهیني ها صريح و روكن هستند‪ ،‬تشخی‬

‫اينكه درست يا غلط هاد‬

‫آنها آسا است و زماني که پیشهیني ها ها زهاني مبهم پاكیده كده اند نظردهي‬ ‫درهارة آ ها تقريباً غیرممكن است‪ .‬تجرهه من ميگايد كرکت هاي دولتي و‬ ‫خصاصي هه دنبال جااب هاي قاط هستند‪ .‬آ ها پیشهیني هاي آهكيِ زيادي از‬ ‫کارکنا خاد دريافت ميکنند‪ .‬آ ها دنبال چیزي ههتر از «از يک نظر اين و از نظر‬ ‫ديگر آ » هستند و من جااب مطلاب را هه آ ها ميدهم‪ .‬گاهي اوقات اين ماضاع‬ ‫هه كرمندگي منجر ميكاد اما ماضاع دقیقاً همین است‪ .‬اگر قرار هاكد مردم هه‬ ‫پیشهینيها تاجه کنند‪ ،‬هايد هراي احتمال درست هاد پیشهیني ها كااهد و مدارک‬ ‫واقعي وجاد داكته هاكد‪ .‬هيمیلي و مقاومت در هراهر عماميکرد پیشهیني ها اولین‬ ‫نشانه عدم اطمینا پیشگا‪ 18‬نسبت هه کارش است‪.‬‬ ‫طبق يكي از ارزياهيهاي سازما سیا که از محرمانگي خارج كده‪ ،‬پیشهینيهايي‬ ‫که من مسئالشا هاده ام نرخ دقت ‪ 19‬درصدي دارند‪ [8].‬اين ماضاع رهطي هه‬ ‫هاش زياد و يا هصیرت من ندارد – هاور کنید من هاش و هصیرت کمي دارم و‬ ‫هسیاري از اساتید «حلقم گُل هه گرد آويخته» {يا هما اساتید پر افتخار} و‬ ‫‪14 Harry Roundell‬‬ ‫‪11 J.P.Morgan‬‬ ‫‪18 prognosticator‬‬

‫‪11‬‬

‫انديشمندا «ساعت خبري» {يا هما تحلیل گرا معروف رسانهها} ماافق اين‬ ‫حرف من هستند‪ .‬آنچه من دارم درسي است که در آ لحظم «آها !» گرفته ام‪:‬‬ ‫سیاست قاهل پیشهیني است‪ .‬فقط هه يک اهزار ‪ -‬مانند مدل من‪ -‬نیاز است تا‬ ‫اطبعات اولیه را هگیرد و آ ها را ها اين فرض مارد ارزياهي و سنجش قرار دهد که‬ ‫هر کس کاري را که فكر ميکند هرايش ههترين است انجام ميدهد و سپس ارزياهي‬ ‫هاي قاهل اتكايي از اقدامات افراد و چرايي انجام آ هه دست ميدهد‪ .‬پیشهیني‬ ‫مافق هه هیچ کیفیت و تاانايي كخصي خاصي واهسته نیست‪ .‬نیازي نیست آينده را‬ ‫احضار کنید و پیشهیني ها را از عالم غیا هیرو هكشید‪ .‬نیازي هه دل و روده‬ ‫گاسفندا ‪ ،‬هرگ هاي چاي يا قدرت هاي ويژه نیست‪ .‬کلید پیشهیني خاب اين‬ ‫است که نسبت هه راههاي ديگر پیشهیني که ها اهزارهاي ديگري هه دست آمده اند‪،‬‬ ‫درک درست يا «درست تري» از منطق پیشهیني داكته هاكیم‪.‬‬ ‫پیشهیني دقیق متكي هه علم است و نه هه هنروري‪ -‬و قطعاً نه هه تردستي‪.‬‬ ‫پیشهیني درست انعكا‬

‫قدرت منطق و مدرک و نشانگر پیشرفت انجام كده در‬

‫اههام زدايي از دنیاي فكر و تصمیم هشري است‪ .‬اهزارهاي قدرتمند هسیاري هراي‬ ‫انجام پیشهیني وجاد دارد‪ .‬روش انتخاهي من يعني نظريه هازي کارهردي هراي هرخي‬ ‫مسائل‪ ،‬و نه هراي همه مسائل‪ ،‬مناسا است‪ .‬پیشهینيهاي آماري روكي عالي هراي‬ ‫پرداختن هه سؤاالتي است که تغییر و دگرگاني هزرگي نسبت هه الگايهاي گذكته‬ ‫نداكته هاكند‪ .‬پیشگايا‬

‫انتخاهاتي‪ ،‬چه در دانشگاه ها‪ ،‬چه در سازما‬

‫هاي‬

‫نظرسنجي و چه در وهبگها (مانند نیت سیلار‪ ،18‬پسر يک دوست خاناادگي‬

‫‪18 Nate Silver‬‬

‫‪12‬‬

‫قديمي) همگي دست هه تخمین نفاذ متغیرها هر اسا‬

‫نتايج گذكته مي زنند و وز‬

‫آ نفاذ را هراي كرايط کناني پیشهیني ميکنند‪ .‬هازارهاي انتخاهاتي آنبين نیز‬ ‫کاركا خاب است‪ .‬آ ها درست كبیه مساهقات آهنبات ژله اي کار ميکنند‪ .‬در اين‬ ‫مساهقات از مردم هسیاري مي پرسند که چه تعداد آهنبات ژله اي درو ظرف كیشه‬ ‫اي است و تقريباً هیچ کس عددي نزديک هه عدد درست را پیشهیني نخااهد کرد‬ ‫اما میانگین پیشهیني هاي آ ها اغلا هه تعداد درست‪ ،‬هسیار نزديک است‪ .‬اين‬ ‫روش ها زماني که درهارة مسائل مناسا خاد هه کار رفته اند‪ ،‬ساهقم هسیار خاهي‬ ‫داكته اند‪.‬‬ ‫قطعاً روش هاي آماري فقط هه مطالعه و پیشهیني انتخاهات محدود نميكاد‪ .‬اين‬ ‫روشها در فهم سؤاالت دكاارتر نیز هه ما کمک ميکنند‪ ،‬سؤاالتي مانند اينكه چه‬ ‫عاملي هه هحرا هین المللي دامن مي زند يا چه چیزي هر سرمايه گذاري و تجارت‬ ‫هین الملل اثر مي گذارد‪ .‬علم اقتصاد رفتاري نیز اهزار هرجستم ديگري است که هه‬ ‫روش علمي مبتني است تا نكاتي از آزمايشات پیچیده آماري و آزمايشگاهي‬ ‫استخراج کند‪ .‬استیا لايت‪ ،16‬يكي از نايسندگا کتاب ‪،Freakonomics‬‬ ‫میلیا هانفر از خاانندگانش را ها اقتصاد رفتاري آكنا کرده است و آ ها را نسبت هه‬ ‫پديده هاي مهم و جذاب آگاه کرده است‪.‬‬ ‫مدل هاي نظريه هازي ها تمرکزي که هر روي رفتار استراتژيک دارند هراي‬ ‫پیشهیني مسائل تجاري و امنیت ملي که از من پرسیده كده‪ ،‬ههترين هستند‪ .‬من که‬ ‫اين حرف را مي زنمكسي هستم که مطالعات آماري هسیاري در راهطه ها سؤاالت‬ ‫‪16 Steven Levitt‬‬

‫‪11‬‬

‫مرهاط هه جنگ و صلح‪ ،‬هايت سازي ملي و هسیاري مسائل ديگر انجام دادهام و‬ ‫مطالعات تاريخي و معاصر نیز داكته ام‪ .‬هر روكي هراي هر مسئله اي مناسا نیست‬ ‫اما هراي پیشهیني آينده هه كیاهم من‪ ،‬نظريه هازي ههترين راه هراي جلا رفتن است و‬ ‫من سعي خااهم کرد نه تنها ها تمکید هر ساهقم رَوكم كما را مجاب کنم هلكه كهامت‬ ‫كرمنده كد در صارت درهارة رخدادهاي هزرگ آتي را دارم که در ادامم اين کتاب‬ ‫پیشهیني ميکنم‪.‬‬ ‫پیشهیني از طريق نظريه هازي ها نیازمند اين است که ياد هگیريد همانگانه که‬ ‫درهارة مسائل خادتا فكر ميکنید‪ ،‬درهارة مسائل ديگرا هه صارت استراتژيک فكر‬ ‫کنید و اين يعني در كیاهاي که ديگرا درهارة هما مسائل فكر ميکنند ها آنها‬ ‫همدل كايد‪ .‬يک لپتاپ پرسرعت و يک نرم افزار سري مفید است اما مسئله اي که‬ ‫جااب آ هه افراد هسیاري هستگي دارد و درهرگیرندة مذاکرات واقعي و خیالي است‬ ‫نسبت هه پیشهیني دقیق ها روش هاي ساده‪ ،‬آسیا پذير است‪.‬‬ ‫در واق ‪ ،‬نه تنها ميتاانیم يادهگیريم که رخدادهايي محتمل الاقاع را زودتر هبینیم‬ ‫هلكه ميتاان یم يادهگیريم آينده را در جهت ايجاد نتايج ههتر و كادتر مهندسي کنیم–‬ ‫و اين هسیار مفیدتر از پیشهیني محض و اهداف پیش هین هاي زما گذكته و حال‬ ‫است‪ .-‬متمسفانه‪ ،‬رهبرا‬

‫دولتي‪ ،‬تجاري و مدني ما هه ندرت از اين امكا‬

‫ههرههرداري ميکنند‪ .‬آ ها در عاض هه تفكرات واهي تكیه ميکنند و هه جاي‬ ‫جستجاي کمک از علام روز‪« ،‬حكمت‪ »11‬را طلا ميکنند‪ .‬آ ها هه جاي اهزارهاي‬ ‫تحلیلي‪ ،‬روي اهتكارات و مهارت هاي فردي ماجاد حساب ميکنند‪.‬‬ ‫‪11 wisdom‬‬

‫‪14‬‬ ‫ما در دنیايي زندگي ميکنیم که میلیاردها – حتي تريلیا ها‪ -‬دالر هراي آماده‬ ‫سازي جنگ خرج ميكاد‪ .‬هااينحال هراي ههباد تصمیمگیري ها هه ندرت يک پِني‬ ‫خرج ميکنیم تا مشخ‬

‫كاد چه زماني هايد از سبح هايما استفاده کنیم و آيا‬

‫اصب هايد از سبحهايما استفاده کنیم يا نه‪ ،‬چه هرسد هه اينكه درهارة چگانگي يک‬ ‫مذاکره مافقیت آمیزي خرج کنیم‪ .‬نتیجه اينكه‪ :‬ما در مكاني دور افتاده گیر کرده ايم‬ ‫و فهم اندکي از چرايي هادنما در آنجا و يا چگانگي پیش هرد اهدافما داريم و‬ ‫حتي آينده نگري کمتري نسبت هه ماان آتي سر راهما داريم‪ .‬وقتي که علم‬ ‫ميتااند هه ههتر عمل کرد ما کمک کند‪ ،‬هیچ راه ديگري هراي ادارة يک دولت قر‬ ‫هیست و يكمي وجاد نخااهد داكت‪.‬‬ ‫رهبرا تجاري نسبت هه همتايا سیاسي خاد عملكرد ههتري ندارند‪ .‬آ ها مبالغ‬ ‫هنگفتي را هراي تحلیل هاي ماليِ ساد و زيا هاي مارد انتظاركا از اين معامله و‬ ‫آ معامله صرف ميکنند اما تقريباً هیچ مبلغي را صرف تحلیل اين نميکنند که‬ ‫رقبايشا در طرف ديگر میز‪ ،‬چگانه درهارة ساد و ضرر خادكا فكر ميکنند‪.‬‬ ‫نتیجه اينكه‪ :‬كرکت ها قبل از تبش هراي خريد يک كرکت ديگر‪ ،‬درهارة اينكه آ‬ ‫كرکت چقدر هراي آ ها ارزكمند است ايدة خاهي دارند اما نميدانند چه مقدار پال‬ ‫هراي خريد آ كرکت ديگر نیاز دارند‪ .‬تجرهه من ميگايد كرکت ها اغلا مبلغ‬ ‫هسیار هیشتري هراي خريد كرکت مارد نظركا مي پردازند‪ ،‬و يا آ طرف سكه‪،‬‬ ‫كرکت ها ها پالي کمتر از مبلغ مارد نظر خريدار فروخته مي كاند‪ .‬هراي سهامدارا‬ ‫اين كرکت ها متمسفم‪.‬‬

‫‪11‬‬

‫چگانه مي كاد هدو اينكه در اهتدا درهارة نگاه و واکنش ديگرا هه انتخاههايما‬ ‫فكر کنیم‪ ،‬انتخابهاي محتاطانه داكته هاكیم؟ تصمیمات هزرگ هناز هه همین گانه‬ ‫يعني هدو تاجه هه ديدگاههاي ديگرا ‪ ،‬اتخاذ ميكاند‪ .‬هي مهاها هه جلا حرکت‬ ‫کرد هدو اينكه هه انگیزشهاي رقبايما تاجه کنیم‪ ،‬چه در فضاي تجاري و چه‬ ‫در فضاي دولتي‪ ،‬قطعا منجر خراب کرد کار مي كاد و در ههترين حالت ما را‬ ‫سردرگم کرده و امیدهايما را هه تصمیمات کاته نظرانه گره مي زند‪.‬‬ ‫تصمیمگیري آخرين مرزي است که دولتها و كرکت ها اجازة عبار علم از آ‬ ‫را نداده اند‪ .‬ما در عصر فناوري هاي پیشرفته همراه ها پندارهاي کهني زندگي‬ ‫ميکنیم که تصمیمات حیات و ممات را جهت دهي ميکنند‪ .‬زما خیره كد در‬ ‫هرگ چاي يا خااند جداول طال هیني هايد مدت ها پیش از هین رفته هاكد‪ .‬هايد از‬ ‫غیاگايي هاي سرگرم کننده هه ويترين علم فیزيک هرويم و درها را هر روي علم‪،‬‬ ‫هه عناا مبناي جديد تصمیمات هزرگ زمانما ‪ ،‬هازکنیم‪.‬‬ ‫کنجكاو هستید هدانید چگانه اين کار را ميتاا انجام داد؟ فصلهاي هعدي‬ ‫تاضیح ميدهند که چگانه ميتاا پیشهیني هاي دقیق انجام داد‪ .‬ها نمانه هايي گايا‬ ‫از دنیاي امنیت ملي و تجارت و زندگي روزمره خااهیم ديد که مسائل مرهاط هه‬ ‫جنگ و صلح‪ ،‬ادغام و کسا مالكیت كرکت ها‪ ،49‬کیفرخااست‪ ،‬قانا گذاري و‬ ‫مقررات گذاري – و تقريباً هر چیزي ديگري که هه دست نامرئي نیروهاي هازار‬ ‫متكي نباكد‪ -‬را ميتاا هه خاهي پیشهیني کرد‪.‬‬

‫‪49 mergers and acquisitions‬‬

‫‪18‬‬

‫در ادامه راههاي استفاده از علم‪ ،‬رياضي و هه طار خاص قدرت نظريه هازي ها در‬ ‫تنظیم رفتار و ههباد آينده را خااهیم ديد‪ .‬امیدوارم هتاانیم اين انديشم پیشرو و ههروز‬ ‫را ها كما هه اكتراک هگذارم‪ .‬انديشه اي که پتانسیل آ در نظر هسیاري از افراد ممكن‬ ‫است اسرارآمیز هاكد اما هیچ راز و رمز و مبحث عرفاني در پیشهیني خاب وجاد‬ ‫ندارد‪ .‬هراي اثبات اين ماضاع هراي كما‪ ،‬در فصل اول كما را راهنمايي ميکنم که‬ ‫چگانه دفعم هعدي که ميخااهید خادرو هخريد کمي استدالل استراتژيک ميتااند‬ ‫در حفظ صدها و يا كايد هزارا دالر هه كما کمک کند‪.‬‬

‫‪16‬‬

‫دربارة نویسنده‬ ‫هرو‬

‫هائنا دِ مِسكیتا‬

‫‪41‬‬

‫استاد علام سیاسي داراي نشا ژولیا‬

‫سیلار‬

‫‪42‬‬

‫دانشگاه نیايارک و عضا اركد مؤسسه هاور دانشگاه استنفارد است‪ .‬او متخص‬ ‫پیشهیني سیاستي‪ ،‬اقتصاد سیاسي و سیاست امنیت هین الملل است و دکتراي خاد را‬ ‫در علام سیاسي سال ‪ 1181‬از دانشگاه میشیگا دريافت کرده است‪ .‬هائنا د مسكیتا‬ ‫معماالً هه عناا يكي از تمثیرگذارترين افراد دانشگاهي در آمريكا در حازة سیاست‬ ‫خارجي كناخته ميكاد‪ .‬او نايسنده پانزده کتاب و هیش از صد مقاله و همچنین‬ ‫يادداكت هاي هسیاري در روزنامهها و مجله هاي هزرگ است‪ .‬او در هرنامه‬ ‫تلايزياني ‪ ،Today‬كبكه هاي ‪،Fox News ،CBS ،NBC ،ABC‬‬ ‫‪ Bloomberg TV‬و ‪ AlJazeera International‬و همچنین پخش‬ ‫تلايزياني کشارهاي هرزيل‪ ،‬چین‪ ،‬کره و هلند و غیره حضار داكته است‪ .‬کتاب‬ ‫قبلي وي‪ ،‬استراتژي ايجاد کمپین‪ ،41‬ها همراهي «کايرو کي‪ .‬اسكینر»‪« ،44‬سِرهي‬ ‫کادِلیا»‪ 41‬و «کاندولیزا رايس»‪ 48‬در ماه اوت سال ‪ 2998‬منتشر كد‪ .‬هائنا د مسكیتا از‬ ‫مشاورا امنیت ملي دولت آمريكا و همچنین مشاور كرکتهاي هيكماري در حازة‬ ‫سؤاالت مرهاط هه ادغام و کسا مالكیت كرکت ها‪ ،‬کیفر خااست‪ ،‬مقررات گذاري‪،‬‬

‫‪41 Bruce Bueno De Mesquita‬‬ ‫‪42 Julius Silver Professor‬‬ ‫‪41 The Strategy of Campaigning‬‬ ‫‪44 Kiron K. Skinner‬‬ ‫‪41 Serhiy Kudelia‬‬ ‫‪48 Condoleezza Rice‬‬

‫‪11‬‬ ‫رواهط کارگر و کارفرما‪ 48‬و مذاکرات قرارداد هاده و هست‪ .‬او يكي از كرکاي اصلي‬ ‫هنگاه مشاوره و كرکت مسئالیت محدود يک مسكیتا و راندل‪ 46‬است که هر روي‬ ‫کارهردهاي مدل هاي نظريه هازي که مسكیتا هراي دولت و كرکت ها طراحي کرده‬ ‫هاد متمرکز است‪ .‬او در سانفرانسیسكا و نیايارک زندگي ميکند‪.‬‬

‫‪48 labor-management relations‬‬ ‫‪46 Mesquita & Roundell LLC‬‬

‫‪49‬‬

‫فصل اول‬ ‫چه چیزی باعث شد امروز در این ماشین باشید؟‬ ‫«نظريه هازي ها» هرچسبي پرزرق و هرق يک ايدة کامبً ساده است‪ :‬افراد کاري را‬ ‫ميکنند که مي پندارند هیشترين نف را هراي آ ها دارد‪ .‬يعني افراد هنگامي که تصمیم‬ ‫هه انجام يک کار يا کار ديگري ميگیرند‪ ،‬هه واکنش احتمالي ديگرا هه انتخاهشا‬ ‫تاجه ميکنند‪ .‬اين «ديگرا » كامل آ هايي است که مي پنداريم حامي و يا مخالف‬ ‫ما در آينده هاكند‪ .‬تاجه هه چگانگي هرخارد و تضاد مناف افراد اسا‬

‫ارزياهي نتايج‬

‫هالقاة تصمیمگیري است‪ .‬هراي درک اقدام احتمالي افراد نیازمند اين هستیم که اوال‬ ‫فكر و پندار آ ها نسبت هه وضعیت ماجاد و اينكه چه چیزي از اين وضعیت‬ ‫ميخااهند را تخمین هزنیم‪ .‬ها تخمین محتاطانم خااسته ها و هاورهاي افراد‪،‬‬ ‫ميتاانید از عمل آتي هر فرد پیشهیني قاهل اتكايي داكته هاكید‪ .‬اگر هتاانید آنچه رخ‬ ‫خااهد داد را پیشهیني کنید‪ ،‬ميتاانید پیشهیني کنید در صارت تغییر پندار ديگرا‬ ‫درهارة يک ماقعیت‪ ،‬چه اتفاقي خااهد افتاد‪ .‬هه طار خبصه‪ ،‬اينگانه ميتاانیم از‬ ‫يک منطق يكسا هم هراي پیشهیني و هم هراي مهندسي آينده استفاده کنیم‪.‬‬ ‫در دو فصل هعدي‪ ،‬مثال جزئي تري از نظريه هازي ها را ارائه خااهم کرد اما‬ ‫هما طار که قال دادم‪ ،‬اول اجازه دهید آنچه درهارة آ صحبت ميکنم را ها يک‬ ‫مثال از ههترين كیاة خريد خادروي جديد‪ ،‬تاضیح دهم‪.‬‬

‫‪41‬‬

‫خريد يک خادروي جديد هراي هیشتر ما‪ ،‬تجرهم يک چانه زنيِ هزينه هر است‪،‬‬ ‫چا اين کار را هلد نیستیم‪ .‬کمي استدالل استراتژيک ميتااند در ههباد اين تجرهه هه‬ ‫ما کمک کند‪ .‬اگر ايدههاي اين ناكتار را دنبال کنید نه تنها در هنگام خريد خادرو‬ ‫كادما تر خااهید هاد هلكه مبلغ هسیار کمتري خااهید پرداخت‪.‬‬ ‫خادروهاي جديد معماالً هه يک يا دو كیاه فروخته ميكاند‪ .‬اکثر ما هه يک‬ ‫نمايندگي خادرو مي رويم‪ ،‬يک وسیلم نقلیه را هه طار آزمايشي مي رانیم‪ ،‬كايد‬ ‫عاكق آ كايم و سپس درگیر مذاکرات ناخاكايند قیمت خادرو مي كايم‪ .‬اندکي‬ ‫از ما از اين ناع تجرهم خريد خادرو کامبً متنفر هستیم و لذا از طريق اينترنت‬ ‫خادرو مي خريم‪ .‬اين روش معماالً اينگانه است که پیشنهادات قیمتي را از اندک‬ ‫فروكندگا محلي دريافت ميکنیم و سپس سراغ يكي از آ ها مي رويم تا خادرو را‬ ‫تحايل هگیريم‪ .‬اين روش کمي ههتر است اما هناز روش ههتري هراي خريد خادرو‬ ‫وجاد دارد که اصرار ميکنم آ را امتحا کنید‪.‬‬ ‫مگر كیاه هاي رايج و معمال خريد خادرو چه مشكلي دارند؟ تقريباً همه‬ ‫مشكبت را دارند‪ .‬اوال كما هه عناا خريدار زما خاد و كايد زما هعضي از‬ ‫اعضاي خانااده را در يک نمايندگي خادرو صرف کنید‪ .‬فروكنده خاد ميداند که‬ ‫افراد کمي هستند که از معاكرت ها فروكندگا خادرو لذت ميهرند‪ .‬ميدانند که از‬ ‫نظر قاهل اعتماد هاد كغلي‪ ،‬تقريباً در انتهاي درجه و رتبه هندي قرار دارند‪.‬‬ ‫(سالنماي مشاغل رتبه هندي كده‪ 41‬مشاغل را هر اسا‬

‫عامل هاي زيادي وز دهي‬

‫ميکند و گزارش ميکند که فروش خادرو رتبه ‪229‬ام را از میا ‪ 219‬كغل کسا‬ ‫‪41 Jobs Rated Almanac‬‬

‫‪42‬‬ ‫کرده است‪ [1].‬ظاهراً رانندگي تاکسي‪ ،‬گاوچراني‪ ،‬عمله و کارگر ساده هاد هدتر از‬ ‫فروش خادرو هستند البته نه خیلي هدتر)‪ .‬اما اينجاست که كما خاد را در زمین‬ ‫هازي فروكنده محصار کرده و در محل کساوکارش مقاهلش مي ايستید و احسا‬ ‫ميکنید ناگزير از چانه زني و جروهحث درهارة قیمت هستید؛ كايد هم خاد را در‬ ‫كرم و حیا و قطعاً در ماقعیتي ناهراهر محصار کنید‪ .‬طي زماني که در حال صحبت ها‬ ‫فروكنده هستید‪ ،‬داريد اطبعات خاد را هراي او آككار ميکنید و اين کار هاعث‬ ‫ميكاد حاضر كايد مبلغ هیشتري هراي خريد خادرو هپردازيد‪.‬‬ ‫هاد در آ مكا {يعني فروكگاه خادرو} چیزي است که نظريه پردازا آ را‬ ‫«عبمت{يا سیگنال}‬

‫‪19‬‬

‫پرهزينه» مي نامند‪ .‬اين کار يک عبمت پرهزينه است چا‬

‫مصرف کرد زما و انرژي تا نشا مي دهد که كما خااها خريد {خادرو}‬ ‫هستید و خصاصاً اگر فرزنداني همراه خاد داكته هاكید که از كما ميخااهند هر‬ ‫چه زودتر از آنجا هرويد‪ ،‬هه احتمال زياد هه جاي اينكه جاي ديگري هرويد‪ ،‬از هما‬

‫نمايندگي خادرو که در آ حضار داريد خريد ميکنید‪ .‬اين قدم اول و صرف هاد‬ ‫كما در آنجا سبا تقايت قدرت فروكنده هراي گرفتن يک قیمت خاب از كما‬ ‫ميكاد‪ .‬آ ها مي پندارند كما آماده پرداخت هستید و كما تبش کمي هراي‬ ‫منصرف کرد و تغییر نظر وي انجام داده ايد‪ .‬فروكنده يک و كما صفر!‬ ‫اتفاقاً عبمتهاي پرهزينه معماالً چیز خاهي هراي كما هستند‪ .‬اين عبمت ها‬ ‫نشا مي دهند که كما نسبت هه گفته و عمل خاد جدي هستید‪ .‬هما طار که در‬ ‫فصل هاي هعدي خااهیم ديد‪ ،‬اين ماضاع ميتااند هاعث اعتبار كما كاد‪ .‬متمسفانه‪،‬‬ ‫‪19 signal‬‬

‫‪41‬‬

‫عبمت هاي پرهزينه زماني که كما فروكنده هاكید ممكن است اثر معكاسي داكته‬ ‫ها كند‪ .‬اين عبمت ها گاياي رغبت و تمايل كما هه خريد هستند و اين ماضاع‬ ‫رسید هه يک تاافق خاب را سخت ميکند‪.‬‬ ‫زماني که وارد نمايندگي خادرو كُديد وضعیت هد هاد اما وقتي كروع هه مكالمه‬ ‫ها فروكنده کرديد‪ ،‬اين وضعیت هدتر هم ميكاد‪ .‬ها اينكه احتماالً خاد را هه صارت‬ ‫آنبين آماده کرده ايد و هعضي چیزها را درهارة قیمت کارخانه اي خادروي مطلاهتا‬ ‫ميدانید اما چیزهاي هسیاري هم هست که نميدانید و فروكنده ميداند‪ .‬وقتي‬ ‫ميگايید که يک ماكین خاکستري يا آهي و يا زرد ميخااهم‪ ،‬نميدانید آيا كما‬ ‫ههروزترين رنگ پرتقاضا را انتخاب کر ده ايد و يا رنگي انتخاب کرده ايد که هه‬ ‫ندرت کسي ميخاا هد‪ .‬كايد حتي ندانید که ممكن است تفاوت چندصد دالري‬ ‫میا انتخاب مثب رنگ قرمز و يا رنگ زرد وجاد داكته هاكد‪ ،‬چا فروكنده نسبت‬ ‫هه انتخاب كما درست مانند گزينه هاي خاص‪11‬خادرو {يا هما آپشن} رفتار‬ ‫ميکند و رنگ مارد نظر كما را خاص جلاه ميدهد‪ -‬و اين نیز يكي از ماارد‬ ‫افزايش هزينه ها است‪ .‬كما اطبعات کافي درهارة عرضه و تقاضاي محلي خادروي‬ ‫مارد نظرتا نداريد تا اگر پَت‪ ،‬فروكنده خادرو‪ ،‬هه كما ميگايد عَرضم خادروي‬ ‫مارد نظر كما کم است‪ ،‬پاسخ دندا ككني هه او هدهید‪ .‬لا کبم اين است‪ :‬پیدا‬ ‫کرد قیمت کارخانه در اينترنت؟ فراماكش کنید‪ -‬اين قیمتي نیست که قرار است‬ ‫هراي خادروي كما هاكد‪ .‬يک امتیاز ديگر هراي فروكنده و كما همچنا هدو امتیاز‪.‬‬

‫‪11 option‬‬

‫‪44‬‬

‫پَت هه احتمال زياد از كمايي که تا هه حال خادروي جديدي نخريده ايد خااهد‬ ‫پرسید که «چه چیزي مي خااهید که امروز در اين ماكین هاكید؟»‪ .‬حاال كما در‬ ‫گاكم رينگ گیر افتاده ايد‪ .‬اگر كما يک قیمت واقعاً کم را هگايید‪ ،‬پَت که ها كما‬ ‫چرب زهاني ميکرد‪ ،‬جريحه دار ميكاد و عبقهمنديش را از دست ميدهد يا حتي‬ ‫كايد کمي هي ادب نیز هشاد‪ .‬حاال ديگر کنترل اين گفتگا از دستا كما کامبً خارج‬ ‫كده است‪ .‬كما نسبت هه پیشنهادِ زيرقیمت خادتا‬

‫احسا‬

‫هدي داريد و‬

‫ميخاا هید که حسن نیتتا را ثاهت کنید و لذا هرمي گرديد و عددي را نزديک هه‬ ‫تاا پرداخت واقعي تا را ارائه مي دهید چا ميخااهید اين گفتگا ادامه پیدا کند‪.‬‬ ‫هناهراين پَت ها پیروزي هر كما‪ ،‬تاانسته است قیمت خاهیرا روي میز معامله هگذارد‪.‬‬ ‫حاال‪ ،‬هعد از تعريف ها و تمجیدها از اين قیمت پیشنهادي‪ ،‬پت ميگايد که اين‬ ‫قیمتي است که هراي گرفتن تميید هه اطبع مدير فروش مي رسد‪ .‬در اين زما ‪،‬‬ ‫قیمت پیشنهادي اندکي افزايش پیدا کرده تا هه تاافق نزديک كايد‪ .‬زماني که پشت‬ ‫میز پَت نشسته ايد و قهاة هه دردنخاري را از لیااني کاغذي مزمزه ميکنید‪ ،‬هه جاي‬

‫اينكه درهارة آنچه مدير فروش خااهد گفت نگرا كايد از خادتا هپرسید آيا واقعاً‬ ‫ممكن است که پَت قیمت اين خادرو را نداند؟! هاورش سخت است‪ ،‬چا پت کل‬ ‫روز را مشغال هه اين کار است‪ -‬يعني فروش خادرو‪.‬‬ ‫حاال تقريباً همم اطبعات مهمي را که در دست داكتید هه پت دادهايد و در عاض‬ ‫اطبع هسیار اندکي درهارة وضعیت حقیقي هازار هه دست آورده ايد‪ .‬كايد فكر کنید‬ ‫پت دارد پیش مدير فروش هه نف كما کار ميکند و هه مدير فروش ميگايد که كما‬ ‫چقدر مشتري خاهي هستید و خانااده تا چقدر خاب هستند‪ .‬گما من اين است‬ ‫که آ ها دارند درهارة هازي فاتبال ديشا و يا اينكه قهاه ماجاد در آ ساختما‬

‫‪41‬‬

‫چقدر هد و کثیف است صحبت ميکنند و آ زما است که يكها سروکله پت هه‬ ‫همراه قیمت خادرو پیدا ميكاد‪.‬‬ ‫هعد از کمي چانه زني حال جزئیات هي اهمیت‪ ،‬دو طرف هه يكديگر دست‬ ‫ميدهند و هر سر معامله هه تاافق ميرسند‪ .‬كما حس مي کنید کارتا نتیجه هخش‬ ‫هاده است‪ .‬كما قیمت «خاهي» هه دست آورده ايد که ها آ هراي دوستانتا فخر‬ ‫فروكي و مباهات خااهید کرد‪ .‬پت هم كما را نسبت هه اين احساستا مطمئن مي‬ ‫کند ‪ -‬و كايد اين گانه هم هاكد اما از جهت ديگر هايد هدانید که ماهیت همه‬ ‫فروش ها اين است که خريدار و فروكنده هر دو نسبت هه قیمت راضي هستند‬ ‫وگرنه هیچ معامله اي صارت نميگیرد‪ .‬كما نميدانید واقعا ههترين قیمت را هراي‬ ‫خادرو هه دست آورده ايد‪ ،‬درست هما طار که فروكنده هم نميداند آيا كما‬ ‫هیشترين مبلغي را که آمادة پرداخت هاديد دادهايد يا خیر‪ .‬اما پت دستارجلسه را‬ ‫کنترل کرد و اطبعات کمي از خاد هروز داد و قیمت معاملم كما را افزايش داد‪ .‬اين‬ ‫حالت هراي آ فروكنده يک امتیاز و هراي كما كايد‪ ،‬فقط كايد‪ ،‬يک امتیاز داكته‬ ‫هاكد‪ .‬هرنده‪ :‬فروكنده ها نتیجه حداقل ‪ 1‬يا ‪ 4‬امتیاز نسبت هه‪ 1‬امتیاز كما‪.‬‬ ‫ها اين حال خريد اينترنتي ممكن است کمي ههتر هاكد‪ .‬اطبعات مفید فراواني در‬ ‫اينترنت وجاد دارد که ميتاا هه دست آورد‪ .‬مانند اطبعاتي که فروكندگا خادرو‬ ‫مايل نیستند که خريدارا هدانند‪ .‬اينترنت منب خیلي خاهي مثب هراي پي هرد هه‬ ‫قیمت کارخانه يک خادرو است و كرکت هاي خريد اينترنتي خادرو عماماً‬ ‫تضمین ميکنند كما ها دو يا سه فروكنده وارد قرارداد خااهید كد و آ فروكندگا‬ ‫نیز ميدانند كما تا حدودي قیمت ها را هه صارت آنبين مقايسه کرده ايد‪.‬‬

‫‪48‬‬

‫هااينحال‪ ،‬انجام معامله نیازمند مراجعه هه نمايندگي فروش خادرو است‪ .‬هه محض‬ ‫اينكه كما وارد فروكگاه خادرو كايد‪ ،‬همم اتفاقاتي که در كیاة اول خريد خادرو‬ ‫رخ داد‪ ،‬دوهاره اتفاق خااهد افتاد هه جز اينكه در اين حالت پت ميداند که كما‬ ‫قیمتي را ميخااهید که آنبين اعبم كده است‪ .‬كايد پت هگايد آ خادرويي که‬ ‫كما خااسته ايد ماجاد نیست‪ .‬قطعاً ميتاا آ خادرو را هه صارت خاص‬ ‫سفارش داد اما اين کار زما زيادي ميهرد‪ .‬كايد پت يک معاملم ظاهراً خاب را‬ ‫هراي يک خادروي ديگر هه كما پیشنهاد دهد و اطبعات اينترنتي كما را از اهمیت‬ ‫ساقط کند‪ .‬ممكن است پت هپرسد نظرتا درهارة خادرويي مشاهه ها چند گزينم‬ ‫خاص هیشتر‪ -‬كايد يک دريچم آفتاهگیر‪ ،12‬يک سیستم صاتي قدرتمند و عالي‪،‬‬ ‫تزيیني خاص يا هر چیز ديگر‪ -‬که كما واقعاً اين گزينه ها را نميخااهید‪ ،‬چیست؟‬ ‫حداقلش اين است که اين خادرو ها پرداخت کمي پال هیشتر در پارکینگ فروكنده‬ ‫ماجاد است‪ .‬كايد اصب معامله خادروي مارد نظرتا را هه قیمت آنبين آ هه هم‬ ‫هزنید‪ .‬خا‪ ،‬احتماالً هه پايینترين قیمتي که فروكنده قبال ميکرد نزديک تر كده ايد‬ ‫اما هه احتمال زياد كما آنجا را ترک کرده ايد‪ .‬هه هر حال فروكندگا قیمتي را اعبم‬ ‫نميکنند که انتظار داكته هاكند آ را افزايش هدهید هلكه انتظار دارند كما هه دنبال‬ ‫راهي هراي کاهش قیمت اعبم كده آ ها خااهید هاد‪ .‬هايد در قیمت اعبم كده‬ ‫مقداري جاي انعطاف هگذارند‪.‬‬ ‫خا‪ ،‬هه چه روش ديگري ميتاانید يک خادرو هخريد؟ اکنا من تاصیه اي‬ ‫دارم که اطبعات را هه ساي كما هه حرکت در مي آورد و اطبعات کمي را هه‬

‫‪12 sunroof‬‬

‫‪48‬‬

‫طرف ديگر ميرساند؛ طاري که هاورها هه نف كما و نه هه نف فروكنده تغییر کند؛‬ ‫طاري که فروكندگا محتمل خادرو هه خاطر نف كخصي كا مجبار كاند‬ ‫پايینترين قیمت كا را هروز دهند (هما که اقتصاددانا قیمت رزرو‪ 11‬مي نامند)‬ ‫ولي كما مجبار نشايد که هاالترين قیمت مدنظرتا را هروز دهید‪.‬‬ ‫کنترل دستارجلسم مذاکرات همیشه سادمند است‪ .‬در مثال خريد خادرو‪ ،‬کنترل‬ ‫دستارجلسه يعني اينكه طاري گفت و گا را كروع کنید که فروكنده ها علم هه‬ ‫اينكه قیمت اعبم كدة او هرقدر هم خاب هاكد سريعاً پذيرفته نخااهد كد‪ ،‬ههترين‬ ‫قیمتش را روي میز هگذارد‪ .‬هراي اينكه اين طار كاد‪ ،‬هايد هه فروكنده درهارة هازي‬ ‫اي که داريد انجام مي دهید حرف هزنید مثب هگايید که كما نسبت هه خريد خادرو‬ ‫جدي هستید‪ .‬هازي اين طار پیش خااهد رفت‪:‬‬ ‫ها افزايش آگاهیتا ‪ ،‬خادتا را آماده کنید و تصمیم هگیريد که دقیقاً چه خادرويي‬ ‫را ميخااهید هخريد‪ .‬كايد كما هراي کسا آگاهي هه سراغ يک فروكگاه خادرو‬ ‫هرويد‪ -‬من اين کار را نميکنم چا خیلي راحت ممكن است گال هخارم‪ -‬يا اينكه‬ ‫ممكن است جستجاي اينترنتي انجام دهید تا ماكیني که نیازهاي كما را هه ههترين‬ ‫ككل رف ميکند پیدا کنید‪ .‬درهارة آنچه هراي كما ارزش و اهمیت دارد تصمیم‬ ‫هگیريد‪ .‬آيا امنیت خادرو هر عملكرد آ ارجح است؟ آيا ككل ظاهري خادرو‬ ‫نسبت هه راحتي آ مهم تر است؟ آيا رنگ خادرو هه اندازه اي مهم است که كما‬ ‫مبلغي هیشتري هراي يک رنگ خاص هپردازيد؟ گزينه هاي خاصي را که ميخااهید‬ ‫و چگانگي دستههندي آ ها را مشخ‬

‫کند (هسته و پكیج ورزكي‪ ،‬هستم امنیتي‪،‬‬ ‫‪11 reservation price‬‬

‫‪46‬‬

‫سیستم صاتي و غیره)‪ .‬وقتي دانستید چه خادرويي ميخااهید که امكانات ويژه‪،‬‬ ‫رنگ‪ ،‬مدل و غیره را دارد‪ ،‬اجازه دهید فقط انگشتانتا عمل راه رفتن را هراي كما‬ ‫انجام دهند‪ .‬تمامي فروكندگاني که نمانام‬

‫‪14‬‬

‫خادروي مطلاهتا را در كعاع مثب‬

‫هیست تا پنجاه مايلي منزل كما مي فروكند پیدا کنید‪ .‬اين کار هراي هیشتر ما که‬ ‫ساکن مناطق كهري هستیم‪ ،‬تعداد قاهل تاجهي از فروكندگا را هه دنبال خااهد‬ ‫آورد‪.‬‬ ‫ها هر يک از فروكندگا خادرو در كعاع انتخاهي تا تما‬

‫هگیريد‪ .‬نگرا هرد‬

‫خادرو هراي گرفتن خدمات از فروكنده اي که ازمنزل كما دور است نباكید‪ .‬اين‬ ‫تالیدکنندة خادرو است و نه فروكنده که ضمانت خادرو را ارائه ميکند‪ .‬از تالید‬ ‫کننده خادرو هخااهید تا كما را هه يک فروكنده متصل کنند و هه آ كخ‬

‫هگايید‬

‫که دقیقاً داريد چه کار ميکنید‪ .‬من معماالً اينطار چرب زهاني ميکنم‪ « :‬سبم‪ ،‬اسم‬ ‫من هرو‬

‫هائنا د مسكیتا است‪ .‬قصد دارم خادرويي از قرار ذيل را (مدل و ويژگي‬

‫هاي خادرو را دقیقاً فهرست کنید) امروز ساعت پنج عصر هخرم‪ .‬دارم ها همم‬ ‫فروكندگا خادرو در كعاع پنجاه مايلي خانه ام تما‬

‫ميگیريم و هه هر کدام از‬

‫آ ها آنچه هه كما ميگايم را ميگايم‪ .‬امروز ساعت پنج عصر خااهم آمد و خادرو‬ ‫را از فروكنده اي که پايینترين قیمت را هه من هدهد مي خرم‪ .‬من قیمت کل و تمام‬ ‫كده خادرو را ميخااهم که كامل مالیات‪ ،‬هزينم آماده سازي خادرو تاسط‬ ‫فروكنده ( از آ ها ميخاا هم که ماكین را آماده نكنند و مبلغي هراي آ از من‬ ‫نگیرند چا آماده سازي که معماالً در ازاي چندصد دالر هیشتر انجام ميكاد‪ ،‬فقط‬

‫‪14 brand‬‬

‫‪41‬‬

‫اين است که هه كما خادرويي كسته كده ميدهند که پاكش هاي پبستیكي و‬ ‫کاغذهاي کف خادرو هرداكته كده است) و غیره هاكد چا پیش از اينكه هیايم‬ ‫چک را در وجه فروكگاه كما مي کشم و چک ديگري همراه خادم ندارم‪».‬‬ ‫اگر اولین تماستا را هرقرار ميکنید مطمئن كايد که هه فروكنده ميگايید که‬ ‫قیمتي اعبم كده را هه فروكندة هعدي خااهید گفت‪ .‬هعد از تما‬

‫اول‪ ،‬کاري کنید‬

‫که فروكندگا هعدي هدانند آنچه تا کنا هه عناا پايینترين قیمت هه كما پیشنهاد‬ ‫كده را تكرار خااهید کرد‪ .‬در اين صارت فروكندگا هعدي ميدانند که ها چه‬ ‫قیمتي هايد رقاهت کنند و فروكنده اي که اال داريد ها او صحبت ميکنید ميداند که‬ ‫اگر سعي دارد هه كما خادرويي هفروكد ههتر است پايینترين قیمت خاد را اعبم‬ ‫کند‪ .‬دست هاي پت در اين حالت واقعاً هسته است‪ .‬تبش هراي افزايش تدريجي‬ ‫قیمت‪ ،‬فقط هه كانس کمتر فروش خادرو منجر ميكاد‪ .‬در هنگام مراجعه كما هه‬ ‫فروكده و اعطاي اختیار کامل هه پت‪ ،‬اين امتیازي که در اين حالت هه دست آورده‬ ‫ايد کمتر حاصل ميكاد‪ .‬در عاض كما مزايده اي درست کرده ايد که هر کس‬ ‫ميداند هراي ارائه ههترين پیشنهاد تنها يک فرصت دارد‪.‬‬ ‫فروكندگا از اين تما‬

‫هاي تلفني خاكشا نمي آيد‪ .‬واکنش معمال اولیه‬

‫آ ها اين است « آقا‪ ،‬كما نميتاانید پشت تلفن خادرو هخريد‪ ».‬جااب من اين‬ ‫است‪ « :‬خا‪ ،‬من خادروهاي زيادي را هه اين روش خريده ام‪ ،‬لذا كايد نتاانم از‬ ‫كما پشت تلفن خادرويي هخرم اما ميدانم که از ديگرا ميتاانم هخرم‪ .‬پس اگر‬ ‫كما نميخااهید هه من خادرو هفروكید مشكلي نیست‪ ».‬اين پايا مكالمه مرهاط هه‬ ‫تعداد کمي از فروكندگا است نه همم آ ها‪ .‬اتفاق معمال هعدي جمبتي است که‬

‫‪19‬‬

‫اگر هه فروكندگا خادرو هگايید فروكگاه هاي مختلف را هراي گرفتن ههترين‬ ‫قیمت مي گردم‪ ،‬دوست دارند آ جمبت را در سالن نمايش خادرو هه كما‬ ‫هگايند‪« .‬آقا‪ ،‬اگر من يک قیمت هه كما اعبم کنم‪ ،‬فروكنده هعدي قیمت را پنجاه‬ ‫دالر کمتر هه كما ميگايد و كما از او خريد ميکنید‪ ».‬پت هه رويكرد مرسام قبلي‬ ‫هرگشته و سعي ميکند کنترل اوضاع را از اين طريق هه دست گیرد و هه من القا کند‬ ‫که هايد هخااهم اين ‪ 19‬دالر اضافي را هپردازم چا حداقل نسبت هه اين فروكندة‬ ‫قديمي خاب يعني پت مديا هستم‪ .‬واکنش من‪« :‬حرف كما درست است‪ .‬من از‬ ‫فروكندة ديگري خريد ميکنم‪ .‬لذا اين فرصت را داريد که اگر ميتاانید قیمت را‬ ‫پنجاه دالر کمتر هگايید‪ ،‬اين کار را هكنید‪ ».‬سپس آ ها معماالً ميگايند « هاور کنید‪،‬‬ ‫هیايید‪ ،‬ما ههترين قیمت هاي كهر را داريم‪ ».‬جااب من‪« :‬خاب است‪ ،‬پس هايد‬ ‫خاكحال كايد که همین اال قیمت را هه من هگايید چا مطمئن هستید که ههترين‬ ‫قیمت را داريد‪ .‬تنها دلیل نگفتن قیمت پشت تلفن اين است که كما فكر ميکنید که‬ ‫قیمت كما تاسط قیمت هاي پايین تر ككسته خااهد كد‪ ».‬اگر مكالمه ادامه پیدا‬ ‫کرده هاكد‪ -‬که ها تعداد زيادي از فروكندگا اينگانه ميكاد‪ -‬پت قیمت را هه‬ ‫كما اعبم ميکند‪.‬‬ ‫من هه فروكنده اي ها کمترين قیمت دست پیدا کرده ام و چِک هه دست درست‬ ‫قبل از ساعت ‪ 1‬عصر مي روم که قرارداد هبندم‪ .‬اگر هرگانه تغییري در كرايط‬ ‫فروش ايجاد كاد سريعاً آنجا را ترک ميکنم و هه دومین ههترين پیشنهاد مي روم و‬ ‫همین طار ادامه ميدهم ‪ .‬تنها يک هار هراي من پیش آمده که دومین ههترين قیمت‬ ‫اعبم كده را خريده هاكم‪.‬‬

‫‪11‬‬

‫من دريافته ام که قیمت هاي اعبمي‪ ،‬از يک فروكنده تا فروكنده ديگر هسیار‬ ‫متفاوت است‪ ،‬هه معناي واقعي کلمه هزارا دالر تفاوت وجاد دارد‪ .‬كخصاً هه اين‬ ‫كیاه خادروهايي ها نمانام هاي تاياتا‪ ،‬هاندا و فالكس واگن خريده ام‪ .‬هعضي‬ ‫دانشجايانم در دانشگاه نیايارک نیز اين كیاه را اتخاذ کرده و خادروهايي را هه اين‬ ‫روش خريده اند‪ .‬اين کار صرفه و سادي اندک و ارزكمندي را در مقاهل كهريه‬ ‫هاي هاالي دانشگاهي آ ها ايجاد مي کرد‪ .‬من و دانشجايانم همیشه قیمت هاي‬ ‫اعبمي اينترنت را هه اين كیاه مي ككنیم‪ .‬حتي هراي دخترم هم ها اينكه سه هزار‬ ‫مايل دورتر از نمايندگي خادرو هادم‪ ،‬هه اين طريق خادرو خريدم (او هم ساعت ‪1‬‬ ‫عصر هه فروكگاه خادرو رفت)‪ .‬قیمت آ خادرو خیلي خاب هاد و از قیمت اعبم‬ ‫كدة اينترنتي هما خادرو و در هما نمايندگي ‪ 1299‬دالر کمتر هاد‪ .‬من چطار‬ ‫ميدانم که اين خادرو هما خادرو است‪ -‬يعني اين خادرويي که خريدم واقعاً‬ ‫هما خادرويي است که در اينترنت هاد؟ قیمت خادرو آنقدر خاب هاد که من‬ ‫هراي اطمینا ‪ ،‬از فروكنده كمارة كناسايي وسیلم نقلیه (‪ )VIN‬را پرسیدم و او آ‬ ‫كماره را هه من داد و فهمیدم که هما خادرو است‪.‬‬ ‫چرا اين كیاه جااب ميدهد؟ نظريه هازي عبارت از استراتژي پردازي در تعامل‬ ‫ها ديگرا است‪ .‬هخشي از استراتژي پردازي متضمن فهم اين نكته است که ديگري‬ ‫نیز همین کار را ميکند‪ .‬پت هما فروكندة خادرو‪ ،‬هه فكر اين است که چه هگايد‬ ‫تا قیمت ههتري از كما دريافت کند‪ .‬كما هايد هه طرق مختلف فكر کنید تا هه‬ ‫استدالل هاي پت پاسخ دهید‪ .‬نكتم اصلي پیشهیني واکنش و پاسخ پت در حالت‬ ‫هاي ذيل است‪ :‬اگر كما يک قیمت واقعاً هاال پیشنهاد هدهید‪ ،‬اگر يک قیمت واقعاً‬ ‫پايین پیشنهاد هدهید‪ ،‬اگر يک قیمت معتدل هگايید و يا طبق پیشنهاد من‪ ،‬اصب هیچ‬

‫‪12‬‬

‫قیمتي هه او نگايید‪ .‬فرض کنید پت يک قیمت هه كما اعبم ميکند ها اينكه ميداند‬ ‫فروكندگا هسیاري هم همین فرصت را خااهند داكت و ميداند كما هم قصد‬ ‫مخفي نگه داكتن قیمت پیشنهادي پت را نداريد‪ .‬وقتي از پت ههترين قیمت فروش‬ ‫خادرو را هخااهید‪ ،‬پت ميداند که اين يگانه و تنها فرصت فروش خادرو هه كما‬ ‫است‪.‬‬ ‫فروكندگا دوست دارند كما حس خاهي درهارة آ ها داكته هاكید‪ .‬آ ها دوست‬ ‫دارند اگر كما در پنجاه دالر آخر مقاومت کرديد و يا صداقت آ ها را زير سؤال‬ ‫هرديد‪ ،‬احسا‬

‫نامیدي کنید‪ .‬آ ها معتقدند که اين کار عزم و ارادة كما را ضعیف‬

‫ميکند‪ .‬لطفاً هه ياد داكته هاكید‪ :‬اينها مردماني هستند که هزينم «آماده سازي‬ ‫فروكنده» را اختراع کردهاند! آ ها فقط ميخااهد ههترين قیمت ممكن را از كما‬ ‫هگیرند‪ .‬آ ها هیچ طرحي هراي دوستي ها كما نريخته اند‪.‬‬ ‫رويكرد تلفني همم اين مسائل را حل ميکند‪ .‬پشت تلفن‪ ،‬زها هد از معادالت‬ ‫حذف ميكاد و اين كما هستید و نه فروكنده که کنترل مكالمه را در دست‬ ‫داريد‪ [2].‬كما ترتیا حرکات را تعیین ميکنید و هازي را تعريف ميکنید‪.‬‬ ‫فروكندگا ميدانند كما ها تعداد مكفي اي از فروكندگا صحبت هه طاري که هر‬ ‫فروكنده اي که هیشتر از ديگرا خااها پاداش و پارسانت تالیدکننده خادرو‬ ‫هاكد‪ ،‬قیمت واقعاً خاهي هه كما پیشنهاد ميکند‪ .‬هه كیاه اي که هه كما پاسخ دهند‪،‬‬ ‫اطبعاتي را هراي كما رو ميکنند‪ .‬اين حقیقت که هعضي فروكندگا مكالمه تلفني‬ ‫را زودتر رها ميکنند چیز خاهي است‪ -‬در زمانتا صرفه جايي مي کنید‪ .‬كما‬ ‫فرصتي را از دست ندادهايد‪ .‬آ ها هازاركا را مي كناسند؛ اين هم جزئي از کار آ ها‬

‫‪11‬‬

‫است‪ .‬كما هه آ ها انگیزه اي هراي راستگا هاد دادهايد‪ .‬وض آ ها هه خاطر داكتن‬ ‫انگیزه راستگايي ههتر كده و مطمئناً وض كما هم ههتر كده است‪.‬‬ ‫اگر خادرويي را هه اين كیاه در ساعت ‪ 1‬عصر هخريد‪ ،‬معامله اي انجام دادهايد‬ ‫که تا سرحد انتظارتا ‪ ،‬هه پايینترين قیمت فروكنده نزديک است‪ .‬كما کنترل مذاکره‬ ‫را در اختیار داريد و مستحق اين هستید نسبت هه معامله اي که انجام دادهايد‬ ‫احسا‬

‫خاهي داكته هاكید‪.‬‬

‫كايد تعجا کنید اگر هدانید خريد خادرو و مذاکره هر سر هحرا هاي هین المللي‬ ‫آنقدرها هم متفاوت نیستند‪ .‬در حقیقت‪ ،‬هه كما نشا خااهم داد که چطار از خريد‬ ‫خادرو هه مذاکره تهديد اتمي کرة كمالي مي رويم‪ .‬اما قبل از انجام اين کار‪ ،‬وقت‬ ‫آ است که نظريم هازي را کمي تشريح کنیم تا از اصالي که هه ما اجازة پیشهیني و‬ ‫ككلدهي آينده را ميدهد رمزگشايي کنیم‪.‬‬

‫‪11‬‬

‫فصل دوم‬ ‫نظریة بازی ‪101‬‬ ‫وقتي مردم درهارة علم حرف مي زنند‪ ،‬ماضاعاتي مانند كیمي و فیزيک هه ذهن‬ ‫متبادر ميكاد‪ .‬مطمئناً علام سیاسي هه ذهن افراد نمي آيد‪ .‬اما علم يک روش است‬ ‫نه يک ماضاع‪ ،‬و روكي است که هر استدالل هاي منطقي و كااهد تجرهي استاار‬ ‫است که مشخ‬

‫ميکند جها اكیاء – و مردم‪ -‬چگانه کار ميکند‪ .‬روش علمي‬

‫قطعاً هما طار که در فیزيک هه کار گرفته مي كاد‪ ،‬در علم سیاست هم هه کار مي‬ ‫رود‪ .‬هااينحال‪ ،‬فیزيک و سیاست ماضاعات کامبً متفاوتي هستند‪ .‬يكي از اهعاد‬ ‫تفاوتِ فیزيک و سیاست هراي فهم وقاي آتي‪ ،‬مهم و حیاتي است‪ .‬ميدانید که جها‬ ‫فیزيک کب درهارة چگانگي تعامل ذرات است‪ .‬ويژگي اصلي تعامبت ذرات اين‬ ‫است که فاتا ها‪ ،‬الكترو ها‪ ،‬ناترو ها‪ ،‬يا کاآرک‪ 11‬هاي تشكیل دهندة آ ها‬ ‫هرگز انتظار هرخارد ها يكديگر را ندارند‪ .‬ههتب آ ‪ ،‬در هرخارد ذرات ها يكديگر‪،‬‬ ‫هیچ استراتژيپردازي صارت نميگیرد‪.‬‬ ‫مطالعم افراد نسبت هه مطالعم ذرات هي جا ‪ ،‬اصب پیچیده تر نیست‪ .‬تنها هه اين‬ ‫فكر کنید که چه تعامبت متفاوتي میا کاآرک ها و کائیكرها‪{ 18‬که جنبشي مذهبي‬ ‫هستند}‪ ،‬الكترو ها و الكتارها {يعني رأي دهندگا }‪ ،‬پروتا ها و پروتسترها‬ ‫{يهمي معترضا } وجاد دارد‪ .‬هه نظر مي رسد انسا ها و در حقیقت همم‬ ‫‪11 quark‬‬ ‫‪18 Quakers‬‬

‫‪18‬‬

‫ماجادات زنده غريزه و استعداد هقا و زنده ماند را دارند‪ .‬ژ ها هه گانهاي عمل‬ ‫ميکنند که گايا ميخااهند منتقل كاند‪ ،‬هاکتري ها میزها پیدا ميکنند‪ ،‬ساسک ها‬ ‫از تر‬

‫کشته كد ‪ ،‬ازکفش من فرار ميکنند و مردم عادي نیز هه دنبال چیزي‬

‫هستند که فكر ميکنند هرايشا خاب است و سعي ميکنند از آنچه فكر ميکنند‬ ‫هرايشا هد است اجتناب کنند‪ .‬اين غريزة زنده ماند كامل همكاري ها دوستا و‬ ‫مبارزه ها دكمنا هم ميكاد ‪ .‬همانند ذرات در علم فیزيک‪ ،‬مردم نیز فعل و انفعال و‬ ‫تعامل دارند اما هرخبف ذرات‪ ،‬انسا ها هه صارت استراتژيک ها يكديگر تعامل‬ ‫ميکنند‪ .‬تفكر هه كیاة نظريم هازي تماماً همین است‪.‬‬ ‫هراي يک پیشگاي مافق هاد مهم است که هه طرز فكر ديگرا‬

‫درهارة‬

‫مشكبتشا ‪ ،‬فكر کنید‪ .‬هه هما اندازه مهم است که فكر کنید ديگرا چطار درهارة‬ ‫طرز فكر كما درهارة مشكبت خادتا و آ ها‪ ،‬فكر ميکنند‪ .‬راستي‪ ،‬جملم خستم‬ ‫کنندة قبلي را ميتاا تا هي نهايت ادامه داد تا اطبعات تراوش كده هه هنگام تفكر‬ ‫استراتژيک را منعكس کرد‪ .‬اين فصل و فصل هعدي – و علم پیشهین كد ‪ -18‬هه‬ ‫حل اين مسئله مي پردازد که هفهمیم ديگرا چه فكري ميکنند‪ ،‬ديگرا فكر ميکنند‬ ‫كما چه فكر ميکنید‪ ،‬كما فكري ميکنید آ ها چه فكري ميکنند‪ ،‬كما فكر ميکنید‬ ‫آ ها درهارة فكر كما چه فكري ميکنند و‪ . ....‬اين اطبعات هما ناع اطبعاتي‬ ‫است که فیزيكدا ها هه هنگام مطالعم ذرات مارد عبقه كا است لحظه اي درهاره‬ ‫اش فكر نميکنند‪ -‬اما اين هما زيرهنايي است که ما ميتاانیم هفهمیم چه زماني و‬ ‫چگانه ماقعیت ها را هه نف خادما هرگردانیم‪.‬‬

‫‪18 predictioneering‬‬

‫‪18‬‬

‫به کجا می رویم‬ ‫در فصل نظريم هازي ‪ 191‬هه هررسي چگانگي نگاه هه دنیا از دريچم نگاه ديگرا‬ ‫مي پردازيم‪ .‬هراي كروع الزم است خاكبیني طبیعي خاد درهارة ذات انسا را‬ ‫حداقل در استدالل کرد کنار هگذاريم‪ .‬نظريم هازي ما را وادار ميکند تا نگاهي سرد‬ ‫و سنگي نسبت هه چیزي که تصمیم گیرِ عقبييِ محاسبه گر خاانده ميكاد داكته‬ ‫هاكیم‪ .‬قطعاً هعضي انسا هاي ذاتا خاب و ناع دوست در دنیا وجاد دارد‪ -‬اما نه‬ ‫اينكه اين افراد اعمالشا را ها دقت محاسبه نميکنند‪ .‬در واق خااهیم ديد كخصي‬ ‫هه نازنیني و هشردوستي مادر ترزا‬

‫‪16‬‬

‫را نیز ميتاا از نگاه تیره و نه چندا گرم‬

‫نظريم پرداز هازي مارد هررسي قرار داد‪ .‬اين کار کمک ميکند هفهمیم چطار‬ ‫كیاههايي که تفاوت هسیاري دارند‪ ،‬مانند تفاوت میا كیاة مادر ترزا و كیاة يک‬ ‫انتحاري‪ ،‬هر دو هه يک میزا عقبيي اند و از نظر استراتژيک معقال هستند‪ .‬ديدگاه‬ ‫دانشمندا نظريه هازي کمک ميکند هفهمیم حتي هعضي از معتبرترين حكمت هايي‬ ‫که دريافت کرده ايم‪ -‬نظیر وجاد مفهامي که مناف ملي نامیده ميكاد‪ -‬كايد فقط‬ ‫يک تخیل استراتژيک هاكد که سیاستمدارا در راستاي منفعت خادكا و نه مناف‬ ‫ما ساخته اند‪.‬از آنچه گفتم افسرده كُديد؟ هله‪ .‬آيا آنچه گفتید درست است؟ قطعا‪.‬‬ ‫اين فصل چارچاهي ارائه ميدهد از انگاره هاي مناف ‪ ،‬پندارها و عقبيي هاد‬ ‫يک دانشمند نظريه هازي؛ معني طرز استفاده از منطق هراي کاهش اههامات زهاني؛ و‬ ‫فهم رفتار استراتژيک‪ ،‬که در پیاند ها دو مفهام پیشین‪ ،‬هه ههباد تاانايي نقشه پردازي‬ ‫و پیشهیني تفكر و اعمال ديگرا ميانجامد‪.‬‬

‫‪16 Mother Teresa‬‬

‫‪16‬‬

‫منافع و پندارهای دیگران کدامند؟‬

‫نظريه هازي هه دو ككل اساسي وجاد دارد‪ .‬نظريه هازي همكارانه‬ ‫نايمن‪ 89‬و اوسكار مارگِنشتِر‬

‫‪81‬‬

‫‪11‬‬

‫را جا فا‬

‫اهداع کردهاند]‪ .[1‬کتاب سال ‪ 1184‬آ ها در اين‬

‫ماضاع هه مقايسه کامل و جالا تاجهي میا مسائل پیش روي انسا ها (يا ملت‬ ‫ها) ها هازي هاي دسته جمعي خانگي مانند هازي پانتامیم حد‬ ‫محباب خاناادة من يعني هازي حد‬

‫کلمات‪ 82‬يا هازي‬

‫اسامي افراد مشهار‪81‬مي پردازند‪ .‬اين ناع‬

‫هازي ها هازيكناني دارند که هايكديگر دست و پنجه نرم مي کنند و سعي ميکنند‬ ‫حرکات له و علیه خاد را پیشهیني کنند اما ها اين قید که هر چه ميگايند‬ ‫ميخااهند انجام هدهند‪ ،‬هما است که عمبً انجام ميدهند‪ .‬علت نامگذاري نظريه‬ ‫هازي هه نظريه هازي «همكارانه» همین است‪ -‬هر قالي داده كاد پاهرجا مي ماند‪.‬‬ ‫لذا محدوديت هزرگ نظريم هازي همكارانه‪ ،‬خصاصاً هازي هايي که هیش از دو‬ ‫هازيكن دارند‪ ،‬نگاه هیش از اندازه خاكبینانه هه ذات انسا است‪ .‬در جها نظريم‬ ‫هازي همكارانه‪ ،‬انسا ها قراردادهايي مي هندند و هه آ پايبند ميمانند‪ .‬قطعاً امكا‬ ‫تطمی آ ها وجاد دارد اما وقتي ميگايند که کاري را انجام خااهند داد‪ ،‬انجام‬ ‫ميدهند‪ .‬يعني نظريم هازي همكارانه هراي هازي هاي مجماع صفر‪ 84‬که ضرر يک‬ ‫طرف از هازي معادل نف طرف ديگر است‪ ،‬هه خاهي کار ميکند اما همم مسائلِ‬ ‫‪11 cooperative game theory‬‬ ‫‪89 John von Neumann‬‬ ‫‪81 Oskar Morgenstern‬‬ ‫‪82 charades‬‬ ‫‪81 name-in-the-hat‬‬ ‫‪84 Zero-sum games‬‬

‫‪11‬‬

‫جالا دنیا اينقدر كسته و رُفته نیستند‪ .‬وقتي مسائل كسته و رفته يا واضح و ساده‬ ‫نباكند‪ ،‬هراي مقاصد و اهداف من اين ناعِ اصیل نظريم هازي هه اندازة گانم جايگزين‬ ‫آ خاب و مناسا نیست‪.‬‬

‫در اوايل دهم ‪ ،1119‬جا نش‪ ، 81‬رياضیدا ‪ ،‬ماضاع و كخصیت اول فیلم ذهن‬ ‫زيبا‪ 88‬و هرندة جايزة ناهل اقتصاد در سال ‪ ،1114‬ناع ديگري از نظريم هازي ها را‬ ‫اهداع کرد]‪ .[2‬او تاجهات را ههساي تمايل افراد هراي عدم همكاري ها يكديگر ساق‬ ‫داد‪ .‬هازي کنا پاکر‪ 88‬و ديپلمات ها هه جاي اينكه مانند مردم عادي هگايند کسي‬ ‫دروغگا است‪ ،‬از اصطبح مؤدهانه اي مانند «هلاف زد » استفادة ميکنند‪ .‬در هازي‬ ‫هاي غیرهمكارانه‪ ،‬قال داد ها لزوماً معني دار نیستند‪ .‬دروغ هخشي از استراتژي‬ ‫پردازي است‪ .‬يک هازيكن زماني هه قالش پايبند مي ماند که هه اين نتیجه هرسد که‬ ‫هه نف او است تا آنچه قال و تعهد داده انجام دهد‪ .‬اگر قال ها و مناف ها يكديگر‬ ‫هم خااني نداكته هاكند‪ ،‬انسا ها پیما ككني ميکنند‪ ،‬زير قالشا مي زنند‪،‬‬ ‫فريبكاري ميکنند‪ ،‬کاري را ميکنند که فكر ميکنند هیشترين نف را هراي آ ها دارد‪.‬‬ ‫البته انسا ها ميدانند هلاف زني و فريبكاري ميتااند هراي آ ها هزينههر هاكد‪ .‬لذا‬ ‫هزينههاي احتمالي و همچنین مناف احتمالي را مدنظر قرار ميدهند‪ .‬در حقیقت‪،‬‬ ‫افزايش هزينهها عليرغم دردآور و دكاار هاد ‪ ،‬راهي هراي تشايق افراد هه راستگا‬ ‫هاد است‪ .‬همانا هدف از ديدار حضاري ها پاکرهازا و سپس افزايش مبلغ كرط‬

‫‪81 John Nash‬‬ ‫‪88 Beautiful Mind‬‬ ‫‪88 poker‬‬

‫‪89‬‬

‫هندي پاکر و يا زنگ زد هه فروكندگا خادرو هه جاي رفتن هه ديدار آ ها دقیقاً‬ ‫همین تشايق هه راستگايي از طريق افزايش هزينم دروغگايي است‪.‬‬ ‫نگاه سرد و سنگدالنه و خادخااهانه هه انسا ‪ ،‬در عمق تفكر نظريه هازي جاي‬ ‫گرفته است‪ .‬كايد مجالي هراي درنظر گرفتن افراد خاب وجاد داكته هاكد اما زياد‬ ‫نیست‪ .‬هیشتر اوقات‪ ،‬نام نیک افراد خاب پاينده مي ماند‪ .86‬درست است هرخي افراد‬ ‫خاد را هراي نجات جا همرزمانشا روي نارنجک دستي مي اندازند‪ ،‬ولي وقتي‬ ‫اين کار را ميکنند ديگر هه طرز جانسازي از اين دنیا رفته اند‪ .‬اين افراد خارج از‬ ‫هازي زندگي هستند‪ .‬ما آ ها را هه ياد داريم و هه آ ها افتخار ميکنیم و از آنها‬ ‫تمجید ميکنیم اما ها آ ها رقاهت نميکنیم چا آ ها اينجا نیستند که ها ما رقاهت‬ ‫کنند‪ .‬چنین طینت هاي خاهي نیازي هه گرفتن زما زيادي از ما ندارند يا اگر زما‬ ‫زيادي از ما هگیرند ما نظريه هازي را هه کار مي گیريم تا نگاهي هدهینانه هه آنها داكته‬ ‫هاكیم و نگاه کنیم هبینیم انتحار چه نفعي هراي آ ها داكته است‪ .‬كايد در ههشت‬ ‫انسا هاي پاکدامني وجاد داكته هاكند يا كايد انسا هايي مانند خلبانا انتحاري‬ ‫ژاپن در جنگ جهاني دوم‪ ،‬مبارزا صلیبي قرو وسطي و هعضي انتحاري هاي‬ ‫امروزي نیز وجاد داكته هاكند{که انگیزة مادي خاصي ندارند}‪ ،‬و كايد هم‬ ‫انگیزههاي قاهلتاجه مالي مانند پرداخت هاي نقدي و هخشش هدهي خاناادههايشا‬ ‫در ازاي فداکاري آ ها وجاد داكته هاكد‪.‬‬ ‫هعضي افراد ممكن است اين تاضیح ماديگرايانه از فداکاريِ كخصي را تاهین‬ ‫آمیز قلمداد کنند‪ .‬مشكل اينجاست که اگر اكتباهاً هه حسن نیت ديگرا هاور داكته‬ ‫‪86 Nice guys really do finish last‬‬

‫‪81‬‬

‫هاكید هسیار پرهزينه تر از اين است که منفي هاف و هدهین هاكید و فرض کنید آ ها‬ ‫در پي مناف خادكا هستند(مگر اينكه اعمال آ ها چیز ديگري هگايد)‪ .‬اگر حرف‬ ‫رونالد ريگا را هه خاطر داكته هاكید هه ندرت در معامبت كخصي کبه سرتا مي‬ ‫رو د‪ :‬اعتماد کن اما هررسي کن‪ .‬اصرار دارم افرادي که نگاه سرسختانه هه طینت و‬ ‫سركت انسا هه آ ها تاهین کرده است هه هعضي حقايق تاجه کنند‪.‬‬ ‫اياالت متحدة آمريكا هرنامم «كهروندا دلااپس محلي»‪ 81‬را در عراق اجرا ميکند‪.‬‬ ‫ههتب عبقم زياد پنتاگا هه سنت ايجاد نام هاي اختصاري ها حروف الفبا‪ ،‬عراقي‬ ‫هاي مشارکت کننده در اين هرنامه هه ‪ CLC‬ها كناخته كدهاند‪ .‬اعضاي ‪ CLC‬هه‬ ‫حفاظت از محله ها علیه كاركي ها کمک ميکنند‪ .‬هه اين افراد هاهت خدماتشا‬ ‫روزي ده دالر حقاق داده ميكاد‪ .‬هه نظر نميرسد که ماضاعي ناهخردانه و يا تماما‬ ‫مادي درهارة اين افراد وجاد داكته هاكد‪ .‬اما اينجاست که هايد تاقف کرده و هپرسیم‬ ‫که اين ‪ CLC‬ها چه کساني هستند و ما در ازاي روزي ده دالر‪ ،‬دقیقاً چه خدمتي را‬ ‫مي خريم؟‬ ‫اين عراقي هاي نگرا و دلااپس گروه هاي معمالي حفاظت از محلم كما نیستند‪.‬‬ ‫آ ها مردم عادي همسايه كما نیستند که هه هنگام رفتن والدين هه محل کار‪ ،‬مكاني‬ ‫امن را هراي کادکا مدرسه اي ارائه کنند‪ .‬آ ها دوستا كما نیستند که کلید خانه‬ ‫تا را دارند‪ ،‬گیاها كما را آب ميدهند‪ ،‬نامه هايتا را دريافت کنند و هنگامي که‬ ‫هه مسافرت مي رويد هه گرهه كما غذا ميدهند‪ .‬نه! آ ها كاركیا‬

‫ساهق‬

‫ضدآمريكايي هستند؛ ده ها هزار نفر كاركي‪ .‬در واق هعضي از آ ها عضا ساهق‬ ‫‪81 Concerned Local Citizens‬‬

‫‪82‬‬

‫القاعده هادهاند‪ .‬هه نظر ميرسد آ ها جزء افراطي ترين افراطي ها‪ ،‬هدترين هدها قرار‬ ‫داكتند‪ .‬اما هه خاطر مبلغ ناچیز روزي ده دالر‪ ،‬اين تروريست هاي ظاهراً مستحكم‪،‬‬ ‫در قالا متحدا آمريكا عمل ميکنند و كبیه كبه نظامیا خادما خدمت کرده و در‬ ‫پايین نگه داكتن خشانت در مناطق غالباً سُنينشین کمک کرده و از صلحي دفاع‬ ‫ميکنند که هراي معاش خاد عادت هه تخريا آ داكتند‪ .‬چگانه چنین چیزي ممكن‬ ‫است؟ چطار ممكن است تروريست ها هه آساني هه دوستا و محافظا ما تبديل‬ ‫كاند؟‬ ‫از قضا كاركي ساهق هاد و استخدام هه عناا اعضاي ‪ CLC‬هر اسا‬

‫معیارهاي‬

‫عراقي ها يک كغل هسیار خاب است‪ .‬ها روزي ده دالر‪ ،‬اعضاي ‪ CLC‬ميتاانند چند‬ ‫هزار دالر ساالنه از آمريكا دريافت کنند‪ ،‬البته هه اضافه هر چیز اضافه اي که از‬ ‫حاكیم آ هه دست ميآورند‪ .‬يک كهروند معمالي عراقي‪ ،‬عليرغم ثروت نفتي‬ ‫هنگفت اين کشار‪ ،‬تنها روزي كش دالر درآمد دارد که تقريباً نصف چیزي است که‬ ‫‪ CLC‬ها دريافت ميکنند!]‪ [1‬آ هايي که فكر ميکنند اين تروريست ها‪ ،‬انسا هاي‬ ‫مذهبيِ متعصاِ غیرعقبيي هستند که هه انگیزههاي پالي و كخصي واکنشي نشا‬ ‫نميدهند هايد هه خاطر داكته هاكند که تزريق دوز روزانم تنها ده دالر کافي است که‬ ‫چنین انسا هايي هه كبهدوستا اياالت متحدة آمريكا تبديل كاند‪.‬‬ ‫البته هما قدر که گناه کارا در نظريه هازي مجال و میدا دارند‪ ،‬قديسا نیز‬ ‫دارند‪ .‬هیچ مشكلي هراي وارد کرد مادرترزاهاي (معدود) دنیاي ما در نظريم هازي‬ ‫وجاد ندارد‪ .‬نظريه هازي يعني انتخاب اقدامات هر اسا‬

‫هزينه ها و فاايد انتظاري‪.‬‬

‫حال ها تاجه هه اين تعريف‪ ،‬نظريه هازي از ما ميخااهد هپرسیم ‪-‬كايد اين پرسش‬

‫‪81‬‬

‫ناخاكايند هاكد‪ -‬که مادرترزا در قبال زندگي ايثارگرانه و کارهاي خاهش انتظار چه‬ ‫منفعتي دارد‪ .‬پاسخ هه اين سؤال از ما هر نمي آيد ولي تاجه داكته هاكید که او هه‬ ‫كیاة اکثر راهبه ها که در سكات هه فقرا خدمت ميکنند و گمنام مي میرند‪ ،‬هه فقرا‬ ‫خدمت نكرده است‪ .‬كدت مردمي هاد کردار مادر ترزا ما را نسبت هه عقبيي هاد‬ ‫وي و پتانسیل او در کمک هه افراد فقیر در مقیا‬ ‫چه هه سراغ هرداكت کاتالیک از زندگي مقد‬

‫هزرگ مطمئن مي سازد‪.‬‬ ‫هرويم و چه هه سراغ ديدگاه‬

‫تلمادي از يک زندگي خیرانه هرويم‪ ،‬درهارة مادر ترزا ها يک مسئله روههرو ميكايم‪.‬‬ ‫همانند قديس هرنارد کِلِروُو‪ )1111-1919( 89‬که نگرا اين هاد که در اوج ايما هه‬ ‫اطاعت از دستارات خداوند ممكن است مرتكا گناه مرگبار تكبر كاد‪ ،‬كايد مادر‬ ‫ترزا هم در انجام کارهاي نیكش هايد نگرا اين مسئله مي كد‪ .‬كايد مادر ترزا‬ ‫درست هه خاطر فداکاري كخصي و کارهاي خاهش فكر ميکرده که ههتر از ديگرا‬ ‫است و كايستگي هیشتري هراي ههشت دارد و حتي هه مقام تقد‬

‫رسیده است‪.‬‬

‫هما طار که خااهیم ديد‪ ،‬هه نظر نميرسد که اين ماضاع هراي او منب نگراني‬ ‫هزرگي هه حساب ميآمد‪.‬‬ ‫از نگاه تلمادي که ماسي هن میما‬

‫‪81‬‬

‫(‪ )1294-1111‬آ را تاضیح ميدهد‪،‬‬

‫مادرترزا حداقل يک مشكل هزرگ هايد داكته هاكد‪ .‬میما يا رامبام‬

‫‪82‬‬

‫که در‬

‫روزگارش هه آ معروف هاده است‪ ،‬نتیجه مي گیرد صدقه اي که هه صارت ناكنا‬ ‫هه گیرنده اي ناكنا‬

‫داده ميكاد تا هه خادکفايي او کمک کند ههترين ناع صدقه‬ ‫‪Saint Bernard of Clairveaux‬‬

‫‪89‬‬

‫‪81 Moses Maimonides‬‬ ‫‪82 Rambam‬‬

‫‪84‬‬

‫است‪ .‬کمک هاي مادرترزا داراي اين استاندارد نیست و وي کاري کرد که حتما هه‬ ‫اين سطح از استاندارد صدقه داد نرسد‪ .‬او هه صارت ناكنا‬

‫صدقه و کمک نمي‬

‫کرد؛ او ميدانست هه چه کسي کمک ميکند؛ و هه طار ويژه هیچ تبكي نمي کرد تا‬ ‫ههرهمندا از محبتش خادکفا كاند‪ .‬در حقیقت‪ ،‬او از طريقم خادش خارج كد تا‬ ‫خادش و فعالیتهايش را قاهل كناسايي و هرجسته کند‪ .‬هراي مثال‪ ،‬مادر ترزا خاد‬ ‫را ها ريزکاري هرجسته و مشهار کرد و ها پاكید مداوم لباسي خاص هه ترتیبي که‬ ‫خادش هنا نهاده هاد (روسري سفید ها دور دوز آهي و صندل) رسمیتي در حد يک‬ ‫نمانام هراي خادش ايجاد کرد‪ -‬درست مانند ‪Xerox، Coke،Cheerios‬‬

‫يا‬

‫‪ -Vaseline‬لذا ها هیچ پیرز مهرهاني اكتباه گرفته نميكد‪ .‬البته کمک ناكناسانه نیز‬ ‫ميتااند غرورآمیز هاكد اما اين ناع کمک در اين دنیا قطعا هه جايزة صلح ناهل يا‬ ‫طلا آمرزش يا تقد‬

‫هخشي هه انسا ختم نمي كاد‪.‬‬

‫آيا ممكن است جاه طلبي مادر ترزا ها ايما هه پاداكي اهدي گره خارده هاكد؟‬ ‫اگر نتیجم فداکاري در کاتاه مدت و زماني محدود از عمر يک فرد‪ ،‬پاداكي اهدي در‬ ‫ههشت هاكد فداکاري معقال هه نظر ميرسد‪ .‬در واق آيا اين دقیقاً هما تاضیح‬ ‫هسیاري از ما نیست که هراي کارهاي افراد انتحاري ارائه مي دهیم مبني هر اينكه از‬ ‫نگاه مفتخرانه خادكا هه عناا كهیدي که پاداكش اهديت در ههشت است‪،‬‬ ‫ميمیرند؟‬ ‫كايد هم در مارد مادر ترزاي عقبيي‪ ،‬محاسبم انگیزة اقدامات کمي پیچیده تر‬ ‫هاكد‪ .‬ميدانیم که او اعتقاد ديني اش و وجاد خدا را زير سؤال هرده است]‪ .[4‬ظاهراً‬ ‫كک و ترديدهاي او کمي پس از اينكه سرپرستي فقرا و مريضها را در کلكته آغاز‬

‫‪81‬‬

‫کرد‪ ،‬كروع كد‪ .‬كايد در آ زما خادش را در زندگي مذهبي اي که هراي خادش‬ ‫انتخاب کرده هاد محصار مي ديد‪ .‬كايد ها تشكیک در خدا و عدم آمادگي هراي‬ ‫زندگي خارج از کلیسا‪ ،‬مادر ترزا استراتژي هسیار خاهي هراي جلا تحسین ها و‬ ‫تشايق ها در زندگي يافته هاد که مي ترسید اين تحسین ها در زندگي پس از مرگ‬ ‫وجاد نداكته هاكند‪ .‬آيا او هه دنبال پاداكي هي نهايت و اهدي هاد يا پاداكي در اينجا‬ ‫و اکنا ؟ فقط خاد مادرترزا جااب اين سؤال را ميداند‪ .‬ما‪ ،‬دانشمندا نظريه هازي‬ ‫کارهردي دوست داريم اعمال مادر ترزا را اينگانه هبینیم که انگار گرفتن پاداش‬ ‫محرک او هاد‪ .‬يعني او خیلي سرد و ماديگرا نباد؛ هلكه گرم هاد و ماديگرا‪ .‬کافي‬ ‫است مادر ترزا را هه عناا هازيگري عقبيي و استراتژيک در هازي زندگي‪ ،‬هه يک‬ ‫ماضاع تحلیلي خاب تبديل کنیم و كايد کافي هاكد تا هه مقام تقد‬

‫و قديس‬

‫هاد او هم نائل كايم‪.‬‬ ‫نظريم هازي تاجه ما را هه اصال مهمي که ككل دهندة سخن و عمل مردم است‬ ‫ساق ميدهد‪ .‬اول از همه‪ ،‬درست كبیه مادر ترزا يا فرد انتحاري‪ ،‬همه مردم عقبيي‬ ‫فرض ميكاند‪ .‬اين يعني که ما فرض ميکنیم آ ها کاري را ميکنند که فكر ميکنند‬ ‫هه نفعشا است‪ ،‬چه آ کار پال درآورد تا حد ممكن هاكد چه ورود هه ههشت و‬ ‫چه هر چیز ديگر‪ .‬كايد افراد هعدها هفهمند که انتخاب خاهي نداكتهاند اما در تفكر‬ ‫نظريه هازي ما هه آنچه مردم در زما انتخاب عمل هايشا ميدانند‪ ،‬مي پندارند و‬ ‫ارزكمند ميدانند تاجه داريم نه چیزي که هعداً و زماني که ديگر وقت کار نیست‪،‬‬ ‫مي فهمند‪ .‬نظريه هازي در جايگاه افرادي نیست که پس از گذكت زما و انجام کار‬ ‫هه نقد آ مي پردازند‪ .‬نظريه هازي عبارت است از اينكه در هنگام تصمیم گیري چه‬ ‫هايد کنیم‪ ،‬حتي اگر درهارة تبعات اقداماتما آگاهي قطعي نداكته هاكیم‪.‬‬

‫‪88‬‬

‫اين تصار از اقدام عقبيي هراي هعضي افراد مشكل زا است‪ .‬اين مشكل معماالً‬ ‫هه خاطر اين پیش مي آيد که منظار افراد معمالي از عقبيي هاد ها منظار يک‬ ‫دانشمند علم اقتصاد يا سیاست متفاوت است‪ .‬کلمات ميتاانند معاني هسیاري داكته‬ ‫هاكند لذا هايد نظرات و ايده ها را هه دقت تعريف کنیم‪ .‬از قضا‪ ،‬دانشمندا نظريه‬ ‫هازي هر کارهرد خاصي از کلمم "عقبيي" اصرار دارند‪.‬‬ ‫ظاهراً هعضي مردم فكر ميکنند که افراد عقبيي هايد هسیار هاهاش هاكند‪ ،‬هرگز‬ ‫اكتباه نكنند‪ ،‬هر چیز محتملي را که ممكن است هرايشا رخ دهد هررسي ميکنند و‬ ‫هزينهها و فايدههاي دقیق هر مجماعه اقدامِ قاهلِ تصار را محاسبه ميکنند‪ .‬اين‬ ‫تصاري مهمل و پاچ است‪ .‬هیچ کس آنقدر هاهاش يا پیگیر نیست و يا نبايد هاكد‪.‬‬ ‫در حقیقت‪ ،‬هررسي هر مجماعه اقدام ممكن و محاسبه هر چیزي که ممكن است‬ ‫رخ دهد تقريباً هیچ وقت عقبيي نیست‪ ،‬حداقل از لحاظ کارهرد عالم نظريه هازي‬ ‫عقبيي نیست‪ .‬اگر هزينم کسا اطبعات هیشتر هزرگتر از مناف انتظاري آ هاكد‪،‬‬ ‫اصب عقبيي نیست که جستجا هراي کسا اطبعات هیشتر را ادامه دهیم‪ .‬افراد‬ ‫عقبيي ميدانند ‪-‬وقتي که ديگر هس است‪ -‬هايد جستجا را متاقف کنند‪( .‬من سعي‬ ‫ميکنم اين پیام را هه دانشجايانم هازگا کنم‪ .‬زماني که آ ها هه من ميگايند‬ ‫ميخااهند مقاله هاي پژوهشي خاد را تا حد ممكن خاب و عالي کنند‪ ،‬من‬ ‫درخااست ميکنم اين کار را نكنند‪ .‬اگر قرار هاكد تا زماني که يک مقاله هه نهايت‬ ‫حد خاهي خاد هرسد روي آ کار كاد‪ ،‬هرگز هه پايا نمي رسد)‪.‬‬ ‫كیاة ديگري صحبت مردم درهارة عقبيي هاد که هیچ رهطي هم هه قصد و‬ ‫منظار" نظريه پردازا انتخاب عقبيي " از عقبيي هاد ندارد هحث درهارة عقبيي‬

‫‪88‬‬

‫هاد خااستم افراد است‪ .‬اين گزارة حقیقي که افرادي ها تفكرات احمقانه هم‬ ‫ميتاانند کامبً عقبيي هاكند‪ ،‬كايد ناگاار و ناخاكايند هاكد‪ .‬عقبيي هاد يعني‬ ‫پانتخاب اقداماتي که ها پیشرفت مناف كخصي سازگار هاكند؛ حال اين مناف هر چه‬ ‫ميخااهد هاكد‪ .‬عقبيي هاد هه اينكه من و كما چه فكري درهارة خاب هاد‬ ‫خااسته هاي يک نفر داريم و يا اينكه از نظر ما خااسته هاي او نشا از يک ذوق و‬ ‫سلیقه خاب است يا نه و يا اصب خااسته هايش معني دار هست يا نه‪ ،‬رهطي ندارد‪.‬‬ ‫من فكر مي کنم آنچه آدولف هیتلر گفته که ميخااهد و آنچه هراي پیشبرد‬ ‫اهداف كامش انجام داد قطعا خباثت آلاد هاد اما تمايلي ندارم تا او را هه ههانه‬ ‫دياانگي و جنا و ها گفتن اينكه او عقبيي نیست رها کنم‪ .‬اقدامات او ها وجاد‬ ‫خباثت و زكتي اهدافش عقبيي هادند و لذا کامبً درست است که او و همدستانش‬ ‫را مسئال هدانیم‪.‬‬ ‫اين قضیه هراي تروريست هاي امروزي نیز صادق است‪ .‬آ ها دياانه نیستند‪.‬‬ ‫تروريست ها افرادي مستمصل‪ ،‬مكار و پَكَري هستند که هه دنبال راههايي هستند تا‬ ‫ديگرا را مجبار هه تاجه هه مصیبت هاي واقعي يا مدنظر خاد کنند‪ .‬ناديده گرفتن‬ ‫تروريست ها هه ههانم غیرعقبيي هاد ‪ ،‬ما را از ماضاع اصلي دور ميکند و سبا‬ ‫ميكاد هراي کنترل تهديد آ ها دست هه انتخابهايي اكتباه و سرسختانه هزنیم‪ .‬ها‬ ‫هرچسا دياانه يا غیرعقبيي زد هه مردم آ هم هه خاطر عدم تاانايي ما در فهم‬ ‫اهدافشا ‪ ،‬هیچ خدمتي هه خادما نمي کنیم‪ .‬ههتر است تاجه ما هر روي اقدامات‬ ‫ديگرا متمرکز كاد چا احتماالً ميتاانیم اقدامات آ ها را تغییر داده يا مان‬ ‫اقداماتشا كايم حتي اگر نتاانیم خااستم مدنظر آنها را تغییر دهیم‪.‬‬

‫‪86‬‬

‫عقبيي هاد دقیقاً چه مي خااهد؟ عقبيي هاد يک ايدة ساده است‪ .‬هراي‬ ‫عقبيي هاد ‪ ،‬فرد هايد هتااند ترجیحات خاد را در میا انتخاب ها هیا کند که حتي‬ ‫كامل نداكتن ترجیح هم ميكاد (يعني حقیقتا هي تفاوت هاكد)‪ .‬همچنین‪،‬‬ ‫ترجیحات افراد نبايد دچار دور كاد‪ .‬هراي مثال‪ ،‬اگر من هستني ككبتي را هیشتر از‬ ‫وانیلي دوست دارم‪ -‬چه کسي هست که دوست نداكته هاكد‪ -‬و هستني وانیلي را‬ ‫هیشتر از تات فرنگي‪ ،‬پس انگار من هستني ككبتي را هیشتر از تات فرنگي دوست‬ ‫دارم‪ .‬سرانجام افراد عقبيي طبق ترجیحاتشا عمل ميکنند و ماان اين کار را در‬ ‫نظر ميآورند‪ .‬مثب‪ ،‬در يک اتاق پذيرايي هستني‪ ،‬هستني ككبتي كايد زودتر از ديگر‬ ‫هستني ها تمام كاد‪ .‬اگر آ مكا پذيرايي که هستنيهايش تمام ميكاد‪ ،‬هیشتر‬ ‫طرفدار هستني ككبتي هاكد‪ ،‬كايد اين ريسک را هكنم که هه هستني وانیلي راضي‬ ‫كام‪ .‬تحمل ريسک هاي حساب كده‪ ،‬جزئي از عقبيي هاد است‪ .‬من فقط نیاز‬ ‫دارم هه اندازة ريسک‪ ،‬ارزش پاداش حاصل از مافقیت و هزينم حاصل از ككست‬ ‫آ فكر کنم و اينها را ها ريسک ها‪ ،‬هزينه ها و فاايد انجام کارهاي ديگر مقايسه‬ ‫کنم‪.‬‬ ‫از آتجا که افراد عقبيي ريسک هاي حساب كده ميکنند‪ ،‬گاهي اوقات اوضاع‬ ‫آ ها هد ميكاد‪ .‬هیچ کس همم آنچه ميخااهد را هه دست نميآورد‪ .‬گاهي عليرغم‬ ‫هیشترين تبش هراي اکتساب كيء مطلاب‪ ،‬کارم هه ناكید ناكاهه اي ميرسد که‬ ‫دوست ندارم يا خارد هستني وانیلي يا تات فرنگي که آ را هم دوست ندارم‪ .‬اين‬ ‫معني ريسک کرد است‪ .‬هه قط يقین نميتاانیم نتیجه هگیريم که چا فبني در‬ ‫انتهاي روز نتیجم هدي گرفته است پس غیرعقبيي است يا غیرعقبيي عمل کرده‬

‫‪81‬‬

‫است‪ ،‬چه اين نتیجم هد‪ ،‬افتاد در دام هستني تات فرنگي هاكد چه ككست در يک‬ ‫جنگ و يا حتي هدتر از آ هاكد‪.‬‬ ‫انتخابهاي عقبيي تنها نشا دهندة تفكر درهارة ريسک ها نیست هلكه نشا‬ ‫دهندة تبش در جهت دسته هندي هزينه ها و فاايد نیز است‪ .‬ممكن است هزينه ها‬ ‫و فايده ها در هنگام محاسبه گال زننده هاكند‪ .‬ممكن است درهارة چیستي هزينه ها‬ ‫و فايده ها مطمئن نباكم‪ .‬اين نااطمیناني نیز ميتااند مان يا قید مهمي در تصمیمات‬ ‫عقبيي من هاكد‪ .‬گاهي عليرغم جهل نسبت هه نتايج‪ ،‬مجباريم تصمیم هگیريم‪.‬‬ ‫خاش هختانه‪ ،‬اين قضیه خیلي درهارة خريد هستني و ناكاهه اتفاق نمي افتد اما‬ ‫مطمئناً در هنگام مذاکره هراي يک معاملم تجاري هزرگ يا ايجاد يک سیاست‬ ‫خارجي جديد مكرراً اتفاق مي افتد‪ .‬در اين ماارد‪ ،‬ههتر است مراقا هاكیم در وز‬ ‫کِشي مناه نااطمیناني محتاطانه عمل کنیم و ها سَر در هعضي تبش هاي خطرناک‬ ‫كیرجه نرويم که جز خاش خیال و خاش هیني چیزي هراي راهنمايي و مسیرياهي ما‬ ‫ندارد‪ .‬ممكن است نتیجم مطلاب را نگیريم اما ميتاانیم در مديريت دامنم نتايجي که‬ ‫محتمل الاقاع هستند احتیاط کنیم‪( .‬هراي مثال‪ ،‬فقط تصار کنید اگر رهبرا‬ ‫آمريكايي{هه اكتباه} فكر نكرده هادند که پس از سقاط صدام‪ ،‬مردم عراق در خیاها‬ ‫ها مي رقصند و سرهازا آمريكايي را مي هاسند‪ ،‬هما طار که مردم پاريس در ‪28‬‬ ‫اوت سال ‪ ،1144‬هه هنگام ورود آمريكايي ها هه پاريس پس از كارل دوگال اين‬ ‫کارها را انجام دادند‪ ،‬افتضاح عراق چقدر متفاوت هاد‪).‬‬ ‫هااينحال اين سؤال پاهرجاست که چه زماني يک نفر حقیقتاً غیرعقبيي است‪ .‬در‬ ‫کارهرد روزمره کلمه عقبيي‪ ،‬هسیاري از رفتارها غیرعقبيي هه نظر ميرسند اما در‬

‫‪89‬‬

‫هررسي دقیقتر مشخ‬

‫ميكاد که غیرعقبيي نباده اند‪ .‬گاهي منتقدا هه رفتارهايي‬

‫مانند انعام داد در رستارا ها‪ ،‬هديه داد هه دوستا يا کشید سیفا تاالت در‬ ‫مكا هاي عمامي مانند فرودگاه ها و مازه ها – هبخشید‪ ،‬منظار هدي ندارم‪ -‬هه‬ ‫عناا کارهاي غیرعقبيي اكاره ميکنند‪ .‬استدالل آنها اين است که همم مناف اين‬ ‫کارها هه كخ‬

‫ديگري ميرسد‪ ،‬نه هه انعام دهنده‪ ،‬هديه دهنده‪ ،‬يا کسي که سیفا‬

‫را مي کشد اما من ميگايم اينگفته درست نیست‪.‬‬ ‫کارهاي عقبيي هسیاري هستند که در کاتاه مدت سبا تحمیل هزينه هر دوش‬ ‫انجام دهنده مي كاند و در هلندمدت امید و انتظار منفعت از آنها مي رود‪ .‬اين قضیه‬ ‫درهارة انعام داد ‪ ،‬هديه داد ‪ ،‬کشید سیفا تاالت هاي عمامي‪ ،‬آكغال نريختن و‬ ‫هسیاري کارهاي ديگر صادق است‪ .‬قطعا اگر انتظار رفتن دوهاره هه يک رستارا‬ ‫خاص و معین را نداكته هاكید هاز هم در هما يک هار حضار در آ رستارا ‪ ،‬اقدام‬ ‫هه انعام داد مي کنید ‪ .‬البته انعام داد مانند هديه داد يک هنجار اجتماعي است که‬ ‫هه وجاد آمده و محترم كمرده ميكاد‪ ،‬چا ياد گرفته ايم اثرات اين کارها هر‬ ‫انتظارات ديگرا (خدمتگزار‪ ،‬میزهانا يک جشن) نقش مهمي هراي ايجاد اندکي‬ ‫كادي و رضايت هیشتر در زندگي خادما دارد‪ .‬اگر پیشخدمت هاي رستارا ها‬ ‫اينطار فكر کنند انعامي دريافت نخااهند کرد و حقاقشا همچنا کم خااهد هاد‪،‬‬ ‫پس قطعا خدمت رساني در همم رستارا ها هدتر ميكد‪ .‬هراي نمانه‪ ،‬پژوهش ها‬ ‫نشا ميدهند که رضايت مشتري از خدمات‪ ،‬در پیشهیني رستاراني که مردم در‬ ‫جناب چین انتخاب ميکنند تمثیري ندارد‪ [1].‬انعام داد در چین غیرقاناني است (نه‬ ‫اينكه هگايیم هرگز اتفاق نمي افتد هلكه انتظار نمي رود)‪ .‬ههتر است در خاطر داكته‬ ‫هاكیم که مردم هر اسا‬

‫انتظارات عمل ميکنند‪ .‬ظاهراً کیفیت خدمات میا رستارا‬

‫‪81‬‬

‫هاي جناب چین خیلي تفاوت ندارد چا هدايت و جهت دهي اخبق خدمات‬ ‫دهي هر عهدة پاداش هاي انتظاريِ در قبال خدماتِ خاب نیست‪ .‬اگر انتظار انعام‬ ‫داد را کنار هگذاريد آنگاه خدمتكارا ها انگیزه اي غیر از مناف مشتريا و پاداش‬ ‫حاصل از تممین مناف آنها انگیزش مي كاند‪.‬‬ ‫انعام داد ‪ ،‬هديه داد ‪ ،‬و هله! کشید سیفا تاالت انتظارات خاهي ايجاد ميکند‬ ‫که اغلا سبا منفعت هر کدام از ما ميكاد حتي اگر کمي هزينه هم داكته هاكد‪.‬‬ ‫مسلماً ميتاان یم از کارهاي خاب ديگرا سااري مجاني هگیريم و کمي پال يا‬ ‫اندکي از تبش خاد را در کشید سیفا تاالت يا انداختن آكغال در سطل زهاله هه‬ ‫جاي انداختن آ در خیاها پس انداز کنیم اما اگر اين کار را هكنیم‪ ،‬اکثر ما انسا ها‬ ‫احسا‬

‫هدي درهارة خادما خااهیم داكت‪ .‬اصرار هر داكتن حس خاب نسبت هه‬

‫خاد– نه تحمل ريسک آزار ديگرا و نه تحمل هزينم واکنش آ ها‪ -‬کافي است تا‬ ‫وادار هه هه انجام رفتاري كايم که از نظر اجتماعي مناسا است‪ .‬معدود افراد انسا‬ ‫گريزي که ترجیح ميدهند پالي که صرف يک هديه يا انعام ميكاد يا تبكي‬ ‫مصروف هراي کشید سیفا تاالت را ذخیره کنند‪ ،‬خا‪ ،‬آ ها هم عقبيي عمل‬ ‫ميکنند‪ .‬آ ها نگرا اين نیستند که احساسي كبیه افراد پست و فرومايه داكته هاكند‪.‬‬ ‫آ ها هه پس اندازهايي که ها رفتار هد خاد هه دست مي آورند هیشتر از حسن نیت و‬ ‫نتايج خاب هلندمدت رفتاركا ارزش قائلند‪ .‬اين است که واقعاً سلیقه ها گاناگا‬ ‫هستند‪ .‬هما طار که گفتم‪ ،‬عقبيي هاد مرهاط هه انجام چیزي ميكاد که كما فكر‬ ‫ميکنید هه نف كماست؛ عقبيي هاد هیچ منافعي را هه ما تحمیل نميکند‪.‬‬

‫‪82‬‬

‫پس در دنیاي دانشمندا نظريه هازي کارهردي چه چیزي غیرعقبيي هاد را‬ ‫تشكیل ميدهد ؟ ها هرگشت هه مثال طعم دهنده هاي هستني‪ ،‬يک فرد در صارتي‬ ‫غیرعقبيي است که هر آنچه در ذيل مي آيد درهارة او صحیح هاكد‪ :‬هستني تات‬ ‫فرنگي را هیشتر از ككبتي دوست داكته هاكد؛ هزينه هستني تات فرنگي هیشتر از‬ ‫هستني ككبتي نیست؛ هستني تات فرنگي اال هراي خريد ماجاد است؛ هااينحال‬ ‫آ كخ‬

‫مي رود و هستني ككبتي را مي خرد‪ .‬در چنین ماردي‪ ،‬من تعجا‬

‫ميکنم که آيا اخیراً او آنقدر هستني تات فرنگي خارده که هه دنبال تناع و تغییر‬ ‫است (ترجیح تناع هر عدم تغییر هُعد ديگري از اكیاء ترجیحي است که در فهرست‬ ‫من گنجانده نشده هاد) يا چیزي كبیه هه اين‪ ،‬اما اگر اين دست مبحظات وجاد‬ ‫نداكته هاكد‪ ،‬در اين صارت و ها فرض يكساني كرايط ديگر‪ ،‬انتظار مي رود يک‬ ‫طرفدار هستني تات فرنگي‪ ،‬هستني تات فرنگي هخارد‪.‬‬ ‫همم اين حرف ها ميخااهند هگايند فقط هچه هاي هسیار کاچک و كايد افراد‬ ‫دچار اسكیزوفرني خارج از فرض عقبيي هاد هستند‪ .‬هچه هاي کاچک – هه طار‬ ‫خیلي خاص هچه هاي دو ساله‪ -‬و گاهي اسكیزوفرني ها طاري عمل ميکنند که‬ ‫گايي ترجیحات آ ها هر ثانیه تغییر ميکند‪ .‬يک دقیقه تات فرنگي ميخااهند و‬ ‫دقیقه هعدي هدترين چیز دنیا را ميخااهند‪ .‬اين ناع از تغییر ناگهاني در ترجیحات‬ ‫فردي‪ ،‬هراي آ هايي که ميخااهند انتخابهاي افراد را پیشهیني يا مهندسي کنند‬ ‫مخاطره آمیز است‪ .‬استدالل ها افرادي که همیشه در حال تغییر كديد هستند‬ ‫غیرممكن است‪ .‬آ ها متعهد هه سازگاري منطقي در گفته و خااسته و عمل خاد‬ ‫نیستند‪.‬‬

‫‪81‬‬

‫اگر طبیعت از خأل متنفر نباكد‪ ،‬نظريه هازي قطعاً از ناسازگاري منطقي متنفر‬ ‫است‪ .‬اگر قبال کرديد خااستم واقعي يک فرد ممكن است همیشه و لحظه هه لحظه‬ ‫تغییر کند‪ ،‬پس ميتاانید ادعا کنید هر کاري که او ميکند و هر چیزي که گیرش مي‬ ‫آيد در تطاهق (يا در تضاد) ها مناف اوست‪ .‬اين حالت قطعا هه يک پیشهیني خاب يا‬ ‫مهندسي خاب نمي انجامد و عبوه هر اين‪ ،‬اصب هم جالا نیست‪ .‬اين قضیه تمامي‬ ‫چالش مرهاط هه محاسبم حرکت محتمل مردم را از هین ميهرد‪.‬‬ ‫منطق دیگری چیست (نه اینکه زبان او چیست)؟‬ ‫هر اسا‬

‫گفته هاي هاال‪ ،‬احتماالً کامبً هراي كما آككار كده است که نظريه هازي‬

‫هشدار مي دهد که نسبت هه چگانگي اهراز و درک مناف ما و مناف ديگرا مراقا‬ ‫هاكید‪ .‬انجام اكتباهات منطقي خیلي راحت و ساده است و تشخی‬

‫اين اكتباهات‬

‫که اغلا ممكن است معني تفكر و اقدامات افراد را مخفي يا مبهم کند‪ ،‬دكاار است‪.‬‬ ‫هه اين دلیل است که دانشمندا نظريه هازي از رياضیات هراي محاسبم اقدام محتمل‬ ‫افراد استفاده ميکنند‪.‬‬ ‫زها روزمره و معمالي ممكن است هسیار گنگ و مبهم هاكد‪ .‬يكي از دوستانم‬ ‫زها كنا‬

‫است‪ .‬يكي از جمبت مارد عبقه او اين است‪" :‬من مردي را ها يک‬

‫تلسكاپ ديدم‪ ".‬اين يک جملم گنگ است‪ .‬آيا من ها يک تلسكاپ نگاه کردم و‬ ‫يک مردم را ديدم يا اينكه من مردي را ديدم که يک تلسكاپ را حمل ميکرد يا‬ ‫اينكه اين جمله کب معني متفاوتي ميدهد؟ حاال میتاانید هفهمید چرا زها كناسا از‬ ‫اين جمله خاكشا مي آيد‪ .‬اين جمله مسئلم جالبي هراي حل کرد در اختیار آ ها‬ ‫ميگذارد‪ .‬من جمله هايي نظیر اين جمله را دوست ندارم‪ .‬من جمبتي را که هه‬

‫‪84‬‬

‫ككل رياضي ناكته كدهاند دوست دارم ( و هسیاري از زها كناسا هم همین‬ ‫طار)‪ .‬رياضیات هاعث نمي كاد خسته کنندگي جمبت در اثر زيبايي كعري يا‬ ‫دوپهلا هاد نميكاد اما خاصیت و مزيت هزرگي هه جمبت ميدهد‪ .‬در انگلیسي‪،‬‬ ‫گفتن اينكه چیزها مساوي هستند اغلا هه معني "کم و هیش" مساوي است؛ در‬ ‫رياضیات‪" ،‬مساوي" فقط معناي مساوي ميدهد‪ ،‬نه تقريباً مساوي يا معماالً مساوي‪،‬‬ ‫فقط معناي مساوي محض ميدهد‪.‬‬ ‫ما انسا ها همه ناع راه زيرکانه ساخته ايم تا استدالل هاي ناكیانه و غیرقاهل‬ ‫اعتمادما را پاكش دهیم‪ .‬دوست دارم هه دانشجايانم هم هگايم که كک و ترديد‬ ‫من ها كنید جمبتي که ها عبارتهايي نظیر "منطقي است که ‪ "...‬يا " اين يک‬ ‫حقیقت است که ‪ "...‬كروع ميكاند هرانگیخته ميكاد‪ .‬معماالً‪ ،‬آنچه پس از گزارة‬ ‫"منطقي است که ‪ "...‬مي آيد منطقي نیست‪ .‬از اين کلمات مي خااهند که کار سخت‬ ‫نمايش تبعیت نتیجه گیري از فروض را انجام دهد‪ .‬هه همین ترتیا‪" ،‬اين يک‬ ‫حقیقت است که" عماماً پیش از هیا يک نظر كخصي مي آيد تا يک گزارة حقیقي‪.‬‬ ‫مراقا اين ها هاكید‪ .‬اين ناع از خطاهه ميتااند هه آساني يک فرد را ها پذيرش‬ ‫چیزي که ممكن است درست هاكد و در عین حال ممكن است نادرست هم هاكد‪،‬‬ ‫هه مسیر اكتباهي فكري هكشاند‪.‬‬ ‫هراي مثال‪ ،‬سیاستهايي را در نظر هگیريد که فكر ميکنید رهبرا ملي ما هايد‬ ‫هراي حفاظت از مناف ملي و ارتقاي آ در پیش هگیرند‪ .‬وقتي هه دقت درهارة‬ ‫چگانگي افزايش مناف ملي فكر ميکنیم‪ ،‬معلام ميكاد که گاهي چیزهايي که‬

‫‪81‬‬

‫آككارا درست هه نظر ميرسند درست نیستند و کمي منطق ميتااند در ايضاح فهم‬ ‫ما نسبت هه ماضاع کمک هزرگي انجام دهد‪.‬‬ ‫مرسام است اينگانه فكر کنیم که سیاست خارجي هايد مناف ملي را جلا هبرد‪.‬‬ ‫اين تفكر آنقدر كاي است که آ را هه عناا حقیقتي آككار مي پذيريم اما آيا‬ ‫اينگانه است؟ ما هه ندرت درنگ ميکنیم تا هپرسیم چطار ميدانیم مناف ملي‬ ‫چیست‪ .‬هیشتر اوقات‪ ،‬اينگانه نظرما را وانماد ميکنیم که سیاستهايي که هراي‬ ‫هخش هزرگي از مردم سادمند و ناف است سیاستهاي مناف ملي هستند‪ .‬مرزهاي‬ ‫ايمن هراي جلاگیري از ورود اكغالگرا خارجي يا مهاجرا غیرقاناني جزء مناف‬ ‫ملي قلمداد ميكاند‪ .‬سیاستهاي اقتصادي اي که كهروند را ثروتمندتر و کامیاب‬ ‫تر ميکند مناف ملي قلمداد ميكاند‪ .‬ها اين وجاد ميدانیم پال هايي که صرف دفاع‬ ‫از امنیت ملي ميكاند پال هايي هستند که صرف ساختن اقتصاد نميكاند‪ .‬هین اين‬ ‫دو محل صرف پال هده هستا {و تعارض} وجاد دارد‪ .‬پس تعادل درست هین‬ ‫امنیت ملي و امنیت اقتصادي چیست که مناف ملي را هم تضمین کند؟‬ ‫فرض کنید كهروندا آمريكايي هه سه گروه مساوي تقسیم كاند‪ .‬يک گروه‬ ‫ميخااهد هراي دفاع ملي هیشتر خرج كاد و هرنامه هاي تجارت آزاد هیشتري اتخاذ‬ ‫كاد‪ .‬اين افراد را جمهاري خااه هنامید‪ .‬گروه ديگر خااستار کاهش هزينه هاي‬ ‫دفاعي و تغییر سیاست تجاري از وضعیت کناني است تا از صناي آمريكايي علیه‬ ‫رقاهت خارجي هیشتر محافظت کند‪ .‬اين گروه را دماکرات هنامید‪ .‬گروه سام هم‬ ‫ميخاا هد هر روي دفاع ملي هیشتر هزينه كاد و همچنین خااها افزايش كديد‬ ‫تعرفه ها است تا هازارهاي داخلي را از سیل کاالهاي ارزا قیمت ساخت خارج‬

‫‪88‬‬

‫حفظ کند‪ .‬اين گروه را مستقب يقه آهي هنامید‪ .‬ها درنظر گرفتن همم اين گروه هاي‬ ‫رأي دهنده‪ ،‬کدام سیاست تجاري و دفاعي ميتااند خادش را هه درستي "مناف‬

‫ملي" هنامد؟ جااب هما طار که در ككل ‪( 2.1‬صفحه هعد) آمده اين است که هر‬ ‫سیاستي ميتااند قانانا ادعا کند که له – يا علیه‪ -‬مناف ملي است‪.‬‬ ‫ككل ‪ 2.1‬هر کدام از سه گروه رأي دهنده – جمهاري خااه ها‪ ،‬دماکرات ها و‬ ‫مستقب يقه آهي‪ -‬را در هراهر نتايج سیاستي ترجیحي آنها در خصاص مخارج‬ ‫تجاري و دفاعي جاي داده است‪ .‬هه همین علت وقتي هه ككل نگاه کنید‪ ،‬جمهاري‬ ‫خااها را در گاكم سمت راست هاال ميياهید که دال هر حمايت آ ها از تجارت‬ ‫آزادتر و مخارج دفاعي هاالتر است‪ .‬دماکرات ها در گاكم چپ‪ ،‬درست زير نیمم‬ ‫عمادي ككل هستند‪ .‬اين جايگاه مطاهق ها خااستم آ ها مبني هر مخارج دفاعي‬ ‫کمتر و کمي تغییر در سیاست تجاري است‪ .‬مستقب يقه آهي نیز در گاكم پايین‬ ‫سمت راست هستند که مطاهق ها ترجیحات آ ها هراي حفاظت تجاري و مخارج‬ ‫دفاعي هاالتر است‪ .‬هما طار که ميتاانید هبینید‪ ،‬نقطه اي ها نام "وضعیت ماجاد"‬ ‫وجاد دارد که نشا دهندة مخارج دفاعي و سیاست تجاري کناني است‪.‬‬ ‫ككل‪-2.1‬سیاست دفاعي و تجاري در مناف ملي‬

‫‪88‬‬

‫ها تجمی دو مسئلم ماجاد در ككل اعتراف ميکنم که اين دو اغلا هه مناظره‬ ‫هاي عمامي پیاند خارده اند‪ .‬ها فرض ذاتي هاد هده هستا میا تجارت و دفاع‪،‬‬ ‫اين مناظره عماماً حال چگانگي هرقراري ههترين تااز میا اين دو مسئله مي‬ ‫چرخد‪ .‬هراي نمانه‪ ،‬تجارت آزاد ميتااند متضمن فروش فناوري رايانه اي پیشرفته‪،‬‬ ‫فناوري تسلیحاتي و ديگر فناوري هايي هاكد که ممكن است دكمنا هراي تهديد‬ ‫امنیت ملي ما‪ ،‬از آنها استفاده کنند‪ .‬تعرفه هاي هاال ميتااند هه جنگ تجاري و‬ ‫اتفاقاتي هدتر از آ دامن هزند و هه اين طريق‪ ،‬هه صارت هالقاه هه امنیت ملي آسیا‬ ‫زده و مشاجراتي هراي صرف مخارج هیشتر هر روي دفاع ملي ايجاد کند‪.‬‬

‫‪86‬‬

‫من فرض ميکنم هر کس سیاستهاي نزديک تر هه وضعیت مطلاهش را هه‬ ‫سیاستهاي دورتر ترجیح ميدهد (هه اين علت است که نقطه هاي سیاهي هه‬ ‫کلمات جمهاري خااها ‪ ،‬دماکرات ها و مستقب متصل كده است)‪ .‬مثب‪ ،‬مستقب‬ ‫يقه آهي اگر فرصت اين را داكتند که ترکیبي از اين دو مسئله را انتخاب کننند که هه‬ ‫نقطم سیاه متصل هه آ ها نزديک تر هاكد‪ -‬يعني نزديک تر هه خااستم آنها – آنگاه‬ ‫رأي هه تغییر وضعیت ماجاد دفاع و تجارت مي دادند‪.‬‬ ‫هراي نمايش دامنم ترکیا هاي سیاستي که هیشتر از وضعیت ماجاد مارد عبقم‬ ‫مستقب يقه آهي است‪ ،‬دايره اي کشیده ام که مطلاب ترين ترکیا سیاستي يقه آهي‬ ‫ها در مرکز آ است (اين دايره تنها هخشي از ترکیا هاي سیاستي را نشا ميدهد)‬ ‫و محیط و پیراما آ دايره درست از میا سیاست وضعیت ماجاد رد ميكاد‪[8].‬‬

‫هر ترکیبي در داخل اين قا‬

‫که مرکزش ترکیا سیاستي ارجح مستقب يقه آهي‬

‫است‪ ،‬از نظر مستقب ههتر از رويكرد ماجاد در مخارج دفاعي و تجاري است‪.‬‬ ‫همین قضیه هراي نقاط داخل قا‬

‫ها که از میا وضعیت ماجاد مي گذرند‬

‫ومرکزكا جمهاري خااها و دماکرات ها هستند نیز صادق است‪.‬‬ ‫ها کشید اين دايره ها حال ترکیا سیاستي مرجح هر هازيكن‪ ،‬نكتم مهمي ياد‬ ‫میگیريم‪ .‬ميهینیم که اين دايره ها ها يكديگر تداخل دارند‪ .‬ناحیه هايي که تداخل‬ ‫دارند آ دسته از ترکیا هاي سیاستي را نشا ميدهند که وضعیت ماجاد را هه نف‬ ‫ائتبفي از دو يا سه هازيكن ههباد مي هخشد‪ .‬هراي نمانه‪ ،‬منطقم هاكار خارده که هه‬ ‫سمت گاكم سمت چپ هاالي ككل کشیده ميكاد سیاستهايي را هه تصاير مي‬ ‫کشد که رفاه دماکرات ها و جمهاري خااها را ههباد مي هخشد (آه! يک سیاست‬

‫‪81‬‬

‫خارجي دو حزهي مخالف کارگرا مستقل يقه آهي)‪ .‬منطقم گلبرگ ككل خاکستري‬ ‫مناف دماکرات ها و مستقب يقه آهي را ههباد مي هخشد ( هه ضرر مناف جمهاري‬ ‫خااها ) و منطقم آجر ككل‪ ،‬ترکیبي از مخارج تجاري و دفاعي را ارائه ميکند که هه‬ ‫نف جمهاري خااها و مستقب يقه آهي (و هه ضرر دماکرات ها) است‪.‬‬ ‫چا اندازة هر سه گروه رأي دهنده را يكسا فرض کرديم‪ ،‬هر کدام از مناطق‬ ‫متداخل نیز سیاستهاي تجاري و دفاعي اي را مشخ‬

‫ميکند که مارد حمايت دو‬

‫سام رأي دهندگا است‪ .‬اينجاست که در هنگام صحبت از مناف ملي اصطكاک‬ ‫ايجاد ميكاد‪ .‬يک ائتبف‪ ،‬خااها تجارت آزاد هیشتر و مخارج دفاعي کمتر است‪.‬‬ ‫ائتبف ديگر خااها تجارت آزاد کمتر و مخارج دفاعي کمتر است‪ .‬ائتبف سام نیز‬ ‫تجارت آزاد کمتر و مخارج دفاعي هیشتر ميخااهد‪ .‬پس ميتاانیم اکثريت دو سامي‬ ‫را هراي مخارج دفاعي هیشتر و همچنین مخارج دفاعي کمتر گرد هم هیاوريم‪.‬‬ ‫ميتاانیم ائتبفي دو سامي هراي تجارت آزاد هیشتر يا تعرفه هاي هاالتر يا (در نطق‬ ‫هاي مناظرات تجاري که تحت فشار سیاسي هستند) ائتبفي هراي تجارت عادالنه تر‬ ‫پیدا کنیم‪ .‬در حقیقت‪ ،‬هراي ههتر کرد وضعیت هرکدام از اَككال ائتبف‪ ،‬راههاي‬ ‫هسیاري هراي تخصی‬

‫تبش ها هه مخارج دفاعي و سیاست تجاري وجاد دارد‪[8].‬‬

‫پس منفعت ملي چیست؟ كايد مجبار هاكیم اينگانه نتیجه هگیريم که جز در‬ ‫كرايط حاد و وخیم‪ ،‬چیزي هه نام «منفعت ملي» وجاد ندارد حتي اگر اين اصطبح‬ ‫هه ماضاع مارد عبقم اکثريت مردم اكاره داكته هاكد‪ .‬كايد تعجا آور هاكد اما اين‬ ‫ماضاع يعني فقدا مفهام واقعي منفعت ملي هه طار منطقي از اين حقیقت‬ ‫سرچشمه مي گیرد که افراد خاد را پشت سیاستهايي قرار مي دهند که هه خااستم‬

‫‪69‬‬

‫آنها نزديک تر است نه سیاستهايي که از خااستم آنها دور هاكد‪ .‬هعضي مااق در‬ ‫صارت وجاد هده هستا هین راههاي جايگزين خرج کرد پال و اعمال نفاذ‪،‬‬ ‫ترکیا هاي هسیار مختلفي از نحاة مصرف پال و اعمال نفاذ وجاد خااهد داكت‬ ‫که هر ديدگاه متداول پیروز كاد‪ .‬نميتاا گفت که يكي از اين ترکیا ها را نسبت‬ ‫هه ديگري انعكا‬

‫درست تري از مناف ملي است؛ اين انعكا‬

‫مناف ملي از ديدگاه‬

‫مشاهده گر وجاد دارد نه اينكه در هرخي ارزياهي هاي عیني از رفاه ملي اين وجاد‬ ‫داكته هاكد‪ .‬تا اينجا خیلي درهارة اين تفكر قاهل احترام که رهبرا ما در پي مناف‬ ‫ملي هستند يا اينكه مديرا كرکت ها ها پشتكار فراوا ارزش سهام دار را افزايش‬ ‫ميدهند صحبت کرديم‪ .‬فكر مي کنم همانگانه که مديرا ورهبرا آزاد هستند تا‬ ‫ائتبف ايجاد کنند و هر چه ميخااهند هخااهد‪ ،‬آ ها همچنین خااها اين هستند‬ ‫که رهبرا ملي ما واقعاً آزاد هاكند تا مناف خادكا را دنبال کنند و آ را مناف ملي‬ ‫يا مناف كرکت هنامند‪.‬‬ ‫رفتار آن دیگری چگونه است؟ ( آیا امتیازات خوبی دارد یا خیر؟)‬ ‫هراي فهم اينكه مناف چگانه چارچاب هسیاري از سؤاالت مدنظر ما را تعیین مي‬ ‫کند‪ ،‬نظريم هازي همچنا خااستار اين است که افراد هه كیاهاي رفتار کنند که از نظر‬ ‫منطقي ها آ مناف سازگار هاكد‪ .‬اين هه معني آ نیست که افراد نميتاانند هه طرق‬ ‫غافلگیرانه رفتار کنند‪ ،‬مطمئناً ميتاانند چنین کنند‪ .‬اگر تاکنا هازي «مغز متفكر‪ »81‬را‬ ‫انجام داده هاكید ها دكااري هاي منطق‪ ،‬مستقیما روههرو كده ايد‪ .‬در هازي مغز‬ ‫متفكر‪ -‬هازي که من ها دانشجايانم هازي ميکردم تا در خصاص تفتیش عقايد هه‬

‫‪81 Mastermind‬‬

‫‪61‬‬

‫طار واقعي هه آنها آمازش دهم‪ -‬يک هازيكن‪ ،‬چهار گیرة رنگي را (يا در نسخه هاي‬ ‫سخت تر آ تعداد هیشتري گیره را) که از میا كش رنگ انتخاب كده‪ ،‬هه ترتیبي‬ ‫که ميخااهد مي چیند‪ .‬هقیه هازيكنا‬

‫نميتاانند گیرهها را هبینند‪ .‬هازيكنا ديگر‬

‫ترتیا رنگ گیرهها را ميگايند و هه آ ها گفته ميكاد هله‪ ،‬سه رنگ را درست گفته‬ ‫ايد‪ ،‬يا نه‪ ،‬ترتیا هیچ رنگي را درست نگفته ايد‪ ،‬يا گفته ميكاد هله‪ ،‬يک رنگ را در‬ ‫جاي درستش گفته ايد اما از ديگر رنگ ها هیچ کدام را درست نگفته ايد‪ .‬هه اين‬ ‫طريق‪ ،‬اطبعات از يک دور تا دور ديگر روي هم انباكته ميكاند‪ .‬ها پیگیري دقیق‬ ‫اطبعات مرهاط ماارد درست يا غلط‪ ،‬هه تدريج فرضیه ها را حذف ميکنید و هه‬ ‫نظر صحیح درهارة ترتیا رنگ گیرهها نزديک ميكايد‪ .‬اين هما نكته اي است که‬ ‫در هازي هايي مانند مغز متفكر‪ ،‬هازي کشتي هاي جنگي‪ 84‬يا جدول کلمات متقاط‬ ‫وجاد دارد‪ .‬همچنین اين ماضاع يكي از نكات هازي هاي پیشهیني است که من‬ ‫طراحي کردهام و از آ هراي پیشهیني و مهندسي رخدادها استفاده ميکنم‪.‬‬ ‫نكتم کلیدي در همم اين هازي ها‪ ،‬طبقه هندي تفاوت دانش ها پندار است‪ .‬هازيكنا‬ ‫مختلف در هر هازي ها پندارهاي متفاوتي كروع هه هازي ميکنند‪ ،‬چا اطبعات‬ ‫کافي ندارند که وضعیت حقیقي و درست را هفهمند‪ .‬اككالي ندارد هاورهاي سازگار‬ ‫ها مشاهده را حفظ کنیم اما درست نیست پس از اينكه رد هاورها هه دست اتفاقات‬ ‫اطراف ما‪ ،‬هه آ هاورها همچنا پايبند همانیم‪ .‬البته در صارت ناسازگاري هاورها و‬ ‫اقدامات‪ ،‬دستههندي اطبعات هه دست آمده مستلزم درک کامل انگیز هاي افراد هراي‬

‫‪84 Battleship‬‬

‫‪62‬‬

‫دروغ گايي‪ ،‬گمراه کرد ‪ ،‬هلاف زني و گال زد است {تا ها اطبع از انگیزه ها‪،‬‬ ‫هتاانیم اطبعات درست و غلط هه دست آمده از هازي را هه خاهي دسته هندي کنیم}‪.‬‬ ‫در هازي مغز متفكر دستههندي هاورها آسا است چا هازي قااعدي دارد که‬ ‫ترتیا حد ها را تعیین ميکند و آ هازيكني که گیرهها را چیده است ملزم ميکند‬ ‫تا صادقانه هه ترتیاهاي پیشنهادي ديگر هازيكنا درهارة رنگ گیرهها پاسخ دهد‪ .‬اگر‬ ‫كخصي که گیرهها را ميچیند هه ديگرا دروغ هگايد اين هازي ديگر فايدهاي ندارد‬ ‫و هيمعني ميكاد‪ .‬اما حتي اگر همه افراد حقیقت را هگايند هاز هم ممكن است هه‬ ‫راحتي دچار لغزشهاي جدي منطقي كايد که هه هاورهاي کامبً اكتباه ختم ميكاد‪.‬‬ ‫اين چیزي است که هايد مراقا آ هاد‪.‬‬ ‫اهتب هه هاورهاي نادرست‪ ،‬مشكل هسیاري از ماست‪ .‬هه راحتي مي تاانیم نگاهي‬ ‫گزينشي حقايق داكته هاكیم و هه نتايج نادرست هرسیم‪ .‬هراي مثال‪ ،‬اين نگاه گزينشي‬ ‫در كیاة معمال پلیس در تشريح وقاع جرم يا در قضاوت هعضي افراد درهارة‬ ‫گناهكاري يا هي گناهي ديگرا مبتني هر كااهد ضعیفي که نادرست ارزياهي كدهاند‪،‬‬ ‫مشكل هزرگي است‪ .‬هراي پلیس و ما مردما عادي داليل هسیار خاهي وجاد دارد که‬ ‫در نتیجه گیري عجال نباكیم‪.‬‬ ‫اجازه دهید ها يک مثال هه خاهي نشا دهم که چقدر راحت ممكن است دچار‬ ‫تفكر ضعیف منطقي كايم‪ .‬هازي هیسبال گرفتار رساايي مرهاط هه داروهاي ارتقاي‬ ‫عملكرد كد‪ .‬فرض کنید ميدانید در صارت استفادة يک هازيكن از استروئیدها‪،‬‬ ‫احتمال مثبت هاد آزمايشش ‪ 19‬درصد است‪ .‬آيا درست است که اگر آزمايش‬ ‫استروئید يک نفر مثبت هاد درهارة مصرف داروهاي استروئید تاسط او مطمئن‬

‫‪61‬‬

‫كايم؟ ظاهراً روزنامه نگارا اين گانه فكر ميکنند‪ .‬کنگره هم علي الظاهر اينگانه‬ ‫فكر ميکند‪ .‬اما حقیقت اصب اينگانه نیست‪ .‬هراي تدوين سیاست‪ ،‬هايد جااهي هراي‬ ‫اين سؤال داكته هاكیم‪« ،‬چقدر احتمال دارد کسي که آزمايشش مثبت است‪ ،‬استروئید‬ ‫مصرف کرده هاكد؟ دانستن اينكه در صارت مصرف استروئید هه چه احتمالي نتايج‬ ‫آزمايش مثبت ميكاد هراي تدوين سیاست کافي نیست‪ .‬متمسفانه نميتاانیم هه‬ ‫سادگي پاسخ سؤالي که واقعا هراي ما مهم است را هدانیم‪ .‬ما ميتاانیم هفهمیم که آيا‬ ‫آزمايش يک نفر مثبت است يا خیر اما اين مثبت هاد آزمايش ميتااند پايه و اسا‬ ‫وحشتناکي هراي تصمیمگیري درهارة فريبكاري ورزككارا در خصاص مصرف‬ ‫استروئیدها هاكد‪ .‬يک استفادة منطقي سازگار از علم احتماالت ميتااند – ها حل و‬ ‫فصل ريسک هاي واقعي‪ -‬هه روكن كد قضیه کمک کند‪.‬‬ ‫فرض کنید از هر ‪ 199‬هازيكن هیس هال‪ ،‬فقط ‪ 19‬نفر ها مصرف استروئیدها تقلا‬ ‫کنند (صرف نظر از نظريم هازي ها‪ ،‬من يک فرد خاكبین هستم) و فرض کنید‬ ‫آزمايش ها آنقدر دقیق هستند که آزمايش ‪ 1‬نفر از ‪ 19‬فرد متقلا‪ ،‬مثبت ميكاد‪.‬‬ ‫هراي ارزياهي احتمال مجرم هاد يا هي گناهي افراد‪ ،‬هناز نیازمنديم هدانیم که‬ ‫آزمايش چه تعداد از هازيكنا درستكار مثبت كده است– يعني هدانیم چند وقت هه‬ ‫چند وقت آزمايش ها جااب مثبت کاذب هه ما ميدهند‪ .‬هه هر حال‪ ،‬آزمايش ها‬ ‫اصب کامل نیستند‪ .‬تصار کنید در حالي که ‪ 19‬نفر از هر ‪ 199‬هازيكن تقلا‬ ‫نميکنند‪ ،‬جااب آزمايش‪ 19‬درصد از هازيكنا درستكار هه هر حال (هه اكتباه) مثبت‬ ‫ميكاد‪ .‬ها نگاه هه اين اعداد هه سادگي گما ميکنید‪ ،‬خا‪ ،‬هه ندرت کسي نتیجم‬ ‫مثبت کاذب ميگیرد (تنها ‪ 19‬درصد از هي گناها ) و تقريبا نتیجم آزمايش تمامي‬ ‫اعضاي مجرم مثبت ميكاد (‪ 19‬درصد از مجرما )‪ ،‬پس ها دانستن مثبت هاد‬

‫‪64‬‬

‫آزمايش يک هازيكن‪ ،‬هايد درهارة مجرم هاد او کامب مطمئن كايم‪ .‬خیر! اكتباه‬ ‫ميکنید!]‪[6‬‬

‫ها اعدادي که پیشتر گفته كد‪ ،‬نتیجم آزمايش ‪ 1‬نفر از ‪ 19‬هازيكن متقلا مثبت‬ ‫ميكاد و آزمايش ‪ 1‬نفر از ‪ 19‬هازيكن هي گناه نیز مثبت ميكاد‪ .‬پس ‪ 1‬تا از ‪16‬‬ ‫جااب مثبت متقلا ها هستند و ‪ 1‬تا از ‪ 16‬تا هازيكنا کامب هي گناه هیس هال‬ ‫هستند‪ .‬در اين مثال‪ ،‬احتمال مصرف کننده استروئید هاد هراي فردي که جااب‬ ‫آزمايشش مثبت است‪ ،‬پنجاه پنجاه است‪ ،‬درست مانند يک روي سكه‪ .‬اين میزا‬ ‫احتمال هراي خراب کرد حرفه و كهرت يک نفر کافي نیست‪ .‬چه کسي دوست‬ ‫دارد هي گناها زيادي هه خاطر گرفتن تعداد اندکي مجرم محكام كاند؟ ههتر است‬ ‫اين عبارت که «يک هازيكن هي گناه است مگر اينكه جرمش ثاهت كاد» را جدي‬ ‫هگیريم‪.‬‬ ‫محاسبه اي که اال انجام داديم مثالي از قضیم هیز‪ 81‬است‪ [1].‬اين قضیه كیاهاي‬ ‫ارائه ميکند که از نظر منطقي درست است تا هه وسیلم آ از ناسازگاري میا آنچه‬ ‫فكر مي کنیم درست هاده است (آزمايش مثبت يعني هازيكن استروئید مصرف کرده‬ ‫است) ها اطبعات جديدي که هه دست ميآوريم( نیمي از هازيكناني که آزمايششا‬ ‫مثبت است از استروئیدها استفاده نميکنند) اجتناب کنیم‪ .‬قضیم هیز ما را هر آ مي‬ ‫دارد که درهارة مشاهدة خاد سؤاالت کاوش گرانه هپرسیم‪ .‬هه جاي اينكه هپرسیم «‬ ‫احتمال اينكه يک هازيكن هیس هال از داروهاي ارتقاي عملكرد استفاده کند چقدر‬ ‫است؟» مي پرسیم « احتمال استفادة يک هازيكن از داروهاي ارتقاي عملكرد‪ ،‬ها‬ ‫‪81 Bayes’ Theorem‬‬

‫‪61‬‬

‫فرض مثبت هاد آزمايش او و دانستن احتمال مثبت كد آزمايش تحت كرايط‬ ‫مختلف‪ ،‬چقدر است؟»‪.‬‬ ‫قضیم هیز كیاهاي در اختیار ما میگذارد که هفهمیم افراد چگاوه اطبعات جديد را‬ ‫هضم ميکنند‪ .‬اين قضیه مفروض مي دارد که همه از چنین اطبعاتي استفاده ميکنند‬ ‫تا سازگاري هاروهايشا ها دانش جديدكا را هررسي کنند‪ .‬اين قضیه نشا ميدهد‬ ‫که هاورهاي ما در واکنش هه اطبعات جديدي که سبا تقايت يا رد تفكر ما درهارة‬ ‫درست هاد يک ماضاع مي كاند‪ ،‬چگانه تغییر ميکنند‪ -‬هه زها نظريه هازي‪،‬‬ ‫يعني اينكه هاورهاي ما چگانه هه روزرساني ميكاند‪ .-‬در اين صارت‪ ،‬اين قضیه و‬ ‫دانشمندا نظريه هازي که از اين قضیه استفاده مي کنند‪ ،‬هاورها را قاهل انعطاف‬ ‫ميدانند نه انحراف هايي غیرقاهل تغییر که در ذهن يک فرد رساخ کرده اند‪.‬‬ ‫اين ايدة ههروزرساني‪ ،‬هاورهاي ما را ها چالش هعدي روههرو ميکند‪ .‬فرض کنید‬ ‫هازيكن هیس هالي که جااب آزمايشش مثبت (يعني گناهكار) است فراخاانده كده‬ ‫است تا در محضر کنگره درهارة ماجراي رساايي استروئید كهادت دهد‪ .‬حاال فرض‬ ‫کنید که اين هازيكن احتماالتي که در هاال گفتیم را ميداند‪ .‬ها آگاهي از اين آمارها و‬ ‫ها دانستن اينكه هر عضا محترمي از کنگره نیز از آ احتماالت آگاه است‪ ،‬هازيكن‬ ‫هیس هال ميداند اگر کنگره فقط هه يک آزمايش مثبت هه عناا مدرک استناد کند‪ ،‬در‬ ‫حقیقت مدرک ضعیفي علیه او دارد و فرقي نميکند اعضاي کنگره چقدر هه او‬ ‫تاهین خااهند کرد‪ .‬هه هیا ديگر‪ ،‬هازيكن ميداند که کنگره هلاف مي زند‪ .‬اما قطعاً‬ ‫کنگره نیز اين را هه خاهي ميداند و لذا مرهي هازيكن را هم فرا ميخاانند که درست‬ ‫پس از هازيكن كهادت هدهد‪ .‬آيا اين هم هلاف ديگري از کنگره است که دارد فشار‬

‫‪68‬‬

‫ميآورد تا از طريق تهديد هه افشا كد كهادت دروغ هازيكن‪ ،‬از او اعتراف هگیرد؟‬ ‫چه اين هازيكن مجرم هاكد و چه نباكد‪ ،‬كايد مرهي نسبت هه اين حرکت هي میل‬ ‫هاكد و در واق کنگره را مجبار هه افزايش دقت کند‪ .‬حاال چه؟ آيا کنگره مدرکي در‬ ‫دست دارد يا هه خاطر ادامه داد هازرسي ها و هتک آهروي يک فرد هه ظاهر هي گناه‬ ‫احسا‬

‫كرمندگي ميکند؟ آيا اين هازيكن سرسختانه ادعاي هي گناهي خااهد کرد‬

‫ها اينكه ميدان د گناهكار است (اما كايد واقعا گناه کار هم نباكد) و آيا هايد نسبت هه‬ ‫اعبم هي گناهي او هي تفاوت هاكیم هما طار که هسیاري از ما اينكار را میكنیم؟ آيا‬ ‫کنگره هلاف مي زند؟ آيا هازيكن هلاف مي زند؟ آيا همه هلاف مي زنند؟ اين‬ ‫سؤاالت مسائل دكااري هستند و کامب هه درد نظريم هازي مي خارند!‬ ‫در زندگي واقعي انگیزههاي هسیاري هراي دروغ گايي ديگرا (و هراي ما) وجاد‬ ‫دارد‪ .‬اين قضیه مطمئناً هراي ورزككارا ‪ ،‬مديرا كرکت ها‪ ،‬رهبرا ملي‪ ،‬هازيكنا‬ ‫پاکر و همم ما صادق است‪ .‬هناهراين هراي پیشهیني آينده‪ ،‬هايد نسبت هه حالتي که‬ ‫احتمال دروغگايي افراد وجاد دارد و نسبت هه حالتي که هیشترين احتمال‬ ‫راستگايي وجاد دارد‪ ،‬فكر کنیم‪ .‬هراي مهندسي آينده‪ ،‬وظیفم ما اين است که انگیزه‬ ‫هاي درست را پیدا کنیم تا افراد حقیقت را هگايند يا هه قال معروف وقتي انگیزه ما‬ ‫درست هاكد‪ ،‬ديگرا هم دروغ هاي ما را هاور ميکنند‪.‬‬ ‫يک راه گرفتن واکنش صادقانه از افراد اين است که دروغ گايي مكرر را واقعا پر‬ ‫هزينه سازيم‪ .‬هراي نمانه‪ ،‬هلاف زد در هازي پاکر ميتااند گرا و پرهزينه تمام‬ ‫كاد چا گاهي اتفاق مي افتد که هازيكنا ديگر‪ ،‬كرطهاي هزرگ را هاور نميکنند و‬ ‫در نتیجه تسلیم نمي كاند‪ .‬اگر هازيكنا ديگر مهارت هیشتري در هازي داكته هاكند‪،‬‬

‫‪68‬‬

‫اين هلاف زد ها تماما از حساب هازيكن دروغگا کسر ميكاد‪ .‬پس ويژگي اصلي‬ ‫يک هازي نظیر پنج کارتي کشید ‪ ،88‬اين نیست که احتمال داخل کشید يک کارت‬ ‫يا سه ناع کارت را محاسبه کنیم گرچه اين کار هم مفید است‪ .‬در اين هازي هايد هه‬ ‫ديگرا هقباالنید که قدرت كما هیش از آ مقداري است که واقعا داريد‪ .‬قسمت‬ ‫کلیدي و مهم انباكت هرگ هاي هرنده روي هم‪ ،‬چه در هازي پاکر و چه در‬ ‫ديپلماسي‪ ،‬مهندسي آينده ها استفاده از اهرمي است که واقعا وجاد ندارد‪ .‬در کنار‬ ‫ريسک پذيري محتاطانه‪ ،‬ايجاد اهرم يكي از مهمترين ويژگي ها هراي تغییر نتايج‬ ‫است‪ .‬البته آنچه گفته كد فقط كیاهاي محترمانه گفتن اين مطلا است که « خاب‬ ‫است هدانیم چه ماق و چه طار دروغ هگايیم»‪.‬‬ ‫كرط هندي‪ ،‬چه ها کارت هاكد و چه ها پال سهام‪ ،‬چه ها اتهامات كهادت دروغ و‬ ‫چه ها سرهازا نظامي‪ ،‬ميتااند ديگرا را هه استنباط هاي اكتباهي هیندازد که هه نف‬ ‫كرط هند است؛ اما قمار هازي همیشه مبتب هه دو قید و محدوديت است‪ .‬اوال‪ ،‬كرط‬ ‫هندي هیش از قدرت و تاانايي فرد‪ ،‬ممكن است هرايش گرا تمام كاد‪ .‬ثانیا‪ ،‬همه‬ ‫افراد دوست دارند هفهمند که چه کسي هلاف مي زند و چه کسي صادق است‪.‬‬ ‫افزايش مجازات هه رو كد هلافز ها کمک ميکند‪ .‬اگر کارت هاي كرط هندي‬ ‫واقعا هه درد نخار هاكند‪ ،‬هر چه تصاعد كرط هندي هیشتر هاكد‪ ،‬تظاهر هه قاطعیت‬ ‫در خااند دست طرف مقاهل‪ ،‬گرا تر تمام خااهد كد‪ .‬اينكه هر كخ‬

‫چه قدر‬

‫هراي يک هلاف زد ريسک ميکند و اينكه كرط هندي آنها هه هنگام هلاف زد و‬ ‫هنگامي داكتن کارت هاي هرنده واقعي چقدر كبیه يكديگر است‪ ،‬در كانس هرد‬

‫‪88 Five-card draw‬‬

‫‪66‬‬

‫يا لا رفتن سرناكت ساز است‪ .‬علت احتیاج ديپلمات ها‪ ،‬وکب و هازيكنا پاکر هه‬ ‫يک چهرة خاب و خالي از احساسات همین است و هه همین علت است که مثب‬ ‫اگر مشاورتا مقدار زيادي از پال خادش را در سهامي که هه كما تاصیه ميکند‬ ‫سرمايه گذاري کند‪ ،‬كما تاصیم مشاورتا را جدي تر ميگیريد‪.‬‬ ‫رسید هه ههترين نتايج نیازمند همخااني اقدامات ها هاورهاست‪ .‬هه تدريج و در‬ ‫كرايط مناسا‪ ،‬ههره گیري از اطبعات منجر هه سازگاري هین نگاه‪ ،‬فكر و عمل‬ ‫مردم مي كاد‪ ،‬درست هما چیزي که در هازي مغز متفكر اتفاق مي افتد‪ .‬همگرايي‬ ‫در تفكر سبا تسهیل معامبت‪ ،‬چانه زني ها و حل و فصل مشاجرات ميكاد‪.‬‬ ‫ها اين اوصاف‪ ،‬فقط هخش مقدمم نظريم هازي را تمام کرده ايم‪ .‬خیلي خا! حاال‬ ‫آماده هستیم تا هه هخش هاي پیشرفته تر هرويم‪ .‬در فصل هعدي‪ ،‬نگاه عمیق تري هر‬ ‫اين داريم که چگانه حقیقت محض استراتژيک هاد انسا ها‪ ،‬سبا تغییر همه چیز‬ ‫ميكاد‪ .‬فصل هعدي كرايطي فراهم ميکند که مي فهمیم اگر هه اندازة کافي‬ ‫هشردوست هاكیم‪-‬كايد حتي نسبت هه همه افراد‪ ،-‬چطار ميتاانیم هراي تغییر امار‬ ‫هه نف خادما و تغییر اماري که هرايما مهم هستند‪ ،‬از استراتژي استفاده کنیم‪.‬‬

‫‪61‬‬

‫فصل سوم‬ ‫نظریة بازی ‪101‬‬ ‫فصل قبلي يعني «نظريم هازي ‪ »191‬هاعث كد درهارة تفاوت انسا ها ها ذرات علم‬ ‫فیزيک فكر کنیم‪ .‬کاتاه سخن اينكه ما انسا ها استراتژيست هستیم‪ .‬ما قبل از تعامل‬ ‫محاسبه ميکنیم‪ .‬ها تسلط هر فصل ‪ ،191‬دانش کافي هراي کاوش دقیق تر در ريزه‬ ‫کاري هاي استراتژي پردازي را خااهیم داكت‪.‬‬ ‫در میا در‬

‫هاي فراواني که نظريه هازي هه ما ياد ميدهد‪ ،‬يک در‬

‫مهم و‬

‫خاص اين است که آينده – يا حداقل انتظارات از آينده‪ -‬ميتااند سبا گذكته‬ ‫هاكد‪ ،‬كايد حتي هیشتر از اينكه گذكته سبا آينده كاد‪ .‬احمقانه هه نظر ميرسد؟ از‬ ‫خادتا هپرسید آيا فروش درخت کريسمس سبا کريسمس ميكاد؟ اين ناع‬ ‫علیت معكا ‪ ،‬كالادة چگانگي کار دانشمندا نظري هازي ها مسائل و هه منظار‬ ‫پیشهیني نتايج را تشكیل ميدهد‪ .‬اين ناع از علیت ها تفكر متعارف خطي خیلي‬ ‫فرق ميکند‪ .‬هگذاريد مثالي هرايتا هزنم از اينكه چطار نپذيرفتن ككل دهي آينده هه‬ ‫گذكته‪ ،‬ميتااند تبعات هدي داكته هاكد‪.‬‬ ‫هسیاري افراد معتقدند رقاهت هاي تسلیحاتي منجر هه جنگ ميكاد‪ [1].‬ها هاور‬ ‫ذهني هه اين گزاره‪ ،‬سیاست گذارا سرسختانه هه دنبال تاافقات کنترل تسلیحاتي‬ ‫هستند تا آيندة صلح را ههباد دهند‪ .‬کنترل تسلیحاتي هه معني کمتر کشته كد افراد‬ ‫و کمتر تخريا كد دارايي ها در زما وقاع جنگ است‪ .‬اين کاهش خسارت يقینا‬

‫‪19‬‬

‫چیز خاهي است اما علت طرفداري افراد از کنترل تسلیحاتي اين نیست‪ .‬آنها‬ ‫ميخااهند احتمال وقاع جنگ کاهش ياهد‪ .‬اما کاهش مقدار تسلیحات يا کاهش‬ ‫مرگباري تسلیحات‪ ،‬احتمال وقاع جنگ را کاهش نميدهد‪.‬‬ ‫تاضیح متعارف چگانه ختم رقاهت تسلیحاتي هه جنگ متضمن مفهامي است که‬ ‫دانشمندا نظريه هازي آ را «دست تكا داد ‪ »88‬مي نامند‪ -‬يعني اينكه در هعضي‬ ‫مقاط ‪ ،‬تحلیلگر هه جاي اينكه ارتباط منطقي میا استدالل و نتیجهگیريهايش را‬ ‫ارائه کند‪ ،‬دستش را در هاا تكا مي دهد{و عمبً کاري نمي کند و از پاسخ طفره‬ ‫مي رود‪ .‬منظار از دست تكا داد در اينجا هر ناع حرکت هد و دست است که‬ ‫ماضاع را هه انحراف هكشاند و يا صرفاً ادعايي را هدو هیچ اقدام مؤثري مطرح‬ ‫کند}‪ .‬دست تكا داد در رقاهت تسلیحاتي هه اين كرح است‪:‬‬ ‫وقتي يک کشار تسلیحاتش را مي سازد‪ ،‬هاعث ميكاد دكمنانش از هه خطر‬ ‫افتاد امنیتشا هترسند‪ .‬در مقاهل‪ ،‬دكمنا نیز سبحهاي خاد را هراي دفاع از‬ ‫خادكا مي سازند‪ .‬طرف مقاهل نیز هه اين ساخت و ساز نگاه ميکند‪ -‬هر کسي‬ ‫تسلیحات خادش را کامب دفاعي ميهینند‪ -‬و سعي ميکند ها ساخت سبحهاي‬ ‫هیشتر و ههتر‪ ،‬از خادش حفاظت کند‪ .‬درنهايت اين رقاهت تسلیحاتي ظرفیت عظیم‬ ‫هیش از اندازه اي را هراي کشتار و تخريا ايجاد ميکند‪ .‬هه ياد هیاوريد هه خاطر‬ ‫زرادخانه هاي هسته اي آمريكا و كاروي چند هار ممكن هاد کل دنیا ناهاد كاد!‬ ‫پس‪ ،‬هر چه سطح تسلیحات – هراي مثال ده هزار ماكک ها کبهک هسته اي‪-‬‬

‫‪88.hand wave‬‬

‫‪11‬‬

‫غیرمتناسا ها تهديد دكمن ركد کند‪ ،‬اوضاع هدتر ميكاد (اين هما دست تكا‬ ‫داد است‪ -‬چرا هايد اوضاع هدتر كاد؟) و جنگ آغاز ميكاد‪.‬‬ ‫يک لحظه صبر کنید‪ ،‬هیايد سرعتما را کم کنیم و درهارة اين ماضاع فكر کنیم‪.‬‬ ‫استدالل ها هه اين ادعا ختم ميكاد که وقتي هزينه هاي جنگ واقعا زياد كاد‪-‬‬ ‫يعني وقتي که مقدار تسلیحات نسبت هه تهديد نامتناسا است‪ -‬احتمال جنگ نیز‬ ‫افزايش ميياه د‪ .‬اين حرف واقعا عجیا است‪ .‬عقل سلیم و اهتدائیات علم اقتصاد هه‬ ‫ما ميگا يد وقتي هزينه هر چیزي هاالتر رفت‪ ،‬ما عماماً از آ کمتر مي خريم نه‬ ‫هیشتر‪ .‬چرا اين حرف هايد درهارة جنگ صحت و واقعیت کمتري داكته هاكد؟‬ ‫اين حرف درست است درست مثل هر جنگي که پس از ساخت تسلیحات هه‬ ‫وقاع پیاسته است اما اين مشاهدة مرهاط هه ماضاع ما نیست‪ .‬درست مانند اين‬ ‫است که هه جااب مثبت آزمايش استروئید يک هازيكن هیس هال هه عناا اثباتي هراي‬ ‫تقلا او نگاه کنید‪ .‬آنچه ميخااهیم هدانیم اين است که هه دست آورد سبحهاي‬ ‫هسیار زياد چه وقت هايي هه جنگ مي انجامد نه اينكه چه وقت هايي پس از خريد‬ ‫تسلیحات جنگ ها رخ داده اند‪ .‬جااب سؤالي که هراي ما اهمیت دارد اين است که‬

‫هدانیم چه وقت هايي انباكت فراوا سبح هه جنگ ختم مي كاد‪ ،‬نه اينكه اکثر‬ ‫اوقات {جنگ ها پس از انباكت سبح ها رخ داده اند}‪.‬‬ ‫ها نگاه هه جنگ ها و سپس پرسید اين سؤال که آيا رقاهتي تسلیحاتي وجاد‬ ‫داكته است‪ ،‬علت و معلال را ها هم اكتباه ميگیريم‪ .‬ما تمام مااردي که سبح ها‬ ‫ميتاانند از درگیري هازدارند را ناديده مي گیريم‪ ،‬آ هم درست هه خاطر اينكه‬ ‫خراهي مارد انتظار جنگ هسیار زياد است‪ .‬جنگ هاي هزرگ کامب هه ندرت اتفاق‬

‫‪12‬‬

‫مي افتند چا وقتي هزينه هاي هااليي را انتظار داريم‪ ،‬هه دنبال راههايي هراي سازش‬ ‫مي گرديم‪ .‬هه همین علت است که مثب هحرا ماككي کاها در سال ‪ 1182‬صلح‬ ‫آمیز خاتمه يافت‪ .‬هه همین علت است هر هحرا هزرگ ديگري هین آمريكا و اتحاديم‬ ‫كاروي طي جنگ سرد‪ ،‬هدو آغاز يک جنگ گرم پايا يافت‪ .‬ناهادي و خراهي‬ ‫ناكي از هه کارگیري سبحهاي هسته اي‪ ،‬اين هحرا ها را سرد نگه داكت‪ .‬هه همین‬ ‫دلیل هسیاري از رخدادهايي که ميتاانست آتش جنگ هاي جهاني را كعله ور کند‬ ‫هه طار صلح آمیز خاتمه يافت و هم اکنا هه طار کامل فراماش كده است‪.‬‬ ‫هناهراين‪ ،‬در زما جنگ و خصاصاً در زما صلح‪ ،‬علیتِ معكا‬

‫وجاد دارد‪.‬‬

‫زماني که سیاست گذارا هه تاافقات کنترل تسلیحاتي روي ميآورند و فكر ميکنند‬ ‫که در حال ارتقاي صلح هستند‪ ،‬مرتكا ريسک هايي هزرگتر از ريسكي مي كاند‬ ‫که هه نظر مي رسد مي خااهد محقق مي كاد‪ .‬فكر نكرد درهارة تعلیل معكا‬ ‫مسبا پیشهیني هاي ضعیف وقاي محتمل ميكاد و اين امر ميتااند هه تصمیمات‬ ‫خطرناک و حتي جنگي فاجعه آمیز ختم كاد‪.‬‬ ‫ما مثال هاي هسیار زيادي از اين ناع استدالل را در فصال هعدي خااهیم ديد‪.‬‬ ‫هراي نمانه‪ ،‬هررسي خااهیم کرد چرا علت اکثر کبههرداري هاي كرکتي حرص و‬ ‫طم مديريتي نیست و چرا معاهدات کنترل انتشار گازهاي گلخانه اي نميتااند‬ ‫ههترين راه مبارزة ها گرم كد جهاني هاكد‪ .‬هر کدام از اين مثال ها اين نكته را‬ ‫تقايت مي کند که همبستگي‪ ،‬تعلیل نیست{ و اينها دو مقالم متفاوت هستند}‪.‬‬ ‫همچنین اين مثال ها منطق تعلیلِ معكا‬

‫را هه ما ياداوري ميکنند (که در نظريم‬

‫‪11‬‬ ‫هازي درو گرايي‪ 86‬نامیده ميكاد) يعني آنچه ما در عمل «مشاهده» ميکنیم – نظیر‬ ‫رقاهت هاي تسلیحاتي که جنگ را در پي داكتهاند‪ -‬اغلا اوقات نمانه هاي تارش‬ ‫داري هستند‪.‬‬ ‫اين گزاره که ميتاا تصمیم ها را از طريق انتظار تبعات آنها {يا تبعات انتظاري‬ ‫آنها} تغییر داد‪ ،‬داللت هاي هسیاري دارد‪ .‬در فصل نظريم هازي ‪ 191‬درهارة هلاف‬ ‫زد صحبت کرديم‪ .‬يافتن پاسخ اين سؤال که چه ماق هايد قال ها يا تهديدات را‬ ‫جدي گرفت و چه ماق اين وعده ها و تهديدات «حرف مفت‪ (»81‬در زها نظريم‬ ‫هازي) هستند‪ ،‬در حل و فصل وضعیت هاي پیچیده عالم تجارت‪ ،‬عالم سیاست و در‬ ‫مااجهات روزمره ما نقشي اساسي دارند‪ .‬دسته هندي اينكه چه ماق وعده ها و‬ ‫تهديدها صادقانه هستند و چه ماق حرف و کبمي هیش نیستند‪ ،‬مشكل و مسئلم‬ ‫ماجاد در تعیین اعتبار تعهدات و پیما ها است‪.‬‬ ‫بیایید بازی کنیم‬ ‫در پیشهیني و مهندسي آينده‪ ،‬هخشي از درست انجام داد کارها اين است که‬ ‫هفهمیم چه چیزي هر سر راه اين يا آ نتیجه خاص قرار دارد‪ .‬حتي پس از اينكه‬ ‫مقادير زيادي پال در کارت هازي هرنده كديم‪ ،‬يا پس از اينكه ها يكديگر دست‬ ‫داديم و قراردادها يا معاهدات را امضا کرديم‪ ،‬نميتاانیم مطمئن هاكیم که چه چیزي‬ ‫عمبً اجرا خااهد كد‪ .‬همیشه هايد درهارة تعهدات سؤال کنیم‪ .‬قراردادها و وعده ها‬ ‫هر چه قدر هم که صادقانه انجام كده هاكند هاز هم ممكن است هه داليل زيادي از‬

‫‪86 endogeneity‬‬ ‫‪81 Cheap talk‬‬

‫‪14‬‬

‫هم گسسته كاند‪ .‬اقتصاددانا هه يک هرچسا تاصیفي خارق العاده اي هراي مسئلم‬ ‫اِعمال قراردادها دست پیدا کردهاند‪ .‬آنها مي پرسند آيا اين قرارداد «مقاومِ در هراهر‬ ‫مذاکره مجدد‪ [2]»69‬است؟ در اياالت متحده‪ ،‬اين سؤال در هستم مسئلم قاهلیت‬ ‫کیفرخااستي هاد يا نباد يک قرارداد است‪.‬‬ ‫زماني هر روي کیفرخااست دو كرکت هرق کار ميکردم‪ .‬يكي از كرکت ها هرق‬ ‫اضافي تالید کرد و آ را هه كرکت الكتريكي ديگري در ايالت ديگري فروخت‪ .‬از‬ ‫قضا‪ ،‬قیمت هرق پس از امضاي قرارداد خیلي سري افزايش يافت‪ .‬قرارداد قائل هه‬ ‫تحايل هرق در قیمت مارد تاافق و پايین تر هاد‪ .‬فروكندة هرق تحايل هرق ماعاد‬ ‫هه خريدار را متاقف کرد و تقاضاي پال هیشتري هراي آ کرد‪ .‬هه طار طبیعي‪،‬‬ ‫خريدار مخالف هاد و اكاره کرد که قرارداد اجازة تغییر قیمت‪ ،‬آ هم هه خاطر تغییر‬ ‫كرايط هازار را نميدهد‪ .‬اين ريسكي هاد که خريدار و فروكنده در زماني که قرارداد‬ ‫را امضا ميکردند قبال کردند‪ .‬هااينحال‪ ،‬فروكنده از تحايل هرق اجتناب ميکرد‪.‬‬ ‫فروكنده هه دادگاه احضار كد و از خادش سرسختانه دفاع کرد طاري که هراي هر‬ ‫دو طرف دعاا هزينه هاي قاناني ايجاد كد‪ .‬در هما زماني که آ اتهامات تلخ رد و‬ ‫هدل مي كد‪ ،‬فروكنده هه كاکي مدام پیشنهاد يک معاملم جديد ميداد‪ .‬اين معامله‬ ‫متضمن مذاکرة مجدد درهارة قراردادكا هاد تا تعديبتي را در مارد تغییرات كديد‬ ‫قیمت هاي هازار ايجاد کنند‪ .‬كاکي‪ ،‬هه اين قرارداد جديد تن نميداد و همیشه – هه‬ ‫درستي‪ -‬هه قرارداد اصلي اكاره ميکرد ‪ .‬اما كاکي هم واقعا نیاز هه هرق داكت و‬ ‫نميتاانست هرق را از جاي ديگري هه قیمتي ههتر از قیمتي که فروكنده طرف دعاا‬

‫‪69 Renegotiation-proof‬‬

‫‪11‬‬

‫ميخااست ‪ ،‬يعني ماکل من‪ ،‬تهیه کند و ماکل من نیز اين ماضاع را ميدانست‪.‬‬ ‫درنهايت‪ ،‬هزينم عدم تممین هرق الزم كرکت كاکي هراي مشتريانش آنقدر زياد كد‬ ‫که کاتاه آمد و معامله اي که هه آنها پیشنهاد داده كده هاد را قبال کرد‪.‬‬ ‫در اين قضیه‪ ،‬ذات پلید و طماع انساني در کار هاد‪ ،‬درست همانگانه که‬ ‫دانشمندا نظريه هازي درهارة ذات انساني فكر ميکنند‪ .‬هله يک قرارداد وجاد داكت‬ ‫و كرايط آ هه اندازه کافي صريح هاد اما هزينم اجراي قرارداد هسیار زياد كده هاد‪.‬‬ ‫هر قدر هم كاکي قصد خاد را هراي رويارويي در دادگاه اعبم ميکرد‪ ،‬مشتكي عنه‬ ‫يا خاانده ميدانست که او دارد هلاف مي زند‪ .‬نیاز كاکي هه هرق و هزينم ستیز و‬ ‫مصاف در دادگاه هیشتر از هزينم قبال کرد يک معاملم جديد هاد‪ .‬لذا واضح هاد که‬ ‫كرايط قرارداد قبلي در هراهر مذاکره مجدد مقاوم نباد‪ .‬معاملم اولیه کنار گذاكته كد‬ ‫و معاملم جديدي جاش خارد‪ .‬در صارت تغییر قاهلتاجه قیمت هازار از قیمت‬ ‫مصرح در تاافق‪ ،‬معاملم اولیه واقعا تعهد محكمي هراي فروش (يا از نظر خريدار‪،‬‬ ‫هراي خريد) هرق هه يک قیمت معین و طي هازة زماني معین‪ ،‬نباد‪ .‬عدالت در نظام‬ ‫قضايي ما‪ ،‬همانند اغلا اوقات ‪ ،‬در هراهر تاانايي نسبي كاکي و مدعي علیه در تحمل‬ ‫تنبیه و درد‪ ،‬ضعف نشا داد و کاتاه آمد‪.‬‬ ‫مشكبت متعهد هاد در ككل هاي ديگري هم وجاد دارد‪ .‬مثال کبسیک نظريم‬ ‫هازي از مسئلم متعهد هاد ‪ ،‬در هازي ماسام هه معماي زنداني وجاد دارد و تقريبا‬ ‫همم كبهاي هفته‪ ،‬در هر نمايش پلیسي در تلايزيا نشا داده ميكاد‪ .‬داستا اين‬ ‫است که دو مجرم (من آنها را کريس و پت مي نامم) دستگیر كدهاند‪ .‬هر کدام در‬ ‫يک سلال جداگانه نگه داكته كدهاند و هیچ ارتباطي هین آنها نیست‪ .‬پلیس و‬

‫‪18‬‬

‫هازپر‬

‫كااهد کافي هراي محكام کرد آنها هه جرمي سنگین که ظاهراً مرتكا‬

‫كدهاند ندارند‪ .‬اما پلیس كااهد کافي هراي محكام کرد آنها هه يک جرم سبک تر‬ ‫را دارد‪ .‬اگر کريس و پت ها ساکت ماندنشا ها همديگر همكاري کنند‪ ،‬هر دو‬ ‫محكام هه جرم سبک تر ميكاند‪ .‬اگر هر دو اعتراف کنند‪ ،‬هر کدام از زنداني ها‬ ‫محكامیت سنگیني دريافت ميکنند‪ .‬هااينحال ‪ ،‬اگر يكي اعتراف کند و ديگر اعتراف‬ ‫نكند‪ ،‬آ کسي که اعتراف کرده‪ -‬يا هه ديگري خیانت کرده‪ -‬ها محكامیت هه‬ ‫هازداكت ماقت‪ ،‬تبرئه و سپس آزاد ميكاد و ديگري هدو داكتن فرصت آزادي‬ ‫مشروط‪ ،‬در زندا مي ماند‪.‬‬ ‫امكا دارد و حتي كايد محتمل هاكد که کريس و پت‪ ،‬دو کبهبردار داستا ما‪،‬‬ ‫از قبل هه تاافقي هرسند و هه يكديگر قال هدهند که اگر گیر افتادند ساکت همانند‪.‬‬ ‫مشكل اينجاست که قال آنها هه يكديگر معتبر نیست چا همیشه هه نف هر کدام از‬ ‫آنها است – اگر قرار نباكد هازي تكرار كاد‪ -‬که زير قالشا هزنند و خیلي سري‬ ‫هراي رسید هه يک معامله ها دادستا ‪ ،‬همه چیز را هگايند‪ .‬كرح ماجرا اينگانه‬ ‫است‪:‬‬ ‫معماي زنداني‬

‫انتخاب کريس↓ انتخاب پت←‬

‫اعتراف نكند (هه کريس وفادار هماند‪).‬‬

‫اعتراف نكند (هه پت وفادار هماند‪).‬‬

‫کريس و پت هر کدام ‪ 1‬سال زنداني‬ ‫ميكاند‪.‬‬

‫اعتراف کند (هه پت خیانت کند‪).‬‬

‫کريس هه هازداكت ماقت و پت هه‬ ‫حبس اهد محكام ميكاند‪.‬‬

‫اعتراف کند (هه کريس‬ ‫کريس هه حبس اهد و پت‬

‫محكام ميكا‬

‫کريس و پت هر کدام هه‬

‫محكام ميكا‬

‫‪18‬‬

‫هعد از دستگیري پت و کريس‪ ،‬هیچ کدام نميدانند که ديگري اعتراف خااهد کرد‬ ‫و يا واقعا طبق قالش ساکت خااهد ماند‪ .‬آنچه کريس ميداند اين است که اگر پت‬ ‫هه قالش وفادار هماند و حرفي نزند‪ ،‬کريس ميتااند ها خیانت هه پت‪ ،‬ها هازداكت‬ ‫ماقت تبرئه كاد‪ .‬در عاض‪ ،‬اگر کريس هم هه قالش وفادار هماند و ساکت هماند‪ ،‬او‬ ‫هم ممكن است انتظار پنج سال زندا را هراي خادش داكته هاكد‪ .‬يادتا هاكد‪،‬‬ ‫استدالل در نظريه هازي‪ ،‬نگاه تاريكي هه ذات انسا دارد‪ .‬هر کدام از تبهكارا هه‬ ‫دنبال ههترين‪ 61‬گزينه هستند‪ .‬کريس هه کريس تاجه ميکند و پت هم فقط هه دنبال‬ ‫پت است‪ .‬پس اگر پت انساني خاب و وفادار است‪ -‬يعني انساني ساده لاح‪-‬‬ ‫کريس ميتااند از فرصت دفاعیه اي که هه او داده كده استفاده کند‪ .‬کريس از زندا‬ ‫هیرو مي رود و پت هم هراي اهد هه زندا مي افتد‪.‬‬ ‫البته پت هم همین منطق را هه کار ميگیرد‪ ،‬پس كايد هه جاي ساکت ماند ‪ ،‬پت‬ ‫هم تصمیم هگیرد هه حرف هیايد و اعتراف کند‪ .‬پس در اين حالت‪ ،‬هراي کريس ههتر‬ ‫است هه جاي اينكه دهانش را هسته نگه دارد اعتراف کند‪ .‬اگر پت اعتراف کند و‬ ‫کريس ساکت هماند‪ ،‬پت هه راحتي تبرئه ميكاد‪ -‬اين ماضاع هه کريس رهطي‬ ‫ندارد‪ -‬و کريس هراي يک مدت طاالني يعني تمام عمرش که تمام دارايياش نیز‬ ‫است‪ ،‬هه زندا ميرود‪ .‬اگر کريس هم حرف هزند‪ ،‬محكامیت او سبک تر از حالت‬ ‫ساکت ماند خادش و اعتراف پت خااهد هاد‪ .‬قطعاً کريس (و پت) پانزده سال‬ ‫محكام هه زندا ميكاند اما کريس جاا است و پانزده سال زندا {در صارت‬ ‫‪61 Numero uno‬‬

‫‪16‬‬

‫اعتراف هر دوي آنها}‪ ،‬ها تاجه هه فرصت آزادي مشروط {در صارتي او اعتراف‬ ‫کند و پت نكند}‪ ،‬مطمئناً هر زندگي تا اهد در زندا و هدو كانس آزادي مشروط‬ ‫{که در صارت ساکت ماند او اعتراف پت حاصل مي كاد} غلبه دارد‪ .‬در واق ‪،‬‬ ‫عليرغم اينكه نظر کريس درهارة اقدام پت چه هاكد‪ ،‬ههترين وضعیت کريس اين‬ ‫است که اعتراف کند‪.‬‬ ‫اين كرايط‪ ،‬معماي زنداني را تعريف مي کند‪ .‬اگر هر دو تبهكار ساکت همانند‪ ،‬هر‬ ‫کدام يک محكامیت نسبتاً سبک ميگیرند و هرايشا ههتر است از اينكه هر دو‬ ‫اعتراف کنند (پنج سال زنداني هه خاطر جرم سبک هراي هر کدام در مقاهل پانزده‬ ‫سال زنداني هه ازاي اعتراف هه جرم سنگین)‪ .‬ها آگاهي از اينكه اعتراف کرد در هر‬ ‫حالتي هراي فرد ديگر نف دارد‪ ،‬هیچ کدام از آنها در استفاده از اين فرصت اعتراف‬ ‫منتف نميكاند ‪ .‬در نتیجه‪ ،‬گرچند کريس و پت هه يكديگر قال ميدهند اما‬ ‫نميتاان ند زماني که پلیس از آنها هه طار جداگانه هازجايي ميکند واقعاً هه ساکت‬ ‫ماند متعهد همانند‪.‬‬ ‫همه چیز به این بر میگردد که چرا آن سگ پارس نکرد‪81‬؟!‬ ‫معماي زنداني کارهردي از ناآوري هزرگ جا نش در نظريه هازي را نشا‬ ‫ميدهد‪ .‬او راهي هراي حل هازي ها ايجاد کرد‪ .‬تمامي راهحلهاي هعدي که در نظريه‬ ‫هازي هسیار هه کار گرفته كدهاند‪ ،‬كاخههاي کار جا نش هستند‪ .‬نش‪ ،‬تعادل يک‬ ‫‪ .‬اين جمله‪ ،‬جملم يكي از رما هاي جنايي مرهاط هه كرلاک هلمز هه ناكتم آرتار کانن دويل است‪.‬‬

‫‪62‬‬

‫در آ رما ‪ ،‬كرلاک هلمز که در خصاص وقاع جرمي تحقیق مي کند هه اين نكته كک مي کند که چرا در‬ ‫هنگام وقاع جرم در كا‪ ،‬سگ خانه هیچ صدايي از خاد درنیاورد و پار‬

‫نكرد و از اين نكته نتیجه میگیرد‬

‫که آ سگ‪ ،‬قاتل و مجرم را مي كناخته و لذا مجرم غريبه نباده است‪(.‬مترجم)‬

‫‪11‬‬ ‫هازي را هه ككل انتخاب هرنامه ريزي كدة اقدامات هر هازيكن –استراتژي‪ -‬تعريف‬ ‫کرد و اين تعادل مستلزم اين هاد که هرنامم اقدامات هه گانهاي طراحي كاد که هیچ‬ ‫هازيكني‪ ،‬انگیزه اي هراي اقدامي خارج از استراتژي اش نداكته هاكد‪ .‬مثب افراد تا‬ ‫زماني که هه نف كخصي كا نباكد‪ ،‬ها يكديگر همكاري و هماهنگي نميکنند‪ .‬در‬ ‫دنیا نظريم هازي‪ ،‬هیچ کس از روي میل و رغبت‪ ،‬هراي کمک هه ديگرا هه خادش‬ ‫آسیا نميرساند‪ .‬يعني همم ما نیاز داريم در صارت تغییر هرنامم اقداماتما ‪ ،‬درهارة‬ ‫اقدام احتمالي ديگرا تفكر کنیم‪ .‬نیاز داريم تا «اگر هشاد چه» هايي را که ها آنها‬ ‫مااجه ميكايم دسته هندي کنیم‪.‬‬ ‫تاريخ دانا هیشتر وقتشا را صرف تفكر درهارة وقاي‬

‫جها ميکنند‪ .‬آنها‬

‫ميخااهند ها نگاه هه زنجیرة اتفاقاتي که ميتاانند در ساهقم تاريخي مشاهده کنند‪،‬‬ ‫رخدادها را تاضیح دهند‪ .‬دانشمندا نظريه هازي درهارة آنچه رخ نداده فكر ميکنند‬ ‫و تبعات انتظاري آنچه اتفاق نیفتاده را هه عناا هخش مهمي از علت وقاي ميدانند‪.‬‬ ‫ويژگي اصلي راهحلها در نظريه هازي اين است که همم هازيكنا فكر مي کنند اگر‬ ‫هه كیاهاي متفاوت نسبت هه قبل دست هه انتخاب هزنند‪ ،‬وضعیتشا هدتر مي كاد‪.‬‬ ‫هازيكنا درهارة اتفاقات خبف واق‬

‫‪61‬‬

‫انديشیده اند ‪ -‬اگر من اين کار يا آ کار را‬

‫ميکردم دنیاي من چه ككلي هاد؟‪ -‬و آ کاري را انجام داده اندکه هاور داكتند از‬ ‫نظر آنها هه ههترين نتیجه منجر ميكاد‪.‬‬

‫‪Counterfactual‬‬

‫‪61‬‬

‫منظار اتفاقاتي است که رخ نداده هاد ولي امكا وقاع آ وجاد داكت‪(.‬مترجم)‬

‫‪199‬‬

‫اهتداي اين کتاب را هه ياد هیاوريد که درهارة اينكه چرا لئاپالد در هلژيک آنقدر‬ ‫پادكاه خاب و در کنگا آنقدر هیاال هاد تفكر کرديم‪ .‬اين خادش هخشي از جااب‬ ‫است‪ .‬لئاپالد واقعي دوست داكت تا هر آنچه دلش ميخااهد در هلژيک انجام دهد‬ ‫اما نميتاانست‪ .‬وقتي لئاپالد يک پادكاه مستبد نباد‪ ،‬هه نفعش نباد که مانند يک‬ ‫پادكاه مستبد عمل کند‪ .‬لئاپالد ها کمي استدالل خبف واق‬

‫‪64‬‬

‫قطعا مي تاانست‬

‫هبیند که اگر سعي کند مانند يک حكمرا مستبد در هلژيک عمل کند‪ ،‬مردم كخ‬ ‫ديگري را هه روي تخت مي نشانند يا کب پادكاهي را از هین ميهرند و اين خیلي‬ ‫هراي لئاپالد هدتر از اين هاد که يک پادكاه مشروطه هاكد‪ .‬ها ديد اين دورنما‪،‬‬ ‫لئاپالد در کشارش کارهاي خاهي انجام داد و هه آ ادامه داد و خادش را هراي‬ ‫پیگیري خااسته هاي عمیقش در جاي ديگري رها کرد‪ .‬هه خاطر روههرو نشد ها‬ ‫چنین محدوديت هايي در کنگا‪ ،‬لئاپالد هرکاري که ميخااست آنجا انجام داد‪.‬‬ ‫اگر هه يک مسئله يا هازي هه ككل حرکت هاي متاالي نگاه کنید آنگاه تفكر‬ ‫خبف واق روكنتر ميكاد‪ .‬در جدول معماي زنداني نشا دادم که اگر دو هازيكن‬ ‫هدو دانستن آنچه ديگري ميخااهد انجام دهد‪ ،‬دست هه انتخاب هزنند چه اتفاقي‬ ‫مي افتد‪ .‬يک راه ديگر هراي فهم چگانگي انجام هازي ها اين است که درختي‬ ‫هكشید که نشا دهندة ترتیا انجام حرکت هازيكنا هاكد‪ .‬اينكه چه کسي حرکت‬ ‫اول را انجام ميدهد در هسیاري از مااق مهم است اما در هازي معماي زنداني‪ ،‬چا‬ ‫ههترين گزينم هر هازيكن‪ ،‬عليرغم اينكه مجرم ديگر چه کار ميکند‪ ،‬يكي است –‬

‫‪64 Counterfactual reasoning‬‬ ‫استدالل ها احتساب اماري که اتفاق نیفتاده است ولي ممكن هاد هیفتد‪ .‬از اين ناع استدالل معماال در‬ ‫تحلیل ها‪ ،‬خصاصا تحلیل هاي تاريخي استفاده مي كاد‪(.‬مترجم)‬

‫‪191‬‬

‫يعني اعتراف کرد ‪ -‬اين ماضاع اهمیت ندارد‪ .‬هیايید هه يک مارد تملک محتمل‬ ‫يک كرکت که من هر روي آ کار ميکنم (هدو جزئیات ريز تا محرمانگي ماضاع‬ ‫حفظ كاد) نگاهي هیندازيم‪ .‬در اين هازي {تملک يک كرکت}‪ ،‬پیشهیني اينكه‬ ‫هازيكن ديگر چه خااهد کرد هراي کسا يک نتیجه خاب‪ ،‬حیاتي است‪.‬‬ ‫خريدار که يک هانک مستقر در پاريس است ميخااهد صاحا يک هانک آلماني‬ ‫كاد‪ .‬خريدار آماده است مبلغ اضافه قیمت‪ 61‬هزرگي را هه هنگاه آلماني هدهد اما‬ ‫اصرار دارد که همم مديرا آلماني آ هه دفتر مرکزي كرکت در پاريس جاههجا‬ ‫كاند‪ .‬ها تحلیل احتمال اين تملک مشخ‬

‫مي كاد که قیمت پرداختي‪ ،‬مؤلفم‬

‫سرناكت ساز فروش هانک مستقر در هايدلبرگ‪ 68‬نیست‪ .‬قطعاً هرکسي ههترين‬ ‫قیمت ممكن را ميخااهد اما آلما ها زندگي در هايدلبرگ را دوست داكتند و مايل‬ ‫نبادند فقط هه خاطر پال هه پاريس هروند‪ .‬پاريس را دوست نداكتند‪ .‬اگر هانكدارا‬ ‫فرانساي هه ارائم پیشنهادي که در ذهن داكتند ادامه ميدادند‪ ،‬هما طار که ميتاا‬ ‫در درخت هازي زير ديد‪ ،‬ممكن هاد اين معامله جاش نخارد‪ .‬اما چا تاجه‬ ‫فرانساي ها هه اهمیتي که آلما ها هه مكا زندگیشا ميدانند جلا كد‪ ،‬پیشنهاد‬ ‫آنها از يک پال گنده هه يک مبلغ کمتر تغییر کرد‪ -‬که هه میزا کافي هراي فرانساي‬ ‫ها خاب هاد‪ -‬اما اين اطمینا داده كد که مديرا آلماني ميتاانند هراي حداقل پنج‬ ‫سال در هايدلبرگ همانند که البته هراي فرانساي ها ايدئآل نباد اما هراي تحقق‬ ‫اهدافشا الزم هاد‪.‬‬

‫‪61 premium‬‬ ‫‪68 Heidelberg‬‬

‫‪192‬‬

‫ككل ‪ -1.1‬مبلغ کمتري پرداخت کنید تا يک هانک را هخريد‬

‫خط هاي پررنگ و تیرة ككل نشا دهندة هرنامه اقدامات خريدار فرانساي و‬ ‫فروكندة آلماني است‪ .‬هراي هر پیشامدي در اين هازي يک هرنامه اقدام وجاد دارد‪.‬‬ ‫يک جنبه از هرنامم اقدام مديرا ساکن هايدلبرگ اين است که هه پیشنهاد پال کب‬ ‫که مستلزم نقل مكا هه پاريس است نه هگايند‪ .‬اين اتفاق هیچ وقت نیفتاد چا‬ ‫هانكدارا فرانساي دقیقاً سؤال درست و مناسا «اگر هشاد چه» را پرسیدند‪ .‬آنها از‬ ‫خاد پرسیده اند اگر يک پیشنهاد هزرگ هدهیم که مناط هه جاهه جايي هه پاريس‬ ‫هاكد چه اتفاقي مي افتد و اگر ما پیشنهاد پال کمتري هدهیم ولي اجازه دهیم‬ ‫مديريت هانک آلماني در هايدلبرگ هماند چه اتفاقي مي افتد؟ مبلغ هاال هه همراه‬ ‫ماند در پاريس‪ ،‬هما طار که ها خط هاي ضخیم و تیره ميهینیم‪ ،‬جااب نه ميگیرد‬ ‫و مبلغ کمتر و ماند در هايدلبرگ‪ ،‬فروكنده را تشايق ميکند که هله هگايد‪.‬‬ ‫فرانساي ها هه جاي اينكه اصب هیچ معامله اي نكنند ترجیح دادند دومین ههترين‬

‫‪191‬‬

‫خروجي را از نگاه خادكا انتخاب کنند‪ .‬آنها قراردادي هستند که هه مديريت آلماني‬ ‫اجازه ميداد تا پنج سال در آلما هماند‪ .‬فرانساي ها ها زيرکي‪ ،‬خادكا را جاي‬ ‫همتايا آلماني قرار دادند و هر اسا‬

‫آ عمل کردند‪.‬‬

‫فرانساي ها ها تفكر درهارة هرهم کنش استراتژيک میا خادكا و مديرا آلماني‪،‬‬ ‫فهمیدند چطار هه تاافق مطلاهشا هرسند‪ .‬آنها هر يک سؤال هسیار مهم تمرکز کردند‬ ‫« اگر اصرار کنیم آلما ها هه پاريس هیايند‪ ،‬آلما ها چه خااهند کرد؟»‪ .‬عمبً هیچ‬ ‫کس هه پاريس نرفت‪ .‬تاريخدانا معماالً درهارة چیزهايي که اتفاق نیفتاده‪ ،‬سؤال‬ ‫نميکنند لذا احتماالً از تبعات پیشنهادِ اصرار هه نقل مكا مديرا آلماني هه فرانسه‪،‬‬ ‫چشم پاكي ميکنند‪ .‬تاريخدانا كايد حتي تعجا کنند چرا آلما ها اينقدر كرکت‬ ‫خاد را ارزا فروختند‪ .‬سرانجام‪ ،‬آلمانيها در هايدلبرگ ماندند‪.‬‬ ‫چرا هايد هه نقل مكا آلما ها هه پاريس تاجه کنیم در حالي که عمبً هه پاريس‬ ‫منتقل نشدند؟ دلیل اينكه آلما ها در هايدلبرگ ماندند و هااينحال ها ادغام‬ ‫كرکتشا ماافقت کردند‪ ،‬دقیقاً اتفاقي هاد که در صارت اصرار فرانساي ها هراي‬ ‫رفتن هه فرانسه رخ ميداد‪ :‬هیچ معامله اي جاش نمي خارد و لذا هیچ تملک و‬ ‫ادغامي صارت نمي گرفت تا مارد مطالعه قرار گیرد‪.‬‬ ‫دو هازي اي که من در صفحات قبلي تاضیح دادم هسیار ساده هادند‪ .‬اين دو‬ ‫هازي‪ ،‬دو هازيكن داكتند و هر هازي فقط داراي يک جفت استراتژي عقبيي ممكن‬ ‫هراي رسید هه نتیجم تعادلي هاد‪ .‬حتي يک هازي دو هازيكنم ساده هم ميتااند داراي‬ ‫هیش از يک هرنامه اقدام معقال هاكد که هه نتايج مختلف و محتملي هراي هازي منجر‬ ‫ميكاد‪ .‬يک نمانه هازي اينچنیني در فصل آخر حل خااهیم کرد‪ .‬البته ها وجاد‬

‫‪194‬‬

‫هازيكنا هیشتر و گزينه هاي هیشتر اقدام‪ ،‬ممكن است هسیاري از هازي هاي پیچیده‪،‬‬ ‫استراتژي هاي مختلف فراوا و نتايج مختلف فراواني داكته هاكند‪ .‬هخشي از وظیفم‬ ‫من هه عناا مشاور اين است که هفهمم چگانه هازيكنا را هه انتخاب استراتژي‬ ‫هايي وادار کنم که منفعت آ استراتژي ها هراي مشتريا من نسبت هه ديگر‬ ‫كیاههاي هازي هیشتر است‪ .‬اينجاست که ككل دهي و ساخت اطبعات‪ ،‬هاورها و‬ ‫حتي خاد هازي مهم ميكاد و در قسمت هعدي دوست دارم هه كما کامب نشا دهم‬ ‫که منظار من از اين ككل دهي چیست‪.‬‬ ‫میخواهید مدیر عامل شوید؟‬ ‫هما طار که همم ما ميدانیم‪ ،‬دستیاهي هه كغل هاي عالي در حال سخت تر كد‬ ‫است و رسید هه مافقیت نیز مانند همیشه رقاهتي است‪ .‬كايد داكتن كايستگي الزم‬ ‫هاكد اما چنا که هسیاري از ما تصديق ميکنیم‪ ،‬احتماالً کافي نباكد‪ .‬هه هر حال‬ ‫تعداد افراد كايسته از تعداد كغل هاي سطح هاال خیلي هیشتر است‪.‬‬ ‫هااينحال ‪ ،‬حتي اگر مافق كده هاكید محدوديت هاي كخصي تا را هپاكانید يا‬ ‫هر آنها غلبه کنید و از نعمت زما هندي عالي و اين كانس خاب هرخاردار هاكید که‬ ‫اال در اتاق هیئتمديره ها هاايي تصفیه كده هاكید‪ ،‬ماضاعي وجاد دارد که كايد‬ ‫از پدست كما در رفته و دانستن آ ارزكمند است‪ .‬ماضاعي که كايد هناز كما را‬ ‫از هه دست آورد آ جايگاه هاالي دوست داكتني هازدارد‪ :‬فرايند گزينش و انتخاب‪.‬‬ ‫درست گفتم‪ .‬فهم و ككل دهي فرآيند انتخاب يک مديرعامل يا ديگر رهبرا‬ ‫ميتااند در رقاهت ها آنها هه كما کمک کند‪ .‬جالا است فقط اندکي از افراد هه‬ ‫صارت استراتژيک هه ماضاع کسل کنندهاي مانند كیاة كمارش آراء‪ ،‬چه در‬

‫‪191‬‬

‫هیئتمديره و چه در انتخاهات ملي‪ ،‬تاجه کافي ميکنند‪ .‬ها اين وجاد‪ ،‬روكي که‬ ‫هراي تحقق خااسته هاي افراد مارد استفاده قرار میگیرد‪ ،‬ميتااند يک کانديداي‬ ‫هازنده را هه يک کانديداي هرنده تبديل کند‪[1].‬‬

‫وقتي مبتني هر رأي گیري‪ ،‬درهارة ككل دهي هه نتايج صحبت ميکنم منظارم‬ ‫چیزي مثل اكتباه در كمارش آراء يا تقلا نیست‪ .‬منظار من نیست که هراي تغییر‬ ‫نتايج هه تكه کاغذهاي آويزا‬

‫‪68‬‬

‫يا چیزي كبیه آ تكیه کنیم‪ .‬من فقط هه راههاي‬

‫هسیار معمالي و مارد استفادة عمام در رسید هه يک تصمیم و هر اسا‬

‫خااستم‬

‫رأي دهندگا يا سهام دارا و يا اعضاي هیئت مديره فكر مي کنم‪.‬‬ ‫اعضاي هیئتمديره و سهام دارا کمي هستند که مكث ميکنند تا فكر کنند در‬ ‫زما انتخاب يک مديرعامل جديد‪ ،‬قرار است رأي ها چگانه كمرده كاد‪ .‬کم پیش‬ ‫مي آيد کسي هپرسد که آيا واقعا اهمیت دارد که يک کانديدا را ملزم هه کسا رأي‬ ‫هه كیاة اکثريت يا اکثريت نسبي کنیم؟؛ آيا واقعا اهمیت دارد فقط رأي هاي گزينم‬ ‫اول مردم را هشماريم يا هه آنها اجازه دهیم که ترجیحات اول و دوم (و حتي هیشتر)‬ ‫خادكا را اهراز کنند؟؛ آيا واقعا اهمیت دارد در تصمیم گیري هايي که تعداد‬ ‫کانديداها زياد است ‪ ،‬هه همم آنها هه يكباره رأي دهیم يا دو نفر از آنها را هراي يک‬ ‫رقاهت كانه هه كانه انتخاب کنیم؟ هااينحال ميتاانید تا آخرين اسكناستا را كرط‬ ‫هبنديد که اين تصمیمات واقعا میتاانند نتايج را تغییر دهند‪.‬‬

‫{اكاره هه كمارش نشد هرخي آراء در انتخاهات سال ‪ 2999‬آمريكا که هه علت جدا نشد کامل تكه ‪68‬‬ ‫کاغذ مرهاط هه رأي دهي رخ داد‪}.‬‬

‫‪198‬‬

‫فقط هه رقاهت هاي داغ انتخاهات مقدماتي حزب دماکرات در سال ‪ 2996‬فكر‬ ‫کنید‪ .‬دماکرات ها نمايندگي خاد را هه کانديداهاي هر ايالت‪ ،‬تقريبا هه صارت‬ ‫تناسبي و هر اسا‬ ‫تخصی‬

‫سهم هر کانديدا از رأي هاي هر يک از انتخاهات مقدماتي‬

‫دادند‪ .‬هاراک اوهاما هه همین ككل اکثريت نمايندگي را هه دست آورد و‬

‫نهايتا هه عناا رئیس جمهار انتخاب كد‪ .‬اگر دماکرات ها از قاعدة جمهاري‬ ‫خااها مبني هر «همم آراء هراي هرنده‪ »66‬در هر يک از انتخاهات هاي مقدماتي‬ ‫استفاده ميکردند‪ ،‬هیبري کلینتا نمايندگي کافي هراي نامزد حزب كد را هه‬ ‫دست مي آورد و احتماالً رفته هاد تا جا مک کین را ككست دهد‪ .‬اين ماضاع‬ ‫پیامد کامب هزرگي هراي يک قاعدة ظاهراً ناچیز است‪.‬‬ ‫البته هیچ راه درستي هراي كمارش آراء وجاد ندارد‪ .‬هر روكي مزيت ها و‬ ‫کاستي هايي دارد‪ .‬پس زماني که میتاانیم هه کانديداي مارد عبقه ما کمک کنیم‪،‬‬ ‫ميتاانیم از قاعده هاي رأي گیري نیز استفاده کنیم‪ .‬معماالً ما اين فرصت را نداريم‬ ‫تا كیاة كمارش آراء در انتخاهات دولتي را تغییر دهیم ولي مطمئناً در خصاص‬ ‫تصمیم گیريهاي كرکتي ميتاانیم اين کار را هكنیم‪.‬‬ ‫در حقیقت من دو هار از تناع رويه هاي مرهاط هه رأي گیري اعضاي هیئتمديره‬ ‫استفاده کردهام تا هه تعیین گزينه هاي مديرعاملي كرکت کمک کنم‪ .‬يک هار تبش‬ ‫هايم کامب مافقیت آمیز هاد و هار دوم‪ ،‬کانديدايي که من و دوستم کمكش کرديم از‬ ‫گمنامي هیرو آمد و هه عناا يک کانديداي خیلي جدي ها وي هرخارد کردند‪ .‬او‬ ‫سرانجام هرنده نشد اما خیلي ههتر از چیزي که ديگرا انتظارش را داكتند عمل کرد‬ ‫‪66 Winner-take-all‬‬

‫‪198‬‬ ‫هه طاري که خیلي سري از كرکتش جدا كد تا مدير عامل يک هنگاه ديگر كاد – و‬ ‫در آنجا مافق هاد‪.‬‬ ‫مدلسازي فرايند انتخاب مديرعامل چگانه انجام كد؟ هیايید نگاهي هه تجرهم اول‬ ‫من در اين حازه هیندازيم (اين تجرهه يک ويژگي قشنگ داكت که حتي كخصي که‬ ‫هه عناا مديرعامل انتخاب كد نميداند – و احتماالً هناز هم نميداند‪ -‬که چطار‬ ‫انتخاهات را هرد)‪ .‬اين هم كرح ماجراست‪:‬‬ ‫مديرعاملِ در حالِ هازنشستگيِ كرکتِ مدنظر‪ -‬قطعا واضح است که در اينجا هه‬ ‫ناكنا‬

‫ماند كرکت و مديرعامل نیاز داريم‪ -‬حس خاهي درهارة جانشین مدنظرش‬

‫نداكت‪ .‬در مقاهل‪ ،‬آ مديرعامل نسبت هه کسي که مايل هه جانیشیني اش نباد حس‬ ‫خیلي خاهي داكت و از قضا كرايط اينگانه هاد که كخصي که او نميخااست‬ ‫جانشینش كاد کانديداي پیشرو هاد‪ .‬مديرعامل حقیقتاً از اين كخ‬

‫که سالهاي‬

‫هسیاري هرايش هه مكافات تبديل كده هاد متنفر هاد و من را پنهاني استخدام کرده‬ ‫هاد تا در مهندسي انتخاب مدير عامل هعدي هه او کمک کنم‪ .‬وظیفم مدلسازي اين‬ ‫هاد‪ :‬فهمید چگانگي غلبه هر کانديداي منفارِ و پیشرو‪.‬‬ ‫مثل هر تحلیلي‪ ،‬قدم اول تعیین آ مسائل واقعي هاد که هايد حل مي كدند‪ .‬در‬ ‫اين نمانه‪ ،‬سؤاالت اصلي هه اندازة کافي ساده هادند‪ .‬سؤاالت اصلي در اين مارد‬ ‫هايد کانديداهاي انتظاري و چگانگي رويارويي آنها ها يكديگر را تعیین مي کرد‪.‬‬ ‫هیايید کانديداها را لَري‪ ،‬مُا‪ ،‬کِرلي‪ ،‬مات و جِف هنامیم ها اين فرض که مات هما‬ ‫فردي است که هايد ككست هخارد‪.‬‬

‫‪196‬‬

‫ها استفاده تعدادي از مساهقات زيبايي‪ ،‬اين مسئله هه ههترين ككل تحلیل كده هاد‪.‬‬ ‫در هر مساهقم زيبايي پرسیده ميكاد که طرف هاي ذي رهط داراي قدرت در‬ ‫انتخاب مديرعامل چه حسي نسبت هه لري در مقاهل ما‪ ،‬لري در مقاهل کرلي‪ ،‬لري‬ ‫در مقاهل مات‪ ،‬لري در مقاهل جف‪ ،‬ما در مقاهل کرلي و هه همین ترتیا {تقاهل يک‬ ‫هه يک و رو در روي کانديداها ها يكديگر} دارند‪.‬‬ ‫زماني که مسائل‪ -‬مساهقات زيبايي‪ -‬مشخ‬

‫كاند‪ ،‬نیاز داريم که ماض هر‬

‫طرف ذي رهط را هدانیم يا هدانیم کانديداي مارد عبقم هر طرف در هر رقاهت رو‬ ‫در رو چه کسي است و اين عبقه چه مقدار است‪ ( .‬در فصل هاي هعدي در قالا‬ ‫روش كناسي خاص اين ارزياهي ها‪ ،‬جزئیات هیشتري ارائه خااهم کرد)‪.‬‬ ‫خاكبختانه در اين مارد مشخ‬

‫‪ ،‬ما منب خاب اطبعاتي داريم‪ :‬مديرعامل در‬

‫حال هازنشستگي‪ .‬او ميدانست که هازيكنا چه کساني هستند و ميدانست که آ‬ ‫هازيكنا نسبت هه هر کانديدا چه حسي دارند‪ .‬مطمئن هاكید او نميتاانست هدو‬ ‫اينكه هداند کدام يک از همكارانش هر ديگرا نفاذ واقعي دارند و کدام يک تنها ها‬ ‫امیال ديگرا همراهي ميکنند هه مدير عاملي هرسد‪.‬‬ ‫رويم ماجاد هراي جانشیني مديرعامل يک كرکت فاقد رقاهت رو در رو‪ ،‬رتبه‬ ‫هندي کانديداها‪ ،‬دور نهايي يا ديگر قاعده هاي فراوا و متداول رأي گیري است‪ .‬در‬ ‫عاض‪ ،‬افراد صاحا رأي هیئتمديره معماالً هه صارت همزما هه همم کانديداها‬ ‫رأي ميدهند‪ ،‬درست مانند آنچه در انتخاهات رياست جمهاري آمريكا رخ ميدهد‪.‬‬ ‫هر کسي که هیشترين رأي را داكته هاكد هرنده مي كاد‪ .‬در آ صارت اين خبر هدي‬ ‫هراي ماکل من يعني مديرعامل هازنشسته خااهد هاد‪ .‬واضح هاد که چنین رويه اي‪،‬‬

‫‪191‬‬

‫يعني يک رويه خاب‪ ،‬كرافتمندانه و ماجه‪ ،‬هه انتخاب مات‪ ،‬کانديداي منفار ماکل‬ ‫من‪ ،‬منجر خااهد كد‪ .‬چه کار هايد کرد؟‬ ‫مسئله اول دسته هندي اين ماضاع هاد که چه کسي احتماالً هرندة هر کدام از‬ ‫مساهقات زيبايي خااهد هاد‪ .‬طرف هاي ذي رهط اين مسئله‪ ،‬اعضاي کمیتم انتخاب‬ ‫مديرعامل كرکت هادند‪ .‬فرض کنید اين کمیته متشكل از پانزده نفر و هر کدام داراي‬ ‫يک رأي هاكد‪ .‬اطبعات مديرعامل فعلي درهارة مقايسه دو نفرة کانديداها هه من اين‬ ‫امكا را داد تا از پس چینش سختگیرانم ترجیحات اعضاي مختلف کمتیه درهارة‬ ‫کانديداها هرهیايم‪ .‬معلام كد پانزده عضا کمیتم انتخاب‪ ،‬هر اسا‬

‫ترجیحاتشا هه‬

‫پنج هلاک مساوي رأي گیري و هر گروه سه عضا تقسیم كدهاند‪ .‬در زير‪ ،‬پنج‬ ‫ترتیا ترجیحي مختلف اعضاي کمیتم انتخاب آورده كده و کانديداها هه ترتیا‬ ‫هیشترين تا کمترين ترجیح فهرست كدهاند‪:‬‬ ‫‪ -1‬مات‪ ،‬جف‪ ،‬لري‪ ،‬کرلي‪ ،‬ما‪.‬‬ ‫‪ -2‬مات‪ ،‬ما‪ ،‬کرلي‪ ،‬لري‪ ،‬جف‪.‬‬ ‫‪ -1‬ما‪ ،‬مات‪ ،‬کرلي‪ ،‬لري‪ ،‬جف‪.‬‬ ‫‪ -4‬جف‪ ،‬ما‪ ،‬کرلي‪ ،‬لري‪ ،‬مات‪.‬‬ ‫‪ -1‬لري‪ ،‬جف‪ ،‬کرلي‪ ،‬ما‪ ،‬مات‪.‬‬ ‫در رقاهتي که هر کس تنها يک هار ميتااند رأي دهد‪ ،‬همانند روش اياالت متحده‬ ‫هراي انتخاب رئیس جمهار‪ ،‬مات که مارد تنفر است ‪ 8‬رأي ( دو هلاک رأي گیري‬

‫‪119‬‬

‫او را در اولین رتبه قرار داده اند و هر کدام سه عضا دارند) ما ‪1‬تا‪ ،‬جف ‪4‬تا‪ ،‬لري‬ ‫‪1‬تا و کِرلي هیچاره هم صفر رأي هه دست ميآورد‪ .‬مات هرنده ميكاد‪ .‬اين دقیقاً‬ ‫هما چیزي است که هايد جلاي آ گرفته كاد‪.‬‬ ‫البته در يک نظام رأي گیري ديگر‪ ،‬اگر اعضاي کمیته ‪ 4‬رأي هراي کانديداي گزينم‬ ‫اولشا ‪ 1 ،‬رأي هراي دومي‪ 2 ،‬رأي هراي سامي و صفر امتیاز هراي گزينم آخركا‬ ‫اختصاص دهند (روكي که هه كمارش هاردا‪ 61‬مشهار است) آ وقت مات و ما ‪11‬‬ ‫رأي وزني‪ ،‬جف ‪ 19‬تا‪ ،‬لري و کرلي هم در انتها ‪ 28‬رأي هه دست ميآوردند‪ .‬اگر‬ ‫اعضاي کمیته يک رقاهت نهايي هراي مشخ‬

‫کرد هرنده میا مات و ما هرگزار‬

‫کنند‪ ،‬ما آراء هلاک هاي سام‪ ،‬چهارم و پنجم را از آ خاد ميکند‪ .‬همم هلاک هاي‬ ‫رأي دهنده‪ ،‬ما را هر مات ترجیح ميدهند‪ .‬ما ميتااند ها اين رويه مديرعامل جديد‬ ‫هاكد‪.‬‬ ‫پس حاال ميتاان یم هبینیم قاعده اي وجاد دارد که میتااند مات را ككست دهد‪.‬‬ ‫البته واضح و روكن است که انجام اين رويه در کمیته سخت خااهد هاد‪ .‬خیلي‬ ‫پیچیده هاد که از اعضاي کمیته هخااهیم که اول کانديداها را رتبه هندي کنند و وقتي‬ ‫که فهمیدند میا کانديداها تساوي وجاد دارد‪ ،‬رقاهتي نهايي میا آنها هرگزار کنند‪.‬‬ ‫چنین فرايند در هم پیچیدة انتخاهاتي ميتااند هه راحتي ماجا ساء ظن و هدگماني‬ ‫اعضاي کمیته كاد‪ .‬آنها تعجا خااهند کرد که چرا مديرعامل در حال هازنشستگي‬ ‫از آنها ميخااهد که عملي اينقدر جزئي انجام دهند ها اينكه ميتاانند خیلي راحت‬ ‫هه هر کانديدايي که ميخااهند يک دفعه اي رأي دهند‪.‬‬ ‫‪61 Borda count‬‬

‫‪111‬‬

‫حتي اگر اين رويم پیچیده ميتاانست نظر مساعد کمیته را هم جلا کند‪ ،‬هاز هم‬ ‫نميتاانستیم هه طار قطعي پیروز كايم‪ .‬در صارتي که يكي از حامیا مات ماجرا را‬ ‫مي فهمید‪ ،‬از خاد همین رويه نیز احتماالً ممانعت هه عمل ميآمد‪ .‬هراي نمانه‪ ،‬اگر‬ ‫حتي يک عضا از هلاک دوم نتايج را زودتر از زما مقرر مي فهمید‪ ،‬آ عضا‪ -‬که‬ ‫واقعا طرفدار مات هاد‪ -‬ميتاانست هه صارت استراتژيک يعني ها دروغ گفتن‬ ‫تصمیم هگیرد که جف را دوم و ما را هه عناا آخرين نفر رتبه هندي کند‪ .‬يقینا اين‬ ‫کار يک جعل واقعیت هاد اما در آ زما ‪ ،‬منفعت آ رأي دهنده اين هاد که ما را‬ ‫هه عناا گزينم آخر قرار دهد و نه در گزينه هاي میاني‪ .‬آ عضا هلاک دوم مي‬ ‫تاانست ها اقدامي استراتژيک در قالا افزايش رتبه جف‪ ،‬سبا کاهش رتبه کلي ما‬ ‫از‪ 11‬هه ‪ 19‬و افزايش رتبم جف هه ‪ 19‬كاد و هه اين ترتیا هه خاطر تساوي در‬ ‫جايگاه دوم و افزايش احتمال پیروزي مات‪ ،‬اين فرايند را خیلي پیچیده کند‪ .‬هاالخره‪،‬‬ ‫در رقاهت دو نفره میا اين ما و جف (احتماالً هه خاطر اينكه هیشتر هلاک ها جف‬ ‫را هه ما ترجیح مي دادند تا اينكه ما را هه جف ترجیح دهند) مات هرنده مي كد‪.‬‬ ‫هناهراين ها استراتژيک عمل کرد ‪ ،‬اين امكا هراي يک عضا يا ديگر عضاهاي هلاک‬ ‫دوم وجاد داكت که از انتخاب ارجح ترين کانديدايشا يعني مات اطمینا حاصل‬ ‫کنند‪ .‬اين احتمالي هاد که من دوست نداكتم قبالش کنم‪ .‬در عاض تصمیم گرفتم‬ ‫که کرلي انتخاب كاد‪.‬‬ ‫کرلي هیچاره نقطم ضعف و کاستي هزرگي داكت‪ .‬هیچ کس هه او هه عناا گزينم‬ ‫جايگاه اول رتبه هندي کانديداها نگاه نميکرد‪ .‬هیچ کس حتي او را هه عناا گزينم‬ ‫دوم هم در نظر نداكت‪ .‬در حقیقت‪ ،‬او خیلي کم در صفحم رادار اعضا ظاهر مي‬ ‫كد‪ .‬من دراين هاره مطمئن هادم چا پس از اينكه فهمیدم چكار کنم او انتخاب‬

‫‪112‬‬

‫كاد ‪ ،‬صحبتي ها يكي از اعضاي کمیتم انتخاب داكتم‪ .‬نقش من در اين فرايند‪ ،‬يک‬ ‫راز هاد که در آ زما تنها من و مديرعامل از آ آگاه هاديم‪ .‬من از آ عضا کمیته‬ ‫پرسیدم که فكر ميکند چه کسي انتخاب ميكا د و او گفت که مات و كايد هم ما‪.‬‬ ‫ها خانسردي درهارة جف‪ ،‬لري و ‪ ...‬و کرلي پرسیدم‪ .‬او جف و لري را جدي گرفت‬ ‫ها اينكه فكر نميکرد آنها هرنده كاند‪ .‬سپس هه من گفت‪ ،‬نه او و نه هیچ يک از‬ ‫اعضاي کمیته‪ ،‬نميدان ستند چرا کرلي خادش را مطرح کرده است‪ .‬سرانجام گفت‬ ‫کرلي هیچ كانسي هراي مافقیت ندارد و هیچ کس نسبت هه او التفاتي ندارد‪ .‬مطمئناً‬ ‫آنها کرلي را هم هه اندازه کافي دوست داكتند اما هه نظر ميرسید که هه او هه عناا‬ ‫گزينم مديرعاملي فكر نميکرد ند‪ .‬در اين مارد‪ ،‬گمنامي نسبي کرلي امتیاز هزرگ او‬ ‫هاد‪ .‬احتمالش کم هاد که کسي تاجه کافي هه کانديد كد کرلي هكند تا هراي خنثي‬ ‫کرد كانس مافقیت او هخااهد يک مانار استراتژيک هدهد‪ ،‬چا اصب فكرش را‬ ‫هم نميکردند که او كانسي داكته هاكد‪.‬‬ ‫هسیار خا‪ ،‬اينجاست که تفريح و سرگرمي كروع ميكاد‪ .‬مديرعامل ساهق‪،‬‬ ‫خیلي مارد عبقه و احترام اعضاي کمیته هاد‪ .‬او عملكرد خاهي داكت‪ .‬مساهقات‬ ‫زيبايي هه خاهي نشا داد که چطار کاري کنیم که کرلي انتخاب كاد( ميدانید‬ ‫چطار؟)‪ .‬اما من هايد يک مسئله ديگر را در هما اهتدا تحلیل مي کردم‪ .‬سؤالم اين‬ ‫هاد که آيا مديرعامل هازنشسته نفاذ کافي را در متقاعد کرد کمیته هراي پیروي از‬ ‫رويم رأي گیري هرنده دارد يا خیر‪ .‬تحلیل اين سؤال نشا داد که قطعاً او ميتاانست‬ ‫کمیته را مجاب هه پیروي از قاعدة رأي گیري پیشنهادي اش کند هه كرطي که آ‬ ‫قاعدة رأي گیري خیلي پیچیده نباكد‪ .‬خاكبختانه‪ ،‬رويه اي که تحلیل هاي من‬ ‫پیشنهاد ميداد يک قاعدة کامب معقال هاد‪ .‬رويم پیشنهادي خیلي پیچیده اي نباد و‬

‫‪111‬‬

‫از اينكه اکثر اعضاي کمیته مايل نبادند مات در رتبم اول ترجیحات خاد قرار دهند‪،‬‬ ‫استفاده مي کرد( هه ياد هیاوريد که مات ‪ 8‬رأي مرهاط هه رتبم اول از آراء هلاک هاي‬ ‫رأي دهنده را داكت و ‪ 1‬رأي رتبه اولي ديگر میا ديگر کانديداها تازي كده هاد)‪.‬‬ ‫کنترل دستار جلسه –مشخ‬

‫کرد ترتیبات تصمیمگیري‪ -‬هر چیزي ميتااند‬

‫هاكد‪ .‬در اين مارد هم اينگانه هاد‪ .‬ها تنظیم دستار جلسه هاي درست ميتاانستیم‬ ‫يک سري ائتبف هاي هرنده تشكیل دهیم که هر کدام از اين ائتبف ها از اعضاي‬ ‫مختلفي نسبت هه ائتبف قبلي تشكیل كده هاكند و هه ائتبفي هرنده و حامي کِرلي‬ ‫ختم كاند و هیچ کانديداي ديگري را هراي جلا تاجه هاقي نگذارند‪.‬‬ ‫اعضاي کمیته ميدانستند که رقاهت واقعي میا مات و ما است‪ -‬يا كايد اينگانه‬ ‫فكر ميکرد ند‪ .‬هراي تقايت ديدگاهشا ‪ ،‬مديرعامل هازنشسته‪ ،‬کمیته را مجاب هه‬ ‫استفاده از يک دستار جلسه کرد‪ -‬سلسله اي از انتخاهها‪ -‬که متشكل از سلسله‬ ‫مساهقات خاص حذفي و رو در رو هاد‪ .‬البته تعداد کانديداها هراي مقايسم يک در‬ ‫مقاهل يک کانديداها را تاسط کمیته‪ ،‬زياد هاد‪ .‬يعني کمیته هايد ده هار رأي مي داد‪.‬‬ ‫در عاض‪ ،‬مديرعامل کمیته را مجاب کرد تا هه مات در مقاهل ما رأي هدهند‪،‬‬ ‫هناهراين هازندة اين رقاهت در نظركا حذف و آنگاه هرنده آ وارد رقاهت ها جف مي‬ ‫كاد‪ .‬هر کسي در اين رقاهت هبازد از نظرها مي افتد و سپس هه هرنده (که در اين جا‬ ‫ميتاان ست مات‪ ،‬ما يا جف هاكد) در مقاهل لري و سرانجام هه هرنده آ رقاهت در‬ ‫تقاهل ها کرلي رأي گیري ميكاد‪ .‬هر کسي که پس از اين چهار رأي گیري‬ ‫سرجايش هاقي هماند هرنده تلقي ميكاد‪.‬‬

‫‪114‬‬

‫اين ايده در نظر کمیته انتخاب يک ايدة خاب هه نظر ميرسید‪ .‬اعضاي کمیتم‬ ‫انتخاب فكر ميکردند که ها همراه كد ها گزينه هاي قاي– يعني مات در رقاهت ها‬ ‫ما‪ -‬ميتاانند هه سرعت هه يكي از دو نفري که هه طار کلي مطلاب ترين فرد هراي‬ ‫مديرعاملي هاد هرسند‪ .‬چقدر اكتباه ميکردند‪ .‬هي ترديد هر کسي که از نزديک هه‬ ‫ترجیحات پنج هلاک رأي گیري تاجه ميکرد ميتاانست ههفمد که دستار جلسه‬ ‫مديرعامل چطار جلا مي رود اما احتمال آ کم هاد که اعضاي کمیته ترتیا کامل‬ ‫ترجیحات همكارانشا را هدانند‪ .‬هر چه هاكد احتمال آ کم هاد که اعضاي کمیته‬ ‫آ ناع مصاحبه هاي حرفه اي را که مدل من ايجاب ميکرد انجام دهند‪ .‬چا از‬ ‫آنها خااسته نشده هاد که رتبه هندي كا از کانديداها را اعبم کنند‪ ،‬قاعده مطرح‬ ‫كده از ساي مديرعامل آنها را مجبار نميکرد که رتبه هندي کامل کانديداها هراي‬ ‫يكديگر افشا کنند‪ .‬احتماالً هه خادي خادكا ‪ ،‬هه هررسي ترجیحات يكديگر فراتر از‬ ‫ترجیحات رتبه دوم نپرداخته هادند و هه اين دلیل هاد که تاجه کمي هه کرلي‬ ‫ميکردند‪ .‬اين هم كرح ماجرا‪:‬‬ ‫ما فارا مات را ككست داد‪ -‬ها ‪ 1‬رأي در مقاهل ‪8‬تا ( هلاک ‪ 1‬و ‪ 2‬هه مات و هقیه‬ ‫هلاک ها هه ما رأي دادند‪ ،‬هما طار که از رتبه هندي مذکار پیشین ميتاانید هبینید)‪.‬‬ ‫ماتِ هازنده‪ ،‬هر اسا‬

‫حدسي ظاهراً معقال مبني هر اينكه هیشتر افراد ما را هه مات‬

‫ترجیح ميدادند(هما طار که ديديم ‪ 1‬در هراهر ‪ )8‬از تاجهات کنار رفت‪ .‬منصفانه‬ ‫هاد‪ .‬هر کاري پس از اين مرحله ساد اضافي مشتري من هاد چرا که دغدغم اصلي او‬ ‫ككست مات هاد‪ .‬اما در آ هنگام مشتري من ايدة انتخاب کرلي را هم دوست‬ ‫داكت‪ .‬او فكر ميکرد که اين کار ميتااند هاعث كاد او ههتر از گذكته هه نظر هرسد‬

‫‪111‬‬

‫و در کنار اين ها‪ ،‬او عاكق کرلي هاد و فكر ميکرد مديرعامل كد ميتااند راه‬ ‫خاهي هراي ارتقاي كغلي کرلي هاكد‪.‬‬ ‫سپس کمیتم انتخاب هر اسا‬

‫دستار جلسه مارد تاافق آنها‪ ،‬ما و جف را مارد‬

‫تاجه قرار دادند‪ .‬جف هم هه هما آساني که ما‪ ،‬مات را ككست داد‪ ،‬ما را ككست‬ ‫داد‪ .‬هلاک ‪ 1‬هیشتر از همه مات را ميخااست اما اال که ها انتخاب هین ما و جف‬ ‫روههرو كده است‪ ،‬هه جف رأي دادند‪ .‬جف گزينم دومین ههترين آنها هاد در حالي‬ ‫که ما آخرين گزينم هلاک ‪ 1‬هاد‪ .‬هلاک ‪ 4‬و ‪ 1‬هم فكر ميکردند جف مديرعامل‬ ‫آينده دارتري از ما است‪ .‬تنها هلاک ‪ 2‬و ‪ 1‬ما را هه جف ترجیح دادند‪ .‬اين کار‬ ‫هاعث كد جف ‪ 1‬رأي در هراهر ‪ 8‬رأي ما هه دست آورد‪ .‬مات در آ زما حذف‬ ‫كده هاد و کسي از اعضاي کمیته هه عقا هرنگشت سؤال کند چه ميكاد اگر از‬ ‫اين فرصت استفاده کنیم تا هین جف و مات رقاهت هرگزار كاد‪ .‬هر اسا‬

‫آنچه در‬

‫ترجیحات هلاک ها ميتاانید هبینید همچنا يک ائتبف هرندة ديگر وجاد داكت‬ ‫(هلاک ‪ 2 ،1‬و ‪ )1‬که در آ حامیا مات‪ ،‬جف را ككست ميدادند اما دوهاره‪ ،‬هر‬ ‫اسا‬

‫قااعد حذفي مارد تاافق‪ ،‬مات تاسط ما از صحنه خارج مي كد‪.‬‬

‫مات و ما‪ ،‬دو نفري که از قرار معلام پیشتاز هادند‪ ،‬حاال از رقاهت هیرو هستند‪.‬‬ ‫ما مات را ككست داد و جف هم ما را ككست داد‪ .‬جف‪ ،‬لري و کرلي هناز در‬ ‫رقاهت هاقي هادند‪ .‬جف و لري هر کدام حمايت رتبه اولي داكتند لذا در مرحلم هعد‬ ‫در مقاهل يكديگر رقاهت ميکردند‪ .‬هلاک هاي ‪ 2‬و ‪ 1‬و ‪ 1‬لري را هه جف ترجیج‬ ‫دادند‪ .‬جف هیرو رفت و يک انتخاب نهايي میا لري و کرلي هاقي ماند‪ .‬البته كما‬ ‫ميتاان ید هه راحتي ههفمید که کرلي لري را ككست خااهد داد‪ .‬هلاک ‪ 2‬و ‪ 1‬و ‪،4‬‬

‫‪118‬‬

‫ائتبف رأي دهندگا ِ هرندة همیشه‪-‬در‪-‬حال‪-‬تغییر‪ ،‬کرلي را هر لري ترجیح داد‪.‬‬ ‫کرلي که آخرين نفر هاقي مانده در رقاهت هاد‪ ،‬مديرعامل جديدي هاد که تعجا و‬ ‫كگفتي (تقريبا) همه را هه دنبال داكت‪ .‬هناز هم آنها احسا‬

‫ميکنند که آ فرايند‬

‫منصفانه و صريح هاد و البته در جاي خادش اينگانه هاده است‪.‬‬ ‫هه نظر مي رسد هیچ کس متاجه اين نباد که دستارجلسه نتیجه را مشخ‬

‫کرده‬

‫است‪ .‬از قضا لري تنها کانديدايي هاد که کرلي ميتاانست ككست دهد‪ .‬اگر دستار‬ ‫جلسه متفاوت هاد‪ ،‬کرلي مي هاخت‪ .‬درست همانگانه که کرلي نميتاانست هیچ‬ ‫کس غیر از لري را ككست دهد‪ ،‬لري هم نميتاانست هیچ کس جز جف را‬ ‫ككست دهد‪ .‬هاال هرد لري در دستارجلسه و تغییر در ترتیا رقاهت‪ ،‬او و کرلي را‬ ‫از صحنه رقاهت خارج ميکرد‪ .‬در حقیقت‪ ،‬چا ترجیحات هه صارت چرخشي‬ ‫هادند (يا هه زها فني‪ ،‬غیرمتعدي‪ 19‬هادند)‪ ،‬ممكن هاد دستار جلسه اي مطرح كاد‬ ‫که هر کدام از کانديداها را صريح و منصفانه هرنده کند‪.‬‬ ‫زماني که رأي گیري تمام كد‪ ،‬اعضاي کمیته ها آ عضاي که من قبب صحبت‬ ‫کرده هادم‪ ،‬من را هه ناهار دعات کردند‪ .‬آ عضا کمیته يک سؤال از من داكت‪ :‬آيا‬ ‫تا در انتخاب مديرعامل ما نقشي داكتي؟ من خنديدم و ماضاع را عاض کردم‪ .‬او‬ ‫مطمئن هاد که من اين کار را کردم و من ميدانستم که او ميداند اما من ساگند‬ ‫خارده هادم رازدار هاكم‪ .‬ناهار هم عالي هاد!‬

‫‪19 intransitive‬‬

‫‪118‬‬

‫ببخشید انشتین‪ :‬خدا قطعاً تاس میاندازد‬ ‫هما طار که در سیر حرکت از معماي زنداني هه مثال هانک و از آ هه مثال‬ ‫استراتژيهاي رأي دهي ديديم‪ ،‬حتي در هازي هاي نسبتاً ساده که داراي هازيكنا‬ ‫نسبتاً کمي هم هستند ممكن است نتايج چندگانه هاكند‪ .‬اين چندگانگي‪ ،‬هُعد‬ ‫استراتژيک ديگري را هه تصمیمگیري اضافه مي کند‪ ،‬خصاصاً اينكه در دنیاي واقعي‪،‬‬ ‫هازي ها غالباً و هه کرات میا هما هازيكنا قبلي انجام ميكاند‪.‬‬ ‫اگر يک هازي هیش از يک نتیجم ممكن داكته هاكد‪ ،‬يک ناع خاص استراتژي (هه‬ ‫نام استراتژي مرکا‪ )11‬وجاد دارد که ميتااند هر ماوق اثر گذارد‪ .‬در استراتژي‬ ‫مرکا‪ ،‬هر هازيكن اقدامات را هر اسا‬

‫احتمال انتخاب ميکند‪ -‬يعني ها انداختن‬

‫تا ‪ -‬تا نتیجم انتظاري هازيكن ديگر از هازي را تحت تمثیر قرار دهد‪ .‬خداي انشتین‬ ‫كايد ها عالم تا‬

‫هازي نكرده هاكد اما ما انسا هاي فاني قطعاً هراي يكديگر تا‬

‫انداخته ايم‪.‬‬ ‫هر زماني هازي فاتبال آمريكايي تماكا ميکنید و از انتخاب ترفندهاي مرهي‬ ‫ككايت ميکنید‪ ،‬احتماالً داكتید يک استراتژي مرکا در حال جريا را تماكا‬ ‫ميکرديد‪ .‬هراي ن مانه‪ ،‬وقتي تاپ در خط يک ياردي قرار دارد‪ ،‬ترفندي که هه‬ ‫هیشترين احتمال تاپ را از خط دروازه نجات ميدهد اين است که هازيكن خط‬ ‫عقا‪ 12‬هه روي تادة هازيكنا مقاهلش هپرد‪ .‬هااينحال مرهیا ها استفاده از تاپ دار يا‬ ‫خط حمله ‪ 11‬تاپ را رد ميکنند يا ها کنار زد حريف‪ ،‬تاپ را هه هازيكن میاني و‬ ‫‪11 Mixed strategy‬‬ ‫‪12 fullback‬‬ ‫‪11 quarterback‬‬

‫‪116‬‬

‫هافبک ميدهند‪ .‬علت اين کار ‪ :‬اگر يک مرهي همیشه از دفاع عقا هخااهد که روي‬ ‫جمعیت هپرد‪ ،‬مدافعا آ نقطه‪ ،‬روي دفاع تمرکز ميکنند و اين ترفند احتماالً‬ ‫ككست مي خارد‪ .‬ها ترکیا درخااست هاي مرهي‪ ،‬مهاجما مدافعا را مجبار‬ ‫ميکنند که پخش كاند و در نتیجه احتمال مافقیت را ها تكرار اين وضعیت افزايش‬ ‫ميدهند‪ .‬جالا است اين ناع ترکیا استراتژي ها در‬

‫هاي مهمي هراي کسا و‬

‫کار‪ ،‬سیاست و خیلي هخش هاي ديگر زندگي دارد‪ .‬انداختن تا‬

‫يک راه هراي تغییر‬

‫ادراک مردم از يک وضعیت است‪.‬‬ ‫استفاده از استراتژي هايي که هراي ايجاد تغییر در انتظارات‪ ،‬حرکت ها را ترکیا‬ ‫مي کنند چیزي است که همیشه مطرح هاده است‪ .‬هااينحال دانشمندا نظريم هازي‬ ‫کارهردي اغلا دوست دارند اين رويكردهاي پیچیدة «استراتژي مرکا» را در مسائل‬ ‫ناديده هگیرند و ها اين کار را خادكا را هه مخاطره مي اندازند‪ .‬تا‬

‫انداختن‬

‫ميتااند در نتیجه امار واقعاً تفاوت ايجاد کند‪.‬‬ ‫نمانه هاي چنین قمارهايي در اطراف ما هستند و هعضي فیلم هاي سینمايي‬ ‫خاب‪ ،‬خیلي هاكمندانه تا‬

‫مي اندازند تا لحظات ماندگاري از خاد هسازند‪ .‬چه‬

‫کسي ميتااند در فیلم عرو‬

‫كاهزاده‪ 14‬رفت و هرگشت هاي مرهاط هه تشخی‬

‫لیاا كراب سمي و راهحل هاكمندانه آ را فراماش کند (هر دو سمي هادند‪-‬‬ ‫خاب است که نسبت هه سمي که كما نقشه اش را ريخته ايد هراي خادتا‬ ‫مصانیت ايجاد کنید تا هه نف خادتا و علیه ديگرا از آ استفاده کنید)‪ .‬نظرتا‬

‫‪14 The Princess Bride‬‬

‫‪111‬‬ ‫درهارة صحنم معرکم فیلم كاهین مالت‪ 11‬چیست که کاراکتر سیدني گرين استريت‪،18‬‬ ‫کاسپر گاتمن‪ ،18‬ها ناامیدي خااها پرندة جااهرکاري كده است؟ فقط سَم اسپید‬ ‫(هامفري هاگارت‪ )11‬ميدان ست آ‬

‫‪16‬‬

‫پرنده کجاست و سم اسپید هم احمق‬

‫نباد‪.‬گاتمن تهديد ميکند که جائل کايرو‪( 199‬پیتر لُاره‪ )191‬اسپید را ككنجه خااهد‬ ‫کرد تا هفهمد پرنده کجاست اما اسپید اينگانه مقاهله ميکند که «اگر تا من را‬ ‫هكشي‪ ،‬چطار مي تااني پرنده را هه دست هیاري؟ اگر من ميدانم که تا نميتااني‬ ‫من را تا ماقعي که پرنده را داكته هاكي هكشي‪ ،‬چطار ميتااني من را هترساني که‬ ‫آ را هه تا هدهم؟»‪ .‬در اينجا اسپید مانند يک دانشمند نظريه هازي هاهاش‪ ،‬اعتبار‬ ‫تعهد گاتمن در حرف کشید از خادش را زير سؤال ميهرد‪ .‬ما ميدانیم و سم‬ ‫اسپید هم ميداند که هدو تعهد واقعي هراي کشتن سم‪ ،‬گاتمن نميتااند از او‬ ‫حرف هیرو هكشد‪ .‬اما گاتمن هم احمق نباد‪ .‬او دقیقا مي داند چطار تا‬

‫هیندازد‬

‫و اين فرصت را ايجاد کند که اسپید هراي نجات خادش هه حرف هیايد‪ .‬هعد از‬ ‫مقداري هده هستا هاكمندانه‪ ،‬گاتمن جااب ميدهد «آقا! هما طار که ميدانید‪،‬‬ ‫انسا ها در گرماگرم کار فراماش ميکنندکه هیشترين نف آنها در چیست و هه‬ ‫احساساتشا اجازه ميدهند آ مناف را ها خاد ازهین هبرد»‪.‬‬

‫‪11 The Maltese Falcon‬‬ ‫‪18 Sydney Greenstreet‬‬ ‫‪18 Kasper Gutman‬‬ ‫‪16 Sam Spade‬‬ ‫‪11 Humphrey Bogart‬‬ ‫‪199 Joel Cairo‬‬ ‫‪191 Peter Lorre‬‬

‫‪129‬‬

‫اين هم كرح گفتگاها‪ « :‬انسا ها در گرماگرم کار فراماش ميکنند که مناف آنها‬ ‫در چیست و هه احساساتشا اجازه ميدهند آ مناف را ها خاد ازهین هبرد»‪ .‬چقدر‬ ‫قشنگ گفت‪ .‬او هه زيبايي تاضیح داد که جائل کايرو تبش ميکند تا مراقا هاكد‬ ‫اسپید را نكشد اما کايرو ممكن است احساسي كاد و هناهراين احتمال کشته كد‬ ‫اسپید در صارت حرف نزد وجاد دارد‪ .‬در اين گفتگاي مختصر ما سه اصل زيبا‬ ‫از نظريه هازي را در عمل ميهینیم‪ :‬سؤال از اعتبار تعهد؛ استفاده از هازي ها احتماالت‬ ‫هراي تغییر ديدگاه ديگرا نسبت هه ماقعیت؛ و تظاهر هه غیرعقبيي هاد (لحظم‬ ‫اوج فیلم) هراي غلبم استراتژيک‪ .‬چه چیزي راست تر و حقیقي تر از تر‬

‫ها و‬

‫محاسبات زندگي است؟ چه تعدادي از ما جرئت ميکنیم در اين قمار سَم اسپید‬ ‫ساکت همانیم‪ :‬پرنده را نگه داريم و كايد همیريم‪ ،‬يا كاهین را تسلیم کنیم و (كايد)‬ ‫زنده همانیم؟‬ ‫ها کمي خاش كانسي معلام ميكاد که نظريه هازي محدود هه حقه هاي دم‬ ‫دستي‪ ،‬فیلمنامه ها و چیستا ها نميكاد‪ .‬نظريه هازي اهزاري قدرتمند هراي ككل‬ ‫دهي دوهاره هه دنیا است‪ .‬در فصال هاقي مانده‪ ،‬از اين اصال استفاده ميکنیم تا دقیقاً‬ ‫هفهمیم نظريم انتخاب عقبيي از عهده چه ناع مشكبتي هرميآيد و اکنا علم‬ ‫رياضیات‪ ،‬علام و فناوري چگانه امكا پیشهیني و مهندسي نتايج مخصاصي را در‬ ‫اختیار ما مي گذارد‪ ،‬که در غیر اين صارت‪ ،‬فكر ميکرديم آ نتايج تنها ها يک‬ ‫ترکیا تصادفي از خاكبختي و هدهختي و دوز هااليي از هاسبازي انسا ككل مي‬ ‫گیرند‪.‬‬

‫‪122‬‬

‫فصل چهارم‬ ‫بمبها به کنار!‬ ‫اکنا اصال اولیه نظريه هازي را ميدانیم‪ .‬تا اينجاي کار خاب است اما چطار از‬ ‫اين اصال هراي حل مسائل هزرگ عصر خادما استفاده کنیم؟ خاب‪ ،‬هزاريد معطل‬ ‫نكنیم‪ -‬هیايید نگاهي هه مسئلم خل سبح کرة كمالي هیندازيم‪.‬‬ ‫متالد كد در کرة كمالي خیال كما را از داكتن يک زندگي كارهختانه کامب‬ ‫راحت ميکند‪ .‬يک كهروند معمالي اهل کرة كمالي هايد کل سال را کار کند تا‬ ‫درآمدي که يک کارگر معمالي آمريكايي يا ايرلندي يا نروژي در حدود چهار روز‬ ‫در ميآورد‪ ،‬هه دست آورد‪ .‬پال همه چیز نیست اما يک تخمین اولیه و هسیار خاب‬ ‫از کیفیت زندگي است‪.‬‬ ‫البته متالد كد در کرة كمالي همیشه خبري هدي هراي همه نیست‪ .‬کیم جانگ‬ ‫ايل‪« ،192‬رهبر عزيز» آ کشار‪ ،‬هه نظر ميرسد واقعا هه کامیاهي رسیده است‪ .‬تخمین‬ ‫زده ميكاد که ثروت او حدود ‪ 4‬میلیارد دالر مي ارزد‪ .‬اين عدد چیزي حدود يک‬ ‫سام تالید ناخال‬ ‫درصد از تالید ناخال‬

‫داخلي کرة كمالي است‪( .‬هیل گیتس هیچاره ثروتش تنها ‪9.4‬‬ ‫داخلي آمريكا است)‪.‬‬

‫ثروت‪ ،‬زنبارگي‪ ،‬هدمستي و ذائقم ككم پرستي کیم هسیاري را هر اين داكته که او‬ ‫را ديكتاتاري ناچیز‪ ،‬احمق و سبکسر تصار کنند‪ .‬او مدام هه عناا‬

‫فردي‬

‫‪192 Kim Jong Il‬‬

‫‪121‬‬

‫غیرعقبيي‪ ،‬خُل وض و خطرناک تاصیف كده است‪ .‬مطمئناً او خطرناک است اما‬ ‫غیرعقبيي و سبک سر‪ -‬من فكر نميکنم‪ .‬يقینا‪ ،‬او هه كیاة سنتي هه اين جايگاهش‬ ‫رسید – او اين جايگاه را (پس از مرگ پدرش‪« ،‬رهبر هزرگ»‪ ،‬کیم ايل سانگ‪ )191‬هه‬ ‫ارث هرد‪ .‬ها اين وجاد آ اتفاق مرهاط هه زما هاي دور ميكاد‪ .‬در كرايطي که‬ ‫ژنرالها‪ ،‬پسرا و همسرا زيادي آماده و منتظر هستند که کادتا راه هیندازند‪ ،‬هیچ‬ ‫احمقي نميتااند هراي سال هاي متاالي در مسند قدرت هماند‪.‬‬ ‫کیم جانگ ايل يک عاام فريا زيرک‪ ،‬ماهر و خبیث است‪ .‬خُلوضعي او هه‬ ‫خاطر اين است که هه نفعش است‪ .‬در حالي که كايد دوست داكته هاكیم هه اين‬ ‫ديكتاتار ظاهراً کاچالاي عجیا و جاا هخنديم‪ ،‬او در چارچاب محدوديت هاي‬ ‫وضعیت فبکت هاري که ها آ درگیر هاده هاكمندانه مانار ميدهد تا خادش را هه‬ ‫تهديدي در سطح جهاني تبديل کند‪ .‬در همم مدت زماني که او مشغال دامن زد‬ ‫هه ترور در داخل و خارج کرة كمالي است‪ ،‬حكمراني اش هر کشاري که او و‬ ‫پدرش كديدا فقیرش کرده اند ادامه دارد‪.‬‬ ‫زماني که کیم در سال ‪ 1114‬هه قدرت رسید‪ ،‬کرة كمالي تقريبا چیزي نداكت که‬ ‫در دنیا هفروكد‪ .‬كم و مقام کرة كمالي در پايینترين سطح ممكن هاد‪ .‬او زندگي را‬ ‫در کره كمالي آنقدر فبکت هار کرد که هسیاري از كهروندا نگا هخت آ مجبار‬ ‫هه خارد پاستم درختا كدند‪ .‬كايد حدود ‪ 19‬درصد از اين انسا هاي هیچاره‪ ،‬ها‬ ‫اينكه هه آنها ياد داده كده هاد کیم جانگ ايل را هه عناا خداوند تقديس کنند‪ ،‬در‬ ‫دهم گذكته از گرسنگي مردند‪ .‬هااينحال‪ ،‬امروزه کرة كمالي مارد تاجه همه قرار‬ ‫‪191 Kim Il Sung‬‬

‫‪124‬‬

‫دارد‪ .‬چرا؟ چا ها اينكه در کرة كمالي هه ندرت اقتصادي وجاد دارد که هتاا‬ ‫درهارة آ حرف زد اما کار تاسعم ماككي و تسلیحاتي در کره وجاد دارد که کیم ها‬ ‫زحمت آ را هه مافقیت چشم گیري رسانده است‪ .‬مردما کیم كايد گرسنه هاكند‬ ‫اما کیم پالي را از که از آنها ميگیر د هه کار گرفته و کرة كمالي را هه يک تهديد‬ ‫هسته اي تبديل کرده است‪ .‬پتانسیل کیم در پرتاب ماكک هاي ها کبهک هسته اي‬ ‫يقینا خاراک فكري دنیا را تممین ميکند حتي اگر هه طار متاسط هیچ غذايي را هر‬ ‫سر میز مردم کرة كمالي قرار ندهد‪ .‬هي ترديد دولت کیم در هر گاكهاي از دنیا اين‬ ‫ماضاع را تكذيا ميکند اما تقريبا هر کسي متاجه اين تهديد ميكاد‪ .‬مردم دنیا دو‬ ‫دهم قبل هه اين تهديدات تاجه نميکردند‪.‬‬ ‫امروزه‪ ،‬دولتهاي آمريكا‪ ،‬چین‪ ،‬روسیه‪ ،‬ژاپن و جمهاري کره جناهي سعي‬ ‫ميکنند هفهمند چطار حكامت هزک کردة کیم جانگ ايل را هه جريا غالا امار‬ ‫هین الملل هكشانند‪ .‬سالها کیم را تهديد کردند‪ ،‬ها او چرب زهاني کردند‪ ،‬هه او اصرار‬ ‫کردند تا ههتر كاد‪ .‬همچنین هیل کلینتا هم هه دستار جیمي کارتر هه او انعام و‬ ‫پاداش ميداد هه امید اينكه رفتار کرة كمالي ههباد پیدا کند‪ .‬پاداكي که رژيم کیم‬ ‫دريافت کرد‪ -‬هه ككل کمک هاي خارجي‪ ،‬انتقال فناوري و کمک غذايي‪ -‬اصب و يا‬ ‫مقدار کمي تعهد اصیل در کیم پديد آورد‪ ،‬فقط وعده هاي پاچ و تا خالي‪ .‬هه نظر‬ ‫ميرسد گفتگاي كانزده ملت اخیراً پیشرفت هايي کرده است‪ .‬وظیفم کاهش‬ ‫تهديدات کیم ظاهراً در حال پیشروي است البته کج دار و مريض‪ .‬ها استفاده از‬ ‫پیشهیني ها و مهندسي دقیقي که کیم را وادار هه رها کرد هما ها ميکند ميتاا‬ ‫هراي تهديد هسته اي کیم راهحل پیدا کرد و كايد هم راهحل پیدا كده هاكد‪.‬‬

‫‪121‬‬

‫در اوايل سال ‪ ، 2994‬وزارت دفاع من را هه عناا مشاور استخدام کرد تا‬ ‫سنارياهاي جايگزين اجبار کره كمالي هه رفتار ههتر در حازة هسته اي را هررسي‬ ‫کنم‪ .‬من فقط ميتاانم کلیات راهحل هايي را که پیدا کردم در اينجا هگايم اما حتي‬ ‫در آ صارت هم ميتاانیم هفهمیم که چطار هايد درهارة چنین مسائلي فكر کرد‪ .‬من‬ ‫تاجهم را هر سناريايي متمرکز ميکنم که هیشتر نايد حل مشكل را ميداد‪ .‬اين‬ ‫سناريا هه هده هستا میا امتیازنامههاي سیاسي و اقتصادي آمريكا در عاض‬ ‫امتیازهاي کرة كمالي در جبهم هسته اي مرهاط ميكاد‪ .‬البته پیش از کندوکاو در‬ ‫جزئیات اجازه دهید تصريح کنم که من از هر پیشرفتي که صارت گرفته‪ ،‬هه دنبال‬ ‫اعتبار و امتیاز نیستم و هیچ امتیازي قبال نمي کنم‪ .‬مشاورا سیاستي تقريبا هیچ‬ ‫وقت نميدانند که هه حرف هاي آنها گاش داده ميكاد يا نه‪ .‬تقريبا هیچ وقت‬ ‫نميدانند چه مناه مشاورهاي ديگري مارد استماع قرار ميگیرند يا اينكه آ مناه‬ ‫چه ميگايند‪ .‬همم تاا من اين است نتیجم تحلیلم را گزارش کنم و هه آنچه‬ ‫درنهايت رخ داده مرتبط کنم‪.‬‬ ‫هراي ارائم پیشهینيهاي قاهل اتكا و يا تاصیه هاي تاکتیكي و حتي استراتژيک چه‬ ‫ناع اطبعاتي الزم است؟ البته اول هايد سؤاالتي را که ميخااهیم جااب دهیم‬ ‫تعريف کنیم‪ .‬سؤالي مانند «چه طار ميتاانیم کیم جانگ ايل را هه رفتار ههتر‬ ‫واداريم؟ خیلي مبهم و سرهسته است‪ .‬هايد هدف را دقیق تر مشخ‬

‫کنیم و هايد‬

‫دامنم انتخابهايي که کیم و دولتش ميتاانند داكته هاكند هشناسیم‪ .‬اين گزينه ها‬ ‫كامل ماارد ذيل مي كاد‪ :‬احتمال اجتناب کیم و رژيم او از مذاکره درهارة سبحهاي‬ ‫هسته اي تحت هر كرايطي ؛ انجام مذاکره اما نقض هر گانه تاافق‪ ،‬هبفاصله پس از‬ ‫مثمر ثمر كد مذاکرات (رويكرد ترجیحي کیم)؛ کاهش مبيم وسعت هرنامم هسته‬

‫‪128‬‬

‫اي کرة كمالي در قبال سطاح مختلف امتیازات اقتصادي و امنیتي آمريكا؛ از هین‬ ‫هرد مشروط هرنامم هسته اي (از طريق درجه هندي هاي مختلف در كروطي که‬ ‫مشخ‬

‫كده هاكند)؛ يا حذف هرنامم هسته اي هه صارت غیر مشروط (ارجح ترين‬

‫نتیجه از ديدگاه رئیس جمهار آمريكا و تیم سیاست خارجي او)‪.‬‬ ‫در وهلم هعدي ميخااهیم هدانیم چه كرايط زمینه اي هايد در سؤال ما وجاد‬ ‫داكته هاكد‪ .‬مثب كايد هپرسیم هه كرط اينكه اياالت متحدة آككارا ماكک هاي‬ ‫کبهک هسته اي را در کرة كمالي هدف قرار دهد‪ ،‬يا هه كرط اينكه آمريكا امنیت‬ ‫کرة كمالي درو مرزهاي کره كمالي را تضمین کند يا احتماالت فراوا ديگر‪ ،‬کدام‬ ‫يک از سیاست هاي مذکار کیم جانگ ايل ممكن است اتخاذ كاد‪ .‬هر كرطي يک‬ ‫سناريا تعريف ميکند طاري که اگر اياالت متحده (يا دولتهاي ديگر) فب اقدام‬ ‫را هكنند‪ ،‬هتاانیم رخداد محتمل را مقايسه کنیم‪ .‬هه اين طريق هه سؤاالت «چه‬ ‫ميكاد اگر» جااب مي دهیم‪ .‬زماني که مسئله‪ ،‬گزينه ها و سنارياها تعريف كاند‪،‬‬ ‫آنگاه فقط هه کمي گزارة حقیقي و کمي منطق نیاز است تا راهحل ها را پیدا کنیم‪.‬‬ ‫اول‪ ،‬گزاره هاي حقیقي‪ .‬تجرهم من ميگايد تمام مايحتاج يک پیشهیني قاهل اتكا‬ ‫اين است که‪:‬‬ ‫‪ -1‬هر كخ‬

‫و گروه داراي مناف معني دار که در تبش هراي اثرگذاري هر‬

‫نتیجه است را كناسايي کنیم‪ .‬تنها هه تصمیم گیرا نهايي تاجه نكنیم‪.‬‬ ‫‪ -2‬ها استفاده از اطبعات ماجاد‪ ،‬تا آنجا که ممكن است سیاست مطلاب هر‬ ‫کدام از هازيكنا كناسايي كده در نكتم قبل را هه هنگام صحبت خصاصي ها‬

‫‪128‬‬

‫يكديگر‪ ،‬دقیق تخمین هزنیم‪ .‬هه هیا‬

‫ديگر‪ ،‬هازيكنا‬

‫درهارة خااسته كا چه‬

‫ميگايند؟‬ ‫‪ -1‬هه طار تقريبي اهمیت يک مسئله هراي هر کدام از هازيكنا را اندازه هگیريد‪-‬‬ ‫يعني آ مسئله چقدر هراي آنها هرجسته و نمايا است‪ .‬آيا هازيكنا آنقدر نگرا و‬ ‫دلااپس هستند که هه هنگام هروز مسئله‪ ،‬هر کاري که دارند را کنار مي گذارند تا هه‬ ‫اين مسئله هپردازند يا اينكه وقتي سرگرم مسئله اي فاري تر هستند‪ ،‬احتماالً هحث و‬ ‫گفتگا درهارة مسئلم جديد را هه تعايق مي اندازند؟‬ ‫‪ -4‬در مجاب کرد ديگرا هراي تغییر ماض نسبت هه يک مسئله‪ ،‬هر کدام از‬ ‫هازيكنا چه میزا اثرگذاري هر يكديگر دارند؟‬ ‫اين همم آ چیزي است که كما هايد هدانید‪ .‬كايد هپرسید همه اش همین؟ پس‬ ‫تاريخ چه؟ فرهنگ چه؟ويژگي هاي كخصي چه؟ پس کل چیزهاي ديگري که مردم‬ ‫فكر ميکنند دانستن آنها مهم است چه؟ دانستن همم آ چیزها خاب است و من‬ ‫هم درهارة آنها هه زودي صحبت ميکنم اما هیچ کدام از آ اطبعات‪ ،‬هراي انجام‬ ‫پیشهیني هاي درست يا هراي مهندسي تغییرات سیاستي‪ ،‬حیاتي و مهم نیستند‪ .‬قطعاً‬ ‫آ اطبعاتپ مفید هستند‪ .‬هه طار کلي هیشتر دانستن ههتر است‪ .‬هااينحال‪ ،‬هر کسي‬ ‫که اطبعات چهار عامل مذکار را جم آوري نكند‪ ،‬هه احتمال کمي ميتااند يک‬ ‫وضعیت را هه درستي ارزياهي کند‪.‬‬ ‫نكته جالا درهارة چهار فقره اطبعاتي که ادعا کردم مهم و حیاتي هستند اين‬ ‫است که ها وجاد آنكه آ اطبعات چیزي نیستند که كما هتاانید هه راحتي آنها را در‬ ‫يک کتاب پیدا کنید اما ممكن است چنین اطبعاتي را از مقاله هاي مجبت و‬

‫‪126‬‬

‫رسانههايي‬

‫مانند‬

‫‪Economist‬‬

‫‪Report،The‬‬

‫‪World‬‬

‫&‬

‫‪News‬‬

‫‪،US‬‬

‫‪The Wall ،The New York Times،The Financial Times،Newsweek،Time‬‬

‫‪ ، Street Journal‬و از داستا هاي اينترنتي و ديگر اهزارهاي خبري هه دست آوريد‪.‬‬ ‫اطبع از وجاد چنین اطبعاتي و داكتن اعتماد در هه کارگیري آنها‪ ،‬قسمت مهم‬ ‫پیشهیني و مهندسي نتايج است‪ .‬مسلماً سر زد هه مناه فراوا خبري کار سنگیني‬ ‫است و هراي مسائلي که فاري هستند‪ ،‬اين رويكرد ممكن است خیلي طاالني كاد‪.‬‬ ‫خاكبختانه‪ ،‬يک راه کاراتر هراي کسا اطبعات وجاد دارد‪ -‬پرسید از خبرگا ‪.‬‬ ‫هه همین سادگي‪.‬‬ ‫متخصصا سالهاي زيادي را صرف يادگیري فرهنگ‪ ،‬زها و تاريخ يک مكا‬ ‫کردهاند‪ .‬آنها جزئیات سیاسي داخليِ منطقم مارد مطالعه كا را دنبال ميکنند‪ .‬اگر‬ ‫کسي هاكد که هداند در يک منطقه‪ ،‬چه کسي تصمیمات را ككل ميدهد‪ ،‬افراد چقدر‬ ‫اثرگذار هستند‪ ،‬ماض افراد چیست و چقدر راج هه يک مسئله اهمیت ميدهند‪ ،‬آ‬ ‫متخصصا هستند‪ .‬آيا واقعا دانستن اين اطبعات هه معني تخص‬

‫نیست؟‬

‫حاال ممكن است تعجا کنید که اگر متخصصا اطبعات الزم هراي پیشهیني‬ ‫کرد را ميدانند پس چه نیازي هه يک پیش هین داريم؟ اينجاست که تخصصي‬ ‫سازي مهارت ها واقعا اهمیت پیدا مي کند‪ .‬هايد هه خاطر داكته هاكیم که در‬ ‫پیشهیني تحاالت‪ ،‬متخصصا و مطلعا نمي تاانند هه تنهايي هه خاهي متخصصاني‬ ‫عمل کنند که هراي تفكر مردم مدل هاي خاهي دارند‪ .‬يک مطالعم طبقه هندي كدة‬ ‫سازما سیا گزارش ميکند که مدل پیشهیني کنندة من‪ ،‬تقريبا دو هراهر نسبت هه‬ ‫پیشهیني هاي متخصصین دولتي که داده هاي پیشهیني هايم را هه من داده اند‬

‫‪121‬‬

‫درست از آب درآمده است‪ .‬همانا من هیشتر از آنها درهارة کشارها و مسائلي که آنها‬ ‫مطالعه و هررسي ميکنند آگاهي ندارم‪ [1].‬در واق ‪ ،‬آگاهي من نسبت هه مسائل هیشتر‬ ‫از گفته هاي آ متخصصا هه من نیست‪ .‬اما مسئله اين است که آنها در چگانگي‬ ‫انتخاب افراد‪ ،‬متخص‬

‫نیستند چا در واق دانش آنها روي پیشهیني متمرکز‬

‫نیست‪.‬‬ ‫علي رغم تمامي اطبعات جم آوري كده هراي پیشهیني و ككل دهي نتايج‪،‬‬ ‫وجاد مدلسازي کامپیاتري هم در سازماندهي داده ها و هم در اجراي كبیه سازي‬ ‫هاي مذاکرات يا مبادالت الزم است‪ .‬هه اين كبیه سازي ها هه مثاهم هازي كطرنج ها‬ ‫اهعاد فراوا نگاه کنید که کامپیاتر اقدام انتظاري هر فرد را محاسبه ميکند و واکنش‬ ‫انتظاري فرد ديگر را مارد تاجه قرار ميدهد‪ .‬کامپیاتر در زما انجام چنین هازي‬ ‫پیچیده اي‪ ،‬نسبت هه متخصصا ‪ ،‬تحلیل گرا يا هاهاش ترين تصمیم گیرا مزيت‬ ‫هزرگي دارد‪ .‬کامپیاترها خسته نميكاند؛ حاصله كا سر نمي رود؛ زما استراحت‬ ‫يا خااب زياد نميخااهند؛ و نیز حافظه هاي كگف آوري دارند‪ .‬کامپیاترها دوست‬ ‫دارند هر چقدر که ما اطبعات هه خارد آنها مي دهیم را هضم کنند‪.‬‬ ‫مزيت کامپیاتر را در نظر داكته هاكید‪ .‬فرض کنید مسئله کرة كمالي در سال‬ ‫‪ 2994‬را داريم هررسي ميکنیم‪ ،‬هما طار که من داكتم اين کار را ميکردم‪ .‬فرض‬ ‫کنید مسئله را ساده سازي کرديم (که من اين کار را نكردم) تا تنها پنج هازيكن را مد‬ ‫نظر قرار دهیم‪ :‬جرج دهلیا هاش‪ ،‬کیم جانگ ايل‪ ،‬والديمیر پاتین رو ‪ ،‬ها‬ ‫جینتائا‪ 194‬چیني و روماهیا ‪ 191‬از کرة جناهي ( ژاپن را يک لحظه فراماش کنید)‪.‬‬ ‫‪194 Hu Jintao‬‬

‫‪119‬‬

‫هر کدام از اين پنج تصمیم گیرنده ميخااهند چه تعداد از مذاکرات میا طرف هاي‬ ‫ديگر را هدانند؟‬ ‫قطعا جارج هاش ميخااهد حساب گفتم خاد هه هر يک از چهار طرف ديگر و‬ ‫حساب گفتم آنها هه خادش را داكته هاكد‪ .‬طرف هاي ديگر هم همگي دوست دارند‬ ‫طرح هاي پیشنهادي خاد هه ديگرا و طرح هاي پیشنهادي ديگرا هه خاد را هه‬ ‫دقت تحت نظر داكته هاكند‪ .‬تا اينجا هیست تبادل ديدگاه صارت گرفت‪ .‬هاش‬ ‫عبقهمند خااهد هاد هداند يا حداقل تبش ميکند هفهمد که کیم جانگ ايل چه‬ ‫چیزي ميخااهد هه پاتین‪ ،‬ها جیانتا و هه روماهیا هگايد و هر کدام از اين سه‬ ‫نفر نیز خااهند خااست تا كرح گفتگاهايي که در آ غائا هاده اند را هدانند‪ .‬اين‬ ‫هم كصت گفتگاي محتمل ديگر‪ .‬احتماالً حتي هاش مي خااهد هداند که مثب پاتین‬ ‫چه ف كري درهارة صحبت کیم ها هاجیانتا و روماهیا کرده است‪ ،‬سااي از اينكه‬ ‫مثب پاتین چه فكري درهارة آنچه روماهیا هه ها جیانتا و کیم کرده است و همین‬ ‫طار الي آخر‪.‬‬ ‫روي هم رفته‪ ،‬ها فرض تبادل رفت و هرگشتي اليه هاي اطبعاتي هین اين پنج‬ ‫تصمیم گیرنده‪ 129 ،‬تبادل محتمل يا تبادل قاهل تصار (هه هیا ديگر فاکتاريل ‪ 1‬يا‬ ‫‪ )1×4×1×2=129‬هراي آگاهي يافتن وجاد دارد‪ .‬اطبع از اين ‪ 129‬پیشنهاد و‬ ‫پیشنهادات متقاهل که ممكن است هر روي میز مذاکرات هیايد‪ ،‬هراي فهم ههترين کار‬ ‫هر لحظه از مذاکرات حیاتي است‪ .‬اين ‪ 129‬تبادل ديدگاه و هاورهاي مرهاط هه اين‬ ‫تبادالت‪ ،‬امري است که ممكن است فقط در يک دور از چانه زني و فقط ها پنج‬ ‫‪191 Roh Moo Huyn‬‬

‫‪111‬‬

‫طرف ذي رهط رخ دهد‪ .‬كايد جالا هاكد هدانید يک كخ‬

‫هاهاش ميتااند اين‬

‫حجم از اطبعات را کامب منظم در ذهنش حفظ کند‪ .‬البته حفظ منظم اطبعات‬ ‫همراه ها افزايش تعداد گروه هاي ذي نف ميتااند هه يک مسئلم حسا‬

‫تبديل كاد‪.‬‬

‫فقط ها اضافه كد نخست وزير ژاپن هه اين ترکیا تعداد واحدهاي اطبعاتي را‬ ‫از ‪129‬تا كش هراهر ميکند و هه ‪ 829‬ميرساند‪ -‬سرانجام اين گفتگا ها هه مذاکرات‬ ‫كش طرفه تبديل خااهد كد‪ ،‬نه مذاکرات پنج طرفه‪ .-‬صرف افزايش تعداد هازيكنا‬ ‫هه سمت ده هازيكن‪ ،‬تعداد قطعات مفید اطبعات را هه طار حیرت آوري هه هیش از‬ ‫‪ 1.8‬میلیا تبادل اطبعاتي افزايش ميدهد! هیچ کس‪ -‬نه نیاتا ‪ ،‬نه انشتین‪ ،‬نه فا‬ ‫نايمن‪ -‬نميتااند اين حجم از اطبعات را هه طار دقیق در ذهنش نگه دارد؛ البته‬ ‫کامپیاترهاي خستگي ناپذير ميتاانند چنین کاري انجام دهند‪.‬‬ ‫افسا‬

‫که حافظم عالي کامپیاتر و عادات کاري معرکم آ هزينه و اثر منفي هم‬

‫دارد‪ .‬ككاف مهمي میا طرز هیا گزاره هاي حقیقي تاسط متخصصا و مقاالت‬ ‫روزنامهها ها طرز هضم و جذب آنها تاسط کامپیاترها وجاد دارد‪ .‬همانند هقیم انسا‬ ‫ها‪ ،‬متخصصا نیز ها کلمات ها ديگرا ارتباط هرقرار ميکنند‪ .‬مدلها ها زها اعداد‬ ‫حرف مي زنند‪ .‬لذا هخشي از کار من اين است که اين جمبت را هه اعداد تبديل‬ ‫کنم هه طاري که کامپیاتر هتااند آنها را سريعاً هِجَاد‪ .‬اعداد مزيت هزرگي نسبت هه‬ ‫کلمات دارند‪ -‬نه فقط هراي کامپیاترها و از همه مهمتر‪ ،‬اعداد واضح و كفاف هستند‬ ‫اما کلمات مبهم هستند‪ .‬تبديل اطبعات هه مقادير عددي مهم است و در حقیقت‬ ‫انجام اين کار خیلي هم سخت نیست‪.‬‬

‫‪112‬‬

‫هراي اينكه هفهمیم متخصصا چطار فاراً اطبعات الزم هراي انجام پیشهیني‬ ‫هاي قاهل اعتماد را مي فهمند و هراي اينكه هبینیم چطار ميتاا اطبعات را هه‬ ‫راحتي هه اعداد تبديل کرد‪ ،‬يک آزمايش انجام ميدهیم‪ .‬ها فردي که فكر ميکنید‬ ‫واقعا دوستا كما و خاناادة كما يا حتي كايد خاد كما را مي كناسد مصاحبه‬ ‫کنید‪ .‬يک مسئله که هراي خانااده يا دوستا كما مهم است را انتخاب کنید‪ .‬نیازي‬ ‫نیست اين مسئله درهارة وقاي جها هاكد؛ ميتااند درهارة مكا ناهار خارد يا‬ ‫فیلم يا هر چیز ديگري هاكد که قاهلیت اختبف نظر داكته هاكد‪ .‬آسا ترين مسئله‬ ‫هراي امتحا کرد مسئله اي است که من آ را مساهقم زيبايي نام گذاري ميکنم‪.‬‬ ‫فرض کنید كما و تعدادي از دوستانتا سعي ميکنید تا هین دو فیلم يكي را انتخاب‬ ‫کنید‪ .‬هر کسي که حقیقتا و واقعا ميخااهد فیلم آواي ماسیقي‪( 198‬يا هر فیلم نمايش‬ ‫اولي ديگري که نظرتا را جلا کرد جايگزين اين فیلم کنید) را تماكا کند‪199 ،‬‬ ‫امتیاز ميگیرد و هر کسي که واقعا متعهد هه ديد فیلم پرتقال کاکي‪(198‬يا يک فیلم‬ ‫قديمي خاب ديگر) است صفر امتیاز ميگیرد‪ .‬سپس هايد هتاانید چگانگي تمايل هر‬ ‫کدام از دوستانتا هه اين فیلم ها را هه خاهي رتبه هندي کنید‪ .‬هر کسي که حقیقتا هي‬ ‫تفاوت هاكد امتیاز ‪ 19‬ميگیرد؛ هر کسي که کمي هه سمت فیلم پرتقال کاکي تمايل‬ ‫پیدا کند احتماالً نزديک هه ‪ ،19‬مثب ‪ 49‬يا ‪ 41‬و همین طار الخ‪ .‬كما يا «متخصصي»‬ ‫که مصاحبه ميکند هايد كدت احساسات را تا حد ممكن دقیق درجه هندي کند‪ .‬هه‬ ‫اين ترتیا‪ ،‬ترجیحات فیلم هر فرد‪ ،‬هه يک عدد تبديل ميكاد‪ -‬منظار از فرد هر‬ ‫عضا خانااده و يا دوست كما است که در ككل دهي هه تصمیم دخالت داكته‬

‫‪198 The Sound of Music‬‬ ‫‪198 A Clockwork Orange‬‬

‫‪111‬‬

‫است‪ .‬حتي اگر گزينه ها کمي پیچیده تر كاند‪ ،‬چه تصمیمگیري درهارة انتخاب فیلم‬ ‫هاكد و چه پرداختن هه گزينم هاي هسته اي کرة كمالي‪ ،‬فرايند دقیقاً همانند فرايند‬ ‫قبلي است‪ .‬مطمئناً اندازه ها فرق ميکنند اما زماني که حقايق اساسي استخراج كاند‪،‬‬ ‫فرايند تبديل اهداف مذکار هه خروجي هايِ از قبل پیشهینيكده‪ ،‬يكسا است‪.‬‬ ‫حاال تخمین هزنید که هر کدام از دوستا يا اعضاي خانااده –هر هازيكن‪ -‬چقدر‬ ‫هه وز و اهمیت داد هه تصمیمش مشتاق است‪ .‬اگر فكر ميکنید يک هازيكن‪،‬‬ ‫کارش را رها ميکند تا درهارة فیلمي که ميخااهید هبینید هحث کند‪« ،‬چاهكي‪ »196‬آ‬ ‫فرد (متغیر سام فهرست من) را نزديک هه ‪ 199‬رتبه هندي کنید (چاهكي هیچ کس تا‬ ‫اال واقعاً ‪ 199‬نباده است)‪ .‬هه کسي که فكر ميکنید درهارة انتخاب فیلم کمتر تمرکز‬ ‫کرده است‪ ،‬امتیاز چاهكي پايینتري هدهید‪ .‬اگر يک عضا خانااده از آ ناعي است‬ ‫که خااهد گفت « هبین! من هر فیلمي که تا انتخاب کردي را مي آيم اما واقعا وقت‬ ‫فكر هراي انتخاب يک از آنها را ندارم» امتیازش چیزي حدود ‪ 19‬است‪ .‬در طرف‬ ‫مقاهل‪ ،‬اگر فكر ميکنید دوستي خااهد گفت « من اال سرم كلاغ است اما هعد ده‬ ‫دقیه هه من زنگ هز » چاهكي او خیلي زياد است‪ .‬چاهكي فردي که مي گايد «يک‬ ‫ساعت هعد زنگ هز » کمتر است و «هفتم هعد دوهاره زنگ هز » خیلي پايینتر‪ .‬ها کمي‬ ‫تبش کرد ‪ ،‬نبايد خیلي سخت هاكد که میزا اهمیت تصمیمگیري درهارة فیلم هراي‬ ‫هر فرد را در مقايسه ها ديگر تصمیماتي که هايد هگیرند درجه هندي کنیم (مراقا‬ ‫هاكید‪ ،‬نه در مقايسه ها يكديگر هلكه در مقايسه ها ديگر کارهايي که هايد انجام دهند‬ ‫يا مشغال آ كاند اندازه هگیريد)‪.‬‬

‫‪196 salience‬‬

‫‪114‬‬

‫سرانجام‪ ،‬اگر فرض ميکنید که در نظر همه‪ ،‬اين انتخاب ها هه يک اندازه مهم‬ ‫هستند‪ ،‬سعي کنید هفهمید هه نظر كما چه کسي در میا دوستانتا يا اعضاي خانااده‬ ‫كما‪ ،‬هیشترين نفاذ را هر ديگرا دارد‪ .‬هه فردي که از همه مجاب کننده تر است‬ ‫امتیاز ‪ 199‬هدهید و ديگرا را در مقايسه ها او رتبه هندي کنید‪ .‬هناهراين اگر هري‬

‫‪ 199‬و جین ‪ 89‬و جا ‪ 49‬درجه نفاذ هالقاه دارند‪ ،‬و جا و جین ميخااهند آواي‬ ‫ماسیقي را هبینند و هري ميخااهد پرتقال کاکي را هبیند‪ ،‬ها فرض يكساني تاجه‬ ‫اين سه نفر هه انتخاب فیلم{يعني فرض مساوي هاد چاهكي}‪ ،‬پس يعني جا و‬ ‫جین روي هم رفته‪ ،‬فقط تاانايي متقاعدکنندگي هري را جبرا ميکنند‪ .‬اگر جین ‪89‬‬ ‫و جا ‪ 89‬درجه نفاذ و مجاب کنندگي داكته هاكند‪ ،‬آنگاه ها فرض مساوي هاد‬ ‫كرايط ديگر‪ ،‬آنها ميتاانند هري را متقاعد کنند ديدگاهش را تعديل کند و تاجه‬ ‫هیشتري هه فیلم مارد عبقم جا و جین کند‪ .‬البته اگر كخ‬

‫ديگري از انتخاب‬

‫هري حمايت کند ممكن هاد ائتبف قدرتمندي هراي ككست جا و جین تشكیل‬ ‫كاد‪ .‬در اين حالت پايايي هازي پیچیده تر ميكد اما ايدة اصلي اين هازي هايد هه‬ ‫آساني قاهل فهم هاكد‪.‬‬ ‫يادآوري اين نكته مهم است که اکثر ما انسا ها در هر كرايطي چنین ارزياهيهايي‬ ‫از مناف خاد انجام مي دهیم‪ .‬ما هه طار طبیعي ها هررسي هاي نسبي ماض افراد‬ ‫درهارة يک مسئله‪ ،‬چنین محاسباتي را انجام مي دهیم‪ .‬آنچه من در هاال هه مختصر‬ ‫كرح دادم فقط رسمي سازي آ فرايند طبیعي است‪ -‬که هر چه اطبعات مارد نیاز‬ ‫هیشتر كاد‪ ،‬مسائل ما هم پیچیده تر ميكاد‪.‬‬

‫‪111‬‬

‫كايد اال فكر ميکنید‪ :‬قطعاً افراد ميتاانند اعداد را هه جاي سؤاالت هگذارند اما‬ ‫اين فقط يک کار حدسي است‪ .‬اگر از دو متخص‬ ‫مختلف دريافت خااهید کرد‪ .‬حد‬ ‫که از دو متخص‬

‫يک سؤال را هپرسید‪ ،‬دو جااب‬

‫هزنید چه كده؟‪ -‬اين حرف كما درست نیست‬

‫دو جااب مختلف خااهید گرفت‪ .‬اگر اينگانه هاد‪ ،‬آنگاه‬

‫احتمال دستیاهي هه دقت عمل منسجم هراي يک مدل مانند مدل من کم هاد‪ .‬در آ‬ ‫صارت هیش از حد خاش كانسي در کار هاد‪ .‬در حقیقت‪ ،‬سازما سیا ريسک اين‬ ‫مسئله را هررسي کرده که متخصصا مختلف جااب هاي کامب متفاوتي ارائه و اين‬ ‫ماضاع ممكن است هه پیشهیني هاي هسیار متفاوتي منجر كاد‪ .‬حتي اگر دسترسي‬ ‫هاي اطبعاتي پیشهیني کنندگا هسیار متفاوت هاكد‪ ،‬هاز هم در نتايج پیشهینيکنندة‬ ‫محصال مدلسازي من‪ ،‬تفاوت اندکي پیدا كده است‪ .‬هراي مثال‪ ،‬متخصصا‬ ‫دانشگاهي عماماً هه اطبعات طبقه هندي كده و دردستر ِ تحلیل گرا جاساسي‪،‬‬ ‫دسترسي ندارند‪ .‬هااينحال ‪ ،‬هر دوي اين گروه ها‪ ،‬داده ها را از هر کجا که هه دست‬ ‫آورده هاكند‪ ،‬هاز هم آنها را هسیار كبیه يكديگر عرضه ميکنند هه گانهاي که نتايج‬ ‫پیشهیني از يک متخص‬

‫تا متخص‬

‫ديگر‪ ،‬تغییر ناچیزي خااهد داكت‪ .‬حتي‬

‫جالبتر آنكه وقتي داده هاي مدل کامپیاتري تاسط دانشجايا غیرفارغ التحصیل که‬ ‫اصب تخصصي در اين حازه ندارند کنار هم گذاكته كاد‪ ،‬هاز هم جااب ها تفاوت‬ ‫زيادي نميکند‪.‬‬ ‫در مقطعي هه دانشجايا لیسانس دانشگاه راچستر در‬ ‫حال هررسي ههترين كیاه هه استعفا کشاند‬

‫ميدادم و در آ زما در‬

‫فرديناند مارکا‬

‫‪191‬‬

‫از رياست‬

‫‪191 Ferdinand Marcos‬‬

‫‪118‬‬

‫جمهاري دولت فیلیپین و ايجاد فضاي آماده هراي يک انتخاهات آزاد در آ کشار‬ ‫هادم‪ .‬ويلیام کَسي رئیس وقت سیا در دولت رونالد ريگا ‪ ،‬از من خااست تا هر روي‬ ‫اين مسئله مطالعه کنم و من هم در يكي از اتاقک هاي سرب اندود (و سرد) مراکز‬ ‫سیاه قرنطینه كدم تا اين کار را انجام دهم‪ .‬من هه اطبعات طبقه هندي كده دسترسي‬ ‫داكتم اما حتي اجازه نداكتم تا گزارش خادم را پس از پايا آ هخاانم‪ .‬اين گزارش‬ ‫تنها تاسط رئیس جمهار‪ ،‬معاو رئیس جمهار‪ ،‬وزيرا کشار و دفاع‪ ،‬مشاور امنیت‬ ‫ملي و اندکي ديگر مبحظه مي كد‪ .‬در هما حال‪ ،‬دانشجايا من هر روي هما‬ ‫مسئله کار ميکردند و هرنامم کامپیاتري که من هراي کمک هه حل چنین مسائلي‬ ‫طراحي کرده هادم در اختیار داكتند ‪ .‬آنها اطبعات الزم را از مجله هايي نظیر ‪The‬‬

‫‪ Economist‬و روزنامههايي نظیر ‪ The New York Times‬هه دست آوردند و داده‬ ‫هاي خاد را وارد کامیپاتر کردند‪ .‬ناد درصد دانشجايا هه هما نتايجي رسیدند که‬ ‫من در آ اتاقک سرهي رسیدم و نتیجهگیريهاي آنها درهارة استراتژي حل مسئله‪،‬‬ ‫ههتر از نتايج من هادند‪ .‬از اين داستا هايد هفهمیم که اطبعات الزم هراي انجام‬ ‫پیشهیني هاي خاب‪ ،‬خیلي مرماز و نامتعارف نیستند؛ هه سال ها مطالعم زها ‪ ،‬تاريخ‬ ‫و فرهنگ کشارهاي ديگر نیازي نداريم‪ ،‬گرچند همم اينها ميتااند کمک هزرگي‬ ‫هاكد‪ .‬همچنین هايد هدانیم که ميتاا هه راحتي اطبعات محرمانم يک مسئله را هراي‬ ‫افرادي که ميخااهند روي آ کار کنند‪ ،‬از مناه آزاد و عمامي هازتالید کنیم‪.‬‬ ‫اينكه ميدانیم از کجا و چگانه اطبعات مارد نظرما را پیدا کنیم و هفهمیم‬ ‫چطار هر هازيكن را هه خااسته اش هرسانیم نقشي کلیدي در پیشهیني ها و نهايتاً در‬ ‫مهندسي نتايج دارد‪ .‬چا افراد دخیل در يک مسئله دغدغم رسید هه خااستم خاد‬ ‫را دارند‪ ،‬رفتار و انتخابهاي آنها قاهل پیشهیني است‪ .‬هر کدام از اين افراد تاجه هه‬

‫‪118‬‬

‫پندار خاد از كرايط‪ ،‬هه گانهاي عمل خااهد کرد که هه مطلاب ترين نتیجم قاهل‬ ‫دستیاهي هرسد‪.‬‬ ‫ناعاً اهداف انسا ها ناعاً کدامند؟ مسئله هر چه هاكد‪ ،‬من همیشه فرض ميکنم‬ ‫هر کسي در هنگام تصمیمگیري دو چیز ميخااهد (گرچه افراد مختلف هه اين دو‬ ‫چیز هه صارت هاي مختلفي اهمیت و وز ميدهند)‪ .‬يكي تصمیمي است که تا حد‬ ‫ممكن هه گزينم مطلاهشا نزديک هاكد و دومي هم سرفرازي و عزت است‪-‬‬ ‫رضايت خاطري که حاصل از هه رسمیت كناخته كد تاسط افرادي است که در‬ ‫ايجاد يک معامله نقش مهمي دارند‪.‬‬ ‫هراي هعضي افراد‪ ،‬آنقدر کسا اعتبار حاصل از جار کرد يک معامله مهم است‬ ‫که اگر يک تغییر هزرگ در جايگاه آنها هراي تبلیغ يک معامله مفید هاكد‪ ،‬آ تغییر را‬ ‫در جايگاه خاد اعمال کنند‪ .‬هعضي ديگر آنقدر غرق در كعله هاي افتخار و عزت‬ ‫هستند که هه جاي اعطاي امتیاز‪ ،‬از ماقعیت هاخت حمايت مي کنند در حالي که اين‬ ‫اعطاي امتیاز است که رسید هه معامله را ممكن مي سازد‪ .‬همه اين دو هدف را‬ ‫دارند‪ :‬نتیجه مطلاب خاد را کسا کنند و در قبال هر نتیجه اي هراي خاد کسا‬ ‫اعتبار و آهرو کنند‪ .‬افراد مختلف هه طرق مختلفي هر روي اين دو هدف ارزش‬ ‫گذاري ميکنند و لذا مايلند تا عاايد يک هٌعد را هدهند تا عايدي ههتري در هُعد ديگر‬ ‫هه دست آورند‪.‬‬ ‫هه کرة كمالي هاز گرديم‪ .‬پس از مصاحبه کرد ها متخصصا و تنظیم پژوهش‪،‬‬ ‫سه قطعم اطبعاتي مهم درهارة هر هازيكن هه دست آورديم‪ :‬خااستم هیا كدة آنها‬ ‫چیست‪ ،‬اين خااسته چقدر هرايشا اهمیت دارد و چه قدر ميتاانند اثرگذار و ذي‬

‫‪116‬‬

‫نفاذ هاكند‪ .‬در مارد کرة كمالي‪ ،‬دامنم گزينه هاي سیاستي در ككل ‪ ،4.1‬هم در‬ ‫قالا مفاهیم زهاني و هم در قالا مقادير عددي رسم كده است‪ (.‬يک راه ساده هراي‬ ‫هه استخراج اعداد از ماض هاي سیاستي اين است که از متخصصا هخااهیم که‬ ‫روي يک خطف چندين گزينه سیاستي را ترسیم کنند و تمکید كاد که آ گزينه ها‬ ‫هايد ها يكديگر فاصله داكته هاكند تا میزا نزديكي و دوري گزينه ها از يكديگر هه‬ ‫خاهي نمايش داده كاد‪ .‬سپس ميتاا از يک خط کش هراي اندازه گیري فاصله ها‬ ‫استفاده کرد و هفرمايید! اين هم يک مقیا‬

‫عددي ساده که درست كده است‪).‬‬

‫پژوهش من درهارة کرة كمالي در سال ‪ 2994‬هیش از پنجاه هازيكن را در اين‬ ‫هازي هین المللي پیچیده كناسايي کرد‪ .‬دو نفر‪ ،‬يعني کیم جانگ ايل و جارج هاش‬ ‫پسر مي تاانستند وتاکنند يعني هدو حمايت آنها‪ ،‬هیچ تاافقي قاهل دستیاهي نباد‪.‬‬ ‫ماض مطلاب و ترجیحي کیم جانگ ايل اين هاد که هه يک تاافق هرسد اما ساختار‬ ‫آ تاافق را هه گانهاي هسازد که هتااند هعداً از آ تخطي کند و زير قالهايش هزند(‬ ‫عدد ‪ 19‬هر روي مقیا‬

‫ككل ‪ .) 4.1‬طبق نظر متخصصا ‪ ،‬هاش حذف و امحاي هي‬

‫قید و كرط هرنامم هسته اي کرة كمالي را ميخااست (عدد ‪ 199‬در مقیا )‪ .‬هدو‬ ‫استراتژي پردازي‪ ،‬دو طرف مقیا‬

‫هعید هاد هه تاافق هرسند چرا که مهم ترين‬

‫تصمیم گیرا کیلامترها از يكديگر دور هادند و هر دو سازش گرا سرد و هي میلي‬ ‫هه نظر ميآمدند‪ .‬هااينحال اولین تخمین از نتیجه احتمالي اين هازي‪ ،‬كديداً از گزينم‬ ‫کاهش متناوب در ظرفیت هاي هسته اي کرة كمالي هه همراه اعطاي امتیازات مهم‬ ‫از طرف آمريكا حمايت ميکرد که اين امتیازات كامل ضمانت هاي امنیتي هراي کرة‬ ‫كمالي و کمک هاي خارجي قاهلتاجه هه اين کشار هاد‪ .‬چطار من هه اين استنباط‬ ‫از خروجي و نتیجم احتمالي اين هازي رسیدم؟‬

‫‪111‬‬

‫ككل ‪ -4.1‬مسئلم کرة كمالي‬

‫اطبعات گردآوري كده درهارة هر يک از هازيكنا هازي کرة كمالي‪ -‬كامل‬ ‫ماض آنها نسبت هه مسئله‪ ،‬چاهكي آنها در اين مسئله و تاانايي نفاذ آنها‪ -‬اين امكا‬ ‫را هه ما ميداد تا هبینیم قدرت هر يک از نتايج محتمل اين هازي چه قدر است‪ .‬نفاذ‬ ‫هالقاه که يكي از سه جزء اطبعاتي اين هازي است تاا مجاب کنندگي هر يک از‬ ‫هازيكنا را نشا مي دهد اما نميگايد که در عمل قدرت مجاب کنندگي آنها چقدر‬ ‫است‪ .‬میزا اثرگذاري و مجاب کنندگي هازيكنا هه تمايل آنها در هه کار گیري‬ ‫نفاذكا در مسئله هستگي دارد و آ هم هه ناهم خاد تاسط میزا چاهكي مسئله‬ ‫تعیین ميكاد‪ .‬هناهراين ميتاانیم قدرت يک هازيكن ‪-‬فشاري که واقعاً هراي ككل‬ ‫دهي و تعیین نتیجه اعمال ميکند‪ -‬را مساوي نفاذ آنها ضرب در چاهكي تعريف‬ ‫کنیم‪.‬‬

‫‪149‬‬

‫ها استفاده از اين اطبعات‪ ،‬ميتاانیم يكي از دو قدم اولیه و کامب مطمئن يک‬ ‫پیشهیني را هرداريم (فعب امكا وتا را ناديده ميگیريم)‪ .‬ككل ‪ ،4.2‬تازي قدرت‬ ‫در مقیا‬

‫اين مسئله را در حمايت از هر يک از ماض هاي سیاستي نشا ميدهد‪.‬‬

‫هه اين ككل هه مثاهم نشا دهندة میزا قدرت پشتیبا هر گزينه نگاه کنید‪ .‬ككل‪4.2‬‬ ‫كبیه نقشم يک قطعه زمین کاهستاني است که داراي وضعیت هايي ها كديدترين‬ ‫حمايت ها در جهت تشكیل قله هاي هلند و هرجسته و همچنین داراي جايگاه هايي‬ ‫ها حمايت هاي ضعیف تر است که هیشتر از يک ريزتپه را نمي تااند تشكیل دهد‪.‬‬ ‫اين تصاير از سرزمین قدرت‪ ،‬هر پايم جااب سؤالهايي ايجاد كده است که از‬ ‫متخصصا درهارة ماض ‪ ،‬چاهكي و نفاذ هالقاة پرسیده كده هاد‪.‬‬ ‫از ككل ‪ 4.2‬دو نكته را ميتاانیم استخراج کنیم که اگر ميخااستیم يک تصمیم‬ ‫سیاسي هین المللي را پیشهیني کنیم (که در اينجا نمي خااهیم اين کار را هكنیم)‪،‬‬ ‫ميتاانستند هه ما کمک کنند‪ .‬اوال هرنامم هسته اي کرة كمالي واقعاً آنقدر نفاذ ندارد‪.‬‬ ‫قدرت واقعاً هزرگي پشت هیچ کدام از مااض ماافق حفظ هرنامم هسته اي وجاد‬ ‫ندارد‪ .‬ثانیا‪ ،‬ها انباكت قدرت ها هر روي يكديگر و ها حرکت در دامنم طیف اين‬ ‫گزينه ها در ميياهیم که اين انباكت قدرت اکثريت را هه دست نمي آورد مگر اينكه‬ ‫هه ماض تعیین كدة «حذف هرنامه هسته اي‪ /‬امتیازدهي آمريكا» هرسیم‪.‬‬ ‫از آنجا که در فصل «نظريم هازي ‪ »191‬فرض کرديم که طرف هاي ذي رهط‬ ‫ماض نزديک تر هه مطلاب خادكا را نسبت هه مااض دورتر ترجیح ميدهند‪،‬‬ ‫همچنا فرض ميکنیم که اولین پیشهیني اولیم ما‪ 119‬ماض «حذف هرنامه هسته اي‪/‬‬ ‫‪our first frist-cut prediction‬‬

‫‪119‬‬

‫‪141‬‬

‫امتیازدهي آمريكا» است‪ .‬چرا؟ چا اگر داكتن اکثريت قدرت هراي دستیاهي هه يک‬‫نتیجه الزم هاكد‪ ،‬آنگاه ماض هرنده ماضعي است که مجماع قدرت هاقي مانده هراي‬ ‫سمت چپ آ کمتر از ‪ 19‬درصد و مجماع قدرت هراي سمت راست آ نیز کمتر‬ ‫از ‪ 19‬درصد هاكد‪ .‬تنها ماض درست‪ ،‬ماض «حذف هرنامم هسته اي‪ /‬امتیازدهي‬ ‫آمريكا» است که مجماع قدرت در هر طرف آ کمتر از ‪ 19‬درصد است‪.‬‬ ‫ككل ‪ :4.2‬دورنماي قدرت هسته اي کرة كمالي‬

‫اين پیشهیني چند محدوديت مهم دارد‪ .‬يک محدوديت اين پیشهیني ناديده‬ ‫گرفتن امكا وتا است‪ .‬از آنجا که اين پیشهیني هه نتیجه مطلاب کیم جانگ ايل‬ ‫حتي نزديک هم نیست ( و آنقدر هم هه وضعیت مطلاب آمريكا نزديک نیست)‬ ‫ميتاانیم مطمئن هاكیم که کرة كمالي اين نتیجه را رد خااهد کرد مگر اينكه فشار‬ ‫سیاسي قاهلتاجهي هر روي کیم جانگ ايل هاكد تا او را هه تغییر ماضعش وادار‬ ‫کند‪ .‬هناهراين نبايد فقط هه جنبه هاي هین المللي قضیه نگاه کنیم هلكه هايد هه پايايي‬ ‫هاي داخلي کرة كمالي هم نگاه کنیم‪ .‬هايد مشخ‬

‫کنیم آيا طرف هاي خارجي‬

‫‪142‬‬

‫(مانند رئیس جمهار آمريكا يا کرة جناهي) مي تاانند نظر کیم را تغییر دهند‪ .‬از‬ ‫طرف ديگر در صارت مقاومت کیم و يا تسلیم كد و پذيرش راهحل طرف هاي‬ ‫هیگانه‪ ،‬هايد هتاانیم فشار سیاسي داخلي که کیم ها آ مااجه خااهد كد را تحلیل‬ ‫کنیم‪ .‬انجام هعضي کارهايي که مدل کامپیاتري من انجام ميدهد هه صارت ذهني‬ ‫سخت است‪.‬‬ ‫ميتاان یم هه اطبعاتي که از متخصصا جم آوري کرديم هرگرديم و دومین‬ ‫پیشهیني اولیه را ايجاد کنیم‪ .‬هاز هم هه خاطر خااهیم داكت که امكا وتا کرد را‬ ‫فعب ناديده مي گیريم‪.‬همچنین پاياييهايي که هازيكنا را در تقاهل ها تهديدات و‬ ‫وعده هاي معتبر وادار هه تغییر ماض ميکند نیز ناديده گرفته مي كاند‪.‬‬ ‫هه جاي اينكه در دورنماي قدرت‪ ،‬فقط هه نقطم سرهه سر ‪ 19‬درصدي نگاه کنیم‪،‬‬ ‫هايد روش متفاوتي را هراي رسید هه يک پیشهیني اولیم معقال هه کار هگیريم‪ .‬هیايید‬ ‫نفاذ هر هازيكن ( نفاذ را ‪ I‬مي نامیم) را در چاهكیش (‪ )S‬ضرب کنیم و نتیجه آ را‬ ‫در مقادير عددي ماض محباب هر هازيكن ضرب ميکنیم (‪ ،)P‬سپس همم اين‬ ‫مجماع ها را هراي همم هازيكنا ها يكديگر جم کنیم و آ را هر مجماع حاصل‬ ‫ضرب نفاذ در چاهكي هر هازيكن تقسیم ميکنیم (جم ‪(/)I×S‬جم ‪ .)I×S×P‬مقداري‬ ‫که محاسبه کرده ايم میانگین وزني نام دارد‪ .‬هه زها ساده‪ ،‬اين عدد ها در نظر گرفتن‬ ‫نفاذ و تعهد افراد نسبت هه يک مسئله‪ ،‬خااستم آنها را نشا مي دهد‪ .‬ها در دست‬ ‫داكتن جااب اين محاسبات –‪ - 11.6‬هه ككل ‪ 4.1‬مراجعه کنید‪ .‬در آنجا مقادير‬ ‫عددي مرتبط ها راهحل هاي محتمل مسئله را ميهینیم و لذا ميتاانیم هبینیم که ‪11.6‬‬ ‫معادل وضعیتي است که «کاهش آرام هرنامه هسته اي کرة كمالي‪ ،‬هه رسمیت كناسي‬

‫‪141‬‬

‫ديپلماتیک کرة كمالي از ساي آمريكا» نامیده كده است‪ .‬جزئیات مرهاط هه‬ ‫محاسبات اين پیشهیني در پیاست اول انتهاي کتاب يافت ميكاد‪.‬‬ ‫اکنا دو كیاة اولیه هراي پیشهیني رخداد محتمل داريم‪ .‬ها تجمی اين دو كیاه‪،‬‬ ‫کامب مطمئن مي كايم ( هناز وتا کرد را ناديده ميگیريم) که راهحل مسئلم هسته‬ ‫اي کرة كمالي در جايي میا تخمین اولیه از قدرت اکثريت (حدود ‪ 69‬در مقیا‬ ‫ككل ‪ ) 4.1‬و وضعیت میانگین وزني قرار دارد (عدد ‪ 89‬در مقیا‬

‫مسئله)‪ .‬هه اين‬

‫راحتي پیشهیني اولیم کامب قاهل اتكايي را هراي اين مسئله انجام دادهايم‪ -‬هازة‬ ‫کاچكي که احتمال دارد در صارت وتا نكرد طرف ها‪ ،‬راهحلي درو آ پیدا‬ ‫كاد‪ .‬پیشهینيهاي اولیه اصاال هه معني آ است که در اهتدا يک راهحل ممكن هراي‬ ‫اين مسئله وجاد داكت که حامي کاهش آرام تاانايي هسته اي کرة كمالي هه همراه‬ ‫هه رسمیت كناسي ديپلماتیک جمهاري دماکراتیک خلق کره از ساي آمريكا هاد‪.‬‬ ‫هعدها دراينهاره هه طار مختصر تاضیحاتي ارائه خااهم داد‪.‬‬ ‫ديدگاه واقعا سادة «اکثريت قدرت» هه همراه ديدگاه پیچیدهتر «میانگین وزني»‬ ‫جااب خاهي هراي هازة تاافق هاي محتمل ارائه ميکند اما اين دو ديدگاه‪ ،‬هه ههترين‬ ‫پیشهیني ممكن ختم نمي كاند‪ .‬هراي ارائم راه حل يک هازي که هازيكنانش‬ ‫پیشنهادهاي سیاستي ارائه ميکنند و تبش ميکنند از خادخااهي ديگرا هراي تغییر‬ ‫ماقعیت ها‪ ،‬هاال رفتن يا تغییر ككل قله هاي قدرت پیش رويشا ساء استفاده کنند‬ ‫و نتیجه مطلاهشا را گیرند‪ ،‬نیاز هه يک هرنامم کامپیاتري داريم‪ .‬ها اين حال‪ ،‬اکنا‬ ‫اطبعات کافي هراي ارائم يک پیشهیني کامبً مطمئن ماجاد است‪ .‬اين پیشهیني‬ ‫اولیه احتماالً ‪ 89‬الي ‪ 81‬درصد اوقات درست از آب در مي آيد‪.‬‬

‫‪144‬‬

‫هرگرديد و نگاهي هه پستي ها و هلندي هاي ككل ‪ 4.2‬هیندازيد و هه ياد داكته‬ ‫هاكید که هه پستي ها و هلندي هاي اين زمین در سال ‪ 2994‬نگاه ميکنیم‪ .‬اين کار هه‬ ‫ما کمک ميکن د تا هفهمیم که قدرتمند هاد واقعي ضامن مافقیت نیست‪ .‬هلندترين‬ ‫قله‪ ،‬هزرگ ترين انباكت قدرت‪ ،‬حامي اين ايده است که کرة كمالي هايد هه طار‬ ‫کامل هرنامه هسته ايش را در قبال امتیازاتي از ساي آمريكا از هین هبرد‪ .‬آ انباكت‬ ‫هزرگ قدرت حامي نتیجم حدوداً ‪ 69‬در مقیا‬

‫مسئله (ككل ‪ )4.1‬است‪ .‬اين نتیجه‪،‬‬

‫مارد نظر کیم نباد و مارد نظر هاش هم نباد و حتي مد نظر قدرت میانگین وزني‬ ‫هم نباد‪ .‬دورنماي قدرت میانگین که در وضعیتي ها عناا «مقداري کاهش در هرنامم‬ ‫هسته اي کرة كمالي‪ /‬هه رسمیت كناسي کرة كماي از ساي آمريكا» جاي گرفته‬ ‫است در حقیقت کمترين هلاک قدرت را پشت سر خاد دارد‪ .‬ها اينكه اين وضعیت‬ ‫مارد حمايت زيادي قرار ندارد‪ ،‬وضعیتي است که امكا سازش اولیه درهارة آ هه‬ ‫راحت ترين ككل ممكن وجاد دارد‪ .‬يعني در سال ‪ 2994‬يكي از پیشهیني هاي‬ ‫اولیه اين احتمال را ميداد که ميتاا کرة كمالي را هه کاهش چشمگیر هرنامه هاي‬ ‫هسته ايش مجبار کرد اما نميتاا کرة كمالي را مجبار کرد که تمام تاا هسته‬ ‫ايش را در قبال امتیازات قاهلتاجه آمريكا از هین هبرد که اين امتیازات ممكن هاد‬ ‫حتي كامل هه رسمیت كناسي ديپلماتیک کرة كمالي از ساي اياالت متحده و صد‬ ‫البته کمک هاي متعاقا خارجي مي كد (در ككل نشا داده نشده است)‪.‬‬ ‫البته اين روش پیشهیني نمي گايد چگانه کیم جانگ ايل و جرج هاش را نسبت‬ ‫هه وضعیتي که گفته كد {يعني کاهش تاا هسته اي و امتیازدهي آمريكا} و يا ديگر‬ ‫نتايج ممكن اين مسئله که امكا مذاکرة ثمرهخش درهارة آنها وجاد دارد‪ ،‬راضي‬ ‫کرد‪ .‬اينجاست که نظريه هازي وارد ميكاد‪ .‬جالا است هدانید هه جز حل مسئلم‬

‫‪141‬‬

‫واداكتن کیم و هاش هه ماافقت ها اين نتیجه{يعني کاهش تاا هسته اي و‬ ‫امتیازدهي آمريكا}‪ ،‬ها استفاده از يكي از پیشهیني هاي اولیه ( و پیشهیني اي که‬ ‫درنهايت محصال هازي كبیه سازي كدة کامپیاتري است)‪ ،‬اکنا داراي يک‬ ‫پیشهیني هستیم که در سال ‪ 2994‬انجام كده و از طرفي هم هه تاافق حقیقي میا‬ ‫آمريكا و کرة كمالي در سال ‪ 2998‬هسیار نزديک است‪.‬‬ ‫حاال هیايید درهارة هُعد نظريه هازي اين قضیه فكر کنیم تا منطقي رسید هه يک‬ ‫نتیجم مافق و مقداري از ريزه کاري هاي آ را هفهمیم‪ .‬هه افراد مبتدي در اين حازه‬ ‫هايد تذکر داد که هرخبف تصايرسازي غالا رسانه ها از کرة كمالي هه عناا‬ ‫جامعه اي هسته و مكاني رازآلاد که اطبعات کمي درهارة آ داريم‪ ،‬حقیقت اين‬ ‫است که افراد خبرة فراواني در دانشگاه ها و ديگر مؤسسات وجاد دارند که كناخت‬ ‫زيادي نسبت هه دولت کرة كمالي و رهبرانش دارند‪ .‬من ها سه خبره‪ ،‬ها دوتا از آنها‬ ‫هه صارت همزما و ها يكي از آنها هه صارت جداگانه مصاحبه کردم‪ .‬آنها اطبعات‬ ‫کامب ماثقي داكتند هر چند ها چیزي که فكر مي کردند نتايج احتمالي گفتگاهاي هه‬ ‫اصطبح كش کشار است مخالف هادند‪ .‬هما طار که قبب اكاره کردم‪ ،‬هه دست‬ ‫آورد داده آنقدرها هم سخت نیست‪ .‬سؤال سخت تر اين است که چطار مسئله را‬ ‫چارچاب دهي کنیم تا پاسخِ سؤالِ درست را ارائه کنیم‪.‬‬ ‫يک رويكرد خاب هراي حل مسائلي نظیر مسئلم هرنامه هسته اي کره كمالي اين‬ ‫است که هما اهتدا سؤال کنیم چرا رهبرا اين کشار اهتدا هه ساکن ميخااهند‬ ‫سبحهاي هسته اي ايجاد کنند‪ .‬ميتاا اين ماضاع را در قالا اين سؤال مطرح‬ ‫کرد «آنها در عرصم هین الملل واقعاً چه چیزي ميخااهند؟»‪ .‬جااب سطحي اين‬

‫‪148‬‬

‫است که آنها ميخااهند کرة جناهي يا مناف آمريكا را در كبه جزيرة کره تهديد‬ ‫کنند‪ .‬اين جااب كايد جااب خاهي هاكد اما نميتااند جااب کامل و يا حتي جااب‬ ‫اصلي را هه ما هدهد‪ .‬من معقتدم كیاة درست هررسي هر گانه سیاست تحريک آمیز‬ ‫اين است که هپرسیم اين سیاست چگانه هر دورنماي هقاي سیاسي رهبر کناني که‬ ‫کار تحريک آمیز ميکن د‪ ،‬اثر مي گذارد‪ .‬هه ياد هیاوريد اين هما ذات انساني است‬ ‫که ما درهارة آ صحبت ميکنیم‪.‬‬ ‫کیم جانگ ايل ميداند هراي حفظ وفاداري رهبرا نظامي و هراي استمرار فشار‬ ‫هر رقبايش چه چیزي الزم دارد‪ .‬کیم ميداند ها چه کسي دكمني و ضديت کند و از‬ ‫چه کسي دلجايي کند‪ .‬او يقینا ميداند که نميتااند در مقاهل تبش و کار هماهنگ‬ ‫دولتهاي آمريكا يا کرة جناهي هراي ككست کرة كمالي و هراندازي دولتش مافق‬ ‫كاد اما ميداند که ميتااند قیمت اكغال کشارش را هه اندازة کافي هاال هبرد طاري‬ ‫که هزينه هاي اين کارها آنچنا زياد هاكد که نتاا هه آ فكر کرد‪ .‬در اين حالت‪،‬‬ ‫کیم ها ايجاد ظرفیت سبح هستهاي‪ ،‬مهمترين تهديد خارجي هقاي سیاسي اش را‬ ‫کاهش و يا از هین مي هرد و امكا تمرکز هر مديريت رواهط ها رهبرا نظامي‪،‬‬ ‫خبرگا حزهي‪ ،‬اعضاي خانااده و مسئاال عالي رتبه کشاري را هراي خاد فراهم‬ ‫مي کند‪ .‬البته آنها نیز ميتاانند ائتبف هاي مختلفي را تشكیل دهند که تسلط کیم هر‬ ‫قدرت سیاسي را تهديد کنند‪ .‬راضي نگه داكتن اين افراد هايد نگراني اصلي کیم‬ ‫جانگ ايل هاكد‪.‬‬ ‫اگر هقاي سیاسي مهمترين دغدغم کیم هاكد – و من معقتدم اين مسئله‪ ،‬اولايت‬ ‫اصلي همم رهبرا است‪ -‬در آ صارت هرگز تضاد الينحلي میا مناف کیم هراي‬

‫‪148‬‬

‫هقاي در قدرت ها مناف آمريكا مبني هر حذف هر گانه تهديد هسته اي وجاد‬ ‫نخااهد داكت‪ .‬هه عبارتي همم آنچه ما هايد انجام ميداديم اين هاد که رويكردي‬ ‫خاداجرايي‪ 111‬پیدا کنیم که تعهد واقعي را در هر دو طرف تضمین کند و هم هدف‬ ‫حذف تهديد هسته اي کرة كمالي و هم هدف حذف تهديدهاي هیروني کیم جانگ‬ ‫ايل هراي هقاي سیاسي اش را همزما هه پیش هبرد‪ .‬اين هما مسئلم استراتژيكي هاد‬ ‫که من در سال ‪ 2994‬فكر ميکردم‪ .‬هررسي هاي من تصاير يک سیاستمدار زرنگ از‬ ‫کیم جانگ ايل ترسیم کرده هاد که عبقم هنیادي وي هه سبحهاي هسته اي هه مثاهم‬ ‫طناب نجاتي هراي هاقي ماند در قدرت است‪ .‬ها نظر هه چندين كبیه سازي انجام‬ ‫كده از هرهم کنش کیم جانگ ايل ها ديگر افراد قدرتمند کرة كمالي‪ ،‬اين ماضاع‬ ‫هراي من آككار كد که کیم جانگ ايل آنقدرها هم که گاهي در آمريكا رهبري‬ ‫محكم و عظیم تصار مي كاد‪ ،‬محكم و عظیم نیست و تمايل او نسبت هه سازش‬ ‫هیشتر از آ چیزي است که عماماً درهارة وي تصار ميكاد‪ .‬در سال ‪ ،2994‬من‬ ‫درهارة ككل اين سازش چه استداللي کردم؟‬ ‫من اينگانه استنتاج کردم که خااستم واقعي او اين است‪ «:‬امنیت من را در مقاهل‬ ‫تجاوز خارجي ها تضمین کنید»‪ .‬هناهراين‪ ،‬خااستم متقاهل ما نیز هايد هه حصال‬ ‫اطمینا از کرة كمالي مرتبط میشد تا تهديد هسته اي کرة كمالي در قبال تضمین‬ ‫حیات سیاسي او از ساي ما‪ ،‬حل و فصل كاد‪ .‬اين يعني تاجهات هايد از صِرف‬ ‫تهديد کرد کیم‪ ،‬هه ساي پیدا کرد راه ديگري هراي سازگاري مناف او و مناف‬ ‫جامعم هین المللي تغییر کند‪ .‬هررسي مناف کیم و ديگر طرف ها مشخ‬

‫مي کند که‬

‫‪111 Self-enforcing‬‬

‫‪146‬‬

‫دستیاهي هه يک سازش مافق نیازمند اين است که جامعم هین الملل تا زماني که‬ ‫حیات سیاسي کیم را هه خطر نینداخته‪ ،‬از هه خطر نیفتاد صلح در كبه جزيرة کره و‬ ‫خارج از آ اطمینا حاصل کند‪.‬‬ ‫از لحاظ عملي اين پیشنهاد يعني اينكه آمريكا هه صارت مستقیم يا از طريق طرف‬ ‫هاي سام ملزم كاد ضمانت دهد‪-‬جدا هر ضمانت داد آمريكا تمکید دارم‪ -‬که هه‬ ‫کرة كمالي تجاوز نكند‪ .‬همچنین اياالت متحده هايد جريا کافي پال هه کرة كمالي‬ ‫را تضمین کند‪ -‬ما اين پالها را کمک و اعانم خارجي مي نامیم‪ -‬هه طاري که‬ ‫حامیا اصلي کیم جانگ ايل در داخل از دريافت پاداش هاي هزرگ و كخصي و‬ ‫خصاصي از طرف کیم مطمئن هاكند‪ .‬اين پاداش ها كامل پال هايي است که در‬ ‫عاض وفاداري سیاسي آنها هه کیم‪ ،‬هه حساب هاي هانكي مخفي آنها واريز كاد‪ .‬در‬ ‫مقاهلِ امنیت تضمین كدة کیم و هه منظار جريا پايدار پال هه دولت کیم‪ ،‬رژيم کرة‬ ‫كمالي هايد اهزارهايي قاهل راستي آزمايي هراي تضمین تاقف هرنامه سبحهاي هسته‬ ‫ايش ارائه کند‪ .‬تضمین امنیت کیم هه احتمال زياد هه دو صارت انجام ميكاد‪:‬‬ ‫ضمانت هاي رسمي و صريح چین هراي دفاع از کرة كمالي و تعهدات‬ ‫عماميآمريكا هراي حمله نكرد هه کرة كمالي‪ .‬عماميکرد اين تضمین ها هسیار‬ ‫مهم است چرا که تضمین هاي مخفیانه صرفا حرف مفت هستند‪ .‬تضمین هاي‬ ‫مخفیانه و سري هه راحتي و هدو تحمیل هیچ گانه هزينه سیاسي هر کشار ناقض‬ ‫ضمانت‪ ،‬زيرپا گذاكته ميكاد‪ .‬وقتي از تضمین جريا مداوم پال صحبت مي کنیم‬ ‫درهارة پرداخت مبلغ سالیانه ‪ 1‬میلیارد دالر هه کرة كمالي تا زما حیات رژيم کیم‬ ‫جانگ ايل صحبت ميکنیم‪ .‬كايد اين مبلغ زياد هه نظر هرسد اما فكر کنید روزانه‬ ‫چقدر در عراق هه طار مداوم هزينه كده و چه هزينم اضافه اي ها مرگ آمريكايي ها‪،‬‬

‫‪141‬‬

‫متحدا آمريكا و عراقي ها پرداخت كد و آنگاه خااهید ديد که ‪ 1‬میلیارد دالر‬ ‫ساالنه مبلغ ناچیزي است‪.‬‬ ‫چیزهاي زيادي درهارة اين معامله وجاد دارد که ناخاكايند و تنفرانگیز است‪.‬‬ ‫پال داد هه چنین انسا مخافي اصب کار خاكايندي نیست‪ .‬هسیار ههتر و راضي‬ ‫کننده تر هاد اگر ميتاانستیم کیم را هه انجام کار درست متقاعد کنیم و پالي هه او‬ ‫ندهیم اما اگر اين کار ممكن هاد‪ ،‬ديگر کیم جانگ ايل‪ ،‬کیم جانگ ايل نباد‪ .‬دقیقاً‬ ‫هه خاطر اينكه او انسا وحشتناک و مخافي است اين ماضاع اهمیت پیدا ميکند‬ ‫که هفهمیم چطار او را از طريق انگیزش‪ ،‬ترساند و يا استعفا داد از راه اندازي‬ ‫جنگ هسته اي عقا هنشانیم که هه هر حال ها اين گزينه ها روههرو است و لذا‬ ‫چیزي هراي از دست داد ندارد‪ .‬هه ياد داكته هاكید که وظیفم من پیدا کرد راه حلي‬ ‫هاد که مافقیت آمیز هاكد‪ .‬خاكايند هاد ثمرهخشي يک راهحل‪ ،‬هما دلیلي است‬ ‫که سبا ميكاد ما رهبرا را هراي تصمیمگیري انتخاب کنیم‪.‬‬ ‫در اينجا ميخااهم تمکید کنم که من گفته ام «يک اهزار قاهل راستي آزمايي هراي‬ ‫تضمین تاقف هرنامه سبحهاي هسته اي»‪ .‬من پیشنهاد نكردهام که هرنامه سبحهاي‬ ‫هسته اي کرة كمالي و تمسیسات غني سازي آ از هین هرود (وضعیت هاي ‪ 69‬هه‬ ‫هاال در مقیا‬

‫مسئله در ككل ‪ )4.1‬يا تمسیسات آ از هم هاز و اوراق كاد‪ .‬اين‬

‫نكته هراي دستیاهي هه يک تاافق معتبر از نظر هر دو طرف‪ ،‬داراي اهمیتي استراتژيک‬ ‫و اساسي است‪ -‬پس اجازه دهید ايده ام را تاضیح دهم‪.‬‬ ‫در صارتي که اياالت متحده يا ديگر طرف هاي مذاکرة کرة كمالي هر از هین‬ ‫هرد ظرفیت هاي هسته اي کره كمالي اصرار کنند‪ ،‬من معتقدم که تاافق غیر ممكن‬

‫‪119‬‬

‫خااهد هاد يا عمر کاتاهي خااهد داكت و ناگزير هه نقض تاافق و فريا کاري‬ ‫منجر خااهد كد‪ .‬رويكرد حذف ظرفیت هاي هسته اي کره كمالي از اصل مناف‬ ‫کیم جانگ ايل صرفه نظر مي کند‪ .‬ها اين رويكرد نميتاانیم خادما را جاي کیم‬ ‫هگذاريم‪ ،‬هما کاري که هر متفكر استراتژيک ماهري هايد هكند و نميتاانیم از ديد‬ ‫(كايد هلند) او هه دنیا نگاه کنیم‪.‬‬ ‫اگر کیم تاانايي هاي هسته ايش را از کار هیاندازد و جامعم هین الملل –خصاصاً‬ ‫آمريكا‪ -‬زير قال هايش هزند‪ ،‬کیم ديگر هیچ تهديد هاورپذيري مبني هر هازكروع‬ ‫سري هرنامه سبحهايش نخااهد داكت‪ .‬در چنین فضايي ميتاا مطمئن كد که‬ ‫جامعم هین الملل نقض عهد خااهد کرد و ها پیشهیني اين ماضاع‪ ،‬کیم هرگز اجازة‬ ‫از کار انداختن هرنامه سبحهايش را صادر نخااهد کرد‪ .‬اگر تهديد هسته اي او کامب‬ ‫از هین هرود‪ ،‬ديگر دلیلي هراي ديگرا هاقي نمي ماند تا نسبت هه پرداخت پال هه کیم‬ ‫متعهد همانند؛ پرداخت هايي که هه او کمک ميکند تا رقباي داخلي و همچنین رقباي‬ ‫خارجي اش را تحت کنترل داكته هاكد‪ .‬در اين حالت حتي انگیزة جامعم هین الملل‬ ‫هراي اهقاي کیم در مسند قدرت ضعیفتر خااهد كد‪ .‬اگر تهديد کیم هه استفاده از‬ ‫سبحهاي هسته اي هراي دفاع از رژيمش ديگر معنادار نباكد‪ ،‬طرف هاي ديگر مايل‬ ‫خااهند هاد او را ها کسي جايگزين کنند که نسبت هه خااسته هايشا نرم تر و‬ ‫منعطف تر است‪ .‬هه خاطر هیاوريد که نظريه هازي ديدگاهي تیره نسبت هه ذات‬ ‫انساني دارد و اين تیره هاد هم كامل ذات ما و هم ذات کیم جانگ ايل ميكاد‪.‬‬ ‫هااينحال هر قدر هم که فكر کنیم طبعما هلند است‪ ،‬اگر امكا هدرفتاري کیم از‬ ‫هین هرود‪ ،‬ما نیز انگیزة کمي هراي ادامم پرداخت پال هه کیم جانگ ايل هراي ههباد‬ ‫رفتارش خااهیم داكت‪.‬‬

‫‪111‬‬

‫پس تا زماني که هرنامه هسته اي کیم متاقف‪ ،‬غیرفعال يا کنار گذاكته كاد و‬ ‫هازرسا همیشه در سايت هسته اي حضار داكته هاكند ولي تمسیسات هسته اي‬ ‫پیاده سازي و اوراق نشاند‪ ،‬کیم اين قدرت را دارد تا در صارت نقض عهد آمريكا‬ ‫يا ديگر طرف ها نسبت هه پرداخت پال يا ضمانت هاي امنیتي‪ ،‬هرنامه هسته ايش را‬ ‫دوهاره آغاز کند‪ .‬در مقاهل‪ ،‬تا زماني که اياالت متحده و ديگر طرف هاي مذاکره زير‬ ‫قال پرداخت ها يا ضمانت هاي امنیتي كا نزنند‪ ،‬کیم نیز انگیزه اي هراي هیرو‬ ‫انداختن هازرسا از سايت هاي هسته اي و هازكروع هرنامه هسته ايش نخااهد‬ ‫داكت‪ .‬در اين حالت کیم هه هدفش يعني پیدا کرد راه نجات حكامتش خااهد‬ ‫رسید‪ .‬احتمال هیرو انداختن هازرسا و ايجاد هزينه هیشتري در آينده از ساي کیم‬ ‫هايد در کنار اين ماضاع قرار هگیرد که اگر قاهل اعتماد نباد او اثبات كاد‪ ،‬در آ‬ ‫صارت راهحل هاي جايگزيني هراي مشكل ايجاد كده وجاد خااهد داكت‪-‬‬ ‫جايگزين هايي که کیم از آنها اجتناب دارد‪ .‬البته قبل از اينكه کیم ظرفیت هسته ايش‬ ‫را هه کار هبندد‪ ،‬اين راهحل هاي جايگزين ميتااند و هايد عملیاتي كاد (و اين‬ ‫جاست که مناف آمريكا هراي انجام اقدامات و مناف کرة جناهي در اجتناب از تبعات‬ ‫احتمالي چنین اقداماتي‪ ،‬اختبف زيادي پیدا ميکند)‪.‬‬ ‫پس ميتاانیم هبینیم که پال و ضمانت هاي امنیتي هراي غیرفعالسازي هرنامه هسته‬ ‫اي کیم جانگ ايل و نه پیاده سازي و اوراق آ ‪ ،‬يک مكانیزم «خاداجرا» هه وجاد‬ ‫ميآورد‪ .‬هیچ کدام از طرف ها در اين چانه زني‪ ،‬انگیزه اي هراي نقض تعهد از‬ ‫طرف خادكا ندارند‪ .‬اين قرار دادي است که مناف هر دو طرف را تقايت ميکند‪.‬‬ ‫اين هما تاافقي است که هه دست آمد و ها کمي تغییر و تبش مداوم هراي يافتن‬ ‫ماقعیت مناسا‪ ،‬احتماالً اين تاافق مافقیت آمیز خااهد هاد‪.‬‬

‫‪112‬‬

‫لذا مذاکره هر سر تاافقنامم سبحهاي هسته اي اين قدر ساده است! فقط کافي‬ ‫است متخصصا را پیدا کنید‪ ،‬اطبعات الزم را جم آوري کنید‪ ،‬از کامپیاتر هراي‬ ‫کشف ماان ماجاد در رسید هه نتیجه مطلاب استفاده کنید و درياهید که چطار مي‬ ‫تاا اثرات آ ماان را ها يافتن اقداماتي هه مناف طرف هاي رقیا هاكد‪ ،‬خنثي کنید‪.‬‬ ‫ها ههره گیري از کامپیاتر ميتاا ديد که نه جرج هاش و نه کیم جانگ ايل از‬ ‫جايشا تكا نخاردند‪ .‬چا اين دو نفر تصمیم گیراني هادند که اختیار نه گفتن هه‬ ‫هر تاافقي را داكتند‪ ،‬هايد راهي پیدا ميکرديم که هر ناسازگاري و سرسختي آنها‬ ‫چیره كاد‪ .‬هه اين منظار‪ ،‬از مدل کامپیاتري استفاده کرديم تا اثرات محتمل درجات‬ ‫مختلف امتیازدهي آمريكا هه کرة كمالي را هررسي کنیم و تمثیر و نفاذ اين امتیازات‬ ‫را هر رويكرد کیم جانگ ايل هراي مذاکره کرد ‪ ،‬ارزياهي کنیم‪ .‬طي اين هررسي ها‬ ‫روكن كد که ضمانت هاي امنیتي‪ ،‬هه خصاص ترکیا تضمینها از ساي آمريكا‬ ‫(هراي حمله نكرد ) و از ساي چین (هراي دفاع از کرة كمالي در صارت لزوم)‪ ،‬هه‬ ‫همراه کمک هاي اقتصادي قاهلتاجه (ساالنه نزديک هه ‪1‬میلیارد دالر يا هیشتر)‪ ،‬کیم‬ ‫را وادار ميکند تا ظرفیت هاي هسته ايش را کنار هگذارد و اجازة هازرسي حضاري‬ ‫و ايمن سازي تمسیسات هسته ايش را هدهد‪ .‬لذا ديديم که ميتاانیم او را هه دامنم ‪89‬‬ ‫تا ‪ 81‬مقیا‬

‫مسئله حرکت دهیم و ممكن هاد جرج هاش نیز اين سازش را قبال‬

‫کند و ‪-‬آه!‪ -‬ها استفاده از اصال اولیه من هراي نظريه هازي که در فصل هاي ‪ 2‬و ‪1‬‬ ‫هررسي کرديم‪ ،‬ديديم که قطعاً ميتاا راهحل قضیه را هم پیشهیني و هم مهندسي‬ ‫کرد‪.‬‬ ‫تا اينجا ديديم که علم نظريه هازي امكا سقلمه زد و ترغیا کرة كمايل هراي‬ ‫هه کارگیري استراتژي هاي جايگزين را دارد‪ .‬اما اين اهزار در ماهقي تعامبت و‬

‫‪111‬‬

‫تعارضات انساني اين دنیاي هي کرا چگانه کار ميکند؟ چطار هايد تفكر اولیه خاد‬ ‫را تغییر دهیم تا همم انااع پیشهینيها را هفهمیم و خصاصا اينكه آينده را تغییر‬ ‫دهیم؟‬ ‫همانا ادعاي من (و همچنین هخشي از معیشت من) اين است که ميتاا نتايج‬ ‫مسائل خیلي هزرگ‪ ،‬ها تعداد هسیار زياد هازيكن را هه صارت سیستماتیک پیشهیني‬ ‫و مهندسي کرد اما همانگانه که احتماال متاجه كده ايد‪ ،‬اين کار ها پرسید سؤاالتِ‬ ‫درست آغاز ميكاد‪ .‬در ف صل هعدي هررسي خااهیم کرد که اين سؤاالت هراي‬ ‫مسائل مختلف دنیاي تجارت و امار خارجه چگانه خااهد هاد‪.‬‬

‫‪114‬‬

‫فصل پنجم‬ ‫دستمالهای صلح‪ :‬مشخص کردن سؤالها‬ ‫هر روز هعدظهر در ساعت ‪ ،1:19‬اعضاي اركد مؤسسه هاور در اتاق استراحت‬ ‫هراي ناكید قهاه يا چايي و خارد ههترين کاکي هاي غرب آمريكا دور يكديگر‬ ‫جم ميكاند‪ .‬در تاهستا سال ‪ ،1168‬مثل اغلا اوقات‪ ،‬دست از پژوهش کشیدم تا‬ ‫از ناكید يک فنجا قهاه‪ ،‬يک تكه هزرگ کاکي ككبتي و کمي مصاحبت ها‬ ‫همكارانم لذت هبرم‪ .‬در آ روز هه خصاص از ماه جاالي‪ ،‬يک جامعه كنا‬ ‫هرجستم اسرائیلي ها نام كمائیل آيزِنشتات‪ 112‬از مؤسسم ما ديد ميکرد‪ .‬كمائیل از‬ ‫من پرسید هر روي چه ماضاعي کار ميکنم‪ ،‬يک سؤال معمالي تا صبحت را كروع‬ ‫کند و من هم تاضیح دادم که تبكم میكنم مدل پیشهیني کنندة اولیه ام را ههباد‬ ‫دهم که در آ زما تنها چندسال از عمر آ مي گذكت‪.‬‬ ‫كمائیل پرسید‪« :‬پس ميتااني پیشهیني کني چطار مي تاا‬

‫صلح را در‬

‫خاورمیانه هرقرار ساخت؟»‪ .‬اين درخااست‪ ،‬درخااست مشكل و سختي هاد و من‬ ‫هم ها احتیاط جااب دادم که كايد هتاانم پیشهیني کنم چه گام هايي هايد هرداكته‬ ‫كاد تا در چندسال آتي‪ ،‬امكا صلح افزايش ياهد‪ .‬من هه كمائیل تمکید کردم که اين‬ ‫کار نیازمند داده است نه گاي جادويي‪ .‬او از من پرسید چه داده هايي ميخااهم و‬ ‫سپس قلم در دست‪ ،‬هر روي دستمال من که اثري از لكم قهاه هر روي آ هاد و‬ ‫همچنین هر روي دستمال خادش‪ ،‬فهرست افراد مرتبط ها ماضاع‪ ،‬میزا نفاذ هالقاة‬ ‫‪112 Shmuel Eisenstadt‬‬

‫‪111‬‬

‫آنها‪ ،‬چاهكي و ماض هاي آنها را هر اسا‬

‫مقیا‬

‫و درجه هندي ناكت که اين‬

‫مقیا ‪ ،‬امتیازدهي هاي محتملِ طرف ها هه يكديگر را در چارچاب يک گفتگاي‬ ‫صلح چندملیتي‪ ،‬ارزياهي کرد‪( .‬اتحاد جماهیر كاروي در سال ‪ 1168‬کشارهاي‬ ‫ديگر را هه اين گردهمايي فرا مي خااند‪).‬‬ ‫سؤال آيزنشتات از من‪ ،‬از نظر ككلي‪ ،‬کامب كبیه سؤالهايي هاد که از مي‬ ‫خااستند هررسي کنم‪ -‬چه سؤاالتي که كرکتهاي خااها خريد ديگر كرکت ها‬ ‫هادند‪ ،‬چه سؤاالتي که وزارت دفاع مي پرسید تا مثب يک تهديد تروريستي را‬ ‫ارزياهي کند‪ ،‬چه سؤاالتي که هنگاه هاي حقاقي مي پرسیدند تا کیفرخااست هاي‬ ‫خاد را رتبه هندي کنند و چه سازما سیا که سعي ميکرد اهداف هسته اي ايرا را‬ ‫هفهمد‪ -‬و تقريبا همیشه‪ ،‬سؤالي که مي پرسیدند سؤالي نباد که واقعاً در پي پاسخ‬ ‫آ هاكند و يا مارد نیاز آنها هاكد‪.‬‬ ‫مشکل کجاست؟‬ ‫اگر هدانیم که سؤاالت مهم کاچک تر کدام هستند و آنها را تجمی کنیم و هه‬ ‫راهحل اضافه کنیم‪ ،‬ميتاانیم هه سؤال اصلي – چطار در خاورمیانه صلح ايجاد‬ ‫کنیم‪ -‬هه ههترين ككل جااب دهیم‪ .‬پیكره هندي مسئله معماالً سخت ترين هخش‬ ‫فرايند پیشهیني و مهندسي است‪ .‬اگر تصمیم گیرا ‪ ،‬در چارچاهي که هايد هشناسند‬ ‫کار نكنند‪ ،‬حتي اگر میلیاردها دالر يا هزازا جا در اين تصمیمگیري خارج از‬ ‫چارچاب هه خطر هیفتد‪ ،‬من نسبت هه اين کار تصمیم گیرا كگفت زده نخااهم‬ ‫كد‪ .‬خاب است که تصمیم گیرا وقتي مي فهمند درهاره مسئله كا هه قدر کافي‬

‫‪118‬‬

‫تفكر سیستماتیک نكردهاند تا اطبعات و اقدامات الزم االجرا را هفهمند‪ ،‬كگفت زده‬ ‫میشاند{ و اين كگف زدگي خاد جاي ككر دارد‪}.‬‬ ‫هراي من جااب داد هه سؤالي مانند «چطار میتاانیم در خاورمیانه صلح ايجاد‬ ‫کنیم؟» يعني اينكه سؤال را هه مسائل و گزينه هاي خاصي که هايد انتخاب كاند‬ ‫هخش هخش کنم‪ .‬کلید مسئله اينجاست‪ .‬سؤاالت ما هايد درهاره گزينه هاي حقیقي‬ ‫پیش روي تصمیم گیرا هاكد نه تصارات انتزاعي مانند اينكه {هه طار کلي} چطار‬ ‫پیروز كايم و هه پیش هرويم‪ .‬اگر میخااهید پیروز كايد هايد هدانید کدام عامل و هه‬ ‫چه میزا ‪ ،‬منعكس کنندة پیروزي‪ ،‬هاخت و يا عملكرد قاهل قبال كما است‪ .‬تنها‬ ‫زماني ميتاانیم تحلیل هاي مسائل مختلف را روي هم هريزيم که از قبل مشخ‬ ‫کرده هاكیم دقیقاً چه ماضاعات يا سؤاالتي منتظر تصمیم هاي دقیق ما هستند تا هه‬ ‫اين صارت قطعات گمشده را هه خاهي كناسايي کرده و راهحلي هراي آنها پیدا کنیم‪.‬‬ ‫در هرخي مسائل‪ ،‬پیكره هندي مسئله نسبتاً آسا‬

‫است‪ .‬هراي مثال‪ ،‬اکثر‬

‫کیفرخااست ها مرهاط هه قیمت تسايه هستند‪ .‬خااسته واقعي يک مشتكي عنه اين‬ ‫است که هداند «چه مقدار هايد هراي حل اين دعاا و مرافعه خرج کنم؟»‪ .‬در جااب هه‬ ‫اين سؤال‪ ،‬تنها کافي است هدانیم تقاضايي که هازيكنا مي گايند مي تاانند تممین‬ ‫کنند‪ ،‬میزا چاهكي قیمت تسايه هراي هر يک از طرف هاي ذيرهط و میزا نفاذ‬ ‫هر کدام از آنها چقدر است‪.‬‬ ‫البته گاهي کیفرخااست ها هسیار پیچیده تر از پیدا کرد يک قیمت تسايه ميكاند‪.‬‬ ‫من از هحث هايي که ها يک مشتري داكته ام يادگرفتم که آنها نیز هايد هدانند که آيا همم‬ ‫اتهامات را ميتاا ها يک قیمت تسايه کلي حل و فصل کرد يا قیمت پرداخت كده‬

‫‪118‬‬

‫هراي يک هخش از کیفرخااست هر قیمتي که هايد هراي هخش ديگر پرداخت كاد اثر مي‬ ‫گذارد‪ .‬گاهي كرايط حتي از اين هم پیچیده تر ميكاد‪ .‬ممكن است چندين مشتكي عنه‬ ‫يا خاانده در يک کیفرخااست وجاد داكته هاكد‪ ،‬لذا نه تنها مهم است که هدانیم چه‬ ‫میزا هايد هراي جلا رضايت كاکیا هپردازيم‪ ،‬هلكه هايد هدانیم چه طار هايد هزينم اين‬ ‫کار را در میا خاانده ها‪ ،‬هیمه گرا آنها و ديگر طرف هاي درگیر پخش کرد‪ .‬در اين‬ ‫وضعیت گاهي اين سؤال را هه ذهن مي آيد که آيا ههتر نیست طرف هاي ديگري را هه‬ ‫عناا كريک خاانده‪ 111‬درگیر ماجرا کنیم‪ .‬اضافه کرد كرکاي مشتكي عنه خاد يک هده‬ ‫هستا است‪ .‬از يک طرف‪ ،‬ها افزايش تعداد كرکاي خاانده‪ ،‬پرداخت کنندگا هالقاه‬ ‫هیشتري هراي هزينه ها وجاد خااهد داكت و قطعاً اين حالت ميتااند خاب هاكد‪ .‬اما از‬ ‫طرف ديگر‪ ،‬خاانده هاي هیشتر هه معني هماهنگ کرد يک استراتژي ها خاانده هاي‬ ‫هیشتر‪ ،‬وکبي آنها و هیمه گرا آنها است‪ .‬اين وضعیت ممكن است گیج کننده هاكد و‬ ‫گرا تمام كاد‪ .‬هما طار که ميدانید‪ ،‬سؤال ساده اي مانند اينكه «حل اين پرونده چه‬ ‫قدر خرج هر مي دارد؟» ميتااند سريعاً هه مجماعه مسائلي پیچیده و در هم تنیده تبديل‬ ‫كاد که حل يكي از آنها‪ ،‬میتااند چگانگي حل هقیه آنها را نیز تغییر دهد‪ .‬يعني نه تنها‬ ‫هايد آ دسته سؤاالتِ حقیقي را که هايد هراي آنها تصمیمگیري کرد كناسايي کنیم‪ ،‬هلكه‬ ‫هايد ترتیا تاافقاتي که هه نتیجه ههینه ميرسد را نیز پیدا کنیم‪.‬‬ ‫هناز هم مسئلم ادغام كرکت ها اکثر اوقات جزء پیچیده ترين مسائل است‪ .‬هرخبف‬ ‫مسئلم کیفرخااست و دادخااهي‪ ،‬هه ندرت پیش مي آيد که مسئلم ادغام‪ ،‬فقط هه قیمت‬ ‫تجمی و ادغام كرکت ها مناط كاد‪ .‬مسائل فراوا ديگري هستند که هه ادغام مافقیت‬

‫‪111 Co-defendant‬‬

‫‪116‬‬

‫آمیز كرکت ها مرهاط ميكاد‪ .‬اما مسئلم ادغام كرکت ها نیز ميتااند از کیفرخااست‬ ‫ساده تر هاكد چرا که دامنم مسائل محتمل هراي ادغام كرکت ها معماالً کامب مشخ‬ ‫است و اين مسائل هراي تمامي ماارد ادغام و تملک كرکت ها خیلي كبیه يكديگرند‪ .‬ها‬ ‫اينكه قیمت پرداختي (يا دريافتي) همیشه يک سؤال هاده است اما در صارت وجاد‬ ‫اختبف كديد درهارة ارزش يک دارايي‪ ،‬هحث هاي مرهاط هه ادغام اغلا هه جايي‬ ‫نميرسد‪ .‬اين عبارت يعني اينكه غالباً دلیل ككست ادغام يا تملک كرکت ها‪ ،‬قیمت‬ ‫نیست‪ .‬ادغام میا يک هانک فرانساي و آلماني در فصل قبل را هه ياد هیاوريد‪ .‬آ مسئله‬ ‫مرهاط هه نقل مكا مديرا آلماني هاد؛ آلماني ها نیز مايل هادند در صارت ماند در‬ ‫هايدلبرگ‪ ،‬قیمت کمتري در ازاي فروش هانک خاد دريافت کنند‪.‬‬ ‫چند سال پیش‪ ،‬من ها يک تیم هین المللي از تحلیل گرا هر روي يک ماضاع هزرگ‬ ‫کار ميکردم مبني هر اينكه در سرتاسر اروپا يک صنعت دفاعي يكپارچه و متحد ايجاد‬ ‫كاد تا هتااند ها صنعت دفاعي آمريكا رقاهت کند‪ .‬ما تقريبا هه همم ترکیا ها و چنیش‬ ‫هاي ممكن مرهاط هه هنگاه هاي دفاعي هريتانیا‪ ،‬فرانسه و آلما و همچنین چند ترکیا و‬ ‫چینش که كامل هنگاه هاي دفاعي ايتالیا‪ ،‬اسپانیا يا سائد مي كد نگاه انداختیم‪ .‬سؤالي که‬ ‫از ما پرسیده كده هاد اين هاد که «آيا ميتاانیم اين ادغام ها را انجام دهیم؟»‪ .‬هراي پاسخ‬ ‫هه اين سؤال‪ ،‬تیم من نیازمند هررسي تقريبا هفت مسئلم مختلف هراي هر ترکیا ممكن‬ ‫هراي هنگاه ها و هراي جمعا هیش از هفتاد مسئلم جداگانم ديگر هاد که هر کدام از اين‬ ‫مسائل نمايانگر تصمیمي هاد که ميتاانست قراردادي چندين میلیارد دالري را ايجاد کند‬ ‫يا هرهم هزند‪ .‬هعضي از اين سؤاالت که هايد درهارة آنها تاافق حاصل مي كد كامل ماارد‬ ‫ذيل مي كد‪ )1( :‬قیمت‪ )2( ،‬تخصی‬

‫کنترل مديريت میا واحدهاي ادغام كده‪)1( ،‬‬

‫دامنم كرکتهاي ي که هايد از اين مؤسسم ادغام كده استثناء يا داخل آ مي كدند‪)4( ،‬‬

‫‪111‬‬

‫ضمانت هاي استخدام کارگرا واحدهاي مختلف در مرزهاي ملي‪ )1( ،‬نقش دولت در‬ ‫مقررات گذاري يا هه اكتراک گذاري مالكیت و مديريت اين هنگاه تازه تمسیس كده‪)8( ،‬‬ ‫زمانبندي تبديل و گذار هه واحدهاي کاري ترکیبي و تیم هاي داراي فناوريهاي مشترک‪،‬‬ ‫و (‪ )8‬مكاني که انتظار مي رود مديرا اركد زندگي کنند‪.‬‬ ‫فعالیتهاي مرهاط هه ادغام‪ ،‬اکثراً هه خاطر مسائلي «کاچک تر» از مسئلم اختبف هر‬ ‫سر قیمت ككست مي خارند‪ .‬ها اين حال هه نظر ميرسد اندکي از مديرا در هما آغاز‬ ‫فرايند ادغام هه اين مسئله تاجه ميکنند‪ .‬خبصه اينكه مديرا كرکت ها میلیانها دالر‬ ‫خرج ميکنند تا يک مشاورة مالي هراي يافتن قیمت مناسا پیشنهادي دريافت کنند اما‬ ‫هراي حل مسائل ديگر تاجه و تبش اندکي صرف مي کنند‪ .‬گاهي اوقات اين «ديگر‬ ‫مسائل» ممكن است هسیار احمقانه و کاچک هه نظر هرسند و از آنها صرف نظر كاد اما‬ ‫مي تاانند سبا لغا قرارداد و تاافق كاند‪.‬‬ ‫چندسال پیش من هر روي يک ادغام كرکتي نامافق در صنعت دارويي کار ميکردم‪.‬‬ ‫انتظار مي رفت اين تاافق‪ ،‬مناف هزرگي از نظر کارايي ايجاد کند که ميتاانست هراي‬ ‫هازار دارو و مصرف کنندگا داروهاي نسخه اي منفعت زيادي هه همراه آورد‪ .‬تقريبا همم‬ ‫مديرا آ دو هنگاه نسبت هه اين کار مشتاق هادند‪ .‬البته عبارت «تقريبا همه» عبارت‬ ‫کلیدي اين مسئله هاد‪ .‬علت عدم تاافق‪ ،‬مسئله اي هاد که هه تخصی‬

‫کنترل مديريتي‬

‫میا مديرا اركد دو هنگاه مرهاط مي كد‪ .‬البته اين مسئله‪ ،‬مسئلم کاچكي نباد‪ .‬هیهادگي‬ ‫و نامعقال هاد اين مسئله هه چگانگي هه هم خارد اين معامله مرهاط مي كاد {که‬ ‫در ادامه تاضیح مي دهم}‪.‬‬

‫‪189‬‬

‫دو تن از مديرا اركد اين هنگاه ها نسبت هه يكديگر متنفر هادند و همانند هسیاري از‬ ‫كرکتهاي هزرگ اروپا‪ ،‬مسائل خاناادگي تلخ و ناگااري نیز در پس زمینم كرکت نهفته‬ ‫هاد‪ .‬خصامت میا اين دو مدير اركد آنقدر عمیق هاد که همه مديرا ديگر میخااستند‬ ‫قبل از پیش هرد مسئله راهي پیدا کنند تا اين دو نفر هتاانند ها يكديگر کار کنند‪ .‬يک‬ ‫ضیافت ناهار هراي اين دو نفر ترتیا داده كد و دستیارا اركدي که نسبت هه اين جلسه‬ ‫مشكاک هادند نیز آمدند‪ .‬تبش فراواني صارت گرفت تا اين دو نفر مدير را هر سر يک‬ ‫میز هنشانیم‪.‬‬ ‫مدير اركد میزها جلسه ماافقت کرد تا هرنامه ناهار را در خانه اش هرگزار کند و‬ ‫سپس هدو اينكه من يا يكي از دستیارانش هفهمیم‪ ،‬فهرستي از غذاهاي مارد تنفر مدير‬ ‫ديگر را پشت سر هم چید‪ .‬از آنجا که كايد هراي كما همجالا هاكد‪ ،‬اين قرارداد هالقاة‬ ‫چندين میلیارد دالري هه خاطر فهرست غذا هه هم خارد‪ ،‬يا هه عبارت دقیق تر هه خاطر‬ ‫يک کشمكش كخصي عمیق هه هم خارد که تمام تبش ها و امتیازات ديگر را هي‬ ‫اهمیت کرد‪.‬‬ ‫تشخی‬

‫مسائلِ درست‪ ،‬نیازمند صبر و مهارت هاي كنیداري خاب و تاانايي هدايت‬

‫گفتگاها هه سمت حصال نتیجه واقعي است نه اينكه هه سمت تفكرات ناتمام و ناق‬ ‫تصمیم گیرا حرکت کنیم‪ .‬خاكبختانه‪ ،‬هه ندرت پیش مي آيد که فهرست غذاي ناهار‬ ‫آنچنا نقش هرجسته اي در مذاکرات داكته هاكد‪ .‬هه نظر من‪ ،‬يک «مسئله» يک سؤال‬ ‫مشخ‬

‫است که افراد مختلف‪ ،‬گروه هاي سازما يافته يا طرف هاي منتف ِ غیررسمي‪،‬‬

‫ترجیحات مختلفي نسبت هه نتیجه آ دارند وهمچنین نتاا هه يک تاافق کلي درهارة آ‬ ‫رسید مگر اينكه حداقل میا مجماعه اي کلیدي از هازيگرا مسئله تاافق نظر وجاد‬

‫‪181‬‬

‫داكته هاكد‪ .‬دانستن اينكه در يک مسئله وضعیت فعلي و اولیه وجاد دارد هه حل مسئله‬ ‫کمک ميکند و در صارت وجاد چنین وضعیتي‪ ،‬هايد مطمئن كد که اين مسئله هراي‬ ‫ايجاد انحراف در وضعیت ماجاد طرح نشده هاكد‪{ .‬در ادامه هه اين انحراف مي‬ ‫پردازيم‪}.‬‬ ‫اخیراً در نشستي تدريس کردم که از دانشجايا من خااسته كده هاد يک هحرا‬ ‫جهاني را که هه نظركا جالا است انتخاب کنند و راهحل آ را مدلسازي کنند‪ .‬گروهي‬ ‫از دانشجايا تصمیم گرفتند که انتشار گاز کرهن دي اکسید را هررسي کنند (عنااني که‬ ‫در فصل آخر هه آ هازخااهم گشت)‪ .‬آنها مسئله را طاري تعريف کردند که يک سر‬ ‫مقیا‬

‫و سنجم آنها میزا انتشار کناني گاز کرهن دي اکسید هاد و سر ديگر آ کاهش‬

‫سرسختانم انتشار اين گاز هاد که مارد حمايت همم گروه هاي محیط زيستي است‪ .‬هین‬ ‫اين دو سر طیف نیز تاافقات محتمل میا هازيكنا اين مسئله وجاد داكت‪ .‬آيا متاجه‬ ‫گره کار در اين مسئله كده ايد؟ من از آنها پرسیدم که آيا فكر ميکنید هیچ كرکت تالید‬ ‫انرژي يا غیره وجاد ندارد که هه نظرش انتشار گاز کرهن هايد کمتر از وضعیت کناني‬ ‫مقررات گذاري كاد؟ قطعاً گروه هاي ذي نفعي هستند که خااها آزادي هیشتر در تالید‬ ‫گاز کرهن دي اکسید هستند! لذا طراحي مسئله خاد دچار تارش و انحراف هاد‪ .‬تنها‬ ‫پاسخي که ممكن هاد از هررسي جااب هاي ممكن حاصل كاد افزايش کنترل هاي‬ ‫مقرراتي‪ ،‬يا هه احتمال کم‪ ،‬حفظ سطح و وضعیت ماجاد هاد‪ .‬مقیا‬

‫مسئلم آنها هیچ‬

‫امكاني را هراي طرفدارا تالید هیشتر کرهن دي اکسید هاقي نمي گذاكت‪ .‬دانشجايا‬ ‫سهاا يک مسئلم تارش دار مطرح کرده هادند که حسي خاهي هه آنها مي داد اما هه‬ ‫احتمال هسیار زياد هه يک پاسخ اكتباه ختم مي كد‪ .‬چنین کاستي هاي هنیادي در طراحي‬ ‫سؤاالت‪ ،‬هي فايده هاد پاسخ هاي آ سؤاالت را قطعي ميکند‪.‬‬

‫‪182‬‬

‫شما همیشه نمیتوانید آنچه میخواهید را به دست آورید اما اگر تالش کنید‪...‬‬ ‫زماني که يک مسئله هه درستي پیكره هندي كاد‪ ،‬هايد هه فكر اين هاد که چطار‬ ‫فرايند فكري رسید افراد هه تصمیمات را هه دست هگیريم‪ .‬هدو انجام اين کار و‬ ‫هدو نفاذ هه مغز رقبايتا ‪ ،‬امكا ندارد آنچه ميخااهید را هه دست آوريد‪ .‬كايد‬ ‫حتي ندانید که هراي رسید هه خااسته تا چگانه تبش کنید‪.‬‬ ‫ساختار هازي مارد استفاده من‪ ،‬ناظر هه انتخابهايي است که گاهي متضمن‬ ‫همكاري‪ ،‬گاهي رقاهت و گاهي اجبار و اضطرار هستند‪ .‬پیچیده ترين هخش کار‬ ‫تبش هراي پیروي از نحاة تفكر افراد نسبت هه تغییر وضعیتشا و همچنین گفته ها‬ ‫و اقدامات ديگرا است‪ .‬هازيكنا همیشه دوست دارند وضعیت را هه نف خادكا‬ ‫تغییر دهند‪ .‬آنها دوست دارند نتیجه مطلاهشا را ها کاه هاي هلندي از قدرت‬ ‫محاصره کنند و غلبه هر اين حصار قدرت سخت هاكد‪ .‬آنها خااها فرو ريختن کاه‬ ‫هاي قدرت طرف مخالف هستند و خااها صاف و هماار كد نااحي قدرت هراي‬ ‫ماض هايي هستند که مي خااهند هر آنها پیروز كاند‪ .‬در هر قدم از اين مسیر‪ ،‬هر‬ ‫کسي هايد هفهمد که چه کسي هه او کمک خااهد کرد و چه کسي در اين مسیر مان‬ ‫او خااهد كد‪ .‬افراد هايد ريسک ها و پاداش ها‪ ،‬هزينه ها و فايدههاي تبش فعاالنه‬ ‫خاد را هراي تغییر انتخاب ديگرا يا پنها ماند از ديد رقباي خاد را محاسبه کنند‬ ‫و تبش کنند تا از خط آتش و خطر هه دور همانند‪ .‬رياضیات اين محاسبه پیچیده‬ ‫ميكاد ]‪ [1‬اما هیايید هه صارت عملي هه هرخي نمانه هاي اين فرايند که هه راحتي‬ ‫قاهل فهم هستند‪ ،‬نگاهي هیندازيم‪.‬‬

‫‪181‬‬

‫جدول زير مجماعه کاچكي از داده را نشا ميدهد که از گفتگاهاي زما‬ ‫ناكید قهاه و کیک ها كمائیل در سال ‪ 1168‬هه دست آمده است و در مباحثه اي‬ ‫که در سال ‪ 1161‬ها هارالد ساندرز‪ 114‬داكتم (که در آ زما جانشین ساهق دستیار‬ ‫وزير امار خارجه‬

‫‪111‬‬

‫در امار منطقم كرق نزديک و كمال آفريقا هاد) افزايش پیدا‬

‫کرده هاد‪ .‬دامنم نتايج ممكن هراي مسئلم حل و فصل اختبفات میا فلسطین و‬ ‫اسرائیل از تمسیس يک دولت کامب مستقل و سكاالر فلسطیني گرفته تا سر ديگر آ‬ ‫يعني پیاستن کرانم هاختري و غزه هه اسرائیل را كامل مي كد‪ .‬وضعیت ‪ 19‬مقیا‬ ‫هه صارت امتیازات اعطايي سرزمیني از ساي اسرائیل هه فلسطیني ها‪ ،‬هدو تمسیس‬ ‫دولت خادمختار و ايجاد يک ماجاديت سیاسي فلسطیني همپیما ِ ارد تعريف‬ ‫كده هاد‪ .‬وضعیت ماجاد در سال ‪ 1168‬طاري هاد که معادل امتیاز ‪ 61‬مقیا‬

‫هاد‬

‫(زير ستا «گزينه هايي که هراي هرقراري صلح درهارة آنها مذاکره انجام كده»)‪ .‬در‬ ‫آ زما هیچ دولت يا سرزمین نیمه مختار فلسطیني وجاد نداكت‪.‬‬

‫‪114 Horald Saunders‬‬ ‫‪111 Former deputy assistant secretary of state‬‬

‫‪184‬‬

‫هازيكن‬

‫نفاذ و‬

‫گزينه هايي که هراي هرقراري‬

‫اثرگذاري‬

‫صلح درهارة آنها مذاکره انجام كده‬

‫ساکنا اسرائیلي‬

‫‪199‬‬

‫‪ :199‬اسرائیل ناار غزه و کرانم‬

‫چاهكي‬ ‫‪11‬‬

‫هاختري را ضمیمه و جزئي از خاد‬ ‫کند‪.‬‬ ‫‪SHA‬‬

‫‪61‬‬

‫‪ :61‬وضعیت ماجاد سال ‪1168‬‬

‫‪61‬‬

‫افراد تندرو در حزب‬

‫‪61‬‬

‫‪ :61‬وضعیت ماجاد سال ‪1168‬‬

‫‪19‬‬

‫لیكاد‬ ‫حزب لیكاد‬

‫‪89‬‬

‫‪ :89‬سرزمین فلسطین ها اختیار کم‬

‫‪19‬‬

‫نیروهاي دفاعي اسرائیل‬

‫‪199‬‬

‫‪ :89‬سرزمین نیمه مختار فلسطیني‬

‫‪69‬‬

‫{يا هما ارتش اسرائیل}‬ ‫حزب کارگر‬

‫‪89‬‬

‫‪ :19‬هم پیماني نزديک ها ارد‬

‫‪81‬‬

‫‪OCC‬‬

‫‪199‬‬

‫‪ :21‬هم پیماني نزديک ها ارد‬

‫‪11‬‬

‫جمعیت ارزياهي‬

‫‪89‬‬

‫‪ :29‬هم پیماني ضعیف ها ارد‬

‫‪61‬‬

‫فلسطین ‪118‬‬

‫سازما آزادي هخش‬

‫‪199‬‬

‫‪ :29‬هم پیماني ضعیف ها ارد‬

‫‪11‬‬

‫فلسطین‬ ‫جبهم مردمي آزاد سازي‬

‫‪29‬‬

‫فلسطین‬ ‫‪FND‬‬

‫‪ :9‬دولت مستقل و سكاالر‬

‫‪11‬‬

‫فلسطیني‬ ‫‪19‬‬

‫‪ :9‬دولت مستقل و سكاالر‬

‫‪69‬‬

‫فلسطیني‬

‫‪PEA: Palestinian Evaluation Association‬‬

‫‪118‬‬

‫‪181‬‬

‫فهمید چگانگي سازماندهي امتیازات سرزمیني هر روي يک زنجیره‪ ،‬دكاار‬ ‫نیست‪ .‬ها اينكه مقیا‬

‫مذکار هر اسا‬

‫درصد سرزمین يا ارزش زمین هنا نشده است‬

‫اما ها در نظر گرفتن دامنه گزينه ها از الحاق سرزمین مارد نزاع فلسطین هه اسرائیل‬ ‫هدو هیچ امتیاز دهي تا گزينم آ طرف دامنه يعني يک دولت فلسطیني کامب‬ ‫مستقل‪ ،‬مي تاانیم يک پیشرفت طبیعي را مشاهده کنیم‪ .‬از هما مراحل اولیه سال‬ ‫‪ ،1168‬من يک پیشهیني ارائه کردم که در آ امتیازدهي هاي سرزمیني و حقیقي را‬ ‫که در سال ‪ 1111‬در اسلاد مارد تاافق اسرائیل و فلسطین قرار گرفت‪ ،‬خیلي دقیق‬ ‫پیشهیني ميکرد (در ادامه اين فصل هه اين پیشهیني‪ ،‬دقیقتر نگاه خااهیم کرد)‪.‬‬ ‫اجازه دهید دوهاره هر روي فرض اصلي اين مقیا‬

‫تمکید کنم‪ ،‬فرضي که در هحث‬

‫کرة كمالي هه صارت سطحي هه كما معرفي کردم‪ .‬مقیا‬

‫هه ما ميگايد طرفدارا‬

‫کشار فلسطیني ها استقبل ضعیف (عدد ‪ 89‬هر روي مقیا )‪ ،‬هه كدت وضعیت‬ ‫ماجاد (وضعیت ‪ 61‬مقیا ) را نسبت هه وضعیتي که در آ سرزمین فلسطین هم‪-‬‬ ‫پیما نزديک ارد است (عدد ‪ 21‬هر روي مقیا ) ترجیح ميدهد‪ .‬ها اينكه وضعیت‬ ‫‪ 61‬و ‪ 21‬در دو طرف وضعیت پرطرفدار‪ 89‬قرار دارند اما چا وضعیت ‪ 89‬از نظر‬ ‫عددي هه وضعیت ‪ 61‬هیشتر از وضعیت ‪ 21‬نزديک است‪ ،‬ميدانیم که رجحا‬ ‫وضعیت ‪ 61‬قاي تر از رجحا وضعیت ‪ 21‬است‪ .‬كیاة کار مقیا‬

‫ها اينگانه‬

‫است‪ .‬مقادير عددي نزديكتر هه عدد وضعیت مطلاب هازيكن{يعني فلسطیني ها}‬ ‫نسبت هه وضعیت هايي که مقادير عددي آنها هسیار دورتر از وضعیت مطلاب‬ ‫هازيكن است‪ ،‬ارجحیت هیشتري در نزد هازيكن دارد‪ .‬ها دانستن اين ماضاع‪ ،‬هیايید‬ ‫نگاهي هه يک مسئلم تجاري هیندازيم که ميتااند کمک کند چگانگي تبديل مسائل‬ ‫هه يک مقیا‬

‫عددي کامب مشخ‬

‫را ههتر هفهمیم‪.‬‬

‫‪188‬‬

‫***‬ ‫در اينجا تمرکز ما هر روي چگانگي ككل و كمايل مقیا‬

‫هراي مسئله اي است‬

‫که از نظر ماهیت سؤال اصلي آ ‪ ،‬نسبت هه مسئلم اعطاي سرزمین هراي هرقراري‬ ‫صلح {يعني مسئلم فلسطین}‪ ،‬هه میزا کمتري عددي و مقداري است‪ .‬هراي يافتن‬ ‫پاسخ اين سؤال‪ ،‬دامنم انتخابهاي مرتبط هه مسئلم کیفرخااست (که پیشتر روي آ‬ ‫کار کردم) را در نظر داكته هاكید‪ .‬طبیعتاً من جزئیات مسئله را هراي حفاظت از‬ ‫ماکل خادم مخفي نگاه داكته ام اما ايدههاي هايد کامب واضح و كفاف هاكد‪.‬‬ ‫دادستا چه اتهاماتي را علیه مشتكي عنه يا خاانده وارد خااهد کرد؟‬ ‫معني وضعیت مقیاسي مرهاط هه مقادير عددي ماجاد هر روي مقیا‬ ‫‪199‬‬

‫اتهام هه چندين جرم كامل چند جرم خاص و سنگین‬

‫‪19‬‬

‫چندين مارد جرم خاص و سنگین اما هدو جرائم سبک تر‬

‫‪69‬‬

‫يک مارد جرم سنگین هه عبوة چندين جرم سبک تر‬

‫‪81‬‬

‫يک مارد جرم سنگین هدو جرائم ديگر‬

‫‪89‬‬

‫چندين مارد جرم اما هدو هیچ جرم سنگیني‬

‫‪49‬‬

‫چندين مارد تخلف هه عبوة يک جرم سبک‬

‫‪21‬‬

‫چندين تخلف هدو هیچ جرمي‬

‫‪9‬‬

‫يک مارد تخلف‬

‫اين مقیا‬

‫چگانگي اولايتهندي نتايج ممكن تاسط ماکل من را مشخ‬

‫روكن ميکند‪ .‬تعريف وضعیت ‪ 9‬هر روي اين مقیا‬

‫و‬

‫گاياي آ است که ماکل من‬

‫‪188‬‬

‫معتقد است هیچ کدام از طرفهاي ذيرهط هراي رف تمامي اتهامات از وي استدالل‬ ‫نخااهند کرد‪ .‬اين وضعیت {يعني رف تمامي اتهامات} گزينهاي نباد که در دامنم‬ ‫نتايج میسر‪ ،‬قرار داكته هاكد‪ .‬حد هااليي مقیا‬

‫نشانگر اين است که ماکل من معتقد‬

‫هاد حداقل هرخي دادستا هاي دادگاههاي آمريكا يا افراد ديگري که در اين فرايند‬ ‫دخیل هستند طرفدار صدور مجازاتهاي سنگین کیفري هستند‪ .‬رخداد واقعي‬ ‫چیزي هیناهین اين گزينه ها هاد‪ .‬در فصل هعد نگاه عمیقتري هه اين «پرونده» خااهیم‬ ‫انداخت‪.‬‬ ‫هیايید يک نگاه گذرا هه مقیا‬

‫اين مسئله هیاندازيم‪ .‬اين مقیا‬

‫ميتااند تاضیح‬

‫دهندة خاهي هراي چگانگي تفكر درهارة مسائل هاكد‪ .‬ميتاا فهمید که دو اختبف‬ ‫کلیدي اين مسئله که ماکل من آ را ايجاد کرده عبارت است از دفاعیات ماکل از‬ ‫وضعیت ‪ 21‬تا وضعیت ‪( 49‬وضعیت هدو جرم در هراهر يک جرم سبک) و از‬ ‫وضعیت ‪ 49‬تا وضعیت ‪( 81‬وضعیت هدو جرم سنگین در هراهر يک جرم سنگین)‪.‬‬ ‫وضعیت هاي هعد از وضعیت ‪ 81‬زندگي را هدتر خااهد کرد اما نه هه اندازه اي که ها‬ ‫حرکت از وضعیت ‪ 49‬هه ‪ 81‬هدتر خااهد كد‪ .‬فاصلم وضعیت ‪ 49‬تا ‪ 81‬هه ما‬ ‫ميگايد که در نظر ماکل من‪ ،‬اجتناب از اتهام هه يک جرم سنگین نسبت هه کاهش‬ ‫تعداد جرم هاي سنگیني که هايد در هراهر آنها از خاد دفاع کند ارزش هیشتري دارد‪{.‬‬ ‫هه عبارت ديگر ماکل من ترجیح مي داد که اصب هه جرم سنگین متهم نشاد}‪.‬‬ ‫در پیكرههندي مسائلي اينچنین دقیق‪ ،‬تصمیمگیرا هه سراغ يادگیري چیزهايي‬ ‫ميروند که درهارة مسئلم خادكا نميدانستند‪ .‬در اين صارت است که تصمیم‬ ‫گیرا هه جاي داكتن يک سؤال نامشخ‬

‫و فاقد ككل و پیكره‪ ،‬حاال ديگر مسائل‬

‫‪186‬‬

‫متمرکزي دارند که هه آنها هپردازند‪ .‬تصمیم گیرا ها اين مسئله و مشكل مااجهه کرده‬ ‫اند و معناي انتخابهايي که ها آ روههرو كدهاند را تعريف کردهاند‪ .‬زماني که اين‬ ‫افراد هراي كناسايي هاقي دادهها‪ ،‬وارد فرايند مصاحبه كاند‪{ -‬يعني سؤال کنند که}‬ ‫هازيگرا مسئله چه کساني هستند‪ ،‬ماض کناني آنها در مسئله چیست‪ ،‬چاهكي افراد‬ ‫در اين مسئله چقدر است و چه میزا میتاانند هر يكديگر اثر گذارند‪ -‬آنگاه است که‬ ‫هراي اولین هار هه يک ديدگاه جام و اصیل درهارة ارتفاع قله اي که هايد هه آ‬ ‫صعاد کنند هه دست خااهند آورد‪ .‬هما طار که گفتم‪ ،‬اين پرونده را در فصل هعد‬ ‫مارد هازهیني قرار ميدهیم تا هبینیم تصمیم گیرا درهارة نتیجه چگانه فكر ميکردند‬ ‫و در عمل چه اتفاقي رخ داد‪ .‬اکنا هیايید هه دستمالي هرگرديم که حاوي داده هاي‬ ‫مرهاط هه ههباد صلح در خاورمیانه هاد‪.‬‬ ‫صلح در خاورمیانه؟‬ ‫مشخ‬

‫كد اطبعاتي که هر روي دستمال هاي ناكته كده هاد زمینم هسیار‬

‫خاهي هاد هراي فهم اتفاقاتي فراهم کرده هاد که قرار هاد چندسال هعد از سال ‪1168‬‬ ‫در خاورمیانه رخ دهد‪ .‬آينشتات کارش را هلد هاد‪ ،‬هارالد ساندرز هم همین طار‪.‬‬ ‫ها مقید كد داده هاي مسئله هه پايايي ها مدل و فراهم كد امكا چانه زني ها‬ ‫يكديگر هراي تمامي هازيكنا و امكا دادوستد امتیازات سرزمیني هه جهت کسا‬ ‫اعتبار سیاسي‪ ،‬چه چیزي ياد گرفتیم؟ نتیجم از قبل پیشهینيكده اين مسئله‪ ،‬در مقاله‬ ‫اي که من هر مبناي دستمال هاي آ گفتگا ناكتم‪ ،‬در سال ‪ 1119‬منتشر كد‪ [2].‬اين‬ ‫مقاله سه سال پیش از پیما هاي اسلا و ايجاد حكامت خادگردا فلسطین منتشر‬ ‫‪ 9‬تا‬

‫كده هاد‪ .‬آ مقاله راهحل وضعیت ‪ 89‬در مقیا‬

‫مسئله را از طیف قاهل دستر‬

‫‪ 199‬پیشهیني کرده هاد‪ .‬وضعیت ‪ 89‬مقیا‬

‫در آ هرهم زماني معادل دستیاهي‬

‫‪181‬‬

‫فلسطیني ها هه کنترل ضعیف و محدود منطقه اي هر ماجاديت {يا دولتي} نیمه‬ ‫مستقل تعريف كده هاد‪ .‬هه ياد داكته هاكید وضعیت ماجاد آ زما ‪ 61‬هاد و‬ ‫مقادير کمتر‪ ،‬نشا دهندة امتیازات هیشتر و هیشتر هراي فلسطیني ها هاد‪ .‬البته ميدانیم‬ ‫آ دسته امتیازات سرزمیني که واقعا میا دولت اسرائیل و ياسر عرفات رد و هدل‬ ‫كد‪ ،‬حدوداً معادل وضعیت ‪ 89‬مقیا‬

‫هاد‪ ،‬هما طار که من سه سال قبل هه صارت‬

‫مكتاب پیشهیني کرده هادم‪.‬‬ ‫اما اين پیشهیني مدت ها قبل انجام كده هاد و تنها وقتي مفید فايده هاد که در‬ ‫دولت اسرائیل تغییري ايجاد مي كد‪ .‬در آ زما ناكتم که «ها فرض هرداكت آككار‬ ‫اسحاق كامیر‪[ 118‬نخست وزير وقت اسرائیل] از وضعیت ماجاد‪ ،‬هايد هه اين نتیجه‬ ‫هرسیم که تا زماني که وي نخست وزير اسرائیل است‪ ،‬هیچ دلیلي وجاد ندارد‬ ‫پیشرفت قاهلتاجهي را انتظار هكشیم‪ ».‬كامیر که در اکتبر سال ‪ 1168‬نخست وزير‬ ‫اسرائیل كده هاد‪ ،‬در جاالي سال ‪ 1112‬جاي خاد را هه كیما پرز دارد و راه را‬ ‫هراي پیشرفت واقعي میا اسرائیلي ها و فلسطیني ها هماار کرد‪.‬‬ ‫البته اين تحلیل‪ ،‬جزئي تر و ظريف تر از يک پیشهیني محض از امتیازات‬ ‫سرزمیني هاد‪ .‬پژوهش من در سال ‪ 1119‬گاياي اين هاد که جبهم مردمي آزادسازي‬ ‫فلسطین‪ 116‬که در آ زما هزرگ و ذي نفاذ هاد «از نظر سیاسي در مذاکرات منزوي‬ ‫و نامرتبط خااهد كد‪ .‬انتظار مي رود اين جبهه ها افزايش عملیات هاي تروريستي‪،‬‬ ‫واکنش خاد هه اين وضعیت را نه تنها در قالا هدف گرفتن اسرائیلي ها هلكه حتي‬

‫‪118 Yitzhak Shamir‬‬ ‫)‪116 Popular Front for the Liberation of Palestine (PFLP‬‬

‫‪189‬‬

‫ها هدف گیري رهبرا سازما آزادي هخش فلسطین‬

‫‪111‬‬

‫نشا دهد‪ .‬اگر اين تحلیل‬

‫درست هاكد و اگر سازما آزادي هخش فلسطین استراتژي تعديل تصاعدي را اتخاذ‬ ‫کند‪ ،‬آيندة جبهم مردمي آزادسازي فلسطین هه تدريج از هین مي رود»‪ .‬هه خاطر‬ ‫داكته هاكید اين مقاله در سال ‪ 1119‬در دستر‬

‫همه هاد تا هبینند و هخاانند‪ .‬اين‬

‫است منظار من از گفتم پیشینم مبني هر اينكه اگر ميخااهیم مردم نسبت هه پیشهیني‬ ‫هاي ما مطمئن كاند‪ ،‬هايد ريسک كرمندگي را قبال کنیم‪ .‬در سال ‪ 1119‬قطعاً تعداد‬ ‫اندکي مي تاانستند استدالل کنند جبهم مردمي آزادسازي فلسطین «هه تدريج از هین‬ ‫خااهد رفت»‪.‬‬ ‫اال پس از دو دهه ميتاانیم هه عقا هازگرديم تا هبینیم آ پیشهیني چقدر دقیق‬ ‫هاده است‪ .‬هراي مثال‪ ،‬هم اکنا هايد هبینیم مناه مستقل درهارة آنچه پس از ايجاد‬ ‫دولت فلسطین در سال ‪ ،1111‬هر سر جبهم مردمي آزادسازي فلسطین آمد چه‬ ‫ميگايند؟ ‪ BBC News Online‬در ‪ 18‬ژانايم سال ‪ 2992‬از قال عبدالباري عطاا ‪،‬‬

‫سردهبر اركد روزنامم عرهي القد‬

‫چاپ لند گزارش ميکند که «اين جنبش [يعني‬

‫جبهم مردمي آزادسازي فلسطین] حاكیه نشین كده است‪ ...‬اين جبهه از دومین‬ ‫مهمترين گروه فلسطیني هه چهارمین يا پنجمین گروه مهم تبديل كده است»‪ .‬آنتاني‬ ‫کاردسما‬

‫‪129‬‬

‫محقق هرجسته خاورمیانه و مفسر کاركنا‬

‫‪ ،ABC News‬اين ديدگاه‬

‫‪ BBC‬را هازتاب ميدهد‪ .‬او درهارة جبهم مردمي آزادسازي فلسطین مي نايسد« جبهم‬ ‫مردمي آزادسازي فلسطین ها فرايند صلح اسلا مخالفت کرد‪ .‬ها قدرت گرفتن دولت‬ ‫فلسطین و جنبش فتح ‪ ،‬اين جبهه هه صارت فزاينده در حاكیه قرار گرفت»‪ .‬هه همین‬ ‫‪111 Palestine Liberation Organization‬‬ ‫‪129 Anthony Cordesman‬‬

‫‪181‬‬ ‫صارت‪ ،‬پايگاه ‪ GlobalSecurity.org‬که هه طار کلي يک منب قاهل اعتماد اطبعاتي‬ ‫است‪ ،‬اكاره ميکند که «جبهم مردمي آزادسازي فلسطین‪ ،‬زماني يک هازيكن کلیدي‬ ‫در عرصم سیاست فلسطین هاد ولي نفاذ خاد را در دهم ‪ 1119‬از دست داد و ها‬ ‫تشكیل دولت ياسرعرفات هه حاكیه رفت»‪ .‬هسیاري از مناه ديگر نیز افال جبهم‬ ‫مردمي آزادسازي فلسطین را هه طرق مشاههي گزارش کرده اند‪ .‬هیشتر اين مناه ‪،‬‬ ‫افال اين جبهه را هه اتفاقاتي نسبت دادند که پس از انتشار مقالم ‪ 1119‬من رخ داد و‬ ‫مدت ها پس از آ هرهه‪ ،‬كمائیل آينشتات اعدادي را هر روي چند دستمال ناكت‪.‬‬ ‫يعني آ مدلسازي که پیش از جنگ ‪ 1111‬خلیج فار‬

‫و پیش از انتفاضم اول و‬

‫پیش از پیما هاي اسلا هه کار هسته كده هاد‪ ،‬تغییرات سرزمیني میا اسرائیلي ها و‬ ‫فلسطیني ها‪ ،‬لزوم روي کار آمد دولت کارگر‬

‫‪121‬‬

‫در اسرائیل و افال جبهم مردمي‬

‫آزادسازي فلسطین را پیشهیني کرده هاد‪ .‬مدلسازي من تغییرات هنیادي را هسیار‬ ‫جلاتر پیشهیني کرده هاد؛ آنقدر جلاتر که حتي مردم امروزه نیز متاجه اين ماضاع‬ ‫نیستند که هذرهاي تاافق سال ‪ 1111‬از قبل کاكته كده و در حال ركد هاد و اين‬ ‫ماضاع تا مدت ها هراي هسیاري از ناظرا ناكناخته هاد‪.‬‬ ‫آ مدل چه چیزي را هر اسا‬

‫داده هاي جم آوري كده در سال ‪ 1168‬و ‪1161‬‬

‫در راهطه ها دادوستد میا طرف فلسطیني و طرف اسرائیلي كناسايي کرده هاد که هه‬ ‫يک پیشهیني مافق منجر كد؟ لا مطلا واقعا همین است‪.‬خبصه اينكه رسید هه‬ ‫اينكه نتیجم پیشهیني ميتااند هه تاافقي پايدار منجر كاد متضمن چیزي فراتر از‬ ‫تعمق صرف در سؤال اساسي و مبهم آينشتات هاد‪ «:‬پس كما ميتاانید چگانگي‬

‫‪121 Labor government‬‬

‫‪182‬‬

‫ايجاد صلح در خاورمیانه را پیشهیني کنید؟» از آنجا که عرفات و نخست وزير‬ ‫اسرائیل هر دو درهارة اين تاافق {صلح} حق وتا داكتند‪ ،‬مهم هاد که مشخ‬

‫كاد‬

‫آيا سرناكت آنها هه حمايت از هما تاافق ختم ميكاد يا خیر و اگر آري چرا‪ .‬اين‬ ‫هم آنچه مدل هه آ اكاره کرد‪:‬‬ ‫رهبر حزب کارگر اسرائیل‪ ،‬كیما پرز‪ ،‬در زماني که پژوهش من انجام كده هاد‬ ‫هه قدرت ن رسیده هاد و در نتايج مدل من مشهاد هاد که تا هه قدرت رسید‬ ‫{حزب} کارگر هیچ تاافقي قاهل دستیاهي نیست‪ .‬اين يعني که تمرکز تاجهات در‬ ‫تحلیل امكا يک قرارداد صلح‪ -‬مسئله اي که كمائیل آينشتات من را ها آ مااجه‬ ‫کرد‪ -‬هايد هر روي كیما پرز و حزب کارگر هاكد‪ .‬منطق اين مدل نتیجه اي را‬ ‫تالید کرد که اكاره داكت پرز معتقد است ها فشارهاي سیاسي هسیاري در داخل‬ ‫اسرائیل در خصاص ماضعش در قبال فلسطیني ها مااجه خااهد كد‪( .‬هر اسا‬ ‫منطق مدل) پرز معتقد هاد هراي دستیاهي و حفظ قدرت‪ -‬که هدف همم سیاستمدارا‬ ‫است‪ -‬هايد هه گانهاي هه نظر هرسد که ميخااهد در مذاکرات فلسطیني ها‬ ‫سرسختانه تر چیزي هاكد که ماض هسیار معتدلش در اواخر دهم ‪ 1169‬اتخاذ هر آ‬ ‫داللت داكت‪ .‬مدل من نشا ميداد که پرز فقط هايد کمي متعادل تر از كامیر هاكد‬ ‫تا راضي كاد هه جاي حرکت كامیر هین ‪ 89‬تا ‪ ،61‬وضعیتي در میانه مقیا‬

‫تا‬

‫حدود وضعیت ‪ 89‬داكته هاكد‪ .‬هناهراين پیشهیني میشد تا پرز نسبت هه مصلحت‬ ‫سیاسي داخلي متمايل و راغا هاكد‪.‬‬ ‫هر اسا‬

‫كبیه سازي هاي مدل‪ ،‬عرفات هم هه اين نتیجه رسید که هايد ماض‬

‫خاد را تعديل کند تا حزب کارگر را از اتخاذ نگاهي سرسختانه تر در اسرائیل دور‬

‫‪181‬‬

‫کند‪ .‬مدل من پیشنهاد ميداد که عرفات ميخااهد مجماعه اقداماتي را انتخاب کند‬ ‫که نه هر اسا‬

‫رفاه خاد ملت فلسطین‪ ،‬هلكه هر اسا‬

‫رفاه سیاسي كخصي خادش‬

‫خااهد هاد‪ .‬در مقالم ‪ 1119‬نیز اينچنین ناكتم که « راهحل مدل ميگايد که عرفات‬ ‫هه پايدار کرد ماقعیت سیاسي خادش خااهد پرداخت و خادش را از مخالفت‬ ‫هاي سیاسي جدي چه از جانا فلسطیني ها و چه از جانا اسرائیل مبرا ميکند‪... .‬‬ ‫اگر عرفات تصمیم هگیرد که ماض خاد را تعديل کند‪ ،‬اين امر گاياي آ است که‬ ‫وي ميخاا هد هم آرما فلسطیني ها و هم مخالفا خاد را در مذهح رفاه سیاسي‬ ‫كخصي خادش قرهاني کند»‪ .‬ظاهراً قضیه از اين قرار هاد‪ .‬هناهراين تحلیل من از يک‬ ‫سؤال مبهم هه سمت قضاياي ساختاريافتم و تحلیل دقیقي از پايايي هاي مذاکره‬ ‫حرکت کرد که رسید هه تاافق را هراي كامیر و عرفات غیر ممكن ساخته و در‬ ‫زما نخست وزير كد پرز‪ ،‬سازش و تاافق را میا او و عرفات ممكن کرده هاد‪.‬‬ ‫پرسید سؤال درست و کنار گذاكتن مناف کلیدي يک مسئلم مشخ‬

‫غالبا‬

‫قدمي است که از اهتدا هرداكته نميكاد‪ .‬در عاض‪ ،‬نسبت هه {آ دسته از}‬ ‫هاورهايي عمامي درهارة داليل اقدامات افراد هسنده ميکنیم که مناسا هه نظر‬ ‫ميرسند‪ .‬هزينه هاي اين تنبلي ميتااند گرا تمام كاد خصاصاً زماني که مسائل ما‬ ‫از ناعي هستند که جامعه هراي جلاگیري از تكرار آ هه دنبال عبج مي گردد‪ .‬ها‬ ‫يک تشخی‬

‫و معاينم اكتباه‪ ،‬قط هه يقین درماني اكتباه همراه خااهد آمد‪ .‬اگر‬

‫سیاستمدارا زودتر هه کشمكش هاي احتمالي که عرفات و اسرائیلي ها پس از اسلا‬ ‫ها آ مااجه مي كدند تاجه ميکردند‪ ،‬كايد ميتاانستند كرايط را ههتر مديريت‬ ‫کنند و از سال ‪ 1111‬هه اين طرف‪ ،‬از هسیاري از عقا روي ها و پسرفت ها {در‬ ‫رواهط} میا اسرائیلي ها و فلسطیني ها جلاگیري کنند‪.‬‬

‫‪184‬‬

‫تنها به جایی که تیربرق روشن میکند نگاه نکن‬ ‫تمرکز نكرد هر اينكه چه چیزهايي مسئله هستند‪ ،‬چه افرادي هازيكن هستند‪،‬‬ ‫انگیزههايشا چیست و چگانه انگیزههاي آنها را اصبح کنیم محدود هه مسائل امار‬ ‫خارجه نميكاد‪ .‬دنیاي تجارت نیز حداقل هه همین اندازه از چنین دكااري هايي‬ ‫رنج ميهرد ‪ .‬هراي اينكه مثالي از اين دست از سال هاي اخیر هزنیم هیايید هه مدلي‬ ‫نگاه هیاندازيم که من و همكارانم هراي كناسايي علل و راهحل هاي مرهاط هه‬ ‫کبههرداري هاي كرکتي طراحي کرده هاديم‪.‬‬ ‫از زما رساايي كرکت انرو ‪ ،122‬کنگره آمريكا هسیار تبش کرده تا انگیزههاي‬ ‫كرکتي هراي گزارش دهي صادقانه را از طريق ايجاد حجم انباهي از مقررات جديد‬ ‫در اليحم سارهنز‪-‬آکسلي‬

‫‪121‬‬

‫که در سال ‪ 2992‬تصايا كد‪ ،‬تقايت کند‪ .‬هااينحال‬

‫مي ترسم قانا سارهنز‪-‬آکسلي هه صارت ظاهري هه مسئله هپردازد و عمیقا هه علل‬ ‫ريشه اي کبههرداري نپردازد‪ ،‬حداقل آ علت هايي که در مدل طراحي كدة من و‬ ‫همكارانم ديده كدهاند‪ .‬هما طار که در ككل ‪ 1.1‬ميتاا ديد‪ ،‬عليرغم تصايا‬ ‫قانا سارهنز‪-‬آکسلي‪ ،‬دادخااهي مرهاط هه کبههرداري دوهاره در حال افزايش است‪.‬‬ ‫از زما كروع رکاد در سال ‪ ،2998‬کبههرداري از میزا پیش از نزول خاد در سال‬ ‫‪ 2998‬نیز هیشتر كد‪ .‬اين فقط هخش کاچكي از كااهد ‪ -‬كااهد هیشتري ارائه‬ ‫خااهد كد‪ -‬اعتقاد من هر اسا‬

‫مدلم است که {ميگايد} مقدماتي که کنگره را هه‬

‫تصايا قانا سارهنز‪-‬آکسلي کشاند اكتباه هادند‪ .‬اوهاما ماج جديدي از کنترل هاي‬ ‫مقرراتي هراي مهار ريسک کبههرداري ها و ورككستگي هاي تجاري را وعده‬ ‫‪122 Enron‬‬ ‫‪121 Sarbanes-Oxley bill‬‬

‫‪181‬‬

‫ميدهد‪ .‬اجازه دهید امیدوار هاكیم که دولت اوهاما و کنگره نسبت هه انگیزهها هیشتر‬ ‫حسا‬

‫هاكند تا مقررات درستي را وض کنند‪.‬‬

‫هراي مهار ريسک کبههرداري مهم است که اوال محرک هاي ارتكاب کبههرداري‬ ‫را هفهمیم‪ .‬مدلي که من و همكارانم هر روي آ کار کرديم چگانه مشخ‬

‫ميکرد‬

‫که کدام كرکت ها انگیزة ارتكاب کبههرداري دراند و کدام يک ندارند؟‬ ‫رويكرد نظريه هازي ما يک گانهاي از پژوهشي است که ما هراي فهم چگانگي‬ ‫حكمراني هر کشارها انجام داديم (لئاپالد عزير را هه ياد هیاوريد)‪ .‬اما حااستا جم‬ ‫هاكد چا پیچ و تاب هاي فضاي كرکت ها از ماضاعات ديگر جذاب تر است‪.‬‬ ‫هما طار که در پژوهش درهارة لئاپالد و ديگر سرا دولت ديديم‪ ،‬وفاداري هه‬

‫‪188‬‬

‫رهبرا در دماکراسي ها هسیار ضعیف تر است چرا که رقاهت هه جاي اينكه هر سر‬ ‫ثروتمند كد كخصي ت عداد اندک از حامیا رهبرا هاكد هر سر تفكرات سیاستي‬ ‫است‪ .‬همین قضیه را ميتااند درهارة كرکت ها و هقاي مديرا كرکتي نیز گفت‪ .‬از‬ ‫اين نقطم آغاز‪ ،‬ميتاا فرض کرد که خروجي مسئله وفاداري در دنیاي تجارت‬ ‫همانند دنیاي سیاست خااهد هاد‪ :‬رهبري «مستبدانه» هه فساد (کبههرداري) منجر‬ ‫ميكاد در حالي که رهبري «دماکراتیک» اين طار نیست‪ .‬قضیه اينطار نیست‪ .‬هر‬ ‫عكس‪ ،‬هما طار که خااهیم ديد‪ ،‬وفاداري كديدي که در معرض خطر روش هاي‬ ‫نسبتاً مستبدانم كرکتي قرار گرفته است هه کاهش ريسک کبههرداري کمک ميکنند‪.‬‬ ‫هراي فهم اين ماضاع‪ ،‬هايد چ راغ تیر هرق را رها کنیم و واقعا هه پشت صحنم منطقي‬ ‫که گردانندة رفتار كرکتي است نگاه کنیم‪.‬‬ ‫هنگاه هاي هزرگ میلیا ها سهام دار دارند‪ .‬اما فقط هعضي از آنها هه جلسات‬ ‫ساالنه سهام دارا مي آيند و نظر خاصي درهارة چگانگي مديريت كرکت و يا نحاة‬ ‫عملكرد آ در صارت تفاوت در مديريت ندارند‪ .‬آنها هر حسا وظیفه كناسي‬ ‫نمايندگا خاد را هه جلسه مجم سهامدارا مي فرستند و طبق نظر هیئتمديره‬ ‫رأي ميدهند و يا اظهار نظر نمايندگا خاد را در سطح زهاله مي اندازند و هرگز‬ ‫رأي نميدهند‪ .‬هلاک هاي هزرگ آرائ تاسط تعداد اندکي از سرمايه گذارا‬ ‫سازماني‪ ،‬مديرا اركد اجرايي و اعضاي هیئتمديره کنترل ميكاند‪ .‬اين آراء و نه‬ ‫خاد سهام دارا هستند که مشخ‬

‫ميکنند چطار كرکت اداره كاد‪ .‬هرچه سرمايه‬

‫گذارا سازماني و سهام دارا قدرتمند هیشتر هاكند‪ ،‬گروه هاي هیشتري وجاد دارد‬ ‫که مديريت كرکت نسبت هه آنها هايد پاسخگا هاكد‪ .‬چیزي در خاطرتا تداعي‬ ‫ميكا د؟ اين چالش پیش روي همم رهبرا است‪ :‬هر چه سیستم «دماکراتیک»تر‬

‫‪188‬‬

‫هاكد‪( ،‬هه دماکراسي هه عناا مفهامي مطلق و هسیط نگاه کنید نه مفهامي طیفي)‪،‬‬ ‫افراد هیشتري راضي ميكاند‪.‬‬ ‫زماني که اوضاع خاب پیش مي رود‪ ،‬انگیزههاي مديرا اجرايي که ادارة كرکت‬ ‫را هه عهدهدار ند ها مناف سهام دارا سازگار است‪ .‬ركد ساد كرکت هراي مديرا‬ ‫اجرايي و هراي سهامدارا سادمند است‪ .‬اما گاهي اوضاع خاب پیش نمي رود‪ .‬در‬ ‫آ صارت‪ ،‬مناف مديريت و سهام دارا ممكن است از هم جدا كاد‪ .‬هبینیم چرا‪.‬‬ ‫در هازارهاي سهام کشارهاي تاسعه يافته‪ ،‬مدل کبههرداري نشانگر اين است که‬ ‫هررسي کبههرداري ناعاً هه نتیجه ميرسد چا مديريت كرکت ها تبش ميکنند تا‬ ‫ارزش هاي سهامدارا حفظ کنند‪ .‬منظارم را اكتباه متاجه نشايد‪ .‬مدل کبههرداري‬ ‫من فكر نميکند که مديرا كرکت ها انسا هاي ناع دوستي هستند که از خااهشا‬ ‫مي زنند تا هه راههاي جديدي هراي ههتر کرد وضعیت سهام دارا فكر کنند‪ .‬آنها‬ ‫مرتكا کبههرداري ميكاند تا كغل خادكا را در مااجهه ها عملكرد ضعیف حفظ‬ ‫کند نه اينكه اين کاركا صرفا نتیجه عبقه كا هه گال زد سرمايه گذارا هاكد‪.‬‬ ‫يعني ما ميتاان یم از سااهق {کیفري} عمامي افراد استفاده کنیم تا میزا احتمال‬ ‫کبههرداري را هه گزارش عملكرد هر كرکتي که هه صارت عماميدادوستد ميكاد‪،‬‬ ‫هه نظارت هر مالكیت و هه انگیزههاي ناكي از حكمراني پیاند هزنیم تا آ هنگاه را هه‬ ‫صارت صادقانه مديريت کنیم‪.‬‬

‫‪186‬‬

‫من و همكارانم ها هررسي اطبعات قاهل دسترسي و عمامي ممخاذه از هايگاني‬ ‫کمیسیا هار‬

‫و اوراق ههادار‬

‫آمريكا‪124‬‬

‫دريافتیم که میزا ساد پردخت كده هه‬

‫سهام دارا و پرداخت هاي جبراني و دستمزد مديريت اركد كرکت ها طي سال‬ ‫هاي گزارش دهي صادقانه و طي سال هاي پیش از گزارش دهي دستکاري كده و‬ ‫جعلي هه كدت ها يكديگر متفاوت هستند‪ .‬در سال هايي که کبههرداري رخ ميداد‪،‬‬ ‫مديريت اركد كرکت ها تاجه هه ساختار حكمراني كرکتي و عملكرد گزارش كدة‬ ‫آ ‪ ،‬پرداخت جبراني کمتري ‪ -‬هله درست خاانديد دستمزد کمتر و نه هیشتر‪ -‬از‬ ‫حد مارد انتظار ميگرفتند‪ .‬ساد سهام ها عماماً کمتر از میزا انتظار هاد‪ .‬در هما‬ ‫حال‪ ،‬عملكرد گزارش و ههتب آ ركد هنگاه در هازار سرمايه‪ ،‬درست همانند كرايط‬ ‫سال هاي گزارش دهي صادقانه‪ ،‬خاب هه نظر ميرسید‪ .‬تذکر اين نكته الزم است که‬ ‫حقاق و دستمزد مديريت اركد كرکت ها در سال هاي کبههرداري احتماالً افزايش‬ ‫پیدا کرده است و هه معني مطلق کلمه اين پرداخت ها مبالغ هزرگي هستند اما نقطم‬ ‫حیاتي اين است که اگر كرايط واقعا هراي كرکت خاب پیش مي رود‪ ،‬پس هايد‬ ‫پرداختي ها و دستمزد {مديريت} از اين چیزي که هست هیشتر هاكد‪.‬‬ ‫منطق مدلي که طراحي کرديم اين روندها را كناسايي کرده هاد تا هه دنبال آنها‬ ‫هاكیم‪ .‬ما نميدانستیم که آيا اين الگاها را عمبً در هايگاني کمیسیا هار‬

‫و اوراق‬

‫ههادار آمريكاپیدا ميکنیم يا نه اما ميدان ستیم اگر مدل ما درست هگايد‪ ،‬اين روندها‬ ‫کلید اصلي پیشهیني کبههرداري هستند‪.‬‬

‫‪124 SEC‬‬

‫‪181‬‬

‫چرا اين ر وندها؟ مديرا عامل همیشه انگیزه اين را دارند تا کاري کنند که‬ ‫كغلشا را حفظ کند‪ .‬اگر هبینند که كرکت آنها مطاهق ها انتظار هازار کار نمیكند‪،‬‬ ‫ماقعیت آنها در خطر مي افتند و آنها کاري خااهند کرد تا از اين وضعیت نجات‬ ‫پیدا کنند‪ .‬اکنا اين مديرا ميتاانند استدالل کنند که هنگاه قرهاني كاک هاي‬ ‫غیرقاهل پیشهیني كده است و ما نبايد نسبت هه آ پاسخگا هاكیم (اين هما‬ ‫استداللي است که وقتي مديرا عامل جنرال ماتارز و کرايسلر هه دنبال کمک مالي‬ ‫دولت هراي جلاگیري از ورككستگي هادند انجام ميدادند‪-‬آنها هه رکاد اقتصادي و‬ ‫نه تصمیمات مديريتي خاد هه عناا عامل مصیبت و گرفتاري صنعت اتامبیل اكاره‬ ‫ميکرد ند) اما هدو هر گانه اغراق‪ ،‬چنین استدالل هايي ريسكي هستند و كايد هراي‬ ‫حفظ كغل يک مدير عامل کافي نباكند‪.‬‬ ‫اگر مقصر دانستن اقتصاد يا هعضي نیروهاي خارجي مديريت اركد كرکت را از‬ ‫وضعیت هد نجات ندهد‪ ،‬آنگاه مديرا هااليي مايلند که عملكرد حقیقي كرکت را هه‬ ‫درستي نشا ندهند‪ .‬اگر اين مديرا هتاانند ها اين هرداكت اكتباه ديگرا را گال‬ ‫هزنند که كرکت دارد درست فعالیت ميکند‪ ،‬آنگاه آنها در خطر اخراج كد قرار‬ ‫نخااهند داكت‪ .‬هراي افراد هیروني فهمید حجم واقعي فروش كرکت‪ ،‬درآمدها‪،‬‬ ‫هزينه هاو سادهاي آ دكاار است‪ .‬ارزش هازاري يک كرکت نشا دهنده اين‬ ‫عاامل است و اينها هما عااملي هستند که هه هنگام گزارش دهي کاذب و سپس‬ ‫کشف كد آ ‪ ،‬منجر هه اتهام هه کبههرداري در حساهداري ميكاند‪.‬‬ ‫اگر در درآمدها اغراق و غلا كاد و يا هزينه ها کمتر از میزا واقعي آ نشا‬ ‫داده كاند‪ ،‬مديرا اركد ميتاانند هه صارت ماقت هازار را درهارة ارزش حقیقي‬

‫‪169‬‬

‫كرکت هه اكتباه هیاندازند و وانماد کنند که كرکت (هه طار کاذب) انتظارات را‬ ‫هرآورده يا فراتر از انتظارات هاده است‪ .‬هر اسا‬

‫مدل‪ ،‬اين انگیزه اصلي هراي‬

‫کبههرداري كرکتي است‪.‬‬ ‫اين اختبف و ككاف میا سادهاي سهام کمتر از انتظار ها پرداخت هاي جبراني‬ ‫مديرا و ركد ظاهراً نرمال يا خاب ارزش هازاري كرکت عبمت هشدار اولیه اي‬ ‫از ريسک افزايش يافتم يک کبههرداري است‪ .‬البته ظاهراً نه کمیسیا هار‬

‫و‬

‫اوراق ههادار آمريكا و نه هسیاري از كرکتهاي ديگر متاجه اهمیت اين اطبعات در‬ ‫يافتن عبئم اولیه مشكل و گرفتاري نیستند‪ .‬قانا سارهنز‪-‬آکسلي قطعاً هه تحلیل‬ ‫اندازه ككاف هین اين مناف تاجهي نميکند‪.‬‬ ‫منطق اين هازي و كااهدي که از پرونده هاي كرکتي چند صد كرکت و طي‬ ‫هیش از يک دهه هه دست آمده است سؤاالتي را نیز درهارة تاجیهات مطباعاتي و‬ ‫افهام عامه ايجاد ميکند‪ .‬يک نگاه کامب معمال نسبت هه کبههرداري اين است که‬ ‫مديرا حري‬

‫هراي ثروتمندکرد خادكا و هه قیمت ضرر هه سهامدارا و‬

‫کارکنا كرکت ها فعالیت ميکنند و فقط کمي از چپاولگرا ههترند و اينجاست که‬ ‫مسئله هه نقاي‬

‫كخصیتي زكت و كنی تنزل پیدا ميکند‪ .‬اين طرز فكر ما را هه‬

‫جايي نميرساند‪.‬‬ ‫ما اغلا هه آنچه اخیراً اتفاق افتاده نگاه ميکنیم و اينگانه فرض ميکنیم که‬ ‫اهداف و فرجام ها هستند که اقدامات پیشین را هرانگیخته اند‪ .‬خیلي راحت است که‬ ‫فكر کنیم مديرا حري‬

‫سندها را دستکاري کردهاند تا خادكا را ثروتمند کنند‪،‬‬

‫نف كخصي هم قطعاً هه منفعت کاتاه مدت گره خارده است ( البته من هیچ وقت‬

‫‪161‬‬

‫نميگا يم که منفعت كخصي انگیزه کلیدي نیست اما هايد هررسي کنیم که ماهیت آ‬ ‫منفعت كخصي چیست)‪ .‬اما در اين تفكر فراماش ميکنیم که مثب کبههرداري انرو‬ ‫حدود سال ‪ 1118‬كروع كد اما مديرا اركد آ كرکت‪ ،‬سهام خاد را تا حدود سال‬ ‫‪ 2999‬و ‪ 2991‬نفروختند‪ .‬چرا آنها اينقدر طاالني منتظر همانند و چندين سال‪ ،‬پیش‬ ‫از تبديل دارايیشا ‪ ،‬ريسک کشف كد اين دارايیشا را هه جا هخرند؟ درست‬ ‫است‪ ،‬قیمت هاي سهام داكت هاال مي رفت اما اين هم درست است که ريسک‬ ‫مخفي ماند ها گذكت هر ماه و هر سال هیشتر و هیشتر مي كد‪ .‬آيا آنها هین سال‬ ‫هاي ‪ 1118‬تا ‪ ،2991‬فقط هه دنبال کسا منفعت هادند يا اينكه انتظار منفعت‬ ‫هسیاري هزرگتري را پس از پنج‪،‬ده يا پانزده سال هعد داكتند؟‬ ‫اگر تنها هه دنبال علت هاي کبههرداري در نتیجه نهايي هاكیم‪ ،‬اين مسئله را هه‬ ‫درستي تحلیل نخااهیم کرد ‪ .‬هه ياد داكته هاكید که همبستگي هما علیت نیست‪-‬‬ ‫تاضیح يک مسئله در آغاز آ و نه در پايا آ قرار گرفته است‪.‬‬ ‫در پرونده انرو ‪ ،‬هه نظر ميرسد که در سال ‪ 2999‬يا ‪ ،2991‬هاالترين مقام‬ ‫مديريت آ كرکت فهمید که آنها نميتاانند مشكبت را حل کنند‪ .‬ها هه پايا‬ ‫رسید هازي آ كرکت‪ ،‬آنها دارايي هاي {سهامي} خاد را تبديل کردند‪ .‬اينكه آنها‬ ‫اين کارا را کردند در حالي که وضعیت حقیقي امار كرکت را مي پاكاندند و هه اين‬ ‫صارت مستمري هگیرا خاد را در آ وضعیت و هدهكار رها کنند‪ ،‬زكت و مذمام‬ ‫است‪ .‬اما دقیقاً هه هما اندازه روكن هاد که مديرتي اركد انرو پیش از تبديل‬ ‫دارايي هاي سهام خاد چهار سال معطل نبادند تا خادكا را ثروتمند کنند و سپس‬ ‫هزنند هه چاک‪ .‬همه آ مدت‪ ،‬هر اسا‬

‫منطق هازي‪ ،‬آنها تبش ميکردند تا كرکت را‬

‫‪162‬‬

‫نجات دهند چا مناف هلندمدت تر آنها در صارتي که در انجام اين کار مافق مي‬ ‫كدند تممین مي كد‪ .‬اگر زماني که آنها در حال درست کرد مسیر كرکت هستند‪،‬‬ ‫قرار هاكد اعداد دستکاري كاند پس دستکاري هشاند‪ .‬در نگاه آنها‪ ،‬هدف وسیله‬ ‫را تاجیه ميکرد‪ .‬اگر سهام دارا و خصاصاً اعضاي اصلي هیئتمديره مي فهمیدند‬ ‫که كرکت انرو گرفتار چه مشكلي است‪ ،‬هیچ کدام از آ {اهداف} اتفاق نمي‬ ‫افتاد‪.‬‬ ‫{اگر} هه مديرا ‪ ،‬انگیزههاي اكتباه هدهید‪ ،‬ميتاانید هر روي تبعات اجتماعي‬ ‫منفي اقدامات آنها حساب کنید‪ .‬هه آنها انگیزههاي درست هدهید‪ ،‬آنها نیز کار درست‬ ‫را انجام خااهند داد اما نه هه خارط اينكه آنها مملا از تقااي اجتماعي هستند هلكه‬ ‫آنها در خدمت مناف خادكا خااهند هاد‪ .‬لئاپالد يادتا هست؟ او انگیزههاي‬ ‫کامب خاهي در هلژيک داكت و کارهاي خاهي در آنجا کرد‪ .‬انگیزههايي وحشتانكي‬ ‫در کنگا داكت و عملكرد وحشتناکي هم در آنجا هه جاي گذاكت‪.‬‬ ‫پس کدام انگیزههاي درست و کدام نادرست هستند؟ چرا هعضي كرکت ها‬ ‫مرتكا کبههرداري ميكاند در حالي که هعضي ديگر‪ -‬اغلا هنگاه ها‪ -‬حتي در‬ ‫كرايط سخت هم مرتكا کبههرداري نميكاند؟ در پاسخ اين سؤال ميتاانیم‬ ‫هفهمیم که چطار انگیزهها را هه درستي تغییر دهیم و چطار پیشهیني کنیم که چه‬ ‫کسي انگیزههاي نادرست دارد و در معرض خطر جدي ارتكاب کبههرداري قرار‬ ‫دارد‪.‬‬ ‫يک داللت روكن از مدل کبههرداري که من و همكارانم آ را طراحي کرديم اين‬ ‫است که هر چه اندازة گروهي که مديرا عامل هراي حفظ كغلشا هه آنها واهستگي‬

‫‪161‬‬

‫دارند هزرگ تر هاكد‪ ،‬سهام داراني که آنها را هه قدرت رسانده اند‪ ،‬هه احتمال هیشتري‬ ‫آنها را هیرو خااهند انداخت‪ .‬اين هما اتفاقي است که هر سر رهبرا دماکراسي ها‬ ‫مي آيد و اين هما اتفاقي است که هه احتمال زياد در كرکتهاي نسبتاً دماکراتیک‪،‬‬ ‫هراي مديرا عامل داراي عملكرد ضعیف رخ ميدهد‪ .‬مديرا هراي نجات خادكا ‪،‬‬ ‫هه نادرستي انگیزش ميكاند تا عملكرد حقیقي كرکت را هه صارت نادرست ارائه‬ ‫کنند تا مجبار نباكند هما اهتدا نسبت هه عملكرد كرکت تاضیح دهند‪.‬‬ ‫اين حرف هراي اين نیست که هگايیم كرکتهاي «مستبد» ( که افراد کمتري در‬ ‫ساختار قدرت آ راضي خااهند هاد) قادر هه کبههرداري نیستند‪ .‬اتفاقا آ حرف ها‬ ‫هايد هراي آ كرکتهايي که مديريتشا ريسک مرهاط هه كغلشا را هه میزا کافي‬ ‫{هاال} نميهینند که وساسه كاند خاد را درگیر کبههرداري کنند هسیار هدتر هايد‬ ‫هاكد‪ .‬اگر ما كراکت (هه كراکت هه مثاهم الیگاركي ها نگاه کنید) و كرکتهاي‬ ‫خاناادگي (سلطنتها) را در نظر هگیريم‪ ،‬مقیا‬

‫متناسا سازي ما {هراي مسائل} در‬

‫میا مرز كرکتهاي عمامي‪ /‬خصاصي گسترش ميياهد‪.‬‬ ‫مقررات گذارا دولتي و هیئت هاي گرداننده {هیئتمديره ها} در حفاظت سهام‬ ‫دارا و کارمندا از خطر کبههرداري ميتاانند ههتر عمل کنند‪ .‬هدين منظار‪ ،‬تاجه‬ ‫ها هه هنگام تنزل عملكرد كرکت هايد هه صارت گسترده تري هر روي انگیزههاي‬ ‫مديرا در نظارت هر خادكا و همكارانشا قرار گیرد‪ .‬دانستن چگانگي تعديل‬ ‫ساختارهاي حكمراني هراي القاي انگیزههاي درست‪ ،‬راه مقررات گذاري مافقیت‬ ‫آمیز هنگاه ها است‪ .‬ايجاد تااز میا انگیزهها در اوضاع و كرايط خاب و كرايط هد‬ ‫چالش هزرگي ادارة يک كرکت است هه طاري که مديرا حرفه اي را جذب و نگه‬

‫‪164‬‬

‫دارد و انتظارات سهامدارا را هم هرآورده کند‪ .‬طراحي حكمراني كرکتي ههینه هايد‬ ‫هه صارت مارد هه مارد اجرا كاد و ماهیت هازار آ هنگاه را هم در نظر هگیرد‪ .‬هراي‬ ‫درک درست انگیزهها نیازمند تنظیم و میزا سازي هستیم و مقررات گذاري کلي و‬ ‫سرسري نميتااند هه اين ماضاع کمک کند‪ .‬اعتماد هه يک كرکت نیزامند اين است‬ ‫که ما در اين جه ت ها حرکت کنیم نه اينكه انرژي هايما روي پیدا کرد افراد‬ ‫حري‬

‫و مقصر کرد آنها هزاريم و يا هراي اماري که آككارا جزء مسائل حكمراني‬

‫كرکتي هستند هه دنبال راهحل هاي مناسا‪-‬همم‪-‬ماارد هگرديم‪ .‬جستجاي حرص و‬ ‫طم درست مانند اين است که فردي مست زير تیر چراغ هه دنبال کلیدش هاكد‪.‬‬ ‫اغلا اوقات‪ ،‬چیزي که گمشده زير ناع چراغ نیست‪.‬‬ ‫هه طار کلي تر‪ ،‬اگر حقیقتاً هخااهیم اقرار مديرا كرکتي هه کشف مشكبت را هه‬ ‫محض کشف آنها راحت تر کنیم‪ ،‬هايد قاانین را طاري تغییر دهیم که مديرا هه‬ ‫خاطر فاش کرد مشكبت‪ ،‬خاد را هه دست مجازات نسپارند‪.‬‬ ‫هسیاري از كرکت ها مشكبت محصاالت يا عملكرد خاد را مدتها پیش از اينكه‬ ‫اين مشكبت علني كاد کشف ميکنند‪ .‬قطعاً کار خاهي است که هعضي مشكبت‬ ‫جدي هرگز علني و آككار نشاند‪ .‬هراي مثال‪ ،‬چند سال پیش كرکت «‪ »3M‬محصال‬ ‫اسكاچگارد‬

‫‪121‬‬

‫را از هازار جم کرد‪ .‬اين محصال يكي از هزرگترين دستاوردهاي آ‬

‫كرکت هاد و هه طاري که يک روز در فروكگاه ها ماجاد هاد و روز ديگر تمام‬ ‫كده هاد‪ .‬چند سال هعد‪ ،‬كرکت ‪ 3M‬محصالي معرفي کرد که اسكاچگارد جديد و‬

‫‪121 Scotchgard‬‬

‫‪161‬‬

‫ارتقا يافته نامیده مي كد‪ .‬سازما حفاظت از محیط زيست آمريكا و ديگر هنگاه هاي‬ ‫صنعت مااد كیمیايي تعجا کردند که آيا كرکت ‪ 3M‬در مادة كیمیايي اصلي‬ ‫اسكاچگارد که در محصال «جديد و ارتقا يافته»اش وجاد ندارد‪ ،‬خطري ناظر هه‬ ‫سبمتي يا ايمني پیدا کرده است؟‬ ‫من نميدانم که ‪ 3M‬هه مشكلي پي هرده هاد يا صرفا يک روز تصمیم گرفت تا‬ ‫يک محصال مافق و پرفروكش را تغییر دهد‪ .‬تصار کنید که آنها مشكلي را در‬ ‫محصال خاد پیدا کرده هادند‪ .‬آنها چه کاري ميخااستند – نه‪ ،‬از آ ههتر‪ ،‬چه کاري‬ ‫ميتاانستند {ها حس} مسئاالنه انجام دهند؟ رهبرا كرکت در چنین مااقعي كايد‬ ‫مشتاق هاكند تا آنچه را کشف کردهاند آككار و هايدا کنند اما آنها فهمیدند که اين‬ ‫کار تخطي از تعهد امین و قاهل اعتماد هاد آنها است‪ .‬چه آنها اين کار را هكنند و‬ ‫چه نكنند مارد لعن و ناسزا هادند‪ .‬اطبع رساني عمامي {درهارة اين مشكل}‪،‬‬ ‫مديرا كرکت را د ر هراهر دادخااهي هاي مردمي که اين محصال را پیش از اينكه‬ ‫کسي ‪ -‬چه در داخل كرکت و چه خارج از آ ‪ -‬هفهمد مشكلي در محصاالت‬ ‫وجاد داكته است آ را مصرف کردهاند‪ ،‬هي پناه رها ميکند‪ .‬اين دادخااهي ها‬ ‫ميتااند ارزندگي {كرکت هراي} سهامدار را ويرا کند و {از طرف ديگر} اين‬ ‫ارزندگي سهامدار است که مديرا كرکت قاناناً نسبت هه حفاظت از آ متعهد‬ ‫هستند‪.‬‬ ‫اگر دولت كرکت ها را از پیگرد قاناني نسبت هه وجاد هر گانه مشكلي در‬ ‫محصاالتشا که قبب نسبت هه وجادش ناآگاه هادند مصا سازد‪ ،‬آنگاه احتماالً‬ ‫هسیاري از كرکت ها مايل خااهند هادمشكبتي که در محصاالتشا کشف ميکنند‬

‫‪168‬‬

‫افشا کنند‪ .‬دولت اين کار را نخااهد کرد‪ .‬اقامم دعاي راهحل مطلاب {دولت} است‬ ‫و اين هرخبف قدرداني و پاداشدهي هه اقدامات مسئاالنه و نیكاکارانم مديرا‬ ‫كرکت در كرايط سخت است‪ .‬نتیجه اين ميكاد که هه رهبرا كرکت انگیزههاي‬ ‫اكتباه و نادرست داده ميكاد‪ .‬دادخااهي هاي حال مشكبت حشره کش ‪DDT‬‬

‫يادتا است؟ آيا يادتا هست که مؤسسه سلطنتي کارولین‪ 128‬جايزه ناهل فیزيالاژي‬ ‫يا دارويي را در سال ‪ 1146‬هراي ساخت ‪ DDT‬هرنده كد؟ ها گسترش دادخااهي از‬ ‫اين مؤسسه‪ ،‬ما نتاانستیم از كرکت ها و رهبرانشا نسبت هه انتظارات و تصمیمات‬ ‫معقالي که هه سادگي و هدو هیچ گانه عمل خبفي از جانا آنها‪ ،‬ممكن هاد اكتباه‬ ‫و نادرست هاد آ مشخ‬

‫كاد‪ ،‬حفاظت کنیم‪.‬‬

‫در اين فصل در پي چگانگي ايجاد و ككل دهي هه سؤاالت هاديم‪ .‬نكته اصلي‬ ‫اين هاد که عناصر فردي يک مشكل را که راهحل آ مشكل را تشكیل ميدهد‪ ،‬از‬ ‫يكديگر جداسازي کنیم‪ .‬سپس ها تاجه هه كرايط‪ ،‬هه سادگي آ عناصر فردي مجزا‬ ‫را هه مسائلي تبديل کرد که ميتاا هه صارت جداگانه و يا در پیاند ها يكديگر‬ ‫درهارة آنها تصمیم گرفت‪ .‬زماني که يک مسئله هه خاهي تعريف كاد‪ ،‬متخصصا‬ ‫راحت تر ميتاان ند هگايند که چه کسي واقعا سعي خااهد کرد در هر مارد‪ ،‬هر‬ ‫تصمیمگیري اثر هگذارد‪ .‬سپس ما ميتاانیم از کامپیاتر هراي انجام پیشهیني و هازي‬ ‫مهندسي استفاده کنیم تا پیشنهادهايي که انتظار مي رود هر هازيكن هه هازيكنا ديگر‬ ‫هازي و هر مبناي{يک هازي} دوره اي هدهد كبیه سازي کند‪ .‬ما ميتاانیم انگیزههاي‬ ‫هازيكنا هراي پذيرش يا رد راهحل هاي پیشنهادي ديگرا را آككار کنیم‪.‬‬

‫‪128 Royal Caroline Institute‬‬

‫‪168‬‬

‫ها آماده داكتن هرنامه کامپیاتري‪ ،‬ميتاانیم مسئله را طبقه هندي کنیم و نه تنها‬ ‫مانند من که ها آ دستمال ها نتايج پیشهیني کردم نتايج را پیشهیني کنیم‪ ،‬هلكه‬ ‫هما طار که اكاره کردم ميتاا از کبههرداري كرکتي جلاگیري کنیم و اقدام هه‬ ‫مهندسي نتايج هه منظار تغییر آنها کنیم‪ .‬مهندسي خروجي ها ماضاع دو فصل هعدي‬ ‫خااهد هاد‪.‬‬

‫‪161‬‬

‫فصل ششم‬ ‫مهندسی آینده‬ ‫ديپلمات ها معتقدند که نام يک کشار متغیر مهمي است که هه تاضیح رفتار‬ ‫کمک مي کند‪ .‬هدين علت است که وزارت امار خارجه پیراما میزهاي کشاري‬ ‫سازماندهي كده است؛ درست هما طار که جامعه اطبعاتي پیراما‬

‫مناطق‬

‫جغرافیايي سازما يافته است‪ .‬رؤساي كرکتهاي چندملیتي ديدگاه هسیار مشاههي‬ ‫دارند‪ .‬هنگامي که مشكلي در قزاقستا هرايشا رخ ميدهد‪ ،‬ها افراد خاد در‬ ‫قزاقستا تما‬

‫ميگیرند تا راهحل را پیدا کنند‪ .‬اين امر هه نظر فاق العاده منطقي و‬

‫صحیح هه نظر ميآيد‪ .‬ها اين وجاد‪ ،‬صرفاً تا اندازهاي درست است‪ ،‬ولي هراي حل و‬ ‫فصل هیشتر مشكبت هسیار ناهسنده مينمايد‪ ،‬و يا آنگانه که من ميهینم‪ ،‬هراي‬ ‫مهندسي آينده نیز کافي و مناسا نیست‪.‬‬ ‫حاال هم اكتباه نكن! كناخت مكا ها و چگانگي تفاوت احتمالِ آنها ماضاعي‬ ‫مهم است‪ ،‬اما كايد تعجا هرانگیز هاكد که اهمیت آ هه میزا اهمیتِ كناخت افراد‬ ‫و چگانگي كباهت كا در هرکجا که هاكند‪ ،‬نیست‪ .‬من تا حال نه هه وضاح و‪،‬‬ ‫امیدوارم‪ ،‬نه از روي جهل هه اين ديدگاه نرسیدهام‪ .‬در واق ‪ ،‬کارآمازي و تعلیمي که‬ ‫منجر هه دريافت مدرک دکتري هراي من كد‪ ،‬مرا هه متخصصي در امار آسیاي‬ ‫جناهي مبدل کرد‪ .‬من حتي پنج سال هه مطالعهي زها اردو پرداختم‪ ،‬هم در طال‬ ‫دوره ي لیسانس و هم دوره ي فارغ التحصیلي‪ ،‬و در کشار هند پژوهشي در ركته‬ ‫خاد انجام دادم – فلذا قطعاً تخص‬

‫ناحیهاي را محترم كمرده و آ را ارزكمند‬

‫‪119‬‬

‫ميدانم‪ .‬اما فكر نميکنم اين طريقي هاكد که دولت يا تجارت مي هايست خاد را‬ ‫هراي اهداف مرهاط هه حل مشكبت‪ ،‬سازما دهد‪.‬‬ ‫در اينجا‪ ،‬همانند راههاي فراوا ِ ديگر‪ ،‬مخالف جريا روخانه و در هراهر جرياني‬ ‫قاي در حال كنا کرد هستم‪ .‬ديدگاه من در هسیاري از محافلي که هه آنها سفر‬ ‫ميکنم‪ ،‬ماضعي هحثهرانگیز است‪ ،‬و هسیاري در اين محافل ديدگاه هايي مثل‬ ‫ديدگاه من را در ههترين حالت‪ ،‬احمقانه و در هدترين حالت‪ ،‬خطرناک ميهینند‪.‬‬ ‫هااينحال‪ ،‬من از ريسک انتشار پیشهینيهايي درهارهي اماري که رخ ندادهاند‪ ،‬اهايي‬ ‫ندارم – و در کلیت امر‪ ،‬کساني که ها من مخالف هستند‪ ،‬چنین کاري نخااهند کرد‪.‬‬ ‫هما طار مطالعات منطقهاي کاري ارزكمند هه حساب ميآيد‪ ،‬اما في نفسه‬ ‫جايگزين مناسبي هراي اتحاد هین تخص‬

‫در هاب مكا ها و تخص‬

‫دانشمندا‬

‫نظريه هازيِ کارهردي در مارد نحاهي تصمیمگیري مردم محساب نميكاد‪.‬‬ ‫هااينحال هه نظر ميرسد ما فكر ميکنیم که دانستن واقعیتها کافي است‪ .‬هرخي‬ ‫حتي مدعي اند که پیشهیني فعل آتيِ مردم ها تكیه هر چیزي که همانند رياضیات‬ ‫انتزاعي است‪ ،‬کاري مضحک است‪ .‬ها صحبت از چیزهاي مضحک‪ ،‬مطمئناً اين را‬ ‫مضحک مي دانستیم که اگر كیمیدانا اعتقاد داكتند ترکیا اکسیژ و هیدروژ در‬ ‫چین نسبت هه اياالت متحده متفاوت است؛ اما هه داليلي معتقديم کامب منطقي است‬ ‫اگر هاور کنیم مردم هر اسا‬

‫اصال مختلفي در تیمباکتا‬

‫‪128‬‬

‫نسبت هه تیپراري‬

‫‪126‬‬

‫تصمیم مي گیرند (هرچند ممكن است نظر هه صرف ذرات وجادي متفاوت هاكیم‪،‬‬

‫‪Timbuktu‬‬

‫‪128‬‬

‫‪Tipperary‬‬

‫‪126‬‬

‫‪111‬‬

‫اما تا آ حد ها يكديگر تفاوت نداريم)‪ .‬تخص‬

‫کشاري‬

‫‪121‬‬

‫جايگزيني هراي فهم‬

‫اصال و قااعدي که تصمیمگیري انساني را کنترل ميکنند‪ ،‬نباده و هايد تاه ِ اصال‬ ‫مذکار هاكد‪ ،‬و هنگامیكه ما فعاالنه هه دنبال مهندسي آيندهاي ههتر هستیم‪ ،‬ها پشتكار‬ ‫فعالیت ميکند تا نكات دقیق و ظريفي را فراهم آورد‪.‬‬ ‫هه منظار هررسي اينكه چگانهاين ديدگاه از فرايند پیشهیني خبر ميدهد‪ ،‬در اين‬ ‫فصل هه گروهي هدل خااهیم كد که هر اسا‬

‫تضادهاي انساني‪ ،‬زندگي و از آ‬

‫تغذيه مي کنند‪ :‬يعني وکبء‪ .‬وکبء در يک عقیده ها ديپلماتها‪ ،‬دانشگاهیا و‬ ‫صاحبا کسا وکار مشترک هستند و آ اينكه نام کشارها مهم است‪ ،‬اما – هگذاريد‬ ‫کمي هه آنها اعتبار دهیم – هه داليل ههتري چنین اعتقادي دارند‪ .‬کشارهاي مختلف‬ ‫قااعد متفاوتي از قانا را اقتبا‬

‫کردهاند‪ .‬هرخي از کشارها تا زماني که گناه اثبات‬

‫نشاد‪ ،‬هیگناهي را مفروض مي دارند‪ ،‬در حالیكه ديگر کشارها هرعكس عمل ميکنند؛‬ ‫هرخي از کشارها هازندهي قضاوت را مجبار هه پرداخت هزينههاي دادرسي‬ ‫مينمايند‪ ،‬در حالیكه در کشارهاي ديگر اينگانه نیست‪ .‬اما آ تفاوت هه کنار‪،‬‬ ‫وکبء همانند ديپلمات ها و دولتمردا ‪ ،‬هیشتر وقت خاد را صرف مذاکره هراي حل‬ ‫اختبفات ميکنند ‪ -‬و تقريبا هیچ يک از آنها هرگز نظريه هازيها را نیاماخته و‬ ‫استراتژيهاي مذاکره را مطالعه نميکنند‪ .‬وکبء علم حقاق ميخاانند‪ ،‬و ديپلماتها‬ ‫درهاره ي کشارها مطالعه ميکنند‪ .‬هر دو گروه ممكن است کتابهاي محباهي را‬ ‫هخاانند که هینش هاي سادمندي هه آنها ميدهد‪ ،‬ولي مجماعههايي از حكايتهاي‬ ‫هاكمندانه و دستارالعملهاي آماده هراي مافقیت‪ ،‬نمي تااند جايگزيني هراي مطالعه‬

‫‪Country expertise‬‬

‫‪121‬‬

‫‪112‬‬

‫ي جدي نظريه هازي ها و يا دريافت کمک از افرادي که در مارد نحاه ي‬ ‫تصمیمگیري تخص‬

‫دارند‪ ،‬هاكد‪.‬‬

‫ص‪68‬‬ ‫هنگامیكه ديپلماسي مافق است‪ ،‬جنگها از طريق الفاظ ادامه ميياهد‪ ،‬رزمندگا‬ ‫در اطراف يک میز نشسته‪ ،‬آب معدني پريیر‬

‫‪119‬‬

‫مي ناكند تا زماني که نتیجه اي‬

‫حاصل كاد و آ را ها ناكید كراب عالي جشن هگیرند‪ .‬طرح دعاي در دادگاه نیز‬ ‫ناعي جنگ محساب ميكاد‪ .‬هما طار که هسیاري از منازعات هین المللي پیش از‬ ‫رسید هه میدا جنگ فیصله ميياهند‪ ،‬دادخااستها نیز همین گانهاند؛ در اتاقهاي‬ ‫مبقات‪ ،‬اتاقهاي جلسات‪ ،‬دفاتر وکبء و هه ندرت در دادگاهها هه جريا افتاده و‬ ‫حل و فصل ميكاند‪ .‬وکبء سلسله داليل قاهل قبال را تهیه کرده‪ ،‬سااهق را هررسي‬ ‫و اسناد را گردآوري کرده‪ ،‬و سااهق فعالیتهاي طرف مقاهل را مطالعه ميکنند‪ .‬در‬ ‫دادخااست هاي هزرگ مرهاط هه كخصیتهاي حقاقي‪ ،‬میلیا ها‪ ،‬حتي دهها میلیا‬ ‫دالر خرج گروههايي از وکبء ميكاد‪ .‬من تاکنا هر روي دادخااستهايي کار‬ ‫کردهام که كامل وکبء و كرکتهاي حقاقي هسیاري ميكاد که حساب همه ي آنها‬ ‫را داكتن تقريبا غیرممكن هاد‪ .‬كرکت مشاوره ي من اغلا هه دادخااست هايي‬ ‫مشارت داده است که در آ متهم – مشتري ما معماالً يک فرد متهم است –‬ ‫جلسات هي كماري ها يک يا دو جین از وکبء در هر جلسه دارد؛ که تمامكا‬ ‫سهامدارا اركد كرکتهاي هزرگ حقاقي هاده‪ ،‬و صارتحساب هر کدام ‪ 499‬دالر‪،‬‬ ‫‪ 199‬دالر‪ 899،‬دالر‪ 899 ،‬دالر و يا هاالتر‪ ،‬هه ازاي هر ساعت وکالت است‪ .‬يک‬ ‫‪Perrier‬‬

‫‪119‬‬

‫‪111‬‬

‫جلسه ي معمالي‪ ،‬که فقط يک روز کاري است‪ ،‬ها حضار حداقل دوازده وکیل‪،‬‬ ‫نزديک هه ‪ 18899‬دالر هزينه دارد – و اين رقم كامل هزينه هاي هسیار هاالترِ تهیه‬ ‫ي مقدمات هراي هحث آ روز نميكاد‪ .‬کافي است رقم مذکار را در تعداد جلسات‬ ‫ضرب کرده‪ ،‬و سپس دو يا سه هراهر کنیم تا هزينههاي تهیه ي مقدمات نیز محاسبه‬ ‫كاد‪ ،‬تا هبینید چنین دادخااستهايي چقدر سري و محسا ‪ ،‬گرا درخااهد آمد‪.‬‬ ‫من تاکنا هه مااردي مشاوره دادهام که مشتري ام ده ها میلیا هیشتر از آنچه ماق‬ ‫تسايه حساب پرداخت‪ ،‬خرج وکبي ديگر کرده هاد‪.‬‬ ‫البته‪ ،‬تمام پال پرداختي هاهت وکالت هي هیچ دلیلي خرج نميكاد‪ .‬هه طار کلي‬ ‫هراي دو هدف خرج كده است‪ .‬اول اينكه اين پال تمهیداتي را ميخرد که دورنماي‬ ‫پیروزي را ههباد ميهخشد‪ .‬اين‪ ،‬البته‪ ،‬كغل وکبست‪ .‬دوم اينكه اين پال خرج‬ ‫ميكاد تا هه طرف مقاهل سیگنال دهد که در هراهر جیاهاي عمیقي قرار گرفته که‬ ‫ميتااند متحمل هزينههاي زيادي هراي مبارزه علیه مبارزهي خاب كاد‪ .‬پیغام اين‬ ‫است‪" :‬ما كما را در حرکتها‪ ،‬سكا ها و تعللها‪ ،‬و تحت فشار كديد نگاه خااهیم‬ ‫داكت؛ تا وقتي که هزينه ي گزافي هر كما تحمیل کنیم‪ .‬ما هیشتر از كما ميتاانیم‬ ‫پال خرج کنیم" ‪ .‬طبیعتا طرف مقاهل نیز ها دو هدف مشاههي که در ذهنش دارد‪ ،‬پال‬ ‫زيادي را خرج ميکند‪ .‬دو طرف منازعه در حال انجام هازياي هستند که هه آ‬ ‫جنگ فرسايش‬

‫‪111‬‬

‫ميگايند‪ )1(.‬اين جنگ هراي وکبء فاق العاده است‪ ،‬و هراي‬

‫سايرين‪ ،‬افتضاح‪.‬‬

‫‪the war of attrition‬‬

‫‪111‬‬

‫‪114‬‬

‫نیروهاي نظامي‪ ،‬كباهت ديپلمات هستند هه خرجکرد حیرت آور در مارد‬ ‫دادخااست هاي حقاقي‪ .‬داكتن اسلحه هاي هزرگتر و هیشتر‪ ،‬ديگرا را از آغاز جنگ‬ ‫ها کسي که هه خاهي تجهیز كده است‪ ،‬هر حذر خااهد داكت‪ .‬هازدارندگي اغلا‬ ‫اوقات کارگر ميافتد‪ ،‬اما گاهي اوقات همانندِ تهديد هازدارندهي دادخااهي ها هزينه‬ ‫گزاف‪ ،‬سبحها در حراست از صلح ناتاا اند – و نتیجهي امر‪ ،‬وقاع جنگ خااهد‬ ‫هاد‪ .‬جنگها و دادخااهيها راههايي ناکارآمد هراي حل و فصل مشكبت هستند؛‬ ‫تقريباً هیچ گاه هه يک پیروزي قاط ختم نميكاند‪ .‬در عاض‪ ،‬معماالً ها مذاکره حل‬ ‫و فصل میشاند‪ .‬اصاالً هر دو طرف معاملهاي را ميياهند که ميتاانستند هدو تمام‬ ‫هزينه هايي که درنهايت آنها را پاي میز مذاکره آورد‪ ،‬در آ وارد كاند‪)2(.‬‬ ‫ص‪66‬‬ ‫يكي از داليلي که ديپلمات ها و وکبء از هزينههاي سرسام آور گامهاي پیش از‬ ‫تسايه كا اجتناب نميکنند اين است که آنها نظريه ي چانه زني‬

‫‪112‬‬

‫را نميدانند‪.‬‬

‫کاركا هه دست و پنجه نرم کرد ها پیچیدگي هاي هر وضعیت هه تنهايي تقلیل‬ ‫يافته است‪ .‬خردِ استفاده از تجرهیات و تجرهه کمک ميکنند‪ ،‬و هرخي از وکبء و‬ ‫ديپلمات ها در آ هسیار خاب هستند‪ ،‬اما اکثريت كا از مقدار زيادي از تجرهیات‬ ‫و خردِ تجرهي چشم پاكي ميکنند؛ که اين امر ماجا تمخیر در تسايه حساب و‬ ‫ارائهي حل منازعات‪ ،‬گرانتر از آنچه که هايد هاكد‪ ،‬خااهد كد‪.‬‬ ‫در رقصید !!!‪ ،‬که هر مذاکرات تقدم دارد‪ ،‬وکبء و ديپلمات ها تمايل دارند‬ ‫داليل قاهل قبالشا را هر اسا‬

‫مزيت ها و كايستگيهاي پرونده تحت هررسي ارائه‬ ‫‪bargaining theory‬‬

‫‪112‬‬

‫‪111‬‬

‫دهند‪ .‬آنها هه ندرت از طريق انگیزهها و مشاق هاي مخالفا خاد‪ ،‬افرادي که آنها‬ ‫نماينده كا هستند‪ ،‬و خادكا ‪ ،‬فكر ميکنند‪ .‬پس از آنكه رأيشا را درهارهي نقاط‬ ‫قات و ضعف پرونده تشكیل دادند – کاري که وکبء هراي انجامش آمازش ديده‬ ‫اند – سعي میكنند واقعیات را نسبت هه تفكر مشتريانشا مدنظر قرار دهند؛ خااه‬ ‫مشتريا كاکیاني هاكند که فكر ميکنند هه كدت هه آنها آسیا وارد كده‪ ،‬و يا‬ ‫متهماني هاكند که خاد را استثمار كده ميهینند‪ .‬مااض مطرح كده از ساي متهمین‬ ‫(يا كاکیا ) هین خادكا هه جهت پال يا ساير عاامل دخیل در يک دادخااست‪،‬‬ ‫منعكس کننده ي قضاوت آنها درهاره ي مزيت هاي پرونده تحت هررسي است‪ .‬آنها‬ ‫ميدانند که اين امر هراي طرف ديگر نیز صادق است‪ .‬اين امر هیچ تفاوتي ها‬ ‫مذاکرات هین المللي ندارد‪ ،‬خااه نگرا صلح پايدار هر روي زمین هاكند‪ ،‬يا خل‬ ‫سبحهاي هسته اي‪ ،‬يا اصال اساسي حكمراني و حقاق هشر‪.‬‬ ‫هنگامي که كرکت من در مارد دادخااستي مشاوره ميدهد‪ ،‬همااره از ما‬ ‫پرسیده ميكا د که چه تعداد از مستندات را میخااهیم هخاانیم‪ .‬احتماالً وکبء‬ ‫امیدوارند که واقعیت هاي مدنظر را فارغ از ذهنیات كا هه ما ارائه نمايند‪ ،‬هما طار‬ ‫که هراي مشتريانشا و خادكا تاکنا انجام داده اند‪ .‬معماالً مستنداتي که هه ما‬ ‫اجازه ي مطالعه ي آنها داده ميكاد‪ ،‬حیرت آور است‪ .‬پشته پشته کاغذ حاوي‬ ‫مستندات وجاد دارد‪ .‬خاكبختانه‪ ،‬پاسخ ما مطمئناً اين است که في الااق نیازي هه‬ ‫مطالعه ي اسناد نداريم‪ .‬هنگامي که مذاکرات آغاز ميكاند‪ ،‬مزاياي پرونده تحت‬

‫هررسي خیلي مهم نیستند – هلكه در كرايط دكاار و تنگناهاست که مزيت ها‬ ‫محاري خااهند هاد‪.‬‬

‫‪118‬‬

‫اين امر چگانه ميتااند هاكد؟ اطبعاتي را که در مصاحبه هاي حرفه اي هه‬ ‫دنبالشا هستیم را هه خاطر هیاوريد‪ .‬هیچ کدام از آنها درهاره ي میزا كايستگي‬ ‫{استحقاق} ماقعیت هر فرد نیست‪ .‬هلكه تمامشا مرهاط ميكاد هه اينكه میزا‬ ‫اهمیت داد افراد هه نتايج محاسبه كاد‪ ،‬و میزا اهمیت کسا اعتبار كخصي نزد‬ ‫آنا کشف گردد‪ .‬مديرا تجاري غالباً هه نتايج هسیار اهمیت ميدهند؛ وکبء اغلا‬ ‫هه اعتباري که سبا هیشتر كد کسا و کاركا گردد و كهرت آنها را هراي‬ ‫دادخااست هعدي هیشتر نمايد‪ ،‬اهمیت هسیار ميدهند‪.‬‬ ‫در فصل آخر‪ ،‬ماضاعي را معرفي کردهام که هخشي از يک كبكه ي پیچیده تر‬ ‫از مسائلي هاد که يک هنگاه هزرگ‪ ،‬که دچار دعاي قضايي ها دادگستري اياالت‬ ‫متحده كده هاد‪ ،‬ها آ مااجه كده هاد‪ .‬اين جدولي هاد که من از آ هراي ارجاع‬ ‫مقیا‬

‫نتايج استفاده کردم‪:‬‬

‫معناداری موقعیت مقیاس‬ ‫ص‪61‬‬ ‫‪199‬‬

‫اتهامات متعددِ جرم {جنايت}‪ ،‬كامل چند جرم كديد و خاص‬

‫‪19‬‬

‫چند فقره جرم كديد و خاص؛ اما هدو جرم هاي کاچكتر‬

‫‪69‬‬

‫يک جرم كديد‪ ،‬هه همراه چندين جرم کاچكتر‬

‫‪81‬‬

‫يک جرم كديد؛ اما هدو هیچ جرم ديگري‬

‫‪89‬‬

‫چند فقره جرم؛ اما هیچ کدام جزو جرم هاي كديد نیست‬

‫‪118‬‬

‫‪49‬‬

‫چند فقره تخطي از قانا ‪ ،‬هه همراه يک جرم کاچكتر‬

‫‪21‬‬

‫چند فقره تخطي از قانا ؛ هدو هیچ جرمي‬

‫‪9‬‬

‫يک مارد تخطي از قانا‬ ‫حال ميخاا هم رويه اي را از طريق اين مثال دنبال کنم تا كما را قادر سازم که‬

‫هبینید چگانه يک پیامد ميتااند مهندسي كاد‪.‬‬ ‫ضمیمه ي دوم حاوي اطبعاتي درهارهي نسخه ي دادخااستِ هدست آمده از‬ ‫کاركناسا متهم مي هاكد‪ ،‬که كامل وکبي داخلي‪ ،‬وکبي خارجي‪ ،‬و مديرا‬ ‫كرکت ها مي هاكد‪ .‬طبیعتا هه خاطر حفاظت از گمنامي فرد‪ ،‬اين ماضاع پنها و‬ ‫پاكیده است‪ .‬چنانكه از يک نظر اجمالي هه ضمیمه ديده ميكاد‪ ،‬تنها در راهطه ها‬ ‫اين يک نسخه – و هسیار ديگراني که در اين دعاي قضايي حضار داكتند –‬ ‫فهرست گروه هاي ذي نف گسترده هاد‪ .‬نه تنها متهم فهرستي هلند از وکبء و مديرا‬ ‫كرکتها داكت – کساني که از کاكش هراي ككل دهي هه اتهاماتي که علیه هنگاه‬ ‫اقامه ميكد‪ ،‬ساد میبردند – هلكه اجتماعي که تحت تمثیر اقدامات هنگاه قرار گرفته‬ ‫هاد نیز چنین فهرستي در اختیار داكت؛ و نیز هخش هاي مختلف دولت فدرال‪ .‬هه‬ ‫دور از غیرمعمال هاد ‪ ،‬اين وض معماليِ يک دعاي قضايي هزرگ‪ ،‬هالقاه گرا ‪ ،‬و‬ ‫حتي ويرانگر است‪.‬‬ ‫فهرست طاالني گروههاي دخیل هدين معناست که هازي هسیار پیچیده تر از اين‬ ‫هاد که هر کسي قادر هه فهم روكن و جام آ هاكد‪ .‬تا هه حال ممكن است هه مثالها‬ ‫نگاه کرده و فكر کرده هاكد "من مي تاانم اين کار را ها ذهنم انجام دهم"‪ ،‬لیكن هیچ‬

‫‪116‬‬

‫کس نمي تااند هدو کمک رايانه هه اين مسئله ي پیچیده هپردازد‪ .‬اين دقیقاً هما‬ ‫جايي است که ارزش افزوده از يک الگاريتم قاهل اعتماد هدست خااهد آمد‪.‬‬ ‫همه ي ما داستا هايي درهاره ي كرکتهاي فاسد كنیده ايم؛ مردم را فريا‬ ‫ميدهند‪ ،‬سبمت و ايمني را تمسخر ميکنند‪ ،‬مردم را هه محصاالت كا معتاد‬ ‫ميکن ند‪ ،‬فرار مالیاتي دارند‪ ،‬محیط زيست را آلاده ميکنند‪ ،‬کارگاه هايي را اداره‬ ‫میكنند که در آنها کارگرا را در كرايط هد استثمار ميکنند‪ ،‬و هقیه اش را خدا‬ ‫مي داند‪ .‬ماضاع مذکار در نظر اول كبیه چنین چیزي هه نظرم آمد‪ .‬كرکت مارد‬ ‫نظر‪ ،‬يعني مشتري من‪ ،‬متهم هه انجام کارهاي هسیار وحشتناکي هاد که نه تنها دعاي‬ ‫مدني ايجاد کرده هاد‪ ،‬هلكه ككايت هاي جنايي نیز از او كده هاد‪ .‬آنها هه كدت‬ ‫متهم هادند هه ناهادي يک جمعیت محلي هه خاطر ساد‪ .‬و هااينحال آدم هايي‬ ‫خاب‪ ،‬مهرها ‪ ،‬معتدل‪ ،‬اصیل و هي ريا هه نظر ميآمدند‪ .‬آنها عكسهايي از فرزندا و‬ ‫ناه هاي خاد در کیف پال هاي كا داكتند‪ .‬آنها اتامبیل هاي ساده ساار ميكدند‪،‬‬ ‫در رستارا هاي معمالي غذا مي خاردند‪ ،‬و هرنامههاي طنز معمالي تلايزيا و‬ ‫تئاتر تماكا مي کردند‪ .‬آيا واقعا وضعیت مي تاانست هه ترسناکي آنچه تاصیف كد‬ ‫هاكد؟ آيا مجماع كخصیتهايي که كرکت مشاورهاي مرا استخدام کرده هادند‪،‬‬ ‫واقعا هما هیاالهاي هي روحي هادند که در رسانهها تاصیف ميكدند؟‬ ‫ص‪19‬‬ ‫مثل همیشه‪ ،‬واقعیت خیلي متفاوتتر و پیچیده تر از چیزي هاد که اتهامات هیا‬ ‫ميکرد‪ ،‬و افراد درگیر در اين ماضاع‪ ،‬غالهاي كیطاني اي که در مطباعات محلي‬ ‫تاصیف ميكدند‪ ،‬نبادند‪ .‬اتفاقات وحشتناکي رخ داده هاد‪ ،‬اما معلام نباد که كرکت‬

‫‪111‬‬

‫مسئال‪ ،‬مجرم يا مسامحه کار است و يا کمترين قصدي هراي انجام هرگانه آسیا‪،‬‬ ‫هه خاطر ساد يا هه هر دلیل ديگري‪ ،‬داكته است‪ .‬در واق ‪ ،‬آنگانه که داستا هاي‬ ‫خبري اين مارد را مهیج و نمايشي نشا ميدادند‪ ،‬واقعیت هسیار متفاوت از آ هاد‪،‬‬ ‫و هه نظر ميرسد – هما طار که خااهیم ديد – دادستا اياالت متحده آ را فهمیده‬ ‫هاد‪.‬‬ ‫هايد هدانید‪ ،‬من سعي هر تاجیه هرخي از اتفاقات وحشتناکي که رخ داد‪ ،‬ندارم‪.‬‬ ‫من و كريكم كديدا هه مشتري ما اصرار کرديم تا مراحل را خارج از دعاي قضايي‬ ‫انجام دهد‪ ،‬تا هه جمعیتي که در مسئله درگیر هادند کمک کرده هاكد؛ فارغ از‬ ‫احسا‬

‫نگراني هراي رفاه مردم‪ .‬آنها از مشاوره ي ما استقبال کرده و هه آ عمل‬

‫کردند‪ .‬آنها مي خااستند هراي افراد متضرر کاري کرده هاكند؛ افرادي که قبب چنین‬ ‫اقدامي را در نظر گرفته هادند‪ ،‬حتي اگر وکبيشا نسبت هه انجام نداد اين کار هه‬ ‫آنها اصرار کردند؛ چراکه مي ترسیدند اين کار هه عناا اعتراف هه جرم تلقي كاد‪.‬‬ ‫تاصیه ي ما صرفا هه درد هر هم زد تعادل هه نف انجام کار درست نسبت هه کار‬ ‫مقتضي خارد‪ .‬هااينحال‪ ،‬آ تصمیم هه رفتار انساني مرهاط مي كد‪ ،‬نه هه عدالت‪.‬‬ ‫عدالت مستلزم اين است که ما میا پیامدهاي هد و اغراض هد يا جهالت‬ ‫خادسرانه تمايز قائل كايم‪ .‬هاور ندارم وقتي همه چیز هدتر ميكاد‪ ،‬كماتت افراد‬ ‫عادالنه هاكد؛ مگر اينكه مدرکي واقعي (نه فقط اكاره و کنايه) وجاد داكته هاكد که‬ ‫نشا دهد آنها عمداً کنش يا عدم کنش را انتخاب کردهاند؛هنگامي که يک فرد عاقل‬ ‫مي تاانست عااقا هد تصمیم آنها را پیشهیني کند‪ .‬ههتر است افراد را هر اسا‬ ‫چیزي قضاوت کنیم که پیش از آنكه آ را انجام دهند‪ ،‬ميتاانستند خردمندانه آ را‬

‫‪299‬‬

‫هفهمند و انتظارش را داكته هاكند؛ نه هر اسا‬

‫چیزي که هعداً‪ ،‬و پس از رخداد خادِ‬

‫وضعیت‪ ،‬خااهیم فهمید‪ .‬اما ها اينكه من وکیل هه حساب نميآيم‪ ،‬لذا ديدگاهم‬ ‫نسبت هه عدالت ممكن است مقايسه كاد ها اين که سیستم قضايي آمريكا چگانه‬ ‫راج هه همه چیز فكر مي کند‪ .‬ها اين همه‪ ،‬كغل يک وکیل هدست آورد حقیقت‬ ‫نیست‪ ،‬هلكه وظیفه اش اين است که ههترين وضعیت را هراي مشتري ايجاد کند‪ .‬البته‬ ‫فكر ميکنم وقتي هه جاي کبه استادي‪ ،‬کبه مشاورهاي خاد را مي پاكم‪ ،‬اين‬ ‫ماضاع وظیفه و كغل من هم هاكد‪.‬‬ ‫هه هر حال‪ ،‬نمايشي که كروع كد‪ ،‬نیاز هه يک صحنه نمايش هزرگ داكت‪.‬‬ ‫حداقل هزارا هازيگر استعاري درگیر اين نمايش هادند‪ .‬هااينحال‪ ،‬فرايند نهايي‬ ‫تصمیمگیري حال تعداد اندکي هازيگر ستاره مي چرخید‪ ،‬که هسیاري از آنها میل‬ ‫چنداني هه ديده كد ِ نام هاي كا در زير چراغ هاي روكن نداكتند‪ .‬هازيكنا‬ ‫اصلي‪ ،‬که مشتاق گمنامي هادند‪ ،‬كامل هیئتمديره ي كرکت مشتري من مي كد‪ ،‬که‬ ‫هرخي از آن ها هه طار جدي درگیر هحث در مارد چگانگي رسیدگي هه مسائل هادند؛‬ ‫رئیس و مدير عامل واحد مرهاطه در كرکت‪ ،‬و وکیل مداف اركد داخلي كرکت‪.‬‬ ‫وکبي اركد خارجي نیز هازيكنا مهمي در اين نمايشِ تازهآغازكده هادند‪.‬‬ ‫از ساي ديگر‪ ،‬دادستا اياالت متحده‪ ،‬کارکنانش‪ ،‬هرخي از وکبي مدني در‬ ‫وزارت دادگستري و در ‪( ABC‬يک آژانس دولتي که هه منظار اطمینا از گمنامي‬ ‫هراي مشتري‪ ،‬نامش فاش نمي كاد)‪ ،‬رئیس دولت محلي مرهاطه‪ ،‬و مشاور حقاقي‬ ‫كاکي که هه هیچ وجه مراقا فاش كد نام هايشا نبادند‪ ،‬در واق ‪ ،‬هعضي از آنها‬ ‫اين تفكر را تحسین کردند‪ .‬آنها نیز هازيكنا ستاره هادند‪.‬‬

‫‪291‬‬

‫ص‪11‬‬ ‫وظیفه ي دم دستي اين هاد که هازيگرا اصلي را مجاب کنیم هر سر يک تاافق‬ ‫ماافقت کنند‪ .‬در غیر اين صارت‪ ،‬پرونده ها هه دادگاه مي رفتند‪ .‬احتماالً اين كرکت‬ ‫و نمايندگانش از نظر قضاوت و رأي دادگاه هه نتیجه ي خاهي ميرسیدند‪ ،‬اما نه‬ ‫پیش از اين كه در طال دوره دادگاه‪ ،‬روزي هه لجن کشیده كده و روزي از آ خارج‬ ‫كاند‪ .‬اين سناريايي هاد که مشتري انتظارش را داكت‪ .‬تصاير زيبايي نباد‪ .‬آنها هه‬ ‫مدت چندين سال و هدو حس پیشرفت‪ ،‬هر روي متن اين نمايش کار کرده هادند‪،‬‬ ‫اما دغدغه هاي عمیقي داكتند که نكند فاجعه درست در گاكهاي خزيده هاكد و آ‬ ‫را نديده هاكند‪.‬‬ ‫ها وجاد آگاهي تیزهینانه نسبت هه فراگیر كد ناامیدي و حس كرايط هسیار هد‬ ‫در گفتگاها‪ ،‬من و كريكم كروع کرديم هه تعريف مسائل و رها سازي مدل‪ ،‬تا‬ ‫هتاانیم اولین تصار را از سراكیبيِ زمین خارد هدست آوريم‪ .‬ما کنجكاو هاديم‬ ‫هدانیم که آيا اين وضعیت هه هما اندازه که مشتري فكر ميکرد‪ ،‬ناامیدکننده هاد يا‬ ‫نه‪ .‬هرآورد اولیه مدل از آنچه روي خااهد داد – میانگین وزني و میانگین ما در اين‬ ‫مارد هراهر هستند – هر اسا‬

‫مقیا ِ نتیجه معادل ‪ 89‬است‪ .‬عدد كصت معادل است‬

‫ها اقرار کرد هه ارتكاب چندين فقره جرم (که كامل هیچ يک از انااع جرم هاي‬ ‫سنگین نیست)‪ .‬اين پیشهیني اولیه خبر خاهي هراي متهم هاد؛ در نظر تیره و تار آنها‪،‬‬ ‫پرتايي از نار هاد‪.‬‬ ‫هاالترين مديرا اجرايي كرکت – که هازيكنا کاچكي در اين كرکت نبادند –‬ ‫داكتند هه اين نگاه مي کردند که هايد حداقل هه يک فقره جرم كديد‪ ،‬و همچنین‬

‫‪292‬‬

‫چندين فقره جرم کاچكتر‪ ،‬اقرار کنند‪ .‬لذا هرآورد اولیه آككار ساخت که امكا ِ‬ ‫پیامدي ههتر از آنچه انتظار مي رود‪ ،‬هراي مشتري وجاد دارد‪ .‬اين خبر خاهي هاد‪ .‬اما‬ ‫هر وضعیت خاهي پتانسیل تبديل كد هه وضعیتي هد را دارد‪ ،‬و در اين امر استثنائي‬ ‫وجاد ندارد‪ .‬كبیه سازي هازي مذاکره‪ ،‬که از هرآورد اولیه ي مذکار هدست آمده هاد‪،‬‬ ‫انتظارات تیره و تار متهم را از میا هرد‪ .‬هرآورد اولیه خاش هینانه تر از نتیجه گیري‬ ‫مدل هاد؛ هعد از آني که مدل پیامدهاي تعامبتِ پیشهیني كده میا هازيكنا را كبیه‬ ‫سازي کرده هاد‪ .‬هه ياد داكته هاكید تغییرات ناكي از وضعیتهاي اولیه ي پیشهیني‬ ‫كده در هازي نیز منجر كد هه پیشهیني دقیق تري از تصمیم نهاييِ مارد انتظار‪ .‬هه‬ ‫عبارت ديگر‪ ،‬انگیزهها و قدرت كاکیا و هدفشا نشا داد که ها هرپا كد‬ ‫مذاکر ات‪ ،‬مشتري من زمین هازي را از دست خااهد داد‪ .‬ناامیدي و احسا‬

‫كرايط‬

‫هسیار هد هه سرعت در حال هازگشت هاد‪.‬‬ ‫هما طار که در ككل ‪ 6.1‬نشا داده كده است‪ ،‬مدل من پیشهیني کرد که‬ ‫مذاکرات مسیر پیچیده اي را دنبال خااهد کرد‪ ،‬که اهتدا هسیار دلگرم کننده و سپس‬ ‫تلخ هه نظر ميآم د‪ .‬اين ككل نشا دهنده ي تعبیري است که من قبب درهاره ي اين‬ ‫هازي کرده هادم؛ مثل يک هازي كطرنجِ چندهُعدي‪ .‬اگر همه ي چیزهايي که مارد‬ ‫تاجه هازيكنا هاد در حال کسا نتايجي هاد که آنها از آ دفاع ميکردند‪ ،‬آنگاه اين‬ ‫هازي سخت تر از مساهقات ناهتيِ كطرنج نمي هاد‪ .‬اما نفسها {ضمیر انسا } وارد‬ ‫مذاکرات میشاند‪ ،‬و هناهراين وارد هازي مذاکره ميكاند‪ .‬هعضي از هازيكنا ريسک‬ ‫هاي هزرگي را مي پذيرند تا سعي کنند هه پیروزي هزرگي دست ياهند‪ .‬ديگرا نیز‬ ‫هیشتر نگرا نباختن هازي هستند تا هرد آ ‪ .‬هدين معنا که هايد سنجید کدام هازيكنا‬ ‫انتخاب حرکت هايشا‬

‫هراي رسید‬

‫هه دادخااست مطلاب است‪ ،‬کدامها‬

‫‪291‬‬

‫حرکتهايي را انتخاب ميکنند که هیشترين اعتبار را هراي يافتن تاافق هه آنها خااهد‬ ‫داد (يا مسدود کرد آ )‪ ،‬و کدامها نیز نسبت هه اين خااسته هاي رقاهتي‪ ،‬دمدمي‬ ‫هستند‪ .‬البته كطرنج هه اين آكفتگي نیست‪ .‬تصار کنید زماني هراي هرنده كد در‬ ‫كطرنج تبش مي کنید که قاانین پیروزي در مقاهل هر حريف تغییر ميکند؛‬ ‫همانگانه که در هازي مذاکره عمل ميکنند!‬

‫ص‪12‬‬

‫‪294‬‬

‫هر اسا‬

‫مدل مذکار‪ ،‬هحث و تبادل نظر در مباحثات مرهاط هه تاافق از طريق‬

‫هشت جلسه هین نمايندگا متهم و دادستا اياالت متحده يا نمايندگانش ادامه‬ ‫خااهد داكت‪ .‬در پايا هشت جلسه تبادل ديدگاه ها و استداللها‪ ،‬هازي نشا‬ ‫ميدهد که هزينهي ادامهي مذاکرات ديگر ارزش ايجاد تغییرات کاچک در تاافق‬ ‫مارد انتظار را نداكت‪ .‬تاافق مذکار هر اسا‬

‫مقیا‬

‫دادخااست‪ ،‬در حدود عدد ‪69‬‬

‫قرار داكت – يعني يک فقره جرم سنگین هه همراهِ چندين جرم کاچکتر‪.‬‬ ‫نتیجهاي که تاسط هسیاري از وکبي مشتري من پیشهیني كد و هیئتمديره آ‬ ‫را انتظار داكت‪ ،‬و دادخااستي که هراي پايا هازي پیشهیني كده هاد‪ ،‬يكسا هادند‪.‬‬ ‫اگر مدل من نميتاانست اين پیشهیني را ههباد هخشد‪ ،‬آنگاه من و همكار مشاورم‬

‫‪291‬‬

‫چیزي هراي ارائه هه كرکتي که ما را استخدام کرده هاد‪ ،‬نميداكتیم‪ .‬ما نیز صرفاً‬ ‫هزينهي ديگري هراي آنها ميهاديم‪.‬‬ ‫هااينحال ‪ ،‬هازي چیزي را نمايا ساخت که هیشتر وکبء آ را پیشهیني نكرده‬ ‫هادند (يكي از وکبي اركد خارجي نتیجه نهايي را درست از هما اهتداي کار‬ ‫واگذار کرده هاد‪ ،‬گرچه کامبً نميدانست چرا اين اتفاق خااهد افتاد يا چطار هه آ‬ ‫هايد رسید)‪ .‬كبیه سازي اين مدل نشا داد که هحثهاي اولیه ها دفتر دادستا اياالت‬ ‫متحده و سايرين نشا ميداد که ائتبف قدرتمندي از مناف در اطراف مجماعهي‬ ‫کاچكتري از اتهامات در حال ككل گیري هاد – تقريبا همانند گامبیت‪( 111‬هه دست‬ ‫آورد ماقعیت خاب در ازاي از دست داد يک پیاده يا مهره اي ديگر) در هازي‬ ‫كطرنج‪ ،‬هه گانهاي طراحي كده هاد تا مشتري و دادستا اياالت متحده را هه حرکتي‬ ‫هكشاند که هعدها علیه آنها مارد استفاده قرار ميگرفت‪ .‬ككل هاال‪ ،‬که نتیجهي‬ ‫پیشهیني كدهي گفتگاها را در هر مرحله از مذاکرات نشا ميدهد‪ ،‬پیشهیني‬ ‫ميکند که دومین و سامین جلسهي ارائهي داليل از طرف متهم‪ ،‬احتماالً قرار هاد‬ ‫دادستا اياالت متحده را هه اندازه ي کافي نرم کند‪ ،‬هه گانهاي که او تاافق ها عدد‬ ‫‪ 19‬را در نظر داكته هاكد؛ يعني ترکیا ههتري از چندين فقره جرم و تخطي از‬ ‫قانا ‪ ،‬که كامل جرم سنگین نباكد‪ .‬در واق ‪ ،‬ها تاجه هه مصاحبههاي ما ها نمايندگا‬ ‫و وکبي مشتري‪ ،‬هاور هر اين هاد که دادستا اياالت متحده در اهتداي مذاکرات‪،‬‬ ‫چنین ماضعي خااهد گرفت‪ .‬هااينحال‪ ،‬تحلیل اولیه نیز نشا داد که ها دورهاي‬

‫‪gambit‬‬

‫‪111‬‬

‫‪298‬‬

‫هعدي گفتگا‪ ،‬دادستا اياالت متحده ميتاانست متقاعد كاد (و متقاعد خااهد كد)‬ ‫که ماض جديتري‪ ،‬نه مبيمتر‪ ،‬اتخاذ کند‪.‬‬ ‫ص‪11‬‬ ‫پس از نشا داد تمايل هه انعقاد تاافقي مناسا تر‪ ،‬چه نیازي هه حرکت هه‬ ‫سمت ماضعي جدي تر خااهد هاد؟ اين مدل نشا داد وکبي افراطي در آژانس‬ ‫‪ ABC‬و در دفتر دادستاني اياالت متحده قصد انجام حرکت گامبیت را داكتند‪.‬‬ ‫وکبي آژانس ‪ ABC‬و وکبي دادگستري ظاهراً آمده هادند تا نامشا را هه عناا‬ ‫آدمهاي سرسختي که ميتاانند كرکتهاي فاسد را هه زانا در هیاورند‪ ،‬هر سر زها ها‬ ‫هیاندازند‪ .‬تحلیل ما نشا داد که آنها فكر ميکردند اين يک مارد عالي هراي انجام‬ ‫داد هاد‪ .‬حرکت گامبیت آنها ها هدف آماده ساختن دادستا اياالت متحده هاد‪ ،‬هه‬ ‫طاري که او هرچه زودتر در گفتگاهاي مرهاط هه تاافق از خاد نرمي نشا دهد‪.‬‬ ‫سپس ميتاانستند هعداً هراي هرآكفته ساختن دادستا اياالت متحده هه لحاظ سیاسي‪،‬‬ ‫هه اين نرمش چنگ زنند‪ ،‬او را مجبار کنند هه هنگام كمرد جرايم ماضعي جديتر‬ ‫اتخاذ کند‪ ،‬تا مبادا در انتهاي امر هه طار عمامي هه او هرچسا رسااييِ ناكي از‬ ‫نرمش در ماضاع فساد تجاري زده كاد‪ .‬اين امر در جمعیتِ تحت تمثیر يا در‬ ‫وزارت دادگستري هه خاهي اتفاق نميافتاد و جلا نمي رفت‪ .‬مطمئناً اين وکبء واقعا‬ ‫داكتند ريسک مي کردند‪ ،‬ريسک هزرگي هاد اگر حرکت گامبیت آنها ككست‬ ‫مي خارد‪ .‬ولي آنها هر دلیلي داكتند که فكر کنند حرکتشا مافقیت آمیز خااهد هاد‬ ‫– و احتماالً مافقیت آمیز هم ميهاد‪ ،‬مشتري من از اهزاري مانند هازي مذاکره استفاده‬ ‫نكرده هاد‪.‬‬

‫‪298‬‬

‫ها وجادي که (هر اسا‬

‫اين مدل) دادستا اياالت متحده تمايل داكت ترکیبي‬

‫از چند مارد تخطي از قانا و جرمهاي کاچکتر را در نظر هگیرد‪ ،‬اما منطق نشا‬ ‫داد که حرکت افراط گانهي گامبیت کار خااهد کرد‪ .‬او ماض اعتدالي را رها‬ ‫ميکرد و هه جايش جرم هاي هزرگتر را در نظر ميگرفت‪ .‬اين ماضاع راهحل‬ ‫دادستا اياالت متحده هاد هراي انتخاهي سخت میا پیگیري نتیجهاي که فكر ميکرد‬ ‫درست است و پیروي از مسیر حرکت گامبیت‪ ،‬در نتیجه از هزينههاي حرفهدوستي‬ ‫اجتناب كده و حمايت ديگراني که در وزارت دادگستري و جمعیت تحت تمثیر‬ ‫هادند‪ ،‬حفظ ميكد‪ .‬ها وجادي که در اين پرونده مشاهده ميكاد دادستا اياالت‬ ‫متحده مااجههي سیاسي قاهلتاجه و دخالتي هر اسا‬

‫نفسِ حرفهدوست اش‬

‫داكت‪ ،‬روكن كد که مي تاانیم راههايي را هراي خشناد کرد ِ نفسِ دادستا و ههم‬ ‫ريختن حرکت گامبیتِ افراط گراها هیاهیم‪.‬‬ ‫كبیه سازي ها چندين الگاي جالا را نمايا ساختند که فرصتي را هراي‬ ‫مهندسي کرد ِ پیامد ايجاد ميکرد‪ .‬اوال‪ ،‬هما طار که اكاره كد‪ ،‬دادستا اياالت‬

‫متحده مبتني هر كبیهسازيها‪ ،‬و هه دلیل فشار از ساي وکبيي که در كرکت ‪ABC‬‬ ‫و درو وزارت دادگستري حضار داكتند‪ ،‬و در پاسخ هه استداللهايي که چند تن از‬ ‫ذينفعا حاضر در جمعیتِ تحت تمثیر کرده هادند‪ ،‬ماضعي جدي و سرسختانه‬ ‫گرفت‪ .‬آنها هه كدت هه ديدگاه خاد پايبند هادند‪ ،‬و دادستا اياالت متحده هما طار‬ ‫که نسبت هه رويت كد تاسط ايشا مراقا هاد‪ ،‬عبقه داكت هه ايشا در رسید‬ ‫هه عدالت کمک کند‪ ،‬همانگانه که عدالت را ديدند‪ .‬اين ماضاع مسلماً قاهلتاجه‬ ‫هاد؛ زيرا ديدگاه خادِ دادستا نسبت هه آنچه که ميتاانست از طريق روند قضايي‬ ‫هه عناا مجازات از آ‬

‫حمايت كاد‪ ،‬هه مراتا کمتر مارد تاجه هاد‪ .‬ديدگاه‬

‫‪296‬‬

‫دادستا اياالت متحده هیچ يک از جرائم سنگین را در نظر نميگرفت و حداقل‬ ‫نسبت هه هعضي ماارد تخطي از قانا ها مسامحه رفتار ميکرد‪ .‬دادستا اياالت‬ ‫متحده‪ ،‬ها وجادي که تحت فشاري سخت قرار داكت‪ ،‬تمايل داكت هخشي از‬ ‫صحت قاناني‬

‫‪114‬‬

‫را ها صحت سیاسي‬

‫‪111‬‬

‫{پیروي از عقايد و معیارهاي سیاسي‬

‫گروهي خاص} و اعتبار كخصيِ مبزم ها آ ‪ ،‬معامله کند‪.‬‬ ‫هراي مهندسيِ نتیجهاي ههتر‪ ،‬اقدام هه كبیهسازي رويدادهاي محتمل کردم؛ ها اين‬ ‫فرض که اگر متهما ماض چانهزني خاد را از آمادگي پذيرفتن ماارد متعدد تخطي‬ ‫از قانا ‪ ،‬و كايد هعبوهي يک جرم کاچكتر‪ ،‬يعني ماقعیتي که پیشهیني ميكد هه‬ ‫خراهكاري آنها پايا دهد‪ ،‬هه پذيرفتن يک يا چندين جرم سنگین تغییر ميدادند‪ .‬من‬ ‫هه آنچه که رخ خااهد داد نگاه کردم؛ ها اين فرض که اگر آنها پیشاپیش امتیازات‬ ‫هیشتري پیشنهاد ميکردند؛ و همچنین اگر امتیازات کمتري پیشنهاد ميکردند‪( .‬ادامه‬ ‫دارد)‬ ‫ص‪14‬‬ ‫(ادامه متن هاال) همچنین نگاه کردم هه اينكه آنها چگانه ميتاانستند ها مانار خاد‬ ‫هرخي از افراط گرايا مهم را مجاب کنند که استداللهاي قاهل قبالي هیاورند که آنها‬ ‫را مجبار ميکرد نگاهي كديدا جاهبنه هه دادستا اياالت متحده داكته هاكند‪ ،‬يعني‬ ‫حرکت گامبیت نتیجه اي کامبً معكا‬

‫دهد‪ .‬در هررسي استراتژيهاي جايگزين‪ ،‬از‬

‫هینش ديگري ههره هردم که از تجزيه و تحلیل پايه هدست آمده هاد‪ :‬دادستا اياالت‬ ‫‪legal correctness‬‬

‫‪114‬‬

‫‪political correctness‬‬

‫‪111‬‬

‫‪291‬‬

‫متحده هیشتر مشتاق هاد معامله کند تا اينكه هه يک ماقعیت خاص هچسبد‪ .‬همچنین‪،‬‬ ‫آككار هاد که استراتژي متهم هايد اهرمي ايجاد ميکرد در هراهر فشارِ اعمال كده از‬ ‫ساي افراط گراياني که خااستار دادخااستي ها جرائم سنگین هادند‪.‬‬ ‫مشخ‬

‫كد که ههترين استراتژي هراي متهم‪ ،‬كامل دو تغییر جهت از رويكردي‬

‫ميكد که آنها هرنامه ريزي کرده هادند؛ همانگانه که در دادههايي که ايشا درهاره ي‬ ‫خادكا هه من دادند‪ ،‬منعكس كده هاد‪ .‬اوال‪ ،‬نیاز هاد يكي از مشاورا خارجي‪ ،‬که‬ ‫طرفدار اقرار کرد متهم هه يک فقره جرم کاچكتر و ماارد متعدد تخطي از قانا‬ ‫هاد‪ ،‬صرفا در صحه گذاكتن هر دادخااست مرهاط هه تخطي ها ها هقیه تیم متهم‬ ‫وحدت داكت ه هاكد‪ .‬گرچه اين وکیل تاافق درستي را در ذهنش داكت – که آ‬ ‫تاافق‪ ،‬ماافقت نهايي هر روي اين جنبه از پرونده هاد – اما حتي نميتاانست هه اين‬ ‫انعطاف پذيري در طال جلسات اولیه ها دادستا اياالت متحده اكاره کند؛ و اكاره‬ ‫اي هم نكرد‪.‬‬ ‫اين وکیل هخش ناكته كده از متن نمايش را هه خاهي اجرا کرد‪ .‬هه نظر‬

‫ميرسید هازي جک نیكلسا ‪ ،118‬هازيگر آمريكايي که هه خاطر هازي در فیلم چند‬ ‫مرد خاب مشهار كده هاد‪ ،‬در مقايسه ها عملكرد وکیل مزهار‪ ،‬که هايد وانماد‬ ‫مي کرد هه ماقعیتي تعهد دارد که واقعا هه آ اعتقادي نداكت‪ ،‬کمتر احساسات را‬ ‫هرميانگ یزد‪ .‬از آنجا که وي مذاکرات را هه سمت اين ماضاع ساق داد‪ ،‬تاانايي اش‬ ‫در متقاعد کرد امري مهم هاد؛ و او فردي متقاعده کننده هاد‪.‬‬

‫‪Jack Nicholson‬‬

‫‪118‬‬

‫‪219‬‬

‫البته مجبار کرد‬

‫يک وکیل يا هر فرد ديگري هه عمل کرد‬

‫هرخبف‬

‫هاورهايش‪ ،‬فرما کاچكي نیست‪ .‬ايما زيادي ميطلبد که هه منطقِ مدل اجازه داده‬ ‫كاد هر كهاد كخصي پیشي جايد‪ .‬هه عناا مثال‪ ،‬يكي از مشتريا قديمي هه هنگام‬ ‫معرفي من هه همكارانش چنین گفت‪" :‬كهادتا را دم درب هازرسي کنید"‪.‬‬ ‫هزرگترين ارزش يک مدل هنگامي نمايا ميكاد که هینشي را فراهم آورد که خبف‬ ‫انتظارات تصمیم گیرندگا هاكد – هنگامي که مدل هه درستي هه آنها اصرار ميکند‬ ‫که كهادكا را دم درب هازرسي کنند‪ .‬كخصي كجاع ميطلبد که ها اعتقادات‬ ‫دروني اش ضديت کند و از هدايتي پیروي کند که از يک مدل کامپیاتري اخذ كده‬ ‫است؛ چراکه ها اين همه ما هیچ گاه نميدانیم چه چیزي درست و يا غلط است؛ تا‬ ‫زماني که واقعیت نمايا گردد‪ .‬تمام چیزي که ميدانیم عبارت است از پیشینهي مدل‬ ‫در صحت و دقت (اما هعد از آ هم هر کس فكر ميکند مشكلش منحصر هفرد‬ ‫است) و اينكه آيا منطق مدل هراي اقدام پیشنهادي متقاعد کننده است يا نه‪.‬‬ ‫خاكبختانه در اين پرونده وکیل خارجي‪ ،‬که از او خااسته كد رويكردش را تغییر‬ ‫دهد‪ ،‬پیش از اين در ماارد ديگري ها كرکت من کار کرده هاد‪ .‬در واق ‪ ،‬اين وکیل‬ ‫كخصي است که مشتري را متقاعد کرد از خدمات كرکت من استفاده کند‪ .‬او قبب‬ ‫"کاري جادوييِ" اين مدل را ديده هاد‪ ،‬هناهراين هدو هیچ مشكلي ماافقت کرد تا‬ ‫هخشي را که تاسط مدل ناكته كده هاد را اجرا نمايد‪.‬‬ ‫دومین مانارِ مارد نیاز خیلي چالش هرانگیز تر هاد در "متقاعد کرد ِ متهم هه‬ ‫پذيرش" ‪ .‬مديرا كرکت طبیعتا خیلي نگرا اين ماضاع هاده و مشتاق يافتن‬ ‫راهحلي هادند‪ .‬كبیهسازيها – هه ياد داكته هاكید‪ ،‬تمام اين تحلیلها پیش از كروع‬ ‫مذاکرات ها دادستا اياالت متحده رخ ميدهد – نشا داد که مديرا تر‬

‫زيادي‬

‫‪211‬‬

‫داكتند نسبت هه اينكه پرونده فاش کند که اگر آنها ها كمار زيادي از جرائم‪ ،‬كامل‬ ‫يک فقره جرم سنگین‪ ،‬ماافقت کنند‪ ،‬چگانه زير فشار كديد اپازيسیا افراط گرا‬ ‫خااهند رفت – يعني‪ ،‬حرکت گامبیت افراط گرايا ميرفت که کارگر افتد‪(.‬ادامه‬ ‫دارد)‬ ‫ص‪11‬‬ ‫(ادامه متن هاال) هراي اقامه نشد جرائم سنگین علیه متهم‪ ،‬و در عاض درج‬ ‫چندين فقره تخطي از قانا و يک جرم کاچكتر در دادخااست‪ ،‬الزم هاد واکنش‬ ‫هیئتمديره کنترل كاد در زماني که دادستا اياالت متحده هراي نتیجهاي سخت‬ ‫تبش کرد که هیئتمديره آماده هاد تا ها آ زندگي کند‪ .‬هراي آنها سخن سرايي‬ ‫درهاره ي استراتژي آسا هاد‪ ،‬اما انجام دادنش سخت‪ :‬آنها هايد ماضعي ميگرفتند که‬ ‫گايا اصبً مذاکره يا اجازهي هرگانه هحثي درهارهي جرائم را نخااهند داد؛ که البته‬ ‫ريسک خشمگین كد ِ دادستا و ككست مذاکرات وجاد داكت‪.‬‬ ‫آنها هايد اين پیام را هه ككلي متقاعد کننده در طيّ ماههاي مذاکرات میا‬ ‫دادستا اياالت متحده و وکبيشا ‪ ،‬تكرار ميکردند‪ .‬وکبي آنها هايد هه طار مداوم‬ ‫در جلسات ها دادستا اياالت متحده كرکت کرده و اين پیام را تكرار ميکردند که‬ ‫آنها نميتاانند هیئتمديره را متقاعد کنند که از خاد مقداري انعطاف نشا دهد؛ و‬ ‫هه دنبال آ هايد دادخااستي تنظیم ميكد که در آ دادستا اياالت متحده ميهايست‬ ‫هه آنها مهماتي{امتیازاتي} ميداد تا هتاانند هیئتمديرهكا را متقاعد کنند که‬ ‫مسئلهي مذکار ميتااند حل كاد‪ .‬آ مهمات هراي دادستا اياالت متحده هاد تا‬ ‫هتااند در هراهر وکبي افراط گراي دولتي استقامت کرده‪ ،‬و در زماني که همه در‬

‫‪212‬‬

‫جلسات دور هم نشستهاند‪ ،‬در هراهر وکبي متهم هه استداللهاي وکبي دولتي‬ ‫خدكه وارد کند‪ .‬دادستا اياالت متحده از اين طريق ميتاانست تمثیر حرکت‬ ‫گامب یت افراط گرايا را کامبً وارونه نمايد‪ .‬هراي رسید هه اين هدف‪ ،‬هیئتمديره‬ ‫ميهايست ها ايدهي وکبيش ماافقت ميکرد؛ چراکه ايشا اصرار داكتند هه جاي‬ ‫تبش هراي هرگزاري جلسات خصاصي ها دادستا اياالت متحده‪ ،‬هه جلساتي هروند‬ ‫که افراط گرايا نیز حضار داكته هاكند‪.‬‬ ‫حاال فقط واکنش هیئتمديره را تصار کنید‪ .‬اولین پندار ايشا اين هاد‪" :‬اين‬ ‫كخ‬

‫گستاخ (اين کلمه را هه کار نبردند!) کیست که هه ما هگايد چه کنیم‪ ،‬وقتي‬

‫همهي کساوکار ما در معرض خطر جدي است؟" در حقیقت‪ ،‬زماني که من‬ ‫پیشنهاد پاليِ ههینه را هراي حل و فصل پرونده مطرح کردم‪ ،‬يعني پیشنهادي‬ ‫دمدستتر از آنچه آنها فكر ميکردند هايد هر روي میز هاكد‪ ،‬تصار کردند من‬ ‫احمقم‪ .‬هنگامي که پیشنهاد دادم وکبيشا عبوه هر دادستا ‪ ،‬هايد ها افراط گرايا نیز‬ ‫مبقات کنند‪ ،‬تصار کردند که از احمق هاد فراتر رفتهام‪.‬‬ ‫مدل مذکار دريافت که پیشنهاد ههینه و قیمت تاافق حدود يک سام چیزي هاد‬ ‫که هیئتمديره تصار کرد هايد پیشنهاد دهد‪ ،‬و دريافت که ههترين حالتِ ايجاد اين‬ ‫پیشنهاد‪ ،‬در حضار هر دو دادستا اياالت متحده و افراط گرايا است‪ .‬اعضاي‬ ‫هیئتمديره مطمئن هادند اگر هه آنچه مدل پیشنهاد ميکرد عمل ميکردند‪ ،‬دادستا‬ ‫اياالت متحده هرميخااست و جلسه را ترک ميکرد‪ .‬خاكبختانه‪ ،‬هعضي از ديگر‬ ‫افرادِ درگیر پرونده ساهقاً ها من‪ ،‬همكارم‪ ،‬و اين مدل کار کرده هادند‪ .‬آنها تصار‬ ‫کردند که هیئتمديره هايد گاش دهد‪ ،‬و هیئتمديره نیز اگر فقط فرصت روهرو‬

‫‪211‬‬

‫كد ِ مستقیم ها استدالل ها را داكته هاكند‪ ،‬درنهايت گاش خااهند داد‪ .‬ها در نظر‬ ‫داكتن اين ماضاع‪ ،‬وکیل مداف اركد داخلي يک جلسه مبقات ها مدير اجرايي‬ ‫اركد كرکت هراي من ترتیا داد‪ .‬اين نمايندهي اركد پروندهي هیئتمديره را هراي‬ ‫تصمیمگیري هه من پیشنهاد کرد و ميخااست هبیند که آيا ميتاانم استداللهايي‬ ‫قان کننده مبتني هر نتايج مدل هیاورم‪ ،‬يا نه – هه عبارت ديگر‪ ،‬آيا ميتاانم او را‬ ‫متقاعد کنم که استراتژي ايجاد كده از طريق هازي احمقانه نیست؟‬ ‫هه خاطر داكته هاكید‪ ،‬من چندين مرتبه چنین وضعیتي را تجرهه کردهام‪ .‬هر کس‬ ‫که از طرف كرکت من هر روي پروژهاي کار ميکند‪ ،‬آمازش ديده است که لَه يا‬ ‫علیه يک رويكرد نسبت هه مسئله هیچگاه – هگذاريد اين کلمه را تكرار کنم‪ ،‬هیچگاه‬ ‫–استدالل نیاورد‪ ،‬مگر هر اسا‬

‫نتايجي که ميتاا در خروجي مدل مستقیماً هه آنها‬

‫اكاره کرد‪(.‬ادامه دارد)‬ ‫ص‪18‬‬ ‫(ادامه متن هاال) ما هیچ جايي هراي نظرات كخصي نداريم‪ .‬ما متخص‬

‫جاهرهي‬

‫مسائلي که تحلیل ميکنیم نیستیم‪ ،‬و هه طار کلي حتي درهارهي صنعتي که در مسئله‬ ‫دخیل است اطبعات اندکي داريم‪ ،‬هناهراين هیچ دلیلي هراي اكخاص وجاد ندارد که‬ ‫نظرات كخصي ما را جدي هگیرند‪ .‬اين حقیقتي است که ما ميتاانیم نشا دهیم که‬ ‫مااض ‪ ،‬تاکتیکها و استراتژيهاي پیشنهاديما هرخااسته از منطقِ مدل و دادههاي‬ ‫اطبعاتيِ مشتري است‪ ،‬نه هرخااسته از اذها ما که مشتري را متقاعد هه پذيرشِ‬ ‫استقبل و اعتباري ديدگاهي ميکند که هیا ميکنیم‪ .‬آنها ميتاانند درهارهي منطقِ‬ ‫مدل مشاجره و هحث کنند – گفتگايي که دوست داريم ها آنها داكته هاكیم – و‬

‫‪214‬‬

‫گاهي اوقات مشاجره هم ميکنند‪ ،‬اما همیشه مي دانند که يا هايد ها منطقِ مدل‬ ‫مخالفت کنند‪ ،‬يا ها دادههاي ورودياي که از مصاحبههاي تخصصيِ ما (معماالً ها‬ ‫کاركناسا خادكا ) هیرو آمده است‪ ،‬نه ها خاد ما‪ .‬ارائهها‪ ،‬گزارشهاي مختصر و‬ ‫هحثهاي ما هر منطق و كااهد ‪ -‬نه نظر كخصي هر کس ‪ -‬متمرکز هاده و در پايا‬ ‫نیز همین منطق و كااهد هستند که افراد هايد هر اسا‬

‫آنها تصمیم هگیرند؛ خااه‬

‫مجبار هاكند رويكردي مخالف ها كهادات اولیهكا را امتحا کنند‪.‬‬ ‫هیچ کس نبايد کارکارانه مدلي را دنبال کند‪ .‬چراکه ها اين همه‪ ،‬مدل تنها‬ ‫هستهاي از معادالت است‪ .‬اما افراد نبايد صرفا هه دلیل اينكه داللتهاي مدل ها‬ ‫نظرات كخصي كا تفاوت دارد‪ ،‬نتايج مدل را هه يكباره رد کنند‪ .‬هراي تكرار خادم‬ ‫ميگايم‪ ،‬هزرگترين ارزش مدل اين است که هه مشتريا كیاهي متفاوتي از تفكر‬ ‫درهاره ي مشكبت كا را ميآمازد‪ .‬اين امر قسمت مهمي از قدرت است که نظريه‬ ‫هازيها‪ ،‬تفكر استراتژيک‪ ،‬هه ارمغا ميآورد‪ .‬خاكبختانه‪ ،‬هما طار که مشخ‬ ‫است‪ ،‬مشتريا عماماً متاجه ميكاند که منطق مدل هرايشا معقاالنه است‪ ،‬و ها اين‬ ‫همه‪ ،‬دادهها متعلق هه آنها هاده و ميتااند تنظیم كده و مجددا اجرا كاد‪ ،‬تا هبینیم‬ ‫يافته ها چقدر قاي و مستدل است‪ .‬هناهراين در پايا ‪ ،‬هنگامي که هه سخن ما گاش‬ ‫ميدهند‪ ،‬دلیلش اين است که نسبت هه يكپارچگي فرايند متقاعد كده و ها آ‬ ‫ماافقت کردهاند‪.‬‬ ‫البته‪ ،‬همهي مشتريا "كهاد خاد را دم درب وارسي نميکنند"‪ .‬آنها هنگامي که‬ ‫از تاصیهي مدل پیروي نميکنند‪ ،‬پیشهیني مدل نیز تمايل دارد نسبت هه آنچه که‬ ‫احتماالً در آ پرونده پیروي خااهد كد‪ ،‬دقیق هاكد‪ .‬آنها درنهايت هه نتیجهاي‬

‫‪211‬‬

‫ميرسند که ناعاً خیلي مطلاب نیست‪ .‬در همین پروندهي‬

‫دم دست‪ ،‬نماينده‬

‫ي مديريتِ اركد هیئتمديره پس از آزماد من و نتايج مدل‪ ،‬و پس از گذكت‬ ‫هشت ساعت طاقت فرسا‪ ،‬نسبت هه تاصیهي مبتني هر مدل متقاعد كد و ها آ‬ ‫ماافقت کرد‪ .‬هیئتمديره ماافقت کرد تا ها رويكرد پیشنهادي ما پیش هرود‪.‬‬ ‫هراي ايجاد ارتباط ها پیامِ مدل از روي اعتقاد‪ ،‬مشاور اركد كرکت ماافقت کرد‬ ‫تا ها دادستا اياالت متحده ديدار کند‪ ،‬و درخااست کرد‪ ،‬حتي اصرار داكت‪ ،‬که‬ ‫افراط گرايا نیز حاضر هاكند‪ .‬طبیعتا اين اصرار هاعث كد دادستا اياالت متحده‬ ‫متعجا كاد‪ .‬اين امر حتي كگفتي هزرگتر و ناامیدي عمیقي هراي افراط گرايا هه‬ ‫همراه داكت‪ .‬ها تاجه هه مدل‪ ،‬آنها مشتاق هادند که زيرآبز هايي در پشت صحنه‬ ‫هاكند‪ ،‬تا از نار روز در اما هاكند {ناكناخته همانند}‪ .‬آنها ميخااستند سعي کنند تا‬ ‫پس از ديدار مخفیانه ي دادستا ها مشاور اركد كرکت‪ ،‬هر او تمثیر هگذارند‪ ،‬حتي‬ ‫كايد او را گال زده و يا هه زور وادارش کنند‪ .‬آنها سعي کردند از كرکت در جلسه‬ ‫ها مشاور اركد كرکت خادداري کنند‪ ،‬ها اين ادعا که درگیريهاي نسبت هه‬ ‫هرنامه ريزي کارهايشا دارند‪ .‬مشاور اركد كرکت ها تصريح هه اينكه او هر وقت که‬ ‫هراي آنها مناسا هاكد مبقات خااهد کرد‪ ،‬از آ مانار جلاگیري کرد‪ .‬امیدهايشا‬ ‫هراي اجراي حرکت گامبیت از میا رفت‪ .‬ها حرکت كگفت انگیز ما‪ ،‬آنها اين‬ ‫فرصت را از دست دادند‪.‬‬ ‫ص‪18‬‬ ‫مشاور اركد عقیدهي (صادقانه نگاه داكته كده) هیئتمديره را منتقل کرد؛ اينكه‬ ‫آنها کاري ان جام ندادند که حكم اتهامات جناييِ فراتر از ماارد تخطي از قانا هراي‬

‫‪218‬‬

‫كا صادر كاد‪ .‬مشاور اركد در ادامهي هحث خاد استدالل کرد که ماافقت كرکت‬ ‫ها خااسته ي دادستا ‪ ،‬هه معني از دست داد هخشي تحت تمثیر و مهم از تجارتشا‬ ‫هاد‪ .‬پیام اين هاد که هیئتمديره هه هیچ عناا معاملهاي را که مشتمل هر اقرار هه‬ ‫جرائم هاكد‪ ،‬در نظر نداكته و قبال ندارند‪.‬‬ ‫البته ما ميدانستیم که اگر كرايط هحراني ميكد‪ ،‬كرکت تسلیم كده و يک يا‬ ‫چند فقره از جرائم سنگین را ميپذيرفت؛ حتي اگر انجام اين کار هخش مهمي از‬ ‫عملكردهاي آنها را از هین ميهرد‪ .‬آنها اين کار را انجام ميدادند تا فرايند را هه پاياني‬ ‫سري هرسانند‪ ،‬هه طاري که ميتاانستند در ماهقي کساوکاركا هه فعالیت پرداخته‬ ‫و در آ هخش ها پیشرفت کنند‪ .‬آنها معتقد هادند حتي اگر پیروز از دادگاه هیرو‬ ‫هیايند – ها اينكه تشخی‬

‫آ حتي در ههترين كرايط نیز نامشخ‬

‫است –‬

‫هزينههاي سیاسي‪ ،‬اجتماعي و اقتصاديِ يک محاکمهي طاالني‪ ،‬غیر قاهل تحمل‬ ‫خااهد هاد‪ .‬ههتر هاد که قضیه هر روي يک دادخااستِ متفق علیه فیصله يافته و‬ ‫عااقبش را متحمل ميكدند‪ .‬آرتار آندرسن‬

‫‪118‬‬

‫را هه خاطر هیاوريد (نه كرکتي که‬

‫درگیر اين پرونده هاد)‪ .‬كرکت آرتار اندرسن علیه اتهاماتي که هه خاطر حساهرسي‬ ‫هايش از كرکت انرژي اِنرو‬

‫‪116‬‬

‫ايجاد كده هاد‪ ،‬هه مبارزه هرخاست و در دادگاه‬

‫مجرم كناخته كد‪ ،‬تنها هه خاطر اينكه رأي مذکار تاسط دياا عالي هرگردانده كد؛‬ ‫پس از آنكه آ كرکت اساسا ديگر در محیط کساوکار حاضر نباد‪ .‬گاهي اوقات‬ ‫هرنده كد در دادگاه هدتر است از پذيرش دادخااست مارد تاافق‪ ،‬حتي زماني که‬ ‫هيگناه هستید‪ .‬فرايند قضايي ممكن است درنهايت هه پاسخ درست منجر كاد‪ ،‬اما‬ ‫‪Arthur Andersen‬‬

‫‪118‬‬

‫‪Enron‬‬

‫‪116‬‬

‫‪218‬‬

‫اغلا اوقات پاسخ درست صرفا پس از آنكه متهم متحمل هزينههاي طاقت فرسا‬ ‫كده هاكد‪ ،‬هه دست خااهد آمد‪.‬‬ ‫مانارهاي مدل‪ ،‬در اين ماضاع همانند هسیاري از ماقعیتهاي ديگر‪ ،‬هراي‬ ‫جلاگیري از كرايط حسا‬

‫و هحراني طراحي كدهاند‪ .‬رويكرد تاصیه كده از طريق‬

‫منطقِ مدل در حقیقت ناعي هلف است که ما در كناسايي خاد از نظريهي هازيهاي‬ ‫هنیادي درهارهي آ صحبت ميکنیم؛ در صفحات ‪ 191‬و ‪ 192‬نظريهي هازيها‪ .‬ما‬ ‫ميدانستیم اگر هیئتمديره هه دستگاههاي خادش واگذار ميكد‪ ،‬آ وقت هه ماارد‬ ‫هیشتري از تخطي از قانا اقرار ميکرد؛ هااينحال‪ ،‬دادستا اياالت متحده نه متاجه‬ ‫آ ميكد‪ ،‬و نه ميتاانست متاجه آ كاد‪.‬‬ ‫پس از چند ماه هحث و مذاکره‪ ،‬هما طار که پیشهیني كد‪ ،‬دادستا اياالت‬ ‫متحده هه فشار از ساي هیئتمديره پاسخ داد و طرفهاي جنگ را انتخاب کرد‪ .‬هه‬ ‫جاي تسلیم كد در هراهر افراط گرايا درو دولت‪ ،‬دادستا اياالت متحده در‬ ‫جلسه اي که ما اصرار کرديم آنها نیز كرکت کنند‪ ،‬اين افراد را سرزنش کرد‪ .‬دادستا‬ ‫اياالت متحده هراي تقايت ديدگاه كخصيِ اولیهاش نسبت هه آنچه که فقط تاافقي را‬ ‫تشكیل ميد هد‪ ،‬فرصت را مغتنم كمرد‪ .‬افراط گرايا ترغیا كده هادند که هي‬ ‫مبحظه‪ ،‬هي تاجه‪ ،‬خیال پرداز‪ ،‬و حتي در درخااست هايشا ‪ ،‬احمق هه نظر آيند‪.‬‬ ‫اين پرونده ها اقرار متهم هه چند فقره تخطي از قانا و يک جرم کاچكتر فیصله‬ ‫يافت‪ .‬اين نتیجهاي هاد که آنها مدنظر داكتند و حس کردند تنها نتیجهي ممكن‬ ‫است‪ .‬آنها اعتقاد داكتند که اين نتیجه دست نیافتني هاد‪ .‬فهمید نتیجه نهايي آنها را‬ ‫هه ناعي حس اجبار هراي هدست آورد امتیازات هیشتر دچار میكرد‪ .‬هما طار که‬

‫‪216‬‬

‫رخ داد‪ ،‬آنها نتیجهاي هسیار ههتر از آنچه که مديرا متهم يا وکب (صرفنظر از يک نفر‬ ‫آنها) ممكن ميدانستند‪ ،‬هه دست آوردند‪.‬‬ ‫اين پرونده نمانه اي از فرايند مهندسي کرد را نشا ميدهد‪ .‬هیئتمديرهي‬ ‫كرکت‪ ،‬دادستا اياالت متحده‪ ،‬وزارت دادگستري افراط گرا – هه وضاح اينها‬ ‫اكخاص متفاوتي هستند‪ ،‬ها روشهاي ترهیتي‪ ،‬تجارب كخصي و هاورهاي مختلفي‬ ‫درهارهي جها ‪(.‬ادامه دارد)‬ ‫ص ‪16‬‬ ‫(ادامه متن هاال) اما همه ي آنها مبتني هر اهعاد همساني از رفتار انساني اقدام هه‬ ‫انتخاب ميکنند – هه هر حال‪ ،‬گزينههاي هسیار زيادي هراي انتخاب وجاد دارد‪ .‬آنها‬ ‫ميتاانند دنبال مصالحه و تاافقات هاكند؛ ميتاانند سعي کنند که هه زور افراد را‬ ‫وادار هه تسلیم كد در هراهركا نمايند؛ ميتاانند تسلیم دكمنانشا كاند؛ ميتاانند‬ ‫عزم خاد را هراي جنگ علیه مخالفانشا محكم کنند؛ و ميتاانند ها انجام هرخي از‬ ‫ماارد فاق‪ ،‬حريف را از میدا هه در کنند‪ .‬اينها مجماعهي کاملي از گزينههاي‬ ‫اقدام هراي هر مسئله و مشكلي است‪ .‬کلید حل مشكل در اين پرونده در منفرد کرد‬ ‫دادستا اياالت متحده هاد؛ او اصلي ترين محرک هراي نتیجهي پرونده هاد‪ .‬آنچه او‬ ‫فكر ميکرد که "درست" است – چه مبتني هر مطلقِ هر حسي‪ ،‬درست ميهاد يا نه‬ ‫– و آنچه که نفس او را راضي و خاكحال ميکرد‪ :‬اينها دو اصل مهم وراي مهندسيِ‬ ‫تاافق هادند‪ .‬ساال واقعي اين پرونده اين هاد که چگانه آ دو منفعت ميتاانستند‬ ‫هه مطلاب ترين ككل هراي مشتريام هم تراز و هماهنگ واق كاند‪.‬‬

‫‪211‬‬

‫من اگر قرار هاد طرز فكر متخص‬

‫منطقهاي را هه اين تعامل ميآوردم‪ ،‬آ‬

‫وقت كايد مجبار ميكدم هزارا صفحه از پس زمینهي ايجاد كده تاسط گروهي‬ ‫از وکبء را هخاانم‪ ،‬كايد مي هايست در انباهي از قاانین مرهاط هه پرونده کاوش‬ ‫ميکردم‪ ،‬و كايد درنهايت هايد استدالل درخشاني ايجاد ميکردم مبني هر اينكه‬ ‫مشتريانم تنها اليق تخطي از قانا و جرائم کاچكتر هستند‪( .‬البته‪ ،‬اين چیزي نیست‬ ‫که مشتري ام مرا هه خاطر آ استخدام کرد‪ ،‬و در واق دقیقاً هما چیزي است اگر‬ ‫ماضاع هه دادگاه کشیده ميكد‪ ،‬وکبء ايجاد آ را ايجاد ميکردند)‪ .‬اما هعد‪ ،‬در آ‬ ‫دعااها هر سر كايستگيها‪ ،‬هر قدر هم که استداللي که ميتاانستم ايجاد کنم‬ ‫درخشا ميهاد‪ ،‬علیرغم تمام تبشهايم‪ ،‬احتماالً هه معناي يک چیز لعنتي نميهاد‪.‬‬ ‫البته وکبي هااستعداد دولتي از نقطهنظري ديگر میتاانستند پروندهاي هسازند که در‬ ‫آ جرائم سنگیني هه چشم هخارد –و خیلي هراي آ هرنامه ريزي نميكاد‪ .‬نه‪،‬‬ ‫راهحل مطلاب در هاد که درکي دقیق از وضعیت فعلي داكته هاكیم‪ ،‬و سپس از‬ ‫طريق دنبالهاي از تعامبت‪ ،‬راه هايي را هراي کار و تعامل ها وضعیت‪ ،‬نه علیه آ ‪،‬‬ ‫هیاهیم‪.‬‬ ‫فرايند هازي پیش هین هه هازنگري ككايات متكي نیست (ككايتهايي که اغلا‬ ‫اوقات وضعیتها را صرفا دكاارتر مي کنند)‪ .‬اگر افراد در اطراف وضعیتي دكاار‬ ‫جم كاند‪ ،‬خا در حقیقت مايه تمسف است که در آ وضعیت مناقشه و نزاع‬ ‫وجاد دارد‪ ،‬اما هما عملِ جم كد در اطراف وضعیت دكاار نشا ميدهد که‬ ‫گروهها در جستجاي محرکي هستند که منجر هه نتیجهاي خااهد كد – هرچیزي‬ ‫ممكن است هاكد – که حالت سكا را در هم ككند‪ .‬هازي پیش هین كبكهاي‬ ‫پیچیده از کانالها و دريچههاي تصمیمگیري ايجاد ميکند که ها انجام كد اقدامات‪،‬‬

‫‪229‬‬ ‫هاز كده و ها گذكتن از آنها‪ ،‬هسته ميكاند‪ .‬من اگر گزينههاي ‪ B ،A‬و ‪ C‬پیشنهاد‬ ‫کنم‪ ،‬آنگاه دربهاي ‪ E ،D‬و ‪ F‬هاز ميكاد‪ ،‬و هه همین ترتیا هه طار نمائي ادامه‬ ‫ميياهد (از اين جهت دوهاره هه رايانهاي مطمئن نیاز خااهد هاد!)‪ .‬ناگها ‪ ،‬تا اين‬ ‫كبكه مسیر تصمیمات را تعیین ميکند‪ ،‬زمینهاي هازي تغییر ميکنند‪ ،‬ماقعیتها‬ ‫عاض ميكاند‪ ،‬و در اين پرونده يک دادستا هه جايي ساق داده ميكاد که هم‬ ‫احسا‬

‫کند نظراتش متنفذ است و هم احسا‬

‫کند در تحمیل مجازاتِ کمي‬

‫سنگینتر هر مشتري من‪ ،‬هه کمال رسیده است؛ که ظاهراً (اما نه واقعاً) مشتري من از‬ ‫اهتدا مايل هه تحمل آ هاد‪.‬‬ ‫اين فرايند كامل استخراج و دگرگا ساختن ادراکات افراد از يک وضعیت ها‬ ‫نگاهي هه خروجيِ دور هه دور مدل ميكاد‪ ،‬تا تعیین كاد چه کسي مسئال تغییرات‬ ‫ماقعیت هاست‪ ،‬و اگر اين تغییرات عااقا هدي هراي مشتري داكته هاكد‪ ،‬چگانه‬ ‫ميتاا ها آنها مقاهله کرد‪ .‬چه مسئله ي ما تصمیم درهارهي هرنامهي هستهاي ايرا‬ ‫هاكد‪ ،‬يا كناسايي اقدامات احتمالي القاعده‪ ،‬و يا تسهیل در ادغام كرکتها هاكد‪،‬‬ ‫فرايند مذکار تفاوتي نميکند‪ .‬هر يک از كرايط كامل انسا هايي ميكاد که خیلي‬ ‫ها يكديگر تفاوت ندارند؛ صرف نظر از جايي که كاها هه خااب ميروند‪.‬‬ ‫ص ‪11‬‬ ‫هناهراين در فصل هعد نگاهي هه چند مسئلهي جاري‪ ،‬مانند هما هايي که در هاال‬ ‫فهرست كد‪ ،‬خااهیم داكت تا هبینیم چگانه ممكن است نتايج سادمندي را‬ ‫مهندسي کنیم‪ .‬اين مثالها کمک ميکنند هزينههاي هالقاهي نديد يا عدم رسیدگي‬ ‫هه آنچه که ممكن است در زاويهاي پنها مانده هاكد‪ ،‬نشا داده كاند‪.‬‬

‫‪221‬‬

‫فصل هفتم‬ ‫زمان حال سریعاً در گذر است‬

‫‪139‬‬

‫يكي از مزاياي هزرگ مرتبط كد ها مؤسسه هاوِر‬

‫‪149‬‬

‫در دانشگاه استنفارد‪،‬‬

‫فرصتي است که هراي كرکت در سمینارهاي کاچک ها حضار هرخي از جالاترين‬ ‫محققا و سیاست گذارا فراهم ميكاد‪ .‬اين سمینارها در اغلا ماارد محرمانه‬ ‫هستند‪ ،‬يعني اين كانس وجاد دارد که ديدگاه ها در مارد مسائل مهم روز هه ككلي‬ ‫صادقانه تبادل كاند‪ .‬گفتگاها در طيّ يكي از سمینارها‪ ،‬هر سر اختبفات اسرائیل و‬ ‫فلسطین‪ ،‬مرا هه اين فكر فرو هرد که استدالل مبتني هر نظريهي هازيها چگانه ممكن‬ ‫است هه مقاهله ها ماان ِ هه ظاهر هرطرف نشدني هر سر راه صلح کمک کند‪ .‬رويكردي‬ ‫که من در مارد آ فكر کردم‪ ،‬راهحلي هراي اختبف مذکار نیست‪ ،‬اما گامي هالقاه‬ ‫مفید هه سمت پیشبرد چشم انداز واقعي هراي يک صلح پايدار است‪.‬‬ ‫ها همهي محدوديتهاي هحث‪ ،‬ايدهاي که ارائه دادم‪ ،‬مثالي فراهم ميآورد از‬ ‫اينكه استدالل مبتني هر نظريه هازيها چگانه ميتااند ما را هه جهتي جديد هدايت‬ ‫کند؛ حتي در هه ظاهر سختگیرانهترين ماقعیت‪ .‬اگر منطق نظريه هازيها هتااند‬ ‫پیشرفتي در زمینه ي حل اختبفات اسرائیل و فلسطین ايجاد کند‪ ،‬مطمئناً هه حل يكي‬ ‫از مهمترين مسائل سیاست خارجي روزگار ما کمک خااهد کرد‪ .‬ها اين فرض‪،‬‬ ‫هگذاريد نگاهي تازه هه رواهط اسرائیلي‪-‬فلسطیني داكته هاكیم‪ .‬و چه کسي ميداند‪،‬‬ ‫‪FAST-FORWARD THE PRESENT‬‬

‫‪111‬‬

‫‪Hoover Institution‬‬

‫‪149‬‬

‫‪222‬‬

‫كايد يكي از خاانندگا اين کتاب هتااند اين ايده را هه واقعیت تبديل کرده و يا‬ ‫هتااند هرخي از عیاهاي مهلک آ را خاطر نشا سازد‪.‬‬ ‫بیایید یک معاملهای بکنیم‬ ‫زمین هراي صلح و صلح هراي زمین دو فرمالي هستند که محكام هه‬ ‫ككست اند؛ چه در خاورمیانه هاكد‪ ،‬و چه در هر کجاي ديگر‪ .‬اين ايدهاي است که‬ ‫معقال هه نظر ميرسد‪ ،‬لذا تاجه زيادي را هه خاد جلا ميکند‪ .‬ايهاد هاراک‪ 141‬در‬ ‫ژوئیه سال ‪ 2999‬در نشست کمپ ديايد که میا او (نخست وزير وقت اسرائیل)‪،‬‬ ‫ياسر عرفات (رئیس تشكیبت خادگرا فلسطین) و رئیس جمهار هیل کلینتا‬ ‫هرگزار كد‪ ،‬پیشنهاد يک معاهدهي زمین هراي صلح‬ ‫اسلا‬

‫‪141‬‬

‫‪142‬‬

‫را ارائه داد‪ .‬قراردادهاي‬

‫در سال ‪ 1111‬نیز معاهدات زمین هراي صلح محساب ميكدند‪ .‬هرنامهي‬

‫کمپ ديايدِ هاراک و انااع هعدي آ ها ككست مااجه كد‪ .‬نقشه راه هراي صلح‪،‬‬ ‫يكي ديگر از طرحهاي زمین هراي صلح‪ ،‬نیز ككست خارد‪ .‬تمام معامبت زمین‬ ‫هراي صلح يا صلح هراي زمین في نفسه همین کار را خااهند کرد‪ .‬آنها راهي هراي‬ ‫پايا داد هه خشانت نیستند‪ ،‬زيرا هیچ از طرفین هه ديگري تضمین نميدهد که‬ ‫دارد پیماني هادوام و تعهدي معتبر ها او ميهندد‪.‬‬ ‫ص ‪199‬‬

‫‪Ehud Barak‬‬

‫‪141‬‬

‫‪land-for-peace deal‬‬

‫‪142‬‬

‫‪The Oslo Accords‬‬

‫‪141‬‬

‫‪221‬‬ ‫هر پیماني – زمین هراي صلح يا صلح هراي زمین – از چیزي رنج ميهرد که‬ ‫گاهي در نظريه هازيها هه آ مسئلهي ناهماهنگي زماني گفته ميكاد‪ .‬هه اين معنا که‬ ‫يک گروه امروز يک منفعت هرگشتناپذير را هه گروه ديگر ميدهد‪ ،‬هه اين امید که‬ ‫طرف مقاهل معامله هه مثل کرده و فردا آ را جبرا نمايد‪ .‬قريا هه يقین در عاض‪،‬‬ ‫طرفي که منفعت هرگشتناپذير را دريافت ميکند‪ ،‬از آ ساء استفاده کرده تا قبل از‬ ‫محقق کرد وعدههايش‪ ،‬حتي ساد هیشتري هه دست آورد‪ .‬داد زمین در قبال‬ ‫وعده ي صلح ناگزير منجر هه تقاضاهاي مكرر هراي زمین هیشتر‪ ،‬پیش از اعطاء صلح‪،‬‬ ‫خااهد كد‪ .‬هرقراري صلح در قبال وعدهي زمین در آينده نیز معضل مشاههي است‪.‬‬ ‫اعطاء کننده ي صلح هراي نشا داد حسن نیت سبحهايش را هر زمین ميگذارد‪،‬‬ ‫اما پس از آ دهندهي زمین آزاد است که دهه کند{زير قالش هزند}‪ ،‬هدو اينكه‬ ‫مجبار هاكد هه دنبال زمیني هرود که طرف مقاهل ديگر نميتااند آ را هه چنگ‬ ‫آورد‪)1(.‬‬ ‫مسئلهي ناهماهنگيِ زماني در زمینههاي متعددي هاجاد ميآيد‪ ،‬صرفاً منحصر‬ ‫در ماضاع زمین هراي صلح يا صلح هراي زمین نیست‪ .‬در واق ‪ ،‬نمانهاي از اين‬ ‫مسئله را پیش از اين در هحث از کرهي كمالي ديديم‪ .‬تهديد زيرپاگذاكتن پیما ها‬ ‫وقتي که دكمن هه حالت آكتي درآمده و خاد را خل سبح کرده‪ ،‬دقیقاً همین است‬ ‫که چرا درخااست از کیم جانگ ايل هراي از هین هرد تاا هستهاي اش کارگر‬ ‫نخااهد هاد‪ ،‬اما مذاکره هر سر تاافقي که او ها تعلیق هرنامه هستهاي خاد ماافقت‬ ‫کند‪ ،‬مي تااند کارگر هاكد‪ .‬اين مسئله در خاورمیانه هم وجاد دارد و کم اهمیت‬ ‫نیست‪.‬‬

‫‪224‬‬

‫تصمیم نخست وزير افراط گراي اسرائیلي‪ ،‬آريل كارو ‪ ،‬مبني هر عقا نشیني‬ ‫(يک جانبه) از غزه در آگاست ‪ 2991‬را هبینید؛ که آ سرزمین را هه فلسطینیا‬ ‫تسلیم نماد‪ .‬هه نظر مي رسد قسمت مهمي از انگیزه ي كارو هراي اين کار هدين‬ ‫خاطر هاد که او نتیجه گرفت دفاع از غزه هزينهي گزافي هه دنبال دارد‪ .‬هناهراين‬ ‫تصمیم گرفت مهاجرا اسرائیلي را مجبار کند منازلشا را ترک کنند ‪ -‬همانهايي که‬ ‫حضاركا نقطه اكتعالِ خروش فلسطینیا هاد – هه اين امید که واگذاري سرزمین‬ ‫غزه هه اعتبء حسن نیت و صلح کمک خااهد کرد‪ .‬اين اعتقاد که کارهاي خاب‪ ،‬ها‬ ‫هر انگیزهاي‪ ،‬منجر هه پاسخي خاب خااهند كد‪ ،‬نشا دهندهي خاكبیني نسبت هه‬ ‫طبیعت انساني است‪ ،‬که گاهي در واقعیت عیا ميكاد‪ ،‬اما در عاض اغلا اوقات‬ ‫ها حرص و پرخاكگري نمايا ميكاد‪ .‬هما طار که ميدانید‪ ،‬نظريه هازيها هه‬ ‫ندرت نگاهي خاكبینانه هه طبیعت آدمي دارد‪ .‬پیشهیني ميكد که خاكبینيِ كارو‬ ‫اكتباه هاكد‪ .‬ها گذكت زماني کاتاه‪ ،‬پس از آنكه دولت منتخا دماکراتیک در‬ ‫حكامت فلسطین هه سرگردگي حما ‪ ،‬محماد عبا‬

‫رئیس تشكیبت خادگرا‬

‫فلسطین را هه زور از غزه اخراج کرد‪ ،‬حمبت ماككي خاد را علیه كهرهاي‬ ‫اسرائیلي نزديک هه ناار غزه كدت هخشید‪ .‬سرزمیني که سخاوتمندانه داده كده هاد‪،‬‬ ‫هیچ صلحي هه همراه نیاورد؛ هلكه تقاضا هراي سرزمین هیشتر و افزايش خشانت هه‬ ‫همراه داكت‪.‬‬ ‫هه خاطر داكته هاكید‪ ،‬اين ككست از سمت پیگیري صلح‪ ،‬ككاف خاصي در‬ ‫هین فلسطینیا نیست‪ .‬اسرائیليها در گذكته نیز چنین کارهايي انجام دادهاند‪ .‬ها‬ ‫ككست رقباي عرب در جنگ ‪ 1188‬و مجددا در ‪ ،1181‬اسرائیل نه تنها‬ ‫سرزمین هايي را اكغال کرد که پیش از اين تحت کنترل مصر‪ ،‬ساريه‪ ،‬ارد و‬

‫‪221‬‬

‫فلسطین هاد‪ ،‬هلكه اجازه داد كهرکها تاسعه پیدا کنند؛ احتماالً هر اسا‬ ‫در کتاب مقد‬

‫پیماني که‬

‫میا اهراهیم علیهالسبم و خداوند هسته كده هاد‪ .‬در واق ‪،‬‬

‫كهرکهاي اسرائیلي تقريبا همیشه سرزمینهاي هاالدستي مشرف هه روستاهاي‬ ‫فلسطینیا را اكغال ميکنند؛ و لذت هرد از حس امنیت در منازل را هراي فلسطینیا‬ ‫تقريبا غیرممكن ميکنند‪(.‬ادامه دارد)‬ ‫ص‪191‬‬ ‫(ادامه متن هاال) و حتي هدتر‪ ،‬رژيم صهیانیستي هراي دههها عبار و مرور‬ ‫فلسطینیا هه داخل و خارج اسرائیل را محدود کرد‪ ،‬هما طار که در داخل اسرائیل‬ ‫كهروندا اسرائیلي فلسطیني تبار ها اين محدوديتها روهرو كده هادند‪ .‬خبصه‬ ‫اينكه دولت اسرائیل ها محدود کرد آزادي اجتماعيِ فلسطینیا ‪ ،‬مان از اين كد که‬ ‫آنها مسیر صلح آمیزي را هه سمت استقبل هپیمايند‪ .‬هنگامي که اسرائیل پس از‬ ‫جنگ ‪ 1188‬فرصت داكت تا ها فلسطینیا صلح کند‪ ،‬اين ماضاع هه هدف نرسید‪،‬‬ ‫هما طار که فلسطینیا دست از تبش هراي ترويج صلح ها اسرائیليها هرداكتهاند‪.‬‬ ‫هر فرمالي از ناع زمین هراي صلح و صلح هراي زمین که ميكناسم‪ ،‬ها ككست‬ ‫مااجه كده است‪ .‬هرگانه تبش اينچنیني‪ ،‬خااه يكجانبه‪ ،‬دو جانبه يا چند جانبه‪،‬‬ ‫اگر هم هاده هاكد‪ ،‬صرفا هه خاطر سري انجام كد ‪ ،‬امیدهاي کاذب را هاال هرده و‬ ‫اوضاع را هدتر کرده است‪ .‬تبشهاي مذکار همیشه سري انجام ميكاند؛ چراکه‬ ‫صلحهانا هه راحتي از ناسازگاري زماني در استراتژيهايشا غفلت ميکنند‪ .‬اين‬ ‫تبش ها هه حسن نیت و ايجاد اعتماد‪ ،‬در زمانیكه هیچ کدام وجاد ندارد‪ ،‬واهستهاند‪.‬‬ ‫در عاض‪ ،‬آنها هايد هر اسا‬

‫منفعت كخصيِ محدود دو طرفِ رقاهت‪ ،‬از ترقي و‬

‫‪228‬‬

‫پیشرفت هراي دستیاهي هه صلح استفاده کنند‪ .‬آنها هه جاي اينكه هه دنبال رويكردي‬ ‫هاكند که مستلزم همكاري متقاهل هاكد‪ ،‬هايد هسنجند که آيا پیشنهادكا يک‬ ‫استراتژيِ خادکامه است که هیچ کس انگیزهاي هراي انحراف از آ ندارد‪ ،‬يا خیر‪ .‬آيا‬ ‫معماي زنداني در فصل ‪ 1‬را هه خاطر ميآوريد؟ در آ هازي اگر هر دو هازيكن هه‬ ‫جاي پايا داد هه رقاهت‪ ،‬ها يكديگر هماهنگ کنند که هه دنبال همكاري مشترک‬ ‫هاكند‪ ،‬هه نتیجهي ههتري دست پیدا خااهند کرد‪ .‬مشكل اين است که اگر هر کدام از‬ ‫هازيكنا تصمیم هه همكاري هگیرد‪ ،‬آنگاه هازيكن مقاهل در صارت همكاري نكرد ‪،‬‬ ‫نتیجه ي ههتري هدست خااهد آورد‪ .‬خبصه اينكه هیچ کدام همكاري نخااهند کرد‪،‬‬ ‫و نتیجهاي هدتر از آنچه که مي تاانستند هدست آورند نصیبشا خااهد كد‪ .‬اين‪ ،‬در‬ ‫واق ‪ ،‬يک معماست‪ .‬مانند اختبف اسرائیل‪-‬فلسطین‪ ،‬همكاري مشترک راهحل‬ ‫پايداري نیست‪ ،‬مگر اينكه ساختار هازي هما اهتدا تغییر کند‪.‬‬ ‫يک راه هراي تغییر هازي اين است که هزينهها و مناف هه طار مستقیم و خادکار‬ ‫در پاسخ هه اقداماتي که هر هازيكن اتخاذ ميکند‪ ،‬تغییر کنند‪ .‬يک استراتژي خادکامه‬ ‫اين مشكل را حل کرده و ميتااند هه ارتقاي صلح و رفاه هراي طرفین کمک کند‪ .‬در‬ ‫اينجا میخااهم از قدرت تفكر مبتني هر نظريهي هازيها استفاده کرده تا گامي مهم‬ ‫ههساي صلح میا فلسطینیا و اسرائیليها پیشنهاد کنم‪ .‬پیشنهاد من يک هرنامه صلح‬ ‫آمیز جام نیست‪ ،‬هلكه راهي هراي محتمل تر کرد ايجاد صلح است‪ .‬آنچه خااهم‬ ‫گفت هه لحاظ منطقي از استدالل نظريهي هازيها پیروي ميکند‪ ،‬اما يک تخمینِ‬ ‫محض از آنچه که احتماالً رخ ميدهد نیست؛ هیاني است از منطق نظريهي هازيها‬ ‫در حمايت از مسیري که هه خشانت پايا ميدهد؛ نسخهاي است هراي پیشرفت‪.‬‬

‫‪228‬‬ ‫کلید پیشنهاد من اين عبارت است‪« :‬خادکامگي‪ .»144‬اين تمهیدي است که هه‬ ‫کمترين میزا ِ (يا عدمِ) همكاري يا اعتماد میا اسرائیليها و فلسطینیا نیاز دارد‪.‬‬ ‫ايده اي که در ذهن دارم مشاقهايي را هراي طرفین فراهم ميآورد تا کامب هه نف‬ ‫خاد و هدو تاجه هه اينكه آيا اين ماضاع هه طرف مقاهل کمكي خااهد کرد يا نه‪،‬‬ ‫صلح را اعتبء داده و در هراهر تروريسم مقاومت کنند‪ .‬هدا جهت‪ ،‬پیشنهادم از‬ ‫ديدگاه مبلتهار نظريهي هازيها نسبت هه طبیعت آدمي پیروي خااهد کرد‪.‬‬ ‫ايدهام اين است که دولتهاي اسرائیل و فلسطین هخشي از درآمد مالیاتي خاد‬ ‫از حازهي گردكگري (و فقط از اين حازه) ها يكديگر تقسیم خااهند کرد‪ .‬پیش از‬ ‫پرداختن هه جزئیات – جايي که كیطا اقامت دارد – هیايید در اهتدا هبینیم چرا درآمد‬ ‫گردكگري‪ ،‬و نه چیز ديگر‪ .‬هراي مثال‪ ،‬چرا صلح را ها راهاندازي تجارت مشترک‬ ‫میا اسرائیل‪-‬فلسطین يا ها اجازهي تردد آزادانهتر هین مناطق‪ ،‬و يا ها طرح ديگري‪،‬‬ ‫ارتقاء ندهیم؟ هما طار که خااهیم ديد‪ ،‬درآمد گردكگري مشترک فرصتِ تقريباً‬ ‫هينظیري را فراهم خااهد آورد‪.‬‬ ‫ص ‪192‬‬ ‫رهبري تشكیبت خادگرا فلسطین‬

‫‪141‬‬

‫(‪ )PA‬مدام گردكگري را هه عناا‬

‫يكي از ارکا اصلي اقتصاد آتي فلسطین معرفي ميکند‪ .‬ها تاجه هه وجاد تعداد‬ ‫هيكماري از اماکن مهم تاريخي‪-‬مذهبي در قلمروي فعلي و آيندهي فلسطین‪ ،‬چنین‬ ‫انتظاري فاق العاده منطقي است‪ .‬تالید ناخال‬

‫داخلي تشكیبت خادگرا در سال‬ ‫‪self-enforcing‬‬

‫‪144‬‬

‫‪The Palestinian Authority‬‬

‫‪141‬‬

‫‪226‬‬

‫‪ 4/6 ،2998‬میلیارد دالر هاد‪ .‬در طال دورههاي صلح‪ ،‬هیش از ‪ 19‬درصد درآمد هه‬ ‫گردكگري اختصاص دارد‪ ،‬که اين رقم ميتاانست خیلي هاالتر از اين هاكد‪ .‬در‬ ‫مقاهل‪ ،‬تالید ناخال‬

‫داخلي اسرائیل در سال ‪ 2998‬هیش از ‪ 189‬میلیارد دالر هاد‪.‬‬

‫درآمد گردكگريِ اين رژيم در سال ‪ 2/1 ،2991‬میلیارد دالر و در سال ‪2/6 ،2998‬‬ ‫میلیارد دالر هاد‪ ،‬و انتظار ميرود در سال ‪ ،2996‬اين رقم در حدود ‪ 4/2‬میلیارد دالر‬ ‫هاكد‪ .‬هناهراين درآمد گردكگري منبعي خاب‪ ،‬اما نسبتاً کم‪ ،‬از درآمد اسرائیل است‪.‬‬ ‫گردكگري داراي يک ويژگي است که ميتااند هراي ههباد چشمانداز صلح‬ ‫مارد استفاده قرار گیرد‪ .‬كما مي هینید؛ گردكگري و درآمد مالیاتي ايجاد كده تاسط‬ ‫آ ‪ ،‬نسبت هه خشانت هسیار حسا‬

‫هستند‪ .‬هه عناا نمانه‪ ،‬نگاهي هه ككل ‪8/1‬‬

‫هیاندازيد‪ .‬محار افقي نشا دهندهي حدود مرگومیرهاي خشانتهار فلسطینیا و‬ ‫اسرائیليها هخاطر درگیري آنها از سال ‪ 1166‬تا ‪ 2992‬است‪ )2(.‬مقیا‬

‫نمادار‬

‫نشا دهندهي طیف مرگهاي سه ماهه از ‪ 9‬تا ‪ 199‬مارد مرگ است‪ .‬محار عمادي‬ ‫نشا دهنده ي تعداد گردكگراني است (ها مقیا‬

‫هزار نفر) که هر سه ماهه هین دوره‬

‫مشاهه‪ ،‬طي سالهاي ‪ 1166‬تا ‪ ،2992‬از اسرائیل هازديد کردهاند‪ )1(.‬متاسفانه‪،‬‬ ‫اطبعات گردكگري قاهل مقايسهاي هراي تشكیبت خادگردا هدست نیاوردهام‪ ،‬اما‬ ‫هه اندازهي کافي اطبعات پیدا کردهام تا مشاهده کنم که الگا يكسا است‪ .‬هنگامي‬ ‫که خشانت افزايش ميياهد‪ ،‬گردكگري کاهش خااهد يافت‪ ،‬و هنگامي که خشانت‬ ‫کاهش ميياهد‪ ،‬گردكگري ههباد خااهد يافت‪.‬‬ ‫خطِ ماجاد در ككل نشا ميدهد نرخ تخمیني گردكگري سه ماه پس از‬ ‫گزارش سطح خشانت واکنش نشا ميدهد‪ ،‬در حالیكه نقاط ماجاد در ككل‪،‬‬

‫‪221‬‬

‫مقدار مشاهده كدهي گردكگري در اسرائیل در ارتباط ها خشانت واقعياي که سه‬ ‫ماه پیش رخ داده را نشا ميدهد‪ .‬گردكگري هه مدت سه ماه پس از خشانت‬ ‫مشاهده كده هه تمخیر افتاده است‪ ،‬تا هه هازديدکنندگا آتي زما کافي هراي تغییر‬ ‫هرنامههايشا هدهد‪.‬‬ ‫ص ‪191‬‬

‫واضح است که خشانت هیشتر يعني گردكگرا ِ هه كدت کمتر‪ .‬در واق ‪ ،‬هه‬ ‫طار متاسط‪ ،‬هر مرگ ناكي از خشانت هه معناي ‪ 1199‬گردكگر کمتر و کاهش‬ ‫‪ 2119‬عددي تختخاابهايي که گردكگرا در هتلها اجاره ميکنند‪ .‬طيّ سه ماهي‬ ‫که در اينجا هحث كد‪ 11 ،‬فقره مرگ ناكي از خشانت رخ داد؛ اين يعني تقريبا‬ ‫‪ 89999‬گردكگر کمتر طيّ يک دورهي سه ماهه‪ ،‬و تحمل متاسطِ سطح خشانت‪،‬‬

‫‪219‬‬

‫در مقايسه ها تعداد انتظاريِ هازههاي سه ماههاي که هیچ مرگومیر ناكي از نزاع و‬ ‫درگیري در آنها رخ نداده هاكد‪ .‬متاسط تعداد گردكگرا در اسرائیل حدود ‪419999‬‬ ‫است؛ لذا ‪ 89999‬رقم سنگیني است‪ .‬در سالهاي اخیر‪ ،‬اسرائیل هه طار متاسط‬ ‫حدود ‪ 1‬میلیارد دالر درآمد گردكگري داكته است‪ ،‬و سالیانه حدود ‪269999‬‬ ‫گردكگر کمتر از آنچه ممكن است هه طار محافظه کارانه در يک سال آرام انتظار‬ ‫رود؛ اين يعني حدود ‪ 199‬میلیا دالر گردكگري هر ساله از دست ميرود؛ البته‬ ‫هدو احتساب آنچه که تاسط هتلها‪ ،‬رستارانها‪ ،‬تاکسي ها‪ ،‬كرکتهاي اتامبیل‬ ‫اجارهاي‪ ،‬راهنماهاي گردكگري و غیره در قسمت مرزي فلسطین از دست ميرود‪.‬‬ ‫و تجرهه فلسطینیا چطار خااهد هاد؟ هما طار که متذکر كدم‪ ،‬هه دست‬ ‫آورد دادههاي مشاهه هراي تشكیبت خادگرا فلسطین هه مراتا سختتر است‪،‬‬ ‫اما هناز هم كااهد هسیاري وجاد دارد که تصاير تلخي را نمايش خااهد داد‪ .‬هه‬ ‫عناا مثال‪ ،‬پیش از آغاز انتفاضه در اواخر سال ‪ ،2999‬حدود ‪ 19‬هتل در فلسطین‬ ‫وجاد داكت‪ .‬در پايا سال ‪ ،2991‬اين رقم ها افتي سري ‪ ،‬هه حدود ‪ 81‬هتل رسید‪.‬‬ ‫طبیعتا هاز هاد و هسته هاد هتلها نتیجهي مقدار کساوکاري است که انجام‬ ‫ميدهند‪ .‬ككل ‪ 8/2‬نشا دهندهي تعداد مهما هاي هتل در فلسطین هراي هر سال‪ ،‬از‬ ‫سال ‪ 1111‬تا ‪ ،2991‬ميهاكد؛ آنطار که تاسط مقامات فلسطیني گزارش كده‬ ‫است‪ )4(.‬انتفاضه يک پاسخ سري ‪ ،‬سخت‪ ،‬و قاهل پیشهیني داد‪ :‬اقامتها در هتل –‬ ‫و هه طار کلي گردكگري – کاهش يافته است‪ .‬هرآوردهاي مقامات فلسطیني نشا‬ ‫دهندهي خسارت ‪ 899‬میلیا دالري از محل گردكگري از آغاز انتفاضهي دوم در‬ ‫سپتامبر ‪ 2999‬تا جاالي ‪ 2992‬است‪ .‬درآمد ساالنهي تشكیبت خادگردا از محل‬ ‫گردكگري در هما دوره تنها ‪ 199‬میلیا دالر هاد‪ ،‬هناهراين خسارت مذکار هه‬

‫‪211‬‬

‫اندازه ي کل درآمد گردكگري هاد‪ .‬اين اعداد را در ذهن داكته هاكید‪ .‬دوهاره سراغ‬ ‫آنها خااهیم آمد‪.‬‬ ‫ص‪194‬‬ ‫ها اين واقعیات در محدودهي تجرههي ما‪ ،‬ميتاانیم از طريق منطق نظريهي‬ ‫هازيها عمل کنیم؛ اين منطق جذاهیت دالرهاي مالیات هر گردكگري را هه عناا‬ ‫مسیري هه سمت صلح مي داند‪ .‬هه عناا مثال تصار کنید که دولت رئیس جمهار‬ ‫اوهاما يا سازما ملل متحد دولتهاي اسرائیل و فلسطین را مجبار کند تا درآمدهاي‬ ‫مالیاتي ناكي از گردكگري را انحصاراً ها يكديگر هه اكتراک هگذارند‪ ،‬و سپس تازي‬ ‫وجاه را مديريت نمايد‪ .‬سهم هر طرف از دالرهاي گردكگري هايد در تناسا‬ ‫مستقیم ها نسبت فعليِ کل جمعیتهاي اسرائیلي و فلسطیني در سرزمین فلسطین و‬ ‫اسرائیل هاكد‪.‬‬

‫‪212‬‬

‫طرح درآمد مالیاتي از حازه گردكگري نیازي نیست تا اهد دوام هیاورد {ثاهت‬ ‫هاكد}‪ .‬اين طرح هايد مشتمل هر تعهدي غیرقاهل فسخ هراي درآمد مذکار هاكد تا‬ ‫هدين طريق هراي مدتي طاالني (هگايید هیست سال) ادامه ياهد‪ ،‬و مهم است که اين‬ ‫اكتراک درآمد مالیاتي هه فرمالي ثاهت هر اسا‬

‫جمعیتهاي فعلي‪ ،‬و نه تغییرات‬

‫آتي در آ ها‪ ،‬گره هخارد‪ .‬مذاکرهي مجدد هر سر اين فرمال ميتااند انگیزههاي‬ ‫نا خاكايندي ايجاد کند‪ .‬همچنین ضروري است که تعريف درآمد مالیاتي‪ ،‬که از‬ ‫خرجکرد گردكگرا سرچشمه ميگیرد‪ ،‬هر اسا‬

‫قاانین از پیش تعیین كده هراي‬

‫تخمین اين منب درآمدي هاكد‪ .‬ممكن است از كرکتهاي حساهداري مستقل هراي‬ ‫فراهم آورد‬

‫مسیري استاندارد هراي تعريف و كناسايي درآمد گردكگري و‬

‫مالیات هاي حاصل از آ ‪ ،‬استفاده كاد‪ .‬لذا اين درآمد مالیاتي فراتر از مدت زما‬

‫‪211‬‬

‫تاافق كده در هرنامه‪ ،‬و هر اسا‬

‫يک فرمال ثاهت مبتني هر جمعیت در زما واحد‪،‬‬

‫و هدو هیچ گانه پرسشي‪ ،‬هه هر طرف اختصاص خااهد يافت‪.‬‬ ‫ص ‪191‬‬ ‫هرخي از درآمدهاي مالیاتي مستخرج از گردكگري واضح {علني‪ ،‬آككار}‬ ‫هستند‪ .‬هتلها پاسپارتهاي هازديدکنندگا خارجي را هررسي ميکنند‪ ،‬و هناهراين‪،‬‬ ‫هما طار که ديديم‪ ،‬هه راحتي ميتاا فهمید که چه تعداد گردكگر ثبت آماري‬ ‫كدهاند‪ ،‬صارت حسابهاي هتلكا چه هاده‪ ،‬و سهم مالیات از آ صارتحسابها‬ ‫چه میزا هاده است‪ .‬هر كخ‬

‫خارجي که در يک هتل اقامت دارد – خااه صرفاً‬

‫يک گردكگر هاكد و يا ها هدف تجارت سفر کرده هاكد – ممكن است تصريح كاد‬ ‫که مالیات هر اقامت در هتل هه رديف درآمد مالیات هر گردكگري وارد خااهد كد‪.‬‬ ‫طراحي يک سیستم خاب نظارتي هه منظار جلاگیري از نقصا گزارشها‪ ،‬ضروري‬ ‫خااهد هاد‪ ،‬اما اين احتماالً هما چیزي است که دولتها پیش از اين ها آ سروکار‬ ‫داكتهاند‪.‬‬ ‫رستارا ها روش مشخصي هراي تعیین مهمانا خارجي خاد ندارند‪ ،‬اما كايد‬ ‫حساهدارا هتاانند روش هاكمندانهاي هیاهند تا هتاا درصد مالیات يک رستارا را‪،‬‬ ‫که قاهل استناد هه گردكگرا است‪ ،‬تقريا زد‪ .‬اين ماضاع ممكن است هه ماقعیت‬ ‫مكاني رستارا ‪ ،‬نسبت مهمانا خارجي هتلها در آ منطقه‪ ،‬ماقعیت مكاني هانک‬ ‫هراي انجام پرداخت ها ها کارت اعتباري‪ ،‬يا هسیاري ديگر از معیارها‪ ،‬هستگي داكته‬ ‫هاكد‪ .‬همین امر ممكن است هراي مغازهها نیز صادق هاكد‪ .‬هه عناا مثال‪ ،‬مغازههايي‬ ‫که ساغاتي مي فروكند هه احتمال قاي درآمدكا از محل گردكگري نسبت هه‬

‫‪214‬‬

‫فروكندگا مااد غذايي هیشتر است‪ .‬در محل کنترل گذرنامه‪ ،‬تاريستها اعبم‬ ‫ميکنند که هدف هازديد آنها کساوکار است يا تفريح‪ .‬در آنجا نیز ميتاا يک‬ ‫فرمال درآمدي ايجاد کرد که میزا هزينهکرد کساني را که ميگايند گردكگر‬ ‫هستند‪ ،‬تقريا هزند‪ .‬هه هر حال‪ ،‬من سعي ندارم وظیفهي حساهدارا را انجام دهم‪ ،‬و‬ ‫قطعاً صبحیت انجام آ را ندارم‪ .‬حساهدارا هه خاهي از عهدهي تنظیم قاانین‬ ‫معقال هراي كناسايي مناه درآمد مالیاتي هرميآيند‪ ،‬هه خصاص اگر دستمزدهايشا‬ ‫نیز هه آ درآمد گره خارده هاكد‪.‬‬ ‫در مارد جمعیت‪ ،‬اگر فلسطینيها در حال حاضر ‪ 49‬درصد از جمعیت منطقه را‬ ‫تشكیل دهند‪ ،‬آنگاه ‪ 49‬درصد دالرهاي مالیاتي (كِكِل‪148‬ها‪ ،‬يا هر ارز ديگري) از‬ ‫محل گردكگري هه طار خادکار هه جیا دولت رسمي تشكیبت خادگردا‬ ‫فلسطین رفته و ‪ 89‬درصد از آ هم هراي دولت رسمي اسرائیل است‪ .‬دولت رسمي‬ ‫را اينگانه مي تاا تشخی‬

‫داد‪ :‬چه کسي کارکنا هیئت اعزامي فلسطیني و‬

‫اسرائیلي هه سازما ملل را معین ميکند‪ .‬اين امر از خطر مناقشه هر سر اينكه چه‬ ‫کسي تشكیل دهندهي دولت مرهاطه است‪ ،‬جلاگیري ميکند‪ ،‬چراکه هه رسمیت‬ ‫كناختن کليِ ديپلماتیک خادش مسئلهاي مناقشه هرانگیز میا‬

‫اسرائیليها و‬

‫فلسطینيهاست‪ .‬اينكه فلسطینيها و اسرائیليها چه کساني "هستند"‪ ،‬فقط هايد‬ ‫هرحسا افراد ساکن در منطقه هاده‪ ،‬و نبايد جماعت پراکندهي يهادي را كامل كاد‪.‬‬ ‫داخل کرد ايشا در اين ماضاع سبا خااهد كد معناي "فلسطیني" و "اسرائیلي"‬ ‫هه خاطر مناف سیاسي و اقتصادي دستکاري كاد‪ .‬سپس‪ ،‬اينكه چه تعداد گردكگر‬

‫)‪shekel‬واحد پال هاهل قديم (‬

‫‪148‬‬

‫‪211‬‬

‫ميآيد و چه میزا خرج ميکنند‪ ،‬پال تازي كده را هه ككل دستاري تعیین‬ ‫خااهند کرد؛ مستقل از اينكه آيا آنها کمتر يا هیشتر در اسرائیل‪ ،‬فلسطین‪ ،‬يا‬ ‫سرزمین هايي که هر سر آنها جدال وجاد دارد‪ ،‬خرج ميکنند‪ .‬عبوه هر اين‪ ،‬هیچ‬ ‫محدوديتي در مارد اينكه اسرائیليها يا فلسطینيها پال دريافتي از طريق اين طرح‬ ‫را چگانه خرج مي کنند‪ ،‬وجاد ندارد‪ .‬اگر رؤساي دو طرف اين پال را در ههباد‬ ‫هخشید هه کیفیت زندگي هراي مردمانشا سرمايه گذاري کنند‪ ،‬عالي خااهد كد‪.‬‬ ‫اگر آنها ميخااهند آ پال را در يک حساب هانكي مخفي ذخیره کنند‪ ،‬اين امري‬ ‫هین آنها و اعضاي دولت خااهد هاد‪ .‬کلید مافقیت اين است که اين پال نه هه عناا‬ ‫پاداش هراي پیشبرد صلح داده كاد‪ ،‬و نه هه عناا تمديبي هراي مان كد از صلح از‬ ‫آ مضايقه گردد‪.‬‬ ‫ص‪198‬‬ ‫وضعیت اخیر را هه ياد هیاوريد‪ .‬اسرائیل انتظار دارد در سال ‪ 2996‬حدود ‪4‬‬ ‫میلیارد دالر از محل گردكگري درآمد داكته هاكد‪ ،‬و نیز انتظار دارد ها هرقراري‬ ‫صلح‪ ،‬اين رقم در چند سال آينده هه كدت ركد نمايد‪ .‬هر اسا‬

‫كااهد ماجاد در‬

‫ككل ‪ ،8/1‬ميتاانیم هرآورد کنیم که درآمد گردكگري ‪ 19‬درصد نسبت هه آنچه از‬ ‫سال ‪ 2991‬هاده است‪ ،‬هه كرط حاکمیت صلح‪ ،‬ركد خااهد کرد‪ .‬احتماالً فلسطینيها‬ ‫در تشكیبت خادگردا ركد چشمگیرتري را در درآمد تاريستي تجرهه خااهند‬ ‫کرد؛ چراکه هه نظر ميرسد گردكگري در منطقهي آنها واکنش كديدتري نسبت هه‬ ‫خشانت در مقايسه ها اسرائیل از خاد نشا خااهد داد‪ .‬اين ماضاع تعجا آور‬ ‫نیست؛ ها تاجه هه اين که آنها هار مرگ و میر را تحمل ميکنند‪ .‬هناهراين‪ ،‬ها هرقراري‬

‫‪218‬‬

‫صلح‪ ،‬درآمد اسرائیل از حدود ‪ 4/2‬میلیارد دالر در سال ‪ 2996‬هه (حداقل) ‪8/1‬‬ ‫میلیارد دالر‪ ،‬هنگامي که صلحي پايدار ايجاد كاد‪ ،‬افزايش خااهد يافت‪ .‬درآمد‬ ‫گردكگري فلسطین نیز احتماالً از ‪ 199‬میلیا دالر هه (حداقل) ‪ 899‬میلیا دالر‬ ‫افزايش خااهد يافت؛ يعني مقداري که در سال ‪ 1111‬از گردكگري عايدكا كد؛‬ ‫سال قبل از كروع انتفاضه دوم‪.‬‬ ‫کل درآمد فعلي از صنعت گردكگري ها احتساب خشانت جاري‪ ،‬عقب معادل‬ ‫‪ 4/1‬میلیارد دالر هراي مجماع فلسطین و اسرائیل تخمین زده كده است‪ .‬ها هرقراري‬ ‫صلح‪ ،‬رقم تخمیني هه ‪ 8/1‬میلیارد دالر افزايش ميياهد‪ .‬ها فرض نرخ متاسط مالیات‬ ‫هر عايدات گردكگري هه میزا ‪ 29‬درصد‪ ،‬اين هدا معناست که درآمد مالیاتي در‬ ‫كرايط صلح‪ ،‬در مقايسه ها كرايط وجاد خشانت که ارزش ‪ 199‬میلیا دالري دارد‪،‬‬ ‫‪ 1/4‬میلیارد دالر ارزش خااهد داكت‪ .‬هدو تاافق هراي اكتراکِ مالیات و هدو‬ ‫هرقراريِ صلح‪ ،‬پیشهیني ميكاد درآمد مالیاتي اسرائیل از صنعت گردكگري (ها‬ ‫فرض هما نرخ ‪ 29‬درصد در اخذ مالیات) معادل‪ 649‬میلیا دالر در سال ‪ 2996‬يا‬ ‫‪ 2991‬هاكد‪ ،‬در حالیكه پیشهیني ميكاد درآمد مالیاتي فلسطین از صنعت‬ ‫گردكگري معادل ‪ 89‬میلیا دالر هاكد‪ .‬ها وجاد يک تاافق اكتراک درآمد هه نسبت‬ ‫‪ 49-89‬و ها هرقراري صلح‪ ،‬پیشهیني ميكاد مالیات اسرائیل از گردكگري حداقل‬ ‫‪ 619‬میلیا دالر هاكد – اساسا يعني ناعي كستشا هرحسا درآمد مالیاتي میا‬ ‫كرايط جنگ و صلح‪ .‬مالیات پیشهیني كده ي فلسطین هر اسا‬

‫اين طرح معادل‬

‫‪ 119‬میلیا دالر خااهد هاد‪ ،‬يعني افزايشي هیش از نُه هراهر‪ ،‬هدو در نظر گرفتنِ‬ ‫افزايش در درآمد کل فلسطین هه مقدار حدودا يک میلیارد دالر‪ ،‬معادل ‪ 29‬درصد‬ ‫افزايش در تالید ناخال‬

‫داخلي‪ .‬اين يک ركد اقتصادي جدي است!‬

‫‪218‬‬

‫خا‪ ،‬هناهراين اعداد و ارقام را ديدهايم‪ .‬حال هیايید جريا منطقي را دنبال کنیم‪.‬‬ ‫آنچه ديدهايم اين است که تا زماني که حمبت تروريستي يا ديگر اَككال خشانت‬ ‫در سطحي قاهلتاجه هاقي همانند‪ ،‬گردكگرا هه مراتا کمتري از مكا هاي تحت‬ ‫کنترل اسرائیل يا فلسطین ديد خااهند کرد‪ .‬هنگامي که خشانت قاهلتاجهي وجاد‬ ‫داكته هاكد‪ ،‬درآمد گردكگري اندکي هراي تازي وجاد خااهد داكت‪ .‬هناهراين‪ ،‬اگر‬ ‫رهبري فلسطین هه طار مؤثر وارد میدا مبارزه ها تروريسم نشاد‪ ،‬مقدار هسیار اندکي‬ ‫پال ‪ -‬البته در صارت وجاد ‪ -‬دريافت خااهد کرد‪ .‬او تنها از هادجه محروم‬ ‫نخااهد كد – که اغلا اوقات محروم است – چراکه اسرائیليها و يا جامعه ي هین‬ ‫الملل سیاستهايش را دوست ندارند‪ .‬از پال مضايقه نخااهد كد‪ ،‬و يا پرداخت پال‬ ‫هه فلسطینيها‪ ،‬که کاري را ميکنند که هرکس ديگري خااستار آ است‪ ،‬مشروط‬ ‫نخااهد كد‪ .‬جريا پال يا روا خااهد كد يا هه کلي خااهد خشكید‪ ،‬چراکه‬ ‫گردكگرا از وجاد خشانت در مكا هايي که ميخااهند هازديد کنند‪ ،‬ميترسند‪.‬‬ ‫اگر فلسطیني ها منشمهاي تروريسم‪ ،‬يا ديگر اَككال حمبت علیه اسرائیل را سرکاب‬ ‫کنند‪ ،‬آنگاه کاهش خشانت مطمئناً افزايش چشمگیري در گردكگري را هه دنبال‬ ‫خااهد داكت‪(.‬ادامه دارد)‬ ‫ص‪198‬‬ ‫(ادامه متن هاال) اگر گردكگري همااره اندکي هیش از هرآوردهاي محافظهکارانهي‬ ‫من‪ ،‬افزايش ياهد‪ ،‬آنگاه کاهش خشانت هه معناي درآمد مالیاتي هیشتر هراي هر دو‬ ‫دولت خااهد هاد‪.‬‬

‫‪216‬‬

‫حتي ها محاسبات محافظهکارانهي من‪ ،‬درآمد تشكیبت خادگردا فلسطین هه‬ ‫سرعت هاال رفته و اسرائیليها چیزي را از دست نخااهند داد‪ .‬دستاوردهاي مشاههي‬ ‫ميتااند محقق كاد اگر اسرائیليها اقدامات كهرک نشینا صهیانیست و گروههاي‬ ‫ديگر را کنترل کند؛ اقداماتي که ممكن است هه سمت تحريک مشكبت ها‬ ‫فلسطینیا سرازير كاد؛ که ناگزير منجر هه ضرهات تبفي جايانه پشت سر هم از هر‬ ‫دو طرف خااهد كد‪ .‬احزاب حاکم در هر طرف هايد انگیزههاي الزم هراي جلاگیري‬ ‫از چنین نتیجهاي را داكته هاكند‪.‬‬ ‫ناتااني در انجام مبارزه ي مؤثر علیه تروريسم و يا سیاستگذاري مناسا‪،‬‬ ‫تغییري در وض ماجاد ايجاد نخااهد کرد‪ .‬سیاستهاي مافقیتآمیز ضدتروريستي‬ ‫و اداره ي مؤثر اوضاع‪ ،‬هدو اينكه يكي از طرفین نیاز هه همكاري مستقیم ها ديگري‬ ‫داكته هاكد‪ ،‬هه تاا هر دو طرف خااهد افزود‪ .‬البته احتمال دارد که تبشهاي‬ ‫مشترک میا سرويس هاي اطبعاتيِ طرفین سبا افزايش درآمد هر دو طرف خااهد‬ ‫كد‪ .‬در اين طرح پیشنهادي هیچ مكانیسمي وجاد ندارد که تاسط آ يكي از طرفین‬ ‫هتااند هم اين درآمدها را ههباد هخشد‪ ،‬و هم جريا درآمدي طرف ديگر را‪ .‬هه همین‬ ‫دلیل است که اين طرح هه ناعي خادمختار هاده و هه طار هالقاه هراي هر دو طرف‬ ‫هه يک میزا مفید است‪.‬‬ ‫هديهي است‪ ،‬نزاع اسرائیليها و فلسطینيها صرفا درهارهي اقتصادهاي مرهاط هه‬ ‫خادكا نیست‪ .‬و هه هما اندازه واضح است که هسیاري از رويكردها ها انگیزهي‬ ‫اقتصادي قبب پیشنهاد كده است‪ ،‬که حداقل هه دورا‬

‫وينستا‬

‫چرچیل‬

‫‪Winston Churchill‬‬

‫‪148‬‬

‫‪148‬‬

‫‪211‬‬

‫هازميگردد‪ .‬هااينحال‪ ،‬مفروض طرحهاي اقتصادي قبلي اين هاد که راهبردهاي‬ ‫سرمايه گذاري مستلزم هماهنگي و همكاري متقاهل است و هه طرف سرمايهگذار –‬ ‫يعني اسرائیليها – اين تاانايي را دادند که اگر خااستهكا‬

‫هرآورده نشد‪،‬‬

‫سرمايه گذاري را متاقف و از آ جلاگیري کنند‪ .‬چنین رويكردهايي نميتاانند‬ ‫مسئالیت هراهري را در اجراي صلح يا مجازات ككنندگا‬

‫صلح هر عهدهي‬

‫فلسطینیا و اسرائیليها قرار دهند‪ .‬همچنین چنین رويكردهايي تر‬

‫از واهستگي‬

‫اقتصادي را در وجاد فلسطینیاني هاجاد ميآورد که از ساي كرکتهاي تحت‬ ‫حمايت مالي اسرائیل استخدام كدهاند‪ .‬اكتراک در درآمدهاي مالیاتي حاصل از‬ ‫گردكگري هیچ يک از اين محدوديتها را ندارد‪ .‬انگیزهها متقار هاده‪ ،‬و مسئالیت‬ ‫اجراي صلح نیز متقار است‪ .‬هرگانه نقض صلح از ساي طرفین هه معناي خسارت‬ ‫درآمدي هراي هر دو طرف خااهد هاد‪.‬‬ ‫صنعت گردكگري نه تنها هراي اقتصادي آتي فلسطین مهم است‪ ،‬هلكه رهبرا‬ ‫تشكیبت خادگردا فلسطین نیز نشا دادهاند که ميتاانند تهديدات صلح را‪ ،‬که‬ ‫مستقیماً هر هرخي از انااع درآمد تمثیرگذار است‪ ،‬کنترل کنند (و خااهند کرد)‪ .‬هه‬ ‫عناا مثال‪ ،‬در مارد کازيناي قمار در كهر اريحا‪ ،146‬که تحت کنترل فلسطینيها‬ ‫است‪ ،‬مي دانیم که آنها مافق كدند امنیت جاده منتهي هه کازينا را تممین کنند‪ .‬جاده‬ ‫منتهي هه کازينا حتي در اوج انتفاضه کمترين تهديدات امنیتي را تجرهه کرد‪.‬‬ ‫فلسطینيه ا ها تممین امنیت اين جاده‪ ،‬تاانستند جريا درآمد حاصل از آ را نیز‬ ‫تضمین کنند‪ .‬عبوه هر آ ‪ ،‬ميدانیم که مناطقِ کمترتاسعهيافتهي گردكگري اوركلیم‬

‫‪Jericho‬‬

‫‪146‬‬

‫‪249‬‬

‫{هیت المقد } در اراضي فلسطیني قرار دارد؛ ها الگاي مشاههي از تاسعهنیافتگي‬ ‫امكانات گردكگري در سراسر قلمروي حكامت فلسطین و در مناطقي از اسرائیل‬ ‫که تحت تسلط ساکنا فلسطیني است‪ .‬ها هرقراري صلح ميتاا انتظار داكت که‬ ‫هتلهاي زنجیرهاي هینالمللي‪ ،‬رستارا ها‪ ،‬هاتیکها و ديگر كرکتهايي که‬ ‫ملزومات تجارت گردكگري را فراهم ميکنند‪ ،‬هه ككل نامتناسبي در مناطق تاسعه‬ ‫نیافته ركد خااهند کرد؛ در نتیجه هین رونق و ككافايي گردكگري و صلح گره زده‬ ‫مي كاد و اين صنعت در میا مدت و هلند مدت سرمايه خاد را تممین خااهد کرد‪.‬‬ ‫ص ‪196‬‬ ‫درنهايت ‪ ،‬اكتراک در درآمد مالیاتي حاصل از گردكگري (هه خاطر داكته هاكید‬ ‫آنچه که هه اكتراک گذاكته كده ماهیتاً حداقلي خااهد هاد؛ اگر هیچ صلحي وجاد‬ ‫نداكته هاكد) گامي "اعتماد ساز" هاجاد خااهد آورد‪ ،‬که مستلزم عدم اطمینا هر‬ ‫هر دو طرف است‪ .‬همچنین اين گام هايد فلسطینیا را هه اقدامات ضدتروريستي‬ ‫هیشتر‪ ،‬و احتماالً اسرائیل را هه ساکن نماد تعداد کمتري از كهرک نشینا جديد‪،‬‬ ‫ترغیا نمايد ‪ .‬اگر طرح هه اكتراک گذاري درآمد هه آرام کرد منطقه و ترويج مبارزه‬ ‫ي مؤثر ها تروريسم کمک کند‪ ،‬آنگاه درها هراي مذاکرات فراگیرتر هر سر ماضاعات‬ ‫هنیادي هاز خااهد كد‪ .‬جنبش هاي تروريستي اگر يكبار هراي همیشه ناهاد كاند‪،‬‬ ‫ديگر هه ندرت ظاهر خااهد كد‪ .‬مفهام اكتراک در درآمد ميتااند راهي هراي‬ ‫حرکتِ "روند صلح" در جهتي مثبت هاكد؛ هدو اتكاء هر اعتماد متقاهل‪ ،‬يا حتي‬ ‫تما‬

‫متقاهل‪ ،‬هراي زما حال‪.‬‬

‫‪241‬‬

‫اگر هراستي اين مذها است که هر ككاف میا اسرائیليها و فلسطینيها‬ ‫حكمفرماست‪ ،‬هما طار که هسیاري هه آ معتقدند‪ ،‬آنگاه طرح مالیات گردكگري در‬ ‫ترقي صلح ككست خااهد خارد‪ ،‬اما آككار خااهد ساخت که چه کساني واقعا‬ ‫ماان اصلي هر سر راه صلح هستند‪ .‬اگر کساني که مايل هه قرهاني کرد رفاه‬ ‫اقتصادي و اجتماعي مردم كا هه خاطر مذها يا ديگر داليل هستند‪ ،‬دقیقاً كناسايي‬ ‫كاند‪ ،‬آنگاه راحتتر ميتاا فهمید که ها چه کسي مذاکره کرد‪ ،‬و مذاکره ها چه‬ ‫کسي اتبف وقت است‪ .‬اين امر ميتااند هه ناههي خاد مسیري را هگشايد تا‬ ‫مخالفت ها ها هرقراري صلح متبكي كده و مبارزات هعدي علیه تروريسم‪ ،‬متمرکزتر‬ ‫و مؤثرتر انجام گیرد‪ .‬در هر صارت‪ ،‬هعید است چنین تبش خادمختارانهاي هراي‬ ‫صلح ا وضاع را هدتر کند‪ ،‬هلكه از كانس خاهي هراي ههتر ساختن اوضاع ههرهمند‬ ‫است‪.‬‬ ‫هرخي افراد در هراهر ايدههايي همچا طرح مالیات گردكگري من هه مخالفت‬ ‫هرميخیزند‪ ،‬چراکه مطمئناند نميتاانند کاري هكنند‪ .‬آنها فكر ميکنند ككاف‬ ‫فرهنگي میا اسرائیليها و فلسطینيها يا يهاديا و مسلمانا آنقدر عمیق است که‬ ‫نميتااند هه انگیزههاي اقتصادي عادي پاسخ دهد‪ .‬آنها فكر ميکنند يک ناع فرهنگ‬ ‫خشانت وجاد دارد که نميتااند هرطرف كاد‪ .‬تفكر آنها نسبت هه اين ماضاع حتي‬ ‫چنین است که ميهینند ايرلند كمالي ديگر ها انفجارات روزانه ككنجه نميكاد و آ‬ ‫ده ها هزار كاركي ساهق در عراق حاال هه نقش جديد خاد هه عناا كهروندا‬ ‫محليِ دلااپس چسبیدهاند‪ .‬كايد در مارد فلسطینيها و اسرائیليها حق ها آنها هاكد‪،‬‬ ‫اما تاريخ از اين فرض آنها حمايت نميکند‪.‬‬

‫‪242‬‬

‫در طال تاريخ طاالني غلبهي مسلمانا هر خاورمیانه تا تقريباً آغاز جنگ جهاني‬ ‫دوم‪ ،‬يهاديا زندگي ههتر و آزادانه تري در هین مسلمانا ‪ ،‬از تقريبا هر جاي ديگري‬ ‫در جها ‪ ،‬داكتند‪ .‬هنگامي که ماروها‬

‫‪141‬‬

‫اسپانیا را کنترل ميکردند‪ ،‬يهاديا از‬

‫هردهاري رهبر مسلمانا هرخاردار هادند‪ .‬هنگامي که فرديناند و ايزاهب اسپانیا را‬ ‫تحت حكامت کاتا لیک در هم ادغام کردند‪ ،‬آ هردهاري نیز از میا رفت‪ .‬اسا‬ ‫نزاع میا فلسطینیا و اسرائیليها حداقل تا حد هسیاري ريشه در اقتصاد دارد‪ ،‬نه‬ ‫مذها‪ .‬دين از لحاظ سیاسي يک قاعدهي سازما دهندهي آسا و مفید است که‬ ‫افراد هيسااد هراي گردآوري اعانه از آ استفاده ميکنند‪ ،‬اما دعاا هر سر دين نباده و‬ ‫(در درجهي اول) نیست‪ .‬دعاا در مارد زمین منطقهاي است که در اکثريت دورا ها‬ ‫اقتصاد در آ هه لحاظ تاريخي هه مالكیت دارايي گره خارده هاد‪ ،‬هما طار که در‬ ‫همه جاام سنتي اينگانه است‪ .‬اقتصادهاي مرهاط هه سرزمینهايي که تحت کنترل‬ ‫اسرائیل و فلسطین هاده و در آ مناطق زندگي ميکنند‪ ،‬هناز هه طار قاهل‬ ‫مبحظهاي متكي هر زمین است‪ ،‬اما نه هه آ اندازهاي که چندين دهه پیش هدا‬ ‫واهسته هادند‪ .‬اسرائیل داراي اقتصاد مدرني است که در آ کشاورزي نقش هسیار‬ ‫مهمي ايفاء ميکند‪ .‬فلسطینیا ها اكتیاق زايدالاصفي هه دنبال اقتصادي مدر و مبتني‬ ‫هر خدمات هراي صنعت گردكگري هستند‪ .‬اينها كرايطي آماده هستند هراي طرح‬ ‫انگیزهي خادمختارانه‪.‬‬ ‫ص ‪191‬‬

‫‪Moors‬‬

‫‪141‬‬

‫‪241‬‬

‫آدمهاي منفيهاف خیلي سري اعمالي که از مردم ميهینند را ها آنچه فكر ميکنند‬ ‫ارزشهاي اصلي كا است‪ ،‬هراهر ميپندارند‪ .‬از آنجا که اقدامات تروريستي هسیار‬ ‫افراطي‪ ،‬هسیار متعصبانه و هسیار درک نشدني هه نظر ميرسند‪ ،‬هسیاري از ما سريعاً‬ ‫تصار ميکنیم که آ تروريستها يک نژادِ از هم جدا هستند‪ .‬آنها هه عناا افرادي‬ ‫تصار ميكاند که نميتاانند (و نخااهند تاانست) هه استداللهاي عقبئي پاسخ‬ ‫هدهند‪ .‬و هااينحال از قبل مي دانیم که حتي كاركیا القاعده در عراق نیز فقط هه‬ ‫خاطر دريافت ده دالر در روز‪ ،‬ميتاانند تحت تمثیر قرار هگیرند تا مسیركا را تغییر‬ ‫دهند‪ .‬تاريخ رواهط يهاديا ‪-‬مسلمانا را ها پاسخدهيِ كاركیا ساهق هه پاداشهاي‬ ‫نسبتاً کمِ اقتصادي در کنار يكديگر هگذاريد‪ ،‬و ديد جنبهي منفيِ امتحا کرد يک‬ ‫رويكرد جديد اقتصادي سخت است‪ ،‬هه ويژه کسي که هه طار معناي هه يک طرف‬ ‫قال ميدهد هیچ جنبه ي منفي اقتصادي وجاد نداكته هاكد و هه طرف ديگر نايد‬ ‫مناف هسیار ميدهد‪ .‬هما طار که يک كعر قديمي ضدجنگ ميگايد‪" :‬يک كانس‬ ‫هه صلح هدهید"‪.‬‬ ‫حتي آ هايي که کامبً نميتاانند هاور کنند که فلسطینيها يا اسرائیليها هراي‬ ‫انگیزه هاي اقتصادي ارزكي هاالتر از اصال ديني قائل هاكند‪ ،‬هايستي هخااهند اين‬ ‫طرحِ مبتني هر انگیزه ي گردكگري امتحا و آزمايش گردد‪ .‬چرا؟ زيرا اين طرح‬ ‫داراي منفعتِ "دست نامرئي" است که هه قبلتر از اين مرهاط است؛ اينكه هه طار‬ ‫مستقیم متاجه دغدغهي آدمهاي منفيهاف است‪ .‬من فكر ميکنم همهي ما ميتاانیم‬ ‫متفق هاكیم که افراط گراياني در سمت فلسطینيها هستند که ساختن يک اقتصاد‬ ‫فلسطینيِ قاي هراي كا چندا اهمیت ندارد‪ ،‬و در سمت اسرائیليها نیز افراط‬ ‫گرايان ي هستند که يقین دارند خداوند چنین مقدر کرد که زمین فقط در تصرف‬

‫‪244‬‬

‫يهاديا هاكد‪ .‬اين افراط گرايا هر کاري که هتاانند در مخالفت ها صلح انجام دهند‪،‬‬ ‫از آ دريغ نخااهند کرد‪ .‬آنها ها هرانگیختن و تحريک خشانت سعي خااهند کرد از‬ ‫آمد گردكگرا جلاگیري کنند‪ .‬اما ما نیز هايد هتاانیم هپذيريم که در هر طرف هم‬ ‫حداقل چندين كخ‬

‫عملگرا {پراگماتیست} وجاد دارد‪ .‬راهبرد اكتراک درآمدي‬

‫اطمینا ميدهد که عملگراها انگیزهي قاياي هراي كناسايي افراط گراها و مبارزهي‬ ‫ها آنها دارند‪ .‬عملگراها انگیزه اي خااهند داكت‪ ،‬که هم اکنا ندارند‪ ،‬هراي فراهم‬ ‫آورد جاساسي ضد تروريسم هراي دولتهايشا هه طاريكه افراط گراها را‬ ‫هگريزانند و ايشا را از مان كد هراي تحقق پیشرفتهاي اقتصادي کبني که در‬ ‫اين طرح قال آ داده كده‪ ،‬هازدارند‪ .‬هناهراين‪ ،‬يافتن افراط گراها و تنبیه آنها هايستي‬ ‫راحت تر هاكد‪ ،‬که هه ماجا آ دخالت عملگراها در هر دو طرف تقايت و تحكیم‬ ‫خااهد كد‪ .‬اين چیزي است که هايد هه داما چنگ هزند که از قدرت افراط گراها‬ ‫هراسا هستند‪.‬‬ ‫آنچه که مي خااهم هیشتر از هر چیزي در اين کتاب نشا دهم‪ ،‬و امیدوارم که تا‬ ‫حد زيادي آ را انجام داده هاكم‪ ،‬اين است که ها تفكر هسیار پیراما منافعي که در‬ ‫يک مسئله فرضي دخیل هستند‪ ،‬فرصت داريم ههترين گامهاي ماجاد را هراي هه‬ ‫دست آورد ِ پیامدهاي ههینه هرداريم‪ .‬هما طار که مثال هعدي نشا خااهد داد‪،‬‬ ‫هنگامي که از مناف ماجاد در هازي هياطبعیم‪ ،‬و يا خادسرانه آنها را ناديده‬ ‫ميگیريم‪ ،‬ميتاانیم هه راحتي خادما را ناهاد کنیم‪.‬‬

‫‪241‬‬

‫انگیزهبخشی به جهالت‬

‫‪150‬‬

‫كرکت آرتار اندرسِن تاسط يک وزارت دادگستريِ مهاجم و متجاوز‪ ،‬که هه‬ ‫دنبال دستیاهي هه نتیجه اي ارزكمندتر هراي ورككستگي كرکت اِنرو ميگشت‪ ،‬از‬ ‫تجارت هیرو رانده كد‪ .‬هعدها‪ ،‬در دادگاه تجديدنظر‪ ،‬دياا عالي قضايي هه اتفاق‬ ‫آراء كرکت اندرسن را محكام کرد‪ ،‬اما ديگر هراي نجات تجارت خیلي دير كده‬ ‫هاد‪ .‬هزارا نفر از مردم هيگناه کاركا ‪ ،‬حقاق هازنشستگي كا ‪ ،‬و غروري را که از‬ ‫کار کرد هراي يک كرکت مافق‪ ،‬هشردوست و ناآور هه دست آورده هادند‪ ،‬همه را‬ ‫از دست دادند‪ .‬ظاهراً مديريت اركد اندرسن از اين خطاکاريِ واقعي کامب مبرّا هاد‪.‬‬ ‫ها اين وجاد متاسفانه آنها ها هرپا نساختنِ يک سیستم خابِ نظارتي‪ ،‬هه تقايت‬ ‫ناهادي خاد کمک کردند؛ چراکه تاسط سیستم مذکار ميتاانستند از کساوکاركا‬ ‫در هراهر ساء رفتار مشريا حساهرسيِ خاد محافظت کنند‪(.‬ادامه دارد)‬ ‫ص ‪119‬‬ ‫(ادامه متن هاال) در واق ‪ ،‬اين ماضاع مشكلي هاده‪ ،‬و هست‪ ،‬که هر كرکت هزرگ‬ ‫حساهداري ها آ درگیر هاده است‪ .‬در مارد كرکت اندرسن‪ ،‬من از تجرههي دردناکِ‬ ‫كخصيام ميدانم که چه پايا ِ غم انگیزي آنها داكتند‪.‬‬ ‫در حدود سال ‪ ،2999‬رئیس گروه مديريت ريسک كرکت اندرسن از من پرسید‬ ‫آيا ميتاانم يک مدل مبتني هر نظريه هازيها هسازم تا هه آنها کمک کند پیشهیني کنند‬ ‫که هرخي از مشتريا ِ حساهرسي كا ممكن است تا چه میزا در ارتكاب هه‬ ‫کبههرداري {تقلا} ريسک کنند (اين جايي است که کار من در راهطه ها هحث‬ ‫‪INCENTIVIZING IGNORANCE‬‬

‫‪119‬‬

‫‪248‬‬

‫قانا سارهنز‪-‬آکسلي از چند فصل پیش آغاز كد)‪ .‬هما طار که هازگا کردهام‪ ،‬من و‬ ‫سه همكارم مدلي را هراي پیشهیني دفعات احتمالياي که يک كرکت ممكن است‬ ‫‪111‬‬

‫عملكرد خاد را هه ككل اكتباه هه سهام دارا و کمیسیا اوراق ههادار و هار‬

‫گزارش کند‪ ،‬ساختیم‪ .‬رويكرد ما ها اهتناء هر نظريهي هازيها‪ ،‬همراه ها اطبعاتي که هه‬ ‫طار عمامي در دستر‬

‫است‪ ،‬پیشهیني سطح ريسک پذيري در ارتكاب‬

‫کبههرداري را دو سال پیش از انجامش ممكن ميسازد‪ .‬ما هه روكي کار کرديم که ها‬ ‫كناختن حساهرسي قانانيِ دقیق‪ ،‬ارزياهي علت ريسک کرد‬

‫هراي ارتكاب‬

‫کبههرداري – در صارت وجاد – آسا تر گردد؛ اين کبههرداري تاهعي است از‬ ‫ساختار حاکمیتي هر كرکتي که هه طار عمامي معامله ميکند‪.‬‬ ‫ما كرکتها را مبتني هر درجهي پیشهیني كده تاسط مدلما هراي اينكه آنها‬ ‫در معرض ارتكاب کبههرداري هادند‪ ،‬گروه هندي کرديم‪ .‬از همهي كرکتهايي که‬ ‫مارد هررسي قرار داديم‪ ،‬پیشهیني كد ‪ 16‬درصد از آنها ها احتمال تقريباً صفر‬ ‫مرتكا کبههرداري خااهند كد‪ .‬متعاقبا حدود ‪ 1‬درصد از آ كرکتها عملكرد‬ ‫خاد را‪ ،‬هه قال معروف‪ ،‬از روي فريا گزارش کرده هادند‪ .‬در انتهاي ديگر مقیا‬ ‫ما‪ ،‬حدود ‪ 1/1‬درصد از كرکتها‪ ،‬مبتني هر فاکتارهاي يكي كدهي سازماني و‬ ‫جبرانيِ ارزياهي كده تاسط مدل‪ ،‬در هاالترين مرتبهي ريسک قرار گرفته هادند‪.‬‬ ‫حدود ‪ 61‬درصد از آ گروه کاچک از كرکتها تاسط کمیسیا اوراق ههادار و‬ ‫هار‬

‫هه ارتكاب کبههرداري در پنجرهي زمانيِ هررسي كده تاسط مدل متهم‬

‫كدند‪ .‬اين يک سیستم هسیار ماثر است که تعداد اندکي مثبتِ کاذب‪ 112‬ايجاد ميکند‬ ‫)‪Securities and Exchange Commission (SEC‬‬

‫‪111‬‬

‫‪false positive‬‬

‫‪112‬‬

‫‪248‬‬ ‫– که اظهار ميدارد که يک كرکت مرتكا کبههرداري خااهد كد‪ ،‬در حالیكه ظاهراً‬ ‫مرتكا آ نشده – و تعداد هسیار اندکي منفيِ کاذب‬

‫‪111‬‬

‫ايجاد خااهد کرد – که‬

‫نشا ميدهد يک كرکت مرتكا کبههرداري نخااهد كد‪ ،‬در حالیكه متعاقباً آ را‬ ‫انجام داده است‪.‬‬ ‫كرکت انرو يكي از ‪ 1.1‬درصد از كرکتهايي هاد که ما آ را در هاالترين‬ ‫دستهي ريسک قرار داديم‪ .‬كما ميتاانید اين ماضاع را در جدول صفحهي ‪111‬‬ ‫هبینید‪ ،‬که پیشهیني هاي ما را هراي يک گروه انتخاهي از كرکتهايي که درنهايت‬ ‫متهم هه کبههرداري هاي هزرگ كدند‪ ،‬نشا ميدهد‪ .‬جدول مذکار ارزياهي ما را از‬ ‫ريسک کبههرداري هراي هر كرکت در هر سال نشا ميدهد‪ .‬هرآوردهاي مرهاط هه‬ ‫مناف هراي سالهاي ‪ 1118-11‬هستند‪ .‬اين ارزياهيها هر اسا‬

‫چیزي هستند که در‬

‫علم آمار اصطبحا هه آنها آزما خارج از نمانه‪ 114‬گفته ميكاد‪ .‬اجازه دهید تاضیح‬ ‫دهم که اين هه چه معناست و چگانه ساخته كده است‪.‬‬ ‫فرض کنید كما میخااهید هدانید چقدر اين احتمال وجاد دارد که يک كرکت‬ ‫در يكي از اين دو دسته جاي دارد‪ :‬درستکار يا کبهبردار‪ .‬ها استفاده از استدالل‬ ‫نظريهي هازي ها‪ ،‬كما ممكن است عاامل متعددي را كناسايي کنید که هه مديرا‬ ‫اجرايي سقلمه ميزنند تا هنگامي که كرکتكا در خطر است‪ ،‬هه کبههرداري‬ ‫متاسل كاند‪ .‬چند فصل قبل‪ ،‬درهارهي هرخي از آ عاامل صحبت کرديم‪ ،‬مانند‬ ‫اندازه ي گروه افرادي که مديرا اجرايي هراي حفظ مشاغلشا هه حمايت آنها نیاز‬

‫‪false negative‬‬

‫‪111‬‬

‫‪out-of-sample test‬‬

‫‪114‬‬

‫‪246‬‬

‫دارند‪ ،‬و درهارهي عااملي صحبت کرديم که عبئم سري ِ هشدار دهنده نسبت هه‬ ‫کبههرداري فراهم ميآورند‪ ،‬مانند هستههاي ساد سهام و جبرا مديريت که مبتني‬ ‫هر عملكرد گزارش كده درهاره ي كرکت و ساختار حاکمیتي آ ‪ ،‬پايین تر از سطح‬ ‫انتظارات قرار داكته هاكند‪.‬‬ ‫ص ‪111‬‬ ‫مي دانیم که هرخي از كرايط‪ ،‬از جمله مبلغ پرداختي هه عناا ساد سهام‪ ،‬نشا‬ ‫ميدهد که آيا احتمال کبههرداري ميرود يا نه؛ اما اندازهي پرداختيهاي ساد سهام‬ ‫در تمثیر گذاري هر ريسک کبههرداري در مقايسه ها‪ ،‬هه عناا مثال‪ ،‬درصد مالكیت‬ ‫سرمايه گذارا هزرگِ رسمي از كرکت‪ ،‬چه میزا اهمیت دارد؟ اين امر نیز كاخصي‬ ‫مهم هراي انگیزهي نهانكاري يا آككارسازيِ عملكرد ضعیف كرکت هه حساب‬ ‫ميآيد‪ .‬روش هاي آمارياي وجاد دارد که اطبعات ماجاد درهارهي هسیاري از‬ ‫متغیرها را (مثبً فاکتارهاي كناسايي كده در هازي کبههرداري که تاسط من و‬ ‫همكارانم طراحي كده است) ارزياهي ميکند؛ تا اين مسئله را حل کند که فاکتارهاي‬ ‫مذکار تا چه حد مي تاانند احتمال درستكار هاد يا کبهبردار هاد ِ يک كرکت را‬ ‫(يا هر مسئلهي مارد مطالعهي ديگر را) هه خاهي ارزياهي کنند‪.‬‬ ‫خانااده اي از متدهاي آماري وجاد دارد که هه عناا‬ ‫درستنمايي‬

‫‪111‬‬

‫تخمین ماکسیمم‬

‫كناخته كده و هراي اين کار استفاده ميكاند‪ .‬ما در اينجا درهارهي‬

‫دقیقاً چگانگي کار اين متدها دغدغهاي نخااهیم داكت‪( .‬هه خاطر طرفدارا ‪ ،‬از‬

‫‪maximum likelihood estimation‬‬

‫‪111‬‬

‫‪241‬‬ ‫تحلیل الجیت‪ 118‬استفاده کرديم)‪ .‬مهم اين است که اين متدها تخمینهاي نااُريبي‬

‫‪118‬‬

‫از وز يا اهمیت نسبيِ هرکدام از اين فاکتارها و متغیرها هه دست ميدهند که هر‬ ‫نتیجه تمثیرگذار خااهد هاد‪ .‬ها ضرب ارزشِ هر فاکتار (هراي نمانه‪ ،‬تعداد مديرا يا‬ ‫درصد مالكیت سرمايهگذارا رسمي از كرکت) در وزنش‪ ،‬ميتاانیم هرآوردي مرکا‬ ‫از احتمال اينكه كرکت مذکار درستكار خااهد هاد يا در دو سال آينده مرتكا‬ ‫کبههرداري خااهد كد‪ ،‬هه دست آوريم‪ .‬اگر اين نظريه کامب غلط هاكد‪ ،‬آنگاه اين‬ ‫متدهاي آماري نشا‬

‫خااهند داد که هر اسا‬

‫كیاهي پیشهیني اين نظريه‪،‬‬

‫فاکتارهاي ماجاد در معادله تمثیر معناداري هر اينكه آيا يک كرکت درستکار است‬ ‫يا کبهبردار‪ ،‬نخااهند گذاكت‪.‬‬ ‫وز هايي که تخمین زدهايم‪ ،‬از اطبعات صدها كرکت طيّ سالهاي ‪ 1161‬تا‬ ‫‪ 1118‬هه دست آمدهاند‪ .‬ها وجاد اينكه چیزي که در فرايند پیشهیني عبقه داكتیم آ‬ ‫را هفهمیم – يعني درستکار هاد ِ كرکت يا کبهبردار هادنش – در سال ‪1111‬‬ ‫هراي سال ‪ 1118‬امري ناكناخته هه حساب ميآمد‪ ،‬يا در سال ‪ 1118‬هراي سال‬ ‫‪ ،1116‬يا در سال ‪ 1118‬هراي سال ‪ 1111‬و غیره‪ ،‬لیكن وز هاي هرآورده كدهي‬ ‫آماري هه آ سالهايي صرفا محدود مي كدند که ما نتايج حاصله را در مارد آنها‪،‬‬ ‫همانند وروديها‪ ،‬از دو سال پیش ميدانستیم‪ .‬لذا آخرين سالي که هراي آ از متد‬ ‫آماري هراي انطباق دادهها ها يک نتیجهي معلام استفاده کرديم‪ 1118 ،‬هاد‪ .‬سپس‬ ‫وز هاي ايجاد كده تاسط آزما درو نمانهاي را هراي تخمین درستنماييِ‬ ‫کبهبردار هاد ‪ ،‬هراي سالهاي دادههايي که در محاسبات آماري ما گنجانده نشده‬ ‫‪logit analysis‬‬

‫‪118‬‬

‫‪unbiased estimate‬‬

‫‪118‬‬

‫‪219‬‬

‫هادند‪ ،‬اعمال کرديم‪ .‬اين سالها مااردي خارج از نمانه‬

‫‪116‬‬

‫هستند‪ .‬سپس‬

‫پیشهینيهاي خارج از نمانه‪ ،‬سالهاي ‪ 1118‬هه هعد را در جدول پاكش ميدهد‪.‬‬ ‫البته‪ ،‬از آنجا که اين تحلیل في الااق در سالهاي ‪ 2999‬و ‪ 2991‬در حال انجام هاد‪،‬‬ ‫ما داكتیم گذكته را "پیشهیني" ميکرديم‪.‬‬ ‫حال ممكن است فكر کنید اين يک ديدگاه عجیا از پیشهیني است‪ .‬اين‬ ‫ماضاع ها همهي ماضاعاتي که تاکنا هحث کردهام‪ ،‬متفاوت است‪ .‬ممكن است‬ ‫تعجا کنید‪ ،‬منظار از پیشهینيِ گذكته چیست؟ فهم آ هايد خیلي آسا هاكد‪ ،‬وقتي‬ ‫که مي دانید چه اتفاقي افتاده است‪ .‬اما هه خاطر داكته هاكید در آزما خارج از‬ ‫نمانه‪ ،‬از هیچ چیز –که پس از ‪ 1118‬رخ داده هاد‪ -‬هراي ايجاد اوزا ِ متغیرها يا‬ ‫هراي انتخاب متغیرهاي مهم‪ ،‬استفاده نشد‪ .‬از آنجا که پیشهینيها درهارهي وقاي هعد‬ ‫از سال ‪ 1118‬هیچ منفعتي از هرگانه اطبعات پس از آ سال نبردند‪ ،‬و اگرچه در‬ ‫سالهاي ‪ 2999‬و ‪ 2991‬ايجاد كدند‪ ،‬ولي پیشهینيهاي درستي هستند‪ .‬اين ناع‬ ‫آزما خارج از نمانه مفید است هراي ارزياهي اينكه آيا مدل ما در تمايز هخشي میا‬ ‫كرکتهايي که ها ريسک هاال يا ريسک پايینِ کبههرداري روهرو هستند‪ ،‬هه طار مؤثر‬ ‫عمل کرده است يا خیر‪ .‬اين هدا معنا نیست که از ديدگاه عملي مفید هاكد؛‬ ‫هااينحال‪ ،‬از من ظر تايید اعتبار مدل و ايجاد اطمینا خاطر در مارد اينكه چگانه‬ ‫مي تاا انتظار داكت اين مدل در آينده عمل کند‪ ،‬مفید خااهد هاد‪ .‬اجازه دهید‬ ‫منظارم را تاضیح دهم‪:‬‬ ‫ص ‪112‬‬ ‫‪out-of-sample‬‬

‫‪116‬‬

‫‪211‬‬

‫پیشهیني کرد گذكته هه لحاظ پیشرفت علمي ميتااند مفید هاكد؛ حتي اگر‬ ‫وقتي ناهت هه اجتناب از حساهرسي كرکتهايي ميرسد که پیش از اين مرتكا‬ ‫کبههرداري كدهاند‪ ،‬کارهرد عملي زيادي نداكته هاكد‪.‬‬ ‫در اينجا راه ديگري هراي تفكر پیراما‬ ‫کبههرداري از دادههاي ماجاد در دستر‬

‫اين ماضاع وجاد دارد‪ :‬مدل‬ ‫استفاده ميکند‪ .‬اگر كرکت آرتار‬

‫آندرسن از من و همكارانم خااسته هاد تا در سال ‪ ،1118‬هه جاي سال ‪،2999‬‬ ‫نظريهاي درهارهي کبههرداري هاجاد آوريم‪ ،‬ما دقیقاً همین مدل را ميتاانستیم‬ ‫هسازيم‪ .‬ما ميتاانستیم دقیقاً از دادههاي مشاهه طيّ سالهاي ‪ 1161-18‬هه منظار‬ ‫پیشهیني ريسک کبههرداري در كرکتهاي مختلف هراي سال ‪ 1118‬هه جلا استفاده‬ ‫کنیم‪ .‬اين پیشهینيها مشاهه هما پیشهینيهايي ميكد که ما در سال ‪ 2999‬در‬ ‫آزما هاي خارج از نمانه ي خاد انجام داديم‪ .‬تنها تفاوت در اين ميكد که آنها‬ ‫ميتاانستند مفید واق كاند‪ ،‬چراکه در مارد آينده ميهادند‪.‬‬ ‫نمانهي پیشهیني کبههرداري هاي هزرگ‬

‫‪91‬‬

‫‪91‬‬

‫‪93‬‬

‫‪99‬‬

‫‪95‬‬

‫‪99‬‬

‫‪99‬‬

‫‪98‬‬

‫‪99‬‬

‫شرکت‬

‫‪ND‬‬

‫‪ND‬‬

‫‪1‬‬

‫‪1‬‬

‫‪2‬‬

‫‪1‬‬

‫‪1‬‬

‫‪1 F‬‬

‫‪1‬‬

‫‪ND‬‬

‫‪ND‬‬

‫‪4‬‬

‫‪4‬‬

‫‪4‬‬

‫‪4‬‬

‫‪1 F‬‬

‫‪ND‬‬ ‫‪F‬‬

‫‪N‬‬ ‫‪D‬‬

‫سندنت‬

‫‪ND‬‬

‫‪1‬‬

‫‪1‬‬

‫‪4‬‬

‫‪ND‬‬

‫‪4 F‬‬

‫‪1 F‬‬

‫‪1‬‬

‫‪1‬‬

‫سیسكا‬

‫‪ND‬‬

‫‪ND‬‬

‫‪ND‬‬

‫‪4‬‬

‫‪ND‬‬

‫‪4‬‬

‫‪ND‬‬

‫‪4‬‬

‫‪2‬‬

‫‪1‬‬

‫‪4‬‬

‫‪2‬‬

‫‪1‬‬

‫‪4‬‬

‫‪1‬‬

‫‪1 F‬‬

‫اينفارمیكس‬

‫‪1‬‬

‫‪4‬‬

‫‪4‬‬

‫‪4 F‬‬

‫‪1 F‬‬

‫‪1 F‬‬

‫‪1 F‬‬

‫‪ND‬‬

‫‪1‬‬

‫مدافیس‬

‫‪2‬‬

‫‪2‬‬

‫‪1‬‬

‫‪4 F‬‬

‫‪1 F‬‬

‫‪1 F‬‬

‫‪4 F‬‬

‫‪2‬‬

‫‪N‬‬

‫هانک آمريكا‬ ‫هاستا‬ ‫ساينستیفیک‬

‫اِنرو‬

‫‪N‬‬ ‫‪DF‬‬ ‫‪F‬‬ ‫‪1‬‬

‫‪212‬‬

‫رايت اِيد‬ ‫مديريت‬ ‫پسماند‬ ‫زيراکس‬

‫‪2‬‬

‫‪2‬‬

‫‪1‬‬

‫‪1‬‬

‫‪4‬‬

‫‪1‬‬

‫‪4‬‬

‫‪1 F‬‬

‫‪1‬‬

‫‪1 F‬‬

‫‪1 F‬‬

‫‪4 F‬‬

‫‪1 F‬‬

‫‪1 F‬‬

‫‪1 F‬‬

‫‪2‬‬

‫‪1‬‬

‫‪1‬‬

‫‪1‬‬

‫‪1‬‬

‫‪1‬‬

‫‪1‬‬

‫‪1‬‬

‫‪1 F‬‬

‫‪D‬‬ ‫‪F‬‬ ‫‪1‬‬ ‫‪1‬‬

‫‪F‬‬ ‫‪1‬‬

‫يادداكتهاي جدول‪ :‬پیشهیني‪ = 1 :‬ريسک هسیار پايین‪ = 2 ،‬ريسک پايین‪ = 1 ،‬ريسک متاسط‪ = 4 ،‬ريسک هاال‪ = 1 ،‬ريسک هسیار هاال؛‬ ‫‪ ND‬نشا ميدهد ما اطبعات کافي هراي تخمین زد نداكتیم؛ ‪ F‬نشا دهندهي سالهايي است که متعاقبا ادعا كد در آنها کبههرداري رخ‬ ‫داده است‪ ،‬پارهاي از اطبعات در زما انجام پیشهینيهاي ما ناكناخته است‪.‬‬

‫واضح است که ما يک سیستم نظارتي خاب داكتیم‪ .‬منطق نظريهي هازيها هه ما‬ ‫اجازه داد تا پیشهیني کنیم چه ماق كرکتها احتماالً رفتار خاهي داكته و چه ماق‬ ‫نخااهند داكت‪ .‬اين منطق حتي هه درستي سالهايي را که يک كرکت در كرايط‬ ‫ريسک هاال يا پايین قرار داكت‪ ،‬مرتا کرده است‪ .‬هه عناا مثال‪ ،‬رويكرد ما "از‬ ‫قبل" نشا داد که (يعني‪ ،‬هر اسا‬ ‫ميرفت كرکت رايت اِيد‬

‫‪111‬‬

‫آزما خارج از نمانه) چه هنگام احتمال‬

‫در گزارشهاي ساالنهي خاد حقیقت را هازگا کند و‬

‫چه هنگام خبف واق را‪( .‬ادامه دارد)‬ ‫ص ‪111‬‬ ‫(ادامه متن هاال) همین را ميتاا راج هه كرکت زيراکس‬

‫‪189‬‬

‫گفت‪ ،‬همچنین‬

‫درهاره ي كرکت وِيست منجمنت (مديريت پسماند)‪ ،‬كرکت اِنرو ‪ ،‬و هسیاري ديگر‬

‫‪Rite Aid‬‬

‫‪111‬‬

‫‪Xerox‬‬

‫‪189‬‬

‫‪211‬‬

‫از كرکتها که در اينجا نشا داده نشده است‪ .‬ما ميتاانیم كرکتهايي را كناسايي‬ ‫کنیم که آندرسن درحال هررسي آنها از جهت درگیريكا ها ريسکهاي هاال هاد‪ ،‬و‬ ‫نیز ميتاانیم كرکتهاي ي را كناسايي کنیم که آندرسن آنها را از اين جهت که هايد‬ ‫هه كدت هه دنبال تجارت آتي ميهادند‪ ،‬هررسي نميکرد؛ چراکه اين كرکتها ها‬ ‫ريسک هسیار پايیني مااجه هادند‪ .‬در واق ‪ ،‬اين ايده پشت مطالعه آزمايشي آرتار‬ ‫آندرسن هاد که هراي آ قرارداد امضا كده هاد‪ .‬آنها ميتاانستند از اطبعاتي که ما‬ ‫کشف کرديم‪ ،‬جهت حفظ دادهها و اطبعات هه روزِ كرکتها استفاده کنند‪ .‬سپس‬ ‫اين مدل ميتاانست ريسکهاي آتي را پیشهیني کند‪ ،‬و آندرسن ميتاانست‬ ‫حساهرسيهاي آنها را هر اسا‬

‫آ انجام دهد‪.‬‬

‫آيا كرکت آندرسن از اين اطبعات هه خاهي استفاده کرد؟ متاسفانه‪ ،‬آنها استفاده‬ ‫خاهي نكردند‪ .‬ايشا پس از مشاوره ها وکبء و كرکاي خاد – کساني که ها مشتريا‬ ‫حساهرسي قرارداد منعقد کردند و حساهرسيها را زيرنظر داكتند – نتیجه گرفتند که‬ ‫عاقبنه هاد که ندانند كرکت هاي مختلف چقدر ريسكي هستند‪ ،‬و هه همین خاطر از‬ ‫مدل استفاده نكردند‪ .‬در عاض‪ ،‬آنها هه حساهرسي كرکتهاي مشكل دار ادامه داده‪،‬‬ ‫و از محیط تج ارت اخراج كدند‪ .‬آيا آنها هه خاطر عدم تعهد ظاهري كا در نظارت‬ ‫واقعي و ككست خارد در محروم کرد مشترياني که پیشهیني میشد در آينده اي‬ ‫نزديک رفتار نادرستي از خاد نشا دهند‪ ،‬افرادي غیرعادي و عجیا هادند؟ هه‬ ‫تجرههي من‪ ،‬نه‪ .‬عدم تعهد در نظارت مؤثر يكي از دغدغه هاي اصلي در طرح هاي‬ ‫نظريهي هازي ها هراي سازما ها است‪ .‬اين امر درست است زيرا‪ ،‬هما طار که‬ ‫خااهیم ديد‪ ،‬اغلا اوقات كرکت ها هراي كناخت مسائل و مشكبت انگیزههاي‬ ‫ضعیفي دارند‪ .‬آيا فقدا نظارت امري عقبئي هاد؟ افسا ‪ ،‬هله‪ ،‬عقبئي هاد‪ ،‬حتي‬ ‫اگر درنهايت معنايش ناهادي كرکت آرتار آندرسن هاد‪ .‬تفكر مبتني هر نظريه هازي‬ ‫ها هرايم روكن ساخت که كرکت آندرسن نمیتاانست هه خاهي نظارت کند‪ ،‬اما هايد‬

‫‪214‬‬

‫هدانید اركدترين كرکاي مديريت آندرسن گايا واقعا ريسک هايي که مي پذيرفتند‬ ‫را درک نميکردند‪.‬‬ ‫در كرکت آرتار آندرسن‪ ،‬كرکا هايد در سن كصت و دو سالگي هازنشسته‬ ‫مي كدند‪ .‬هسیاري از آنها در سن پنجاه و هفت سالگي هازنشسته كدند‪ .‬اين دو عدد‬ ‫ها پیماد راهي طاالني تاضیح خااهند داد که چرا انگیزههاي ضعیفي هراي‬ ‫رسیدگي هه ريسکهاي حساهرسي وجاد داكت‪ .‬هزرگترين گروه حساهرسي تاسط‬ ‫كرکاي اركد کاري‪ ،‬که هراي مدت طاالني دور هم جم كده هادند‪ ،‬وارد كرکت‬ ‫كدند‪ .‬هما طار که من هراي يكي از كرکاي اركد مديريتي آندرسن خاطرنشا‬ ‫ساختم‪ ،‬كرکاي اركد کاري انگیزهاي داكتند مبني هر اينكه هه ريسکهاي مرهاط هه‬ ‫مشتريا هزرگ نگاه دقیق و ريزهینانهاي نداكته هاكند‪ .‬حقاق هازنشستگي يک كريکِ‬ ‫هازنشسته كده هه اين هستگي داكت که وي در طي سالهاي گذكته چقدر درآمد‬ ‫داكته است‪ .‬حساهرسي يک كرکت هزرگ‪ ،‬مانند انرو ‪ ،‬هه طار معمال كامل‬ ‫میلیا ها دالر مي كد‪ .‬هرايم واضح هاد که چرا يک كريک ممكن است هه كیاهي‬ ‫ديگري هه ماضاع نگاه کند‪ ،‬يعني انتخاب کند که ها ريزهیني هررسي نكند که آيا‬ ‫كرکت ريسک هزرگي هراي دعاي قضايي در آينده ايجاد کرده هاد يا نه‪.‬‬ ‫فرض کنید كريک در زما حساهرسي در اوايل يا اواسط دههي پنجاه عمرش‬ ‫هاكد‪ .‬اگر مدل کبههرداري دو سال زودتر کبههرداري را پیشهیني ميکرد‪ ،‬آنگاه اين‬ ‫كريک ريسک هاالي کبههرداري را درک ميکرد‪ ،‬و هناهراين ميفهمید ريسک هااليي‬ ‫که كرکت آندرسن (يا هر كرکت حساهداري که حساهرسي انجام ميدهد) ها آ‬ ‫مااجه ميكد‪ ،‬دعاي قضايي پرهزينهاي را هه هار خااهد آورد‪ .‬هزينههاي اقامه دعاي‬ ‫از وجاه ساالنه کسر كد‪ ،‬وگرنه هه عناا درآمد در دستر‬

‫كرکاء قرار ميگرفت‪.‬‬

‫مطمئناً تا زمانیكه يک پرونده قضايي ثبت نشده‪ ،‬وکبء استخدام نشده و فرايند دفاع‬ ‫هه راه نميافتاد‪ ،‬اين هزينه نیز ايجاد نميكد‪ .‬يک مشتري حساهرسي که در حال‬

‫‪211‬‬

‫تهیهي دفاتر حساب خاد هاد‪ ،‬معماالً تا حدود سه سال پس از فعالیت متهم هه‬ ‫کبههرداري نمي كد‪ .‬اين يعني پنج سال هعد از اينكه مدل (دو سال هعد) احتمال‬ ‫وقاع کبههرداري را پیشهیني ميکرد‪ .‬دعاي قضايي ها هزينهي هااليش هه سرعت در‬ ‫خصاص اتهام کبههرداري اقامه ميكد‪ ،‬اما احتماالً تا پنج الي هشت سال ديگر‪ ،‬يا‬ ‫حدود ده سال يا هیشتر هعد از پیشهیني اولیه ي ريسک‪ ،‬اين دعاي حل و فصل‬ ‫نميكد‪(.‬ادامه دارد)‬ ‫ص‪114‬‬ ‫(ادامه متن هاال) تا آ ماق ‪ ،‬كريک کاري مذکار که در اوايل يا اواسط دهه ي‬ ‫پنجاه عمرش وارد اين کار كده‪ ،‬هازنشسته كده و از در حال لذت هرد از مزاياي‬ ‫هازنشستگي اش ميهاد‪ .‬اين كريک هه خاطر ندانستن ريسک پیشهیني كده ده يا‬ ‫پانزده سال زودتر‪ ،‬اطمینا خاطر داد که هرگز از روي آگاهي اقدام هه حساهرسي‬ ‫كرکت هاي نامشروع نكرده هاد‪ .‬هناهراين هنگامي که دعاي قضايي هه جريا افتاد‪ ،‬هه‬ ‫احتمال زياد كريک مذکار كخصاً تاسط كاکیا يا دادگاهها هراي پاسخگايي حاضر‬ ‫نميكد‪ .‬كرکت آندرسن (يا هر كرکت حساهداري که حساهرسي انجام میداد)‬ ‫پاسخگا ميهاد (يا حداقل ادعا ميكد که پاسخگاست)‪ ،‬چراکه آنها جیاهاي‬ ‫گشادي داكتند و اهدافي طبیعي هراي دعاي قضايي هادند‪ ،‬اما هعد از آ پال هراي‬ ‫دفاع از جیا كرکاي آتي در حال خارج كد هاد‪ ،‬نه از جیا كريكي که يک دهه‬ ‫پیشتر درگیر حساهرسي دفاتر حسابِ تقلبي هاد‪ .‬انگیزهي مالي اي که هايد كناخته‬ ‫كاد‪ ،‬در حقیقت ضعیف هاد‪.‬‬ ‫هنگامي که هه يكي از كرکاي اركد مديريتي كرکت آندرسن نشا دادم که اين‬ ‫سیستم انگیزكي فاسد سرِ کار است‪ ،‬فكر کرد من دياانهام – و صراحتاً آ را هه من‬ ‫گفت‪ .‬او ها خاد انديشید مشترياني که هعداً متهم هه کبههرداري كدند‪ ،‬گايا‬ ‫ميهايست تاسط كرکاي جاا و کمتجرهه مارد حساهرسي قرار گرفته هاكند‪ ،‬نه‬

‫‪218‬‬

‫كرکاي اركدي که در آستانه ي دورا هازنشستگي هادند‪ .‬من از وي خااستم تا‬ ‫اطبعات و دادهها را جستجا کند‪ .‬يک چیز که كرکتهاي حساهداري در آ خبره‬ ‫هستند‪ ،‬حفظ و نگهداري از اطبعات است‪ .‬اين ماضاع كغل آنهاست‪ .‬مطمئناً هه‬ ‫خاطر كاک واقعي اي که هه او وارد كد‪ ،‬دريافت که دعايهاي قضايي هزرگ غالباً‬ ‫هه حساهرسيهايي مرهاط مي كد که تحت نظارت كرکاي اركد انجام گرفته هاد‪.‬‬ ‫كرط مي هندم که اين امر در مارد هر كرکت حساهداري هزرگ صحت داكت‪ ،‬و‬ ‫كرط ميهندم که امروز هم درست هاكد‪ .‬هناهراين حاال ميتاانیم هبینیم ‪ -‬همانگانه که‬ ‫او ديد ‪ -‬که چرا يک كريک كايد نخااهد هداند که در حال حساهرسي كرکتي هاده‬ ‫که احتماالً داكته دفاتر حساهداري خاد را دستکاري ميکرده است‪.‬‬ ‫چرا كرکاي اركد مديريتي پیش از اين از چنین واقعیاتي آگاهي نداكتند؟‬ ‫دادهها آنجا هاد تا مارد هررسي قرار گیرد‪ .‬آنها اگر ها دقت هیشتري درهارهي انگیزهها‬ ‫تفكر ميکردند‪ ،‬كايد ميتاانستند كراکت را از دادخااستهاي هزينههر نجات دهند‪،‬‬ ‫مانند دادخااستهاي مرهاط هه كرکت انرو ‪ ،‬سا هیم‬

‫‪181‬‬

‫و هسیاري ديگر از ماارد‬

‫کبهبرداري‪ .‬البته آنها در کار نظريهي هازيها نبادند‪ ،‬و هه اين ترتیا آ قدري که‬ ‫درهارهي انگیزههاي مصر هاد هر اكتباه خاد‪ ،‬که در كراکت كا (و در هیشتر‬ ‫مشارکت هاي ديگر‪ ،‬هراي آ ماضاع) طراحي كده هاد‪ ،‬ميتاانستند هسیار تفكر‬ ‫کنند‪ ،‬در اين ماضاع تفكر نكردند‪.‬‬ ‫از جهت مثبت قضیه‪ ،‬انگیزههاي مديريت ههتر از انگیزههاي كرکاي کاري هاد‪.‬‬ ‫مديرا اركد درهارهي عملكرد هلندمدت كرکت نگرا تر هه نظر ميرسیدند‪ .‬كايد‬ ‫اين نتیجهي چیزي هاد که ما آ را اثر انتخاب‪ 182‬مينامیم؛ چا افرادي ممكن است‬ ‫کانديداهاي محتمل تري هراي تصدي مديريت اركد هاكند که درهارهي ساما‬ ‫‪Sunbeam‬‬

‫‪181‬‬

‫‪selection effect‬‬

‫‪182‬‬

‫‪218‬‬

‫كرکت دغدغه مند و نگرا هستند‪ .‬هااينحال‪ ،‬آنها نیز انگیزهاي هراي کمک هه‬ ‫همكارا خاد هراي ورو د هه اين تجارت داكتند‪ ،‬و اين هدا معنا هاد که ايشا‬ ‫عبقه مند هادند كرايط را هراي همكارا كا تسهیل نماده تا آنها هتاانند تا جاي‬ ‫ممكن قرارداد حساهرسي امضاء کنند‪ .‬ايشا ممكن است ترجیح داده هاكند از هاجاد‬ ‫آمد مشكبت ها مشتريا هد اجتناب کنند‪ ،‬اما مديرا اركد ميتاانستند هدو‬ ‫آگاهي از مشكبت آينده زندگي کنند؛ هه اين كرط که اگر اين عدم آگاهي کمک‬ ‫میكرد همكارانشا را خاكحال کنند و ايشا را هه داخل تجارت سرازير نمايند‪.‬‬ ‫هناهراين‪ ،‬انگیزه هاي مديريت اركد نیز خیلي درست نباد‪ .‬نظارت مؤثر منافعي هراي‬ ‫آنها داكت‪ ،‬اما هه جهت درآمدي‪ ،‬و مخصاصاً رواهط كخصي‪ ،‬هزينههر هاد‪ .‬هسیاري‬ ‫از كرکاي مديريتي اركد ها نظارت ضعیف ‪ ،‬هه عناا راهحل اين مشكل‪ ،‬مدارا‬ ‫ميکردند و احتماالً ها انجام محاسبه ي سري ريسک هاد که هر اسا‬

‫آ دعاي‬

‫قضايي – نه سقاط و اضمحبل – هدترين چیزي هاد که يک مشتري کبهبردار‬ ‫مي تاانست از كرکت هبیند‪ .‬هیايید ها آ روهرو كايم‪ ،‬هسیاري از ما هم همینکار را‬ ‫خااهیم کرد‪.‬‬ ‫ص‪111‬‬ ‫همچنین هايد آ را هه خاطر داكته هاكیم‪ ،‬اما هراي آنچه که هه نظر ميرسد يک‬ ‫تعقیا قانانيِ هیش از حد متعصبانه تاسط وزارت دادگستري هاده است‪ ،‬محاسبهي‬ ‫ريسک احتمالي تاسط كرکاي اركد مديريتي ميتاانست کار درستي هاكد‪ .‬هه ياد‬ ‫داكته هاكید‪ ،‬در حالي که كرکت آندرسن مجاز خاد هراي مشارکت در حساهداري‬ ‫را در سال ‪ 2992‬رها کرد‪ ،‬که محكام كد هه اتهامات جنايي را در پي داكت‪ ،‬آ‬ ‫محكامیت تاسط دياا عالي ملغي گرديد‪ .‬ها اظهار تمسف هه خاطر تقريباً ‪61999‬‬ ‫نفري که كغل هاي خاد را از دست دادند‪ ،‬تصمیم دياا عالي هراي نجات تجارت‬ ‫هسیار دير اخذ كد‪ .‬هراي همه سخت است که سیاستهايي را اعمال کنند که روز هه‬

‫‪216‬‬

‫روز همكارا را چک ميکند‪ .‬اين امر درست است هرگاه اين همكارا کساني هاكند‬ ‫که انتخاب کنند کدا م كرکاء لیاقت انجام وظیفه هه عناا كرکاي اركد مديريتي را‬ ‫خااهند داكت‪ .‬در كراکتهايي مثل آرتار آندرسن يا هر كرکت حساهداري هزرگ‬ ‫ديگر (يا كرکت هاي حقاقي)‪ ،‬افرادي که سازما را اداره ميکنند‪ ،‬تاسط همكارا‬ ‫خاد انتخاب مي كاند‪ .‬كرکاي کاري آنها‪ ،‬نه مديرا اركد‪ ،‬هه عناا مديرا اجرايي‬ ‫مافقي که کساوکار كرکتكا را رونق ميدهند‪ ،‬کساني هستند که ضامن سرازير‬ ‫كد پال هه كرکت هستند‪.‬‬ ‫ساختار انگیزهي فاسد که كرکتها را از پیشهیني دقیق کبههرداري دور نگه‬ ‫ميدارد‪ ،‬منحصر هه حساهداري نیست‪ .‬ما ميتاانیم مشكبت مشاههي را در صنعت‬ ‫هیمه و صناي هانكي مشاهده کنیم‪ .‬هه عناا مثال‪ ،‬فرض کنید که كما هه هیمه گرا‬ ‫گفته هاديد از فروش حق هیمهي مديرا و کارمندا هه يک مشتري هزرگ مانند‬ ‫اِنرو در سال ‪ ،1111‬خادداري کنند‪ .‬کمیسیا اوراق ههادار و هار‬

‫در سال ‪2991‬‬

‫ادعا کرد که اِنرو از سال ‪ 1118‬تا ‪ 1116‬مرتكا کبههرداري در اوراق ههادار كده‬ ‫است‪ .‬پیش از آ ‪ ،‬اِنرو يک كرکت محترم و قاهل تحسین هاد‪ .‬در طال تمام‬ ‫سالهاي هین ‪ 1111‬و ‪ ،2991‬همكارا كما‪ ،‬هیمهگذارا هیمه‪ ،‬فرياد ميزدند که كما‬ ‫داريد درآمد آنها را از هین مي هريد‪ ،‬و اينكه هیچ مدرکي وجاد نداكت که نشا دهد‬ ‫اِنرو کار اكتباهي انجام مي داد‪ ،‬و اينكه در واق اِنرو يک كرکت خاب و مافق‬ ‫هاد‪ .‬در نگاه آنها‪ ،‬كما داكتید کساوکار آنها را هه افرادي ميسپرديد که هراي‬ ‫كرکتهاي رقیا کار ميکردند‪ .‬اين مارد را هه سختي ميتاا تكذيا کرد‪ ،‬در‬ ‫حالیكه كما پنج‪ ،‬ده يا پانزده سال هراي وقاع اتفاق هعدي صبر ميکنید‪ .‬كما‬ ‫مي تاانید تصار کنید رسید هه تعهدي واقعي هراي نظارت و مجازات ساء رفتار‬ ‫چقدر هايد سخت هاكد؛ زيرا هايد مراقا هاد پیش از اينكه مطمئن كايد کارکنا يا‬ ‫مشتريا کار اكتباهي انجام دادهاند‪ ،‬نبايد وسط میدا پريد و ايشا را هه خاطر ساء‬ ‫رفتاركا مجازات کرد‪ .‬تهمت کبههرداري زد هه يک مشتري هزينههاي هزرگي را‬

‫‪211‬‬

‫هه وجاد خااهد آورد‪ ،‬درست هما طار که اعتماد نادرست هر رفتار صادقانهي يک‬ ‫كرکت ميتااند هزينههاي هزرگي ايجاد کند‪.‬‬ ‫مديريت ها کاهش درآمدها در امروز و جلاگیري از ايجاد دردسرهاي هزرگتر‬ ‫در فردا‪ ،‬مي تااند نماداري از كجاعت هاكد‪ ،‬اما هیشتر نمادارها در كجاعت‪ ،‬تا هه‬ ‫نتیجهي مطلاب ميرسند‪ ،‬كغل خاد را از دست ميدهند‪ .‬اين انتخاب راحتي هراي‬ ‫هرکس نیست‪ .‬مطمئناً همه ي ما هه ظاهر ماافق هستیم ها اين ايده که هايد کاري را‬ ‫انجام دهیم که در هلندمدت هراي ما و همكارانما خاب است‪ ،‬اما انجام آنچه که در‬ ‫هلندمدت خاب است ميتااند در کاتاه مدت هسیار پرهزينه هاكد‪ .‬هما طار که لُرد‬ ‫کینز هه نحا مطلاهي مشاهده کرد‪ ،‬در هلند مدت همهي ما مردهايم (يا‪ ،‬هه هر حال‪،‬‬ ‫هازنشسته)‪ .‬از دست داد‬

‫کساوکار در زما‬

‫حال هراي جلاگیري از ايجاد‬

‫پروندههاي قضايي در آينده‪ ،‬دقیقاً هه هما دلیل سخت و دكاار است‪.‬‬ ‫آنطار که ما هررسي کرديم‪ ،‬نظريهي هازيها پیشهیني ميکند که افراد غالباً هه‬ ‫داليل منطقي ريسکهاي هزرگ را مفروض گرفته و ككستهاي هزرگ را تجرهه‬ ‫ميکنند‪ .‬من فكر ميکنم كما ميتاانید هگايید که پیشهیني کرد ها هراي يک زندگي‬ ‫آ را هه امري ممكن از يک روال روزمره هدل خااهد کرد‪ .‬خاكبختانه‪ ،‬ساهقهام‬ ‫هسیار خاب هاده است‪ ،‬اما اكتباهات قاهلتاجهي نیز در آ وجاد داكته است‪.‬‬ ‫و در حقیقت ريسکهاي ديگري در راهطه ها پااليش هیشتر نظريهي انتخاب‬ ‫عقبئي و مدلهايي که من ايجاد و استفاده ميکنم‪ ،‬وجاد دارد‪ .‬فصل هعد هرخي از‬ ‫اين مسائل را هررسي خااهد کرد‪.‬‬

‫ص ‪118‬‬

‫‪282‬‬

‫فصل هشتم‬ ‫چگونگی پیشبینی امر غیرقابل پیشبینی‬ ‫اين فصل درهاره محدوديت هاي مدل هاي من است‪ ،‬هرخي از هدترين پیشهیني‬ ‫ها‪ ،‬و هرخي از خطرات احتمالي آ مي تااند از پیشهیني کرد‬

‫نشات هگیرند‪.‬‬

‫هسیاري از منتقدين من صفحاتي زياد کار کرده و داراي پرانتز در اين هخش از کتاب‬ ‫خااهند داكت‪.‬‬ ‫هدترين پیشهیني من در ماه هاي هعد از انتخاهات هیل کلینتا هراي رياست‬ ‫جمهاري مطرح كد‪ .‬زماني که او انتخاب كد‪ ،‬هراي همه واضح هاد که قصد دارد‬ ‫هراي طرح جام مراقبت هاي ههداكتي تبش کند‪ .‬او همسرش را هه عناا رئیس‬ ‫کارمندا ماظف تعیین کرده هاد تا هه طراحي يک هرنامه ههداكتي هپردازد‪ .‬در آ‬ ‫زما ‪ ،‬من هراي يک كرکت کارگزاري هزرگ استخدام كدم تا هه کار در خارج از‬ ‫کنگره کمک کنم تا هتاانند فرصت هاي سرمايه گذاري را در هرنامه جديد طراحي‬ ‫کنند‪ .‬هما طار که همه ما ميدانیم‪ ،‬کارمندا جديد مقدار زيادي اكتیاق ايجاد‬ ‫ميکند‪ ،‬اما هیچ تاافقي در مارد هرنامه مراقبت هاي ههداكتي جديد انجام نشد‪ .‬در‬ ‫عاض‪ ،‬هه طرز ناراحت کننده اي ككست خارد‪.‬‬ ‫هما طار که اين اتفاق افتاد‪ ،‬تجزيه و تحلیل من از آنچه هرنامه مراقبت ههداكتي‬ ‫هه نظر ميرسد منجر هه يكي از هدترين پیشهیني هاي من كد‪ .‬هر يک از جزئیاتي‬ ‫که از تحلیل من استخراج كد نیز اكتباه هاده و مملا از در‬

‫هايي كد که ارزياهي‬

‫‪281‬‬

‫هاي آتي را ههباد ميداد‪ .‬مدل ها هه سه دلیل اصلي ككست مي خارند‪ :‬منطق نمي‬ ‫تااند آنچه را که در واق در ذهن مردم مي گذرد در زماني که انتخاهي ميکنند را‬ ‫هدست آورد; اطبعاتي که هه مدل وارد ميكاد اكتباه است‪ ،‬ورودي زهاله ‪،‬خروجي‬ ‫زهاله; يا چیزي خارج از چارچاب مدل مرج روي ميدهد تا وضعیت را تغییر دهد‬ ‫و آ را دور هیاندازد‪ .‬آخرين مارد از اين ماارد هاال چیزي است که هراي تحلیل‬ ‫ههداكت و درما من اتفاق افتاد‪.‬‬ ‫در اوايل سال ‪ ،1111‬من پیشهیني کردم که در سال ‪ 1111‬يا ‪ 1114‬احتماالچه‬ ‫چیزي از کنگره عبار خااهد کرد‪ .‬هه ناعي‪ ،‬هر سه محدوديت هايي که ذکر کردم‬ ‫درگیر هادند و متعاقبا هه عناا هخشي از تجرهه يادگیري كخصي من مارد تاجه‬ ‫قرار گرفتند‪ .‬اما هه طار کلي‪ ،‬مشكل اصلي ها يک رويداد پیشهیني نشده هاد که هه‬ ‫طار کامل زمینه تغییراتي را که در آ مراقبت هاي ههداكتي از طريق کنگره انجام‬ ‫مي كد‪ ،‬تغییر داد‪ .‬البته‪ ،‬تمام هدف پیشهیني اين است که امر پیشهیني نشده را‬ ‫پیشهیني کنید‪ .‬هر کسي مي تااند پیشهیني کند که خاركید در كرق طلاع خااهد‬ ‫کرد و فردا در غرب قرار میگیرد‪ .‬هاز‪ ،‬امر پیشهیني نشده وجاد دارد و هعد هم امر‬ ‫پیشهیني نشده وجاد دارد‪( .‬ادامه دارد)‬ ‫ص‪118‬‬ ‫(ادامه متن هاال) من فكر ميکنم كما مي فهمید منظار من زماني است که ما روي‬ ‫آنچه که در مراقبت هاي ههداكتي اتفاق افتاد کار ميکرديم‪ ،‬دست کم‪ ،‬همانطاري که‬ ‫من هه آ نگاه ميکردم‪ .‬اگرچه متخصصاني که اين داده ها را ارائه کرده هادند‪،‬‬ ‫هسیاري از اجزاي يک هرنامه سبمت جام را كناسايي کردند ‪ -‬از جمله سااالتي که‬

‫‪284‬‬

‫مرهاط هه مراقبت هلند مدت هادند‪،‬نسبت جمعیت تحت پاكش‪،‬هزينه هاي مااد‬ ‫مخدر‪ ،‬تازي هار مالیاتي هراي مراقبت هاي ههداكتي از ساي دولتهاي فدرال و‬ ‫ايالتي‪ ،‬همچنین هزينه هاي کارفرما‪ ،‬هزينه هاي کلي هراي مراقبت هاي ههداكتي‪ ،‬و‬ ‫حتي سااالت مرهاط هه مراقبت هاي جانبي ‪ -‬که ماافقت کنگره را هه دست‬ ‫ميآورد‪ ،‬هیچ کدام انجام نشد‪ .‬هما طار که اين اتفاق مي افتد‪ ،‬مدل پیشهیني کرد‬ ‫که دانیل روستنكاسكي‪ ،181‬يكي از اعضاي هانفاذ مجلس ايلینايز‪ ،‬و مهم تر از آ ‪،‬‬ ‫رئیس کمیته قدرتمند راه و روش هاي مجلس نمايندگا ‪ ،‬کلیدي هراي تصايا‬ ‫قانا‬

‫مراقبت هاي ههداكتي از طريق ماافقت کنگره هستند‪ .‬هااينحال‪ ،‬آقاي‬

‫روستنكاسكي هه هفده جرم فساد مالي در سال ‪ 1114‬متهم كد (و هعداً محكام كد)‬ ‫که هراسا‬

‫تحقیقاتي هاد که در طال سال ‪ 1111‬هه اوج خاد رسیده هاد‪ ،‬هما طار‬

‫که مراقبت هاي ههداكتي کاخ سفید کلینتا هه طار جدي كروع كده هاد‪ .‬اهمیت‬ ‫مراقبت هاي ههداكتي هراي روستنكاسكي اولین هار در پیشهیني اتهام وي کاهش‬ ‫يافت و پس از آ هم وي تبش هسیاري هراي نجات كهرت و آهرويش کرد و مقام‬ ‫رهبري خاد را در کنگره حفظ نماد و خاد را از زندا نجات داد‪ .‬او در همه ماارد‬ ‫ككست خارد و پیشهیني من هراسا‬

‫تبش هاي ماثر او هراي مراقبت هاي‬

‫ههداكتي نیز ككست خارد‪ .‬در نتیجه‪ ،‬هرخبف انتظار من‪ ،‬هیچ چیز از طرف کنگره‬ ‫قبال نشد‪.‬‬ ‫کیفرخااست روستنكاسكي كاکي دردناک هه وضعیت مارد تجزيه و تحلیل‬ ‫قرار داد؛ من تاضیح خااهم داد که چرا در يک لحظه‪ .‬اين مدل هه اكتباه فرض کرد‬

‫‪Rostenkowski‬‬

‫‪181‬‬

‫‪281‬‬

‫که كرايط اساسي در طال دوره مذاکره هدو تغییر هاقي مي ماند و در مارد مراقبت‬ ‫هاي ههداكتي مذاکره ميکند‪ .‬ارهاب رجاع من هه كدت وحشتناکي خاكحال نباد‬ ‫که من همه چیز را اكتباه گرفته هادم و نه من هادم‪ ،‬اما حداقل من در يادگیري يک‬ ‫در‬

‫مهم مافق كده هادم‪ .‬کمي تسلي پیدا کردم تا فهمیدم که هعد از حذف کرد‬

‫روستنكاسكي از مجماعه داده ها ‪،‬اگر دوهاره تجزيه و تحلیل خاد را تكرار کنم‪ ،‬من‬ ‫همه چیز را درست کردم‪ .‬هدو روستنكاسكي‪ ،‬مدل نشا داد که تاافق در مجلس‬ ‫نمايندگا حاصل نميكاد‪ ،‬و اين هدا معني است که هیچ هرنامه جام مراقبت هاي‬ ‫ههداكتي وجاد نخااهد داكت‪ .‬اما البته‪ ،‬اين تحلیل ها درک انجام كده اكت و هیچ‬ ‫راهي هراي کمک هه يک ارهاب رجاع وجاد ندارد‪ .‬نیازي هه گفتن نیست که مشتري‬ ‫هه طار خاص فهمیده يا هخشنده نباد و هرگز از من نخااست هخش ديگري از کار‬ ‫را انجام دهد‪ ،‬يک ناامیدي هزرگ‪ ،‬زيرا من از اين فرصت هراي اثبات ارزش گذاري‬ ‫مدل ها استفاده ميکردم و از انجام اين کار هه صارت رايگا استقبال ميکردم‪ .‬اما‬ ‫آ ها تندي نكردند و چه کسي مي تااند آ ها را مقصر هداند؟ آ ها زما ها ارزش‬ ‫و همچنین پال را در تحلیل من سرمايه گذاري کردند‪ ،‬و مطلقا هیچ چیزي هم هراي‬ ‫نشا داد آ نداكتند‪.‬‬ ‫تحقیق من چه يافته اي داكت و چرا آ را پیدا کردم؟ مطالعه روستنكاسكي‪،‬‬ ‫هما طار که در حال حاضر هه آ فكر ميکنم‪ ،‬لیستي طاالني از هازيكنا دارد که‬ ‫كامل چندين عضا کنگره‪ ،‬هیبري کلینتا ‪ ،‬مشاورا‬

‫متخص‬

‫مراقبت هاي‬

‫ههداكتي از خانه هاي سالمندا ‪ ،AARP ،‬كرکتهاي داروسازي‪ ،‬کارفرمايا از‬ ‫تمامي اككال و اندازه ها و غیره مي هاكد‪ .‬حل هسیاري از مسائل در منطق خاد مدل‬ ‫نسبتا دكاار هاد‪ ،‬انجام چندين دور مذاکره‪ ،‬ماض گیري و تبادالت اطبعات قبل از‬

‫‪288‬‬

‫تاافق هر روي چیزي که هه يک نتیجه پايدار هرسد ‪ -‬يعني نتیجه اي که مي تاانست‬ ‫از طريق مجلس نمايندگا و مجلس سنا هه دست آيد‪ .‬واضح هاد که سازش هیشتري‬ ‫الزم هاد تا هرخي از هازيكنا کلیدي هراي پذيرش آماده كاند‪( .‬ادامه دارد)‬ ‫ص‪118‬‬ ‫(ادامه متن هاال) همچنین مشخ‬

‫كد که اين مطالعه حداقل دو مرحله (و احتماالً‬

‫تا چهار) مجزا را كامل ميكاد‪.‬‬ ‫مرحله اول که در آ هسیاري از تجزيه و تحلیل تصمیمات قانانگذاري مشترک‬ ‫است‪ ،‬هر دوره الهي گري و فريا هراي ماقعیت متمرکز مي هاكد‪ .‬در اين مرحله‪،‬‬ ‫تمام هازيكنا سهمي در ككل گیري نتیجه ي هخشي از تحلیل دارند‪ .‬اين امر كامل‬ ‫هسیاري از سهامدارا است که زماني که هراي راي داد در مجلس نمايندگا و‬ ‫مجلس سنا حاضر ميكاند‪ ،‬جايگاهي در اين میز هراي رأي داد و استقرار ندارند و‬ ‫رئیس جمهار هايستي هر آنچه را که آ ها هراي او مي فرستند را امضا کند يا وتا‬ ‫کند‪ .‬سازما هايي مانند انجمن "هلا کرا ‪ -‬هلا كیلد‪ "184‬يا انجمن هازارياهي‬ ‫آمريكا ‪181‬که کامب ها طرح کلینتا مخالف هادند‪ ،‬يا هرخي رهبرا اتحاديه هاي‬ ‫کارگري و مناف دولتي محلي که هه كدت ماافق اين هرنامه هادند‪ ،‬همراه ها ديگر‬ ‫تصمیم گیرندگا در مرحله الهي قرار گرفتند‪ .‬سپس‪ ،‬هنگامي که هه هازي الهي هه‬ ‫پايا ميرسد (ها تاجه هه قاانین مدل)‪ ،‬تجزيه و تحلیل وارد مرحله هعدي ميكاد‪.‬‬ ‫در طال دوره الهي گري‪ ،‬هه دلیل کش مكش هاي فراوا ‪ ،‬ماقعیت هسیاري از‬ ‫‪Blue Cross—Blue Shield‬‬

‫‪184‬‬

‫)‪American Marketing Association (AMA‬‬

‫‪181‬‬

‫‪288‬‬

‫هازيكنا تغییر خااهد کرد‪ .‬آنها هه پیشنهاد مصالحه و يا زور يا پیشهیني چنین‬ ‫فشارهايي واکنش نشا خااهند داد‪ .‬هناهراين در پايا اولین هازي‪ ،‬تصمیم گیرندگا‬ ‫وارد مرحله هعدي ميكاند‪ ،‬اما در ماقعیتهاي اصلي خاد در مارد مسائل کامل‬ ‫مرهاط هه مراقبت هاي ههداكت فردي نیستند‪ .‬آنها تا زماني که هازي الهي خاتمه پیدا‬ ‫کند‪ ،‬حرکت خاد را در هر ماقعیتي که مدل پیشهیني ميکند‪ ،‬حفظ ميکنند‪.‬‬ ‫سپس مرحله هعدي هبفاصله تصمیم گیرندگا را علیه يكديگر را قرار ميدهد‪.‬‬ ‫در يک سا رهبرا اتحاديه هاي کارگري‪ ،‬انجمن هازارياهي آمريكا‪ ،‬رسانه‪ ،‬انجمن هلا‬ ‫کرا ‪ -‬هلا كیلد‪ ،‬و دولتهاي محلي و ايالتي و در ساي ديگر هیبري رادهام‬ ‫کلینتا قرار دارد‪ .‬مطمئناً‪ ،‬او در مرحله الهیگري تمثیر داكت‪ ،‬اما نتاانست در کنگره‬ ‫راي هدهد‪ .‬از ديدگاه مدل‪ ،‬هر چیزي که ممكن هاد هین او و رئیس جمهار کلینتا‬ ‫وجاد داكته هاكد‪ ،‬ها مرحله الهي گري هه پايا رسید‪ .‬او و ديگرا ‪ ،‬در مرحله اول‬ ‫فرصت کافي داكتند را که تسلیم كاند‪ ،‬خاد را ها آ تطبیق دهند‪ ،‬و يا در هراهر‬ ‫استدالالت او مقاومت کنند‪.‬‬ ‫مرحله دوم‪ ،‬تصايا اليحه جام را در هر دو مجلس نمايندگا و مجلس سنا‬ ‫پیشهیني کرد‪ .‬همچنین پیشهیني کرد که اليحه اي که نزد رئیس جمهار کلینتا‬ ‫خااهد آمد‪ ،‬يكي از مااردي هاده که مي تاانست هه راحتي آ را امضا کند‪ ،‬هرچند‬ ‫که اين اليحه هااسطه قاناني که هیبري کلینتا مد نظرش هاد‪ ،‬تغییرات هسیاري‬ ‫کرده هاد‪ .‬هناهراين نیاز چنداني هه تجزيه و تحلیل هیشتر هراي انجام مذاکرات هین‬ ‫رهبري مجلس نمايندگا و مجلس سنا هر سر محتااي دقیق قاانین پیشنهادي وجاد‬

‫‪286‬‬

‫نداكت و نیازي هه انجام يک مطالعه دقیق تر از نظر خطرات حق وتا و چشم انداز‬ ‫حق وتا نباد‪ .‬اين امر يک مسئله نباد‪.‬‬ ‫ها خرد كد اين اعداد‪ ،‬چهار نتیجه از اين تجزيه و تحلیل خارج كد‪ ،‬زيرا هراي‬ ‫درک اينكه اصبح ههداكت و درما هه کجا مي رود‪ ،‬حیاتي هاد‪ .‬اول اينكه‪ ،‬هیبري‬ ‫کلینتا يک سهام دار معمالي نباد‪ ،‬نه هه اين دلیل که او هاناي اول هاد‪ ،‬هلكه هه اين‬ ‫دلیل که او خصاصیات فردي را نشا داد که در هنگام چسبید هه اصال خاد‬ ‫راضي هه ككست هاد‪ .‬ها وجاد فشار هر او از هر طرف‪ ،‬وي در هر يک از مسائلي‬ ‫که من هررسي کردم‪ ،‬تقريبا ثاهت هاد‪ .‬اين يک ويژگي است که هه ندرت در سیاست‬ ‫دماکراتیک ديده ميكاد (هرچند هسیاري از آ ها هه عناا رويكرد چانه زني‪ ،‬يک‬ ‫رويكرد واقعا قلدرانه است که تاسط جارج دهلیا هاش مارد استفاده قرار‬ ‫ميگرفت)‪ .‬مطمئنم پیاستگي محكمي را در ماقعیتهاي قبلي ها مطالعات ديگري که‬ ‫قبب انجام داده هادم مشاهده کردم‪ .‬ژنرال اسبق نیجريه اي ساني آهاچا (و من قصد‬ ‫ندارم هیبري کلینتا يا جارج دهلیا هاش را ها هم در هیچ زمینه اساسي ديگري‬ ‫مقايسه کنم ‪ -‬فقط سبک چانه زني آ زما ) کانا تاجه مهمي در خیلي از‬ ‫مطالعاتي هاد که من انجام دادم‪ .‬او هه ندرت ماقعیت را تغییر ميداد‪ ،‬اما مجبار نباد‪.‬‬ ‫او هايد نتايج را ديكته ميکرد‪.‬‬ ‫ص ‪111‬‬ ‫هیبري کلینتا هه سختي مااض خاد را تغییر ميداد‪ ،‬اما از ديدگاه عملي هه آ‬ ‫نیاز داكت‪ .‬تمام كااهد حاکي از آ هاد که مجلس سناي آمريكا در زما او هعد از‬ ‫رياست جمهاري كاهرش او را هه داوري زيرک تبديل کرد از اين لحاظ که اندکي‬

‫‪281‬‬

‫زورگايي را کم کرد و کمي انعطاف پذير كد‪ .‬اين کار هايد حاال در دنیا هه خاهي‬ ‫هه او خدمت ميکرد‪ ،‬اما هعد از آ مدل گفت که او فقط زورگايي را مي كناسد‪.‬‬ ‫هه هیا روزگار‪ ،‬هیبري کلینتا زماني که وارد سیاست كد يک گاش حلبي‬ ‫داكت‪ .‬نسبتا منصفانه است‪ .‬او هرگز مسئالیت اداري نداكت و يک سیاست مدار‬ ‫نباد‪ .‬اما تمايل كديد او هه آ هاد که در اوج ككاه و جبل‪ ،‬سقاط کند‪ ،‬اما‬ ‫هااينحال ناگزير از اين کار صرف نظر کرد‪ ،‬تا ها ايجاد امكا مصالحه ها کساني که‬ ‫خاد را از هحث کنار کشیده هادند هه آ ها صدمه هزند‪ .‬اين امر كامل گروه هاي‬ ‫مهم ذينف مانند انجمن پزككي آمريكا‪ ،‬هخش عمده اي از صناي داروسازي و ديگر‬ ‫افرادي است که حمايت ساء آ ها ماجا كده تا فروش اصبحات مراقبت هاي‬ ‫ههداكتي هسیار ساده تر كاد‪ .‬در واق ‪ ،‬تجزيه و تحلیل ها نشا داد که ها تاجه هه‬ ‫واکنش مناسا از کارگروه مراقبت ههداكتي کلینتا ‪ ،‬انجمن هازارياهي آمريكا در‬ ‫هسیاري از مسائل مرهاط هه مراقبت هاي ههداكتي انعطاف پذير تر از آ چیزي هاد‬ ‫که در آ زما درک مي كد‪ .‬آ ها مي تاانستند از هرنامه اي پشتیباني کنند که مي‬ ‫تاانست تصايا مجلس نمايندگا و مجلس سنا را هه همراه داكته هاكد‪.‬‬ ‫دومین نتیجه قاهلتاجه‪ ،‬سبک چانه زني هیل کلینتا در منطق مدل هاد‪ .‬دو راه‬ ‫هراي رسید هه يک ماقعیت هرنده وجاد دارد‪ .‬يكي اين است که ديگرا را متقاعد‬ ‫کنید که نقطه نظر كما را قبال کنند‪ .‬ديگري اين است که آ ها را قبال کند‪ .‬هیل‬ ‫کلینتا ‪ -‬در منطق مدل؛ من نمي دونم او پشت درهاي هسته چي کار ميکرده ‪ -‬از‬ ‫ناع دوم هاد‪ .‬اين احتماالً هه دلیل درجه کم اهمیت و ها ماقعیت نسبتا مرکزي و حتي‬

‫‪289‬‬

‫اندکي سمت راست هراي او در هیشتر مسائل مرهاط هه مراقبت هاي ههداكتي تاسط‬ ‫پانل تخصصي است که من هراي ايجاد ورودي هاي مدل هه کار هردم‪.‬‬ ‫هما طار که در مدل ديده كد‪ ،‬رئیس جمهار کلینتا ها کشید که قاي ترين‬ ‫ائتبف کجا خااهد هاد و خاد را هه آ نزديک ميکند‪ .‬او مثل کسي هاد که انگشتش‬ ‫را خیس کرده هاد تا هبیند هاد هه کدام طرف مي وزد‪ .‬اگر اصل هیبري کلینتا در‬ ‫آ زما را مي تاا هه عناا (هرگرديد هه آنچه که هه آ ايما داريد‪، ،‬رفتن هه جهنم‬ ‫و يا آب هاال) تاصیف کرد‪ ،‬اصل هیل کلینتا‬

‫( هرنده هاش‪ ،‬مهم نیست چه چیزي‬

‫هرنده كاي) است‪ .‬ها تاجه هه نگاهي هه گذكته‪ ،‬من فكر ميکنم که ناكته هاي اين‬ ‫يک دهه و نیم اخیر ها آنچه که هسیاري هه عناا سبک حاکمیت هیل کلینتا تصار‬ ‫کردهاند‪ ،‬کامب مطاهقت ميکند‪.‬‬ ‫سامین نتیجه قاهلتاجه اين هاد که علت ناکارآمدي هسیاري از کارمندا‬ ‫هیبري کلینتا ‪،‬در دنبال روي از اعتقادات كخصي كا هاد‪ .‬آ ها نسبت هه‬ ‫هیبري کلینتا هیشتر پذيراي مصالحه هادند‪ ،‬اما تمايلي هم هه هرکناري او نداكتند و‬ ‫هه اين ترتیا تمايل نشا دادند که مخالفا را هه اندازه کافي هراي ساختن مقدمات‬ ‫پیروزي خادكا کاهش دهند‪ .‬در دايره لغات مدل‪ ،‬آ ها تسلیم او كدند‪ ،‬آ ها‬ ‫پتانسیل زيادي هراي تحقق تغییر در ذهن او نسبت هه آنچه که خادكا فكر‬ ‫ميکردند داكتند اما ها اين وجاد ككست خاردند‪.‬‬ ‫و نتیجه چهارم‪ ،‬نتیجه اي واقعا قاهلتاجه هاد‪ :‬دا روستنكاسكي ‪ ،‬يعني‬ ‫كخصي که هه رديف دارايي در ككل گیري رديف دارايي در کمیته راه و روش هاي‬ ‫مجلس نمايندگا نظارت ميکند‪ ،‬هیچ کدام از اين محدوديت ها را ندارد‪.‬وي هه‬

‫‪281‬‬

‫طرز ماهرانه اي دوهاره مانار داد‪ .‬من در مارد پیشهیني هاي مدل صحبت ميکنم؛‬ ‫نميدانم واقعا چه اتفاقي افتاده‪ ،‬فقط ميدانم که چطار كد‪(.‬ادامه دارد)‬ ‫ص ‪110‬‬ ‫(ادامه متن هاال) او ميدانست چگانه مي تااند تفكر ديگر هازيكنا کنگره را تغییر‬ ‫دهد‪ .‬او ميدانست که چگانه تفكر رئیس جمهار را تغییر دهد و ديدگاه هسیاري از‬ ‫کارکنا را تغییر دهد‪ .‬او همچنین احزاب مخالف و گروه هاي ذي نف را ها مهارت‬ ‫کنترل کرد‪.‬‬ ‫اين مدل چه چیزي در روستنكاسكي مشاهده کرد که در کلینتا ها يا ديگر‬ ‫هازيكنا وجاد نداكت؟ هراي اينكه اصبحات مرهاط هه مراقبت هاي ههداكتي مارد‬ ‫تاجه قرار گیرد‪ ،‬مطمئناً هايد هادجه آ تامین كاد ‪ ،‬البته و اين که هما ايالتي هاد‬ ‫که د روستنكاسكي هیش ترين اعمال نفاذ را هر آ داكت‪ .‬داده هاي تخصصي هه‬ ‫طرز عجیبي او هه عناا عاملي هسیار قدرتمند در مارد مسائل مرهاط هه نحاه‬ ‫پرداخت هزينه هاي ههداكت و درما ارزياهي کردند‪ .‬و او نسبت هه اين ساال نسبتا‬ ‫محافظه کار هاد و ميخااست هیشتر هزينه ها را از هادجه فدرال حذف کند‪ .‬هه نظر‬ ‫ميرسد که هیل کلینتا در هنگام پرداخت هزينه هراي مراقبت هاي ههداكتي‪ ،‬ماض‬ ‫گیري محافظه کارانه تري داكت‪ .‬هناهراين روستنكاسكي هه عناا میانه رو تر از اين‬ ‫هه نظر آمد‪ ،‬و اعتقاد هر اين هاد که او هه اندازه رئیس جمهار در اين مارد قدرتمند‬ ‫هاكد‪.‬‬

‫‪282‬‬

‫روستنكاسكي در نقطه اي قرار گرفته هاد که يک کاه هزرگ از حمايت‬ ‫مقتدرانه پشت او قرارداكت‪ ،‬او هه اندازه کافي هرتري داكت تا مردم را تحت تاثیر‬ ‫قرار دهد (اما نه هه اندازه اي که هیش از حد قاي و متعهد هاكد) و او ها گروه هاي‬ ‫کاچک و پراکنده ها نفاذ در ماقعیتهاي هسیاري واهستگي اندکي داكت تا هتااند در‬ ‫هراهر فشار مقاومت کند‪ .‬در آ محیط (مطاهق ها منطق مدل)‪ ،‬روستنكاسكي هه عناا‬ ‫يک رهبر که مي تاانست مردم را هه سمت خاد ساق دهد‪ ،‬انتخاب كد‪ .‬او هحث‬ ‫هاي درست و فرصت هاي مناسا و اهداف مناسا را هراي چاپلاسي يا وادار‬ ‫کرد پیدا کرد‪ ،‬چنا که ماقعیت هرنده احتمالي آينده را هه جايي که ميخااست‬ ‫رساند‪ .‬او هه جايگاه هرنده نرفت‪ ،‬آ را هه او داد‪ .‬هناهراين‪ ،‬يكي از مسائل مرهاط هه‬ ‫مراقبت هاي ههداكتي پس از ديگري‪ ،‬چا او اين همه پال را تحت کنترل‬ ‫داكت‪،‬اين هاد که روستنكاسكي چه چیزي ميخااست‪ ،‬روستنكاسكي مي تاانست‬ ‫خیلي خاب چیزهايي که ميخااست را هدست هیاورد‪ .‬هه جز هفده جرم مهم‪ .‬آ ها‬ ‫هخشي از تجزيه و تحلیل من نبادند‪ ،‬آ ها واقعا پیشهیني نشده هادند‪ ،‬و همه چیز‬ ‫را تغییر دادند‪ .‬تعداد جرم ها‪ ،‬كاک هاي خارجي هستند ‪ -‬يعني‪ ،‬محصال خارج‪،‬‬ ‫نیروهاي نامرهاط هه مسايل ههداكت و درما که هررسي نشدند‪.‬‬ ‫دنیاي سیاست و دنیاي کسا وکار در هراهر كاک هاي پیشهیني نشده آسیا‬ ‫پذير هستند‪ .‬ها تجرهه در دست روستنكاسكي ‪ ،‬متاجه كدم که هايد راهي هراي‬ ‫پیشهیني اتفاقات غیرقاهل پیشهیني داكته هاكم تا هتاانم آ ها را در نظر هگیرم‪ .‬اما‬ ‫چطار مي تاانید امر غیرقاهل پیشهیني را پیشهیني کنید؟ خاب‪ ،‬اگر چه پیشهیني‬ ‫پیشرفت هاي غیرقاهل پیشهیني ممكن نیست‪ ،‬اين امكا وجاد دارد که پیشهیني‬ ‫کنیم که يک زمین لرزه چقدر هزرگ است تا اين که يک پیشهیني را هرهم هزنیم‪ .‬من‬

‫‪281‬‬

‫هر روي نحاه ي پیشهیني اندازه اختبالت را حتي اگر نمي تاانستم منب دقیق آ ها‬ ‫را هشناسم‪ ،‬کار کردم‪ .‬ما هه اين مسئله نگاه خااهیم کرد که من چگانه اين عنصر را‬ ‫در کارم جاي دادهام ‪.‬‬ ‫اينكه چگانه هه راهحل نايني رسیده ام خاد داستا جالبي است‪ .‬هنگامي که‬ ‫مشكبت د روستنكاسكي هاعث كد من در مارد كاک هاي تصادفي فكر کنم‪،‬‬ ‫جا لائیس گاديز‪ ،188‬مارخ معروف جهاني که اکنا در دانشگاه يیل‬

‫‪188‬‬

‫است‪ ،‬اما‬

‫در دانشگاه اوهايا در آتن در اوهايا از من دعات کرد تا يک هفته را ها او و‬ ‫كاگردانش هگذرانم‪(.‬ادامه دارد)‬ ‫ص ‪111‬‬ ‫(ادامه متن هاال) گاديز در سال ‪ 1112‬مقاله اي ناكت و ادعا کرد که نظريه رواهط‬ ‫هین الملل يک ككست هاده است چرا که جنگ ‪1111‬خلیج فار ‪ ،‬فروپاكي اتحاد‬ ‫جماهیر كاروي‪ ،‬يا پايا جنگ سرد را پیشهیني نكرده است‪ .‬دو تن از دانشمندا‬ ‫هرجسته سیاسي‪ ،‬هرو‬

‫راسست ‪186‬در دانشگاه يیل و جیمز ري در دانشگاه‬

‫واندرهیت‪ 181‬هیا کردند که گاديز انتخاب منطقي پیشهیني من را در محاسبه اش در‬ ‫نظر نگرفته است‪ )1(.‬آ ها مدعي هادند که اين ككل از کار تضمین کرد که هه‬ ‫عناا يک نظريه دقیق علمي تلقي كاد تا اين که صرفا تطبیق داده ها ها نتايج‪ ،‬پس‬ ‫از كناخت نتايج‪،‬هاكد‪.‬‬ ‫‪John Lewis Gaddis‬‬

‫‪188‬‬

‫‪Yale University‬‬

‫‪188‬‬

‫‪Bruce Russett‬‬

‫‪186‬‬

‫‪Vanderbilt‬‬

‫‪181‬‬

‫‪284‬‬

‫گاديز هه اين ادعا که تاسط ري و ري تاجه کرده هاد که وي از ككل مناسا‬ ‫تحقیق چشم پاكي کرده است‪ .‬اين چیزي است که او من را هراي صرف وقت ها او‬ ‫و كاگردانش دعات کرد‪ .‬او مردد هاد و در مارد آ هیچ پیكر هندي نساخته هاد‪.‬‬ ‫نجیا زاده جناهي که او است‪ ،‬او ترديدهايش را هه گانهاي مادهانه هیا کرد؛‬ ‫هااينحال‪ ،‬من هه آتن‪ ،‬اوهايا مي رفتم ها هخشي از انتظاراتي که او از كاگردانش‬ ‫داكت و او قصد داكت مدل سازي من را هه عناا ناعي از حقه هازي نشا دهد‪.‬‬ ‫من ماافقت کردم که روش خاد را در هر مسئله سیاسي که گاديز و كاگردانش‬ ‫در آ تاافق کردند‪ ،‬اعمال کنم‪ ،‬هر چند که من دو محدوديت را اعمال کرده هادم‪.‬‬ ‫اول اينكه‪ ،‬آ ها هايد هه اندازه کافي درهاره ماضاعي که انتخاب کرده هادند آگاهي‬ ‫داكته هاكند و اطبعات مارد نیاز هراي مدل را هه من هدهند‪ ،‬چا هعید هه نظر‬ ‫ميرسید که من در اين مسئله متخص‬

‫هاكم و هه هر حال اگر اين اطبعات از افراد‬

‫ككاک هدست آيد‪ ،‬ههتر است‪ .‬دوم اينكه‪ ،‬هايد مسئله اي هاكد که در طي يک دوره‬ ‫چند ماهه تا يک يا دو سال كناخته كاد‪ ،‬هه جاي چیزي که هراي مدت زيادي‬ ‫كناخته نشده که آ ها نتاانند هه ماق قضاوت کنند‪ ،‬چه منطق مدل من درست هاكد‬ ‫يا نه‪ .‬امید اين هاد که هه چیزي نگاه کنیم که در آ زما مي تاانیم ها آ همخااني‬ ‫داكته هاكیم‪ .‬آ ها ميدانستند که من پیش از اين حقیقت پیشهیني هايي کردهام و‬ ‫زما هندي درست است‪ ،‬آ ها مي تاانستند هه آنچه که من گفته هادم نگاه کنند و‬ ‫آ را ها آنچه هعداً اتفاق مي افتد مقايسه کنند‪.‬‬ ‫آ ها هراي تجزيه و تحلیل آنچه که هه اعتصاب هیسبال ‪ 1114‬منجر كد‪ ،‬تصمیم‬ ‫گرفتند که مرا مارد تجزيه و تحلیل قرار دهند‪.‬‬

‫‪281‬‬

‫من پیشهیني هاي دقیقي در مارد اين ماضاعات انجام دادم که آيا اعتصاب‬ ‫خااهد هاد (مدل پاسخ داد هله)‪ ،‬آيا در آ سال يک سري جهاني وجاد خااهد‬ ‫داكت (مدل پاسخ داد نه)‪ ،‬و اينكه آيا رئیس جمهار کلینتا تهديد هه مداخله‬ ‫خااهد کرد که تاسط مدل پیشهیني كده هاكد‪،‬اين اعتصاب پايا خااهد يافت‬ ‫(دوهاره‪ ،‬پیشهیني خیر هاد)‪ .‬من يک مصاحبه در کب‬

‫ها دو يا سه دانشجا که در‬

‫هیس هال کاركناسا هادند انجام دادم و سپس مدل کامپیاتري خاد را در مقاهل همه‬ ‫دانشجايا اجرا کردم‪ .‬من تجزيه و تحلیل نتايج را در محل ارائه کردم‪ .‬هه اين ترتیا‬ ‫دانش آمازا ميدانستند که هیچ چیز هیشتر از داده هاي جم آوري كده در کب‬ ‫و منطق مدل من هه پیشهیني هاي من نرسیده است‪ .‬پیشهیني ها‪ ،‬هما طار که اتفاق‬ ‫افتاد‪ ،‬معلام كد که درست است‪.‬‬ ‫کمي قبل از اينكه آتن را ترک کنم‪ ،‬پروفسار گاديز پیشنهاد کرد که يک مقاله ها‬ ‫استفاده از اين مدل هراي پايا جنگ سرد هنايسم‪ .‬هه طار خاص‪ ،‬او پیشنهاد کرد که‬ ‫هررسي کنم که آيا اين مدل درست قبل از پايا جنگ جهاني دوم‪ ،‬پیروزي آمريكا را‬ ‫در جنگ سرد پیشهیني ميکرد يا نه‪(.‬ادامه دارد)‬ ‫ص ‪111‬‬ ‫(ادامه متن هاال) هدين معني است که او يک ناع پیشهیني نمانه از ناع مارد‬ ‫استفاده من هراي اعتبار سنجي مدل کبههرداري را خااستار كد‪ .‬پس هناهراين‬ ‫تجرهیات تحلیلي من ها د روستنكاسكي و اعتصاب هیسبال انگیزه و چارچاهي را‬ ‫هراي ارزياهي پايا جنگ سرد هه وجاد آورد‪ .‬کار من در اين پروژه‪ ،‬استفاده از‬ ‫اطبعات ماجاد در سال ‪ 1146‬است که هه من کمک خااهد کرد تا طرح جديد‬

‫‪288‬‬

‫خاد را هراي كاک هاي خارجي در يک مدل مارد آزمايش قرار دهم‪ ،‬البته‪ ،‬من‬ ‫احسا‬

‫ناامني را هه دلیل نارضايتي در طرح ههداكت و درما خاد احسا‬

‫ميکنم‪.‬‬

‫من از پیشنهاد گاديز و تجرهه افتضاحم در مارد مراقبت هاي ههداكتي هراي فكر‬ ‫کرد در مارد چگانگي پیشهیني عااقا رويدادهاي ذاتاً غیرقاهل پیشهیني استفاده‬ ‫کردم‪ .‬من يک مجماعه داده را کنار هم قرار دادم که مدل من مي تااند هراي هررسي‬ ‫مسیرهاي جايگزين تا پايا يا ادامه جنگ سرد استفاده کند‪ .‬اطبعات مرهاط هه‬ ‫ماقعیتهاي ذينفعا هراسا‬

‫معیاري طبقه هدي كده هاد که هر کشار در جها از‬

‫سال ‪ 1146‬مناف امنیتي مشترکي ها اياالت متحده يا اتحاديه كاروي دارد‪ .‬روش من‬ ‫هراي ارزياهي مناف مشترک هراسا‬

‫روكي است که در اواسط دهه ‪ 1189‬منتشر‬

‫كد‪ )2(.‬اين روش هه هررسي اينكه چگانه هر دو جفت مقامات اتحاد نظامي کشار‬ ‫هین سال هاي سال ها يكديگر كباهت دارند‪ ،‬مي پردازد‪ .‬آ هايي که ها هما اياالت‬ ‫متفق كدهاند هراي هه اكتراک گذاكتن نگراني هاي امنیتي كا هاد و آ هايي که هه‬ ‫طرق مختلف ها يكديگر متحد كدهاند (هما طار که اياالت متحده و اتحاديه‬ ‫كاروي انجام دادند)‪ ،‬كايد هخاطر سیاست هاي امنیتي و مناف متفاوت آ ها هاد‪.‬‬ ‫همبستگي الگاهاي اتحاد در سال ‪ 1146‬ها اطبعات مرهاط هه نفاذ نسبي يا‬ ‫نفاذ هر کشار در سال ‪ 1146‬ترکیا كد‪ .‬هراي هرآورد نفاذ‪،‬من از يک هدنه‬ ‫استاندارد داده تاسعه يافته تاسط پروژه اي استفاده کردم که در آ زما در دانشگاه‬ ‫میشیگا هه نام پروژه مرتبط ها جنگ نامگذاري كد‪ .‬آ داده ها‪ ،‬مانند ارزياهي من از‬ ‫مناف امنیتي‪ ،‬مي تاانند تاسط هر کسي که هه آ اهمیت ميدهد‪ ،‬هارگیري كاد‪ .‬آ‬ ‫ها در يک وب سايت هه نام ‪ eugene‬مستقر كدهاند که تاسط دو استاد علام‬

‫‪288‬‬

‫سیاسي طراحي كده که عبقهمند هه تكرار هرخي از تحقیقات من در زمینه جنگ‬ ‫هستند‪)1(.‬‬ ‫هر ايالت در مجماعه داده ها ‪ -‬من هر روي کشارها تمرکز کردم‪ .‬هه جاي‬ ‫تصمیم گیرندگا فردي هراي حفظ داده ها ساده و آسا هراي ههمل آوري تاسط‬ ‫ديگرا ‪ -‬پس از جنگ جهاني دوم‪ ،‬حداکثر امتیاز قاهلتاجهي را هه خاد اختصاص‬ ‫داد تا انعكا‬

‫فاريت مسائل امنیتي را تعیین کند‪ .‬ترکیا اين داده ها هراي تخمین‬

‫دستاوردهاي مارد انتظار و خسارت هاي ناكي از تغییر سیاست هاي امنیتي هاد‪ ،‬اين‬ ‫مدل هر روي اين داده ها هراي همه ترکیبات هر دو کشار يک صد هار اجرا كد‪ .‬هر‬ ‫يک از اين حدود كامل پنجاه "دوره چانه زني است‪ .‬دوره مذاکرات ها گذكت سال‬ ‫ها مارد هررسي قرار گرفت و از اين رو اين مدل هراي پیشهیني آنچه در جنگ سرد‬ ‫سال ‪ 1146‬تا پايا هزاره هه کار مي رفت مارد استفاده قرار گرفت‪.‬‬ ‫امتیاز هرجسته هر يک از کشارها يک كانس يک هه چهار از تغییر تصادفي هر‬ ‫چهار سال هاد‪ .‬هه نظر من اين هه اندازه کافي زياد هاد که سرعتي هگیرد که تاجه‬ ‫دولت هه طار قاهل مبحظه اي در يک جهت و يا هه ديگر جهات حرکت ميکند و‬ ‫نه چندا زياد که احتماالً در داخل کشارها يا در طال هازه هاي نسبتا کاتاه‪ ،‬هي‬ ‫ثباتي هیشتري ايجاد كاد‪( .‬ادامه دارد)‬ ‫ص ‪113‬‬

‫‪286‬‬

‫(ادامه متن هاال) هه طار طبیعي‪ ،‬اين ممكن است ها يک احتمال هاالتر يا پايین تر‬ ‫انجام كاد‪ ،‬هناهراين چیزي هیش از قضاوت كخصي در پشت انتخاب يک هه چهار‬ ‫فرصت (كاک) وجاد ندارد‪.‬‬ ‫هر گانه تغییر در هرجستگي‪ ،‬تغییرات فرضي را در درجه ي نگراني هاي امنیتي‬ ‫هر ككل گیري تسلط سیاسي داكتند يا درجه ي ماضاعات ديگر‪ ،‬مانند امار داخلي‪،‬‬ ‫ككل تصمیمگیري را هراي اين يا آ کشار تسطیح ميکند‪ .‬هناهراين‪ ،‬داده هاي‬ ‫هرجسته "كاکه" هادند تا دامنه و هزرگي زلزله هاي سیاسي ممكن را که پس از سال‬ ‫‪ 1146‬هاجاد آمدند‪ ،‬هه دست آورند‪ .‬اين ناآوري مدل من هاد که منتج هه ترکیبي از‬ ‫ديدار من از اوهايا و پیشهیني هاي نامافق من در زمینه مراقبت هاي ههداكتي كد‪.‬‬ ‫از آ زما هه هعد‪ ،‬من روش هايي را هراي تغییر تصادفي نه تنها هرجستگي و هم‬ ‫چنین كاخ‬

‫هايي هراي نفاذ هالقاه و ماقعیت ترکیا کردم و حتي هراي اينكه آيا‬

‫يک سهام دار در هازي هاقي مي ماند يا حذف ميكاد‪ ،‬در يک مدل جديد که من در‬ ‫حال تاسعه آ هستم‪ ،‬آورده ام‪.‬‬ ‫هیچ يک از داده هاي پارتفالیاي پیما هین دولتها هراي اندازه گیري میزا‬ ‫مناف مشترک خارجي استفاده نشد و نه داده هاي نفاذ هه روز كده هاد تا‬ ‫رويدادهاي واقعي پس از ‪ 1146‬هه حساب آيند‪ .‬معیار پارتفالیاي پیما هین‬ ‫دولتها تنها در پاسخ هه منطق مدل و پايايي آ تغییر کرد‪ ،‬که هرجستگي را هه طار‬ ‫تصادفي كاکه کرده‪ ،‬تكا داد‪ .‬تغییرات در همبستگي هاي اتحاد هراي همه کشارها‬ ‫نشانگر اين هاد که آيا كاروي يا آمريكايي ها هرتري خااهند يافت يا اينكه آيا در‬ ‫مبارزه مداوم هراي هرتري در جها هاقي خااهند ماند‪.‬‬

‫‪281‬‬

‫هناهراين اينجا تحلیلي هراي پیشهیني امر غیرقاهل پیشهیني هاد يعني زوال و‬ ‫جريا تاجه هه سیاست امنیتي هه عناا مسئله هرتر در سیاست هر کشاري که در‬ ‫مطالعه من هاد‪ .‬ها تكرار کافي (در آ زما ‪ ،‬من فقط صد هار انجام دادم‪ ،‬زيرا محاسبه‬ ‫زما هسیاري طال کشید؛ احتماالً امروز هزار هار و يا هیشتر آ را انجام ميدهم) ها‬ ‫كاکهاي تصادفي تازي كده‪ ،‬ما هايد قادر هه مشاهده طیف وسیعي از پیشرفت هاي‬ ‫احتمالي در جبهه امنیتي هاكیم‪ .‬اين هه ناهه خاد هايد امكا پیشهیني احتمال نسبي‬ ‫سه تحال محتمل از جنگ سرد را فراهم آورد‪ :‬الف)آ ها يک پیروزي روكن از‬ ‫ساي اياالت متحده در مدت پنجاه سال که من كبیه سازي کردم‪ ،‬پايا خااهد‬ ‫يافت‪)b( .‬اين کار ها پیروزي روكني تاسط اتحاد جماهیر كاروي در هما دوره‬ ‫زماني پايا خااهد يافت‪ .‬يا (‪)c‬ادامه پیدا خااهد کرد و نه اتحاديه كاروي و نه‬ ‫اياالت متحده ماقعیتي هراي اعبم پیروزي ندارند‪.‬‬ ‫چه چیزي پیدا کردم؟ اين مدل نشا داد که در ‪ % 86‬از سنارياهايي که امتیازات‬ ‫هرجسته هه طار تصادفي كاکه كدهاند‪ ،‬ياالت متحده جنگ سرد را هه صارت‬ ‫مسالمت آمیز‪ ،‬گاهي اوايل اواسط دهه ‪ ،1119‬اغلا در دوره هاي مرهاط هه اواخر‬ ‫دهه ‪ 1169‬يا اوايل دهه ‪ ،1119‬پیروز كد‪ .‬در ‪ 11‬درصد از كبیه سازي ها‪ ،‬كاروي‬ ‫در جنگ سرد پیروز كد و در ‪ 11‬درصد هاقیمانده‪ ،‬جنگ سرد فراتر از چارچاب‬ ‫زماني هاد که تحت پاكش تحقیقات من هاد‪ .‬چیزي که من در کاتاه مدت دريافتم‬ ‫اين هاد که پیكرهندي مناف سیاست در سال ‪ 1146‬در حال حاضر كاهد پیروزي‬ ‫آمريكا هر اتحاد جماهیر كاروي هاده است‪( .‬ادامه دارد)‬ ‫ص ‪119‬‬

‫‪269‬‬

‫(ادامه متن هاال) اين هماني هاد که گاديز ارائه کرد‪ ،‬ويژگي مبرم‪ .‬اين درست هاد‬ ‫هر چند تاريخ كروع ‪ 1146‬پیش از تشكیل ناتا يا پیما وركا هاد‪،‬هر يک از آ ها‬ ‫تقريبا در هر كبیه سازي ظاهر كدند‪،‬چنانكه ماقعیتهاي ملل دايره وار در منطق‬ ‫مدل تغییر ميکردند‪)4(.‬‬ ‫انتخاب سال ‪ 1146‬هه عناا تاريخ كروع هه ويژه در اين زمینه چالش هرانگیز‬ ‫هاد زماني که نگراني وجاد داكت اين هاد که هسیاري از کشارها در اروپاي غرهي‬ ‫ساسیالیست خااهند كد‪ .‬اين زماني هاد که خیلي ها فكر کردند پیروزي کمانیسم‬ ‫هر نظام سرمايه داري و استبداد هر دماکراسي يک جبر تاريخي هاد‪ .‬البته در جبهه‬ ‫مهندسي خیلي دي ركده هاد که جريا حاادث تغییر کند‪ .‬هااينحال‪ ،‬مدل در اين‬ ‫اهعاد کامب تحريک آمیز هاد‪ ،‬چرا که فرصت هايي را پیشنهاد کرد که پیش از آ‬ ‫هراي هرنده كد در جنگ سرد داده هاد‪ .‬يكي از اين فرصت ها‪ ،‬در زما مرگ‬ ‫استالین (که البته‪ ،‬جزء اطبعاتي هاد که در داده هاي وارد كده هه مدل وارد نشده‬ ‫هاد)‪ ،‬هه نظر ميرسید‪ ،‬در زما تصمیم گیرندگا واقعي مارد هررسي قرار گرفت‪ .‬آ‬ ‫ها فكر ميکردند ممكن است فرصت قاي هراي فروپاكي اتحاد متحدا اروپاي‬ ‫كرقي اتحاد كاروي در هین اروپاي غرهي وجاد داكته هاكد‪ .‬مدل من ماافقت کرد‪.‬‬ ‫تصمیم گیرا آمريكايي اين امكا را دنبال نكردند‪ ،‬زيرا مي ترسیدند که اين امر‬ ‫منجر هه جنگ ها اتحاد جماهیر كاروي كاد‪ .‬مدل من مخالفت کرد و پیشهیني کرد‬ ‫که كاروي در اين دوره خیلي درگیر مسائل داخلي خااهد هاد و هدو كک هسیار‬ ‫پشیما خااهد كد‪،‬در حالي که ها درماندگي هیشتر يا کم تر امپراتاري اروپاي كرقي‬ ‫خاد را که از دست داده هاد‪ ،‬تماكا ميکرد‪ .‬البته‪ ،‬ما هرگز نخااهیم دانست که چه‬

‫‪261‬‬

‫کسي درست ميگفت‪ .‬ما ميدانیم که اين چیزي است که آ ها چند دهه هعد هین‬ ‫سال هاي ‪ 1161‬تا ‪ 1111‬انجام دادند‪.‬‬ ‫هناهراين ها کمک دا روستنكاسكي و دانشجايا جا گاديز‪ ،‬من تاانستم نشا‬ ‫دهم که چقدر كدت كانس پیروزي جنگ سرد آمريكا هاد‪ .‬گزارش جنگ سرد‪،‬‬ ‫مانند هررسي قبلي کبههرداري‪ ،‬ما را هه ياد آ مي اندازد که پیشهیني مي تااند هه‬ ‫هما اندازه ثمرهخش هاكد که مي تااند هه جلا نگاه کند‪ .‬هیچ کس هه اندازه جا‬ ‫گاديز‪ ،‬سخاوتمند نیست که تصديق کند که مدل سازي نظريه هازي ممكن است هه‬ ‫حل مسائل مهم کمک کند و هیچ کس نبايد مي هاد (نه اينكه وقتي مردم اين همه‬ ‫سخاوتمند هستند‪ ،‬خاب نیست)‪ .‬هايد هاكند و همیشه منتقد خااهند هاد‪.‬‬ ‫داليل هسیار خاهي هراي رد تبش هاي مدل سازي وجاد دارد يا حداقل نسبت‬ ‫هه آ ها كک و ترديد و داليل هد هسیاري وجاد دارد‪ .‬همراه ها نق‬

‫هاي فني در‬

‫مدل هاي من و يا هر مدل هراي اين ماضاع‪ ،‬محدوديت آككاري وجاد دارد هه اين‬ ‫دلیل که آ ها صرفا مدل هايي هستند‪ ،‬که البته واقعیت ندارند‪ .‬آ ها نگاهي ساده هه‬ ‫واقعیت هستند‪ .‬آ ها تنها مي تاانند ها هررسي دقیق از اين که پیشنهادهاي کلي از‬ ‫منطق خاد پیروي ميکنند‪ ،‬ارزياهي كاند و ارزياهي میزا همخااني اين واقعیت ها‬ ‫ها اين پیشنهادها مي هاكد‪.‬متمسفانه گاهي اوقات مردم هه معادالت زيادي نگاه ميکنند‬ ‫و فكر ميکنند‪" :‬مردم واقعي نمي تاانند اين محاسبات پیچیده را انجام دهند‪،‬‬ ‫هناهراين هديهي است که مردم واقعي اين گانه فكر نميکنند‪ ".‬من اين استدالالت را‬ ‫فقط در هر نیمسال از يک دوره يا دوره ديگري که تدريس ميکنم مي كنام‪ .‬من‬ ‫همیشه ها گفتن اين که مخالف اين امر درست است‪ ،‬پاسخ ميدهم‪( .‬ادامه دارد)‬

‫‪262‬‬

‫ص ‪115‬‬ ‫(ادامه متن هاال) افراد واقعي ممكن است قادر نباكند رياضي سنگیني که وارد يک‬ ‫مدل ميكاند را انجام دهند‪ ،‬اما اين هه اين معنا نیست که آ ها محاسبات پیچیده‬ ‫تري را در سر خاد انجام نميدهند‪ ،‬حتي اگر آ ها ندانند که چگانه فرآيندهاي‬ ‫تفكر تحلیلي خاد را هه طار رياضي نشا دهند‪.‬‬ ‫سعي کنید معادالت مرهاط هه تاپ هازيكن حرفه اي تنیس را نشا دهید که‬ ‫نشا دهنده ضرهه زد هه تاپ ها چرخش فرفره اي تا گاكه دور حريف است‪ ،‬و‬ ‫اطمینا حاصل کنید که تاپ دقیقاً داخل خط است و در عرض ‪ 19‬مايل در ساعت‬ ‫حرکت ميکند‪ .‬هي كک‪ ،‬هازيكن حرفه اي تنیس ها سردرگمي کامل هه معادله نگاه‬ ‫ميکند‪ .‬هااينحال‪ ،‬هازيكنا حرفه اي تنیس هه اين ككل عمل ميکنند که هر وقت‬ ‫محاسباتي را انجام ميدهند که تبكي کنند‪ ،‬نظیر تصايري که من تاصیف ميکنم‪،‬‬ ‫است‪ .‬اگر هازيكن يک هازيكن در رديف هاكد‪ ،‬هیشترين زمانیست که تصاير ها‬ ‫مافقیت ساخته ميكاد‪ ،‬ها وجاد اينكه تصمیمات مرهاط هه سرعت‪ ،‬ماقعیت پا‪،‬‬ ‫زاويه سر راکت و غیره هايد در کسري از ثانیه انجام كاد و هايد در عین حال‬ ‫سرعت‪ ،‬زاويه و چرخش تاپ که از طرف ديگر زمین مي آيد‪ ،‬کار کند‪.‬‬ ‫از آنجا که مدل ها نمايش هاي ساده از واقعیت هستند‪ ،‬آنها همیشه فرصت‬ ‫ههبادي دارند‪ .‬همیشه يک مبادله هین اضافه کرد پیچیدگي و حفظ چیزهاي قاهل‬ ‫مديريت وجاد دارد‪ .‬افزود پیچیدگي تنها زماني ماجه است که ههباد دقت و‬ ‫قاهلیت اطمینا هیشتر از هزينه اضافه کرد فرضیات هاكد‪ .‬البته اين قاعده کلي صرفه‬ ‫جايي است‪ .‬من پیشرفت هاي کاچک و هزرگي در مدل سازي تئاري هازي خاد در‬

‫‪261‬‬

‫طال سالیا ايجاد کردهام‪ .‬مدل پیشهیني اصلي من ايستا هاد‪ .‬گزارش كده است که‬ ‫در يک تبادل اطبعات در مارد يک مسئله چه اتفاقي خااهد افتاد‪ .‬هه اين ترتیا‪،‬‬ ‫اين پیشهیني کننده خاهي هاد اما در مهندسي خیلي خاب نباد‪ .‬در حالي که من يک‬ ‫مدل ثاهت را در نظر گرفتم تا هرآورد خاد از تمايل مردم هه ريسک پذيري و تخمین‬ ‫احتمال غالا كد يا از دست داد سر هه سر رقاهت را ههباد هخشد‪،‬همچنا در‬ ‫مارد نحاه ايجاد پايايي اين فرآيند فكر ميکردم‪ .‬هه هر حال‪ ،‬اكخاص حقیقي پايا‬ ‫هستند‪ .‬آ ها ذهنیت خاد را تغییر ميدهند‪ ،‬مااض خاد را هه سااالت تغییر‬ ‫ميدهند‪ ،‬معامبتشا را انجام ميدهند و البته آ ها در مارد وعده هاي خاد هلاف‬ ‫مي زنند و انكار ميکنند‪.‬‬ ‫در حدود ده سال پس از ايجاد نسخه استاتیک‪ ،‬من درنهايت يک مدل پايا را‬ ‫اجرا کردم که از آ راضي هادم‪ .‬اين مدلي است که من اغلا در اين کتاب در مارد‬ ‫آ هحث ميکنم‪ .‬در طال چند سال گذكته‪ ،‬من هر روي يک رويكرد کامب جديد‬ ‫هراسا‬

‫يک هازي دقیق تر از آنچه که در هخش سام تاضیح دادم‪ ،‬کار کردهام‪ .‬تست‬

‫هاي مقدماتي اين مدل جديد نشا ميدهند که اين مدل نه تنها پیشهیني هاي دقیق‬ ‫تري را هه دست ميدهد‪ ،‬هلكه پايايي هازي را ها اعتقاد هیشتري ثبت ميکند‪ .‬هه عناا‬ ‫يک پاداش اضافه‪ ،‬همچنین هه من اجازه ميدهد که در يک ماضاع هه طار همزما ‪،‬‬ ‫تااز تجاري را در ماضاعات و يا در اهعاد مختلف ارزياهي کنم‪ .‬اين همچنین‬ ‫فرصتي را هراي ارزياهي میزا اهمیت و نفاذ هر هازيكن ها تغییر دور چانه زني هه‬ ‫دور چانه زني ميدهد و اين چیزيست که مدل قديمي تر نمي تاانست انجام دهد‪.‬‬ ‫من اين مدل جديد را در هرخي از هحرا هاي سیاست خارجي جاري و گرمايش‬ ‫جهاني در دو فصل آخر اعمال خااهم کرد‪ .‬اين اولین تاخت و تاز من هراي هاز‬

‫‪264‬‬

‫کرد فرصتي است هراي که از رويكرد جديدم كرمسار هاكم‪ .‬فرآيند اکتشاف هرگز‬ ‫پايا نميياهد‪ .‬اين هم چالش و هم هیجا ناكي از انجام اين ناع تحقیقات است‪:‬‬ ‫يافتن راههاي ههتر و ههتر هراي کمک هه مردم هراي حل مشكبت واقعي از طريق‬ ‫منطق و كااهد‪( .‬ادامه دارد)‬ ‫ص ‪119‬‬ ‫(ادامه متن هاال) همه نه‪ ،‬در هر حال‪ ،‬در كار و كاق من هراي اين ناع تبش در‬ ‫کشف سهیم هادند‪.‬‬ ‫هعضي منتقدا نسبت هه پیشهیني رفتار انسا اعتراض دارند‪ .‬آ ها نگرانند که‬ ‫دولت يا كرکت ها از اين دانش سا استفاده کنند‪ .‬آ ها نسبت هه کاهش اصال‬ ‫اخبقي افراد در معادالت نگرا هستند‪ .‬هراي من‪ ،‬اينها يک سري مخالفت هاي‬ ‫عجیا است‪ ،‬هه خصاص از آنجايي که هیشتر افراد از کیفیت گزينه هاي‬ ‫سیاستگذاري دولت ناراضي هستند و ها جنبش هاي مشارکتي كروع ميكاد‪ .‬هرخي‬ ‫از همكارا دانشگاهي من هه ويژه هراي ارائه راهنمايي هه جامعه اطبعاتي‪ ،‬سازما‬ ‫اهريمني ‪ CIA‬در امار امنیت ملي اعتراض دارند‪ .‬هه نظر ميرسد که آ ها فكر‬ ‫ميکنند که دولت نبايد ههترين اهزار را در اختیار داكته هاكد تا ههترين انتخابهاي‬ ‫ممكن را انجام دهد‪ .‬من اين نظر را ندارم‪ .‬اگر ما هخااهیم از دولت خادما‬ ‫تصمیمات ههتري هگیريم‪ ،‬هايد هه آ کمک کنیم تا تصمیمگیري خاد را ههباد هخشد‪.‬‬ ‫هله‪ ،‬همیشه يک خطر وجاد دارد که هر اهزار مارد سا استفاده قرار ميگیرد‪ .‬اما‬ ‫علم در حال درک اين است که جها چگانه کار ميکند‪ .‬افراد مختلف ديدگاه هاي‬

‫‪261‬‬

‫كخصي متفاوتي در مارد چیزي دارند که دنیا را هه مكا ههتري تبديل ميکند و اين‬ ‫وظیفه مسئاال و كهروندا است که استفاده غیر اخبقي از اطبعات را تنظیم کنند‪.‬‬ ‫عبوه هر اين‪ ،‬اين مسئالیت هر يک از ما هه عناا كخ‬

‫است که تخص‬

‫خاد را‬

‫نگه داريم‪ ،‬وقتي فكر ميکنیم که استفاده از آ هاعث ميكاد دنیا‪ ،‬يا هخش کاچكي‬ ‫از آ ‪ ،‬جاي هدتري كاد‪.‬‬ ‫‪------‬‬‫مشتريا را کم ميکنم زماني که من نميخااهم هه آ ها در رسید هه اهدافشا‬ ‫کمک کنم‪ .‬هراي مثال‪ ،‬سال ها پیش‪ ،‬کسي که ادعا ميکرد نماينده دولت لیبي است‬ ‫هه من نزديک كد‪ .‬فردي که ها من تما‬

‫گرفت‪ ،‬ميخااست من تشخی‬

‫دهم که‬

‫چگانه مي تاانست سرنگاني دولت مصر را تسهیل کند و انار سادات رهبري کند‪.‬‬ ‫اين تما‬

‫پیشنهاد کرد که من هه ژنا‪ ،‬سائیس‪ ،‬پرواز کنم‪.‬هراي اجتناب از امكا‬

‫دولت اياالت متحده يا دولت ديگري که هتااند نتايج حاصل از اقدامات مدل سازي‬ ‫هسیار اهتدايي را هداند‪ .‬من يک میلیا دالر هراي زحماتم پیشنهاد کردم‪ .‬هیچ راهي‬ ‫هراي من وجاد ندارد که هدانم آيا اين رويكرد معتبر هاده يا جعلي هاد‪ ،‬اگر چه هه‬ ‫نظر واقعي رسید‪ .‬من رد كدم و هبفاصله ها مردم آمريكا تما‬

‫گرفتم تا هه اونا‬

‫درهاره تجرهه ام هشدار هدهم‪.‬‬ ‫چند سال هعد كخ‬ ‫كخ‬

‫ديگري ها يک پیشنهاد ناخاكايند تما‬

‫گرفت‪.‬اين‬

‫خاد را نماينده مباتا سسه سكا ‪189‬در زيیر‪ 181‬معرفي کرد‪ .‬قدرت نگه داري‬ ‫‪Mobutu Sese Seko‬‬

‫‪189‬‬

‫‪Zaire‬‬

‫‪181‬‬

‫‪268‬‬

‫مباتا ضعیف كده است‪ .‬اقتصاد او ضعیف عمل ميکند‪ ،‬سرهازا كايسته اش‬ ‫مضطرب كدهاند‪ ،‬و پیروا وفادار او در حال سست كد هادند‪ ،‬چا ميدانستند که‬ ‫يک هیماري کشنده دارد‪ .‬آ ها احتماالً نگرا اين هادند که هنگام رفتن او چه کسي‬ ‫از آ ها محافظت خااهد کرد و از نظر مالي از آ ها مراقبت خااهد کرد‪ .‬کسي که‬ ‫تما‬

‫گرفته هاد ميخااست هداند اگر مي تاانستم تدهیري کنم که کنترل ماهاتا را‬

‫در زيیر نجات دهم و در حدود ‪ 19‬درصد از دارايي هاي مالي ساحلي مباتا را‬ ‫پیشنهاد کرد‪ .‬میدانم هه نظر سخت میاد که هاور کنید‪،‬اما اتفاق افتاد‪،‬و اين قبل از آ‬ ‫هاد که نیجريه اي ها فاسد خادكا حقه هانک اينترنتي معروف خاد را اجرا کنند‪.‬‬ ‫ص ‪119‬‬ ‫ماتاها در آ زما مشهار هاد که جايي است ارزكي هین ‪ 8‬تا ‪ 29‬میلیارد دالر‬ ‫دارد‪ .‬اگر اين حقیقت داكت‪،‬اگر مي تاانستم ادامه کار او را مهندسي کنم تا اينكه او‬ ‫ها آرامش همیرد يا تصمیم هه استعفا هگیرد و اگر مايل هادم اين کار را هكنم‪ ،‬من مي‬ ‫تاانستم پرداخت يک ثروت هاور نكردني را داكته هاكم‪ .‬اما حتي اگر هخت ياري‬ ‫کرده هاد‪ ،‬جااب هناز هما هاد‪ .‬هماني هاد که در پیشنهاد لیبي‪ ،‬من هدو لحظه اي‬ ‫ترديد گفتم‪ .‬من مطمئن هادم که مشكل مباتا مشكل تحلیلي ها يک راهحل است‪ ،‬اما‬ ‫هیچ مقدار پالي نمي تااند دخالت مرا تاجیه کند‪ .‬نگراني اصلي من اين هاد که در‬ ‫صفحه رادار کساني هاكم که واقعا ترجیح ميدادم در مارد من چیزي ندانند‪ .‬و يک‬ ‫هار ديگر ها مردم آمريكا تما‬

‫گرفتم تا هه آ ها نسبت هه وضعیت هشدار دهم‪.‬‬

‫البته‪ ،‬قضاوت كخصي من درهاره اينكه چه کسي هايد ها او کار کند‪ ،‬ممكن است‬ ‫از نظر كخ‬

‫ديگري متفاوت هاكد‪ .‬نمي تاانستم هیچ تاجیهي هراي کمک هه هر‬

‫‪268‬‬

‫کسي که سادات را سرنگا کند‪ ،‬هبینم‪ .‬در اينجا مردي هاد که جا خاد را در تبش‬ ‫صادقانه و مافق هراي پیشبرد آرما صلح در معرض خطر قرار داده هاد و هه طار‬ ‫غم انگیزي آ را از دست ميداد‪ .‬پرونده مباتا مي تااند (تا حدي کم)پیچیده تر‬ ‫ديده كاد ‪ .‬يک پرونده اخبقي هاريک وجاد داكت که هايد هخاطر مباتا تشكیل‬ ‫كاد‪ .‬در حالي که از من درخااست نشده هاد‪ ،‬كخ‬

‫مي تاانست هه راحتي ادعا‬

‫کند که هر کس که هعد از ماهاتا ميآمد كايد هدتر هاكد‪ .‬پس از آ ‪ ،‬و حتي‬ ‫هبفاصله پس از سقاط او‪ ،‬مشخ‬

‫نباد که کنگا در مسیري ههتر حرکت ميکند‪.‬‬

‫هااينحال‪ ،‬هراي من جااب معلام (هدو اههام) هاد‪ .‬هراي ديگرا – چه کسي‬ ‫ميداند که چطار ارزياهي مزايا و معايا را هه لحاظ هینش علمي هراي کمک يا‬ ‫ممانعت از يک ديكتاتار مثل مباتا هكار خااهند هرند؟‬ ‫هرخي از كما ممكن است فكر کنید که من نبايد از تیاري هازي هراي کمک هه‬ ‫كرکتهاي هزرگ هراي رسید هه تاافقات خاب در دعاي حقاقي استفاده کنم‪،‬هه‬ ‫خصاص زماني که رقباي آ ها در امار مدني قادر هه پرداخت هزينه هاي قاهل‬ ‫قیا‬

‫نباكند‪ .‬هرخي ديگر ممكن است فكر کنند که من هه اندازه کافي هراي کمک هه‬

‫كاکیا کار را انجام نميدهم‪( ،‬هرچند كرکت من خاكحال است که اين کار را‬ ‫انجام دهد؛ ما فقط زياد ساال نكرديم)؛يا كما چه فكري داريد‪ .‬هناز ديگرا ممكن‬ ‫است حكم وکیل را تصديق کنند‪ :‬هر کسي مستحق ههترين دفاع است که مي تااند‬ ‫جم آوري کند‪ .‬همه ما استانداردهاي فردي خاد را در مارد نحاه استفاده يا نگه‬ ‫داكتن دانش و مهارت هاي خاد داريم و اين هما چیزي است که هايد هاكد‪.‬‬

‫‪266‬‬

‫در پايا ‪ ،‬من معتقدم که پیشرفت در دانش علمي تقريبا همیشه وضعیت انسا‬ ‫را ههتر ميکند‪.‬اگر ما خادما را هه لاديتها (ضد تكنالاژي) تبديل کنیم‪ ،‬ما فقط‬ ‫مزاياي دانش را هه ديگرا منتقل ميکنیم‪ .‬هه خاطر داكته هاكید که پس از آزار و‬ ‫اذيت گالیله تاسط کلیساي کاتالیک‪ ،‬فیزيک در ايتالیا هراي قر ها رو هه افال‬ ‫گذاكت‪ ،،‬تا كايد ‪ ،‬انريكا فرمي هه صحنه وارد كاد‪ .‬علیرغم عقا ماندگي در ايتالیا‪،‬‬ ‫اين هه معني تاقف تحقیق در زمینه فیزيک نشد‪ .‬آ را هه پروتستا كمال اروپا‬ ‫منتقل کردند‪ ،‬ترک ايتالیا هراي ناهادي پشت سر‪ .‬هه طار مشاهه ‪ ،‬تبش هراي خاتمه‬ ‫داد هه علم در چین ماجا كد که اين کشار زماني که جها در دانش علمي و‬ ‫اکتشاف هسیار پیشرفت کرد‪ ،‬هه فراماكي علمي فرو رود‪ .‬امپراطارا چیني ترجیح‬ ‫دادند که هیشتر هه خاد نگاه کنند تا ستاره ها؛ چین هناز در تبش است تا هر کسري‬ ‫هادجه خاد غلبه کند‪ .‬امیدوارم اكتباه نكرده هاكیم‪ .‬اما هراي من‪ ،‬من هه دنبال راههايي‬ ‫هراي ههباد درک خاد از استراتژيک نحاه کار رفتار انساني هستم‪ .‬و اين مرکز انگیزه‬ ‫من هراي ادامه يادگیري از ككست هاي گذكته است‪.‬‬ ‫ص‪118‬‬ ‫هما طار که قبب گفتم‪ ،‬و همانگانه که در اين فصل مشاهده کرديم‪ ،‬پیشهیني‬ ‫مي تااند هه هما اندازه ارزكمند هاكد که مي تااند هه جلا رود‪ ،‬نه فقط آنچه رخ‬ ‫داده است‪ ،‬هلكه آنچه که ممكن است انجام كاد‪ .‬هه طار مشاهه‪ ،‬در فصل هعد‪ ،‬ما‬ ‫چندين هازي ها تاريخ را داريم‪ .‬ما خااهیم ديد که چگانه ممكن است از جنگ هاي‬ ‫جهاني اول و دوم اجتناب كاد و چگانه اسپارت ممكن است پس از پیروزي خیره‬ ‫کننده اش در جنگ پلاپانز‪ ،‬مان از فروپاكي عظیم آ كاد‪ .‬و در حالي که همه‬

‫‪261‬‬

‫ميدانند که کلمبا‬

‫اقیانا‬

‫آهي را در هزارو چهارصد و نادو دو طي کرد‪ ،‬چیزي‬

‫که آنها نميدانند اين است که تجرهه او يک مشكل چالشي جالا را مطرح ميکند؛‬ ‫نتیجه آ روكن ميکند که چرا اسپانیا گفته است هله و چرا پرتغال گفته است نه (از‬ ‫جمله ديگر) ‪ ،‬هراي همیشه مسیر تاريخ را تغییر داد‪ .‬ها نگاهي هه گذكته ها ريزهیني‬ ‫تئاري هازي‪ ،‬ما هه درک منطقي هعد از تاريخ مي پردازيم که ميدانیم (و يک حس‬ ‫واقعي که هه چه سبا تاريخ اجتناب ناپذير نیست) وگاهي اوقات هراي اثرات فجی ‪،‬‬ ‫فرصت هايي هراي انتخابهاي استراتژيک که دوره خاد را تغییر دهد هايد داكته‬ ‫هاكد‪ ،‬که از دست رفته است‪.‬‬

‫‪219‬‬

‫فصل نهم‬ ‫بازی با گذشته‬ ‫در اينجا مسائل و پاسخ هاي مختصر در مارد چهار رويداد واقعا هزرگ در تاريخ‬ ‫است‪:‬‬ ‫چرا اسپارتا ماقعیت هژمانیش در يانا را فقط سي و سه سال پس از پیروزي در‬ ‫جنگ پلاپانزيا از دست داد؟‬ ‫از آنجا که اسپارتي ها اسا هاي خاد را هیشتر از کشار خاد دوست داكتند‪.‬‬ ‫چرا فرديناند و ايزاهب تصمیم گرفتند کلمبا‬

‫را تامین کنند؟‬

‫از آنجا که او هراي کار ارزا ماافقت کرد‪.‬‬ ‫چگانه مي تاانست از جنگ جهاني اول اجتناب کرد؟‬ ‫تاسط ملاانا هريتانیايي که هه سفر دريايي تاهستاني آدرياتیک فرستاده كدند‪.‬‬ ‫چگانه مي تاانست از جنگ جهاني دوم اجتناب کرد؟‬ ‫تاسط ساسیال دماکرات هاي آلما که هه پاپ افتخار ميکردند‪.‬‬ ‫اگر اسپارتها عبقه اي هه نژادهاي اسا نداكته هاكند‪ ،‬ممكن هاد امروز همه‬ ‫ياناني صحبت کنیم‪ .‬اگر هريتانیا کمي هیشتر در ديپلماسي در سال ‪ 1114‬مافق هاد‪،‬‬ ‫اتريشي ها و آلماني ها ممكن هاد امروز انگلیسي صحبت کنند‪ ،‬که هه آ که فكر‬

‫‪211‬‬

‫ميکنم‪ ،‬هسیاري از آنها هه آ صحبت ميکنند‪ .‬كايد در اين صارت انقبب روسیه‬ ‫هرگز وجاد نداكت‪(.،‬ادامه دارد)‬ ‫ص ‪121‬‬ ‫(ادامه متن هاال) كايد آدولف هیتلر هه نقاكي مي چسبید‪ ،‬كايد جنگ جهاني دوم‬ ‫يا جنگ سرد يا وينستا چرچیل (حداقل هما طار که او را مي كناختیم) نباد و‬ ‫كايد خاركید هناز در امپراتاري هريتانیا قرار نگرفته هاد‪ .‬ما هیچاقت نخااهیم‬ ‫فهمید‪ .‬اما ما مي تاانیم آنچه که ممكن است اتفاق افتاده هاكد را تقريا هزنیم اگر‬ ‫اسا هاي اسپارتا کمتر مساهقه اجرا ميکردند‪ ،‬يا اگر در سال ‪ 1114‬ديپلمات هاي‬ ‫هريتانیا هرخي از ملاانا خاد را در درياي آدرياتیک ساار کشتي ميکردند ‪،‬يا اگر‬ ‫ساسیالیست هاي آلماني در سال ‪ 1111‬نسبت هه کاتالیک ها انعطاف پذيري‬ ‫هیشتري نشا ميدادند‪.‬‬ ‫هیايید نسبت هه تصمیم گیرندگا گذكته عادل هاكیم‪ .‬درست مثل امروز‪ ،‬آنها‬ ‫هااسطه انتخابهاي دكاار‪ ،‬انگیزههاي پیچیده و پیشهیني ضعیف از کار هازداكته‬ ‫كدند‪ .‬مطمئناً آنها ههتر مي تاانستند عمل کنند اگر يک هما افكن پنها يا يک‬ ‫هازدارنده هسته اي يا يک رايانه ها سرعت هاال مي داكتند ‪ ،‬اما اين کار را نكردند‪ .‬آيا‬ ‫اين هدا معني است که دستانشا گره خارده هاد؟ هه يک معنا‪ ،‬هله‪ ،‬اين کار را‬ ‫ميکند‪ .‬آنها ميدانستند که چه چیزي ميدانند و پايه تكنالاژيک يا علمي زيادي‬ ‫هراي انجام آ نداكتند‪ .‬اما هه هر حال‪ ،‬ما نبايد حداقل آنچه که آنها انجام داده اند را‬ ‫دست کم هگیريم‪ .‬آنها منطق داكتند‪ ،‬وصارت آ اجازه میدهد که منطقي‪ ،‬منطقي‬ ‫هاكد‪ .‬اصال آ در هزاره تغییر نكرده است‪ .‬ها اين که افراد کافي در مارد خروجي‬

‫‪212‬‬

‫محاسبات ها چرتكه يا ناكتن نتايج نهايي روي كن و ماسه جلسه گذاكتند ‪ ،‬ممكن‬ ‫است مدل هايي مانند من يا يكي ههتر از آ ها را طراحي کرده هاكند‪.‬‬ ‫من تمام اين پرسش ها و پاسخ هاي آ ها را در اين فصل کشف خااهم نماد‪.‬‬ ‫هااينحال‪ ،‬هراي انجام اين کار‪ ،‬هايد کمي هیشتر درهاره چگانگي تفكر واقعي درهاره‬ ‫تغییر جها ‪ ،‬تاضیح دهم‪ .‬مسلما ما مي تاانیم هازي هايي مانند «چه مي كد اگر‬ ‫ناپلئا يک هما افكن مخفي در واترلا داكت؟» را انجام هديم (احتماالً نه هه عناا‬ ‫هرتري چند اسلحه مفید) ‪ ،‬اما او نميکرد و نمي تاانست‪ .‬من ترجیح ميدهم هازي‬ ‫هاي واق گرايانه را هازي کنم‪ .‬اين چیزي است که ما در اينجا انجام خااهیم داد‪ .‬ما‬ ‫خااهیم پرسید که هه چه سبا هرخي از رويدادهاي هزرگ ممكن است متفاوت ها‬ ‫استراتژي هاي جايگزين واق هینانه دنبال كاند‪ .‬هناهراين‪ ،‬چگانه مي تاانیم در مارد‬ ‫آنچه که ممكن هاد فكر کنیم؟ جااب‪ :‬فكر کرد در مارد آنچه مردم مي تاانستند‬ ‫انجام دهند‪ ،‬اما تصمیم گرفتند که انجام ندهند‪ ،‬و چرا‪.‬‬ ‫يكي از آكنايا من تاريخ دين را ها زمینه اساسا سیاسي مارد مطالعه قرار‬ ‫میدهد‪ .‬وي هه طار خاص هه مطالعه تاريخ دين در روسیه و مخصاصا هقاي آ ها‬ ‫وجاد ‪ 89‬سال حاکمیت رسمي الحاد(آتئیسم) تحت حمايت حاکمیت عبقهمند‬ ‫است‪ .‬او زماني که هر دو غیر فعال و سرگرم هاديم هه من اكاره کرد که روش من‬ ‫نسبت هه يک مارخ متفاوت هست‪ ،‬اين است که من ‪ 11‬درصد زما خاد را صرف‬ ‫فكر کرد درهاره آنچه که اتفاق نیفتاده‪ ،‬ميکنم‪ .‬كايد حق ها او هاكد‪ .‬از ديدگاه‬ ‫هسیاري از مارخا ‪ ،‬چگانگي پايا يافتن هر يک اجتناب ناپذير هاد‪ ،‬و يا‪ ،‬هه طريقي‬ ‫متضاد‪ ،‬نتیجم احتمالي هاد که هر کدام را مي تاانست تغییر دهد‪.‬‬

‫‪211‬‬

‫من در انديشه جبر تاريخي هزرگي نیستم‪ .‬اگر درست هاد‪ ،‬هیچ مشكلي در‬ ‫تبش هراي يک مهند‬

‫سیاسي هاد ‪ ،‬يعني يک پیشهین‪ ،‬وجاد نميداكت‪ .‬اين‬

‫ايده که تاريخ يک هازي است و ما در حال انجام قسمتهاي ناكته كده ها اندکي‬ ‫آزادي انتخاب هستیم‪ ،‬در ههترين حالت احمق و در هدترين حالت كرور محض‬ ‫خااهیم هاد‪ .‬هر کس هر کاري را انجام ميدهد‪ ،‬مهم نیست که چه قدر وحشتناک‬ ‫است‪ .‬اين ديدگاه ميگايد‪" :‬نايسنده را سرزنش کنید‪ ،‬نه هازيگر را"‪ .‬من نمي تاانم‬ ‫حد‬

‫هزنم که چه کسي ممكن است نايسنده هاكد‪.‬‬

‫ص ‪119‬‬ ‫هالعكس‪ ،‬اين تصار که پیشرفتهايي که تاريخ را ميسازند در درجهي اول‬ ‫مجماعه اي از رويدادهاي تصادفي اند‪ ،‬هه يک اندازه هرايم عجیا هه نظر ميرسد‪.‬‬ ‫چرا ها ايدهها مبارزه کنیم‪ ،‬دولتها را انتخاب کنیم‪ ،‬ارتش هسازيم‪ ،‬در پژوهشها‬ ‫سرمايه گذاري کنیم‪ ،‬سااد را ترويج دهیم‪ ،‬هنر را خلق کنیم‪ ،‬و يا تاريخها را هنگاريم‪،‬‬ ‫اگر تمام کاري که مي کنیم دست روي دست گذاكتن هاكد در حالیكه تحاالت‬ ‫تصادفي ما را همانند ذراتي که فیزيكدا تاصیف ميکند‪ ،‬هه اطراف پرتاب ميکند؟‬ ‫چگانه مي تاا رفتار استراتژيک و پیامدهاي آ را انكار کرد‪ ،‬ها اينكه تقريبا در تمام‬ ‫کارهايي که ميکنیم تاسط آ محاصره كدهايم؟‬ ‫هراي اطمینا ‪ ،‬دنیا هه هما نحا که ميكناسیم هه يک طريق يا طريقي ديگري‬ ‫مي تاانست هگردد‪ .‬هه همین دلیل است که نه گذكته و نه آينده از يک مسیر اجتناب‬ ‫ناپذير و جبري متاهعت نميکند‪ .‬همیشه عناصر كانسي وجاد دارد که همه چیز در‬ ‫وراء آ ها در گردش است‪ ،‬اما اين رويدادهاي كانسي هه ندرت آينده را تعیین‬ ‫ميکنند‪ .‬ممكن است آب وهااي هد در تهاجم ناکام آلما هه روسیه در طال جنگ‬ ‫جهاني دوم مهم هاده است‪ ،‬اما انتخاب هیتلر هراي هه تعايق انداختن حملهاش‪ ،‬در‬

‫‪214‬‬

‫حالیكه تاجهاش را هه مشكبت در ياگسبوي معطاف کرده هاد‪ ،‬يک ريسکِ‬ ‫محاسبه كده هاد‪ .‬وي هعداً از آ کار پشیما كد‪ ،‬اما هناز هم او ميدانست که اين‬ ‫تمخیر احتمال روهرو كد ارتش آلما ها آب و هااي هد را افزايش داد‪.‬‬ ‫در ‪ 21‬دسامبر سال ‪ ،2998‬زلزلهي ‪ 8.8‬ريشتري كهر هم در ايرا مسلماً خارج‬ ‫از کنترل هر کسي هاد‪ .‬اين زلزله جا ِ هیش از ‪ 28999‬نفر را گرفت؛ يعني حدود ‪29‬‬ ‫درصد از ‪ 142999‬سكنه ي منطقه‪ .‬جالا تاجه است‪ ،‬فقط چند روز قبل از اين‬ ‫واقعه‪ ،‬يک زلزلهي ‪ 8.1‬ريشتري كهر کامبیرا در کالیفرنیاي جناهي را لرزاند‪ .‬تنها سه‬ ‫نفر از حدود ‪ 219999‬سكنهي مناطق اطراف جا خاد را از دست دادند‪ .‬زمین‬ ‫لرزهي لاما پريیِتا‪ 182‬در سال ‪ ،1161‬جا ‪ 86‬تن را در منطقه سا فرانسیسكا‪-‬اوکلند‬ ‫گرفت؛ يک منطقه ي كهري ها هیش از پنج میلیا نفر جمعیت‪ .‬زلزلهي سال ‪1161‬‬ ‫حدود پنج هراهر هزرگتر از زلزلهي هم هاد‪ ،‬و در عین حال‪ – ،‬نه هراي دست کم‬ ‫گرفتن آ فاجعه – تنها ک سر کاچكي از جمعیت محلي کشته كدند‪ ،‬در حالي که‬ ‫تعداد تلفات در هم وحشتناک هاد‪ .‬آيا اين اختبف گسترده میا کشتههاي زلزلهي‬ ‫کالیفرنیا و کشتههاي زلزلهي ايرا امري كانسي هاد‪ ،‬آيا اجتناب ناپذير و جبري هاد‪،‬‬ ‫و يا آنكه هه تصمیمات استراتژيک مرهاط ميكد؟‬ ‫پاسخي که در آ زما رسانهها مطرح کردند اين هاد که مردما همي در‬ ‫خانههاي گلي و سنگي زندگي ميکردند‪ ،‬در حالیكه مردم کالیفرنیا در چنین‬ ‫خانههايي سكانت نداكتند‪ .‬هااينحال ما هايد هپرسیم‪ :‬چرا مردم در يک کشار‬ ‫ثروتمند ها ذخاير نفتي فراوا در خانههاي گلي زندگي ميکنند؟ وساسه انگیز است‬ ‫که از هبياي طبیعي – زلزلهها‪ ،‬سیلها‪ ،‬خشكساليها‪ ،‬قحطيها – هه گانهاي سخن‬ ‫گفت مثل اينكه فقط هرخي از نقاط جها هستند که هسیار كانس هدي دارند‪ .‬اينكه‬ ‫اين حاادث‪ ،‬حاادث طبیعي وحشتناکي هستند ككي در آ نیست‪ ،‬اما آيا آنها واقعا‬ ‫‪The Loma Prieta earthquake‬‬

‫‪182‬‬

‫‪211‬‬

‫هبياي طبیعي هستند؟ مطمئناً چنین حاادث وحشتناکي از ديدگاه سیاسي يا‬ ‫اجتماعي‪ ،‬حاادثي تصادفي محساب ميكاند‪ .‬علل وقاع آنها هسیار فراتر از کنترل‬ ‫آدمي است؛ حداقل ها تاجه هه وضعیت فعليِ دانش در پیشهیني کرد ِ زمین لرزه‪،‬‬ ‫طافا ‪ ،‬خشكسالي و سانامي‪ .‬اما عااقا و پیامدهاي آنها خارج از کنترل انسا‬ ‫نیست‪.‬‬ ‫مرگومیر ناكي از وقاي طبیعيِ فاجعهآمیز در کشارهايي که تاسط ديكتاتارها‬ ‫اداره مي كاد‪ ،‬هسیار هاالتر از کشارهاي دماکراتیک است‪ .‬دولتهاي دماکراتیک‬ ‫خاد را هراي هبها و فجاي آماده ميکنند‪ ،‬ساختوساز را قانانمند ميکنند تا كانس‬ ‫زنده ماند در اتفا قاتي همچا زمین لرزه افزايش ياهد‪ ،‬و مااد غذايي‪ ،‬لبا‬

‫و‬

‫پناهگاه را جهت قرهانیا حادثه آماده و انبار ميکنند‪ .‬چرا؟ زيرا دولتهاي منتخا‬ ‫مردم عمدتاً هه مردم جااهگا هستند و خاد را در قبال ايشا مسئال ميدانند‪.‬‬ ‫دولتهايي که تاسط ارتش‪ ،‬يا اَكراف جامعه‪ ،‬يا روحانیت‪ ،‬يا يک حزب سیاسي‬ ‫قاناني انتخاب مي كاند‪ ،‬هه تعداد هسیار کمي پاسخگا هستند؛ آنها کساني هستند که‬ ‫دولتها از ايشا ‪ ،‬نه همه‪ ،‬محافظت ميکنند؛ چراکه دولت در خدمت هما عدهي‬ ‫قلیلي است که حكمراني ميکنند‪ .‬نه‪ ،‬حتي حاادث كانسي هه ندرت پیامدهايي دارند‬ ‫که در درجهي اول هه علت كانس هاكد‪(.‬ادامه دارد)‬ ‫ص ‪111‬‬ ‫(ادامه متن هاال) پشت سر كخ‬

‫هرنده و هازنده‪ ،‬زنده و مرده‪ ،‬حتي زماني که هه‬

‫نظر میرسد طبیعت مقصر اصلي هاكد‪ ،‬انتخاب هاي استراتژيک در نها کار خاد را‬ ‫ميکنند‪.‬‬ ‫هیايید هه هرخي از نقاط عطف مهم در تاريخ نگاهي هیندازيم تا هبینیم تفكر‬ ‫استراتژيک چگانه هه تحاالت کمک کرد؛ يعني آنها را از قلمروي اجتناب ناپذيري‬

‫‪218‬‬

‫و جبر و يا تصادفي و غیرقاهل پیشهیني هاد خارج ساخت‪ .‬هیايید هبینیم مدلسازي‬ ‫استراتژيک چگانه ممكن است مسیري که جها هرگزيده را تغییر داده است‪ .‬يانا‬ ‫هاستا جاي خاهي هراي آغاز کار است‪.‬‬ ‫انحطاط تاختوتاز اسپارتاکوس‬ ‫اسپارتا‪ ،‬هه ياد خااهید آورد‪ ،‬ها پیروزي در جنگ پلاپانِزيا‬

‫‪181‬‬

‫(‪ 494-411‬پیش‬

‫از میبد) مافق هه ككست آتنيها كد و هه عناا قدرتي هرجسته در يانا ‪ ،‬و كايد‬ ‫در جها ‪ ،‬ظاهر كد‪ .‬هااينحال تنها سي و سه سال هعد‪ ،‬اسپارتا هه طرز ماهرانهاي‬ ‫تاسط تِباي‪ 184‬در جنگ لاکترا‬

‫‪181‬‬

‫ككست خارد‪ .‬هناهراين‪ ،‬در مدت يک نسل و نیم‬

‫اسپارتا از پیروزي در جنگي که در دورا خادش معادل يک جنگ جهاني هاد‪ ،‬هه‬ ‫ككستي کشانده كد که هرگز از آ ههبادي نیافت‪ .‬اسپارتا چگانه ميتااند تنها‬ ‫ظرف ‪ 19‬سال از اوج عزت – اياالت متحدهي زما خاد‪ ،‬هرترين و هزرگترين‬ ‫قدرت روي زمین – هه حضیض ذلت و ككست – امپراطاري مضمحل كدهي‬ ‫اتريش‪-‬مجارستا در عصر خاد ‪ -‬کشانده كاد؟ پاسخ‪ :‬آنها اساهايشا را هیشتر از‬ ‫کشاركا دوست داكتند!‬ ‫فیثاغار‬

‫‪188‬‬

‫حدود سه نسل پیش از آنكه اسپارتا آتن را ككست دهد‪ ،‬از دنیا‬

‫رفت‪ .‬من اين نكته را ذکر ميکنم تا تاجهات هه اين واقعیت معطاف كاد که اصال‬ ‫رياضي پايه‪ ،‬هاالخ‬

‫علم هندسه (اما نه جبرواحتمال)‪ ،‬هه راحتي در دستر‬

‫اسپارتي هاي تحصیل کرده قرار داكت‪ .‬سیستم حكامتي آنها هر آمازش تمکید داكت؛‬ ‫هرچند تمرکز هسیار هیشتري هر مهارت و تاانايي نظامي وجاد داكت‪ ،‬نسبت هه آنچه‬

‫‪the Peloponnesian War‬‬

‫‪181‬‬

‫‪Thebes‬‬

‫‪184‬‬

‫‪the battle of Leuctra‬‬

‫‪181‬‬

‫‪Pythagoras‬‬

‫‪188‬‬

‫‪218‬‬

‫که ما امروز آ را يادگیري کتاهي مينامیم‪ .‬هااينحال‪ ،‬اسپارتها ميتاانستند ها گرد‬ ‫هم آورد ِ گروهي از رياضیدانا يا مشاورا سیاسي‪ ،‬خطرات ذاتي دورهاي را که‬ ‫دنبال ميکردند‪ ،‬تدهیر نمايند؛ يعني دورهي هین پیروزي هزرگشا در سال ‪ 494‬و‬ ‫ككست سهمگین و فاجعه هاركا تاسط تِباي در جنگ لاکترا در سه دههي هعد‪.‬‬ ‫اگر آنها اين کار را انجام داده هادند‪ ،‬آنگاه ميديدند که مافقیت نظامي كا‬ ‫کشاركا را در معرض ريسک قرار داده هاد‪ ،‬چراکه اين مافقیت سبا تغییر در اين‬ ‫ماضاع كد که چه کسي هايد راي هدهد و هناهراين چه کسي هايد حكامت کند‪.‬‬ ‫هما طار که ميدانیم‪ ،‬قاانین رأيگیري اساساً ميتااند هما جهتگیري سیاسي را‬ ‫نیز تغییر دهد؛ کمااينكه اين کار را ها اسپارتا کرد‪.‬‬ ‫هراي درک آنچه رخ داد‪ ،‬هايد نگاهي کاتاه هه كیاهي حكمراني اسپارتا هیندازيم‪.‬‬ ‫كیاه ي آنها در حكمراني‪ ،‬ككلي عجیا و پیچیده از دولت هاد‪ .‬كهروندا ‪ ،‬که‬ ‫مجتمعاً ها عناا اسپارتها كناخته ميكاند‪ ،‬هخش کاچكي از جمعیت را تشكیل‬ ‫ميدادند‪ .‬در سال ‪ 416‬پیش از میبد‪ ،‬جمعیت مردا اسپارتي از اوج خاد‪ ،‬يعني‬ ‫‪ 1999‬نفر‪ ،‬هه حدود ‪ 1899‬نفر تنزل يافت‪ .‬اين رقم جداي از جمعیت کل كهر‬ ‫اسپارتا (از جمله اکثريت وسیعي از هردگا ) هاد؛ که در حدود ‪ 221999‬نفر جمعیت‬ ‫داكت‪ .‬پس از ككست در جنگ لاکترا در سال ‪ 181‬پیش از میبد‪ ،‬تعداد اسپارتها‬ ‫هه کمتر از ه زار مرد رسید‪ ،‬و روند نزول هعد از آ ادامه يافت‪ .‬كمار افرادي که‬ ‫صحنه گردا نمايش هادند در حال کاهش هاد؛ هه داليلي که مستقیماً هه پیروزي آنها‬ ‫در جنگ پلاپانزيا مرهاط میشد‪ .‬هما طار که در فصل ‪ 1‬ديديم‪ ،‬تغییر هاعث تغییر‬ ‫ميكاد‪.‬‬ ‫مردا اسپارتي رهبرا خاد را از طريق هلندترين فريادي که اکثر نامزدهاي‬ ‫ماردنظر هرميآوردند‪ ،‬انتخاب ميکردند‪ .‬اينكه فريادهاي کانديداهاي مختلف چقدر‬ ‫قاي هاد‪ ،‬تاسط قضات پشت پرده (يا در يک اتاق کاچک نزديک هه محل‪ ،‬که قادر‬

‫‪216‬‬

‫هه ديد کانديداها نبادند‪ ،‬اما ميتاانستند صداي كهروندا جم كده را هشناند)‬ ‫تعیین ميكد‪ ،‬هه طاري که نميدانستند چه کسي هه چه کسي رأي داده است‪(.‬ادامه‬ ‫دارد)‬ ‫ص ‪112‬‬ ‫(ادامه متن هاال) هه اين ترتیا‪ ،‬اسپارتها دو نفر را که هه طار همزما هه عناا‬ ‫پادكاه حكامت خااهند کرد‪ ،‬انتخاب کردند ( گفتم که اين ماضاع ككلي عجیا و‬ ‫پیچیده از دولت هاد!)‪ .‬آنها نیز گروسیا‬

‫‪188‬‬

‫(يک گروه انتخاب كده از مردا هیش از‬

‫كصت سال‪ ،‬که ها يک هار انتخاب كد ‪ ،‬تا پايا زندگي كا خدمت ميکردند) و‬ ‫اِفارها‬

‫‪186‬‬

‫را (ناظرا اعمال پادكاها ؛ هراي يک دورهي يک ساله انتخاب ميكدند)‪،‬‬

‫انتخاب ميکردند‪.‬‬ ‫پادكاها مسئالیت امار نظامي و امنیت ملي را هر عهده داكتند‪ .‬گروسیا –‬ ‫رهبرا اركد كهروند اسپارت – دستار کار قانا گذاري را تعیین ميکردند‪ ،‬در‬ ‫حالي که افارها داراي قدرت مالي‪ ،‬قضايي و اجرايي هادند‪ .‬آنها حتي اختیار و‬ ‫قدرت سرنگاني پادكاها‬

‫را داكتند‪ ،‬در حالي که گروسیا صرفاً ميتاانست‬

‫تصمیمات مجلس اسپارت ها را وتا کند‪ .‬هر اسا‬

‫سیستم کنترل و تااز اسپارت‪،‬‬

‫افارها مي تاانستند پادكاها را مغلاب ساخته و از ايشا پیشي هجايند‪ ،‬و گروسیا‬ ‫ميتاانست هر افارها غلبه ياهد‪ .‬اين مسئله هاعث كد که هر يک از اين گروههاي‬ ‫منتخا نتاانند کنترل کامل دولت اسپارتا را هه دست هگیرند؛ کار سختي هاد‪.‬‬ ‫مزيت مردا اسپارتي عبارت هاد از خدمت در ارتش و دفاع از اسپارت علیه‬ ‫دكمنانش‪ .‬اين امر هه مثاههي نیروي محرکهاي در ورائ زندگي اسپارتي هاد و اصل‬ ‫‪the Gerousia‬‬

‫‪188‬‬

‫‪the Ephors‬‬

‫‪186‬‬

‫‪211‬‬

‫تعريف کنندهاي را نشا ميداد که اسپارت هه خاطر آ هر سر همه چیز ايستادگي‬ ‫کرد‪ .‬از كهروندا اسپارت خااسته كده هاد که هه كهر‪-‬دولت خاد وفادار هاكند و‬ ‫هراي دفاع از خاد و جامعه ههتر از هر رقیبي آماده و مهیا كاند‪ .‬جنگاورا اسپارتي‬ ‫چه در میدا نبرد کشته ميكدند (وي را هر روي سپرش هه خانه ميهردند) و چه‬ ‫زنده هه خانههايشا هاز ميگشتند (و احتماالً فاتح میدا هادند)‪ ،‬سپرهاي خاد را‬ ‫همااره نگه مي داكتند‪ .‬هر اسپارتاني که هدو سپرش از میدا نبرد هازميگشت‪،‬‬ ‫هراي همیشه هه عناا يک هزدل تلقي ميكد؛ مهم نباد چه کارهاي قهرمانانهاي‬ ‫ممكن هاد هعداً انجام دهد‪.‬‬ ‫عبوه هر خدمات نظامي‪ ،‬اسپارتيها ماظف هادند ضیافتهاي ماهیانهاي هراي‬ ‫گروههاي پانزده نفرهي خاد ترتیا دهند؛ گروههايي ها نام ‪ .syssition‬عدم‬ ‫پرداخت سهم عادالنهي خاد هه منظار حفظ گروه و ضیافتهاي آ ‪ ،‬هه معناي از‬ ‫دست داد حق كهروندي هاد‪ .‬هما طار که اصطبح "اسپارتا " امروزه هر آ‬ ‫داللت دارد‪ ،‬ضیافتها امار مسرفانهاي نبادند‪ .‬قااعد اين ضیافتها هه دقت نگاكته‬ ‫كده هادند تا از هراهري در میا همهي اسپارتيها اطمینا حاصل كاد‪ .‬اين‬ ‫ضیافتها ماقعیت هايي هراي هه اكتراک گذاكتن اطبعات و تجرهیات ها رفقاي خاد‬ ‫هاد‪ ،‬و نیز مردم فقیر از هاقيماندههاي غذاهاي ضیافت ههرهمند ميكدند‪.‬‬ ‫هااينحال ‪ ،‬پیروزي در جنگ پلاپانِزيا راههاي جديدي را هراي گردآوري ثروت‬ ‫هه وجاد آورد؛ هه ويژه در میا افسرا نظامي که هه ادارهي سرزمینهاي فتح كدهي‬ ‫اسپارت گماكته كده هادند‪ .‬ها ركد امپراتاري‪ ،‬تازي‬

‫ناهراهر ثروت میا‬

‫اسپارتيهايي هاد که مستعمرات را کنترل ميکردند و آ هايي که پیاسته تعهدات‬ ‫اسپارتي نسبت هه هراهري نسبي در میا كهروندا را ناديده نمي انگاكتند‪ .‬اين ركد‬ ‫در امپراتاري هه سرعت منجر هه دو پیامد فاجعههار كد‪.‬‬

‫‪199‬‬

‫اوال ثروتهاي تازه يافت كده منجر هه هرگزاري ضیافتهاي مسرفانهتري‬ ‫كدند‪ .‬در اينجا‪ ،‬مانند نمانهي قبلي درهارهي ادغام نامافقِ چند كرکت دارويي‪،‬‬ ‫معلام ميكاد مناي كام هراي مسیر آيندهي حاادث اهمیت داكته است‪ .‬هااينحال‪،‬‬ ‫اين دفعه هزينهي آ هسیار هزرگتر از ناکامي در استفاده از فرصت کساوکاري‬ ‫سادآور هاد‪ .‬ممكن است منايي ها آپشنهاي هاال مسیر تاريخ را تغییر داده هاكد‪.‬‬ ‫هما طار که قیمت ضیافتهاي الزم االجرا افزايش يافت‪ ،‬هسیاري از اسپارتيها‬ ‫مجبار كدند از گروه خاد حذف كاند‪ ،‬چراکه ديگر استطاعت نداكتند هزينهها را‬ ‫تقبل کنند‪ .‬اين هدين معناست که اين افرا د حقاقشا هه عناا كهروند را از دست‬ ‫دادند‪ .‬هناهراين زماني که وقت راي داد هه رهبرا رسید‪ ،‬هعضي از كهروندا تبديل‬ ‫هه كهروندا ساهقِ محروم از حق راي كدند‪(.‬ادامه دارد)‬ ‫ص ‪111‬‬ ‫(ادامه متن هاال) آنها نميتاانستند الزامات را هرآورده کنند‪ ،‬و هناهراين حق رأي‬ ‫خاد را از دست دادند‪ .‬قاانین رأي گیري‪ ،‬که وجادكا گره خارده هاد هه فراهم‬ ‫آورد چیزي که هه ضیافتهاي گرا قیمت هدل كده هاد‪ ،‬کنترل اسپارت را از‬ ‫دست گروه نسبتا زيادي (چند هزار نفر) خارج ساخته و هه دست تعدادي از‬ ‫ثروتمندترين كهروندا (صدها نفر‪ ،‬نه حتي هزار نفر) سپرد‪.‬‬ ‫ثانیاً‪ ،‬هزينه ي حفظ حق كهروندي سبا كد مشاغل از ككل طبیعي هیفتند‪،‬‬ ‫تعهد نسبت هه ماند در اسپارت تقلیل ياهد‪ ،‬و هافت سیاسي زندگي در اسپارت‬ ‫وارونه گردد‪ .‬مردا جاا هه جاي ماند در خانه‪ ،‬هه طار فزايندهاي فرما هاي‬ ‫نظامي را از خارج از مناسبات كهر‪-‬دولت انتخاب ميکردند‪ .‬آنها هه كدت هه دنبال‬ ‫دريافت پست و مقام در مستعمرات هادند‪ ،‬چراکه مستعمرات مسیر ثروت و نفاذ‬ ‫هادند‪ .‬رقاهت هر سر چنین جايگاههايي هیشتر سیستم اسپارتاني را فاسد کرد‪ ،‬چراکه‬

‫‪191‬‬

‫اين مشاغل پردرآمد هه جاي كايستگيها و مافقیتها‪ ،‬از طريق پارتي و حامي هه‬ ‫دست ميآمد‪.‬‬ ‫اسپارت ديگر آ‬

‫جامعهي نظامي رؤياپردازي كده تاسط هنیانگذارش‪،‬‬

‫لیكارگا ‪ ،181‬در چهارصد سال قبل نباد‪ .‬در عاض‪ ،‬ثروت تبديل هه كم تبديل‬ ‫كد‪ ،‬در حالیكه پیش از آ سلحشاري نظامي تنها منشم اصلي قدر و منزلت هاد‪ .‬در‬ ‫حالي که ثروت در میا تعداد اندکي از افسرا مافق نظامي ركد ميکرد‪ ،‬آنها‬ ‫هزينهي حفظ حق كهروندي را هاال هردند و خاد را تبديل هه الیگارش‬

‫‪169‬‬

‫(طرفدار‬

‫حكامت عدهاي معدود) کردند‪ .‬افزايش قیمت ضیافتها اعضاي هیشتري از اسپارت‬ ‫را مجبار ساخت تا هه جاي وقت خاد در راه خیر مشترک‪ ،‬خادخااهي را پیش‬ ‫گیرند‪ .‬آ هايي که هه سلطهي حرص و آز در نیامده هادند‪ ،‬يا صرفاً در ثروتمند كد‬ ‫مهارت نداكتند‪ ،‬نیز تمايل داكتند کساني هاكند که ديگر نميتاانستند از عهدهي‬ ‫پرداخت هزينههاي ضیافتها هرآمده‪ ،‬و هناهراين نميتاانستند حقاق خاد را هه‬ ‫عناا كهروند حفظ نمايند‪ .‬نتیجه اين هاد که صفاف كهروندا اسپارتاني که خاد‬ ‫را وقف ارزشهاي هنیادي آ كهر کرده هادند‪ ،‬در هم ككست‪ .‬افراد هاقيمانده نیز‬ ‫حري‬

‫تر و خادگراتر كدند‪ .‬اگر قرار هاد آنها هه عناا هازيكناني در مرحلهي‬

‫جديد اسپارتي زنده همانند‪ ،‬هقاء در اوضاع فعلي هرايشا ضرورت داكت‪ .‬حرص و‬ ‫طم و منفعت كخصي هه طريقي هراي کسا مافقیت در كهروندي اسپارتانيِ يک‬ ‫كخ‬

‫مبدل كد‪ .‬آيا نگاه مبهم نظريهي هازيها هه طبیعت آدمي را هه خاطر داريد؟‬

‫خا‪ ،‬در اينجا نیز آ نگاه مبهم سخت مشغال کار هاد؛ جامعهاي مافق را هه تدريج‬ ‫تبديل هه جامعهاي مشاش و مضطرب مينماد‪.‬‬

‫‪Lycurgus‬‬

‫‪181‬‬

‫‪oligarch‬‬

‫‪169‬‬

‫‪192‬‬

‫كايد تعجا کنید‪ ،‬اين ماضاع چه رهطي هه اساها و مساهقات اسا دواني‬ ‫دارد‪ ،‬چه رسد هه ككست نظامي اسپارتا تاسط تِباي؟ ها در اختیار داكتن همین‬ ‫اطبعات پسزمینهايِ دم دستي‪ ،‬اکنا ميتاانیم هه اين پرسشها پاسخ داده و هبینیم‬ ‫نظريهي هازيها چگانه ميتاانست هه اسپارتانيهاي هیچاره کمک کند که هبینند رو‬ ‫هه کجا ميروند؛ حتي هما طار که پیشهیني ميکند که منفعت كخصي‪ ،‬درست در‬ ‫هر زماني‪ ،‬خیر جمعي را از میدا هه در خااهد کرد‪.‬‬ ‫نايسنده و تاريخنگار ياناني‪ ،‬زِنافا ‪ ،161‬تاضیحاتي در مارد آنچه که در جنگ‬ ‫لاکترا هراي اسپارتا رخ داد‪ ،‬هرايما فراهم ميآورد‪ .‬اين چیزي است که ما از طريق‬ ‫وي ميدانیم؛ اينكه اسپارتا هه نبرد خاد علیه تباي نزديک كد‪ .‬ميدانیم که ارتش‬ ‫ژنرال اپامیناندا‪ ،162‬فرمانده لشكر نظامي تباي‪ ،‬هه لحاظ كمار افراد‪ ،‬هسیار کمتر از‬ ‫ارتش اسپارت تحت فرماندهي پادكاه کلمبرتا‬

‫‪161‬‬

‫هاد‪ .‬حدود ‪ 11.999‬سرهاز‬

‫اسپارتاني در هراهر تنها ‪ 8.999‬سرهاز تِباي قرار داكتند‪ .‬ها تاجه هه مزيت قدرت‬ ‫نیروهاي اسپارت‪ ،‬پیروزي ميهايست نسبتاً آسا ميهاد‪ ،‬هه خصاص هه اين دلیل که‬ ‫اسپارت ساهقهي ساارهنظام عالي‪ ،‬و همچنین سرهازا پاههقرص‪ ،‬داكت‪ .‬همچنین‬ ‫اسپارت پیشینهي فاقالعادهاي از مافقیت نظامي داكت‪ .‬ها نزديک كد جنگ‪،‬‬ ‫وضعیت معمال ساارهنظام استثنايي اسپارت چگانه هاد؟‬ ‫ص ‪114‬‬ ‫زنافا درهارهي ساارهنظامهايي ستیزه جا و رقیا (در جايي که تباي يک‬ ‫مزيت عددي داكت) گزارش ميکند‪:‬‬

‫‪Xenophon‬‬

‫‪161‬‬

‫‪Epaminondas‬‬

‫‪162‬‬

‫‪Cleombrotos‬‬

‫‪161‬‬

‫‪191‬‬ ‫اساهاي تبايي‪ ،‬هه مرحمت جنگكا ها اُرکمانیا ها‪ ،164‬و همچنین جنگكا ها‬ ‫تسپیاي‪ ، 161‬در وضعیتي عالي هه لحاظ آمازش و کارايي قرار داكتند؛ سااره نظام‬ ‫لِیسدِيما ‪( 168‬يعني اسپارتي ها) در آ زما در هدترين وضعیت خادش قرار داكت‪.‬‬ ‫اسا ها تاسط ثروتمندترين كهروندا تیمار و نگهداري ميكدند؛ اما هر زما که‬ ‫صداي دريافت مالیات هلند ميكد‪ ،‬سرهازي ظاهر ميكد که اسا را ها هر ناع‬ ‫اسلحهاي که ممكن هاد هه وي ارائه كاد‪ ،‬ميستاند و در يک چشم هه هم زد هه راه‬ ‫ميافتاد‪ .‬اين سرهازا نیز در پايینترين سطح تاانايي جسمي قرار داكتند – صرفاً‬ ‫سرهازا خامي هادند که هه سادگي هر اساهايشا ساار ميكدند‪ ،‬و در ها تمام‬ ‫جاهطلبيهاي يک سرهاز‪ ،‬مالیات ميخااستند‪ .‬ساارهنظام يكي از همآوردهاي جنگ‬ ‫چنین وضعي داكت‪)1(.‬‬ ‫اندک اسپارتيهاي هاقيمانده – ثروتمندترين كهروندا ‪ ،‬هناهر گزارش زنافا –‬ ‫ههترين اسا ها و ههترين ساارکارهاي خاد را از خطرات نبرد دور نگاه داكتند‪ .‬ها‬ ‫خاد فكر کردند که ههتر است اينها را هراي دويد در مساهقاتي نگه دارند که در‬ ‫آنها كرطهنديهاي سنگین و پالهاي زيادي وجاد داكت که ميكد هه دست آورد‪.‬‬ ‫هناهراين‪ ،‬اندک كهروندا هاقيماندهي اسپارت‪ ،‬يعني انسا هايي خادگرا و حري‬

‫‪،‬‬

‫تصمیم گرفتند هدترين اساها و هيتجرههترين ساارکارهاي خاد را هه میدا نبرد‬ ‫فرستاده و ههترينها‬

‫‪168‬‬

‫را هراي خادكا نگه دارند‪ .‬آنها حاضر كدند كهر‪-‬دولت‬

‫خاد را هراي حفظ انتظارات كخصي خاد در مساهقات‪ ،‬قرهاني کردند‪ .‬هما طار که‬ ‫قبب گفتم‪ ،‬اسپارتيها ظاهراً عبقهي هسیاري هه اساهاي خاد داكتند‪ ،‬حتي هیشتر از‬

‫‪the Orchomenians‬‬

‫‪164‬‬

‫‪Thespiae‬‬

‫‪161‬‬

‫‪Lacedaemonian‬‬

‫‪168‬‬

‫‪crème de la crème‬‬

‫‪168‬‬

‫‪194‬‬ ‫سرزمین خاد – نشانهاي گايا از هیمارياي که داكت زندگي آ كهر‪-‬دولت معروف‬ ‫را از میا ميهرد‪.‬‬ ‫ها نگاهي هه سقاط اسپارت از اين زاويهي خاص‪ ،‬مجماعه کاچكي از داده‬ ‫ساختم تا آ را در هرنامهي پیشهیني وارد نمايم‪ .‬اين دادهها نشا ميدهد که گروسیا‬ ‫و پادكاها از اهتدا نسبت هه حفظ امنیت اسپارت تعهد داكتند‪ ،‬حتي اگر نیاز هه‬ ‫فداکاري كخصي هاد‪ .‬من تصار ميکردم که افارها هادند که كروع هه طرفداري از‬ ‫پال درآورد کردند‪ ،‬هما طار که حقیقتا هه نظر ميرسد کار آنها هاد‪ .‬ها اين وجاد‪،‬‬ ‫هرنامه نشا مي دهد که افارها هه سرعت ثروت كخصي خاد را (مثب اساهايشا )‬ ‫هراي حفاظت از اسپارت قرهاني خااهند کرد‪ .‬اما ها چنین فرماندها استعماري و‬ ‫اسپارتي هاي ثروتمند‪ ،‬چه کسي در اسپارت هاقي مانده هاد؟ آنها هستهي ارتش و‬ ‫مهمترين افرادي هادند که تصمیم ميگرفتند که ههترين اماال خاد را هه نهضت‬ ‫اسپارت ارائه کنند يا هراي خادكا نگه دارند (مثب در مارد اساها‪ ،‬آنها را هراي‬ ‫سااره نظام استفاده کنند يا هراي مساهقات)‪ .‬مدل نشا میدهد که آنها هه هیچ وجه از‬ ‫فشار دولت خاد‪ ،‬پادكاها خاد ‪ ،‬افارها و گروسیا‪ ،‬تمثیر نمي پذيرند‪ .‬تمام نظارت و‬ ‫ماازنهي قدرت تاسط دولت‪ ،‬تمام ساهقهي ازخادگذكتگي اسپارتاني نسبت هه مناف‬ ‫مشترک‪ ،‬تمام تهديدهاي آ زما ‪ ،‬نمي تاانست اين كهروندا را قان کند که‬ ‫ههترينها را هراي کشاركا انجام دهند‪.‬‬ ‫هه نظر ميرسد ثروت تازه يافت كدهي جامعه‪ ،‬و تغییر ارزكهاي مردم تاسط آ‬ ‫ثروت‪ ،‬رفتار آنها را تغییر داد‪ .‬درست هما طار که در هحث قبلي درهاره ي لئاپالد‬ ‫در کنگا و هلژيک گفته كد‪ ،‬اوضاعِ در حال تغییرِ اسپارت منجر هه رفتاري تغییريافته‬ ‫كد که هه ناهه ي خاد مسیر آينده ي اسپارت را تغییر داد‪(.‬ادامه دارد)‬ ‫ص ‪111‬‬

‫‪191‬‬

‫(ادامه متن هاال) اگر پیش از اين يک اسپارتا زيرک ميهاد که هه اندازه ي کافي‬ ‫هه دادهها نگاهي ميانداخت‪ ،‬كايد تهديد فروپاكي را از طريق "هازي" جديدكا که‬ ‫تهديد مذکار را هه ايشا نشا ميداد‪ ،‬ميديد‪ ،‬و كايد‪ ،‬فقط كايد‪ ،‬هیشتر در مارد‬ ‫درازمدت تفكر ميکردند‪.‬‬ ‫هه همین دلیل هاد که اسپارت هه سرعت از قدرت كگفت آور هه مرداهي ضعیف‬ ‫و آسیا پذير سقاط کرد‪ .‬ها تاجه هه مدل هازي هیچ کاري هراي نجات اسپارت نمي‬ ‫كد انجام داد‪ .‬پیروزي هر آتن دانههاي هسیاري هراي تخريا اسپارت کاكت‪.‬‬ ‫آيا ميتاانیم در اينجا درسي هزرگتر را هبینیم‪ ،‬که هايد آماخته كاد‪ ،‬و آ راج‬ ‫هه هازي ريسكي اي است که گسترش امپراطاري ممكن است هه طار کلي مستلزم‬ ‫آ هاكد؟ آيا ممكن است تبشهاي اياالت متحده هراي گسترش دماکراسي‪ ،‬هراي‬ ‫سرنگا کرد رژيمهاي "سرکش" ‪ ،‬عقبگرد کند و خادما را از هین هبرد‪ ،‬ها اينكه‬ ‫ناعي خادخااهي و خادهیني خادگرايانه ايجاد ميکند؛ در هما اوجي که اسپارت‬ ‫را هه سقاط کشانید؛ و يا اينكه آيا ممكن است اين تبش ها در هدترين ساء استفاده‬ ‫هاي تحمیل كده از ساي روحهاي هيرحم در جاهاي ديگر‪ ،‬هه دست دولتهاي‬ ‫حري‬

‫و خسیس خادكا کنترل كاد؟ اينها پرسش هايي است که ارزش تعمق و‬

‫تفكر دارد‪ .‬تاريخ قطعاً چیزهاي زيادي هراي آماختن هه ما دارد‪.‬‬ ‫ككست اسپارت سبا كد انقبهي در تفكر و انديشه دنیاي يانا ايجاد كاد و‬ ‫تجديد حیات آتن را ممكن ساخت‪ .‬آتنيها – ها استانداردهاي روز – ها حكامتي‬ ‫دماکراتیک تر‪ ،‬و در نتیجه مسئالیت پذير تر‪ ،‬تاانستند خاد را ها ككست قبلي خاد‬ ‫سازگار کنند‪ .‬تاانستند تغییراتي ايجاد کنند که هه آنها اجازه ميداد منتظر فرصت خاد‬ ‫هاكند‪ ،‬نیروي خاد را هازسازي کنند‪ ،‬و هنگامي که اسپارت تزلزل پیدا کرد‪ ،‬رهبري‬ ‫يانا را احیا ء کنند‪ .‬الیگاركي هه طار فزاينده متمرکز اسپارت‪ ،‬در مااجهه ها ككست‬ ‫هي ساهقه اش‪ ،‬ديگر راهي هراي جبرا هاقي نگذاكت‪ .‬كايد همه ي ما خاش كانس‬

‫‪198‬‬

‫هستیم که اسپارتي ها اسا هايشا را خیلي دوست داكتند‪ .‬اگر اساهايشا را‬ ‫دوست نميداكتند‪ ،‬ممكن هاد تجرههي اولیهي يانا‬

‫از دماکراسي هه طرز‬

‫فاجعه هاري ككست هخارد‪ ،‬و اين سادمندترين ككلِ دولت هه زودي از هین‬ ‫ميرفت‪ ،‬و هیچ کس فكر احیاء مجدد آ را چند هزار سال هعد نميکرد‪.‬‬ ‫عشق اسپارتيها هه اسبها هه من يادآوري ميکند که وقت آ است دوهاره‬ ‫اسا ها را زين کرده و هه میدا هازگرديم‪ .‬كما ميدانید – دوست يک دوست است‪.‬‬ ‫من در ذهن خاد دارم آ دوستي اي که لائیس د سنت آنجلا‪ - 166‬هه زودي هه قدر‬ ‫کافي درهارهي او خااهید كنید ‪ -‬هه پادكاه فرديناند دوم و ملكه ايزاهب اسپانیايي‬ ‫داكت‪ ،‬و عاا قا آ دوستي هراي کريستف کلما و حتي هراي کساني از كما که در‬ ‫حال مطالعهي اين کتاب در هر کجاي نیمكرهي غرهي‪ ،‬هه اصطبح دنیاي متجدد‪،‬‬ ‫هستید‪ .‬سنت آنجلا قهرما ناگفتهي هازي هعدي ماست‪ .‬او مرا هه ياد هانكدارا‬ ‫فرانساياي مي اندازد که در کتاب نظريهي هازيها ص ‪ 192‬آنها را مبقات کرديم‪.‬‬ ‫آنها‪ ،‬مانند سنت آنجلا‪ ،‬فهمیدند که خااستن هیش از حد منجر هه هیچ خااهد كد‪.‬‬ ‫درست مثل هانكدارا فرانساي از طريق ماافقت ها اجازه داد هه مديرا آلماني هه‬ ‫منظار هاقي ماند در هايدلبرگ يكي دو كرکت را ها هم ادغام کنید؛ لائیس د سنت‬ ‫آنجلا متاج ه كد چگانه مناف پادكاها اسپانیا ها مناف کريستف کلما را‪ ،‬هه نف‬ ‫هر دو‪ ،‬ادغام کند‪.‬‬ ‫پس هیايید در زما حال تا پايا قر پانزدهم جلا هرويم‪ .‬آ زما ‪ ،‬يعني عصر‬ ‫اکتشاف‪ ،‬ككل جديد و ديگري از رقاهت هر سر نظم سیاسي غالا در آ روزگار‬ ‫هاجاد آمد‪ .‬در حالي که اسپارت از ثروتمند كد آسیا ديد‪ ،‬اسپانیا هه دلیل ضعیف‬ ‫هادنش‪ ،‬در مقايسه ها همسايگا قدرتمندي مانند پرتغال و کلیساي کاتالیک‪ ،‬ضرر‬ ‫فراواني ديد‪ .‬ها کمک سنت آنجلا‪ ،‬کلما همهي آ كرايط را حداقل هراي يک قر‬ ‫‪Luís de Santangel‬‬

‫‪166‬‬

‫‪198‬‬

‫يا هیشتر تغییر ميداد؛ اما پیش از آ ميهايست چند قرص هسیار تلخ را ميهلعید تا‬ ‫معامله انجام كاد‪.‬‬ ‫ص ‪118‬‬ ‫چرا اسپانیا آمریکا را "کشف" کرد؟‬ ‫در سال هزار و چهارصد و ناد و دو‪ ،‬کريستاف کلما سفر دريايي خاد را هر‬ ‫پهنهي اقیانا‬

‫آهي آغاز کرد‪ .‬ميدانم‪ ،‬كما هم آ را ميدانید‪ .‬هه هر حال واقعا‬

‫کنجكاوانه است که اکثر ما تقريبا نميدانیم چرا کريستاف کلما‪ ،‬درياناري ايتالیايي‬ ‫که هه تازگي هه خدمت دادگاه پرتغال درآمده هاد‪ ،‬ها پرچم اسپانیا هه سفر دريايي‬ ‫رفت‪ .‬داستا پشت تصمیم پادكاه فرديناند و ملكه ايزاهب هراي تقايت سفر کلما‪،‬‬ ‫هر هاريک ترين تمايزها هین رد و پذيرش استاار است‪ .‬مطمئناً اگر کريستاف کلما‬ ‫نباد‪ ،‬كخ‬

‫ديگري "دنیاي جديد" را کشف ميکرد‪ ،‬اما هعد از آ جريا تاريخ‬

‫اروپا و آمريكا کامب متفاوت ميهاد‪ .‬ديگر هیچ امپراطاري اسپانیايي وجاد‬ ‫نمي داكت‪ ،‬و نه ناوگا دريايي اسپانیا هراي ككست داد ناوگا هريتانیا‪ ،‬و احتماالً‬ ‫ديگر نه سِر والتر رالي‪ ،161‬نه دکترين مانرو‪ ،119‬نه خاا پرُ يا اويتا پر ‪ ،111‬و هرکه‬ ‫هرچه ميكناسد‪ ،‬ديگر هیچ کدام وجاد نميداكتند‪( .‬اگر هه من اجازه دهید‪ ،‬يک‬ ‫ديدگاه كخصي کاچک درهارهي اهمیت کريستاف کلما هیا کنم؛ احتماالً هدو او‬ ‫حتي ديگر خاناادهي ‪ Bueno de Mesquita‬نیز وجاد نميداكت‪ .‬آنها در آ‬ ‫زما هسیار هرجسته هادند؛ ايشا در منطقهي فئادالي خاناادهي کلما در جامائیكا‬ ‫هه عناا دزدا دريايي کارائیا فعالیت ميکردند(‪.))2‬‬

‫‪Sir Walter Raleigh‬‬

‫‪161‬‬

‫‪Monroe Doctrine‬‬

‫‪119‬‬

‫‪Juan or Evita Perón‬‬

‫‪111‬‬

‫‪196‬‬ ‫کريستاف کلما اولین هار پیشنهادش را – هراي يافتن گذرگاهي غرهي هه‬ ‫سرزمین آسیا ‪ -‬هه عرض ملكهي پرتغال رساند؛ و هعد از آ هه سراغ هزرگترين‬ ‫قدرت دريايي جها رفت‪ .‬او ميخااست ها پیماد دريا هه سمت غرب و عبار از‬ ‫جزاير قناري‪ ،‬هه ژاپن هرسد‪ .‬کلما فرض کرده هاد مسافتي که هايد تا آسیا مي پیماد‬ ‫تقريبا ‪ 2.499‬مايل دريايي هاكد‪ .‬وي تصار نميکرد که انباهي از زمین در مسیر گذر‬ ‫هاد‪ ،‬گرچه انتظار داكت ها هرخي جزاير ناكناخته نیز روهرو كاد‪ .‬کريستف کلما‬ ‫متاجه كد که يک ريسک واقعي وجاد دارد و آ اين هاد که اگر آنها جزاير قناري‬ ‫را ترک ميکردند‪ ،‬ديگر هیچ فرصتي هراي هدست آورد آب سالم و غذا هراي خدمه‬ ‫وجاد نداكت؛ هااينحال وي اين را هه عناا يک مشكل جدي تلقي نكرد‪ .‬وي‬ ‫معتقد هاد کشتي هايش تاانايي حمل غذا و آب کافي هراي چنین سفري را دارند‪.‬‬ ‫حس ميکرد که هیچ دردسري هراي رسید هه مقصد يا هازگشت ايمن هه وطن‬ ‫نخااهد داكت‪ .‬کريستاف کلما از كاهزادهي پرتغالي‪ ،‬خاا دوم‪ ،‬درخااست کرد‬ ‫تا پروژهي او را تممین مالي کند – که خااستهاش هرآورده نشد و رويش را زمین‬ ‫زدند‪.‬‬ ‫هسیاري از عاامل علیه تبش کريستاف کلما هراي فروش ايدههايش هه‬ ‫پرتغاليها کار مي کردند‪ .‬هه مرحمت هصیرت كاهزاده هانريِ دريانارد‪ ،‬آنها در آ‬ ‫زما صاحا مسیرهاي تجاري پرساد و تاسعه ي مستعمراتي در امتداد ساحل‬ ‫آفريقاي كمالي و همچنین جزاير آزور‪ 112‬هادند؛ جزايري که حدود ‪ 199‬مايل خارج‬ ‫از آب هاي ژرف اقیانا‬

‫اطلس قرار داكتند‪ .‬عبوه هر اين‪ ،‬تقريباً در هما زماني که‬

‫کريستاف کلما پیشنهاد خاد را ارائه کرد‪ ،‬هارتالامیا دياز‬

‫‪111‬‬

‫پرتگاه سنگي گاد‬

‫هپ در كبه جزيرهي کیپ‪ 114‬را در ناک قارهي آفريقا کشف کرد‪ ،‬و هه اين ترتیا‪،‬‬ ‫‪the Azores‬‬

‫‪112‬‬

‫‪Bartholomew Dias‬‬

‫‪111‬‬

‫‪the Cape of Good Hope‬‬

‫‪114‬‬

‫‪191‬‬

‫هه طار ضمني‪ ،‬عبار از هاالي سمت كرقي قاره ي آفريقا هه سمت آسیا فراهم كد‪.‬‬ ‫دياز قبب تاسط دولت پرتغال زيردست کمیسیا هاد و تا اواخر دهه ‪،1469‬‬ ‫ويژگي هاي مهم يک مسیر كرقي هه سمت هندوستا را کشف کرده هاد‪ .‬مسیر‬ ‫دريايي يافته كده تاسط وي‪ ،‬فرصتهاي فراواني هراي عرضهي مجدد کشتيها در‬ ‫ايستگاه هاي ساحلي در امتداد سااحل كرقي آفريقا فراهم آورد‪ .‬و درنهايت‪،‬‬ ‫دانشمندا پرتغالي ها هرآورد کلمبا‬

‫مبني هر اينكه آ سفر تنها ‪ 2.499‬مايل مسافت‬

‫دارد‪ ،‬مخالفت کردند‪(.‬ادامه دارد)‬ ‫ص ‪118‬‬ ‫(ادامه متن هاال) آنها تصار کردند فاصلهي هین پرتغال و ژاپن از سمت غرب‪،‬‬ ‫تفاوت زيادي نسبت هه فاصلهي اين دو کشار از سمت كرق‪ ،‬در اطراف ناک‬ ‫آفريقا‪ ،‬ندارد‪ .‬آنها معتقد هادند فاصلهي جزاير قناري تا ژاپن حدود ‪ 19.999‬مايل‬ ‫است (در واق حدود ‪ 19.899‬مايل است)؛ هه عبوه ي مايل هاي اضافي از كهر‬ ‫لیسبا فرانسه تا جزاير قناري‪ .‬اين تفاوت در تخمینهاي مسافت‪ ،‬هسیار مهم و‬ ‫حیاتي هاد‪ .‬از ديدگاه پرتغاليها‪ ،‬احتمال اينكه کشتيها هتاانند ها طيّ کرد دريا هه‬ ‫سمت غرب هه آسیا هرسند‪ ،‬تقريبا صفر هاد‪ .‬هیچ کشتي اي در آ دورا قادر نباد‬ ‫سفري ده هزار مايلي‪ ،‬آ هم هدو تاقف در هنادر سر راه هراي دريافت غذا و آب‪،‬‬ ‫انجام دهد‪ .‬هسیار ساده هاد‪ ،‬دولت پرتغال اعتقاد داكت چنین سفري محكام هه فنا‬ ‫هاد‪ .‬پرتغاليها ديگر سهمي در هرنامه ي کريستاف کلما نداكتند‪.‬‬ ‫کلما ناامیدانه هه دنبال حمايت از جايي ديگر هاد‪ .‬هرادرش‪ ،‬هارتالامیا‪ ،‬تبش‬ ‫کرد پادكاها فرانسه و انگلستا را اغاا کند‪ ،‬اما آنها در آ ماق درگیر مشكبت‬ ‫سیاسي داخلي هادند و هیچ عبقه اي نشا نداند‪ .‬کريستاف کلما در سال ‪1468‬‬ ‫هه دولت اسپانیا نزديک كد‪ .‬همانند تبشهاي هرادرش در فرانسه و انگلستا ‪ ،‬کلما‬ ‫چیزي هراي تشايق پادكاه اسپانیا نیافت‪ .‬پادكاهي اسپانیا هیش از آ سرش كلاغ هاد‬

‫‪119‬‬

‫که هخااهد هه کريستاف کلما تاجه کند‪ .‬آنها ها همسايگا كمال آفريقايي خاد و‬ ‫ها پاپ اعظم‪ ،‬مشكل داكتند؛ هه خصاص هه خاطر حمايت اسپانیاليها از پاپ‬ ‫تفرقهانداز که در كهر آويگنا مستقر هاد‪.‬‬ ‫کريستاف کلما‪ ،‬که ديگر جايي را نداكت تا رو ههساي آ کند‪ ،‬كش سال‬ ‫ديگر هم در اسپانیا هاقي ماند‪ ،‬هارها و هارها درخااستش را رد کردند‪ ،‬و او همچنا‬ ‫منتظر يافتههاي کمیسیا هاي دولتي‪ ،‬که در حال هررسي پیشنهادش هادند‪ ،‬هاد‪ .‬هه او‬ ‫گفتند تا زماني که اسپانیا هرخي از مشكبت داخلي اش را حل و فصل کند‪،‬‬ ‫نميتاا تصمیم قاطعي در اين ماضاع گرفت؛ مهمتر از همه جنگ او ها منطقهي‬ ‫اسپانیايي گرانادا هاد که تحت سیطرهي مسلمانا هاد‪ .‬آ مبارزه درنهايت در سال‬ ‫‪ 1412‬هه پايا رسید‪ .‬در واق سال ‪ 1412‬نقطهي عطف مهمي هراي اسپانیا هاد‪.‬‬ ‫ككست گرانادا در ماه ژانايه هدين معنا هاد که تمام پادكاهيهاي مهم اسپانیا اکنا‬ ‫تحت امر فرديناند و ايزاهب متحد كده هادند‪ .‬درنهايت‪ ،‬آنها آماده هادند تا هه‬ ‫پیشنهادي که کريستاف کلما ارائه کرده هاد‪ ،‬هپردازند‪ .‬دورا او فرا رسیده هاد‪ ،‬اما‬ ‫اوضاع خیلي هه نف او نباد‪ ،‬و او اين را ميدانست‪.‬‬ ‫کمیسیا تاالوِرا‬

‫‪111‬‬

‫در سال ‪ 1419‬هه ايزاهب گزارش داده هاد که نقشهي‬

‫کريستاف کلما ضعیف هاده و تاصیه هه عدم حمايت از او کرده هاد‪ .‬همانند‬ ‫پرتغاليها‪ ،‬اعضاي کمیسیا تاالوراي اسپانیا احسا‬ ‫فاصله ي اقیانا‬

‫کردند که کريستاف کلما‬

‫هین اسپانیا و ژاپن را خیلي ناچیز پنداكته است‪ .‬کلما قادر هاد‬

‫كااهدي در حمايت از هرآورد خاد از فاصلهي مذکار را نشا دهد‪.‬وي اكاره کرد‬ ‫که گاهي اوقات هد ها و درختهاي ناكناختهاي ها ماج دريا هه ساحل آورده‬ ‫مي كاند‪ .‬او خاطر نشا کرد هر اسا‬

‫مقاديري که ها هرآورد او از فاصله قايقراني‬

‫سازگار هاد‪ ،‬اينها ميهايست ناهاد و فاسد ميكدند‪ .‬مطمئناً او نميدانست – چطار‬ ‫‪The Talavera Commission‬‬

‫‪111‬‬

‫‪111‬‬

‫ميتاانست هداند؟ ‪ -‬که گفتهاش ها تاجه هه فاصله تا منطقهي هعدي که واقعا هزرگ‬ ‫هاكد‪ ،‬تا حدودي صحیح هاد‪ ،‬اما آ منطقهي وسی آسیا نباد؛ آمريكا هاد‪.‬‬ ‫کريستف کلما از انتظار خسته كد و پیشنهاد داد که آ کار يا انجام كاد يا‬ ‫کنار گذاكته كاد‪ .‬ها تاجه هه گزارش هاي منفي در مارد انتظارات او از مافقیت‪ ،‬و‬ ‫ها تاجه هه اينكه وي تقاضاي پیش پرداخت ميکرد‪ ،‬کلما هار ديگر خاد را در‬ ‫آستانه ي طرد و رد ديد‪ .‬پادكاه فرديناند‪ ،‬هه طار خاص‪ ،‬ترجیح داد هه جاي پذيرش‬ ‫پیشنهاد کلما‪ ،‬آ را رد کند‪ .‬و هناهراين‪ ،‬کريستاف کلما چمدا هايش را هست و‬ ‫از كهر خارج كد‪( .‬ادامه دارد)‬ ‫ص ‪116‬‬ ‫(ادامه متن هاال) اما اين هار‪ ،‬هه لطف مداخلهي سنت آنجلا‪ ،‬مسیر تاريخي اسپانیا‪-‬‬ ‫آمريكا مسلم كد‪.‬‬ ‫سنت آنجلا‪ ،‬متصدي اعتبارات مخصاص هزينههاي خصاصي پادكاه اسپانیا‪،‬‬ ‫تقريبا معادل امروزي وزير خزانه داري اياالت متحده آمريكاي امروز در اسپانیاي آ‬ ‫روزگار هاد‪ .‬وي كايستگيهاي هالقاهي نقشهي کريستاف کلما را مشاهده کرد‪ ،‬و‬ ‫– مهمتر از همه – راهي را هراي تاجیه خطرات از طريق کاهش هزينهها يافت‪ .‬او‬ ‫در هما روز که کلما كهر سانتافه را ترک کرد‪ ،‬ها ملكه صحبت کرد و از وي‬ ‫خااست که كرايط کريستاف کلما را هرآورده کند‪ .‬سنت آنجلا (ظاهراً هه طار‬ ‫اكتباه) ترسید که کريستاف کلما طرح خاد را هه يكي از رقباي اسپانیا خااهد‬ ‫فروخت‪.‬‬ ‫درنهايت او ملكه ايزاهب را‪ ،‬کسي که دوستداكتنيتر از پادكاه فرديناند هاد‪،‬‬ ‫متقاعد کرد تا از سفر پیشنها دي حمايت کند‪ ،‬هه كرطي که او‪ ،‬يعني سنت آنجلا‪،‬‬ ‫دارايي پالي کشار را افزايش دهد‪ .‬همه اينها دعااها هه مسئلهي قیمت رسید‪.‬‬

‫‪112‬‬

‫کريستاف کلما کار را ها پافشاري هر اينكه پادكاها اسپانیا هايد هزينههاي سفر را‬ ‫از قبل پرداخت کنند ‪ -‬از جلمه جبرا خسارت او ‪ -‬آغاز کرده هاد‪ .‬ملكهي اسپانیا‬ ‫تمايلي هه پذيرش اين كروط نداكت‪ .‬هعدها کلما قیمت خاد را کاهش داد‪ ،‬و‬ ‫درخااست کرد فقط هزينههاي سه کشتي و تدارکات و خدمهي آنها از پیش‬ ‫پرداخت گردد‪ .‬او ماافقت کرد که هراي خاد و وارثانش‪ ،‬يک حق کمیسیا ‪19‬‬ ‫درصدي از هرگانه ثروتي که از اکتشافاتش حاصل گردد‪ ،‬وجاد داكته هاكد‪ .‬اين‬ ‫يعني هزينهي پیشپرداخت کمتر و انتقال هخش اعظم ريسک هر دوش کريستاف‬ ‫کلما و ملاانانش‪.‬‬ ‫مطمئناً اگر کريستف کلما مافق ميكد‪ ،‬ارج و قدر اسپانیا هس عظیم ميهاد‪:‬‬ ‫اسپانیا هر يک مسیر تجاري سادآور تسلط پیدا ميکرد و هه يک قدرت اقتصادي‬ ‫هزرگ در اروپا و جها تبديل ميكد – که همین طار هم كد‪ .‬تحت كرايط ماجاد‪،‬‬ ‫اسپانیا هه هیچ وجه هه سرزمین هند دسترسي نداكت‪ .‬آنها چیزي از مسیر كرقي‬ ‫اطراف ناک آفريقا نميدانستند‪ ،‬چراکه پرتغاليها نقشههاي ناوهري خاد را مخفي‬ ‫نگه داكته هادند‪ .‬ايتالیاييها‪ ،‬عربها و ديگرا مناف حاصل از تجارت کاروا هاي‬ ‫زمیني را هه دست ميآوردند‪ .‬اما ككست ريسکهاي خاد را هم داكت‪ .‬اگر‬ ‫پادكاها از هادجه ي اسپانیا پالي پرداخت کرده هادند‪ ،‬حتما ها منظرهاي واقعي از‬ ‫كارش نجیازادگا اسپانیايي روهرو ميكدند‪ .‬اين مردم تنها يک ره قر پیش‪،‬‬ ‫سعي ک رده هادند پدر ايزاهب را سرنگا کنند‪ ،‬لذا تهديد آنها تهديدي هیخاد و هي‬ ‫اسا‬

‫نباد‪ .‬هه همین دلیل است که تصمیم سنت آنجلا مبني هر افزايش پال هه طار‬

‫مخفیانه‪ ،‬هراي تغییر ديدگاه فرديناند هسیار حیاتي هاد‪ .‬وي خطر كارش از سمت‬ ‫نجیا زادگا اسپانیايي را حذف کرده هاد؛ کساني که خشمگین ميكدند اگر‬ ‫مي دانستند مالیات ستانده از آنها قرار است صرف پرداخت هزينههاي طرحي كاد‬ ‫که كانس هسیار کمي هراي مافقیت داكت‪ .‬هر آنچه که دنیاي مدر از کريستاف‬

‫‪111‬‬

‫کلما اخذ کند‪ ،‬ما مطمئناً سنت آنجلا را هه خاطر کار خاهي که انجام داد‪ ،‬تشايق‬ ‫جانانه خااهیم کرد‪.‬‬ ‫تصمیم اسپانیا هه راحتي تنها ها چهار هازيكن مدلسازي ميكاد‪ :‬پادكاه فرديناند‪،‬‬ ‫ملكه ايزاهب‪ ،‬سنت آنجلا‪ ،‬و کريستاف کلما‪ .‬هما طار که در مارد يک قرارداد‬ ‫مذاکره كده يا کساوکار تجاري نسبتاً معمال است‪ ،‬قیمت يک مسئلهي هزرگ‬ ‫است‪ .‬کريستاف کلما هیشترين قیمتي که ميتااند هه دست آورد را ميخااهد‪.‬‬ ‫پادكاه فرديناند فعب نميخااهد چیزي هپردازد؛ در عاض ميخااهد همهي رقم را هه‬ ‫چنگ آورد‪ .‬ملكه ايزا هب نسبت هه فرديناند کمتر منفي نگر است‪ ،‬در حالیكه سنت‬ ‫آنجلا حامي سیاحت اکتشافي پیشنهاد كده است‪ ،‬اما صرفا تا قیمتي که هتااند هاال‬ ‫هبرد‪ .‬البته‪ ،‬کريستاف کلما از همه هیشتر هه انجام اين طرح عبقهمند است؛ هه‬ ‫دنبالش سنت آنجلا‪ ،‬و سپس ايزاهب‪ .‬فرديناند کمترين تمرکز را هر طرح پیشنهادي‬ ‫کلما داراست‪ ،‬هلكه هیشتر نگرا ترمیم خاکريزها در هراهر پاپ در رُم و مديريت‬ ‫کشار تازه متحده كده اش است‪ .‬فرديناند هه عناا پادكاه هیشترين نفاذ را داكت‪،‬‬ ‫اما نه ايزاهب و نه سنت آنجلا‪ ،‬آدم هاي هي دست و پايي نبادند‪(.‬ادامه دارد)‬ ‫ص ‪111‬‬ ‫(ادامه متن هاال) احتماالً کريستاف کلما تاانايي نسبتاً کمي در متقاعد کرد افراد‬ ‫داكت‪ .‬ها اين همه‪ ،‬تبشهاي او در مدت كش سال ها ككست مااجه كده هاد‪ .‬لذا‬ ‫مجماعه ي اطبعاتي که ايجاد کردهام اين است‪:‬‬ ‫ذینفعها‬ ‫پادكاه‬ ‫فرديناند‬

‫نفوذ‬

‫قیمت مدنظر‬

‫‪199‬‬

‫‪9‬‬

‫توجه به‬ ‫طرح‬ ‫‪49‬‬

‫‪114‬‬

‫ملكه ايزاهب‬

‫‪89‬‬

‫‪21‬‬

‫‪89‬‬

‫سنت آنجلا‬

‫‪89‬‬

‫‪11‬‬

‫‪81‬‬

‫‪29‬‬

‫‪199‬‬

‫‪19‬‬

‫کريستف‬ ‫کلما‬

‫پیشهیني اولیه هین ‪( 21‬راي دهندهي متاسط داراي وز ) و ‪( 18‬راي دهندهي‬ ‫میانگین داراي وز ) قرار دارد‪ .‬كما ميتاانید اين مقادير را خادتا از جدول‬ ‫محاسبه کنید‪ .‬پس از آنكه مدل فرايندِ چانه زني و پاياييهاي آ را كبیهسازي‬ ‫ميکند‪ ،‬پیشهیني احتمالي تاافقي را نشا خااهد داد که هايد هه هر قیمتي که سنت‬ ‫آنجلا آمادهي پیشنهاد آ هاد‪ ،‬منعقد ميكد؛ البته تا زماني که وي آمادهي پرداخت‬ ‫مبلغي هیشتر از مبلغ ايزاهب هاد‪ .‬اگر سنت آنجلا قیمتي پايین تر از قیمت ايزاهب‬ ‫پیشنهاد کرده هاد‪ ،‬هیچ معاملهاي هه دست نميآمد‪ ،‬و تاريخ جها کامب متفاوت‬ ‫مي كد‪ .‬سنت آنجلا اصب احمق نباد‪ .‬او يک استراتژيست ماهر هاد که فهمید چگانه‬ ‫ديگرا را متقاعد کند و نیز هه چه کسي نیاز دارد تا ها ارائهي خاد‪ ،‬حمايت و‬ ‫ماافقت او را جلا نمايد‪.‬‬ ‫هر اسا‬

‫منطق مدل‪ ،‬سنت آنجلا اهتدا ايزاهب و سپس فرديناند را متقاعد ميکند‬

‫تا – ها هیچ هزينهي اضافي نسبت هه آنها –ماافقت کنند‪ ،‬و سپس ها کريستاف‬ ‫کلما وارد مذاکره ميكاد‪ .‬هه نظر ميرسد اين امر هه آنچه که در واقعیت رخ داده‬ ‫است‪ ،‬هسیار نزديک هاكد‪ .‬البته‪ ،‬ما نميدانیم که او واقعاً آماده ي پرداخت چه قیمتي‬ ‫هاد؛ هلكه صرفا از آنچه که واقعا پرداخت کرد مطلعیم‪ .‬اين دقیقاً هما اطبعاتي‬ ‫است که تكنیک من در خريد اتامبیل ميتااند از آ خارج كاد‪ ،‬اما هراي استفاده از‬ ‫اين رويكرد در آنجا‪ ،‬هايد چند پیشنهاد دهندهي مختلف وجاد داكته هاكد‪.‬‬ ‫کريستاف کلما ميدانست – و احتماالً سنت آنجلا‪ ،‬ايزاهب و فرديناند نميدانستند‬ ‫– که ديگر هیچ خريدار معتبري در آينده هراي طرح او وجاد نخااهد داكت‪.‬‬

‫‪111‬‬

‫هناهراين وي احتماالً ها قیمتي پايینتر از قیمتي که ميتاانست واقعا دريافت کند‪،‬‬ ‫ماافقت کرده هاد‪ .‬خیلي هد هاد که کريستاف کلما يک پیشهین در اختیار نداكت‬ ‫تا در مذاکره هر سر قراري ههتر هه او کمک کند‪ ،‬اما مهم اين است که معامله انجام‬ ‫كد‪.‬‬ ‫‪--------‬‬‫ها اينكه داللت هاي مافقیت کريستاف کلما در دنیاي جديد هرايما کامبً‬ ‫مشهاد است‪ ،‬اما پیامدهاي وسیعي نیز هراي اروپا داكت‪ ،‬که تغییر هسیار ظريف و‬ ‫زيبايي در مارد هعدي که میخااهیم هررسي کنیم‪ ،‬يعني جنگ جهاني اول‪ ،‬ايجاد‬ ‫ميکند‪ .‬مي هینید که فرديناند و هرادرزاده ي ايزاهب‪ ،‬فیلیپ دوم‪ ،‬در واالدولید‪ 118‬متالد‬ ‫كد و در سال ‪ 1118‬پادكاه اسپانیا كد‪ .‬فیلیپ در طال ككست ناوگا دريايي‬ ‫اسپانیا از انگلستا در سال ‪ ،1166‬پادكاه اسپانیا هاد؛ آ ككست زمینه را هراي ظهار‬ ‫انگلستا هه عناا قدرتي هزرگ و رقیا امپراتاري اسپانیا مهیا کرد‪ .‬فیلیپ نیز‬ ‫امپراتار مقد‬

‫روم هاد‪ ،‬و اين امر او را هه مردي قدرتمند هدل کرده هاد‪ .‬وي هر‬

‫اسپانیا و امپراتاري آمريكايي اش (هه لطف کلما‪ ،‬لائیس د سنت آنجلا‪ ،‬عمه و‬ ‫عماي فیلیپ) حكمراني مي کرد‪ ،‬اما در واق هر اتريش‪ ،‬كرق فرانسه‪ ،‬میب ‪ ،‬ناپالي‪،‬‬ ‫هلند و جزيرهي سیسیل نیز حكامت ميکرد‪.‬‬ ‫و هه همین دلیل مافقیتي که ها حرکت هاكمندانهي سنت آنجلا رقم خارده‬ ‫هاد‪ ،‬نسل هعد را در هه هم پیاستن اسپانیا و اتريش هايت ميهخشید‪ .‬همچنین اين‬ ‫مافقیت سبا دكمني پايدار میا‬

‫خانهي فرانساي هارگاندي‪118‬و خاناادهي‬

‫هاهسبارگي فیلیپ در اتريش و جاهاي ديگر كد‪(.‬ادامه دارد)‬

‫‪Valladolid‬‬

‫‪118‬‬

‫‪the French house of Burgundy‬‬

‫‪118‬‬

‫‪118‬‬

‫ص ‪149‬‬ ‫(ادامه متن هاال) در حال حاضر از تنش میا خاناادهي فیلیپ و انگلستا اطبع‬ ‫داريم‪ ،‬که دنبالهاش هه ناوگا هاي دريايي ميرسد‪ .‬و هناهراين‪ ،‬ها تمام اقداماتي که در‬ ‫اين راه انجام كد‪ ،‬دورا فرديناند و ايزاهب پیش از اين در سال ‪ 1114‬هنیاني را هراي‬ ‫"جنگي هراي پايا داد هه تمام جنگها" ايجاد کرده هاد‪.‬‬ ‫هیايید هه عااقا هعدي ترور دوک اعظم فرانتس فرديناند‪ ،116‬وارث تاج و تخت‬ ‫پادكاهي اتريش‪-‬مجارستا ‪ ،‬نگاهي هیندازيم‪ .‬ما ميتاانیم از سرگذكت هحراني که هه‬ ‫خاطر قتل دوک اعظم سرعت گرفت‪ ،‬استفاده کرده و هپرسیم آيا جنگ جهاني اول‬ ‫(که مصادف هاد ها آخرين نفسهاي پادكاهيهاي اروپايي) اجتناب ناپذير هاد‪ ،‬يا‬ ‫اينكه مي كد از آ اجتناب كاد‪ .‬و اگر اجتناب ناپذير هاد‪ ،‬چه چیزي هايد هه طار‬ ‫متفاوت انجام ميگرفت؟ ما از مدل پیشهیني جديد من هراي پاسخ هه اين سااالت‬ ‫استفاده خااهیم کرد‪.‬‬ ‫اجتناب از جنگ جهانی اول‬ ‫كرايط جنگ جهاني اول تصايرِ واقعا غمانگیزي را ترسیم ميکند‪ .‬تقريبا همیشه‬ ‫ميكد از جنگها اجتناب كاد‪ ،‬هه كرط آنكه مردم در اهتداي امر فقط متاجه‬ ‫ميكدند که چه نتیجهاي هه هار خااهد آمد‪ .‬مردم تقريبا همیشه ميتاانند قبل از آنكه‬ ‫مبارزه آغاز كاد‪ ،‬معامله اي ترتیا دهند که وض ههتري را هراي طرفین رقم هزند؛ در‬ ‫مقايسه ها وضعي که در طال جنگ و هعد از آ هاجاد ميآيد‪ .‬هه يک دلیل ساده‬ ‫اينگانه است و آ اينكه هر هزينهاي که جنگجايا در جنگ متحمل ميكاند‪،‬‬ ‫مي تاانند از متحمل كد آ جلاگیري کنند؛ در صارتي که ها هما نتیجهاي که در‬ ‫پايا جنگ هدست مي آيد‪ ،‬ماافقت کنند‪ .‬البته مشكل اين است که طرفین در اهتداي‬ ‫‪the Archduke Franz Ferdinand‬‬

‫‪116‬‬

‫‪118‬‬

‫امر مطمئن نیستند چه خااهد كد‪ .‬آنها هه امید هدست آورد يک معاملهي واقعاً‬ ‫خاب‪ ،‬نسبت هه قدرت و عزمكا اغراق ميکنند‪ .‬خیلي از اوقات اين کار ممكن‬ ‫است کارگر افتد‪ .‬جنگ ها‪ ،‬هه ويژه جنگهاي هزرگ‪ ،‬حاادثي نادر هستند‪ .‬هااينحال‬ ‫گاهي اوقات چاخا کرد هسیار هزينهساز خااهد هاد‪ .‬دولتها هه جاي افشاي‬ ‫حقیقت‪ ،‬گاهي وارد جنگهايي ميكاند که دوست داكتند از وقاعشا جلاگیري‬ ‫کنند‪ ،‬يا حداقل خیلي دير متاجه ميكاند که هايد از وقاع آ جلاگیري ميکردند‪.‬‬ ‫يكي از راههايي که رقبا ميتاانند در مبارزه هراي پیشهیني هه کار گیرند‪ ،‬اين است‬ ‫که وقاي احتمالي را پیش از رخداد واقعيِ حاادث كبیه سازي کنند‪ ،‬تا هتاانند از اين‬ ‫مشكل اجتناب نمايند؛ كايد حتي هتاانند جا میلیا ها انسا هيگناه را از مرگ‬ ‫حفظ کنند‪.‬‬ ‫مدل جديد من در نظريهي هازيها (که در اينجا هراي اولین هار استفاده ميكاد)‬ ‫راههاي متعددي را نشا ميدهد که ميتاانست از وقاع جنگ جهاني اول اجتناب‬ ‫كاد‪ .‬دهها میلیا نفر جا خاد را از دست دادند‪ ،‬زيرا تعداد انگشت كماري از‬ ‫ديپلماتها هه گانه اي غیرمتخصصانه و ها داوري ضعیف عمل کرده هادند‪ .‬اين است‬ ‫ماهیت تراژدي ياناني در دورا مدر ‪ .‬پیش از اينكه نشا دهم چگانه ممكن هاد از‬ ‫وقاع جنگ اجتناب کرد‪ ،‬هگذاريد پیشینهاي مختصر از كرايطي که منجر هه وقاع آ‬ ‫كد ارائه کنم‪.‬‬ ‫ها انداختن نگاهي وسی و طاالني هه ماضاع‪ ،‬آككار است که قر هاي هجدهم‬ ‫و نازدهم زماني هاد که در آ هنگام‪ ،‬آ هايي که اَككال دماکراتیکتري از دولت و‬ ‫كیاههاي کاپیتالیستيتر اقتصادي اتخاذ کرده هادند‪ ،‬مانند هلند و انگلستا در اهتدا و‬ ‫هعد فرانسه‪ ،‬از نفاذ و کسا ثروت از جها لذت ميهردند‪ .‬هه نظر ميرسید سلطنت‬ ‫در حال فروپاكي هاد‪.‬‬

‫‪116‬‬

‫ها نگاهي دقیقتر هه نیمهي دوم قر نازدهم‪ ،‬ما كاهد مبارزهاي روهه ركد هر سر‬ ‫کنترل سرناكت اروپا هستیم‪ .‬آلما ‪ ،‬هما طار که ميدانیم‪ ،‬در هیشتر قر نازدهم‬ ‫هناز وجاد نداكت‪ .‬در عاض‪ ،‬آلما امروزي هه ايالتهاي سلطنتي زيادي تقسیم‬ ‫كده هاد‪ ،‬از جمله پرو ‪ ،111‬ساکساني‪ ،299‬هادِ ‪ ،291‬وورتمبرگ‬

‫‪292‬‬

‫و هسیاري ديگر‪.‬‬

‫اتريش هر امار آلما تسلط داكت‪.‬‬ ‫ص ‪141‬‬ ‫ها ظهار اتا فا هیسمارک‪ 291‬هه عناا وزير‪-‬رئیس جمهار پرو‬

‫(آنها مطمئناً‬

‫دنبال عناوين ناكیانه رفتند)‪ ،‬همهي اينها میرفت که تغییر کند‪ .‬هیسمارک آلما را هه‬ ‫يک قدرت اروپايي تبديل کرد‪ .‬وي در اهتدا پرو‬

‫را ها چندين ايالت سلطنتي آلمانيِ‬

‫کاچكتر هراي مبارزه علیه جنگ هفت هفتهاي‪ )1688( 294‬متحد کرد‪ ،‬که در آ نبرد‬ ‫هه سرعت و هه راحتي اتريش را ككست داد؛ فتحي که اکثريت رهبرا اروپايي را هه‬ ‫تعجا واداكت‪ .‬اين جنگ پايا دوره ي پساناپلئاني در نظام نظارت و ماازنهي‬ ‫قدرت در اروپا هاد؛ اين نظام نیمقر پیشتر ساخته كده هاد تا از وجاد ثبات در میا‬ ‫قدرت هاي هزرگ اروپا (که هعداً كامل اتريش‪ ،‬انگلستا ‪ ،‬فرانسه‪ ،‬پرو‬

‫و روسیه‬

‫مي كد) اطمینا حاصل كده و از ظهار ناپلئاني ديگر جلاگیري هه عمل آيد‪.‬‬ ‫جنگ هفت هفتهاي نشا داد که اتريش خیلي ضعیفتر از آ هاد که هه عناا‬ ‫قدرتي هزرگ در اروپا هه حساب آيد‪ .‬دولت اتريش ناامید از اينكه خاد را هین‬ ‫صفاف کشارهاي مهم نگه دارد‪ ،‬ها ادغام ها مجارستا ماافقت کرد‪ ،‬که اين تصمیم‬ ‫‪Prussia‬‬

‫‪111‬‬

‫‪Saxony‬‬

‫‪299‬‬

‫‪Baden‬‬

‫‪291‬‬

‫‪Württemberg‬‬

‫‪292‬‬

‫‪Otto von Bismarck‬‬

‫‪291‬‬

‫‪the Seven Weeks’ War‬‬

‫‪294‬‬

‫‪111‬‬

‫منجر هه ايجاد امپراتاري اتريش‪-‬مجارستا كد‪ .‬اين تاافق همانند هما معاملهي‬ ‫ادغام كدني هاد که اتريشيها درست قبل از ككست ‪ 1688‬رد کرده هادند‪ .‬ايجاد‬ ‫امپراتاري اتريش‪-‬مجارستا کمک کرد که اتريش هه عناا يک قدرت هزرگ‬ ‫همچنا هه کارش ادامه دهد‪ ،‬البته هه آهستگي؛ اما جايگاه سیاسي رو هه افالش ديگر‬ ‫هه حالت قبل هازنگشت‪ .‬فقط چهار سال هعد‪ ،‬هیسمارک هه جنگ علیه فرانسه رفت‪ ،‬و‬ ‫ناپلئا سام را در جنگ فرانساي‪-‬پروسي سالهاي ‪ 1689-81‬ككست داد‪ .‬ها‬ ‫ككست فرانسه‪ ،‬هیسمارک مافق كد ايالتهاي سلطنتي آلمانيِ هاقي مانده را متحد‬ ‫کند‪ ،‬و آلما امروزي را هه وجاد آورد‪ .‬در حالي که اتريش تاانسته هاد مفهامِ آلما‬ ‫پیش از ‪ 1688‬را تحت سلطه ي خاد درآورد‪ ،‬حال ديگر مستثني كده هاد و قرار نباد‬ ‫تا زما آدولف هیتلر – يک اتريشي از هدو تالد ‪ -‬ها هقیهي آلما متحد كاد‪ ،‬حدود‬ ‫كصت سال هعد هه قدرت رسید‪ .‬در سال ‪ ،1681‬هیسمارک آلما را هه عناا قدرتي‬ ‫رو هه ركد در اروپا تمسیس کرد و هه فرانسه کمک کرد تا هه عناا ايالتي رو هه‬ ‫افال‪ ،‬هه اتريش (که حال اتريش‪-‬مجارستا هاد) هپیاندد‪ .‬اين امر عرصه را هراي‬ ‫وقاع جنگ جهاني اول آماده کرد‪.‬‬ ‫انقببها علیه پادكاهي و الیگاركي در همهجا كدت يافت‪ .‬در سال ‪ 1191‬در‬ ‫روسیه‪ 1119 ،‬در مكزيک‪ ،‬و ‪ 1111‬در چین كارشهايي هه پا كد‪ .‬از ديد پادكاهي‬ ‫اتريش‪-‬مجارستا ‪ ،‬تهديدکنندهترين چالش مليگرايانهي در حال ظهار علیه نظام‬ ‫پادكاهي از هالكا آغاز كد‪ .‬در آنجا‪ ،‬پادكاهي اتريش‪-‬مجارستا در تجرههي‬ ‫پادكاهي عثماني مرگ خاد را مشاهده کرد‪ .‬پادكاهي صرهستا هه عناا نتیجهاي از‬ ‫جنگهاي هالكا (‪ ) 1112-11‬قلمروي خاد را سه هراهر کرد و هه آهنرهايي هراي‬ ‫جذب مليگرايا صرب تبديل كد‪ .‬آنها ميخااستند صرهستا هه تمامه از سلطهي‬ ‫پادكاهي اتريش‪-‬مجارستا خارج هاكد‪ .‬اين تنشها در تاريخ ‪ 26‬ژوئن سال ‪،1114‬‬

‫‪129‬‬

‫ها ترور وارث آيندهي پادكاهي اتريش‪-‬مجارستا ‪ ،‬يعني آركیدوک فرانتس فرديناند‪،‬‬ ‫در ساراياو‪ ،291‬پايتخت امروزي هاسني و هرزگاين‪ ،298‬هه منصهي ظهار درآمدند‪.‬‬ ‫اين ترور دولت اتريش‪-‬مجارستا را مجبار کرد اولتیماتامي هراي دولت‬ ‫صرهستا صادر کند‪ :‬يا از حاکمیت خاد دست هرداريد‪ ،‬و يا جنگ خااهد كد‪.‬‬ ‫صرب ها هدو دوست نبادند‪ ،‬و البته ها دست هرداكتن از استقبلكا ‪ ،‬که هه سختي‬ ‫هه دست آورده هادند‪ ،‬مخالف هادند‪ .‬هه نظر ميرسد اتريشيها روي اين مسئله‬ ‫حساب کرده هادند‪ .‬سااهق ديپلماتیک آ روز‪ ،‬که اکنا هر ما روكن است‪ ،‬نشا‬ ‫مي دهد که ايشا تصمیم گرفتند تقاضاهايي هكنند که مطمئن هادند آ تقاضاها‬ ‫نميتااند پذيرفته كاد‪ .‬ظاهراً رهبرا اتريش‪-‬مجارستا خااها جنگي کاچک ها‬ ‫صربها هادند تا كهرت خاد را هازسازي نمايند‪.‬‬ ‫قدرتهاي هزرگ اروپا در اين نزاع جانا يكي از طرفین را گرفتند‪ .‬روسیه‬ ‫جانا صرب ها را گرفت‪ .‬هر اسا‬

‫كروط "دوستي سه جانبه‪ – "298‬اتحاد هین‬

‫روسیه‪ ،‬فرانسه و انگلستا – فرانسه و انگلستا نیز جانا صربها را گرفتند‪(.‬ادامه‬ ‫دارد)‬ ‫ص ‪142‬‬ ‫(ادامه متن هاال) تصمیم روسیه سبا ايجاد واکنش از سمت آلما كد؛ که پیش از‬ ‫آ متحد اتريش‪-‬مجارستا هاد‪ .‬مبتني هر كرايط اتحادكا ها اتريش‪ ،‬آلما هه‬ ‫حمايت از اتريش‪-‬مجارستا هرخاست‪ .‬پیاندهاي گستردهتر در اتحاد ايشا هه‬ ‫معناي يک درستنمايي هزرگ از حمايت هیشتر از سمت روماني‪ ،‬ترکیه‪ ،‬و هه ويژه‬

‫‪Sarajevo‬‬

‫‪291‬‬

‫‪Bosnia and Herzegovina‬‬

‫‪298‬‬

‫‪Triple Entente‬‬

‫‪298‬‬

‫‪121‬‬

‫ايتالیا هاد‪ .‬اتحاد دوجانبه ي اتريش‪-‬مجارستا و آلما در سال ‪ 1662‬گسترش يافته‬ ‫هاد تا ايتالیا را هه عناا قدرت جديد اروپايي كامل كاد‪ ،‬و ها اين اتحاد گسترده تر‪،‬‬ ‫اتحاد مزهار هه عناا اتحاد سه جانبه كناخته كد‪.‬‬ ‫رو ها هه خاطر تر‬

‫از حمبت تهاجمي آلما در دفاع از اتريش‪-‬مجارستا ‪،‬‬

‫هسیج كدند‪ .‬منطبق ها اصطبحات نظريه ي هازي ها‪ ،‬آنها قصد داكتند تا ها ارسال‬ ‫سیگنالي نشا دهند که متعهد هه دفاع از صرهستا هادند‪ .‬اين اقدام سبا كد‬ ‫آلمانيها نیز نیروهايشا را هسیج کنند‪ .‬هما طار که پیش از اين در مارد معماي‬ ‫زنداني هحث کرديم‪ ،‬طرفین میتاانستند هبینتد که مصالحه از جنگ ههتر هاد‪ ،‬اما‬ ‫همچنین مي تاانستند هبینند که اعتماد هه دكمن كا هراي پیگیري انجام تاافق کاري‬ ‫ريسكي هاد‪ .‬و هناهراين آنها هه نتیجه اي رسیدند که از منطق معماي زنداني پیروي‬ ‫ميکند‪ :‬آنها هه جاي تاافق‪ ،‬جنگیدند‪ .‬ظرف مدت چند هفتهي کاتاه‪ ،‬مناقشه هر سر‬ ‫صرهستا افزايش يافت‪ ،‬تا حدي که تمام قدرت هاي هزرگ در قاره را كامل مي‬ ‫كد‪ .‬جنگ جهاني اول كروع كده هاد‪ .‬آ جنگ کاچک میا اتريش‪-‬مجارستا و‬ ‫صرهستا ‪ ،‬که قرار هاد سازندهي كهرتي هراي ايشا هاكد‪ ،‬اينگانه نباد‪.‬‬ ‫عن قريا‪ ،‬از مدل خاد استفاده خااهم کرد تا اين مسئله را هررسي کنم که اگر‬ ‫دوستي سه جانبه ي هريتانیا‪ ،‬فرانسه و روسیه تاانايي و قدرت هیشتري ميداكت‪ ،‬و يا‬ ‫اگر اتحاد دوگانهي اتريش‪-‬مجارستا و آلما در آ ماضاع هه ككل ماهرانهتري‬ ‫ميهاد‪ ،‬ممكن هاد چه اتفاقي رخ دهد‪ .‬هااينحال در اهتدا هیايید اظهار کنیم که در‬ ‫سال ‪ 1114‬افراد اندکي ها مهارتهاي خاب رياضي هه عناا نیروي نظامي وجاد‬ ‫داكتند تا هتاانند در محاسبات من مناقشه کنند‪ .‬آنها هدو داكتن ههره اي از درک و‬ ‫فهم‪ ،‬چه چیزي را پیشهیني ميکردند؟‬ ‫هراي رسیدگي هه هحرا‬

‫‪ – 1114‬حااستا‬

‫هاكد‪ ،‬نه خادِ جنگ‪ ،‬هلكه‬

‫کشمكشهاي ديپلماتیک منتهي هه جنگ – دادههاي ورودي را هراي هرنامهي‬

‫‪122‬‬

‫رايانهاي ايجاد کردم؛ وظیفه ي اين هرنامه سنجش میزا تاجه هر يک از کشارهاي‬ ‫اروپايي‪ ،‬هه اضافه ي کشارهاي مهم غیر اروپايي نظیر اياالت متحده و ژاپن‪ ،‬در سال‬ ‫‪ 1114‬هه سیاست خارجي صرهستا يا اتريش‪-‬مجارستا است‪ .‬من هر اسا‬ ‫از قضاوتهاي تخصصي و نزديكي جغرافیايي هه هحرا‬ ‫هرجستگي را تخمین ميزنم‪ .‬نفاذ هالقاه هر اسا‬

‫مقیا‬

‫ترکیبي‬

‫اتريش‪-‬صرهستا ‪،‬‬

‫استانداردي از "قدرت‬

‫ملي" هراي تمام کشارهاي دنیا و هه طار سالیانه‪ ،‬از ‪ 1618‬تا تقريباً عصر حاضر‪،‬‬ ‫تاسط تحقیقات آکادمیک ماسام هه پروژهي قرائن جنگ‪ ،296‬هه دست آمده است‪.‬‬ ‫البته من از هرآوردهاي مرهاط هه سال ‪ 1114‬استفاده ميکنم‪ .‬از آنجايي که اين‬ ‫ماضاع را ها استفاده از آخرين مدلم هررسي ميکنم‪ ،‬متغیرهاي اضافي الزم را هه آ‬ ‫وارد خااهم کرد‪ .‬اين متغیر میزا مصمم هاد هر هازيكن در هر ماقعیتي که قرار‬ ‫گرفته را اندازه مي گیرد؛ حتي اگر آ ماقعیت هه معناي ككست در مذاکرات هاكد‪،‬‬ ‫يا هرعكس‪ ،‬هازيكن هراي تاافقي که انعطاف پذيري قاهلتاجهي را در رويكردش‬ ‫نسبت هه مذاکرات نشا خااهد داد‪ ،‬هه اندازهي کافي مشتاق هاكد‪ .‬ها تاجه هه هحث‬ ‫قبلي ما درهاره ي مراقبت هاي ههداكتي‪ ،‬اين مدل جديد مشتمل هر وروديهايي‬ ‫است که وظیفه ي آنها سنجش میزا مطاهقت سبک چانهزني هر هازيكن ها سبک‬ ‫چانهزني هیل کلینتا (رقم ‪199‬؛ هر اسا‬ ‫هیبري کلینتا (رقم صفر؛ هر اسا‬

‫مقیا‬

‫اين متغیر) و يا ها سبک چانهزني‬

‫مقیا‬

‫اين متغیر) در اوايل دهه ‪ 1119‬است‪.‬‬

‫مقادير متغیر مرهاط هه اين "تعهد‪ "291‬هر اسا‬

‫مطالعهي من درهارهي ساهقهي‬

‫تاريخي مسائل منتهي هه جنگ جهاني اول است‪ .‬هر تصمیمگیرندهي عبقهمندي در‬ ‫سال ‪ 1114‬هه اطبعات مارد استفاده در اينجا دسترسي داكته است‪ .‬و اگر ايشا‬ ‫معادالت مرا ميداكتند‪ ،‬ميتاانستند همین تحلیل مرا‪ ،‬که گزارش ميکنم‪ ،‬انجام‬ ‫دهند‪.‬‬ ‫‪the Correlates of War Project‬‬

‫‪296‬‬

‫يعني تعهد و الزام هازيكن در مطاهقت سبک چانه زني اش ها يكي از دو سبک مذکار‬

‫‪291‬‬

‫‪121‬‬

‫ص ‪141‬‬ ‫اتريش‪-‬مجارستا ‪ ،‬آلما ‪ ،‬روماني و ايتالیا کار خاد در ماقعیت ‪( 199‬مبتني هر‬ ‫مسئله) را كروع ميکنند‪ ،‬که اين امر نشانگر تميید کامل ماض اتريش در‬

‫مقیا‬

‫هراهر صرهستا پس ا ز ترور فرانتس فرديناند است‪ .‬صرهستا و يانا کار خاد را از‬ ‫ماقعیت صفر كروع ميکنند‪ ،‬که اين امر نشانگر مخالفت کامل آنها ها درخااستهاي‬ ‫اتريش‪-‬مجارستا از صرهستا هراي دست هرداكتن از حاکمیتش است‪ .‬ماهقي‬ ‫دولتهاي اروپايي تقريبا هین رقمهاي ‪ 11‬و ‪ 41‬اين مقیا‬

‫جاي ميگیرند‪ ،‬و اين‬

‫نشا ميدهد که ايشا هه صرهستا متمايل تر هاده و علیه اتريش‪ ،‬اما نه قاطعانه‪ ،‬قرار‬ ‫داكتند‪.‬‬ ‫هما طار که در ككل ‪ 1.1‬ديده ميكاد‪ ،‬کاخي پر از رياضیدانا ريشدار اعداد‬ ‫را وارسي ميکردند تا هتاانند وقاع جنگ را در سال ‪ 1114‬پیشهیني کنند‪ .‬همچنین‪،‬‬ ‫آنها متاجه مي كدند که اگر صرفا اعداد را هه حد کافي وارسي ميکردند‪ ،‬از وقاع‬ ‫جنگ اجتناب ميكد؛ اين امر منعكس کنندهي تبش ديپلماتیک طاالني هه جاي‬ ‫عجله هراي آغاز جنگ هاد‪ .‬اين ككل نشا ميدهد که مدل ما وقاع جنگ را حاالي‬ ‫ماه آگاست سال ‪ 1114‬پیشهیني ميکند‪ .‬اين مقطعي از زما است که منطق مدل‬ ‫ميگايد تبش هاي ديپلماتیک هراي حل اختبفات هدو تاسل هه زور در آ مقط‬ ‫پايا مييافت‪.‬‬

‫‪124‬‬

‫مشاهده ميکنید که مدل دائما مناف انتظاري حاصل از ادامهي مذاکرات را تنظیم‬ ‫و کالیبره کرده‪ ،‬آنها را در هراهر تخمین مدل از هزينهاي انتظاري حاصل از ادامهي‬ ‫تعقیا ديپلماسي‪ ،‬وز دهي ميکند‪ .‬درنهايت‪ ،‬در نباد تاافق‪ ،‬هازيكنا‬

‫نتیجه‬

‫ميگیرند که دورنما يا ارزش يک تاافق‪ ،‬ارزش تبش کرد ندارد‪ .‬در اصل‪،‬‬ ‫الگاريتم مدل درهاره ي ارزكي که هازيكنا هه کسا امتیاز در فردا اختصاص‬ ‫ميدهند‪ ،‬در مقايسه ها کسا هما امتیاز در امروز‪ ،‬قضاوت ميکند‪ .‬رسید ِ هرچه‬ ‫زودتر هه هرخي مناف همااره ارزكمندتر از کسا ديرهنگام آنهاست‪ .‬در اين مثال‪،‬‬ ‫دورهاي که تقريبا هه اوايل يا اواسط ماه آگاست مرهاط ميكاد‪ ،‬زماني اتفاق مي افتد‬ ‫که مدل مي گايد اين هازي هه پايا خااهد رسید‪ ،‬زيرا پیشرفت هسیار کمي در‬ ‫مسدود کرد ككاف میا خااستههاي اتريش و امتیازات صرهستا صارت گرفته‬ ‫هاد‪(.‬ادامه دارد)‬ ‫ص ‪144‬‬

‫‪121‬‬

‫(ادامه متن هاال) هناهراين هازي پايا خاد را در ماه آگاست پیشهیني میكند‪ .‬در آ‬ ‫مقط هیچ تاافقي هین آنتاگانیستهاي اصلي وجاد ندارد‪ ،‬و هه همین ترتیا‪ ،‬ها‬ ‫تاجه هه مدل‪ ،‬هازي جديدي آغاز ميكاد‪ ،‬ها ژنرالهايي که کار ديپلماتها را ادامه‬ ‫ميدادند‪.‬‬ ‫تا اين لحظه‪ ،‬اتريشيها (که تاسط متحدا آلماني پشتیباني ميكدند) هر‬ ‫درخااست خاد مبني هر اجراي اولتیماتام اتريش پافشاري کرده هادند‪ .‬در همین‬ ‫حال‪ ،‬دولت صرهستا مسافت هسیار خاهي را هه سمت مااجهه ها هسیاري از‬ ‫خااستههاي اتريش طي کرده هاد‪ .‬هااينحال‪ ،‬صرهستا تمايلي هه پذيرش اولتیماتام‬ ‫اتريش ندارد‪ ،‬دقیقاً هما طار که اتريشيها امیدوار هادند‪ .‬در عاض‪ ،‬صرهستا‬ ‫وضعیتي متعادل و آكتي جايانه اتخاذ ميکند که ها امتیازات اعطائي از ساي‬ ‫هريتانیاييها‪ ،‬فرانسايها و رو ها سازگار است‪ .‬اعتقاد هر اين هاد که اين سه نفر‪ ،‬ها‬ ‫تاجه ه ه هحرا كبیه سازي كده‪ ،‬هه كدت هه دنبال يافتن تاافق و حل و فصل‬ ‫ماضاع هادند‪ .‬از اين رو‪ ،‬نه در واقعیت و نه در كبیه سازي‪ ،‬اتريشيها و آلمانيها‬ ‫فكر نميکردند دكمنانشا در پیما اتحاد سه جانبه احتماالً از طرف صرهستا هه‬ ‫میدا جنگ هیايند‪.‬‬ ‫وضعیت ايتالیاييها‪ ،‬از اعضاي پیما اتحاد سه جانبه‪ ،‬در طال هحرا چطار‬ ‫هاد؟ در واقعیت‪ ،‬آنها در تاريخ ‪ 26‬ژوئیه ‪ 1114‬نشا دادند که نميتاانند از‬ ‫اولتیماتام اتريش‪-‬مجارستا حمايت کنند؛ اولتیماتامي که تنها پنج روز قبل از آ‬ ‫ايراد كده هاد‪ .‬هه دلیل قرياالاقاع هاد جنگ‪ ،‬ايتالیاييها خاد را هيطرف اعبم‬ ‫کردند‪ .‬آنها از پیما اتحاد سه جانبه هر زمینهايي که اتريش‪-‬مجارستا جنگي‬ ‫تهاجمي‪ ،‬و نه تدافعي‪ ،‬را در آنها آغاز کرده هاد‪ ،‬خارج كدند‪.‬‬ ‫در ارزياهي مدل‪ ،‬ايتالیايي ها در ماقعیتي مشاهه ها آلمانيها و اتريشيها کاركا‬ ‫را آغاز ميکنند؛ چراکه ها عضايتكا در اتحاد سه جانبه تناسا دارد‪ .‬هما طار که‬

‫‪128‬‬

‫در ككل ميتاا ديد‪ ،‬در زما هندي مدل در اواسط ماه ژوئیه‪ ،‬ايتالیاييها اتحاد سه‬ ‫جانبه را ككسته و خنثي ميكاند‪ .‬آنها ماضعي را اتخاذ ميکنند که هر اسا‬

‫مقیا‬

‫مسئله‪ ،‬در اطراف رقم ‪ 19‬گردش ميکند‪ .‬هناهراين‪ ،‬مدل ميهیند که ايتالیاييها يک يا‬ ‫دو هفته زودتر از آغاز واقعي تحرکات آنها‪ ،‬حرکتشا را آغاز ميکنند‪ ،‬اما ها اين‬ ‫وجاد‪ ،‬مدل عزيمت آنها را هه ماض خنثي هاد ‪ ،‬پیشهیني ميکند‪ .‬در منطق مدل‪ ،‬و‬ ‫در واقعیت‪ ،‬ايتالیاييها متعهد هه ايستادگي در کنار متحدانشا ‪ ،‬يعني اتريش و آلما ‪،‬‬ ‫نبادند؛ هه محضي که فهمیدند رويدادهايي در حال وقاع است که اتفاقي‬ ‫كگفت آورتر از يک جنگ کاچک میا اتريش و صرهستا را هاجاد خااهد آورد‪.‬‬ ‫مدل نشا ميدهد که اتريش‪-‬مجارستا و آلما انتظار داكتند در چند هفتهي‬ ‫اول هحرا ‪ ،‬جنگ علیه صرهستا هاكد؛ در حالیكه صرهستا نیز در اين انتظار‬ ‫اكتراک داكت‪ .‬اتريش در واق در پايا ماه ژوئیه علیه صرهستا اعبم جنگ کرد‪،‬‬ ‫در حالیكه اظهار داكت هیچ دعاايي ها ديگرا ندارد‪ .‬ها آغاز ماه اوت‪ ،‬مدل پیشهیني‬ ‫ميکند هما طار که اتريش‪-‬مجارستا و آلما تاانايي فائق آمد هر رخدادها را‬ ‫نداكتند‪ ،‬ص رهستا هه نقشي نسبتاً جزئي منتسا كده هاد‪ .‬آلما در واق در يكم‬ ‫اوت علیه روسیه اعبم جنگ کرد‪ ،‬و جنگي که تاسط منطق مدل هه طار واقعي‬ ‫پیشهیني كده هاد‪ ،‬آغاز كد‪.‬‬ ‫آيا جنگ اجتناب ناپذير هاد؟ هه طار قط پاسخ آ ميهايست منفي هاكد‪ .‬اوال‬ ‫میتاانیم در ككل هبینیم که گروههاي مخالف مذاکرات را يک يا دو ماه هیشتر طال‬ ‫داده هادند‪ ،‬و ها هه تعايق افتاد تصمیم هراي آغاز جنگ‪ ،‬آلمانيها ميتاانستند‬ ‫تصاير آ خطر هزرگ را ههتر درک کنند‪( .‬ها تاجه هه منطق پیشهیني مدل) آنها‬ ‫ميتاانستند صفاف خاد را ها اتريشيها هه هم هزنند‪ ،‬و ها هريتانیاييها و متحدانشا‬ ‫هه تاافق هرسند‪ .‬اتريشيها ميتاانستند هخش اعظمي از خااستههاي خاد را تحت‬

‫‪128‬‬

‫تاافقي که مدل نشا ميدهد ميتاانست در سپتامبر يا اکتبر ‪ 1114‬منعقد كاد‪ ،‬هه‬ ‫دست هیاورند‪(.‬ادامه دارد)‬ ‫ص ‪141‬‬ ‫(ادامه متن هاال) مطمئناً اين تاافق هه ديپلماتهايي نیاز داكت که هه جاي سپرد‬ ‫تصمیمات هه ژنرالها‪ ،‬متصدي امار هاقي همانند‪ .‬معاملهاي که ميتاانست هه ذهن‬ ‫خطار کند‪ ،‬نمي تاانست مشتمل هر تسلیم و واگذاري حاکمیت صرهستا هاكد‪ .‬اما‬ ‫تنها نكته مهم اين است؛ كبیه سازي هازي هه درستي نشا ميدهد که ديپلماتها از‬ ‫اوايل پايیز ديگر مذاکرات را ادامه نميدادند‪ .‬هازي ديپلماتیک پیش از سپتامبر پايا‬ ‫ميياهد و هازي جديد‪ ،‬يعني جنگ‪ ،‬آغاز ميكاد‪.‬‬ ‫زيبايي يک مدل در اين است که ما را آزاد ميگذارد تا سااالت هسیاري از‬ ‫جنس چه‪-‬اگر هپرسیم‪ .‬ما ميتاانیم هازي ديپلماسي جنگ جهاني اول را هازنمايي‬ ‫کنیم در حالي که نحاهي اظهار وجاد هازيكنا را تغییر ميدهیم؛ درست هما طار‬ ‫که در فصلي پیش از اين هراي يک مشتري دادخااست انجام دادم‪ .‬هه اين ترتیا‬ ‫ميتاانیم هبینیم که اگر اين يا آ هازيكن ميتاانست هازي ههتري انجام دهد‪ ،‬نتیجهي‬ ‫ههتري از نقطهنظر آ هازي ايجاد ميکرد‪.‬‬ ‫هیايید هحرا ‪ 1114‬را هازنمايي کنیم‪ ،‬اين هار ديپلماتهاي هريتانیايي را از‬ ‫آ هايي که واقعا هادند ماهرتر کنیم‪ ،‬اما نه ماهرتر از آنچه که ميتاانستند هاكند‪ .‬هه‬ ‫ايشا اجازه ميدهم تا نگاهي داكته هاكند هه تخمین مدل از آنچه که تصمیمگیرا‬ ‫آلماني و اتريشي در سر داكتند‪ .‬هه اين ترتیا‪ ،‬میخااهم ادعا کنم که ايشا ارتش‬ ‫کاچكي از رياضیدانا داكتند که محاسباتي را انجام ميدادند که رايانهام هراي من‬ ‫انجام ميدهد‪ .‬اين امر کار را هراي هريتانیاييها آسا تر ميکند تا هجاي هيخیالي و‬ ‫عدم قاطعیت‪ ،‬هیشتر هه فكر هیفتند و قاط هاكند‪.‬‬

‫‪126‬‬ ‫نیل فرگاسن‪ ،219‬مارخ معاصر‪ ،‬استدالل کرده است که يک عامل هزرگ که‬ ‫منجر هه جنگ در ‪ 1114‬كد‪ ،‬اين هاد که اتريشيها و آلمانيها از مقاصد هريتانیاييها‬ ‫اطمینا نداكتند و اين عدم قطعیت از ساي هريتانیاييها ايجاد كده هاد‪ )1(.‬هرچند‬ ‫ممكن است هريتانیا هراي مدت طاالني از حرههي گیج کرد دكمن هه خاهي استفاده‬ ‫کرده هاكد‪ ،‬اما اين کار در سال ‪ 1114‬هه عناا يک استراتژي هه حساب نميآمد‪ .‬آيا‬ ‫هريتانیايي ها واقعا قصد دفاع از صرهستا را داكتند‪ ،‬يا اينكه داكتند هلاف ميزدند؟‬ ‫مطمئناً اينكه آنها در آ دوره هیچ حرف يا عملي از خاد نشا ندادند‪ ،‬کافي هاد تا‬ ‫قدرت هاي اتحاد دوجانبه را متقاعد کند که دفاع از صرهستا واقعا هراي هريتانیاييها‬ ‫اهمیت داكت‪ .‬اين يک ككست مهم از طرف آنها هاد‪ ،‬و كايستهي اکتشاف و‬ ‫هررسي هیشتر است‪.‬‬ ‫هه خاطر هیاوريد زماني که نگاهي انداختیم هه دادخااستي که هر روي آ کار‬ ‫ميکردم‪ ،‬وقتي هه مشتري ام تاصیه کردم تا هلاف زده و هگايد تعهد قايتري هه‬ ‫ماقعیت چانه زني آنها – نسبت هه آنچه که آنها در واقعیت داكتند – دارد‪ ،‬آنگاه‬ ‫عااقا هعدي را هررسي کرديم‪ .‬چنین هلاف زدني ميتااند خطرناک و هزينههر هاكد‪.‬‬ ‫اگر طرف ديگر – هه طار صحیح – معتقد هاكد صرفاً يک حالت دكاار است که‬ ‫خادنمايي ميکند و نه يک امر واقعي‪ ،‬آنگاه هه هلاف زد ادامه خااهند داد‪ .‬در‬ ‫پرونده دادخااست‪ ،‬هلاف زد ميتاانست احتمال وقاع پیامدي پرهزينه را افزايش‬ ‫دهد‪ .‬مشتري ها اتهامات مجرمانه سختي ميتاانست روهرو كاد‪ .‬هرچند ممكن هاد‬ ‫در دادگاه محاکمه كاند‪ ،‬اما هما طار که مشاهده کرديم‪ ،‬محاکمهها همیشه‬ ‫کساوکار خطرناکي هستن د‪ .‬آنها در هر صارت‪ ،‬هدو هلاف زد ‪ ،‬ها آ اتهامات‬ ‫روهرو ميكدند‪ ،‬لذا هلاف در نظركا جذاب آمد (و ثاهت کرد که جذاهیت دارد)‪.‬‬

‫‪Niall Ferguson‬‬

‫‪219‬‬

‫‪121‬‬

‫تصار کنید هلاف زد‬

‫چقدر ميتاانست در تاهستا‬

‫‪ 1114‬هراي هريتانیا‬

‫هزينههرتر و ريسكيتر هاكد تا هراي مشتري من در مارد پروندهي دادخااست‪ .‬ها‬ ‫درک ماضاع ميدانیم که تاپهاي جنگيِ ماه اوت هیش از چهار سال خاماش نشده‬ ‫هادند‪(.‬ادامه دارد)‬ ‫ص ‪148‬‬ ‫(ادامه متن هاال) ها پايا جنگ‪ ،‬اياالت متحده – نه هريتانیا‪ ،‬نه فرانسه‪ ،‬نه آلما و نه‬ ‫روسیه – هه هزرگ ترين قدرت در جها تبديل كد‪ .‬ها پايا جنگ‪ ،‬ديگر اتريش‪-‬‬ ‫مجار ستا وجاد خارجي نداكت‪ .‬اما آ هنگامي که تصمیمات هايد گرفته ميكدند‪،‬‬ ‫هیچ کس از اين پیشامدها مطل نباد‪ .‬آنها هاالجبار هايد فكر ميکردند که اگر هه‬ ‫مصالحه روي خاش نشا ميدادند‪ ،‬و يا اگر تصمیم واقعي ميگرفتند که هر سر‬ ‫تصمیم كا پايدار همانند‪ ،‬آنگاه چه وضعي ميداكتند‪ .‬هريتانیا هه دنبال مصالحه هاد‪،‬‬ ‫و فاجعه هه دنبالش آمد‪ .‬اگر آنها هلاف ميزدند که عزمشا هر دفاع از صرهستا‬ ‫است‪ ،‬آنگاه مدل درهارهي رخدادهاي هعدي چه خااهد گفت؛ همچنین نظر مدل‬ ‫درهاره ي اينكه آنها چگانه مي تاانستند چنین ثبات عزمي را از خاد نشا دهند‪،‬‬ ‫چیست؟‬ ‫هريتانیايي ها در وضعیت عجیبي قرار داكتند‪ .‬گايا ايشا حتي نسبت هه مصمم‬ ‫هاد خاد مطمئن نبادند‪ .‬نه تنها درهارهي ديگرا ‪ ،‬هلكه حتي ظاهراً راج هه‬ ‫خادكا ‪ ،‬و حتي نسبت هه آنچه که هايد انجام دهند يا انجام خااهند داد‪ ،‬نیز‬ ‫نامطمئن هادند‪ .‬احتماالً هه همین دلیل است که اتريشيها و آلمانيها ديپلماسي‬ ‫هريتانیايي ها را نشا دهنده ي تعهد واقعي در دفاع از صرهستا تلقي نميکردند‪.‬‬ ‫همچنین میدانیم هنگامي که رو ها – معتقد هادند ها حمله اي قريا الاقاع روهرو‬ ‫خااهند كد – قااي خاد را هسیج كدند‪ ،‬اين امر سبا كد آلماني ها نیز قااي خاد‬ ‫را هسیج کرده‪ ،‬و هه اين ترتیا جنگ آغاز كد‪ .‬هسیج رو ها قطعاً تعهد ايشا را هه‬

‫‪119‬‬

‫نمايش گذاكت‪ ،‬اما اين ماضاع نتاانست دورنماي حصال تاافقي مذاکره كده را‬ ‫ههباد هخشد‪ .‬هسیج آنها "سیگنالي هسیار هسیار پرهزينه" هاد‪ .‬آيا هسیج هريتانیاييها‬ ‫ميتاانست عااقا خطرناک مشاههي داكته هاكد‪ ،‬و يا اينكه اين هن هست را در هم‬ ‫ككند؟‬ ‫هرداكت داده هاي ورودي هه مدل نسبت هه هريتانیا هدين نحا است که وي را‬ ‫نسبت هه كرايط حكم‪ ،‬که همه طرف ها مي تاانند هپذيرند‪ ،‬هه كدت متعهد ميداند‪.‬‬ ‫در راهطه ها "انعطاف پذيري‪/‬تعهد"‪ ،‬از ‪ %199‬ممكن‪ ،‬مقدار ‪ 19‬هه آنها اختصاص‬ ‫يافت؛ که اين امر نشا ميدهد آنها واقعا خااستار مذاکره هادند و آماده هادند هراي‬ ‫جلاگیري از جنگ‪ ،‬در سايهي يک مصالحهي هزرگ هه زندگي ادامه دهند‪ .‬من كبیه‬ ‫سازي قبلي ام از هحرا را تكرار کردم‪ ،‬اما هدو هیچگانه تغییري‪ .‬میزا تعهد‬ ‫هريتانیا در قبالِ مصالحه را از ‪ 19‬هه ‪ 19‬تغییر دادم‪ .‬مقدار ‪ 19‬نشا از رويكردي‬ ‫متعادل دارد‪ .‬مقدار ‪ 19‬معنايش اين است که هازيكن هه طار فعاالنه هه دنبال يک‬ ‫تاافق است‪ ،‬لیكن هه اندازه ي کافي مصمم است که اين يک معامله ي هسیار دور از‬ ‫پیامد ماردنظرش نخااهد هاد‪ .‬ها اختصاص مقدار ‪ 19‬هه هريتانیا‪ ،‬در اصل سعي دارم‬ ‫هینش و نگاه نیال فرگاسن (و همچنین هینش مارخا ديگر) را مارد امتحا قرار‬ ‫دهم؛ هینش وي اين هاد که پیام سست هريتانیا هه وقاع جنگ کمک کرد‪ .‬دارم‬ ‫رويكردي را كبیه سازي ميکنم که كايد رهبرا هريتانیايي آ را هه عناا هلافي‬ ‫مشاهده ميکرد ند که قصد داكت اوضاع را هه کلي عاض کند و تاافقي هراي‬ ‫اجتناب از جنگ را ترويج نمايد‪.‬‬ ‫چه اقدامات واقعي ممكن هاد هريتانیا انجام دهد تا اين پیام را ارسال کند‪" :‬ما‬ ‫در مارد حاکمیت صرهستا جدي هستیم"؟ من در امار نظامي تخص‬ ‫هناهراين گمانه زني هاي من صرفا هما خااهد هاد‪ .‬مطمئنم يک متخص‬

‫ندارم‪،‬‬ ‫نظامي يا‬

‫مارخ در حازه ي سیاست هريتانیا از طلیعه ي جنگ جهاني اول‪ ،‬هراي هريتانیاِ‬

‫‪111‬‬

‫راههاي هي كمار ديگري هراي ارسال پیام صحیح خااهد يافت‪ .‬در اينجا يكي از آنها‬ ‫ذکر ميكاد‪:‬‬ ‫هريتانیا هزرگترين قدرت دريايي جها هاد (گرچه در آ زما آلمانيها قطعاً‬ ‫داكتند اين ادعا را هه چالش ميکشیدند)‪ .‬ها اينكه ميتاانستند تعداد اندکي از‬ ‫کشتي هاي ناوگا دريايي خاد را تنها ها چندهزار نیروي هريتانیايي پر کرده و آنها را‬ ‫هه درياي آدرياتیک منتقل کنند‪ ،‬اما آنها را هه فاصله ي کاتاهي از صرهستا پیاده‬ ‫کردند‪ .‬كايد ميتاانستند کشتيهاي ديگري را هه تنگهي هسفر‬

‫‪211‬‬

‫هفرستند‪ ،‬يعني‬

‫تقريبا از هر طرف هه صرهستا ِ محصار در خشكي حمله کنند‪ .‬اين کار ميتاانست‬ ‫هه درد چندين هدف هالقاه سادمند هخارد‪( .‬ادامه دارد)‬ ‫ص ‪148‬‬ ‫(ادامه متن هاال) اين ماضاع‪ ،‬در زها نظريه هازي ها‪ ،‬سیگنالي پرهزينه است‪.‬‬ ‫صحبت کرد ارزا است‪ ،‬اما فرستاد ناوگا هه منطقهاي که در آينده هه میدا نبرد‬ ‫هدل خااهد كد‪ ،‬يعني پالت را در دهانت هگذاري {يعني هه ههباد اين وضعیت هد‬ ‫کمک کني‪ ،‬تا اينكه صرفا راج هه ههباد اوضاع صحبت کني!}‪.‬‬ ‫آلمانيها و اتريشيها احتماالً اين مسئله را کمي جديتر ميگرفتند؛ اينكه قصد‬ ‫هريتانیا تجارت و معامله هاد‪ .‬هما طار که خااهیم ديد‪ ،‬مدل فقط هما را نشا‬ ‫ميدهد‪ .‬عبوه هر اين‪ ،‬اينگانه هسیج کرد نیروي دريايي هیچ يک از خطرات‬ ‫هزرگ مرهتط ها هسیج نیروهاي زمیني تاسط روسیه را نداكت‪ .‬روسیه ميتاانست‬ ‫سرهازا را هه سرعت هه مرزهاي آلما و سراسر آ انتقال دهد‪ .‬هديهي است اين‬ ‫ماضاع آلما ها را هیش از پیش وحشت زده و عصبي ميکرد‪ .‬کشتيهاي هريتانیايي‪،‬‬ ‫که مملاء از سرهازا هاد‪ ،‬مدت زما زيادي را هراي رسید هه ماقعیت هايستي‬ ‫‪Bosporus‬‬

‫‪211‬‬

‫‪112‬‬

‫ميگذراندند‪ .‬درنهايت‪ ،‬کشتيها نميتاانستند مستقیما در هما مسیري هاكند که‬ ‫جنگ اولیه انتظار ميرفت در آ رخ دهد‪ .‬هناهراين‪ ،‬کشتيهاي پر از نیرو ميتاانست‬ ‫هیشتر سیگنالي هاكد از آنچه که قرار هاد اتفاق هیفتد؛ هدو سرعت هخشید در انجام‬ ‫هرگانه اقدام سري نظامي‪ .‬در واقعیت‪ ،‬کشتيهاي هريتانیايي تحت فرماندهي فرانسه‬ ‫تنها چند روز پس از اعب جنگ عازم درياي آدرياتیک كدند؛ هسیار اندک‪ ،‬هسیار‬ ‫ديرهنگام‪.‬‬ ‫هنگامیكه من هحرا ‪ 1114‬را‪ ،‬ها فرض اينكه هريتانیا در متغیر "انعطاف پذيري"‬ ‫مقدار ‪ 19‬را داكته هاكد‪ ،‬كبیه سازي کردم‪ ،‬مدل نشا داد اتريشيها و آلمانيها واقعا‬ ‫درها ره ي نیات واقعي هريتانیا مردّد هادند‪ .‬اما زماني که مقدار اختصاص يافته هه‬ ‫هريتانیا در اين فاکتار را رقم ‪ 19‬قرار ميدهم‪ ،‬مدل نشا میدهد آلماني ها و اتريشي‬ ‫ها متقاعد ميكاند که هريتانیاييها ها آنها مبارزه خااهند کرد‪ .‬همچنین قاهل ذکر‬ ‫است الگاي تعامبت اتريش‪-‬مجارستا و هريتانیا تغییر ميکند‪ .‬هنگامي که هريتانیا‬ ‫عزم اندکي از خاد نشا ميدهد‪ ،‬اتريش‪-‬مجارستا چگانگي هه زور وادار کرد‬ ‫هريتانیا هه پذيرش ماقعیت كا را پیشهیني ميکند‪ .‬زماني که هريتانیا عزم قايتري –‬ ‫اما نه كديد ‪ -‬از خاد نشا ميدهد‪ ،‬يعني عزمي معادل رقم (‪ ،)19‬اتريشيها هه دنبال‬ ‫تاافقي مذاکره كده ها هريتانیا هستند؛ حتي اگر درياهند که اگر هريتانیا مجاز هه حرکت‬ ‫اول هاكد‪ ،‬معناي آ جنگ خااهد هاد؛ حااستا هاكد‪ ،‬معناي آ نه اين جنگ‬ ‫کاچكي هاد که اتريش میخااست علیه صرهستا هه راه هیندازد‪ ،‬هلكه معنايش جنگ‬ ‫هزرگي هاد که هیچ کس خااستار آ نباد‪.‬‬ ‫نگاهي هه ككل ‪ 1.2‬هیندازيد‪ .‬سناريايي را در اينجا ميهینیم که در آ هريتانیا‬ ‫عزم هیشتري از خاد نشا ميدهد (‪ 19‬هه جاي ‪ .)19‬ها كبیه سازي سیگنالي كديدتر‬ ‫از ساي هريتانیا‪ ،‬گانهاي از ذکاوت اطبعاتي را در راهطه ها تفكر دكمن آككار‬ ‫خااهیم کرد که کادتايي مادام العمر هراي جاساسي در دنیاي واقعي خااهد هاد‪.‬‬

‫‪111‬‬

‫درميياهیم ها وجاد حرکت کشتيهاي هريتانیايي ههساي درياي آدرياتیک اندکي پس‬ ‫از آغاز هحرا ‪ ،‬درست پیش از آنكه اعب جنگ كاد‪ ،‬اتريش‪-‬مجارستا ‪ ،‬آلما و‬ ‫هريتانیا در ميياه ند که حل و فصل سري‬

‫اختبفات كا امري ممكن است‪.‬‬

‫اتريشي ها و آلماني ها چنین دورنمايي را (يا دلیلي هراي آ ) در كبیه سازي وضعیت‬ ‫واقعي نديدند‪ .‬اما وقتي هريتانیا عزم هیشتري نشا ميدهد‪ ،‬محیط استراتژيک تا حد‬ ‫زيادي تغییر ميکند‪ .‬اتريشي ها و آلماني ها معتقدند که ميتاانند‪ ،‬و هايد‪ ،‬در عرض‬ ‫چند روز پس از آغاز هحرا ‪ ،‬ها هريتانیا معامله اي داكته هاكند‪.‬‬ ‫اين مدل ميگايد که اتريشيها و آلمانيها ميدانند که هايد از درخااست خاد‬ ‫هراي تسلیم كد کامل صرهستا صرف نظر کنند‪ .‬آنها ميهینند فرصتي هاجاد آمده‬ ‫تا اتحاد سه جانبه را متقاعد کنند هپذيرد که اتريش‪-‬مجارستا هايد تمثیري واقعي‪ ،‬اما‬ ‫نه هه معناي کنترل کرد ‪ ،‬هر سیاست خارجي صرهستا داكته هاكد‪.‬‬ ‫ص ‪146‬‬ ‫البته هر تغییري سبا تغییر ديگري خااهد كد‪ .‬اعضاي اتحاد سه جانبه پیشنهاد‬ ‫جديد را هبفاصله نميپذيرند؛ پیشنهادي که (هر اسا‬

‫منطق مدل) اگر هريتانیايي ها‬

‫کشتي هاي نیروي دريايي خاد را هي درنگ هه درياي آدرياتیک فرستاده هادند‪ ،‬حتما‬ ‫هر روي میز قرار مي گرفت‪ .‬در حالي که تسلیم اين پیشنهاد كبیه سازي كده‬ ‫نميكاند‪ ،‬ديپلماتهاي اعضاي اتحاد سه جانبه قطعاً متاجه ماضاع كده و آ را‬ ‫در خااهند يافت‪ .‬اين ديپلماتها همچنا مسئال هاده‪ ،‬و در عین حال ژنرالها را در‬ ‫حاكیه نگه مي دارند‪ .‬در حالي که مذاکره کنندگا طي چند هفته هه کار خاد ادامه‬ ‫داده‪ ،‬و تصار ميکنند ميتاانند امتیازات هیشتري از اتريش‪-‬مجارستا هگیرند‪ ،‬در‬ ‫اوايل ماه اوت متاجه ميكاند که (هر اسا‬

‫منطق مدل – هه ياد داكته هاكید‪ ،‬هیچ‬

‫يک از اين امار در سال ‪ 1114‬هه طار واقعي رخ نداده است) اتريشي ها و آلماني ها‬ ‫ديگر تمايلي هه داد امتیازات هیشتر ندارند‪ .‬هناهراين‪ ،‬معاملهاي میكنند که حدود آ‬

‫‪114‬‬

‫هر اسا‬

‫مقیا‬

‫مسئله‪ ،‬رقم ‪ 81‬است‪ .‬اين معامله ميتاانست در هحرا واقعي‬

‫‪ ، 1114‬هیش از آنچه هر روي میز قرار گرفته هاد‪ ،‬عايد اتريشيها نمايد‪ ،‬اما خیلي‬ ‫کمتر از اين هاد که صرهستا از حاکمیت خايش دست هردارد‪ .‬اين معامله کم و‬ ‫هیش ميتاانست اختبف هین ماض انگلیس و درخااست اتريش‪-‬مجارستا را از‬ ‫هم جدا نمايد‪ .‬كبیهسازي تحت اين كرايط نشا ميدهد فرانسايها و رو ها هه‬ ‫سرعت هه اين مصالحه ميپیاستند‪ .‬از جنگي ميتاانست اجتناب كاد که قرار هاد‬ ‫پاياني هر تمام جنگها هاكد‪.‬‬

‫گرچه در ماه ژوئن سال ‪ 1114‬در كهر لند هزارا رياضیدا وجاد داكت که‬ ‫ها اعداد دست و پنجه نرم ميکردند ‪ ،‬اما ممكن است نیازي هه پرسید ساال هعدي‪،‬‬ ‫و نهاييِ اين فصل نداكته هاكیم‪ :‬آيا ميكد هاسیله ي استفادهي قضايي از مهارتهاي‬ ‫يک پیشهیني کننده‪ ،‬از جنگ جهاني دوم ممانعت هه عمل آورد؟‬

‫‪111‬‬

‫دیگر آقای هیتلری نخواهد بود؟‬ ‫ظهار قدرت آدولف هیتلر داستا عجیا و ترسناکي است که ميتاانست در‬ ‫زماني هین ناامبر ‪ 1112‬و مار‬

‫‪ ،1111‬اگر نه زودتر‪ ،‬در نطفه خفه كاد‪( .‬ادامه‬

‫دارد)‬ ‫ص ‪141‬‬ ‫(ادامه متن هاال) اين داستاني است که ارزش تاجه دارد‪ .‬هر سخن ديگري که‬ ‫درهاره ي هیتلر گفته كاد‪ ،‬هايد پذيرفت که وي صادق هاد و نسبت هه مقاصدش آزاد‬ ‫هاد‪ .‬نه تنها کتاب زندگینامه وي ها نام نبرد من‪ ،‬منتشر كده در ‪ ،1121‬ياوهسرائيهاي‬ ‫او را هه جها معرفي ميکند‪ ،‬هلكه خاد وي نیز در سال ‪ 1112‬در هر سخنراني‬ ‫انتخاهي اش پس از هر سخنراني چنین حرفايي میزد‪ .‬ها اينكه هیتلر در سال ‪1121‬‬ ‫تبش کرد از طريق انجام کادتا (مشهار هه کادتاي مانیخ) هه قدرت هرسد‪ ،‬که در‬ ‫آ هم پلیس آلما و هم كاركیا نازي کشته كدند (هرما گارينگ‬

‫‪212‬‬

‫هه كدت‬

‫زخمي كد)‪ ،‬اما ناکام ماند و در حال حاضر مشخصا هه عناا كخصي كناخته‬ ‫ميكا د که کنترل ديكتاتارگانه را از طريق اهزارهاي قاناني افزايش داد‪ .‬هراي يک‬ ‫لحظه‪ ،‬صندوق راي جايگزين گلاله كد‪.‬‬ ‫ها حضار در کمپینهاي انتخاهاتي يكي پس از ديگري – چندين سخنراني در‬ ‫يک روز‪ ،‬هیتلر اولین سیاستمدار آلماني هاد که هراي پاكش وسی تبلیغاتي در‬ ‫سراسر آلما از مسافرت هاايي ههره هرد – هیتلر اعبم کرد اگر هه قدرت هرسد‪،‬‬ ‫احزاب سیاسي را ممناع و ريكستاگ‪ ،211‬يعني پارلما آلما را تعلیق خااهد کرد‪.‬‬ ‫در حال حاضر‪ ،‬وقتي يک مبارز انتخاهاتي وعدهي صلح و رفاه‪ ،‬مادري و کیک پاي‬

‫‪Hermann Wilhelm Göring‬‬

‫‪212‬‬

‫‪the Reichstag‬‬

‫‪211‬‬

‫‪118‬‬

‫سیا مي دهد‪ ،‬ما واقعا چیزي درهاره ي آنچه آنها قصد دارند انجام دهند‪ ،‬ياد‬ ‫نميگیريم‪ .‬امیدداكتن و انتظار تغییر يا هزارا نقطهي مثبت ديگر‪ ،‬يعني همه چیز‬ ‫روهه راه است و نگرا نبايد هاد‪ .‬وقتي يک سیاستمدار وعده ميدهد که دماکراسي‬ ‫را مضمحل خااهد کرد‪ ،‬اين مسئله ي ديگري است‪ .‬كما اگر وعده ي صلح و رفاه‬ ‫دهید‪ ،‬راي ها را از دست نخااهید داد‪ .‬من فكر ميکنم منكر كد آزادي انتخاب‬ ‫هراي هرخي از مردم جذاب است‪ ،‬اما مطمئناً نه همه افراد‪ ،‬و احتماالً نه خیلي از آنها‪.‬‬ ‫هناهراين هنگامي که يک سیاستمدار چنین اظهارات هیدادگرانه اي سر ميدهد‪ ،‬هايد‬ ‫هپرسیم‪ :‬وي چه چیزي در ذهن دارد؟ پاسخ هايد اين هاكد که منظار وي هما‬ ‫چیزي است که ميگايد‪ .‬هیتلر قطعاً چنین کرد‪.‬‬ ‫ما البته نیاز اندکي داريم که هخااهیم هه هر جنبش حاكیهاي که اظهارات‬ ‫هیدادگرانه اي سر ميدهد‪ ،‬تاجه کنیم‪ .‬اما در سال ‪ 1112‬حزب نازي ديگر يک‬ ‫جنبش حاكیه اي هه حساب نميآمد‪ .‬در انتخاهات ‪ 1119‬آلما – آنها انتخاهاتها را‬ ‫ها تناوب هاورنكردني اجرا ميکردند – حزب نازي مافق هه کسا ‪ 198‬کرسي از‬ ‫مجماع ‪ 188‬کرسي پارلما آلما كد‪ .‬در انتخاهات ژوئیه ‪ ،1112‬نازيها ها تصرف‬ ‫‪ 219‬کرسي‪ ،‬تبديل هه تنها حزب هزرگ در پارلما كدند‪ .‬تا آ زما هیچ فرد عاقلي‬ ‫نمي تاانست ها وعده هاي انتخاهاتي هیتلر هه آرامي رفتار کند‪ .‬هرکه گاش ميداد‬ ‫هايد حرف را مي فهمید‪ ،‬ها تاجه هه ماهیت آنچه که وي ميگفت‪ ،‬و اين که وي‬ ‫منظارش هما چیزي هاد که ميگفت‪ ،‬و ميگفت آنچه را که منظارش هاد‪ .‬هیتلر‬ ‫صد در صد در واقعیت يک ديكتاتار هاد‪.‬‬ ‫حزب هیتلر در انتخاهات ناامبر ‪ 1112‬هرخي از کرسي هاي پارلما را از دست‬ ‫داد اما همچنا هه عناا تنها گروه هزرگ در پارلما آلما هاقي ماند‪ .‬نازي ها در آ‬ ‫انتخاهات مافق هه کسا ‪ 118‬کرسي پارلما كدند‪ .‬تا ژانايه ‪ ،1111‬پاول فا‬

‫‪118‬‬ ‫هیندنبارگ‪ ،214‬قهرما محباب و پیر جنگ آلما و رئیس جمهار جمهاري‬ ‫وايمار‪ ،211‬تحت فشار قبال کرد تا هیتلر صدراعظم آلما كاد‪ .‬حال ديگر درب ها‬ ‫هه روي جاه طلبي هاي ديكتاتارگانه ي وي کامب هاز هاد‪ .‬در اوايل ماه مار‬ ‫‪ ، 1111‬انتخاهات ديگري هرگزار كد؛ تقريبا هبفاصله پس از آتش سازي پارلما در‬ ‫تاريخ ‪ 1‬مار ‪ .‬هیتلر سريعاً کمانیست ها را هه خاطر آتش سازي پارلما سرزنش‬ ‫کرد‪ ،‬و از آ ماجرا هه عناا ههانه اي هراي ممناع کرد ايشا از ورود هه پارلما‬ ‫استفاده کرد‪ .‬او خااستار آ هاد که تمام سرا کمانیست ها هما كا اعدام كاند‬ ‫– ديگر آقاي خاهي‬

‫‪218‬‬

‫وجاد نداكته هاكد – اما هیندنبارگ از همراهي کرد‬

‫اجتناب ورزيد‪.‬‬ ‫انتخاهات مار‬

‫مافقیتي در هم آمیخته هراي حزب نازي هاد‪ .‬از سمت مثبت‬

‫ماجرا (از ديدگاه حزب نازي)‪ ،‬اين حزب مافق كد سهم خاد از کرسيهاي پارلما‬ ‫را از ‪ 118‬هه ‪ 266‬افزايش دهد‪ .‬از سمت منفي ماجرا‪ ،‬نازي ها نتاانستند اکثريا آراء‬ ‫را هه خاد اختصاص دهند‪ .‬اين هدا معنا هاد که هیتلر همچنا مجبار هاد ها احزاب‬ ‫ديگر دست هه معامله هزند؛ او هناز هه طار کامل در کنترل نباد‪( .‬ادامه دارد)‬ ‫ص ‪119‬‬ ‫(ادامه متن هاال) اگر يک ائتبفِ هه اندازهي کافي قاي از احزاب پارلما هه‬ ‫يكديگر ملحق مي كدند تا ها او مخالفت کنند‪ ،‬وي هناز هراي ككست آ اتئبف‬ ‫آسیا پذير و ناتاا هاد‪ .‬تراژدي اين است که آنها چنین ائتبفي را تشكیل ندادند‪.‬‬

‫‪Paul von Hindenburg‬‬

‫‪214‬‬

‫‪the Weimar Republic‬‬

‫‪211‬‬

‫‪Mister Nice Guy‬‬

‫‪218‬‬

‫‪116‬‬

‫اندکي پس از انتخاهات ‪ 1‬مار ‪ ،‬در ‪ 21‬مار‬

‫‪ ،1111‬وي طريقهي خاد را ها‬

‫دوسام آراء در پارلما هه مذاکره گذاكت تا قانا اساسي را هراي مطاهقت ها كرايط‬ ‫قانا فعال کرد ‪ ،218‬هخشي از قانا گذاري که او را هه ديكتاتار تبديل میكرد‪ ،‬تغییر‬ ‫دهد‪ .‬قانا فعال کرد هیتلر را هه عناا صدراعظمي قرار داد که اساسا تمام‬ ‫اختیارات مبتني هر قانا اساسي‪ ،‬که هه پارلما نیز اعطا كده هاد‪ ،‬را هه وي اعطا‬ ‫میكرد‪ ،‬هه طاري که هراي تغییرات سیاستي اي که آرزوي انجام آنها را داكت‪ ،‬ديگر‬ ‫نیازي هه تصايا قاناني پارلما نداكت‪ .‬قانا فعال کرد هیتلر را هه ديكتاتار‬ ‫آلما مبدل ساخت و نیاز هه انتخاهات هاي آتي را هه پايا رساند‪ .‬هیتلر در طال‬ ‫کمپین هاي انتخاهات قبلي‪ ،‬در انجامِ هر آنچه که قال داده هاد انجام دهد‪،‬‬ ‫پیشرفتهاي خاهي حاصل کرده هاد‪.‬‬ ‫پس از تصايا قانا فعال کرد ‪ ،‬كايد هیچ چیز جز كارش نظامي يا مداخله‬ ‫نظامي خارجي نميتاانست هیتلر را در دورا ويرانگري اش متاقف کند‪ .‬در مارد‬ ‫دورا هین ناامبر و مار‬

‫چه ميتاا گفت؟ هما طار که گفتم‪ ،‬مقاصد هیتلر هه‬

‫هیچ وجه محرمانه نبادند‪.‬‬ ‫پیش از آنكه آتش سازي پارلما آلما سبا كاد صد نفر از اعضاي حزب‬ ‫کمانیست در پارلما ممناع از فعالیت كاند‪ ،‬و هه سبا آ گردآوري دوسام آراء‬ ‫در کنار يكديگر هراي هیتلر هسیار آسا تر كاد‪ ،‬آيا ميكد ها وي مخالفت کرد؟‬ ‫هیتلر پیش از تصايا قانا فعال کرد ‪ ،‬حداقل تاحدي مجبار هاد در چارچاب‬ ‫نظام حقاقي کارش را انجام دهد‪ .‬از محقق كد هه دور هاد که وي هتااند دو سام‬ ‫آراء را گردآوري کند‪ .‬کلید مافقیت – يا ككستِ – وي‪ ،‬حزب مرکزي کاتالیک‬ ‫(‪ )BVP‬هاد‪.‬‬

‫‪the Enabling Act‬‬

‫‪218‬‬

‫‪111‬‬

‫لحظه اي هه من اجازه دهید تا هازي را هه هما نحا که هرپا كد‪ ،‬هیا نمايم‪ .‬در‬ ‫آ ماق ‪ ،‬چهار حزب اصلي در پارلما آلما وجاد داكت‪ :‬نازيها‪ ،‬حزب مرکزي‬ ‫کاتالیک‪ ،‬ساسیال دماکراتها و کمانیستها‪ .‬ساسیال دماکراتها و کمانیستها‬ ‫عماماً ها هیتلر مخالف هادند و در هراهر قانا فعال کرد وي مقاومت ميکردند‬ ‫(البته کمانیست ها در رأي گیري واقعي نامرهاط هه حساب ميآمدند؛چا هه دلیل‬ ‫نقش احتمالي كا در آتش سازي‪ ،‬ها محدوديت مااجه كده هادند)‪ .‬هااينحال‪ ،‬در‬ ‫حزب کاتالیک هر سر پذيرش يا عدم پذيرش قانا مذکار‪ ،‬انشقاق هاجاد آمده هاد‪.‬‬ ‫رهبر آنها‪ ،‬لادويگ کا ‪ ،216‬هه هیچ وجه طرفدار هیتلر نباد‪ .‬ها اين وجاد‪ ،‬کا ِ‬ ‫کشیش ها هیتلر مذاکره کرد و هه اين كرط حاضر هه حمايت از وي كد که‬ ‫تضمینهايي هراي حفظ مناف کاتالیک – در داخل و خارج از دولت – هه وي و‬ ‫حزب او داده كاد‪ .‬همچنین ممكن است کا‬

‫هه دنبال تضمینهايي هراي قرارداد ها‬

‫واتیكا هاده هاكد‪ .‬هیتلر ها كرايط وي ماافقت کرد‪ ،‬و نیاز ماقت هه مصالحه را‬ ‫درک ميکرد‪.‬‬ ‫معامله ي هیتلر ها حزب کاتالیک‪ ،‬تصمیم مهمي هاد که اکثريت دوسام آرائي که‬ ‫هراي تصايا قانا فعال کرد هدا احتیاج داكتند را هه نازيها ميداد‪ .‬ها ممناعیت‬ ‫فعالیت کمانیست ها‪ ،‬حزب ساسیال دماکرات تنها حزهي هاد که علیه قانا مذکار‬ ‫رأي داد‪ ،‬و البته هیتل ر در نتیجه هازي را هرد‪ .‬اما اين ماضاع همچنا هاقي ميماند که‬ ‫هدو حزب مرکزي کاتالیک‪ ،‬قانا فعال کرد ميتاانست ككست هخارد‪ ،‬هیتلر‬ ‫احتماالً تبديل هه يک ديكتاتار نميكد‪ ،‬و‪ ،‬چه کسي ميداند‪ ،‬كايد جريا تاريخ‬ ‫جها ميتاانست کامب تغییر کند‪.‬‬ ‫ككست داد هیتلر کار آساني نباد‪ .‬ما هايد اعتراف کنیم که وي حتي هازي‬ ‫پارلماني را ههتر از همه ي احزاب هازي کرد‪ .‬مخالفا وي يا او را دست کم گرفتند‬ ‫‪Ludwig Kaas‬‬

‫‪216‬‬

‫‪149‬‬

‫(ها عااقبي مهلک) و يا اينكه در پیش افتاد از وي در اين هازي ناتاا هادند‪.‬‬ ‫هااينحال‪ ،‬اين هدا معنا نیست که هیچ حرکتِ هرندهاي هراي آنها وجاد نداكت‪.‬‬ ‫ص ‪111‬‬ ‫چه چیزي يا چه کسي ميتاانست جلاي همراهي حزب مرکزي کاتالیک ها‬ ‫هیتلر را هگیرد؟ ايشا چگانه ميتاانستند كخ‬

‫ديگري را – هر کسي خارج از‬

‫حزب نازي – هه عناا رئیس جديد و دماکراتِ آلما هرگزينند؟ آيا ميتاانید يک‬ ‫استراتژي احتمالي در اين امر هبینید؟‬ ‫من مدل پیشهیني خاد را هراي اين ساال اِعمال کردم‪ ،‬يک مجماعه داده‬ ‫ساختم که در آ ذينفعا احزاب سیاسي هستند که در پارلما نماينده دارند‪ ،‬هه‬ ‫اضافه ي هیندنبارگ‪ .‬قدرتشا متناسا ها تعداد کرسيهايي که در اختیار دارند‪ ،‬البته‬ ‫هه جز هیندنبارگ که هیچ کرسي در پارلما نداكت‪ .‬هااينحال‪ ،‬اعتبار و محباهیت‬ ‫وي هه او وز هزرگي در معادالت ميدهد؛ حتي هیشتر از هیتلر و نازيهايش‪ .‬هه ياد‬ ‫داكته هاكید‪ ،‬هیتلر نميتاانست رهبري کمانیست را هدو تميید هیندنبارگ انجام‬ ‫دهد‪ .‬از اين رو هیندنبارگ را ‪ 88‬درصد کهنه کار تر از نازي ها معین کردم‪ .‬مااض‬ ‫در ارتباط ها قانا فعال کرد هه خاهي كناخته كده هستند؛ و در آ زما نیز‬ ‫كناخته كده هادند‪ .‬کمانیست ها و ساسیال دماکرات ها کامب مخالف اين قانا‬ ‫هادند‪ ،‬و نازي ها کامب ماافق ها آ هادند؛ هیندنبارگ نسبت هه اين قانا نظر‬ ‫مساعد ي داكت و حزب مرکزي کاتالیک نیز چنین هاد‪ ،‬اما هسیار کمرنگ تر از وي‪.‬‬ ‫ماهقي نسبت هه اين قانا متعهد كدند‪.‬‬ ‫درست پس از انتخاهات ناامبر ‪ ،1112‬در حالي که هیتلر در حال دسیسه چیني‬ ‫هراي تصدي مقام صدراعظمي هاد‪ ،‬ساسیال دماکرات ها و کمانیست ها (طبق مدل‬ ‫من) ميتاانستند ها حزب مرکزي کاتالیک معامله اي انجام دهند‪ ،‬و هیتلر را از‬

‫‪141‬‬

‫اکثريت دوسام آراء که هدا نیاز داكت‪ ،‬محروم نمايند‪ .‬هااينحال‪ ،‬هراي انجام اين‬ ‫کار آنها ميهايست هه طار معنادار در جهت خااستههاي سیاستي حزب مرکزي‬ ‫کاتالیک حرکت مي کردند‪ ،‬كايد هم هیشتر از آ ‪ ،‬تا هه اين ترتیا هه جاي هیتلر‪،‬‬ ‫عضاي از حزب مرکزي کاتالیک هه مقام صدراعظمي نائل ميآمد‪ .‬هه اين معنا که‬ ‫ساسیال دماکرات ها و کانیست ها نیاز داكتند تضمیني هراي مناف حزب کاتالیک‬ ‫فراهم آوردند که حداقل هه خاهيِ چیزي هاكد که هیتلر چند ماه هعد زيرکانه آ را‬ ‫فراهم آورد‪ .‬مدل نشا ميدهد که آنها اعتقاد نداكتند که چنین فرصتي در اختیار‬ ‫دارند‪ .‬آنها تصار نميکردند که رهبري مرکزي کاتالیک هه آنها گاش فرا ميدهد و‬ ‫يا ها آنها معامله ميکند‪ ،‬و هناهراين از تر‬

‫عدم پذيرش‪ ،‬واقعا سعي نكردند (يا‬

‫حداقل هه اندازه ي کافي سختكاكي نكردند)‪ .‬مدل ميگايد آنها اكتباه ميکردند‪.‬‬ ‫خیلي هد است که نمي تاانیم در زما هه عقا هازگرديم تا هه طار معمال سعي کنیم‬ ‫واکنش آنها را سنجیده و هبینیم اگر معامله ميتاانست صارت گیرد‪ ،‬چه رخ ميداد‪.‬‬ ‫ما ميدانیم که لادويگ کا ‪ ،‬رهبر حزب مرکزي‪ ،‬در دهه ‪ 1129‬رواهط خاهي‬ ‫را ها رهبر آ ماق ساسیال دماکرات ها‪ ،‬فردريش اهرت‪ ،211‬هرقرار کرده هاد‪ .‬سخت‬ ‫است هخااهیم كرايطي را تصار کنیم که تحت آ کا‬

‫نميتاانست هه ساسیال‬

‫دماکرات ها پاسخ دهد‪ ،‬هه ويژه اگر آنها آماده هادند که از وي هه عناا صدراعظم‬ ‫هعدي حمايت کنند (هیايید ديدگاه نظريه هازيها را در راهطه ها طبیعت هشري و‬ ‫معناي آ هراي افرادي که هه دنبال کسا يا حفظ قدرت و نفاذ هستند‪ ،‬هه خاطر‬ ‫هیاوريم)‪ .‬مدل ميگايد کا‬

‫ميتاانست هه معاملهاي ها ساسیال دماکراتها و‬

‫کمانیستها دست پیدا کند‪ .‬البته‪ ،‬درهارهي حزب کمانیست‪ ،‬که خداناهاور هادند‪،‬‬ ‫دكمناني تند و تیز هراي هر دو حزب ساسیال دماکرات و حزب مرکزي کاتالیک‬ ‫محساب مي كدند‪ ،‬که اين امر تحملش سخت هاد‪ ،‬اما هايستي تحمل ميكد‪ .‬اما‬

‫‪Friedrich Ebert‬‬

‫‪211‬‬

‫‪142‬‬

‫مطمئناً ههتر از سرناكتِ هه راحتي پیشهینيكدهاي هاد که آ را پس از تصايا‬ ‫قانا فعال کرد مبقات ميکردند‪ .‬هسیاري از کمانیستها کشته كدند‪ ،‬ديگرا نیز‬ ‫هه اردوگاههاي کار اجباري فرستاده كدند‪.‬‬ ‫حتي پس از آتش سازي پارلما آلما ‪ ،‬ساسیال دماکراتها همچنا اين‬ ‫كانس را داكتند تا ها کاتالیک ها تاافقي را ترتیا دهند‪ ،‬اما نكردند (هرچند اينكه‬ ‫هناز مي كد هیتلر را در آ مقط متاقف کرد‪ ،‬محل هحث است)‪( .‬ادامه دارد)‬ ‫ص ‪112‬‬ ‫(ادامه متن هاال) هله‪ ،‬مي كد او را از دوسام اکثريت آراء محروم کرد‪ ،‬اما هه سختي‬ ‫امكا پذير هاد؛ چراکه کمانیستها و وي در ماضاع دخالتي نداكتند‪ ،‬هما طار که‬ ‫قبب ذکر كد‪ ،‬او هه طار ماثر کارتهاي استراتژيک خاد را هازي کرد‪ .‬هااينحال در‬ ‫ناامبر‪ ،‬دسامبر‪ ،‬و كايد تا ماه ژانايه‪ ،‬هناز اين كانس خاب وجاد دارد که يک‬ ‫حزب نازيِ ككست خارده هه زهاله دا تاريخ انداخته كاد‪ .‬اگر هیتلر در آ مقط‬ ‫تبش کرده هاد کادتا کند‪ ،‬احتماالً کادتاي او مي تاانست ها ككست مااجه گردد‪.‬‬ ‫دستگاه امنیتي آلما ميتاانست دولت رهبري كده تاسط حزب کاتالیک را تقايت‬ ‫کند‪ .‬کارکنا ستاد کل آلما هیچ عبقهاي هه هیتلر و پیراهن قهاهايهاي او‬

‫‪229‬‬

‫نداكتند‪ ،‬و وي هناز مس یري طاالني تا هدل كد هه نماينده ي هي چا و چراي‬ ‫مردم داكت‪ .‬هه خاطر داكته هاكید‪ ،‬نازيها در سال ‪ 1112‬کرسيهاي پارلما را از‬ ‫دست دادند‪ .‬اراده مردمي آلما هناز هه طار قطعي در پشت هیتلر يا حزب او نباد‪.‬‬ ‫هدو هیتلر‪ ،‬سرمايه داري‪ ،‬جها دماکراتیک و جها کمانیست و تاتالیتر تحت‬ ‫رهبري جازف استالین‬

‫‪221‬‬

‫ممكن هاد هه جاي انتظار هراي جنگ سرد‪ ،‬هه طار‬ ‫‪brownshirts‬‬

‫‪229‬‬

‫‪Joseph Stalin‬‬

‫‪221‬‬

‫‪141‬‬

‫مصالحه ناپذيري هه هحث و مشاجره هپردازند‪ .‬ممكن هاد كايد حتي جنگ خانیني‬ ‫مثل جنگ جهاني دوم رخ ميداد ‪ ،‬و كايد هم اتفاق نمي افتاد‪ .‬اتحاد جماهیر كارويِ‬ ‫استالین هرچند ممكن هاد از مرزهاي خاد هه خاهي دفاع کرده هاكد‪ ،‬اما احتماالً فاقد‬ ‫چیزي كبیه تااناييهاي آلما ِ تجديد تسلیحات كدهي هیتلر هاد تا هتااند يک جنگ‬ ‫تهاجمي فراتر از مرزهاي خاد هرپا کند‪.‬‬ ‫البته همهي اينها گمانه زني است‪ ،‬لیكن هه نظر ميآيد دلیلي هراي كکِ در‬ ‫دقت مدل در اين مارد يا ماا رد ديگر‪ ،‬که در اين فصل هه آنها نگاهي انداختیم‪،‬‬ ‫وجاد نداكته هاكد؛ ها تاجه هه ساهقهي مضباط مدل در هزارا هرنامهي کارهردي‪ .‬و‬ ‫اگر هتاانیم گذكته را ها دقت هازنمايي کرده و راههايي هراي ههباد آ هیاهیم‪،‬‬ ‫هما طار که در راهطه ها جنگهاي جهاني اول و دوم چنین کرديم‪ ،‬آنگاه هیچ دلیلي‬ ‫هراي ترديد وجاد ندارد که ما خااهیم تاانست زما حال را سريعاً هه جلا هرده و‬ ‫راه هايي را هراي ههتر كد ِ آ هاجاد آوريم‪ .‬اين امر‪ ،‬هدف کليِ اين پیشهیني و‬ ‫مهندسي است‪.‬‬ ‫در فصل هعد‪ ،‬ما ها هرخي مسائل هزرگ دورا خادما هازي خااهیم کرد‪ .‬من از‬ ‫جديدترين مدل خاد استفاده خااهم کرد تا پیشهینيهاي ماثري انجام دهم که دقت‬ ‫آ را ميتاانید هراي خادتا چک کنید‪.‬‬

‫‪144‬‬

‫فصل دهم‬ ‫جرئت کن شرمسار باشی!‬ ‫تفكر درهارهي گزارههايي از جنس «چه ميكد‪ ،‬اگر»ها‪ ،‬و هازنايسي دورا‬ ‫ماضي ها اين ايده که ما مي تاانستیم کارها را ههتر از اين انجام دهیم‪ ،‬کاري کامب‬ ‫كسته و رُفته و راحت است‪ .‬اما هايد در نظر داكت که تفكر درهارهي چگانگي‬ ‫هازنايسي تاريخ يک هحث است؛ اما تفكر درهارهي چگانگي ناكتنِ نمايشنامهي‬ ‫دورا آينده‪ ،‬هحثي کامب متفاوت است‪ .‬هنگامي که از پیش ميدانید چه رخ داده‬ ‫است‪ ،‬هازگشت صحیح هه گذكته کاري هسیار آسا است‪ .‬و در حالي که هررسي‬ ‫گذكته هاي ديگر کاري سرگرم کننده و آمازنده است‪ ،‬ما هناز هم هیچ گاه نميتاا‬ ‫متاجه كايم که آيا واقعا ما ميتاانستیم مان ككست اسپارت كده و يا هیتلر را در‬ ‫مسیري که مي پیماد‪ ،‬متاقف کنیم‪ ،‬يا نه‪ .‬درنهايت‪ ،‬حل و فصل يک مسئلهي هفتاد‬ ‫يا هشتاد ساله جذاب است‪ ،‬اما فارغ از آنچه که در مارد روند هازي هه ما ميآمازد‪،‬‬ ‫کار خیلي مفیدي هم نیست‪(.‬ادامه دارد)‬ ‫ص ‪111‬‬ ‫(ادامه متن هاال) هايد هر روي نحاهي حل و فصل مشكبت امروز کار كاد‪ ،‬مثل‬ ‫متاقف کرد و از میا هرد القاعده در مسیري که مي رود – که در حال حاضر‬ ‫مفید خااهد هاد‪ .‬هه همین دلیل است که هر پیشهیني کنندهي ارزكمندي هايد مايل‬ ‫هاكد ريسک كرمندگي ناكي از اكتباه کرد را هه جا هخرد‪.‬‬ ‫در اين فصل هه يک يا دو سال جلاتر از زما ناكتن اين مطلا نگاهي خااهیم‬ ‫انداخت (در آوريل ‪ 2991‬هراي رواهط ايرا و عراق‪ ،‬و ژوئن ‪ 2996‬هراي پروندهي‬

‫‪141‬‬

‫پاکستا )‪ .‬اينجا هما جايي است که الستیک نا واقعا جاده را لمس خااهد کرد‪.‬‬ ‫نگاهي خااهیم داكت هه آنچه که دولت اياالت متحده هه منظار کاهش تهديد‬ ‫تروريسم يا كارش در پاکستا ميتاانست انجام دهد‪ ،‬و اينكه اگر رئیس جمهار‬ ‫اوهاما هه طار کامل نیروهاي نظامي اياالت متحده را از عراق خارج کند‪ ،‬يا پس از‬ ‫اوت ‪ 2919‬پنجاه هزار نفر را در آ کشار هاقي نگاه دارد‪ ،‬چه رواهط احتمالي میا‬ ‫ايرا و عراق ايجاد خااهد كد‪.‬‬ ‫ها هازگشت هه ههار سال ‪ 2996‬و هازگشت مجدد هه ههار ‪ ،2991‬من در سمیناري‬ ‫در دانشگاه نیايارک هراي دانشجايا دورهي لیسانس در‬ ‫هیست دانشجاي فاق العاده در هر کب‬

‫گفتم‪ ،‬که در آ دانشگاه‬

‫از مدل پیشهیني جديد من استفاده کردند‪.‬‬

‫اين يک فرصت عالي هراي من هاد (و همچنین‪ ،‬امیدوارم‪ ،‬هراي دانشجاهايم) تا‬ ‫درياهم آمازش داد هه افرادي که فاقد هرگانه تجرههي قبلي در چگانگي تبديل‬ ‫هه مهندسا سیاسي تمثیرگذار هادند‪ ،‬تا چه حد سخت يا آسا‬

‫كد‬

‫است‪.‬‬

‫خاكبختانه‪ ،‬دانشجاهايم خاکچه هندي هاي مشتاقي هادند که کار هزرگي انجام‬ ‫دادند‪.‬‬ ‫ايده ي اصلي اين دوره‪ ،‬که تاسط مرکز اقتصاد سیاسي الكساندر هامیلتا‬

‫‪222‬‬

‫دانشگاه نیايارک حمايت ميكد‪ ،‬يافتن راهحلهايي هراي فشرده سازي مسائل و‬ ‫مشكبت سیاست گذاري صرفاً هر اسا‬

‫منطق و كااهد هاد‪ .‬ممماريت مرکز‬

‫اينچنین هاد‪ .‬هنگامي که زما ساخت راهحل هاكد‪ ،‬ديگر جايي هراي حزبگرايي‪،‬‬ ‫ايدئالاژي‪ ،‬نظرات كخصي‪ ،‬داستا سراييها و يا آمال كخصي وجاد نخااهد‬ ‫داكت‪ .‬هااينحال‪ ،‬مدلهاي نظريهي هازيها راهي هراي اتمام اين ممماريت هستند‪ .‬ها‬ ‫تاجه هه اين ماضاع‪ ،‬از دانشجايانم خااستم هر مسئلهي سیاست خارجي که‬ ‫هرايشا جذاب است را انتخاب کنند‪ .‬آنها خاد را هه گروههاي گاناگا تقسیم‬ ‫‪Alexander Hamilton Center for Political Economy‬‬

‫‪222‬‬

‫‪148‬‬

‫کردند و قرار كد هر روي پاکستا ‪ ،‬اختبفات اسرائیل و فلسطین‪ ،‬گرم كد کره‬ ‫زمین‪ ،‬گسترش تسلیحات هستهاي‪ ،‬رواهط میا کاها و اياالت متحده‪ ،‬رواهط هین‬ ‫روسیه و اوکراين و هسیاري ديگر از دغدغههاي مهم سیاسي‪.‬‬ ‫هر دانشجا هه مسئله اي مي پرداخت که واقعا هه آ اهمیت ميداد‪ .‬آنها در‬ ‫حالي اين کب‬

‫را انتخاب کردند که ميدانستند هراي هررسي پیشرفتهاي محتمل‬

‫آتي و ناكتن متني درهارهي چگانگي ههباد آينده از ديدگاه هر يک هازيكنا هازي‪،‬‬ ‫از نظريهي هازي ها استفاده خااهند کرد‪ .‬ايشا تقريبا هیچ تجرهه ي قبلي مرتبط ها‬ ‫مااد کار و مدل ها نداكتند‪ .‬آنها دسترسي محدودي هه متخصصا داكتند‪ ،‬لذا هراي‬ ‫جم آوري اطبعات هه اينترنت و خبرگزاريهاي مهم متكي هادند‪ .‬هه اين ماضاع‬ ‫اكاره ميکنم تا روكن كاد که هر كخ‬

‫سختگیر و هاانگیزه اي میتااند آنچه آنها‬

‫انجام دادند را تكرار کند‪ .‬ها گفتن همه اينها‪ ،‬دانشجايا من از مدل جديدم استفاده‬ ‫کردند‪ ،‬و من قطعاً کار ايشا را هررسي کردم – هناهراين هر خطايي که هاكد‪ ،‬هه من و‬ ‫مدلم مرهاط خااهد هاد‪.‬‬ ‫خا‪ ،‬هیايید هبینیم آنها چه ارائه کردند‪ ،‬و هه ياد داكته هاكیم که اولین کب‬

‫در‬

‫ژانايه ‪ 2996‬آغاز كد و آخرين جلسه آ در ‪ 1‬مه ‪ 2996‬هرگزار گرديد‪ ،‬و دومین‬ ‫کب‬

‫نیز در اواخر ژانايه ‪ 2991‬آغاز و در اولین هفتهي مه ‪ 2991‬هه پايا رسید‪.‬‬

‫هر آنچه در اينجا گزارش كده است‪ ،‬طيّ هما ماهها مارد هررسي قرار گرفته هاد‪.‬‬ ‫هرچند ضروري هاد پیشرفت هاي هعدي را در نظر هگیريم‪ ،‬اما هیچ اطبعاتي را نه‬ ‫هه روز کرده و نه تغییر داديم‪ .‬دانشجايا هیچ تجرههاي در کار ها مدل قديمي‬ ‫پیشهیني و يا مدل کامب متفاوت‪ ،‬جديد و پیچیدهي من نداكتند‪(.‬ادامه دارد)‬ ‫ص ‪114‬‬

‫‪148‬‬

‫(ادامه متن هاال) ما هر هفته هه مدت دو ساعت و نیم ها يكديگر مبقات داكتیم‪.‬‬ ‫آنها ارائههاي هفتگي داكتند‪ ،‬هازخاردهاي هسیاري را دريافت ميکردند‪ ،‬و سپس‬ ‫زما اضافيِ مناسبي را ها من در دفترم هراي آماختن چگانگي تفسیر نتايج مدل‬ ‫جديد‪ ،‬صرف مي کردند‪ .‬همچنین‪ ،‬زما اضافي هسیاري را هه اين اختصاص ميدادند‬ ‫که چه سااالتي و در چه قالبي هپرسند‪ ،‬داده ها را جم آوري کرده و ارائه هاي‬ ‫هفتگي و مقاالت نهايي خاد را آماده نمايند‪ .‬هیايید نگاهي هه يافتههاي آنها هیندازيم‪.‬‬ ‫پاکستان‪ :‬همهی سربازان کجا رفتهاند؟‬ ‫گروهي که تصمیم گرفت در سال ‪ 2996‬هر روي پرونده ي پاکستا کار کند‪،‬‬ ‫مجذوب سه ساال سیاستي هاد‪ .‬آنها میخااستند هدانند دولت پاکستا تا چه حد‬ ‫تمايل داكت گروههاي محارهي را که در داخل و اطراف پاکستا عملیات انجام‬ ‫ميدادن د‪ ،‬از جمله القاعده‪ ،‬طالبا پاکستا و طالبا افغانستا ‪ ،‬تعقیا کند‪ .‬همچنین‬ ‫مي خااستند هررسي کنند که آيا دولت پاکستا هه نیروهاي نظامي اياالت متحده‬ ‫اجازه ي استفاده از خاک پاکستا هراي انجام عملیات ردياهي محارها را خااهد داد‬ ‫يا نه‪ .‬سرانجام‪ ،‬ميخااستند سطح کمکهاي خارجي آتيِ اياالت متحده هه پاکستا‬ ‫را پیشهیني کرده و مشخ‬

‫کنند آيا میزا هیشتر يا کمتري از کمک ها احتماالً‬

‫خااهد تاانست رويكرد رهبري پاکستا نسبت هه تعقیا محارها را تغییر دهد‪.‬‬ ‫اينها هزرگترين سااالتي هاد که هه اصل مناف اياالت متحده در پاکستا مرهاط‬ ‫میشد‪ .‬دانشجايا مادامي که هه اين سااالت پاسخ میدادند‪ ،‬پاسخهايي را نیز در‬ ‫ارتباط ها دستهاي ديگر از مسائل مهم و اجباري کشف ميکردند‪.‬‬ ‫ها تاجه هه پس زمینه ي هحث‪ ،‬مهم است هه خاطر داكته هاكیم هنگامي که‬ ‫دانشجايا پروژه ي خاد را آغاز کردند‪ ،‬پاکستا در میانهي هحرا قرار داكت‪.‬‬

‫‪146‬‬ ‫هينظیر هاتا‪ ،221‬نخست وزير ساهق پاکستا در اواخر سال ‪ 2998‬هه عناا هخشي از‬ ‫معاملهاي که ها پرويز مشرف‪ ،224‬رئیس جمهار پاکستا ‪ ،‬هر سر آ مذاکره کرده هاد‪،‬‬ ‫از تبعید هازگشت‪ .‬انتظار میرفت پس از انتخاهات عمامي هرنامه ريزي هراي ‪ 6‬ژانايه‬ ‫‪ ، 2996‬وي نخست وزير آينده پاکستا كاد‪ .‬در عاض‪ ،‬وي در ‪ 28‬دسامبر ‪2998‬‬ ‫ترور كد‪.‬‬ ‫انتخاهات هه تاريخ ‪ 16‬فاريه ‪ 2996‬ماکال كد‪ .‬حزب مشرف ككست خارد‪،‬‬ ‫در حالیكه احزاب نخست وزيرا پیشین يعني هاتا و نااز كريف‪ ،221‬که او نیز اخیراً‬ ‫از تبعید هازگشته هاد‪ ،‬تاانستند ها پیروزي در انتخاهات‪ ،‬کنترل مجلس ملي (پارلما‬ ‫پاکستا ) را در اختیار هگیرند‪ .‬مشرف هه عناا رئیس جمهار هه کارش ادامه داد‪.‬‬ ‫كاهر هينظیر هاتا‪ ،‬آصف علي زرداري‪ ،228‬هه عناا رئیس جديد حزب خانم هاتا‪،‬‬ ‫يعني حزب مردم پاکستا‬

‫‪228‬‬

‫انتخاب كد‪ ،‬در حالي که حزب نااز كريف‪ ،‬نخست‬

‫وزير ساهق‪ ،‬ها نام حزب مسلم لیگ نااز پاکستا ‪ ،226‬هه حزب مردم پاکستا ملحق‬ ‫كد تا يک دولت ائتبفي تشكیل كاد‪.‬‬ ‫هیچ يک از دو حزب پیروز‪ ،‬دوست مشرف هه حساب نميآمدند‪ .‬او در‬ ‫ماقعیتي افتضاح قرار داكت‪ ،‬چراکه مجبار هاد حكم دولت جديد را تنفیذ کند؛‬ ‫انتظار میرفت هه محضي که حكم دولت جديد تنفیذ كاد‪ ،‬احتماالً مشرف هه دادگاه‬ ‫کشیده كاد‪ .‬او پیشتر قاضي اركد دادگاه عالي پاکستا را اخراج کرده هاد تا نگذارد‬ ‫او هر مشروعیت انتخاب مجدد خادِ مشرف حاکم هاكد‪ .‬از دولت جديد انتظار‬ ‫‪Benazir Bhutto‬‬

‫‪221‬‬

‫‪Pervez Musharraf‬‬

‫‪224‬‬

‫‪Nawaz Sharif‬‬

‫‪221‬‬

‫‪Asif Ali Zardari‬‬

‫‪228‬‬

‫)‪the Pakistan Peoples Party (PPP‬‬

‫‪228‬‬

‫)‪the Pakistan Muslim League-Nawaz (PML-N‬‬

‫‪226‬‬

‫‪141‬‬

‫میرفت قاضي اركد را هازگردانده و هه محض اينكه دو حزب مذکار هه قدرت‬ ‫رسیدند‪ ،‬قصد خاد را مبني هر هرکناري مشرف اعبم نمايد‪ .‬دولت جديد چنین کاري‬ ‫نكرد‪( .‬ادامه دارد)‬ ‫ص ‪111‬‬ ‫(ادامه متن هاال) ها ككست در جلا حمايت حزب مردمي پاکستا در اين‬ ‫مسئله ي مهم‪ ،‬كريف و حزب مسلم لیگ نااز در تاريخ ‪ 21‬اوت ‪ 2996‬از ائتبف‬ ‫خارج كدند‪ .‬ها افزايش فشار از ساي اياالت متحده هراي فراهم كد كرايط جهت‬ ‫استفاده از خاک پاکستا هه عناا پايگاه عملیاتي علیه القاعده و طالبا ‪ ،‬و ها وجاد‬ ‫اختبف كديدا عمیق درو دولت پاکستا هر سر چگانگي حرکت هه سمت جلا‪،‬‬ ‫کشار در معرض آكفتگي هاد و جهت آيندهي آ هسیار نامعلام هاد‪.‬‬ ‫اين وضعیت نه تنها هراي مشرف‪ ،‬هلكه از ديد آمريكاييها نیز وخیم و ترسناک‬ ‫هاد‪ .‬مشرف ها تمام محدوديت هايش‪ ،‬متحدي مهم در جنگ ها تروريسم هه حساب‬ ‫ميآمد‪ .‬پس از ‪ 11‬سپتامبر‪ ،‬او هه معناي واقعي کلمه زندگي اش را هر مدار قرار‬ ‫گرفتن در کنار اياالت متحده علیه دولت طالبا در افغانستا قرار داده هاد‪.‬‬ ‫هااينحال‪ ،‬تا سال ‪ 2998‬ديگر هه نظر ميرسید حمايتش متزلزل كده هاكد‪ .‬وي هه‬ ‫خاطر تعقیا محارها تا مقامات محلي قبیلهاي در امتداد مرز افغانستا ‪-‬پاکستا ‪،‬‬ ‫قدرت هیشتري هه دست آورده و نقش ارتش پاکستا را در اين داستا کمرنگ نماد‪.‬‬ ‫از ديد آمريكا‪ ،‬اين امر چشم انداز مافقیت مداوم علیه تروريستها را هه مخاطره مي‬ ‫انداخت‪ .‬مشرف معتقد هاد اثبات خااهد كد که اين کار سادمند خااهد هاد‪ ،‬چراکه‬ ‫مردم محلي اوضاع کف منطقه را هسیار ههتر از هر هیگانهاي ميدانستند و هراي انجام‬ ‫امار‪ ،‬از نفاذ محلي هرخاردار هادند‪( .‬نظر كخصي من اين هاد که اين کار حرکتي‬ ‫هاد از سمت مشرف ها هدف دريافت کمک هاي اقتصادي و نظامي هیشتر از اياالت‬ ‫متحده از اين طريق که تهديد ميکرد اگر کمکها هه ياري او نرسند‪ ،‬اجازه خااهد‬

‫‪119‬‬

‫داد اوضاع وخیم تر كاد‪ .‬مهم است تاجه داكته هاكیم که دانشجايا من هیچ چیز‬ ‫در مارد ديدگاه كخصي من نميدانستند)‪ .‬ها وجادي که مشرف از نظر خادش مرد‬ ‫میدا هاد ولي در چشم آمريكايي ها هه سختي انسا کاملي هاد‪ ،‬اما هه هر حال يكي‬ ‫از ههترين مناه کمكي اياالت متحده در تبش هراي ككست داد القاعده و طالبا‬ ‫هه كمار مي رفت‪ .‬در مقاهل‪ ،‬دولت جديد در پارلما آككارا از جستجاي راهي هراي‬ ‫مذاکره ها گروههايي که تاسط دولت اياالت متحده تروريست كناخته ميكدند‪،‬‬ ‫سخن ميگفت‪.‬‬ ‫هناهراين دانشجايا من هه چه چیز پي هردند؟ تجزيه و تحلیل آنها نشا داد‬ ‫حزب مردمي پاکستا ميتاانست حتي تمثیر سیاستي هزرگتري هر حزب مسلم لیگ‬ ‫نااز كريف داكته هاكد تا اينكه هخااهد هه خاطر تعداد کرسيهاي اكغال كده در‬ ‫مجلس ملي مزيت هیشتري هر حزب مقاهل داكته هاكد‪ .‬اين ماضاع هه طار خاص‬ ‫تعجا آور نباد‪ ،‬اما پس از آ ‪ ،‬اگر يک مدل فقط امار غیرمنتظره را ايجاد کند‪ ،‬ما‬ ‫هايد نسبت هه آ مشكاک هاكیم‪ .‬چرا تعجا آور نباد؟ هراي كروع‪ ،‬نااز كريف‬ ‫كخصا در انتخاهات فاريه وارد رقاهت نشد‪ .‬اين ماضاع سبا كد حزب او هدو‬ ‫رهبري قاي در مجلس ملي حاضر كاد‪ .‬وقتي هاالخره تصمیم گرفت در انتخاهات‬ ‫كرکت کند‪ ،‬دادگاه حكم کرد که وي هه خاطر محكامیت قبلي اش هه دلیل فساد در‬ ‫دورا نخست وزيري‪ ،‬واجد كرايط كرکت در انتخاهات نباد‪ .‬در واق ‪ ،‬اين پروندهي‬ ‫فساد قبلي اش هاد که او را در هما اهتدا ههتبعید فرستاده هاد‪ .‬اين جنبه از تحلیل‬ ‫دانشجايانم صرفاً تميیدي هاد هر آنچه که هر يک از هازرسا پاکستاني نیز پیش از‬ ‫اين ميدانستند‪ .‬نااز كريف هه اندازهي هينظیر هاتا محباب نباد‪ ،‬و حزب او نیز‬ ‫محباهیت حزب هاتا را نداكت‪ .‬ها ترور هينظیر هاتا‪ ،‬حزب مردمي پاکستا حتي‬ ‫نفاذ هیشتري کسا کرد‪ ،‬و تاانست هر ماج عظیمي از همدردي ها او‪ ،‬جنبش سیاسي‬ ‫اش و چشم انداز او هراي آينده‪ ،‬ساار كاد‪.‬‬

‫‪111‬‬

‫آنچه که كگفت انگیز و ناراحت کننده هاد‪ ،‬الگاي قدرت تكاملي در میا‬ ‫رهبري ملي هاد که از تحلیل مذکار مكشاف كد‪ .‬ها اينكه در مارد قدرت نسبي‬ ‫حزب مردمي پاکستا و حزب مسلم لیگ نااز‪ ،‬جانا عقل متعارف را گرفتند‪ ،‬پاسخ‬ ‫محكمي نیز هراي پرسشي عاجل يافتند‪ .‬هسیاري از ناظرا پاکستاني در مارد اين که‬ ‫آيا رهبري جديد در مجلس ملي معاملهاي ها افراط گرايا خااهد کرد يا نه‪ ،‬هه تفكر‬ ‫و گمانه زني پرداختند‪( .‬ادامه دارد)‬ ‫ص ‪118‬‬ ‫(ادامه متن هاال) تا جايي که من مطلعم‪ ،‬هیچ کس جرئت نميکرد هیا کند که‬ ‫معامله ي مذکار ممكن هاد هه لحاظ تازي آتي قدرت سیاسي در پاکستا و‬ ‫پیامدهاي آ در ككل داد هه سیاست‪ ،‬چه تمثیري داكته هاكد‪.‬‬ ‫ميتاا‬

‫پیشهینيهايي که دانشجايانم‪ ،‬مبتني هر منطق نظريهي هازيها و‬

‫داده هاي متراکم كده هراي ورود هه مدل‪ ،‬انجام دادند را در ككلها و ارقام آتي‬ ‫مشاهده کرد‪ .‬اولین ككل هه پتانسیل مشرف هراي جا سالم هه در هرد از انتخاهات‬ ‫و كرايطي که درنهايت منجر هه سرنگاني او خااهد كد‪ ،‬ميپردازد‪ .‬در زماني که‬ ‫مطالعهي آنها انجام مي كد‪ ،‬هه نظرم گفتنش خطري ندارد‪ ،‬هیشتر مردم اعتقاد داكتند‬ ‫دورا مشرف هه سر آمده است‪ .‬چند تن نیز در مارد اينكه آيا اياالت متحده هه‬ ‫ناعي او را نجات خااهد داد يا نه‪ ،‬هه گمانه زني پرداختند‪ ،‬اما اکثريت معتقد هادند‬ ‫که او پس از انتخاهات فاريه ‪ ،2996‬هه تاريخ سیاسي خااهد پیاست‪ .‬نتايج‬ ‫دانشجايانم اين هاد‪" :‬نه خیلي سري "‪.‬‬ ‫ككل ‪ ،19.1‬در صفحهي هعد‪ ،‬داستا آنچه که ميتاانست هاكد و آنچه که در‬ ‫واق هاده را هیا ميکند‪ .‬اگر دو حزب حاضر در دولت‪ ،‬يعني حزب مردمي زرداري‬ ‫و حزب مسلم لیگ نااز كريف‪ ،‬مايل ميهادند ها يكديگر کار کنند‪ ،‬آنگاه ككل‬

‫‪112‬‬

‫‪ 19.1‬هه ما نشا ميدهد که مشرف در واق ميتاانست در ماه مار‬

‫يا آوريل‬

‫‪ 2996‬سرنگا گردد‪ ،‬درست هما طار که دانشمندا انتظارش را داكتند‪ .‬قدرت‬ ‫ترکیبي احزاب در دولت ‪ -‬خط تیرهي ممتد در ككل ‪ – 19.1‬در دورهي هین ماه‬ ‫مار‬

‫و آوريل‪ ،‬از قدرت مشرف سبقت ميگیرد‪ .‬اين ميتاانست فرصتي هاكد تا او‬

‫را از سمتش هرکنار کنند‪ ،‬همانگانه که اکثر ناظرا پاکستاني انتظار داكتند‪ .‬اما مدل هه‬ ‫ما مي گايد که حزب مردمي پاکستا و حزب مسلم لیگ نااز در آ زما تمايلي هه‬ ‫همكاري ها يكديگر نداكتند‪ .‬مدل نشا ميدهد که كريف در طال اين دوره معتقد‬ ‫هاد که مي تااند ها فشار آورد هه زرداري و حزهش‪ ،‬آنها را هه انجام خااستههايش‬ ‫مجبار کند‪ .‬همچنین مدل هه ما ميگايد که كريف اكتباه ميکرد‪ .‬هر اسا‬

‫نتايج‬

‫مدل‪ ،‬زرداري دلیلي نميديد که هخااهد هه حرف كريف گاش کند‪ ،‬چراکه حزب‬ ‫مردمي پاکستا نفاذ قاهل مبحظهتري نسبت هه حزب مسلم لیگ نااز كريف‬ ‫داكت‪ .‬هما طار که اکنا مي دانیم‪ ،‬هه جاي کار ها يكديگر‪ ،‬كريف در ماه مه ‪2996‬‬ ‫تهديد کرد که حمايتش را از دولت هرخااهد داكت‪ ،‬زيرا زرداري مايل نباد تعهدي‬ ‫نسبت هه عزل مشرف هدهد‪.‬‬ ‫ص ‪118‬‬

‫‪111‬‬

‫اما ككل ‪ 19.1‬داستا کاملتري در مقايسه ها آ تعريف ميکند‪ .‬همچنین‬ ‫ميتاانیم هبینیم که مدل پیشهیني کرد حزب مردمي زرداري (که در ككل ها خطاط‬ ‫تكه تكه نمايش داده كده) هه تنهايي‪ ،‬و هدو کمک از ساي نااز كريف‪ ،‬در ماه‬ ‫ژوئن يا ژوالي ‪ 2996‬از روند کاهشي مشرّف در قدرت‪ ،‬فراتر رود‪ .‬در آ مقط ‪،‬‬ ‫حزب مردمي پاکستا هراي خالي کرد پست مشرف‪ ،‬هه کمک هیچ کس نیاز‬ ‫نداكت‪ .‬آنها تاانستند خادكا اين کار را انجام دهند‪( .‬اکنا ميدانیم که آنها در‬ ‫واق در ماه اوت ‪ 2996‬مشرف را از سمتش هیرو کشیدند‪ ،‬و اينكه زرداري نقش‬ ‫مشرف را هه عناا رئیس جمهار پاکستا مفروض گرفته هاد)‪.‬‬ ‫هناهراين‪ ،‬در حالي که رسانههاي جها در ماه فاريه مشرف را هرکنار كده‬ ‫ميدانستند‪ ،‬دانشجايا ها مافقیت پیشهیني ميکنند که ككاف هین حزب مسلم لیگ‬ ‫نااز و حزب مردمي پاکستا هه مشرف اجازه خااهد داد هراي حدود كش ماه‬ ‫گذكته‪ ،‬يعني هنگامي که آنها مطالعهي خاد را آغاز کردند‪ ،‬هه کار خاد ادامه دهد‪ .‬ها‬ ‫اين وجاد اما هخش کاچكي از داستا هزرگ ناظهار ها مدلسازي مسائل کلیدي‬ ‫سیاست گذاري پاکستا از قبل هه پايا رسید‪ .‬ككل ‪ 19.1‬تنها قدرت سه هازيكن از‬

‫‪114‬‬

‫اين همه هازيكن حاضر در هازي سیاسي پاکستا را ها يكديگر مقايسه ميکند‪ .‬هیايید‬ ‫هبینیم هنگامي که دولت سكاالر را ها تهديدات هالقاه علیه جامعه ي مدني پاکستا‬ ‫مااجه ميکنیم ‪ ،‬چه تصايري ترسیم خااهد كد‪ .‬من اين ماارد را در ذهن دارم‪:‬‬ ‫القاعده‪ ،‬طالبا پاکستا و طالبا افغانستا ‪ ،‬و حتي ارتش پاکستا ‪ ،‬ها ساهقهي‬ ‫طاالنياش در انجام کادتا علیه دولتهاي غیرنظامي‪.‬‬ ‫ككل ‪ 19.2‬هراي هرکس که امیدوار هه هرقراري دماکراسي پايدار در پاکستا‬ ‫است‪ ،‬داستاني فاق العاده ناراحت کننده تعريف ميکند‪ .‬طالبا پاکستا و هماطنا‬ ‫افغانشا ها هم هه عناا يک گروه کار ميکنند‪ ،‬هناهراين من آنها را هه عناا يک‬ ‫گروه در نظر مي گیرم‪ .‬هه اين ترتیا‪ ،‬آنها قدرتمندترين نیرو در پاکستا محساب‬ ‫مي كاند‪ .‬و هر اسا‬

‫مدل‪ ،‬القاعده در رده هعدي قرار دارد؛ حداقل پس از آوريل‬

‫‪2996‬؛ يعني زماني که پیشهیني مي كاد قدرت آنها از دولت پیش افتد‪ .‬القاعده هه‬ ‫طار مداوم هه ركد خاد ادامه مي دهد‪ .‬القاعده هه همراه طالبا ‪ ،‬منشم هرجسته و‬ ‫ناپديدي از نفاذ سیاسي در پاکستا را تشكیل ميدهند؛ هه همراه تنها تمثیرگذارا‬ ‫خارجي منطقه مثل اياالت متحده يا اروپاييها که در حال تبديل كد هه وزنههاي‬ ‫تعادلي محتمل هستند‪(.‬ادامه دارد)‬ ‫ص ‪116‬‬ ‫(ادامه متن هاال) هه خاطر داكته هاكید‪ ،‬ما قدرت را – نفاذ سیاسي که هر اسا‬ ‫هرتري وز دهي ميكاد ‪ -‬هر اسا‬

‫اطبعات كناخته كده (يا حداقل تخمین زده‬

‫كده تاسط دانشجايانم) در ژانايه ‪ ، 2996‬و نه هعد از آ ‪ ،‬طراحي ميکنیم‪.‬‬ ‫هااينحال‪ ،‬اينجا داستاني در روزنامهي نیايارک تايمز در تاريخ ‪ 19‬ژوئن ‪،2996‬‬ ‫ماه ها پس از انجام تحلیل‪ ،‬ها اين عناا وجاد دارد‪" :‬در میا اختبفات سیاستي‬ ‫اياالت متحده‪ ،‬القاعده در پاکستا ركد ميکند"‪ .‬در ادامه داستا آمده‪" :‬هه طار‬ ‫فزاينده اي آككار است که دولت هاش در حالي هه کار خاد پايا ميدهد که القاعده‬

‫‪111‬‬

‫ها مافقیت پايگاه خاد را از افغانستا هه مناطق قبیلهاي پاکستا جاهجا کرده است؛‬ ‫جايي که هیشتر تاانايي خاد هراي حمله از آ ناحیه را هازسازي کرده و پیامهايش را‬ ‫هه محارها سراسر جها مخاهره ميکند"‪ .‬دانشجايا من تاانستند اين دورنماي‬ ‫نگرا کننده را نیم سال پیش از نیايارک تايمز پیشهیني کنند‪ .‬كايد ميتاانستند‬ ‫حتي زودتر اين کار را انجام دهند؛ هه ياد داكته هاكید‪ ،‬آنها فقط دادههايشا را در‬ ‫ژانايه ‪ 2996‬گردآوري کردند؛ يعني هنگامي که دورهي حل و فصل هحرا هاي‬ ‫خارجي آغاز كد‪ .‬لذا آنها اين نتیجه را هبفاصله مشاهده کردند‪.‬‬

‫ككل ‪ 19.2‬داراي يک ويژگي ديگر است که ماجا تضیی خاطر ميكاد‪ .‬ساير‬ ‫هخشهاي خروجي مدل هه ما ميگايد که القاعده و طالبا سعي خااهند کرد تا هر‬ ‫سر تاافقي ها حزب مردمي پاکستا‬

‫و حزب مسلم لیگ نااز مذاکره کنند‪ .‬حزب‬

‫مسلم لیگ نااز كريف هه مراتا رفتار متااضعانه تري در مقايسه ها حزب مردمي‬ ‫زرداري نسبت هه چنین مذاکراتي دارد‪ .‬هر دو حزب ها وجاد تبش هراي تحكیم‬ ‫قدرت خاد‪ ،‬ترجیح ميدهند ها وضعیت ماجاد در مقاهل گروههاي محارب کنار‬

‫‪118‬‬

‫هیايند‪ .‬در همین حال‪ ،‬ارتش پاکستا خاد را ميهیند که هه آراميآما هه طار پیاسته‬ ‫نفاذ خاد را از دست مي دهد‪ .‬دورنماي چنین كرايطي اين خااهد هاد که ارتش‬ ‫تبش خااهد کرد هراي جلاگیري از جريا آنها کادتايي هراي کنترل دولت هه راه‬ ‫هیندازد‪ .‬پیشهیني مي كاد زما مطلاب هراي هرداكت چنین گامي از ساي آنها‪ ،‬هین‬ ‫فاريه ‪ 2991‬و ژوئیه ‪ 2991‬هاكد‪ .‬نیازي نميهینند که زودتر از آ ماعد کاري انجام‬ ‫دهند‪ ،‬و هعد از آ ماعد نیز ممكن است هراي آنها خیلي دير هاكد‪(.‬ادامه دارد)‬ ‫ص ‪111‬‬ ‫(ادامه متن هاال) دماکراسي ككنندهي پاکستا هه نظر میرسد احتماالً تحت حملهي‬ ‫محارها قرار دارد؛ از يک طرف محارها رژيمي هنیادگرا و غیردماکراتیک هاجاد‬ ‫ميآوردند‪ ،‬و از ساي ديگر‪ ،‬ارتش دولتي نظامي تشكیل ميداد‪.‬‬ ‫اين امر چه معنايي در راهطه ها سهم پاکستا در جنگ ها تروريسم خااهد‬ ‫داكت؟ آيا آنها تبش هیشتري هراي پیگرد محارها انجام خااهند داد و آنها را از هین‬ ‫خااهند هرد‪ ،‬يا آنكه دولت پاکستا تسلیم نفاذ روزافزو و پیشهینيكدهي القاعده‬ ‫و طالبا خااهد كد؟ فكر ميکنم میتاانید پاسخ را حد‬

‫هزنید‪ .‬اما اگر فعب‬

‫نميتاانید‪ ،‬ككل ‪ 19.1‬داستا را تعريف ميکند‪.‬‬ ‫وض ماجادِ تعهد نسبت هه دنبال کرد القاعده و طالبا ‪ ،‬زماني که دانشجايانم‬ ‫پروژهي خاد را كروع کردند‪ ،‬هر اسا‬

‫مقیا‬

‫مسئله رقم ‪ 49‬هاد‪ .‬مقدار ‪ 49‬هدين‬

‫معنا هاد که هرخي از تبش هاي واقعي هراي محدود نگه داكتن محارها انجام ميكد‬ ‫اما تبش هراي از میا هرد آنها آنگانه که اياالت متحده ميخااست‪ ،‬هينتیجه هاد‪.‬‬ ‫از میا هرد آنها معادل ها رقم ‪ 199‬مقیا‬

‫هاد‪ .‬وض ماجاد‪ ،‬ها وجاد هرخي‬

‫فرسايشها‪ ،‬هه سیاست پیشهینيكدهاي نزديک هاد که ميخااست اوضاع را کم و‬ ‫هیش تا تاهستا ‪ 2996‬حفظ کند‪ .‬ماقعیت رقم صفر – ماقعیت القاعده (نشا داده‬

‫‪118‬‬ ‫نميكاد) – هدين معنا هاد‪" :‬هیچ کاري علیه محارها انجام ندهید!"‪ .‬ها تاجه هه آ ‪،‬‬ ‫هیايید هبینیم چه چیزي هراي آينده پیشهیني ميکنیم‪.‬‬

‫خط نیمخطي و خط نقطهچین در ككل ‪ ،19.1‬هه ترتیا مااض پیشهیني‬ ‫كدهي حزب مردمي زرداري و حزب مسلم لیگ نااز كريف را نشا ميدهند‪ .‬پس‬ ‫از ژوئن ‪ ،2996‬پیشهیني ميكا د رويكرد آنها کمي هیشتر از مخالفت لفظي ها‬ ‫محارها ‪ ،‬ها تقريباً هیچگانه تعهد جدي هراي پیگیرد آنها‪ ،‬هاكد‪ .‬در مارد يک هادکنک‬ ‫در حال منفجر كد داريم صحبت ميکنیم‪ .‬فقط هااست که از تبشِ ضدمحارها‬ ‫خارج ميكاد‪(.‬ادامه دارد)‬ ‫ص ‪189‬‬ ‫(ادامه متن هاال) اين ماضاع‪ ،‬مسئالیت تعقیا و مبارزه ها محارها را مستقیما‬ ‫متاجه اياالت متحده ميسازد‪.‬‬

‫‪116‬‬

‫رئیس جمهار هاش در تمام دورهي هاقیمانده از رياست جمهاري‪ ،‬در تعهدش‬ ‫هراي متقاعد کرد دولت پاکستا هه تعقیا و مبارزه ها افراطگراها تزلزل ناپذير (اما‬ ‫هي اثر) هاد‪ .‬پس از تاهستا سال ‪ ،2996‬حتي تا حد زيادي از استراتژياش منصرف‬ ‫مي كاد‪ .‬در عاض‪ ،‬دانشجايانم دريافتند که رويكرد اياالت متحده زمین هازي را‬ ‫تغییر خااهد داد‪ .‬استراتژي دوجانبهي اياالت متحده مبني هر تعقیا مخفیانهي‬ ‫آمريكايي و كروع تعقیا محارها در خاک پاکستا ‪ ،‬ها تمکید هسیار هیشتري هر‬ ‫استفاده ي مستقیم (كايد مخفیانه) از ارتش آمريكا در خاک پاکستا جايگزين خااهد‬ ‫كد‪ .‬آنطار که پیشهیني هاي دانشجايا نشا ميدهد‪ ،‬حتي اين تعهد نیز هه مدت‬ ‫کاتاهي پس از انتخاهات رياست جمهاري آمريكا از میا خااهد رفت‪ .‬رئیس‬ ‫جمهار جديد حداقل تا پايا سال ‪ ،2991‬يعني زماني که پیشهیني دانشجايا پايا‬ ‫ميياهد‪ ،‬احتماالً کار زيادي درهارهي افزايش نفاذ تروريسم درو پاکستا انجام‬ ‫نخااهد داد‪ .‬هه نظر ميرسد پس از آغاز هه کار رئیس جمهار جديد – البته اکنا‬ ‫مي دانیم که رئیس جمهار هاراک اوهاما است‪ ،‬اما در ههار سال ‪ ،2996‬نه دانشجايانم‬ ‫و نه مدل فرضیاتي درهارهي انتخاهات آمريكا نداكتند ‪ -‬جنگ علیه تروريسم هه طار‬ ‫ماثري هه درو پاکستا متمرکز نخااهد هاد‪.‬‬ ‫ ‪---------‬‬‫ما صرفا يک طرح کلي مختصر از يافتههاي اصلي درهارهي پاکستا داكتیم‪.‬‬ ‫جزئیات هسیار هیشتري وجاد دارد که ميتاانست درهارهي چگانگي و چرايي‬ ‫هاجاد آمد ِ اين نتايج هحث كاد‪ ،‬اما ساال جالا تر اين است‪" :‬چه هايد کرد؟"‪ .‬هه‬ ‫خاطر هیاوريد که دانشجايا من نیز کمک خارجي اياالت متحده هه پاکستا و تمثیر‬ ‫احتمالي آ هر سیاست آ کشار را مطالعه کردند‪ .‬آنها هرآورد کردند که میزا کمک‬ ‫اقتصادي اياالت متحده هه پاکستا در سال مالي ‪ 2996‬هه میزا ‪ 899‬میلیا دالر‬ ‫است‪ .‬ها اينكه اين يک تقريا هاد‪ ،‬اما احتماالً تقريا معقاالنه اي هاد‪( .‬مقدار واقعي‬

‫‪111‬‬

‫مطمئناً ترکیبي از اطبعات عمامي و محرمانه است)‪ .‬سپس آنها نگاه کردند هه اينكه‬ ‫حمايت کنگره و رياست جمهاري هراي اين رقم چگانه در طال زما تغییر خااهد‬ ‫کرد؛ ها در نظر گرفتن فشارهاي داخلي و فشارهاي درو پاکستا ‪ .‬در اينجا يافتههاي‬ ‫ايشا آمده است‪.‬‬ ‫تحلیل ما نشا ميدهد که فشار سیاسي قاهلتاجه داخلي هه احتمال زياد از‬ ‫کمکهاي آمريكا هه پاکستا خااهد کاست‪ .‬پیشهیني ميكاد خط مشي رئیس‬ ‫جمهار هاش و کنگرهي دماکرات حداقل در تاهستا ‪ 2996‬از هم جدا هاكد (هه ياد‬ ‫داكته هاكید‪ ،‬دادهها مرهاط هه ژانايهي هما سال است)‪ .‬در حقیقت‪ ،‬در اوايل‬ ‫تاهستا ‪ ،‬پیش هیني اين هاد که رئیس جمهار هه منظار افزايش کمک سالیانه هه‬ ‫پاکستا از ‪ 899‬میلیا دالر تا حدود ‪ 199‬میلیا و يا ‪ 1‬میلیارد دالر‪ ،‬هه کنگره فشار‬ ‫خااهد آورد‪ .‬آيا وي چنین کرد؟ هاش پیشنهاد کرد طي تاهستا ‪ ،2996‬سقف هادجه‬ ‫ضدتروريسم هه مقدار ‪ 219‬میلیا دالر اضافه گردد‪ .‬مدل پیشهیني کرد که کنگره‬ ‫طي هما دوره‪ ،‬سقف کمک را ثاهت نگه خااهد داكت‪ ،‬و همین کار را نیز انجام‬ ‫داد‪ .‬کنگره در واقعیت نسبت هه مقدار کمک اياالت متحده هه پاکستا ككايت کرده‬ ‫است‪ ،‬اما هیشتر مرهاط هه هما زما هاد‪ .‬گزارشهاي تحلیلي نشا ميدهد پس از‬ ‫تاهستا ‪ ، 2996‬در حالي که رئیس جمهار همچنا هه دنبال کمک هزرگتري از‬ ‫حمايتهاي کنگره است‪ ،‬طرفین هه آرامي همگراتر ميكاند‪ .‬هر دو نتیجه ميگیرند‬ ‫که صرفِ کمکها نميتااند خااسته ي اياالت متحده مبني هر پیروي پاکستا از‬ ‫سیاستهايش را هه چنگ آورد‪.‬‬ ‫ص ‪181‬‬ ‫هي پرده هگايم‪ ،‬قرار هر اين است که کمک هاي خارجي آمريكا هدين منظار هه‬ ‫دولت پاکستا پرداخت گردد که او هه تعقیا و مبارزه ها محارها هپردازد‪ .‬اما اين‬ ‫ماضاع در حال ككست خارد است‪ .‬در حقیقت در ماه ژوئن ‪ ،2996‬گفتگاي‬

‫‪189‬‬

‫عمامي منتشر كده از کنگره دلیل آورد که پاکستا در حال ساء استفاده از وجاه‬ ‫کمک مالي اياالت متحده هاد‪ .‬ها وجادي که القاعده و متحدانش در پاکستا هه‬ ‫فقدا هرگانه تاانايي رزمي هاايي كناخته ميكاند‪ ،‬اما هادجه کمكي مذکار هر‬ ‫روي اقبمي مانند پدافند هاايي ها حمايت هاش در حال صرف كد هاد‪ .‬ممكن هاد‬ ‫فايده ي پدافند هاايي هراي پاکستا علیه تهديدي‪ ،‬مثب‪ ،‬از ساي هند هاكد‪ .‬هناهراين‪،‬‬ ‫در حالي که مقامات دولتي پاسخ دادند که تمثیر کمک مذکار هر تبشهاي‬ ‫ضدتروريستي پاکستا دستکم گرفته ميكد‪ ،‬کنگره مطرح کرد که اين پال هه‬ ‫ساراخ ماش ريخته ميكاد {از هین رفتن پال}‪.‬‬ ‫ديدنش دكاار نیست که‪ ،‬هما طار که تاسط تحلیل دانشجايا من پیشهیني‬ ‫كد‪ ،‬رئیس جمهار اوهاما ها کاستن از کمک حمايتي از پاکستا ‪ ،‬ها فشار واقعي‬ ‫مااجه خااهد كد‪ .‬دانشجايا من ها داللتهاي ارزياهي خادكا کار کردند و‬ ‫مميا‬

‫كدند‪ .‬تحلیلكا آنها را متقاعد کرد که القاعده و طالبا در حال قايتر‬

‫كد هادند و هيمیلي اياالت متحده نسبت هه افزايش کمکها هه احتمال زياد هه‬ ‫جاي معكا‬

‫کرد روند مذکار‪ ،‬آ را تقايت نماد‪ .‬از تحقیقات آنها روكن هاد که‬

‫اياالت متحده عمیقا مراقا دريافت کمک پاکستا در ردياهي و خنثيسازي محارها‬ ‫و تروريست هاي فعال در مرزهاي پاکستا هاد‪ .‬هه هما اندازه روكن هاد که رهبرا‬ ‫دولت پاکستا (حزب مردمي پاکستا ‪ ،‬نااز كريف و حزب مسلم لیگ او‪ ،‬و حامیا‬ ‫ارتشيِ مشرف) خااستار کمکهاي هیشتري از ساي اياالت متحده هادند‪ .‬آنها‬ ‫ميتاانستند هبینند که سیاست آ دورهي آمريكا نه هايج کافي و نه چماقي هه‬ ‫اندازه ي کافي دردناک فراهم نیاورد تا رهبرا پاکستا را متقاعد کند ها تعقیا و‬ ‫مبارزه ها محارها ‪ ،‬خاد را در معرض خطر قرار دهند‪.‬‬ ‫ها اين مشاهدات دم دستي‪ ،‬دانشجايانم حال اين ماضاع كروع کردند هه تفكر‬ ‫که چگانه ممكن است از پیشهیني پیشرفتها فراتر رفته و سعي کنند آ ها را ككل‬

‫‪181‬‬

‫دهند (يا حداقل انجام آ را كبیه سازي کنند)‪ .‬و هدين ترتیا كروع هه جستجاي‬ ‫استراتژي اي کردند که ممكن هاد رهبرا پاکستا را مجاب کند تبش جديتري در‬ ‫درگیري ها محارها داكته هاكند‪ .‬آنها امكا معاملهي کمکهاي دالري در ازاي‬ ‫امتیازات سیاسي را هررسي کردند‪ .‬ها ديد اينكه پاکستانيها پال هیشتري ميخااهند‬ ‫و اياالت متحده نیز خااستار تبش هاي مضاعف هراي ردياهي و تعقیا محارها‬ ‫است‪ ،‬آنها متعجا كدند که آيا ممكن نباد معاملهاي از جنس کمک مالي در ازاي‬ ‫تعقیا كرايط را از ديدگاه آمريكا و پاکستا ههباد هبخشد‪.‬‬ ‫استفاده از کمکهاي خارجي هراي حفظ و تممین پیروي از سیاست‪ ،‬استفادهاي‬ ‫قاهل احترام از اين قبیل وجاه است حتي اگر‪ ،‬ها در نظر گرفتن ‪ 899‬میلیا دالر‬ ‫مفروض هراي کمک اقتصادي‪ ،‬هه نظر نميرسید که در مارد پاکستا کار کند‪ .‬ها‬ ‫نگاهي هه ارزياهي هاي دان شجايا من‪ ،‬آنها مي تاانستند مشاهده کنند که چرا ها‬ ‫وجاد هرنامه ي کمک مالي اياالت متحده هراي پاکستا ‪ ،‬هاز هم رهبرا آ کشار هه‬ ‫سرعت و كدت در تعقیا محارها نیستند‪ .‬آنها مي تاانستند مشاهده کنند که‬ ‫رهبري پاکستا (مشرف‪ ،‬حزب مردمي و حزب مسلم لیگ نااز) انتظار داكت‬ ‫اكتیاق و حرارت سیاسي هسیاري از القاعده و طالبا هه خاطر آ کسا کند تا در‬ ‫سطح غالا کمک خارجي هه نف آنها هاكد‪ .‬و هناهراين دانشجايانم كروع هه تحلیل‬ ‫اين ماضاع کردند که اگر اياالت متحده کمكي هسیار هیشتر از آنچه تحلیل آنها در‬ ‫اين مارد ميگفت هه پاکستا ميکرد‪ ،‬اين امر چگانه ماضاع پیشین را تغییر ميداد‪.‬‬ ‫ككلهاي ‪ 10.4A‬و ‪ 10.4B‬پیشهینيهاي مشاههي را تا پايا دورهي رياست‬

‫جمهاري هاش نشا میدهند‪ ،‬اما هعد از آ ‪ ،‬آنها متفاوت ميكاند‪ .‬ككل ‪10.4A‬‬ ‫همچنین هه پیشهیني تمثیر نسبي دولت اياالت متحده و محارها در پاکستا تا پايا‬ ‫سال ‪ 2991‬ميپردازد؛ ها اين كرط که رئیس جمهار اوهاما از دورهي کمک خارجي‬ ‫که تاسط دولت هاش دنبال ميكد‪ ،‬پیروي کند‪(.‬ادامه دارد)‬

‫‪182‬‬

‫ص ‪182‬‬ ‫(ادامه متن هاال) ككل ‪ 10.4B‬فرض ميکند که اوهاما از دورهاي پیروي ميکند‬ ‫که تاسط دانشجايا من (و نیز تاسط معاو فعلياش‪ ،‬جازف هايد ‪ )221‬تاصیه‬ ‫كده هاد‪ ،‬که اساسا مساوي است ها دوهراهر کرد کمک اياالت متحده‪.‬‬ ‫هما طار که در ككلها مشهاد است‪ ،‬ادامهي سیاست فعلي کمک مالي‬ ‫قضیهاي ككست خارده است‪ .‬ها در نظر داكتن سطاح کمکهاي مالي در سال‬ ‫‪ ، 2996‬اياالت متحده طيّ اولین سال فعالیت اوهاما تاانسته هرتري اندکي نسبت هه‬ ‫محارها از نظر قدرت حفظ نمايد‪ .‬هرتري مذکار تقريبا از اوايل سال ‪ 2919‬از هین‬ ‫مي رود‪ .‬اگر اياالت متحده و پاکستا هه تاافقي هرسند که دالرها را در عاض تعقیا‬ ‫و مبارزه علیه القاعده و طالبا معامله کنند‪ ،‬صحنه هه کلي تغییر خااهد کرد‪ .‬رهبرا‬ ‫مجلس ملي پاکستا هه جاي آنكه راه خروج از سقاط را در انجام معامله ها محارها‬ ‫هبینند‪ ،‬هاي ستي ها طالبا و القاعده هه مقاهله هرخیزند‪ .‬آنها هزينههاي سیاسي و مادي‬ ‫سنگیني هر محارها تحمیل کرده و در عاض هزينه هاي سنگیني را متحمل خااهند‬ ‫كد‪ .‬ها در نظر گرفتن اينكه دولت پاکستا ها دو هراهر كد دالرهاي کمكي‬ ‫هرانگیخته و تهییج كده است‪ ،‬دولت اوهاما نفاد اياالت متحده در پاکستا را ها‬ ‫تحمیل هزينهي مستقیم هر گروههاي محارب افزايش ميدهد (از جمله القاعده‪،‬‬ ‫طالبا ‪ ،‬و عناصر دلساز محارها درو سرويس اطبعاتي پاکستا ماسام هه‬ ‫(‪ .)) ISI‬ها تاجه هه منطق و مدارک مدل‪ ،‬مي تاانیم اساسا هه خاک پاکستا سرازير‬ ‫كايم‪ ،‬اما هراي انجام اين کار‪ ،‬ما هايد پاسخگاي منفعتي هاكیم که دولت زرداري در‬ ‫دست دراز کرد هراي گرفتن پال هیشتر دارد‪ .‬آنها هدو آ پال آتش را علیه‬ ‫محارها نخااهند گشاد‪ .‬ككي نیست هخشي از آ پال تاسط مقامات فاسد رهاده‬ ‫خااهد كد‪ ،‬اما نكته همین است‪ .‬آنها خااهند خااست که جريا دالرهاي کمكي‬ ‫‪Joseph Biden‬‬

‫‪221‬‬

‫‪181‬‬

‫ادامه ياهد‪ ،‬و تنها راه مافقیت كا در اين کار‪ ،‬کمک هه اياالت متحده علیه القاعده و‬ ‫طالبا است‪.‬‬ ‫از تحلیل دانشجايانم مشهاد است که وعدهي تبشهاي هیشتر هراي تعقیا‬ ‫محارها سبا خااهد كد کمکهاي مالي اياالت متحده افزايش ياهد‪ .‬ها اين وجاد‪،‬‬ ‫اين ماضاع دو پرسش ايجاد ميکند که هايد پاسخ داده كاد‪ :‬ما چگانه هه اين ايده‬ ‫رسیديم که دوهراهر کرد کمکها هما معاملهي ههینهي کمک در ازاي تعقیا است‪،‬‬ ‫و آيا طرفین از چنین تاافقي پیروي خااهند کرد و نشا خااهند داد که واقعا هه آ‬ ‫متعهد هستند؟ دانشجايانم هه پرسش اول پاسخ گفتند اما زما کافي هراي تجزيه و‬ ‫تحلیل پرسش دوم نداكتند‪ ،‬هناهراين خادم در اينجا هه آ خااهم پرداخت‪ .‬اما در‬ ‫اهتدا هايد پرسید‪ ،‬هراي اينكه هستهي کمكي ههینه چه ككلي هاكد‪ ،‬ما چگانه کار‬ ‫ميکنیم؟‬ ‫ص ‪181‬‬

184

‫‪181‬‬

‫ها هازگشت هه کتاب نظريه هازيها ص ‪ ،119‬من راهي را معرفي کردم که ها آ‬ ‫نگاه کنیم چگانه هازيكنا در مسائل مختلف هدههستا ها را حل و فصل ميکنند‪ .‬در‬ ‫آ فصل مفهام منفعت ملي را هررسي ميکرديم و مشاهده کرديم که راههاي زيادي‬ ‫هراي کنار هم قرار داد يک ائتبف انتخاهاتي هرنده وجاد دارد‪ ،‬که هرخي از آنها‬ ‫حامي تجارت آزادتر و ديگرا نیز حامي تجارت عادالنهتر هادند‪ ،‬هرخي از آنها دنبال‬ ‫افزايش هزينه هاي دفاعي و هرخي نیز هه دنبال کاهش آ هادند‪(.‬ادامه دارد)‬ ‫ص ‪184‬‬

‫‪188‬‬

‫(ادامه متن هاال) اکنا ها استفاده از تحلیل دانشجايانم‪ ،‬میتاانیم راهحل هاي آنها‬ ‫هراي هازي را ساخته و آ متدولاژي را – که ها عناا مجماعههاي هرد‬

‫‪219‬‬

‫كناخته‬

‫ميكاد – در نتايج كبیه سازي كده آنها اِعمال کنیم تا حداکثر پیگردي را که اياالت‬ ‫متحده ميتااند از دولت پاکستا دريافت کند‪ ،‬و هزينهي دريافت هاالترين سطح‬ ‫تعقیا و پیگرد را هر حسا دالرهاي کمكي ارزياهي کنیم‪.‬‬ ‫در ككل ‪ 19.1‬سیاستهاي مرجح مرهاط هه کمکهاي مالي و تعقیا محارها‬ ‫از ساي رهبري پاکستا ‪ ،‬و میانگین هسته کمک خارجي مرجح‪ ،‬که در حدود ژوئیه‬ ‫‪ 2996‬مارد حمايت کنگره و رياست جمهاري (و ديدگاه مشترکشا در مارد‬ ‫تعقیا محارها ) است‪ ،‬در هراهر وض فعلي پیشهیني كده هر اسا‬

‫اين دو هُعد در‬

‫آ دوره ترسیم ميکند‪ .‬ژوئیه ‪ – 2996‬تقريبا زماني که پیشهیني مي كد مشرف‬ ‫هرکنار كده و رژيمي جديد تحت سلطه حزب مردمي پاکستا هر سر کار هیايد – هه‬ ‫عناا فرصتي زودگذر و هرجسته انتخاب كد هراي مقاهله ها معاملهاي که دالرهاي‬ ‫کمكي را در عاض تعقیا محارها معامله ميکرد‪ .‬ناحیهي خاکستري رنگ در‬ ‫ككل‪ ،‬محدودهي هستههاي کمكي و سطاح تعقیا را نشا ميدهد که هه عناا‬ ‫ههبادهايي در وضعیت ماجاد از منظر دولتهاي اياالت متحده و پاکستا محساب‬ ‫ميكاند‪ .‬نقاط مختلف در اين ناحیهي خاکستري نشا دهندهي معامبت مختلف‬ ‫پذيرفته كده از ساي طرفین است؛ معامبتي که از يک سا وجاه کمكي و از ساي‬ ‫ديگر تبشها هراي از میا هرد محارها است‪ .‬معاملهي ههینه در گاكهي هاال سمت‬ ‫راست ناحیه ي خاکستري قرار دارد‪ .‬در آ نقطه اياالت متحده هیشترين حد تبش‬ ‫تاسط رهبرا پاکستا علیه محارها را هدست خااهد آورد‪ ،‬و در عاض پاکستانيها‬ ‫نیز هیشترين حجم پال را مي تاانند هدست آورند‪ .‬پرداخت پالِ هیشتر نميتااند‬ ‫تعهدي اضافه هراي تعقیا محارها ايجاد کند‪ ،‬و نیز تبش هزرگتر علیه محارها‬

‫‪win-set‬‬

‫‪219‬‬

‫‪188‬‬

‫هیچ دالر اضافه تري را هه همراه نخااهد داكت‪ .‬اين صحیح است‪ ،‬زيرا در مقايسه ها‬ ‫وض ماجاد‪ ،‬سیاستهاي خارج از ناحیهي خاکستري هراي طرفین سادمند نخااهد‬ ‫هاد‪ ،‬چراکه سیاستهاي خارج از آ ناحیه از خااستههاي يک مجماعه يا ديگر‬ ‫مجماعههاي هازيكنا ‪ ،‬نسبت هه ماقعیت عقا نشیني که وض ماجاد است‪ ،‬دورتر‬ ‫ميهاكد‪.‬‬ ‫هناهراين معاملهي ههینه چه خااهد هاد؟ پیكا افقي در ككل ‪ 19.1‬نشا دهنده‬ ‫ي حجم کمک هاي خارجي است که هزرگترين تبش هراي تعقیا محارها تاسط‬ ‫رهبرا پاکستا را تضمین ميکند‪ .‬مقدار آ ‪ 1.1‬میلیارد دالر هراي سال ‪ 2991‬است‪.‬‬ ‫پیكا عمادي هیشترين سطح تبش در تعقیا محارها را مشخ‬

‫ميکند که مبلغ‬

‫‪ 1.1‬میلیارد دالر از کمک اياالت متحده را تضمین ميکند‪ .‬آ سطح از تعقیا حدوداً‬ ‫معادل رقم ‪ 69‬هر اسا‬

‫مقیا‬

‫تعقیا محارها است‪ .‬هه اين ترتیا‪ ،‬دانشجايانم‬

‫دريافتند که ها ‪ 1.1‬میلیارد دالر کمک مالي‪ ،‬هسیار محتمل است که مجلس ملي‬ ‫پاکستا ‪ ،‬رئیس جمهار آ و ديگر هازيكنا مهم‪ ،‬واقعاً هه دنبال تهديد تروريستياي‬ ‫خااهند رفت که از درو کشار خادكا نشئت میگیرد‪ .‬اين مبلغ کمي هیشتر از دو‬ ‫هراهرِ کمکِ پیشهیني كده هراي سال ‪ 2996‬هاده‪ ،‬و نیز چندين هراهر حجم پالي است‬ ‫که تاسط رئیس جمهار يا کنگره در آغاز دورهي کاري رئیس جمهار جديد از آ‬ ‫دفاع كد (ها تاجه هه تحلیل مبتني هر مدل)‪ .‬اين امر مستلزم تغییري مشخ‬ ‫سیاست اياالت متحده است‪.‬‬ ‫ص ‪181‬‬

‫در‬

‫‪186‬‬

‫ها اين مبلغ چه چیز خريده ميكد؟ از نظر مقیا‬

‫مسئله‪ ،‬اگر رهبرا پاکستا‬

‫‪ 1.1‬میلیارد دالر کمک مالي اياالت متحده را دريافت کنند‪ ،‬تعقیا محارها از ساي‬ ‫ايشا هسیار هاالتر از وض ماجاد‪ ،‬ها رقم ‪ 49‬در ژانايه ‪ ،2996‬خااهد هاد‪ ،‬اما اين‬ ‫تعقیا ها تعقیا كديد‪ ،‬که ها رقم ‪ 199‬مشخ‬

‫مي كاد‪ ،‬هراهر نخااهد هاد‪ .‬آ سطح‬

‫از تعقیا‪ ،‬در واق سطحي هاد که دولت هاش و کنگره خااستار آ هادند‪ ،‬و مطمئناً‬ ‫سطحي است که هر رئیس جمهار ديگري در آمريكا خااها آ خااهد هاد‪.‬‬ ‫هناهراين ما رقم ‪ 199‬را هه دست نخااهیم آورد‪ ،‬اما مطمئناً هسیار هیشتر از آنچه که‬ ‫هدو اين تزريق پال پیشهیني ميكاد‪ ،‬هه دست خااهیم آورد‪ .‬اما لطفا من‪،‬‬ ‫دانشجايانم و تحلیل را اكتباه نگیريد‪ :‬هعید است دولت پاکستا تهديد تروريستي را‬ ‫فقط هه خاطر پال هه طار کامل از هین هبرد‪ .‬آنها احمق نیستند‪ .‬ميدانند اگر القاعده و‬ ‫طالبا ناهاد كاند‪ ،‬ديگر از اين پال خبري نخااهد هاد‪ .‬هناهراين آنها هه خاطر پال‬ ‫هم که كده ها تهديد تروريستي درگیر كده و از آ خااهند کاست (يعني رقم ‪ 69‬هر‬ ‫اسا‬

‫مقیا‬

‫مسئله) اما آ را هه طار کامل ناهاد نخااهند کرد (ناهادي کامل يعني‬

‫‪181‬‬

‫رقم ‪ 199‬هر اسا‬

‫مقیا )‪ .‬آنها هراي هقاي سیاسي خاد هر کاري که الزم هاكد‬

‫انجام خااهند داد‪ .‬آنها سعي خااهند کرد محارها را از صفحه روزگار محا کنند‪ ،‬هه‬ ‫كرطي که اين راه ههترين مسیر سیاسي آنها هاكد‪ ،‬اما اگر معامله کرد ها افراط‬ ‫گرايا هه لحاظ سیاسي ههترين گزينه هراي رهبرا پاکستاني هاكد‪ ،‬آنگاه هما کار را‬ ‫خااهند کرد‪ .‬يک میلیارد و پانصد میلیا دالر هايد مسیري هسیار طاالني را هپیمايد‬ ‫تا ايشا را متقاعد کند که تعقیا محارها ‪ ،‬كاركیا و تروريستها منفعت هیشتري‬ ‫از سازش و تاافق ها آنها هرايشا خااهد داكت‪.‬‬ ‫البته اگر معامله اي از ناع کمک مالي در ازاي تعقیا منعقد كاد‪ ،‬هر طرف هايد‬ ‫احسا‬

‫اطمینا کند که طرف ديگر دهه نكند‪ .‬رهبرا پاکستا هايد معتقد هاكند که‬

‫جريا دالرهاي کمكي ادامه خااهد داكت‪ ،‬و کنگره نیز آ را هايد هاور داكته هاكد‬ ‫که رهبرا پاکستا ها دريافت اين پال از قال و قرار خاد طفره نرفته و ديگر ها‬ ‫محارها همكاري نخااهند کرد‪ .‬ممكن است نگراني ويژهاي درهارهي مارد دوم‬ ‫وجاد داكته هاكد‪ ،‬چراکه حتي ها وجاد معاملهي کمک مالي‪ ،‬هرچند از نفاذ القاعده‬ ‫کاسته ميكاد‪ ،‬اما اين نفاذ همچنا قاهلتاجه است‪ ،‬هما طار که در ككل‬ ‫‪ 10.4B‬نشا داده كده است‪ .‬آنچه مدل نمايش ميدهد اين است که رهبري‬ ‫مجلس ملي سطح تعقیا محارها را در حدود رقم ‪ 69-81‬مقیا‬

‫نگه خااهد‬

‫داكت؛ دوري پس از دور ديگر‪(.‬ادامه دارد)‬ ‫ص ‪188‬‬ ‫(ادامه متن هاال) ها وجاد معاملهي کمک مالي که حجم وسی تري از تبش هراي‬ ‫مبارزه علیه تروريست ها درو پاکستا را خااهد خريد‪ ،‬انتظار مي رود کنگره و‬ ‫رئیس جمهار در تعهد خاد نسبت هه تاافق پیشنهادي مرهاطه ثاهت قدم هاقي همانند‪.‬‬ ‫همه گروه هاي حاضر در اين معامله تعهدي واقعي هراي حفظ آ نشا ميدهند؛ البته‬ ‫هر کدام هه خاطر نف سیاسي خادش اين کار را میكند‪.‬‬

‫‪189‬‬

‫هدو تزريق مبالغ هنگفت کمک مالي از ساي اياالت متحده‪ ،‬ميترسم که‬ ‫آيندهي پیشهیني كده اين هاكد که رهبرا پاکستا ها محارها معامله کرده و ايشا‬ ‫هه هخش مشروعي از سیاست گذاري در پاکستا تبديل كاند‪ ،‬يا دولت آ کشار ها‬ ‫کادتاي نظامي ديگري روهرو كاد‪ .‬هه احتمال زياد‪ ،‬مناف آمريكا کاسته و حتي خنثي‬ ‫خااهد كد‪ .‬خیلي هد است که چنین اتفاقي قرار است روي دهد‪ .‬هراي تثبیت يک‬ ‫دولت مدني و سكاالر در پاکستا ‪ ،‬يک میلیارد و پانصد میلیا دالر قیمتي ارزاني‬ ‫هراي پرداختن است‪.‬‬ ‫ایران و عراق‪ :‬آیا پیوندی در بهشت صورت گرفته است؟‬ ‫دانشجايانم آيندهي مبهمي را هراي پاکستا در سال ‪ 2996‬پیشهیني کردند‪.‬‬ ‫واقعیت يک سال هعد حداقل هه هما اندازه مبهم است‪ .‬ها نگاهي هه پیشهیني هاي‬ ‫آنها – هرخي از پیشهیني ها در مارد چیزهايي هاد که اکنا اتفاق افتاده است و‬ ‫ماهقي نیز در مارد رويدادهايي است که هناز رخ نداده است – هه نظر ميرسد که‬ ‫اجراي آنها از ها زي پیش هین هه طار ناامید کننده اي دقیق از آب در آمده است‪.‬‬ ‫گاهي اوقات واقعا ههتر است که همه چیز را هه اكتباه هگیريم‪.‬‬ ‫در حال حاضر‪ ،‬در ههار ‪ ، 2991‬كانس ديگري هراي آزماد اين هازي داريم‪.‬‬ ‫هیايید اين فرصت را مغتنم كمرده و هبینیم ما را هه کجا خااهد هرد‪ .‬تنها ها يک لِي‬ ‫لِي‪ ،‬ورجه ورجه‪ ،‬و يک پرش از پاکستا و تمام مشكبتش دور ميكايم؛ ايرا و‬ ‫عراق ها آينده اي نامعلام و نامطمئن مااجه هستند‪ .‬اين نااطمیناني فرصتي طبيي‬ ‫فراهم ميآورد تا مجددا جرئت کنیم خجالت هكشیم‪ .‬هبینید‪ ،‬هما طار که من اين‬ ‫ناكته را در اوايل آوريل ‪ 2991‬مي نايسم‪ ،‬دوهاره در حال تدريس اين در‬

‫هستم‬

‫ها ماضاع حل هحرا هاي خارجي اي که در سال ‪ 2996‬از آنها هراي پیشهیني ثبات‬ ‫پاکستا (يا هه تعبیر دقیقتر‪ ،‬هيثباتي آ ) استفاده كد‪ .‬دو تن از دانشجايا ممتاز در‬ ‫دورهي تدريسم در سال ‪ ،2991‬مدلم را هه خاهي استفاده کرده و هاسیله ي آ‬

‫‪181‬‬

‫نگاهي هه رواهط آتي ايرا و عراق داكتهاند‪ .‬در انجام اين کار‪ ،‬آنها هرخي از‬ ‫هینش هاي هسیار مهم در مارد تحاالت سیاسي محتمل در هر يک از آ کشارها را‬ ‫کشف کردهاند‪ .‬نقطه ي كروع آنها – آيا ايرا و عراق يک مشارکت راهبردي ايجاد‬ ‫خااهند کرد؟ ‪ -‬هحثي در متن دو ديدگاه کامب متفاوت در مارد سیاست خارجي‬ ‫آمريكا هه راه مي اندازد‪ :‬آيا دولت اياالت متحده هايد سرهازانش را در عراق نگه‬ ‫دارد‪ ،‬آنطار که نظر رئیس جمهار اوهاماست‪ ،‬و يا هايد همه را هیرو هكشیم؟ هازي‬ ‫پیش هین ميتااند در پاسخ هه اين پرسش ما را ياري کند‪.‬‬ ‫هیايید چند واقعیت مهم را پیش از ورود هه تجزيه و تحلیل ماضاع‪ ،‬مرور کنیم‪.‬‬ ‫پیش از انتخاهات رياست جمهاري در ناامبر ‪ ،2996‬هاراک اوهاما هه عناا کانديدا‬ ‫قال داد نیروهاي آمريكايي ظرف كانزده ماه آتي از عراق خارج كاند‪ .‬در روز ‪28‬‬ ‫فاريه ‪ ،2991‬اوهاماي پنها كده در کاخ سفید‪ ،‬جدول زمانبندي پیش از انتخاهات‬ ‫مرهاط هه خروج نیروها از عراق را کمي هسط داد؛ تا اوت ‪ .2919‬هه نظر نميرسید‬ ‫اين کار مشاجره و جنجال هزرگي میا جمهاري خااها ِ "طرفدار جنگ" يا‬ ‫دماکراتهاي "ضدجنگ" هاجاد آورده هاكد‪ .‬اما هنگامي که وي زمانبندي خروج‬ ‫نیروهاي اياالت متحده از عراق را اعبم کرد‪ ،‬همچنین قصد خاد را مبني هر ماند‬ ‫پنجاه هزار نیروي آمريكايي در عراق اعبم داكت‪ .‬اين تعداد‪ ،‬نیروي اندکي نیست‪.‬‬ ‫در واق اين رقم معادل ‪ 18‬درصد از کل تعداد سرهازا اياالت متحده در عراق در‬ ‫زما اعبم اين سیاست از ساي اوهاما هاد‪( .‬ادامه دارد)‬ ‫ص ‪188‬‬ ‫(ادامه متن هاال) چندا كگفتآور نیست؛ وي ها حجم وسیعي از ككايات از‬ ‫درو حزب دماکرات مااجه كد که خااستار حرکت هسیار آهسته تر در خارج‬ ‫کرد همهي نیروهاي اياالت متحده از عراق هادند‪ .‬پیشهیني ميكاد جمهاري‬ ‫خااها در عاض وي را هه خاطر اين کار ستايش کردند‪ .‬سیاست يک تجارت گرم‬

‫‪182‬‬

‫و صمیمانه نیست‪ .‬اوهاما آ تندي مضاعف را تحمل کرد چراکه اين نیروهاي آماده‬ ‫هه رزم قرار است حداقل تا سال ‪ 2911‬در عراق هاقي همانند؛ تا هنگامي که يک‬ ‫تاافقِ قبلي ها دولت عراق خااستار خروج کامل آنها هاكد‪ .‬البته اين احتمال هاقي مي‬ ‫ماند که مهلت ‪ 2911‬ميتااند هه طار نامحدود هسط پیدا کند‪.‬‬ ‫تصمیمي که رئیس جمهار اوهاما در فاريه ‪ 2991‬گرفت و واقعیتي که در اوت‬ ‫‪ 2919‬ها آ مااجه خااهد كد‪ ،‬ممكن است يكسا هه نظر آيند‪ ،‬و كايد كبیه هم‬ ‫نباكند‪ .‬فشار درو حزهي هه وي و كرايطِ در حال تغییر هر روي زمین ممكن است‬ ‫م نجر هه اين تصمیم كاد که نیروهاي هسیار کمتري را در عراق نگه دارد‪ .‬اما البته اين‬ ‫احتمال نیز ميرود که پرزيدنت اوهاما هه اسلحههايش خااهد چسبید (پنجاه هزار‬ ‫نیرو) {و از عراق خارج نخااهد كد}‪ .‬نميخااهم در اينجا درهارهي فعل آتي او‬ ‫رأي دهم‪ ،‬اما قصد دارم از هازي پیشهین هراي حل و فصل اينكه او چه هايد هكند‪،‬‬ ‫استفاده کنم‪ .‬پاسخ نهايي هه تمايبت كخصي من يا دانشجايانم هستگي نخااهد‬ ‫داكت؛ واقعا نميدان م طب آنها چه چیز را دوست دارد‪ .‬پیش از انجام تجزيه و‬ ‫تحلیل‪ ،‬ندرتاً پیش آمد که هه اين پرسش هر اسا‬

‫افكار خادم پاسخ هدهم‪.‬‬

‫البته اين تحقیق تنها هه هرخي از جنبههاي پیامدهاي سیاستي نگه داكتن‬ ‫نیروهاي اياالت متحده در عراق يا خروج آنها خااهد پرداخت‪ .‬آ جنبههايي از‬ ‫امنیت آمريكا که در اينجا هررسي نشده نیز ممكن است تحت تمثیر تصمیم اياالت‬ ‫متحده مبني هر خروج يا ماند در عراق قرار گیرد‪ .‬هه عناا مثال‪ ،‬تصمیم نیروهاي‬ ‫نظامي نیز ممكن است در اينكه ايرا چه مسیري را در دستیاهي هه تاانايي هستهاي‬ ‫دنبال خااهد کرد‪ ،‬تفاوت ايجاد کند‪ .‬هااينحال در اينجا هه اين ماضاع نخااهم‬ ‫پرداخت‪ .‬من فقط ميگايم که چشماندازهاي حل و فصل كد تهديد هستهاي از‬ ‫ساي آ کشار هه قدري خاب هستند که (هر اسا‬

‫تحلیلهاي قبلي که در مارد‬

‫ايرا انجام دادم) معتقد نیستم حضارِ ادامه دار و هسیار کاهش يافتهي نظامي تاسط‬

‫‪181‬‬

‫آمريكا هخااهد حل مسئلهي هستهاي از يک طريق يا راهي ديگر را هه طار مؤثري‬ ‫منحرف نمايد‪.‬‬ ‫چرا ممکن است ایران و عراق بخواهند با یکدیگر شریک باشند؟‬ ‫خارج کرد نیروهاي آمريكايي از عراق هر اسا‬

‫اين ايده پیشهیني كده است‬

‫که تا تاهستا سال ‪ 2919‬عراق تاانايي دفاع از خاد در هراهر تهديدهاي داخلي و‬ ‫خارجي علیه امنیت ملي خاد را خااهد داكت‪ .‬در عین حال‪ ،‬رهبري عراق مي‬ ‫هايست هه فیل سفید غالپی كر در کنار مرزهايش و همچنین پتانسیل كاركیا رو هه‬ ‫زوال درو عراق‪ ،‬تاجه داكته هاكد‪ .‬يكي از راههاي مقاهله ها همسايهي غال‬ ‫پیكرش‪ ،‬يعني ايرا ‪ ،‬ايجاد رواهط نزديک میا دو کشار است‪ .‬ها در نظر گرفتن اين‬ ‫احتمال‪ ،‬هگذاريد در مارد محدودهي معامبتي فكر کنیم که حكامت ديني كیعهي‬ ‫ايرا ممكن است ها حكامت سكاالر عراق ‪ -‬اما تحت سلطهي كیعیا – انجام‬ ‫دهد‪ .‬هما طار که ما در مارد كراکت احتمالي ايرا و عراق فكر ميکنیم‪ ،‬هايد در‬ ‫نظر داكته هاكیم که رواهط هین مسلمانا كیعه و سنّي اغلا هسیار ككننده هاده‪ ،‬و‬ ‫هناهراين در کشارهايي مانند عراق هسیار هیشتر است‪ ،‬زيرا در عراق هر دو گروه‬ ‫هخش قاهلتاجهي از جمعیت را تشكیل ميدهند‪.‬‬ ‫ص ‪186‬‬ ‫نسبت جمعیت مسلمانا كیعه هه سنيها در عراق ‪ 81‬درصد هه ‪ 11‬درصد‬ ‫است‪ ،‬و هسیاري از پیروا هر دو گروه از يكديگر متنفر هستند‪ .‬اين تقسیم قطعاً‬ ‫عامل مهمي هاد در كارش هاي عراق و ايجاد ‪CLC‬هاي ايجاد كده تاسط اياالت‬ ‫متحده‪ ،‬که در کتاب نظريه هازي ها ص ‪ 191‬راج هه آ صحبت کرديم‪ .‬در طي‬ ‫كارش‪ ،‬هسیاري از كیعیا ساکنِ مناطق سني از خانههايشا رانده كده و گاهي‬ ‫اوقات تاسط كبه نظامیا محليِ سني کشته ميكدند‪ .‬هدين ترتیا‪ ،‬سنیا ساکن در‬ ‫اجتماعات تحت سلطه ي كیعیا از خانه هاي خاد رانده كده يا هه قتل ميرسیدند‪.‬‬

‫‪184‬‬

‫اگرچه اکنا اوضاع آرام تر است و هرخي از مردم هه خانه هايشا هازگشته اند‪ ،‬اما‬ ‫هسیاري هه خانه هايشا هاز نگشته و خصامت ها همچا آتش زير خاکستر همیشه‬ ‫آماده ي انفجار ها اولین نشانهي تحريک آمیز هستند‪.‬‬ ‫هرخبف عراق‪ ،‬در ايرا مشكل داخليِ زيادي میا كیعیا و سني ها وجاد‬ ‫ندارد‪ .‬اين ماضاع خیلي تعجا آور نیست‪ .‬ها اين همه‪ ،‬مسلمانا اهل سنت در‬ ‫ايرا در اقلیت هستند‪ .‬در اين کشار‪ ،‬هه ازاي هر ‪ 19‬كیعه تنها يک سني وجاد دارد‪.‬‬ ‫هااينحال ‪ ،‬اين هه اين معنا نیست که ايرانیا هه كدت هه كاخهي سني اسبم گرايش‬ ‫دارند يا حتي نسبت هه آ هي تفاوت هستند‪ .‬ايرا قطعاً هیش از سهم خاد‪ ،‬رواهط‬ ‫متزلزلي ها دولتهاي تحت سلطه سنيها در خاورمیانه و در دنیاي گسترده تر‬ ‫اسبمي داكته است‪ .‬مهم تر از همه‪ ،‬ايرا در طال سال هاي طاالني حكامت صدام‬ ‫حسین‪ ،‬رواهط هسیار هدي ها عراق داكت‪ .‬ايرا و عراق در جنگي هشت ساله ها‬ ‫يكديگر جنگیدند که در طي آ هیش از يک میلیا نفر کشته كدند و استفادهي‬ ‫گستردهاي از تسلیحات كیمیايي صارت گرفت‪ .‬اندکي از مردم در عراق يا ايرا آ‬ ‫را فراماش کردهاند ‪ ،‬و همچنا افراد کمتري آ را هه فراماكي خااهند سپرد‪،‬‬ ‫هناهراين ساختن پل هاي ارتباطي میا اين دو کشار مسئله ي آسا و راحتي نخااهد‬ ‫هاد‪ .‬هااينحال‪ ،‬در کنار هم نباد نیز ريسک هاي قاهلتاجه خادش را هه همراه‬ ‫دارد‪.‬‬ ‫دولت عراق تحت سلطه ي كیعیا و رهبري نخست وزير ناري المالكي‪ ،‬ايرا‬ ‫را هه عناا متحدي هالقاه دلساز و داراي تفكر مشاهه ميهیند‪ .‬در مقاهل‪ ،‬او و نزديک‬ ‫ترين پیروا عراقي اش ممكن است هرادرا سني خاد را تهديدي هراي رژيم كا و‬ ‫چشم انداز آنها هراي آينده ي عراق در نظر هگیرند‪ .‬مالكي مطمئناً ميخااهد امنیت‬ ‫عراق را تممین کند و‪ ،‬ها تاجه هه اطبعات گردآوري كده تاسط دانشجايانم‪ ،‬هه‬ ‫محض کاهش حضار نظاميآمريكا يا خروج همهي نیروهايش از عراق‪ ،‬وي تشكیل‬

‫‪181‬‬

‫اتحاد راهبردي ها ايرا را هه عناا راهي هراي انجام اين کار خااهد ديد‪ .‬ماض‬ ‫كروعش در ماضاع مشارکت ها ايرا که در جدول صفحه ي هعد تشريح كده‬ ‫است‪ ،‬در رقم ‪ 69‬است‪ .‬اين هدين معناست که ايرا را مجبار کنند امنیت عراق را‬ ‫تضمین کند‪ .‬چنین اطمیناني ميتااند يک تهديد نظامي هاور نكردني از ساي ايرا‬ ‫علیه هرگانه كارش ضد كیعي در عراق ايجاد کند‪ .‬اين تنها ميتااند صرفا هیمه اي‬ ‫هاكد که دولت مالكي هدا نیازمند است‪.‬‬ ‫(جدول ص ‪ 181‬و ‪)186‬‬ ‫ص ‪181‬‬ ‫هااينحال ‪ ،‬کنار هم قرار داد چنین مشارکتي آسا نخااهد هاد‪ .‬عبوه هر‬ ‫پیچیدگيهاي معمال در پشت هر مذاکرهي هینالمللي‪ ،‬اين احتمال وجاد دارد که‬ ‫دولت اياالت متحده مخالفت جدي ديپلماتیک ها چنین حرکتي تاسط عراق از خاد‬ ‫نشا خااهد داد‪ .‬عبوه هر فشار از سمت اوهاما‪ ،‬میتاانیم مطمئن هاكیم آ هايي که‬ ‫نماينده ي مناف سنیا در عراق هستند نیز هه كدت ها هرگانه تاافق ها ايرا مخالف‬ ‫خااهند ها د‪ .‬در مارد ايرا ‪ ،‬معامله ها عراق مي تااند جاه طلبي ايرا را هراي تبديل‬ ‫كد هه قدرت غالا منطقه افزايش دهد‪ ،‬اما دولت ايرا هايد هه ريسکهاي‬ ‫همبستگي نزديک ها رژيمي که ميتااند هه دست سنيها هیفتد‪ ،‬تاجه داكته هاكد‪ .‬هه‬ ‫نظر میرسد مسئله ي مشارکت تناسا ويژهاي داكته هاكد ها ارزياهي اينكه آيا اياالت‬ ‫متحده ساد هیشتري از نگه داكتن نیروهاي نظامي در عراق کسا خااهد کرد يا از‬ ‫خارج ساختن آنها‪ .‬ها اين همه ايرا کشاري است که اوهاما دوست دارد هیچ تمثیر‬ ‫واقعي هر سیاست عراق نداكته هاكد‪ ،‬و همكاري هین دو کشار دقیقاً مي تااند هما‬ ‫نتیجه را داكته هاكد‪.‬‬

‫‪188‬‬

‫جدول هه ما ميگا يد که طیف وسیعي از رواهط محتمل آتي هین ايرا و عراق‬ ‫وجاد دارد‪ ،‬و البته ما هايد هازي را انجام دهیم تا هررسي کنیم چه چیز احتمال دارد‬ ‫رخ دهد‪ .‬از نقطه نظر هاراک اوهاما‪ ،‬عراق نبايد هسیار سري ها ايرا وارد رختخااب‬ ‫كاد! او فكر ميکن د صرفاً سیاستي درست است که در اطراف رقم صفر هر اسا‬ ‫قرار داكته هاكد‪ .‬هه اين ترتیا‪ ،‬دولت اوهاما از دو کشار ميخااهد هه‬

‫مقیا‬

‫راههاي جداگانه خايش هروند‪ ،‬در حالي که آرام مرزها را حفظ کنند‪ ،‬هما طار که‬ ‫هر اسا‬

‫كرايط معاهده ‪ ،1181‬مكلف هه آ هستند‪ .‬اما اين چیزي نیست که نخست‬

‫وزير ناري المالكي ميخااهد‪ .‬او از مشارکت راهبردي متمرکز (رقم ‪ 69‬مبتني هر‬ ‫مقیا‬

‫مسئله) حمايت ميکند‪ .‬دولت مالكي هه محافظ نیاز دارد؛ اگر اين محافظ‬

‫اياالت متحده نباكد‪ ،‬وي راضي خااهد كد که تضمین هاي امنیتي را از ايرا هگیرد‪.‬‬ ‫هراي او‪ ،‬هرقراري پیاند نزديک ها همسايه هسیار هزرگترش معناي هسیاري پیدا‬ ‫مي کند‪ .‬اگر مالكي را ها اهزارهاي خادش رها کنیم‪ ،‬مسیري را انتخاب خااهد کرد که‬ ‫ها خااسته ي پرزيدنت اوهاما مخالف است‪ .‬البته نه مالكي و نه هر رهبر آتي عراق هه‬ ‫اهزارهاي خادش واگذاكته نخااهد كد‪ .‬همهي طرفها ها کش و قا هاي فراواني‬ ‫روهرو هستند‪ ،‬هناهراين واقعا هه يک اهزار‪ ،‬مانند نظريه هازيها‪ ،‬احتیاج داريم تا هه ما‬ ‫کمک کنیم از آنچه رخدادهاي آينده سر در هیاوريم‪.‬‬ ‫در حالیكه پرزيدنت اوهاما هه نخست وزير مالكي اصرار دارد تا ها ايرا هیچ‬ ‫معاملهاي نكند‪ ،‬اطبعات ورودي از ساي کاركناسا هه هازي نشا ميدهد که رهبر‬ ‫معظم انقبب اسبمي‪ ،‬آيت اهلل سید علي خامنهاي ها دارا هاد حق وتا هر تمام‬ ‫سیاستهاي ايرا ‪ ،‬از فرصت ايجاد يک راهطهي هه مراتا نزديکتر از آنچه مالكي‬ ‫ميخااهد‪ ،‬استقبال ميکند‪ .‬همچنین‪ ،‬ايشا خااها انعقاد يک تاافق دفاعي دوجانبه‬ ‫هستند‪ ،‬اما همچنین خااها جريا ِ تقريبا هدو محدوديتِ اطبعات و فروش‬ ‫اسلحه میا دولت خاد و دولت عراق هستند‪ .‬هه نظر ميرسد آيت اهلل خامنهاي‬

‫‪188‬‬

‫ميخااهد از عراق هه عناا پايگاهي هراي جم آوري اطبعات درهارهي پیشامدهاي‬ ‫آتي در کشارهاي عرهي نزديک و دور استفاده کند‪(.‬ادامه دارد)‬ ‫ص ‪189‬‬ ‫(ادامه متن هاال) هناهراين میا ديدگاه اوهاما درهارهي ايرا وعراق و جاهطلبيهاي‬ ‫رهبرا آ دو کشار‪ ،‬تفاوت اساسي وجاد دارد‪.‬‬ ‫عراق به ایران چه پیشنهادی خواهد کرد؟‬ ‫ها در نظر داكتن اين نكته‪ ،‬مي تاانیم هپرسیم که تحت اين دو سنارياي محتمل‬ ‫ممكن است چه اتفاقي رخ دهد‪ ) 1( :‬ايرا و عراق اهتدا هه هررسي مااض نسبي خاد‬ ‫را از طريق هررسي سیاستهاي هامي مرهاط هه هدههستا هاي عادي داخلي پرداخته‬ ‫و سپس ها تصمیمگیري در مارد ماض متخذهي خايش‪ ،‬علیه پشت پردهي فشار در‬ ‫حال پیشرفتِ آمريكا مذاکره ميکنند؛ فشاري که در قالا ادامهي حضار نظامي‬ ‫پنجاه هزار نفر نیروي زهدهي آمريكايي در خاک عراق خااهد هاد؛ و يا (‪ )2‬هر کدام‬ ‫از آنها هازي هاي هامي خاد را فیصله داده و سپس هه ككل دوطرفه درهارهي رواهط‬ ‫آتي خاد را مذاکره مي کنند؛ هدو دخالت خارجي و ها خروج کامل نیروهاي‬ ‫آمريكايي از خاک عراق‪.‬‬ ‫ككل ‪ 10.6A‬ماقعیت هاي حال حاضر چهار كخصیت اصلي سیاسي در عراق‬ ‫را هه تصاير ميکشد‪ :‬نخست وزير‪ ،‬ناري المالكي؛ معاو‬

‫رئیس جمهار و‬

‫سیاستمدار هرجسته ي سنّي‪ ،‬طارق الهاكمي؛ رئیس جمهار عراق‪ ،‬جبل طالباني که‬ ‫حزب کردستا‬

‫عراق را رهبري ميکند؛ و مقتدي الصدر رهبر ستیزهجا و‬

‫ضدآمريكاييِ كیعه‪ .‬تحلیلي که ككل مذکار هر آ مبتني است‪ ،‬فرض ميکند که‬ ‫اياالت متحده نیروهاي نظامي خاد را تا اوت ‪ 2919‬هه طار کامل خارج خااهد کرد؛‬ ‫پیامدي که نه تنها مطلاب هسیاري از آمريكاييهاست‪ ،‬هلكه هسیاري از عراقيها نیز ها‬

‫‪186‬‬ ‫آ ماافق اند‪ .‬ككل ‪ 10.6B‬هما رهبرا سیاسي کلیدي عراق را هه تصاير‬ ‫مي کشد‪ ،‬اما اين هار تحت اين فرض که اياالت متحده پنجاه هزار نیروي رزمي در‬ ‫عراق نگاه خااهد داكت‪ ،‬هازي را حل کرده است‪ .‬تحلیلها درهارهي اينكه چه زما‬ ‫رهبرا عراق هه نقطه نظري هاثبات در مارد معامله ها ايرا دست خااهند يافت‪،‬‬ ‫دقیق و جام نیستند‪ ،‬اما حاکي از آنند که تصمیمگیري در اين راهطه خیلي ديرتر از‬ ‫اوت ‪ 2919‬نخااهد هاد – و هسیار محتمل است که زودتر انجام كاد‪ .‬هه نظر‬ ‫مي رسد اين ماضاع در حال حاضر از اولايت هااليي هرخاردار نباكد‪ ،‬اما ها نزديک‬ ‫كد هه تاريخ خروج اياالت متحده‪ ،‬مطمئناً اين ماضاع دوهاره جديتر پیگیري‬ ‫خااهد كد‪.‬‬ ‫مدل نشا مي دهد پیش از اينكه مناف سیاسي عراق ( که ماارد هسیار هیشتري از‬ ‫چهار رهبر ترسیم كده در ككل را كامل ميكاد) هر سر چگانگي معامله ها ايرا هه‬ ‫تاافق هرسند‪ ،‬اين ماضاع كش يا هفت دورِ چانهزني هه طال خااهد انجامید‪ .‬اين‬ ‫تعداد دور چانه زني پیش از رسید هه نتیجهاي پايدار‪ ،‬واقعا رقم هزرگي است‪.‬‬ ‫هناهراين تعداد زيادِ دورهاي گفتگاي داخلي داللت دارد هر فاصلهي زماني طاالني‬ ‫میا زماني که ماضاع هه جلا ميرود و هنگامي که هه طار داخلي حل و فصل كده‬ ‫است‪ .‬ظاهراً کار کرد هر روي اينكه رواهط آتي ها ايرا هه چه ككل هاكد‪ ،‬هراي‬ ‫عراقي ها آسا نخااهد هاد‪.‬‬ ‫ص ‪181‬‬

‫‪181‬‬

‫مرور همزما ككلهاي ‪ 10.6A‬و ‪ 10.6B‬داستا جالبي را هازگا ميکند‪ .‬ها‬ ‫وجاد تفاوتهاي عمیقكا ‪ ،‬مالكي‪ ،‬طالباني و هاكمي هه آراميآما ها اطمینا هه يک‬ ‫تاافق جمعي ميرسند‪ .‬آنها از يک راهطهي نسبتاً معتدل ها ايرا حمايت خااهند کرد؛‬ ‫راهطهاي که هه آنچه مدنظر مالكي است‪ ،‬چندا نزديک نميهاكد‪ .‬هر اسا‬

‫هازي‪ ،‬هه‬

‫ديپلمات هاي عراقي اجازه داده خااهد كد تا هه دنبال تاافقي ها ايرا هاكند که كامل‬ ‫جريا محدود تسلیحاتي میا دو کشار هاكد‪ ،‬و هیچ گانه آمادگي هراي تبادل‬ ‫تكنالاژي يا هه اكتراک گذاري اطبعات امنیتي وجاد نداكته هاكد‪ .‬از نظر يک‬ ‫راهطهي قراردادي رسمي‪ ،‬آنچه ممكن است دنبال كاد وعدهاي خااهد هاد از ساي‬ ‫طرفین مبني هر عدم استفاده از زور علیه يكديگر‪ .‬اين هدا معناست که‪ ،‬در اصطبح‬ ‫امار هینالملل‪ ،‬عراق هه دنبال قرارداد عدم تعرض متقاهل است‪ .‬اياالت متحده‬ ‫درنهايت از اين تعهد حمايت خااهد کرد؛ اما تنها پس از يک مذاکرهي طاالني‬ ‫مدت‪ .‬اگر نیروهاي نظامي اياالت متحده در عراق هاقي همانند‪ ،‬طالباني جسارانه اي‬ ‫فشار خااهد آورد تا ارتباطي هه مراتا ضعیف تر ها ايرا ايجاد كاد‪ ،‬اما غلبه‬

‫‪169‬‬

‫نخااهد يافت‪ .‬اگر نیروهاي اياالت متحده خارج كاند‪ ،‬وي ها ماض سازككارانه ي‬ ‫مالكي همراهي خااهد کرد‪.‬‬ ‫ص ‪182‬‬

‫مالفه ي ديگري در ككلهاي ‪ 10.6A‬و ‪ 10.6B‬وجاد دارد که هه طار‬ ‫چشمگیري مهم است‪ .‬مقتدي صدر‪ ،‬روحاني كبه نظامي كیعه‪ ،‬هه كدت مخالف‬ ‫كراکت ضعیف ها ايرا است‪ .‬در غیاب حضار نظامي اياالت متحده‪ ،‬وي از نقطه‬ ‫نظر اولیهي خاد کاتاه نمي آيد‪ .‬اين ديدگاه‪ ،‬تقريبا از تنگاتنگ ترين كراکتي که کسي‬ ‫از آ دفاع کند‪ ،‬طرفداري ميکند‪ .‬در حقیقت‪ ،‬هما طار که خااهیم ديد‪ ،‬فقط هرخي‬

‫‪161‬‬ ‫از رهبرا ايرا – مثل احمدي نژاد – خااها چنین كراکتي هستند‪ .‬صدر از جريا‬ ‫آزاد تسلیحات و تكنالاژي نظامي هین دو کشار حمايت ميکند‪ ،‬که اين امر پیما‬ ‫دفاعي دوجانبه و عملیاتهاي مشترک اطبعاتي هه دنبال خااهد داكت‪ .‬اگر اياالت‬ ‫متحده فارغ از نگراني هراي امنیت عملیات هايش نیروي نظامي در عراق نگه دارد‪،‬‬ ‫احتماالً صدر از ماض افراطي خاد هسیار اندک عقانشیني خااهد کرد‪.‬‬ ‫برندهها و بازندههای سیاسی عراق‬ ‫پیش از کنار گذاكتن ماضاع تصمیمگیري داخلي در عراق هراي نگاه کرد هه‬ ‫ارزياهي هامي و قاهل مقايسهي انتخابها در ايرا ‪ ،‬درهارهي هازندهها يا هرندههاي‬ ‫سیاسي عراق در راهطه ها پرسش هزرگِ مشارکت ها ايرا هه خاهي تحقیق و پرسش‬ ‫خااهیم کرد‪ .‬ككل ‪ 10.7A‬تغییرات پیشهیني كده در حازهي نفاذ سیاسي را هراي‬ ‫مالكي‪ ،‬هاكمي‪ ،‬صدر و طالباني هه تصاير ميکشد؛ ها اين قید که اگر اياالت متحده‬ ‫هه طار کامل از عراق خارج كاد‪ .‬ككل ‪ 10.7B‬ها اين قید که اگر اوهاما پنجاه هزار‬ ‫نیروي رزمي در عراق هاقي گذارد‪ ،‬هه ارزياهي ساال قبل ميپردازد‪.‬‬ ‫ص ‪181‬‬

‫‪162‬‬

‫نگاهي مختصر هه تغییرات پیشهیني كده در قدرت سیاسي عراق نشا ميدهد‬ ‫نخست وزير مالكي هه معامله اي هسیار فاري ها ايرا ِ آيت اهلل خامنهاي نیاز خااهد‬ ‫داكت؛ هدين كرط که اياالت متحده از عراق خارج كاد‪ ،‬تا اينكه اوهاما صحت گفته‬ ‫اش را اثبات کرده و سرهازا آمريكايي را در عراق نگه دارد‪ .‬ككل ‪ 10.7A‬نشا‬ ‫ميدهد که پس از ماهها افزايش نفاذ سیاسي‪ ،‬نفاذ مالكي تقريبا در اواخر ههار يا‬ ‫اوايل تاهستا ‪ 2911‬رو هه افال خااهد گذاكت‪ .‬در همین حال‪ ،‬قدرت طارق‬ ‫الهاكمي پیاسته افزايش خااهد يافت‪ .‬هدو حضار قاهلتاجه نیروهاي آمريكايي‪،‬‬ ‫هازي نشا میدهد که يک زماني در اوايل تا اواسط سال ‪ ،2912‬هاكمي حتي ها‬ ‫داكتن نفاذي هه اندازهي مالكي‪ ،‬تقريبا در سیاست از هین رفته خااهد هاد‪ .‬هرعكس‪،‬‬ ‫اگر اياالت متحده سهم هزرگي از نیروهاي آماده هه رزم را در عراق نگه دارد‪ ،‬در‬ ‫حالي که از ركد قدرت هاكمي کاسته نميكاد‪ ،‬قدرت مالكي هه سمت نزول‬ ‫نخااهد رفت‪ .‬وي از رقیا سیاسي سنّي اش خیلي قدرتمندتر هاقي مي ماند‪ .‬از‬ ‫آنجايي که مالكي تمايل خاد را هراي همكاري ها دولت اياالت متحده نشا داده‬ ‫است و هاكمي غالباً چنین تمايلي نشا نداده است‪ ،‬حضار ادامهدارِ نیروهاي مسلح‬

‫‪161‬‬

‫ممكن است در جلاگیري از تبديل كد هاكمي هه هازيكني هزرگتر از چیزي که در‬ ‫حال حاضر هست‪ ،‬مهم هاكد‪ .‬مالكي ممكن است هخااهد در مهلت خروج کامل‬ ‫نظاميآمريكا تا ‪ 2911‬هازهیني کند‪.‬‬ ‫ص ‪184‬‬

‫ها وجاد پنجاه هزار سرهاز آمريكايي در عراق‪ ،‬آيندهي سیاسي صدر هدتر از‬ ‫زماني خااهد كد که آمريكا از عراق خارج كاد‪ .‬هراي اطمینا ‪ ،‬ارزياهي حاصل از‬ ‫هازي نشا مي دهد که صدر در هر صارت در حال وارد كد هه دورهاي از افال‬ ‫است‪ ،‬اما اگر پرزيدنت اوهاما در هراهر فشار هه خروج از عراق مقاومت کند‪ ،‬افال‬ ‫صدر تندتر خااهد هاد‪ .‬پرزيدنت طالباني نیز در هر صارت در مسیر افال قرار دارد‪،‬‬ ‫اما اگر اياالت متحده از عراق خارج كاد‪ ،‬سري تر و دورتر خااهد افتاد‪ .‬اين امر يک‬

‫‪164‬‬

‫ترکیا نسبتاً تمسفهار از كرايط است‪ ،‬چراکه صدر آككارا ها اياالت متحده دكمن‬ ‫است و طالباني اياالت متحده را هه عناا يک متحد مهم ميهیند‪.‬‬ ‫هااينحال داستا واقعي و هزرگ در عراق ما را هه كانسهاي در حال تغییر‬ ‫هاكمي و مالكي هاز میگرداند؛ هه خصاص اگر اياالت متحده همه نیروهاي خاد را‬ ‫از عراق خارج نمايد‪ .‬هما طار که اكاره کردم‪ ،‬انصافا مالكي يک دوست قاهل‬ ‫اعتماد است‪ .‬وي تعقیا هيپرواي نف كخصي اش را متاجه ميكاد؛ مالكي هه‬ ‫هما سرعتي که در صارت خروج اياالت متحده ها ايرا معامله خااهد کرد‪ ،‬اگر‬ ‫نیروهاي آمريكايي سر جايشا هاقي همانند‪ ،‬ها هما سرعت هه اياالت متحده خاش‬ ‫آمد خااهد گفت‪ .‬او انگشت خاد را در هاد گرفته و دارد هررسي ميکند چه کسي‬ ‫هیشترين تبش را خااهد کرد تا فركتهي نگهبا وي هاكد‪ .‬ريسک هزرگ در زندگي‬ ‫سیاسي وي در حال خروج از دفتر اوست؛ واضح است که تهديد اصلي داخلي‬ ‫نسبت هه هاقي ماند قدرت در دستا او از سمت هاكمي نشمت ميگیرد‪ .‬هاكمي‬ ‫ميخا اهد عراق هه هیچ وجه ها ايرا ارتباط نداكته هاكد‪ .‬عبوه هراين‪ ،‬او ميخااهد‬ ‫سیاست دولت در راهطه ها غیرفعال کرد حزب هعث‬

‫‪211‬‬

‫را معكا‬

‫نمايد؛ هه اين‬

‫ترتیا‪ ،‬او ميخااهد هه محرومیت دائم هعثيهاي ساهق (حزب صدام حسین) از‬ ‫حضار در دولت‪ ،‬پايا دهد‪ .‬و هاكمي هه كدت ها ساختار فدرال هراي عراق مخالف‬ ‫است‪ .‬فدرالیسم تاسط افراد هسیاري – هه ويژه معاو رئیس جمهار‪ ،‬جازف هايد‬ ‫– هه عناا امیدوارکننده ترين اهزار هراي جلاگیري از جنگ داخلي هه حساب ميآيد‪.‬‬ ‫هناهراين‪ ،‬اگر نیروهاي اياالت متحده از عراق خارج كاند‪ ،‬مبارزهاي سیاسي ها در‬ ‫ككاف كیعه‪-‬سني (مالكي‪-‬هاكمي) احتماالً سايهي هزرگي هر سر عراق خااهد‬ ‫افكند‪ .‬ها حضار نیروهاي اياالت متحده در صحنه‪ ،‬اين سايه هسیار کاچكتر خااهد‬ ‫هاد‪.‬‬

‫‪de-Baathification‬‬

‫‪211‬‬

‫‪161‬‬

‫ها فروپاكي قدرت مالكي و افزايش قدرت هاكمي هه طار همزما تحت‬ ‫سنارياي خروج آمريكا‪ ،‬هه نظر میرسد تنها دو راه وجاد دارد تا همه چیز هتااند‬ ‫ادامه پیدا کند – و از نظر اياالت متحده هیچ يک از اين دو راه خاب نیست‪ .‬مالكي‬ ‫مي تااند هه تاافقي هر سر اكتراک قدرت ها هاكمي وارد كاد‪ .‬اين امر هه طار قاهل‬ ‫مبحظهاي دولت مرکزي را تقايت کرده و هسیاري از سنيها را آرام کند‪ ،‬يعني دو‬ ‫اتفاق خاب‪ ،‬ا ما اين امر همچنین ممكن است در را هراي هعثيها هگشايد تا کنترل‬ ‫اوضاع را هه دست گیرند؛ و حقیقتاً اين يک نتیجهي هالقاهي هسیار هد است‪(.‬ادامه‬ ‫دارد)‬ ‫ص ‪181‬‬ ‫(ادامه متن هاال) ها اين همه‪ ،‬قدرت پیشهیني كده در كرايط عدم حضار اياالت‬ ‫متحده نیز نشا ميدهد مالكي و هاكمي تقريبا در سیاست مُرده هه حساب خااهند‬ ‫آمد؛ مالكي هر روي مارپیچي رو هه پايین خااهد هاد در حالي که هاكمي در حال‬ ‫صعاد خااهد هاد‪ .‬مالكي‪ ،‬که صرفا از تسخیر قدرت تاسط هعثي ها هراسناک است‪،‬‬ ‫ممكن است هراي تهديد كد قدرتش راهحل دوم را هرگزيند‪ .‬هه جاي هه اكتراک‬ ‫گذا كتن رهبري عراق ها هاكمي‪ ،‬وي ممكن است از ايرا هخااهد تا وارد میدا‬ ‫كده و در دفاع از رژيمش در هراهر يک كارش ناپديد ها هدايت اهل سنت و يا‬ ‫جنگ داخلي‪ ،‬هه او کمک کند‪ .‬البته اين ماضاع صرفا پیامدي ناگاار هراي تقريبا‬ ‫همه‪ ،‬هه استثناي رهبري ايرا ‪ ،‬خااهد هاد‪.‬‬ ‫مشارکت ایران‪-‬عراق‬ ‫امكا دعات كد ارتش ايرا هه ماجرا هراي کمک هه تقايت رژيم مالكي در‬ ‫هراهر تهديد سنيها مطمئناً هه ماهیت معاملهاي هستگي دارد که دو کشار منعقد‬ ‫خااهند کرد‪ .‬پايايي داخلي در ايرا – پس از تنها سه دور هده هستا داخلي ‪-‬‬ ‫سريعاً منجر هه تصمیمي در اين راهطه خااهد كد که آيت اهلل خامنه اي در تبش‬

‫‪168‬‬

‫هراي ايجاد مشارکت ها عراق‪ ،‬چگانه هايد ها اين کشار معامله کند‪ .‬او هه دنبال يک‬ ‫مشارکت راهبردي کامل خااهد هاد‪ .‬زماني که هر کشار ديدگاههاي خادش نسبت‬ ‫هه مشارکت را هررسي کرده است‪ ،‬زما آ فرا ميرسد که مذاکره کنندگا مرهاطه‬ ‫هراي کشف اينكه آيا ميتاانند زمینه ي مشترکي هراي يک معامله هیاهند يا خیر‪ ،‬ها‬ ‫يكديگر جلسه هگذارند‪ .‬ككلهاي ‪ 10.8A‬و ‪ 10.8B‬نشا ميدهند اگر اياالت‬ ‫متحده نیروي نظامي اش را خارج کرده يا پنجاه هزار نیرو را در خاک عراق هاقي‬ ‫گذاكته ا ست‪ ،‬آنگاه احتمال دارد چه چیزي از مذاکرات دو جانبه ي ايرا و عراق‬ ‫ظاهر كاد‪ .‬تصاوير داستا هاي کامب متفاوتي را هازگا ميکنند‪ .‬هدو حضار‬ ‫نیروهاي اياالت متحده مالكي و آيت اهلل خامنه اي هه سرعت سراغ كرايط مشارکت‬ ‫خااهند رفت‪ .‬اگر نیروهاي آمريكايي در صحنه حضار دارند‪ ،‬هه نظر ميآيد‬ ‫مذاکرات درست پیش از حصال تاافق رها كده يا حداقل از دستار کار خارج‬ ‫كاند‪ .‬در حقیقت‪ ،‬هازي نشا مي دهد اگر و تنها اگر اوهاما يک گروه پنجاه هزار‬ ‫نفري از نیروهاي رزمي خاد را در عراق نگه دارد‪ ،‬دو دولت حتي هعد از گذكت‬ ‫هیش از دو سال مذاکرات هاز هم كرايط يكديگر را قبال نخااهند کرد‪.‬‬ ‫ص ‪188‬‬

‫‪168‬‬

‫ككلهاي ‪ 10.8A‬و ‪ 10.8B‬ماقعیتهاي سیاستي دو تصمیمگیرندهي اصلي‬ ‫– آيت اهلل خامنهاي و مالكي – در طال دورهي مذاکرات دوجانبه نشا ميدهند‪ ،‬اما‬ ‫اين ككل ها همچنین مااض در حال تحال سیاستيِ افراطي ترين عناصر ها نفاذ‬ ‫واقعي در هر دو کشار را نشا ميدهد‪ .‬هدين ترتیا ما كاهد جايگاههاي نزديک اما‬

‫‪166‬‬

‫کامب متضاد قطبي رئیس جمهار ايرا ‪ ،‬احمدي نژاد‪ ،‬و هنیاديها {هنیاد مستضعفا }‬ ‫هستیم؛ هنیاديها گروهي از خیريههاي ايرانيِ معاف از مالیات که کنترل گستردهاي‬ ‫هر هخش وسیعي از اقتصاد ايرا داكته و نفاذ فراواني هر آيت اهلل خامنهاي و مجلس‬ ‫خبرگا دارند‪ .‬ظاهراً آيت اهلل خامنهاي مشكلي ندارد که در پیشبرد چشماندازهاي‬ ‫تاافق ها دولت مالكي‪ ،‬چه ها حضار نیروهاي نظاميآمريكا و چه خروجشا از‬ ‫عراق‪ ،‬از خاد انعطاف پذيري واقعي نشا دهد‪ .‬اما محماد احمدي نژاد هدو در‬ ‫نظر گرفتن اينكه آيا آمريكا از عراق خارج ميكاد يا خیر‪ ،‬در هراهر تاافقات‬ ‫مشارکت احتمالي مقاومت ميکند‪.‬‬ ‫ص ‪188‬‬ ‫ها تاجه هه هازي پیش هین‪ ،‬احمدي نژاد حمايت از نفاذ قايتر ايرا در عراق‬ ‫را‪ ،‬هیش از آنچه عراقيها هتاانند ها آ ماافقت کنند‪ ،‬آغاز کرده و هه پايا ميهرد‪ ،‬و‬ ‫در انجام اين کار احتماالً کاري هه آيت اهلل خامنهاي ندارد‪ .‬در حقیقت‪ ،‬هما طار که‬ ‫خااهیم ديد‪ ،‬احمدي نژاد امار را هر اسا‬

‫خااستههايش نميتااند انجام دهد و اين‬

‫امر هه تدريج از نفاذ سیاسي وي خااهد کاست‪ .‬در همین حال‪ ،‬هنیاديها – هه عناا‬ ‫افرادي ها مناف پالي كدهي اصلي در ايرا – در مخالفت خاد نسبت هه همكاري‬ ‫هسیار هزينههر ايرا ها عراق هه هما اندازه ثاهت قدم ميمانند‪ .‬آنها هه هما اندازهي‬ ‫ضعفِ مجماعهاي از رواهط که اياالت متحده مايل است ها آنها زندگي کند‪ ،‬تسلیم‬ ‫نخااهند كد‪ .‬آنها از رواهط اندکي صمیمانهتر هین دو کشار حمايت ميکنند‪ ،‬اما نه از‬ ‫رواهط هسیار صمیمانه‪ .‬چه کسي ميداند‪ ،‬كايد ها کاهش نفاذ آيتاهللها – و‬ ‫هما طار که خااهیم ديد‪ ،‬چنین اتفاقي در حال وقاع است ‪ -‬هنیاديها هتاانند هه‬ ‫محملي تبديل كاند که اياالت متحده از طريق آ ها هتااند زمینهي مشترکي ها‬ ‫ذينفعا مهم در ايرا پیدا کند‪.‬‬

‫‪161‬‬

‫در سمت عراق‪ ،‬مقتدي صدر نقش هسیار مشاههي ها نقش احمدي نژاد در ايرا‬ ‫هازي ميکند‪ .‬صدر نیز اثبات ميکند که همه کاري را انجام خااهد داد‪ ،‬ولي راکد و‬ ‫هيحرکت است‪ .‬هااينحال‪ ،‬حتي زماني که او و احمدي نژاد سعي ميکنند تاافق را‬ ‫هه چالش هكشند‪ ،‬هازي نشا ميدهد که اگر اياالت متحده از عراق خارج كاد‪،‬‬ ‫مالكي و آيت اهلل خامنهاي هه سرعت هه تاافق خااهند رسید‪ .‬پیشهیني میشاد معامله‬ ‫اي که آنها ها قید خروج تمام نیروهاي رزميآمريكا هدا دست ميياهند‪ ،‬هر اسا‬ ‫مقیا‬

‫مسئله‪ ،‬رقم ‪ 89‬را کسا خااهد کرد‪ .‬اين هدا معناست که دو کشار حجم‬

‫منصفانه اي از تسلیحات را ها يكديگر مبادله خااهند کرد‪ .‬آنها هر روي همكاريهايي‬ ‫هین سرويسهاي اطبعاتي خاد سرمايه گذاري کرده و كايد پیماني را (مانند يک‬ ‫تفاهم نامه مشترک) امضا خااهند کرد که حتي هیشتر از عدم تعرض هه يكديگر را‬ ‫هرايشا تضمین نمايد‪ ،‬اما اين پیما ديگر تا حد فراهم کرد تضمینهايي هراي دفاع‬ ‫مشترک جلا نخااهد رفت‪ .‬كايد يک چنین تاافقي هراي مالكي کافي هاكد تا از‬ ‫ايرا درخااست کند از دولتش در هراهر قیام احتمالي سنّيها دفاع کند‪ ،‬در نتیجه‬ ‫كانس ههتري هراي در حاكیه نگه داكتن هاكمي ايجاد خااهد كد‪.‬‬ ‫هااينحال اگر اياالت متحده پنجاه هزار نیروي نظامي خاد را در عراق نگه دارد‪،‬‬ ‫تصاير اوضاع کامب متفاوت خااهد هاد‪ .‬هما طار که در ككل ‪ 10.8B‬ميتاا‬ ‫ديد‪ ،‬هرچند مذاکرات ميتااند منجر كاد هه اين که مالكي و آيتاهلل خامنهاي ها‬ ‫كروطي از تاافق ماافقت کنند‪ ،‬اما كرايط هراي رسید هه نتیجهاي پايدار وجاد‬ ‫ندارد‪ .‬هدو كک اين هدا علت است که مالكي ها فشار سیاسي كديدي در وطن‬ ‫خاد روهرو خااهد كد‪ .‬آ فشار ها امضاي تاافق همكاري ها ايرا از ساي وي‬ ‫مخالفت خااهد کرد‪ .‬هناهراين‪ ،‬روهرو كد ها چنین فشار سیاسي سنگین داخلي‪،‬‬ ‫مالكي را هر آ خااهد داكت تا دستیاهي هه هر تاافق ممكني را دنبال نكند‪ .‬حتي‬ ‫پس از كبیهسازي هیش از دو سال مذاکرات‪ ،‬مدل هه يک نتیجهي تعادلي نميرسد‪:‬‬ ‫هازي ادامه ميياهد‪ .‬هر اسا‬

‫هازي‪ ،‬درست پیش از آنكه دو طرف هتاانند معاملهاي را‬

‫‪119‬‬

‫پیدا کنند که عراقي ها هتاانند آ را هه لحاظ سیاسي در خانه هقباالنند‪ ،‬هه احتمال زياد‬ ‫گفتگاها از هم خااهد پاكید‪ .‬هدين معنا که حضار نظاميآمريكا کافي است تا پاي‬ ‫مالكي را هر آتش نگه داكته و او را از ايجاد امتیازات هزرگ هراي آيتاهلل خامنهاي‬ ‫هازدارد‪(.‬ادامه دارد)‬ ‫ص ‪186‬‬ ‫(ادامه متن هاال) راه هايي هراي غلبه هر مشكبتي که مالكي ها آنها روهرو خااهد‬ ‫كد وجاد دارد‪ ،‬اما ها تاجه هه اينكه كانس معقاالنهاي وجاد دارد که ديپلمات هاي‬ ‫عراقي و ايراني كايد اين متن را هخاانند‪ ،‬من آ كانس را هه ايشا ميدهم تا‬ ‫هررسي کنند چگانه مشكلشا را حل نمايند‪ .‬احتمال ندارد آنها هه آنچه من ميگايم‬ ‫گاش فرا دهند‪ ،‬اما چرا آ را امتحا نميکنند؟‬ ‫پیش از رها کرد اين فرصت هراي خجالت زده كد ‪ ،‬هیايید هه پیشهیني‬ ‫تحاالت نفاذ سیاسي در ايرا نگاهي هیندازيم‪ .‬اين ماضاع هینشهاي جالبي را‬ ‫آككار ميسازد که مي تااند امید ما را هه آينده افزايش دهد‪ ،‬هه خصاص اگر اياالت‬ ‫متحده نیروهايش را در مدتِ هه اندازهي کافي طاالني در عراق نگه دارد تا هدين‬ ‫طريق هراي رخداد تحاالت پیشهیني كده در ايرا زما هخرد‪.‬‬ ‫ككل ‪ 10.9‬تغییرات پیشهیني كده در قدرت سیاسي را میا چهار ذينف‬ ‫کلیدي در ايرا نشا ميدهد‪ .‬آيتاهلل علي خامنهاي‪ ،‬هه قدرتمندترين كخ‬

‫در‬

‫ايرا ‪ ،‬هر طبق پیشهینيهاي هازي پیش هین‪ ،‬در حال ورود هه دورهي هلندي از افال‬ ‫سیاسي است‪ ،‬احتماالً هه اوج دورا هازنشستگي خاد رسیده هاكد‪ .‬اين ماضاع نشا‬ ‫دهنده ي تغییري عمده در امار ايرا است‪ ،‬چراکه وي داراي حق وتا تقريبا هراي‬ ‫تمام تصمیمات سیاستي است‪ .‬دو فردي که کمتر در غرب كناخته كده هستند؛‬ ‫سرلشكر محمد علي جعفري و آيت اهلل احمد جنتي‪ .‬آيت اهلل جنتي رئیس كاراي‬

‫‪111‬‬

‫نگهبا است؛ يک روحاني ضداصبحات که ميتااند رأي نمايندگا مجلس را وتا‬ ‫کند‪ ،‬و اختیار قاناني دارد تا هسنجد آيا تصمیمات مجلس ها قانا اساسي و قانا‬ ‫كريعت اسبمي سازگاري دارد يا نه‪ .‬هااينحال‪ ،‬وي تقريبا همانند آيت اهلل خامنهاي‬ ‫كخ‬

‫قدرتمندي است‪ .‬سرلشكر جعفري فرماندهي سپاه پاسدارا انقبب اسبمي‬

‫را هر عهدهدارد؛ واحد نظامي زهدهاي که حمايتش رژيم را حفظ ميکند‪ .‬هر کدام از‬ ‫اين اكخاص قدرت هسیار هیشتري از رئیس جمهار ايرا و دكمن آمريكا‪ ،‬محماد‬ ‫احمدي نژاد‪ ،‬دارند‪ .‬همچنین ككل ‪ 10.9‬نشا‬

‫دهندهي قدرت رو هه ركد‬

‫هنیاديهاست‪ .‬هنیاديها در اهتدا در دورا كاه ايجاد كدند‪ ،‬و سپس هعد از انقبب‬ ‫اسبمي ‪ 1181‬کامبً از نا طراحي و قالا ريزي كدند‪ .‬هما طار که اكاره کردم‪،‬‬ ‫آنها مبالغ هنگفت پال را تحت کنترل دارند‪ ،‬از مالیات معاف هاده‪ ،‬و فقط هه رهبر‬ ‫ايرا ‪ ،‬آيت اهلل خامنهاي‪ ،‬پاسخگا هستند‪ .‬آنها طريقهي خرج و مخارج ايرا را کنترل‬ ‫مي کنند‪ ،‬و جاي تعجا نیست که كهره هه فساد و ساء مديريت هاكند‪ .‬اما هما طار‬ ‫که مشاهده کرديم‪ ،‬آنها نیز عملگراهاي سیاسي هستند‪ ،‬هناهراين ممكن است‬ ‫آدم هايي هاكند که دولت اوهاما از طريق آنها هتااند راهي هراي حل و فصل هسیاري‬ ‫از تنشها میا اياالت متحده و ايرا پیدا کند‪.‬‬ ‫ص ‪181‬‬

‫‪112‬‬

‫ككل ‪ ، 10.9‬اگر صحیح هاكد‪ ،‬داستا كگفت انگیزي از تغییرات در حال‬ ‫ظهار در ايرا میگايد‪ .‬رهبرا مذهبي کلیدي مانند آيت اهلل خامنه اي و آيت اهلل‬ ‫جنتي در سراكیبي سیاسي قرار دارند‪ .‬ديگر روحانیا (هه ويژه روحانیا قم که‬ ‫کمتر در سیاست دخالت کرده و هه آنها اهل سكات ميگايند) ممكن است هخشي‬ ‫از قدرت از دست رفته را هردارند‪ ،‬اما سهم كیر هیشه از جاهجايي نفاذ سیاسي در‬ ‫دستا سرلشكر جعفري‪ ،‬هه عناا نمايندهي اصلي واحدهاي نظامي زهدهي ايرا ‪ ،‬و‬ ‫هنیادي ها‪ ،‬هه عناا مديرا پال ايرا ‪ ،‬قرار خااهد گرفت‪ .‬ها داكتن نفاذ هه مناف‬ ‫تجاري نیز میتاا رسید‪ .‬هه اين ترتیا‪ ،‬ها افال سیاسي ‪ -‬اگر نه معناي ‪ -‬حكامت‬ ‫ديني ايرا ‪ ،‬ظاهراً يک حكامت سكاالرتر و عملگراتر‪ ،‬اما نظامي و فاسد‪ ،‬ظاهر‬ ‫خااهد كد‪ .‬در حالي که محتمل است حكامت ديني تجمبت نمادين قدرت را نگه‬ ‫دارد‪ ،‬اما کنترل واقعي از دستا آنها خارج كده و هه دست يک كخصیت قدرتمند‬ ‫سنتيتر‪ ،‬يعني ديكتاتاري پالي كده‪ ،‬خااهد افتاد‪.‬‬

‫‪111‬‬

‫اين تحلیل قطعاً عاالم ديگري را پیشنهاد خااهد کرد؛ هسته هه اينكه نیروهاي‬ ‫آمريكايي پس از اوت ‪ 2919‬در عراق حضار داكته هاكند يا نه‪ .‬اگر ايرا هتااند‬ ‫تاافق همكاري مهمي ها عراق داكته هاكد‪ ،‬هما طار که احتماالً اگر اياالت متحده از‬ ‫عراق خارج كاد‪ ،‬ايرا هه خاهي در مسیر اثبات خاد هه عناا قدرت مسلط در‬ ‫منطقه قدم خااهد هرداكت و هه ايرا کمک خااهد کرد تا تبشهاي جدياش هراي‬ ‫صدور روش خاد از اسبم هنیادگرا را از سر هگیرد‪ .‬چنین پیروزي حتي كايد هتااند‬ ‫لغزيد‬

‫آيتاهللها هه سمت از دست داد‬

‫کنترل سیاسي را معكا‬

‫نمايد‪.‬‬

‫خاكبختانه‪ ،‬اين تحاالت هعید هستند‪ ،‬چراکه پرزيدنت اوهاما احتماالً مردي خااهد‬ ‫هاد که هر سر گفتهاش خااهد ايستاد‪ .‬هه نظر ميرسد نگه داكتن نیروهاي آمريكايي‬ ‫در عراق هراي جلاگیري از ايجاد رواهط قاي هین ايرا و عراق‪ ،‬که زمینهاي هراي‬ ‫مداخله نظامي ايرا هراي دفاع از دولت مالكي در هراهر قیام هالقاهي سنّيها فراهم‬ ‫ميکند‪ ،‬کافي هاكد‪ .‬همچنین هه نظر ميرسد هاد ِ آمريكاييها در عراق کافي هاكد‬ ‫تا مالكي هه اندازهي کافي قدرت داكته هاكد؛ هه گانهاي که احتماالً هاكمي پیش از‬ ‫تبش هراي هرکناري وي‪ ،‬مجبار هاكد دوهار {هه قدر کافي} تفكر کند‪ .‬حضار‬ ‫ادامهدار نظاميآمريكا يعني خريد زما تا وقتي که فرصتي فراهم كاد رژيمي در‬ ‫ايرا سرکار آيد که کمتر ها آمريكا ضديت داكته هاكد؛ روندي که تحت چنین‬ ‫كرايطي در هازي پديدار ميكاد‪(.‬ادامه دارد)‬ ‫ص ‪169‬‬ ‫(ادامه متن هاال) ماند در عراق فرصتي هراي معامله ها يک ديكتاتاري "معماليِ"‬ ‫پیشپاافتاده ايجاد ميکند؛ و كايد‪ ،‬فقط كايد‪ ،‬حتي معامله ها يک رژيم دماکراتیکترِ‬ ‫ناظهار‪ .‬خروج از عراق چشماندازهاي کمک هه آيتاهللها را هراي ماند در قدرت‬ ‫هاال ميهرد‪ ،‬در حالیكه اين خروج چشماندازها هراي يک عراقِ طرفدار آمريكا در‬ ‫آينده را نیز هه خطر مياندازد‪.‬‬

‫‪114‬‬

‫ها در دست هاد اين تحلیل‪ ،‬ميتاانیم اين هحث را که آيا قرار است تا اواخر‬ ‫سال ‪ 2919‬نیروها را در محل هاقي هگذاريم يا همه را خارج کنیم‪ ،‬هه طار روكنتري‬ ‫هه پايا هرسانیم‪ .‬هیرو کشید نیروها معادل اين است که ايرا دعات کنیم تا هه‬ ‫عراق گام نهاده و خأل را پر نمايد‪ .‬اين ماضاع از ديدگاه آمريكا هسیار خطرناک‬ ‫خااهد هاد‪ .‬هااينحال ‪ ،‬از ساي ديگر ما نیز هايد هپرسیم تا چه حد احتمال دارد‬ ‫حضار ادامهدارِ آمريكا‪ ،‬مان تبشهاي پرزيدنت اوهاما و وزير امار خارجهاش‪،‬‬ ‫هیبري رادهام کلینتا ‪ ،‬هراي مذاکره هر سر حل وفصل تهديد رو هه ركدِ هستهاي‬ ‫ايرا كاد‪ .‬هر اسا‬

‫ارزياهيهاي ديگري که انجام دادهام‪ ،‬ريسک اين کار کاچک هه‬

‫نظر ميرسد‪ .‬عبوه هر اين‪ ،‬اگر آيتاهللهاي اهل سكاتِ قم در حال افزايش هاكند ‪-‬‬ ‫هما طار که ظاهراً صحتِ آ از هازي معلام ميكاد ‪ -‬و اگر هنیاديها و ارتش نیز‬ ‫در حال افزايش هاكند‪ ،‬آنگاه پس از آ ايرا هه زودي وارد دورهاي عملگراتر‬ ‫خااهد كد که هه حل و فصل مسائلي‪ ،‬مانند مسئلهي هستهاي‪ ،‬که در حال حاضر‬ ‫هسیار وحشتناک و تهديدکننده ظاهر كدهاند‪ ،‬کمک خااهد کرد‪ .‬اين را زما‬ ‫مشخ‬

‫خااهد کرد‪ .‬من ديگراني را که هه مطالعهي اين مسائل از ديدگاههاي‬

‫مختلف میپردازند‪ ،‬دعات ميکنم تا جرئت کنند كرمنده نیز هاكند و هم اکنا هه ما‬ ‫هگايند که نسبت هه آنچه در دو سال آتي رخ خااهد داد‪ ،‬چه فكر ميکنند‪.‬‬

‫‪118‬‬

‫فصل یازدهم‬ ‫تاریخ وُرمس یا جزایر بالی باالیی‪ ،‬جزایر بالی پایینی‬ ‫كايد يک جاي خاب هراي خاتمه کتاب مثالي است که هه گذكته نگاه ميکند و‬ ‫مثالي است که آينده را پیشهیني ميکند‪ .‬نخست‪ ،‬مسئله اي را ارزياهي ميکنم تقريباً‬ ‫نهصد سال قدمت دارد و هراي نشا داد اينكه نظريه هازي چگانه ميتااند تغییرات‬ ‫زمین ساختي و معماري را که جامعه را طي چند صد سال –هازة زماني هین ‪ 1122‬تا‬ ‫‪ -1846‬تغییر داده هفهمد و پیشهیني کند‪ ،‬تنها از اطبعاتي استفاده ميکنم که تصمیم‬ ‫گیرا مرهاطه ‪ -‬پاپ ها و پادكاها ‪ -‬در آ زما داكتند‪ .‬سپس نگاهي هه خادما‬ ‫هراي يكصد تا دويست سال آينده مي اندازيم‪.‬‬ ‫اما نخست هیايید هه سال ‪ 1122‬هرگرديم و هبینیم که چطار ميتاانستیم هدف‬ ‫اصلي کلیساي کاتالیک را در ‪ 128‬سال هعد پیشهیني کنیم‪.‬‬ ‫کلیساي کاتالیک مثل اال نباده است‪ .‬در روزهاي خاب گذكته‪ ،‬خصاصاً قبل از‬ ‫سال ‪ ، 1846‬کلیساي کاتالیک هما نسبتي را ها سیاست اروپا داكت که امروزه‬ ‫اياالت متحده {نسبت هه سیاست هین المللي دارد}‪ :‬قدرت هژمانیک‪ ،‬کله گنده‪،‬‬ ‫رئیس تمام رؤسا‪ .‬اين تاصیف همیشه حقیقت نداكت‪ .‬قبل از قر دهم يا يازدهم‪،‬‬ ‫کلیسا‬

‫کاتالیک هزرگ و قاي هاد اما نه آنقدر هزرگ‪ .‬پاپ اسقف روم هاد و نه‬

‫هیشتر‪ .‬هین سال هاي ‪ 1968‬تا ‪ ،1846‬نفاذ سیاسي کلیسا افزايش و سپس کاهش‬

‫‪118‬‬

‫يافت‪ .‬هه نظر من اين اتفاق هیشتر هه خاطر قراردادي هاد که ها امپراتار مقد‬

‫روم‬

‫در سال ‪ 1122‬و ها پادكاها فرانسه و انگلیس در هما زما هسته كد‪.‬‬ ‫پاپ جايگاه هزرگي دارد‪ .‬او در مكاني خاف انگیز‪ ،‬درست در قلا روم‪ ،‬زندگي‬ ‫ميکند‪ .‬او کلكسیا هنري كگفت انگیزي دارد‪ ،‬ههترين غذاي ايتالیايي که يک نفر‬ ‫ميتااند آرزو کند و هايد اعتراف کنیم که حتي لبا‬

‫هايش هسیار عالي هستند‪ -‬کبه‬

‫هايش معرکه هستند‪ .‬او هر کجا که هخااهد ككاهمندانه و در حالي مارد ستايش‬ ‫میلیانها انسا است مسافرت ميکند‪ .‬هااينحال‪ ،‬اين منصا مانند قديم خاب نیست‪.‬‬ ‫ههترين زما پاپ هاد هین زما پاپ هاد ايناسنت سام‬

‫‪212‬‬

‫(‪ 1116‬تا ‪ )1218‬و‬

‫هاني فیس هشتم‪ 1214( 211‬تا ‪ )1191‬هاد‪ .‬آ دورا زماني هاد که پاپ ها واقعا همه‬ ‫چیز داكتند – كهرت‪ ،‬ككاه‪ ،‬ثروت‪ ،‬تقد‬

‫و قدرت‪ .‬پس از آ دورا ‪ ،‬قدرت پاپ‬

‫ها گرفتار گرداب نزولي طاالني مدتي كد که تاسط معاهدة صلح وستفالیا‪ ،214‬که هه‬ ‫جنگ سي ساله‬

‫‪211‬‬

‫پايا داد‪ ،‬هه طار قاهل مبحظه اي اين نزول قدرت مارد تمکید‬

‫قرار گرفت‪.‬‬ ‫پیما‬

‫وستفالیا در سال ‪ ،1846‬پادكاها‬

‫را هه طار رسمي درو‬

‫مرزهاي‬

‫قلمرويشا آزاد مي گذاكت‪ .‬پادكاها ميتاانستند دين حازه خادكا را انتخاب‬ ‫کنند ( يا هگذارند مردم انتخاب کنند که البته اين نكته اي است که در آ زما هه آ‬ ‫نرسی ده هادند)‪ .‬هر چه که يک {نظام} پادكاهي هه روم نزديک ت رهاد‪ ،‬هه احتمال‬ ‫‪212 Innocent III‬‬ ‫‪211 Boniface VIII‬‬ ‫‪214 Treaty of Westphalia‬‬ ‫‪211 The Thirty Years’ War‬‬

‫‪116‬‬

‫هیشتري کاتالیک هاقي مي ماند‪ .‬البته هرچه که يک پادكاهي از دستر‬

‫پاپ ها دور‬

‫مي كد‪{ ،‬از آ طرف} پروتستانها ههتر عمل ميکردند‪ .‬پیما وستفالیا هه ايدة عدم‬ ‫دخالت قدرت هاي خارجي در امار سیاسي داخلي هر کشار ديگر ارج مي نهاد‪.‬‬ ‫اين کار واقعا سبا محدوديت تاانايي کلیساي کاتالیک در ديكته کرد سیاست‬ ‫هايش هه ديگرا كد‪ ،‬کاري که قر ها انجام داده هاد‪ .‬گرچه پیما وستفالیا اين‬ ‫نكات را تصريح ميکرد اما سال هاي طاالني هه اين حرف ها عمل كده هاد‪.‬‬ ‫اقدامات واقعي ک ه چنین كرايطي را ايجاد کردند حداقل از پنج قر پیش‪ ،‬زماني که‬ ‫فروش ماقعیت اسقف ها هه ماجا پیما ورمس‪ 218‬منحل كد‪ ،‬آغاز كده هادند‪.‬‬ ‫هرداكت تاريخ دانا نسبت هه تحاالت دولتهاي مستقل مدر ها هرداكت من‬ ‫کامبً متفاوت است‪ .‬ديدگاه من را هازي ايجاد كده در كهر ورمس ككل ميدهد‪.‬‬ ‫تاضیح معمال در اين خصاص اين است که کلیسا‬

‫کاتالیک ركد اقتصادي را‬

‫ارتقا داد ( تنها رها را ممناع کرد چا گناه هاد) و پادكاها محترمي که نسبت هه‬ ‫انتخابهاي اسقف ها تاسط پاپ ها تسلیم مي كدند را مديريت کردند که اين کار‬ ‫هه واتیكا کنترل محلي هیشتر قسمت هاي اروپا را اعطا ميکرد‪ .‬اما نگاه من اين‬ ‫است که کلیسا هه صارت فعاالنه سعي کرد تا ركد اقتصادي در نااحي سكاالر را‬ ‫تضعیف کند و آ پادكاها هم صرفا زماني تسلیم انتخابهاي اسقف ها تاسط‬ ‫پاپ ها مي كدند که هه داليل اقتصادي مجبار هه اين کار كده هادند‪ .‬من هه کلیسا‬ ‫هیشتر هه عناا يک قدرت سیاسي نگاه ميکنم تا يک نهاد مذهبي‪ .‬لطفا درک کنید‪،‬‬ ‫من اخبص اعتقادات مذهبي کاتالیک را در امروز يا هر زماني در گذكته زير سؤال‬

‫‪218 Concordat of Worms‬‬

‫‪111‬‬

‫نميهرم‪ .‬من فقط مي فهمم که عبوه هر ممماريت مذهبي‪-‬و كايد هه خاطر آ ‪-‬‬ ‫کلیسا‬

‫کاتالیک نقش قدرت سیاسي را هازي کرد‪.‬‬

‫درنهايت من کامب هه ركد اقتصادي که پاپ ايجاد کرد معتقدم اما هه عدم سیاسي‬ ‫هاد اين ركد اقتصادي معتقد نیستم و اين هما ركد اقتصادي مهم – و رقاهت‬ ‫هراي آ ‪ -‬هاد که هندهاي معاهدة وستفالیا را نهايتاً ممكن ساخت‪ .‬من نشا خااهم‬ ‫داد که چطار هر کدام از اين تحاالت از ساي داللت هاي استراتژيک پیما ورمس‬ ‫ديكته كده است و لذا هر کدام از اين تحاالت قاهل پیشهیني هاده اند‪ .‬ورمس راهي‬ ‫هراي پاپ ها هه منظار حفظ قدرت عظیم خاد در مدتي طاالني ايجاد کرد اما اين‬ ‫پیما از طرف ديگر مطی كد کلیسا نسبت هه حكامت را هم ناگزير و قطعي کرد‪.‬‬ ‫از آ نظر‪ ،‬پاپ سال ‪( 1122‬کالیكتا‬

‫دوم‪ )218‬آنچه هراي خادش و جانشینا‬

‫هبفاصله هعد از خادش خاب هاد را انجام داد اما اين کار هه قیمت فروش آيندة‬ ‫سیاسي پاپ ها در قرو هعد تمام كد‪.‬‬ ‫تاافقي که در ورمس صارت گرفت هه کشمكش ها حال اعطاي مقام هه اسقف‬ ‫ها پايا داد‪ .‬قبل از {پیما } ورمس‪ ،‬امپراطار مقد‬

‫روم و پادكاها کاتالیک‪ ،‬مقام‬

‫اسقفي را در قلمرو خاد مي فروختند‪ .‬هه طار طبیعي‪ ،‬پاپ ها اين عمل مخالف هاد‪.‬‬ ‫او خااها کنترل هیشتري هر روي اسقف ها هاد‪ .‬هاالخره همه اسقف ها نمايندگا او‬ ‫فرض مي كدند‪ .‬تحت پیما ورمس‪ ،‬هاب حق نامزدي اسقف ها و پادكاه هم حق‬ ‫تميید يا رد آ نامزد را هه دست آورد‪ .‬وقتي يک اسقف جديد منصاب كد‪ ،‬پادكاه‬ ‫کنترل خاد هر روي نمادها و تجمبت و زر و زيار دفتر اسقف از جمله درآمد آ را‬ ‫‪218 Calixtus II‬‬

‫‪499‬‬

‫از رها ميکند‪ .‬در عاض‪ ،‬اسقف هه كاه قال ياري نظامي و وفاداري هه او هه عناا‬ ‫پادكاه فرمانرواي سرزمیني که تحت تصرف و تصدي مقام اسقفي است‪ ،‬ميدهد‪ .‬هه‬ ‫اين ترتیا‪ ،‬پادكاه حق اخذ مالیات از مقر اسقف را در مقام کارگزار کلیسا‪ ،‬هه کلیسا‬ ‫هازگرداند‪ .‬در زما هبتصدي هاد مقام اسقفي در هازة زماني مرگ اسقف قبلي تا‬ ‫انتصاب اسقف جديد‪ ،‬درآمد اسقفي هه جیا پادكاه مي رفت‪ .‬اين درآمد ممكن هاد‬ ‫قاهلتاجه هاكد‪ .‬هر چه مدت زما هبتصدي هاد دفتر اسقف طاالني تر هاد‪ ،‬مدت‬ ‫زماني که پادكاه درآمد آ دفتر را هه جاي کلیسا دريافت ميکرد نیز هیشتر هاد‪ .‬اما رد‬ ‫کرد نامزدهاي پاپ نیز ماجا خشم پاپ مي كد و ميتاانست از نظر سیاسي و‬ ‫اجتماعي هراي پادكاه هزينه هر هاكد‪ .‬پاپ ميتاانست پادكاه را تكفیر کند يا‬ ‫ميتاان ست مقام اسقف هاد را حرام و قدغن کند‪ .‬اين يعني هیچ کس در مقام‬ ‫اسقف هاد نميتاانست سنت هاي ديني را دريافت کند‪ .‬اين کار در آ زمانم‬ ‫كديداً مذهبي‪ ،‬هه منزله دامن زد هه جنگ كهري علیه پادكاه هاد‪.‬‬ ‫حق پادكاه نسبت هه درآمد از مقر اسقف در مدت زما خالي هاد تصدي مقام‬ ‫اسقفي‪ ،‬هیانگر حق دارايي پادكاه در قلمروي مقر اسقفي اش تحت عناا پادكاه و‬ ‫فرمانروا هاد و هه خاد پادكاه هه عناا يک فرد تعلق نداكت‪ .‬پادكاه نميتاانست‬ ‫حق آتي خاد را هراي کنترل حقا ق و امتیازات پادكاهي هفروكد و يا اين حق هه جز‬ ‫از طريق رسید هه تخت كاهي قاهل هه ارث رسید نباد‪ .‬اين حق هه جانشین پادكاه‬ ‫که كايد فرزندش يا كايد از يک تبار کامب جديدي هاد ميرسید‪ .‬لذا پادكاه حق‬ ‫درآمد مقر اسقف را هه عناا کارگزار سلطنت و نه هه عناا دارايي كخصي و‬ ‫خصاصي خادش داكت‪ .‬اين ماضاع عزيمت و عدولي قاهلتاجه از كیاة فئادالي‬ ‫هاد‪ .‬اين کار‪{ ،‬حق} ادعاي مستقل سلطنت در قلمرويش و از جانا كهروندانش‬

‫‪491‬‬

‫که در سرزمین تحت نظر هر کدام از مقام هاي اسقفي هادند‪ ،‬تمسیس ميکرد‪.‬‬ ‫هما طار که ميدانیم اين آغاز {ككل گیري} دولت هاد‪.‬‬ ‫ها اينكه هازي حقیقي تنظیم كده در ورمس کمي پیچیده تر از مدلي است که من‬ ‫ارائه کردم‪ ،‬اما درخت هازي در ككل ‪ 11.1‬هراي درک نكات اصلي هه اندازه کافي‬ ‫{هه محتااي پیما ورمس} نزديک است‪ .‬پاپ تصمیم ميگیرد تا يک اسقف را‬ ‫نامزد کند‪ .‬اسقف نامزد هم يا كخصي است که هه طار خاص محباب پاپ است يا‬ ‫كخصي است که هیشتر محباب پادكاه است‪ .‬پادكاه هم ميتااند نامزد پاپ را‬ ‫هپذيرد يا او را رد کند‪ .‬اگر پادكاه نامزد را رد کند‪ ،‬آنگاه پال هیشتري هه دست‬ ‫ميآور د اما ها اين کار پاپ را اذيت کرده است و پاپ هم هايد كخ‬

‫ديگري را‬

‫هراي اسقف هاد نامزد کند‪ .‬اگر پادكاه نامزد پاپ را هپذيرد‪ ،‬آنگاه پادكا پال‬ ‫کمتري هه دست ميآور د چا مقام اسقفي مدت زيادي خالي نمي ماند اما پادكاه‬ ‫رواهط ها پاپ را ههباد مي هخشد‪ .‬پس تا زماني که پاپ و پادكاه هر سر يک نامزد هم‬ ‫نظر هاكند‪ ،‬گر چند هه طرق مختلف ولي هر دو منتف ميكاند‪ .‬در صارت پذيرش‬ ‫يک اسقف‪ ،‬درآمد مرهاط هه مقر اسقف نصیا پاپ ميكاد و هسته هه اينكه چه‬ ‫کسي اسقف كده است‪ ،‬پاپ يا يک نماينده وفادار دارد يا هر كخصي تكیه دارد که‬ ‫هه پادكاه هیش از پاپ وفادار است يعني يک ستا پنجمي هالقاه در اطرافش دارد‪.‬‬ ‫در صارت ماافقت پادكاه ها اسقف نامزد كده‪ ،‬پادكاه اسقف قاهل قبال هراي کار ها‬ ‫خادش دارد و اگر تمخیري هین فات اسقف قبلي و نصا اسقف جديد صارت‬ ‫هگیرد‪ ،‬پادكاه نیز درآمدي اضافي خااهد داكت‪ .‬ككل ‪ ،11.2‬يک نسخه ساده از اين‬ ‫هازي را نشا ميدهد‪.‬‬

‫‪492‬‬

‫ككل ‪ :11.1‬تشكیل هازي در پیما ورمس در سال ‪1122‬‬

‫گزينم پیش روي پاپ هه ظاهر کامب ساده است‪ .‬اگر او كخصي را که انتظار مي‬ ‫رود هه او وفادار هاكد نامزد کند‪ -‬يک خايشاوند يا عضاي از درهار وي هاد‪ -‬و‬ ‫پادكاه نیز مي پذيرفت‪ ،‬آنگاه پاپ ههترين ها اين اسقف ههترين گزينه اش را هه دست‬ ‫ميآورد و درآمد حاصل از مقر اسقفي را کسا کرده و هه هبتصدي هاد مقام‬ ‫اسقفي در اسرع وقت ممكن پايا ميدهد‪ .‬مشكل اين است که كايد پادكاه هه گزينه‬ ‫پاپ نه هگايد‪ .‬خا! كما فكر ميکنید در اين صارت پاپ هايد كخصي که هه‬ ‫پادكاه وفادار است را نامزد کند‪ .‬در آ صارت‪ ،‬حداقل درآمد کسا ميکند‪ .‬اما‬ ‫ممكن است پادكاه آ پیشنهاد را هم رد کند‪.‬‬

‫‪491‬‬

‫اکنا مسئله درآمد را کنار هگذاريد‪ ،‬فرض کنید که پاپ اسقفي را که هه او وفادار‬ ‫است ‪ 1‬ارزكگذاري ميکند و هه اسقفي که هه پادكاه وفادار است فقط ‪ 1‬ميدهد‪.‬‬ ‫عدم کسا هر گانه تاافق درهارة اسقف ها پادكاه‪ ،‬هراي پاپ‪ 9‬امتیاز مي ارزد‪ .‬اين‬ ‫ترتیا ارزش ها روكن ميکند که پاپ ترجیح ميدهد که آدم خادش هه عناا‬ ‫زيردست پادكاه هاكد اما گزينم انتخاهي پادكاه هراي اسقفي را نیز هه نداكتن اسقف‬ ‫ترجیح ميدهد‪ .‬فرض کنید که پادكاه هه اسقفي که ها او مرتبط است عدد ‪ 1‬و هه‬ ‫اسقفي که انتظار مي رود هه پاپ وفادار هاكد ارزش ‪ 1‬ميدهد‪ .‬ارزش نداكتن اسقف‬ ‫هراي پادكاه هم صفر است‪ ،‬هما طار که هراي پاپ نیز صفر هاد‪.‬‬ ‫حاال ناهت هه قسمت جالا ماجرا ميرسد‪ .‬درآمد حاصل از اسقف هاد چه قدر‬ ‫مي ارزد؟ من فرض ميکنم که يک قلمروي فقیر مقام اسقفي‪ ،‬درآمدي معادل ‪1‬‬ ‫امتیاز هیشتر هراي هرکسي که درآمد آ منطقه را کسا ميکند هه همراه دارد‪ .‬درآمد‬ ‫يک مقر اسقف هه طار متاسط ثروتمند هم ‪ 4‬امتیاز مي ارزد و يک قلمروي واقعا‬ ‫ثروتمند اسقفي نیز درآمد ‪ 8‬را ايجاد ميکند‪ .‬درخت هازي نخست مناف پاپ و مناف‬ ‫پادكاه را پس از پاپ در هر هخشي که درخت هازي هه انتها ميرسد نشا ميدهد‪.‬‬ ‫در فصل که هه هازي هانكدارها (پاريس يا هايدلبرگ) نگاه انداختیم من قال يک‬ ‫هازي جالا تر را دادم و اين هم هما هازي جالا تر‪ .‬هراي حل اين هازي‪ ،‬پاپ هايد‬ ‫هبیند که پادكاه ميخاا هد چه کار کند‪ .‬تصمیم پادكاه هم هه میزا زيادي هه میزا‬ ‫ارزكمندي درآمد حاصل از مقام اسقف هاد است‪ .‬زماني که قلمروي اسقف درآمد‬ ‫کاچكي دارد‪ -‬تنها يک امتیاز هیشتر‪ -‬پادكاه ميتااند ها ماافقت ها گزينم اسقف‬ ‫منتخا پاپ که هه مقام پاپ وفادار است سه امتیاز هه دست آورد اما تنها يک امتیاز‬

‫‪494‬‬ ‫– ارزش درآمد‪ -‬را ها رد نامزد اسقفي هه دست ميآورد‪ .‬حال اگر پاپ يكي از‬ ‫خايشاوندا پادكاه را هه عناا اسقفي انتخاب کند‪ ،‬قطعاً پادكاه ميتااند ارزش‬ ‫هیشتري هه دست آورد‪ -‬آنگاه پادكاه ها پذيرش آ نامزد‪ ،‬پنج امتیاز کسا ميکند‪.‬‬ ‫البته پیما ورمس تصريح ميکند که اول پاپ هايد اقدام کند و کانديداي اسقفي را‬ ‫نامزد کند‪ .‬پاپ فهمیده است که اگر كخصي را که هه خادش وفادار است انتخاب‬ ‫کند ‪ 8‬امتیاز هه دست ميآورد؛ ‪ 1‬امتیاز هراي اسقف كد و يک امتیاز ( در صارت‬ ‫ضعیف هاد درآمد مقر اسقفي) درآمد کسا ميکند‪ .‬اين مقدار امتیاز از مقداري که‬ ‫او ميتااند ها نامزد کرد يكي از خايشاوندا پادكاه هه دست آورد هیشتر است‪ .‬لذا‬ ‫ها فرض فقیر هاد قلمروي اسقف‪ ،‬پاپ هر كخصي را که خادش دوست دارد‬ ‫انتخاب ميکند و پادكاه مجبار هه قبال آ ميکند‪ .‬پادكاه ها انتخاب پاپ ماافق‬ ‫ميکند و همه چیز مرتا خااهد هاد‪ .‬اين هما دنیايي است که تاريخ دانا فكر‬ ‫ميکنند وجاد داكته است چا متاجه كدهاند پادكاها تقريباً هیچگاه نامزد اسقفي‬ ‫را رد نميکنند‪.‬‬ ‫ككل ‪ 11.2‬مثالي عددي از تشكیل هازي در پیما ورمس‬

‫‪491‬‬

‫البته هه نظر من تاريخ دانا اكتباه ميکنند‪ .‬اگر هه تفاوت هاي درآمدي قلمروهاي‬ ‫اسقف ها مثب در فرانسه عهد پادكاهي فیلیپ آگاستا‬

‫‪216‬‬

‫(‪1181‬تا ‪ )1221‬نگاه‬

‫کنیم در ميياهیم که پاپ هه طار گسترده دست هه انتخاب افراد از درهار خادش‬ ‫هراي مناطق فقیر زد اما هراي مناطق هه طار متاسط مرفه‪ ،‬خايشاوندا پادكاه را‬ ‫انتخاب کرد‪ .‬اين دقیقاً هما چیزي است که تشكیل هازي در پیما ورمس در سال‬ ‫‪ 1122‬میبدي ما را هه انتظار آ وا مي دارد و هما عامل کلیدي است که هاعث‬ ‫خااهد كد پاپ خااها‬

‫محدود کرد ركد اقتصادي اي هاكد که پادكاها‬

‫ميتاانستند از قِبل آ ههره و انتفاع هبرند‪.‬‬ ‫زماني که درآمد هه جاي يک امتیاز ‪ 4‬امتیاز مي ارزد‪ ،‬پادكاه ها رد کانديداي اسقفي‬ ‫که وفادار پاپ است ارزش هیشتري نسبت هه ماافقت ها اسقف كد آ نامزد هه‬ ‫دست ميآورد (‪ 4‬امتیاز در مقاهل ‪ .)1‬اما اگر پاپ هخااهد يكي از خايشاوندا‬ ‫پادكاه را اسقف کند‪ ،‬وضعیت پادكاه ها هله گفتن نسبت هه اين کانديدا ههتر از‬ ‫وضعیتش در صارت نه گفتن ميكاد‪ ،‬حتي اگر اين کار هه معني از دست داد‬ ‫درآمد هزرگتر هاكد‪ .‬اگر خايشاوند پادكاه اسقف كاد پادكاه ارزكي معادل ‪ 1‬امتیاز‬ ‫هه دست ميآورد و فقط ‪ 4‬امتیاز ا را از درآمد حاصل از قلمروي ثروتمند اسقفي‬ ‫هه دست ميآورد‪ .‬لذا در مقرهاي اسقفي ثروتمندتر‪ ،‬پاپي که از نظر سیاسي هاكمند‬ ‫و زيرک هاكد استراتژي اش را تغییر ميدهد و فردي را هه پادكاه پیشنهاد ميدهد که‬ ‫پادكاه ميخااهد‪ .‬آنگاه پاپ هه خاطر انتخاب اسقف ‪ 1‬امتیاز و هه خاطر درآمد {مقر‬ ‫اسقف} ‪ 4‬امتیاز ديگر ميگیرد‪ .‬اين کار‪ ،‬زماني که اسقف ميداند پادكاه انگیزة رد‬

‫‪216 Philip Augustus‬‬

‫‪498‬‬

‫کانديدايي را دارد که پاپ واقعا خااها اسقف كد آ است‪ ،‬ههترين کاري است‬ ‫که پاپ ميتااند انجام دهد‪.‬‬ ‫حاال يک قلمروي واقعا ثروتمند را تصار کنید که درآمد آ ‪ 8‬امتیاز مي ارزد‪.‬‬ ‫درآمد اين قلمروي اسقفي هراي پادكاه حتي هیشتر از همراهي ها پاپ مي ارزد‪ .‬در‬ ‫اين صارت کلیسا ديگر نميتااند ها پادكاه هر سر کنترل سیاسي رقاهت کند‪ -‬پادكاه‬ ‫اصب ديگر هه اسقف ها اهمیت نميدهد‪ .‬او فقط درآمد ميخااهد و لذا همم نامزدها‬ ‫را رد ميکند‪ .‬پیما ورمس از هم فرو مي پاكد و ما در دنیاي جديدي هستیم که‬ ‫پادكاها درآمدهاي سرزمینشا را نگه مي دارند و پاپ ها هرکسي که هخااهند را‬ ‫هه عناا اسقف انتخاب ميکنند‪ .‬البهت اين ماضاع در اصل مرهاط هه وضعیت‬ ‫کلیساي کاتالیک مدر ميكاد‪ .‬کلیساي کاتالیک هناز يک سازما مذهبي هزرگ‬ ‫هاقي مانده است اما ديگر يک هازيكن سیاسي‪-‬نظامي هزرگ نیست‪.‬‬ ‫ميتاانیم هبینیم که ورمس سیستمي را ايجاد کرد که انگیزههاي جالبي خلق‬ ‫ميکند‪ .‬هر چه درآمد مقر اسقف هیشتر هاكد‪ ،‬هراي پاپ سخت تر خااهد هاد تا‬ ‫کانديداي مرجحش را هه عناا اسقف انتخاب کند‪ .‬مقرهاي هاارزش مستلزم از‬ ‫خادگذكتگي پاپ هادند‪ .‬پاپ هايد ها اسقفي ماافقت ميکرد که در كرايط حسا ‪،‬‬ ‫هیشتر هه حمايت از پادكاه مايل هاد تا پاپ‪-‬وگرنه پاپ درآمد مقر را ازدست ميداد‪.‬‬ ‫اين وضعیت اين ههانه را هه پاپ ميداد تا چاب الي چرخ ركد اقتصادي در خارج‬ ‫از قلمروي کلیسا هگذارد‪ .‬در حقیقت‪ ،‬کمي هعد از سال ‪ ،1122‬کلیسا مجماعه هرنامه‬ ‫هاي جديدي اتخاذ کرد که هیشتر هراي تضعیف پیشرفت اقتصادي خارج از کلیسا‬ ‫تعبیه كده هادند‪ .‬آيا اين کار هر حسا اتفاق هاد؟ ما نميتاانیم هفهمیم‪ ،‬ما فقط‬

‫‪498‬‬ ‫ميتاانیم هبینیم که تغییراتي که کلیسا – و پادكاها ‪ -‬هعد از سال ‪ 1122‬انجام دادند‬ ‫ها انگیزههاي جديدي که در پیما ورمس ايجاد كده هاد سازگار هادند‪.‬‬ ‫هراي مثال در كاراي اول الترا‬

‫‪211‬‬

‫(‪ )1121‬که گردهمايي رهبرا کلیسا هراي‬

‫تاافق هر سر قااعد مهم جديد هاد‪ ،‬ميتاانیم هبینیم که نقش مجرد هاد هراي‬ ‫روحانیت اهمیت هیشتري يافت‪ .‬آ كارا روحانیت را از ازدواج و داكتن معشاقه‬ ‫من ميکرد ‪ .‬نظر کلیسا درهارة انگیزش قااعد سخت گیرانه تر تجرد روكن هاد‪ .‬هه‬ ‫نظر ميرسد اين قااعد هه اندازه اي که ادعاهاي کلیسا درهارة دارايي ها را روكن‬ ‫ميکن د‪ ،‬هراي تبلیغ پاکدامني طراحي نشده است‪ .‬قااعد جديد اين احتمال را تقايت‬ ‫ميکرد که دارايي روحانیت پس از مرگش‪ ،‬هه جاي اينكه هه وراث هرسد هه کلیسا‬ ‫تعلق هگیرد‪ .‬در كاراي دوم الترا (‪ ،)1111‬تغییرات جدي تري هنا كد‪ .‬آ كارا هه‬ ‫سؤاالت مرهاط هه ارث و رها پرداخت‪ .‬در خصاص تاارث دارايي خصاصي اسقف‬ ‫متافي‪ ،‬سهم کلیسا افزايش يافت و تضمین ميکرد که متصديا کلیسا‪ ،‬و نه هر گانه‬ ‫دادگاه سكاالر ديگر‪ ،‬ذينف {و وارث} خااهد هاد‪:‬‬ ‫اماال اسقف متافي نبايد تاسط هیچ کس مصادره كاد و هايد هه صارت آزاد در‬ ‫دستر‬

‫خزانه دار و روحانیت هراي {تممین} نیازهاي کلیسا و متصدي جانشین‪،‬‬

‫هاقي هماند‪ ....‬عبوه هراين‪ ،‬ازين هه هعد‪ ،‬اگر هر کس جرئت کرد که چنین کاري هكند‬ ‫تكفی ر خااهد كد‪ .‬افرادي که اماال کشیش متافي يا روحاني ها را غارت کنند‬ ‫محكام هه حكم قبلي خااهند كد{يعني تكفیر ميكاند}‪.‬‬

‫‪211 First Lateran Council‬‬

‫‪496‬‬

‫ها تكفیر کرد خاطیا ‪ ،‬کلیسا ريسک اينكه افراد خانااده يا پادكاها هجام هبرند‬ ‫هه سمت مصادره دارايي «كخصي» روحانیا متافي را افزايش داد‪ .‬اين کار پال را‬ ‫درست در جايي که کلیسا ميخااست قرار ميداد‪ :‬در صندوقچه هاي کلیسا‪.‬‬ ‫كاراي الترا هه سراغ اين رفت که رها را «هر اسا‬

‫قاانین آسماني و انساني‪،‬‬

‫نفرتانگیز و سزاوار سرزنش» هداند و پاي رهاخاارا را از کلیسا هبرّد و آنها را حتي‬ ‫از تدفین مسیحي هم محروم کند اال اينكه تاهه کرده هاكند‪« .‬رها» در آ روزها فقط‬ ‫هه معني قرض داد پال همراه ها انتظار ساددهي هاد‪ ،‬نه لزوماً يک ساد هزرگ که‬ ‫امروزه از اين اصطبح هه ذهن متبادر ميكاد‪ .‬قبل از سال ‪ ،1111‬رها هراي روحانیت‬ ‫ممناع هاد اما هراي مردم عادي هه اندازه يک گناه کبیره‪ ،‬هزرگ و مهم نباد‪ .‬اثر تحريم‬ ‫قرض داد پال هراي گرفتن ساد‪ ،‬افزايش قیمت پال و ايجاد کمباد هالقاة قرض‬ ‫دهندگا مايل هه قرض داد هاد‪.‬‬ ‫درست مانند هانكهاي مرکزي عصر مدر که نرخ هاي ههره را هراي کُند کرد‬ ‫ركد افزايش ميدهد ‪ ،‬کلیساي قر دوازدهمي هم نرخ هاي ههره را ها محروم کرد‬ ‫افرادي که پال را هراي گرفتن ساد قرض ميدهند‪ ،‬افزايش داد‪.‬‬ ‫ها اينكه کلیسا از متن کتاب مقد‬

‫هراي تاجه کارش استفاده ميکرد اما در میا‬

‫متشرعا کلیسا –قانا گذارا کلیسا‪-‬نیز يک نگاهي گسترده كده هاد که در آمازه‬ ‫هاي اولیه کاتالیک يا کتاب مقد ‪ ،‬هیچ ممناعیتي عقیدتي درهارة رها وجاد ندارد‪.‬‬ ‫هما طار که اين افراد اكاره کردهاند‪ ،‬حضرت مسیح قرض دهندگا را از معبد‬ ‫هیرو انداخت‪ .‬ايشا معقتد هادند که وارد كد در چنین تجارتي در معبد اكتباه‬ ‫است اما ايشا استدالل نكردند که اين کار {هه طار کلي} اكتباه و خطا است‪ .‬ايشا‬

‫‪491‬‬

‫فقط خااستند که اين کار هیرو از معبد هرود‪ .‬البته ما هايد هه ياد داكته هاكیم که‬ ‫کلیسا از کتاب مقد‬

‫هراي ممناعیت رها در هزارسال گذكته استفاده نكرده است‪.‬‬

‫البته معلام كد اجراي ممناعیت قرض داد هراي گرفتن ساد( پس ديگر چرا‬ ‫افراد پال قرض هدهند؟) مسئله دكااري است‪ .‬گناه رها مستلزم اين نیت هاد‪ :‬قرض‬ ‫دهنده مي هايست قصد کسا ساد کند پس قرض دهنده در عمل چه ساد هكند چه‬

‫ساد نكند مسئله اي فرعي هاد‪ .‬کلیسا فهمید که تعیین اينكه قرض دهنده نیت کرده‬ ‫که ساد هگیرد چقدر سخت است‪.‬‬ ‫در مااجهه ها نیت افراد قرض دهنده‪ ،‬کلیسا هاكمندانه اعمال قانا را از‬ ‫متشرعا هه سمت دانشمندا الهیات تغییر داد‪ .‬حكیما الهیات استدالل ميکردند که‬ ‫ها اينكه قانا هشري كايد نتااند يک قرض رهاي را كناسايي کند اما خدا ميداند‬ ‫که قرض دهنده قصد کسا ساد کرده است يا خیر و اين مسئله وراي ههانه و‬ ‫مستمسكي است که هراي پاكش عايدي حاصل از قرض‪ ،‬مارد استفاده قرار گرفته‬ ‫است‪ .‬لذا‪ ،‬هر کسي که چنین سادي هه دست آورد و آ را مسترد نكند يا قبل از‬ ‫مرگ نتااند هه میزا کافي در راهطه ها اين عمل‪ ،‬از خاد پشیماني هروز دهد‪ ،‬تا اهد‬ ‫محكام و مارد سرزنش است‪.‬‬ ‫هراي تسهیل استرداد رها و هراي هرجسته کرد تهديد لعن و نفرين قرض داد ‪،‬‬ ‫کلیسا سنت هاي جديدي ايجاد کرد‪ .‬مثب چهارمین كاراي الترا (‪ )1211‬اعتراف‬ ‫كفاهي ساالنه را اجباري کرد‪ .‬کلیسا کتاب راهنماي کشیشا كناندة اعتراف را هه‬ ‫همراه دستارالعمل هاي خاصي هراي هرخارد ها هازرگانا و ديگراني که احتماالً‬ ‫درگیر رها كدهاند تازي کرد‪ .‬در اين اعترافگاه ها‪ ،‬کلیسا هراي آ هايي که هه خاطر‬

‫‪419‬‬

‫رها ملعا و دوزخي كده هادند‪ ،‬اهزاري تعبیه کرده هاد تا روحشا را نجات دهند‪.‬‬ ‫اگرچه راه هخشش عماماً كامل استرداد مالي هه نف کلیسا هاد نه افرادي که از آنها‬ ‫ساد رهاي گرفته كده هاد‪ .‬ها اينكه تهديد دوزخ و لعن اهدي در قر دوازدهم كديد‬ ‫و سخت هاد اما هناز قرض داد رهاي ادامه داكت‪.‬‬ ‫البته هازرگانا و ديگر افراد هه تعبیه طرح هاي زيرکانه هراي مخفي کرد کاركا‬ ‫ادامه ميدادند‪ .‬آنها نه تنها نرخ هاي هراهري را دستکاري ميکردند هلكه قراردادهاي‬ ‫گمراه کننده ميناكتند و كرکتهاي سهامي کاذب درست ميکردند(اين حلیه‬ ‫هرايتا آكناست؟!) تا ترتیبات حقیقي مالي خاد را پنها کنند‪ .‬ريسک هاي اين کار‬ ‫(که كامل لعن اهدي هم ميكاد) افزايش يافته هاد لذا طبیعي هاد که نرخ انتظاري‬ ‫عايدي {يا هما ساد رهاي} هم افزايش ياهد‪ .‬تبعات وام داد هاعث افزايش هزينه‬ ‫آ مي كد و هه اين ترتیا پال هاي مرهاط هه سرمايه گذاري و ركد را نسبت هه‬ ‫آنچه که هايد مي هاد‪ ،‬کاهش داد‪.‬‬ ‫اگر هه وصیتنامه هاي پس از سال ‪ 1211‬نگاه هیاندازيم متاجه افزايش كديدي در